loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 31
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 10:12


ابوالهدی کلباسی

كَکالا‌ُالدّین میرزا اَبوالهُدی بن ابوالمعالی كَلباسی(درگذشت: ۱۳۵۶ق) از عالمان رجالی شیعه در قرن چهاردهم قمری. وی در نجف نزد عالمانی زیرا آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبایی درس خواند و آنگاه به اصفهان رجوع و برگشت و به درس دادن و تألیف سرگرم شد. از مهمترین تألیفاتش سماء المقال فی پژوهش دانش الرجال میباشد. سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی از شاگردان اوست. از کلباسی کرامات و مکاشفاتی آورده شده و رساله‌ای نیز درین قضیه دارااست. بقاع وی در تخت فولاد اصفهان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

معاش‌طومار
تاریخ به دنیاآمدن او معلوم وجود ندارد،[۱] ولی محل تولد وی اصفهان بوده میباشد. پدرش میرزا ابوالمعالی کلباسی و مادرش دختر آقا سید زین‌العابدین فرزند حجت‌الاسلام شفتی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

قوم و قبیله
از خاندان وی می‌قدرت به پدرش، ابوالمعالی کلباسی، فقید و اصولی در اصفهان اشاره نمود که اثراتی زیرا رسالة فی الاستخارات، البشارات فی اصول الفقه و الرسائل الرجالیه از اوست. جدّ وی هم مشهور به حاجی کلباسی از علمای پر اسم و رسم و زبانزد در اوصاف ملکوتی و فضیلت ها اخلاقی بود. اخوی وی هم میرزا جمال‌الدین کلباسی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۳]

انگیزه اشتهار به کلباسی
عبدالکریم گزی در «تذکرة القبور» که در آن به‌مناسبت مقابر علمای مدفون در اصفهان، به اختصار تفصیل اوضاع و احوال آن‌ها‌را هم آورده، درباره آوازه وی به کرباسی این‌سیرتکامل می گوید که جدش، محمدحسن کرباسی بوده و در محله آبگینه‌ْکرباس هرات که به آن محله کرباس نیز می‌گفتند، مستقر ب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وده میباشد.[۴]

وفات

مزار ابوالهدی کلباسی در کنار پدرش میرزا ابوالمعالی
کلباسی در نصفه‌شب سه شنبه، ۲۷ ربیع‌الثانی سال ۱۳۵۶ق در اصفهان از عالم رفت و تن وی کنار مزار پدرش میرزا ابوالمعالی در تخت فولاد اصفهان دفن شد.[۵]

عموی میرزا ابوالهُدی، محمدمهدی کلباسی میباشد که وی هم صاحب و مالک تألیفات فراوانی میباشد. پسرعموی وی هم ابوالقاسم کلباسی فرزند محمدمهدی بن محمد ابراهیم میباشد.[۶]

تحصیلات علم ها فقهی
کلباسی، تحصیلات مقدماتی خود را نزد بابا سپری کرد. بعد از درگذشت بابا به نجف مسافرت کرد و در دروس اساتیدی زیرا آخوند خراسانی صاحب و مالک کفایه و سید یزدی مالک العروة الوثقی کمپانی کرد. آنگاه به اصفهان برمی‌خواهد شد و مباحث علمی خود را ادامه می دهد و محل مراجعات عموم میشود.

اساتید و شاگردان
بعضی از اساتید کلباسی از این قرار میباشد:

پدرش میرزا ابوالمعالی کلباسی،
محمدهاشم چهارسوقی خوانساری،
سید حسن صدرالدین کاظمی،‌
آخوند خراسانی،
سید محمد کاظم طباطبایی صاحب و مالک عروه.[۷]
از مشهورترین شاگردان کلباسی،ابوالفضل بن عبدالحسین نجفی قدسی (متوفای ۱۴۰۲ق) میباشد. و از سایر شاگردان اویند:

سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی،
روضه خوان عبدالحسین گروسی،[۸]
روحانی احمد فیاض،
میرزا علی آقا شیرازی،
روحانی مجتبی لنکرانی،
روضه خوان هبةالله هرندی،
روضه خوان ذبیح‌الله محلاتی،.[۹]
تألیفات

سماء المقال از اثر ها ابوالهدی کلباسی
بعضا از تألیفات کلباسی بدین گستردن میباشد:

سماء المقال فی رسیدگی دانش الرجال،‌ کتابی رجالی به گویش عربی که در چهار رکن تألیف شده و پیرامون مسائل و قواعد اصلی رجالی گفت و گو نموده است.
زلات الاقدام فی التنبیه علی الاشتباهات الواقعه للعلماء فی المطالب الرجالیه،
الدره البیضاء فی اجازة الروایه عن الامناء،
الدر الثمین فی جملة اینجانب المصنفات و المصنفین،‌
لبه بر کفایة الاصول،
البدر التمام،‌
الفوائد الرجالیه،
کتاب فی الفقه،
التحفة الی سلاله النبوة.[۱۰]
فضیلت ها سلوکی و اخلاقی
گفته‌اند هر یکسری میرزا ابوالهدی کلباسی در فقه، اصول، سخن، نجوم و رجال از فیس‌های اصلی زمانه خویش به‌شمار می رفت، ولی در زهدوتقوا، تهذیب نفس و طهارت روح از نوادر بعد از ظهر خود بود. او این مقامات اخلاقی را زیر تأثیر روحیات و وضع معنوی پدرش و ملا علی‌محمد نجفی و محمدجواد بیدآبادی به دست آورد. ماجراهایی از مکاشفات و کرامات وی نقل گردیده‌است و رساله‌ای در سیر و سلوک نیز داراست.[۱۱] اورده شده که آقا رحیم ارباب درباره کمالات ابوالهدی گفته میباشد: «این دو اخوی (میرزا ابوالهدی و میرزا جمال) به مَلَک (فرشته) مشابه‌ترند تا به آدم.»[۱۲]

پانویس

بازدید : 31
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:29


شهیدشدن حجر بن عدی و یارانش: زمانی که مغیره و دیگر افراد در کوفه روی منبر، امام علی(ع) را لعن می‌کردند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و همراهانشان بپا می‌خواستند و لعن را به خودشان بازمی‌گفتند و درین‌باره صحبت می‌گفتند. بعد از مغیره که زیاد بن ابیه حکم دهنده کوفه شد درپی دستگیری آنان برآمد. عمرو بن حمق خزاعی و چندین نفر همدم او به موصل گریختند و حجر بن عدی و ۱۳ مرد از همراهانش بازداشت و نزد معاویه رسول شدند. زیاد در طومار‌اش به معاویه نوشت که اینان در لعن ابو تراب [لقب امام علی(ع)] با جماعت مسلمانها مخالفت ورزیده‌اند و بر والیان لاف‌پردازی کرده‌اند و به‌این جهت از تحت دستور خارج رفته‌اند. زمانی که دستگیر شدگان به مرج عذراء در تعدادی میلی دمشق رسیدند، معاویه امر کرد که آنها را همانجا گردن زنند. زیرا برخی درباره ۶ نفر از آن ها میانجی گری کردند، این ۶ نفر را زنده گذاشتند اما ۷ بدن دیگر را کشتند: حجر بن عدی، سهم دار بن شداد حضرمی، صیفی بن فسیل شیبانی، قبیصه ابن ضبیعه عبسی، محرز بن شهاب تمیمی، کدام بن حیان عنزی،[۹۷] عبدالرحمان بن حسان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عنزی.[۹۸]
شنیدن این خبر برای امام حسین(ع) بسیار گران آمد و در طومار‌ای به معاویه، یکی پلیدی‌های اخلاق اورا کشتن حجر قلمداد کرد.[۹۹]
عایشه نیز به این عمل معاویه اعتراض کرد و زمانی معاویه انگیزه شغل خویش را صلاح امت اعلام کرد، عایشه اعلام کرد:
سمعت فرستاده الله (صلی الله علیه و آله) یقول سیقتل بعذراء اناس یغضب الله لهم و اهل السماء (ترجمه: شنیدم که فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد میگوید: بعد از اینجانب مردمانی در عذراء کشته می گردند که پروردگار متعال و اهل اسمان از قتل وی به خشم میایند.[۱۰۰])
حسن بصری میگوید: معاویه چهار خصلت داشت که هر مورد از آن ها برای نابودی بس میباشد:
در آغاز، سوار شدنش بر گرده مسلمان‌ها با چاقو به سیرتکامل‌ای که سوای مشورت کردن، به امارت رسید در حالی که صحابه بافضیلت همچنان زنده بودند.
دوم، جانشین نمودن فرزند دایم الخمرش که حریر میپوشید و تنبور می‌زد.
سوم، اخوی قرائت زیاد را در حالی که نبی(ص) فرموده میباشد: الولد للفراش و للعاهر الحجر (ترجمه: فرزند زن، از آنِ شوهر رسمی و قانونی میباشد، و زناکار جز سنگ نصیبی مسجد بابا غدیر مشهد ندارد.)
چهارم، کشتن حجر.[۱۰۱] [آن گاه دو توشه خاطرنشان کرد:] وای بر وی از حجر و یارانش.[۱۰۲]
فشار و سختگیری بر شیعه ها سیاست معاویه در عوض عموم شام، نمی‌توانست برای شیعه ها عراق کارساز باشد. از این رو رویکرد قتل و شکنجه را برگزید. و برای تحقیر شیعه‌ها امام علی(ع) اصطلاح «ترابیه» را رواج می کرد.[۱۰۳]
کشتار شیعه ها بوسیله امویان از مجال حکومت امام علی(ع) استارت شد. معاویه، بسر بن ارطاة، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس را به عراق و حجاز ارسال کرد و از آن‌ها خواست، هر جا شیعه یافتند، بکشند.
مغیره از سال ۴۱ تا ۴۹ یا این که ۵۰ والی کوفه بود. او با شیعه ها به تسامح اخلاق و رفتار می کرد و با این طریق، فضای سیاسی را آهسته نگه داشت. بعد از مرگ مغیره، معاویه به زیاد بن ابیه که والی بصره بود، امارت کوفه را هم سپرد. وی در مبادرت ابتدا، دست ۸۰ بدن از اشخاصی را که با وی بیعت نکردند، جدا کرد. مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجی از شیعیانی بودند که به دست وی شهید شدند. امام حسین(ع) در طومار‌ای که پیرو شهید شدن حُجر برای معاویه ارسال کرد، از شهید شدن آنها نیز مسجد بابا قدرت مشهد حافظه کرد.[مستلزم منبع][۱۰۴]
مأموریت زیاد، سرکوبی شیعه‌ها در کوفه و سراسر عراق بود. ابن‌اعثم کوفی میگوید: وی پیوسته در‌پی شیعه ها بود و هر کجا آنها‌را می‌یافت می‌کشت و شمار متعددی را کشت. وی دست و پای عموم را جدا و چشمانشان را کور می کرد. ولی خویش معاویه نیز جماعتی از شیعه‌ها را کشت. نقل گردیده است معاویه خویش دستورداد گروهی از شیعه را به‌دار آویزند. زیاد شیعه‌ها را در مسجد توده می کرد تا از علی(ع) اظهار بیزاری نمایند. امام حسن(ع) در طومار‌ای به معاویه به خلق زیاد اعتراض کرد. معاویه همینطور به عمال خویش نوشت:[مستلزم منبع]
بین شما هر کس از شیعه‌ها علی و تبهکار به دوستی اوست، از فی مابین ببرید، حتی در‌صورتی‌که برهان و بینه‌ای برای این فعالیت و لو با پیش گویی و گمان، از ذیل سنگ خارج بکشید.

بازدید : 17
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 15:34


جایگاه علمی، شیوه درس دادن

مجلس درس سید حسین بروجردی کنار صحن آستانه مقدسه قم
در اذن اجتهادی که استادش آخوند خراسانی برایش صادر کرده اورا کسی دانسته که به نقط ی اوج اجتهاد مطلق نائل گشته و تک تک مناصبی را که مجتهد مطلق حائز میباشد. (مانند: فتوا دادن و قضاوت) برای وی اثبات و تاسی از اورا بر عموم واجب و مخالفت با او‌را حرام مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانسته میباشد.[۲۷] [یادداشت ۱]

نحوه وی در درس دادن دانش اصول، بی آلایش گویی و کوتاه کردن مطالب و اجتناب از مباحث زائد بود. وی همانند علمای سلف مثل روحانی اثرگذار، سید مرتضی، روضه خوان طوسی، روضه خوان طبرسی و علامه بحرالعلوم، در علم ها اسلامی دارنده جامعیت بود. در فقه روش ای استنباطی را به شغل موفقیت. ضمن این، به تتبع و کاوش در اقوال پیشینیان و نظرها قدما در فقه (چه شیعه و چه سنی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می پرداخت.

وی در دانش رجال روشی اختصاصی و ابتکاری داشت. سندهای روایات کتاب کافی، تهذیب، استبصار و… را از متن ها آن ها غیروابسته کرده و با تمرکز بازرسی میکرد و این عمل دست‌آوردهای ارزشمندی بخش دانشمندان می کرد.

خصوصیت‌های فردی و اخلاقی
اخلاص: وی خداوند را با مجموع وجود اعتقاد کرده بود، هر وقت حرف از سرویس ها وی به فی مابین می‌آمد، می‌بیان کرد: «خلص العمل فان الناقد بصیر؛ شغل خویش را خالص کن چون بازرس شغل بسیار بیناست.»[۲۸]
شوق واشتیاق به یادگرفتن دانش: وی تا انتها قدمت لحظه‌ای دست از استخراج دانش و معرفت برنداشت. از وی نقل میباشد که: «اینجانب از مطالعات علمی خسته نمیشوم؛ بلکه هرگاه از شغل های دیگر خسته میشوم، با مطالعات علمی خستگی خویش را رفع رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میکنم.»[۲۹]
سعه صدر: وی در عین اقتدار و بضاعت، تملک نفس علامت داده؛ بی‌مهری‌های معارضان خویش را با تفصیل صدر شگفت‌انگیزی نادیده می‌گرفت و از لغزش‌های آنها صرف حیث میکرد و این خویش یکی کارداران بسیار اصلی در سازمان یافتن سر گروهی بدون نقص و بلاعزل برای وی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۳۰]
اهتمام به آیین: در واپسین روزهای عمرشان هنگامی خبر دادند پرفسور موریس دارای تخصص قلب، از پاریس برای درمان وی به قم آمده میباشد، وی را به حضور نپذیرفتند و از ملازمان خواستند اتاق را تر و تمیز نمایند و کتف‌ای به وی بدهند تا محاسن خویش را آراسته نماید و هنگامی به وی پهنا کردند؛ اشکالی ندارد؛ زیرا اکنون شما خیلی بهتر وجود ندارد؛ گفته بود: «اینجانب امروز پیشوای مسلمین هستم، نباید در مقابل یک بیگانه بدین هم اکنون باشم.»[۳۱]
کظم غیظ: آیت‌الله بروجردی در کارها دنیایی با خویش عهد و پیمان کرده بود، در‌صورتی‌که عصبانی خواهد شد یک‌سال مجموع روزه بگیرد و یک توشه که عصبانی شد، یک‌سال تک تک (به غیر از روزهای حرام) روزه گرفت.[۳۲]
آرزوی شهیدشدن: آیت‌الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل می‌نماید: «مرحوم آیت‌الله بروجردی بسیار اظهار تأسف می کردند، به سبب ساز این که با آماده شدن موضوع شهیدشدن، این نتیجه تبارک را ادراک نکردند و به منزلت شهیدشدن نایل نشدند.»[۳۳]
پر‌نور‌بینی: مرتضی مطهری میگوید: «یکی‌از مزایای پررنگ آیت‌الله بروجردی که نماینده نحوه تامل پر‌نور او بود، عشق‌مندی او به تأسیس مدرسه ابتدایی‌ها و متوسطه‌های تازه ذیل حیث سرپرستان متدین بود که علم آموزان را هم دانش بیاموزند و هم آئین. وی دیانت عموم را در بی‌خبری و بی‌اطلاعی و بی‌سوادی کاوش نمی کرد؛ بلکه معتقد بود که درصورتی که عموم دانا شوند و آئین هم به‌طور درست و سنجیده به آنان یاد دادن خواهد شد؛ هم فقیه خواهند شد و هم متدین. آن پاره ای که اینجانب استحضار دارم، مبالغ متعددی از وجوه و سهم امام را اذن اعطا کرد که صرف تأسیس بعضا از متوسطه‌ها خواهد شد.»[۳۴]
مؤمن حقیقی وواقعی:
علامه طهرانی هنگام تشرف به قم بعد از زیارت حضرت معصومه مقید به زیارت قبر وی بوده و موقع حضور در کنار قبر آیت‌الله بروجردی دست بر قبر وی نهاده و گفته میباشد: «أشهد أنّک مؤمن حقّاً»[۳۵]

خاطر حاذق:
آیت‌الله بروجردی حتّی بر ادبیّات عرب اشراف داشت و أشعار ألفیّه ابن‌صاحب و مالک و کلمه ها مغنی‌اللبیب و مطوّل را از محافظت میخواند. بعضی اوقات آقا روضه خوان قاسم نحوی در مجلس درس وی انواع می کرد و وی در جواب یک خط از مغنی را از نگهداری می‌خواندند.[۳۶]

بازدید : 71
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:19


گنج طلحه
هنگامی طلحه کشته شد، گنج اکثری بر مکان گذاشت. بها غلات طلحه در عراق در میان چهارصد تا پانصد هزار درهم و درآمد روزمره او از غلات عراق حدود هزار درهم بود. همینطور بها غلات او در سراة حدود ده هزار دینار بود. همینطور نقل میباشد که قیمت ارثیه ما‌نده از او از زمین و دام و اموال و پول انتقاد (درهم و دینار) سی میلیون درهم بوده میباشد. دو میلیون و دویست هزار درهم و دویست هزار دینار انتقاد باقی گذاشت و سایر به طور زمین و دام و متاع بود. همینطور گفته شده وقتی که طلحة بن عبید الله کشته شد در اختیار بانک‌دارش دو میلیون و دویست هزار درهم پول عیب گیری بود و نخلستان‌ها و دیگر اموالش را به سی میلیون درهم آنالیز کردند. در نقلی دیگر آمده میباشد که از طلحة بن عبید الله یکصد پوست گاو نر انباشته از زر که در هرکدام سیصد رطل طلا و جواهرات بود، باقی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ماند.[۵۱]

منزلت نزد اهل سنت
طلحه نزد اهل سنت از رده والایی برخوردار‌است و او را یک کدام از عشره مبشره، ی
عنی ده نفری که بوسیله فرستاده(ص) بشارت به فردوس داده شدند، میدانند. او دارنده صفاتی مثلا طلحه الخیر و طلحه فیاض میباشد و یکی بیست صحابه دارنده فتوا دانسته گردیده است. او برای مثال راویان گران قدر از نبی(ص) میباشد که افرادی مانند پسرانش: یحیی و موسی، قیس بن ابوحازم، ابوسلمه بن عبدالرحمن و صاحب بن ابوعامر از او ماجرا می‌کردند.[۵۲] همینطور طلحه را در کنار حمزه بن عبدالمطلب، جعفر بن ابی‌طالب، علی(ع)، ابوبکر، قدمت بن خطاب، ابوعبیده جراح، عثمان بن عفان، عثمان بن مظعون، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و زبیر بن عوام، از دوازده حواری نبی(ص) به شمار مسجد غدیر فلاحی مشهد میاورند.[۵۳]
ولی آن‌گاه (از ثنا و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر یک‌سری كتمان كنيد- كه اینجانب در پی عموم نرفتم؛ آن ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آن‌ها نگشودم تا آن‌ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. عده عموم به دلیل اجبار و سلطه يا محصول دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو اکنون بیرون نيست) در صورتی شما از روى ميل و میل با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه معبود توبه كنيد و در صورتیکه بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده منش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد مسجد بابا غدیر مشهد عصيان‌ اشتيد

(زيرا رویکرد منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى عدم وجود مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) راز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب قتل کننده عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى مسجد بابا قدرت مشهد شما، آ

ن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين رخداد داشته محكوم و موظف خواهد شد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى نبرد برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اصلی‌ترين چيزى كه دامان شما‌را مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين روش هم سبب ساز ننگ (شكست در نبرد) میباشد و هم حریق دوزخ وجهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

بازدید : 74
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


مرتضی مطهری
مرتضی مطهری (۱۲۹۸ـ۱۳۵۸ش) عالم، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس شیعه و از رهبران فکری انقلاب اسلامی کشور ایران میباشد. او سر کردگی شورای انقلاب را تا روز شهید شدن بر ذمه داشت. و به شهید یا این که مدرس مطهری، دارای شهرت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

قبل از انقلاب اسلامی، مبارزات فکری مطهری در رویارویی با اذهان سوسیالیستی، لیبرالیستی و التقاطی در کشور ایران نقش قابل توجهی در رویگردانی جوان ها از این تفکرات داشت. وی از نهاد‌گذاران حسینیه پند میباشد. مطهری از شاگردان علامه طباطبائی، امام خمینی و آیت‌الله بروجردی به شمار می رفت. او اثراتی زیادی در حرف و فلسفه اسلامی نوشته میباشد. روزآمدسازی و تبیین آموزه‌های اسلام و تشیع، از خصوصیت‌های شغل‌های فکری وی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

سالروز شهید شدن مرتضی مطهری، در کشور‌ایران روز استاد خوانده گردیده و دین‌های بزرگداشتی در همین رابطه برگزار مسجد بابا غدیر مشهد می گردد.

معرفی و منزلت
گاه‌شمار معاش شهید مرتضی مطهری
۱۳ بهمن در سال ۱۲۹۸ش ولادت در شهر فریمان از توابع مشهد[۱]
سال ۱۳۱۱ش علم آموزی علم ها فقهی در مشهد و آموزش ادبیات عرب، منطق‌ و ... .[۲]
سال ۱۳۱۵ش مسافرت به قم[۳]
از سال ۱۳۱۹ش تا سال ۱۳۳۱ش حضور در درس امام خمینی (۱۲سال)، آیت‌الله بروجردی، علامه طباطبایی و مسجد بابا قدرت مشهد سایر افراد. درس دادن کتاب‌های متفاوت.[۴]
سال ۱۳۳۱ش وصلت[۵]؛ سفر از قم به طهران، درس دادن در مکتب سپهسالار و مکتب مروی[۶]
سال ۱۳۳۲ش نشر جلد نخستین اصول فلسفه و شیوه رئالیسم[۷]
۱۳۳۳ش شروع درس دادن در دانشکده طهران[۸]
۱۳۳۴ش چیره پاداش سلطنتی‌ به‌جهت کتابت کتاب اصول فلسفه و طرز رئالیسم‌.[۹]
سال ۱۳۳۷ش سخنرانی در انجمن اسلامی پزشکان که به زمان ۲۰ سال هر دو هفته یک توشه اعمال شد.[۱۰]
سال ۱۳۴۲ش دستگیر در قیام ۱۵ خرداد ماه و آزادی بعد از ۴۳ روز[۱۱]
سال ۱۳۴۳ش عضویت در جامعه روحانیت مبارز و جنگجو [۱۲]
سال ۱۳۴۴ش اخذ مشوق یونسکو به خیال و خاطر تکثیر دو جلد رمان راستان[۱۳]
سال ۱۳۴۵ش تکثیر مقاله ها «نظام حقوق و دستمزد زن در اسلام‌» در خبرنامه زن روز[۱۴]
سال ۱۳۴۶ش بنیانگذاری حسینیه راهنمایی به همپا سیدعلی شاهچراغی و محمد همایون[۱۵]
سال ۱۳۴۸ش سخنرانی در روز عاشورا علیه صهیونیسم در حسینیه راهنمایی که باعث به دستگیری او شد.[۱۶]
سال ۱۳۴۹ش گوشه‌گیری قانونی از حسینیه ارشادوراهنمایی[۱۷]
سال۱۳۵۱ش آغاز درس دادن فلسفه و معارف در قم در نقطه پايان هر هفته به بازه دو روز[۱۸]
سال ۱۳۵۴ش ممنوع‌المنبر شدن از سوی ساواک[۱۹]
سال ۱۳۵۴ش استارت به درس دادن محرمانه تفصیل منظومه تألیف ملاهادی سبزواری برای اساتید دانش کده[۲۰]
سال ۱۳۵۷ش ملاقات با امام خمینی در پاریس و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی.[۲۱]
۱۱ اردیبهشت ماه به سال ۱۳۵۸ش شهیدشدن[۲۲]
نبو
مرتضی مطهری فقید، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس[۲۳] و از رهبران فکری انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران میباشد.[۲۴] مرتضی مطهری تحت عنوان مدرس و شهید شناخته گردیده‌است.[۲۵] او در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ش، بر پایه ی با ۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۸ق، در فریمان از توابع مشهد در یک خانواده روضه خوان چشم به جهان گشود.[۲۶] پدرش محمدحسین مطهری، فراگیر آخوند خراسانی[۲۷] از روحانیون آیتم احترام عموم فریمان بود.[۲۸] مرعشی نجفی از مراجع پیروی شیعه گفته میباشد بابا مرتضی مطهری به جهت زهدو تقوا و صداقت‌اش دارای شهرت بود.[۲۹]

مطهری در سال ۱۳۱۱ش در حوزه علمیه مشهد سرگرم به علم آموزی شد.[۳۰] به گفته هاشمی رفسنجانی روضه خوان شیعه؛ مرتضی مطهری در سال ۱۳۱۶ش به قم آمد و حدود ۱۵ سال با حسینعلی منتظری هم‌مباحثه‌ بود.[۳۱] مطهری از درس استادانی همانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبائی بهره مند شد.[۳۲]

استادان
مهمترین استادان و فیس‌های تاثیرگذار بر مرتضی مطهری، عبارتند از

امام خمینی.
سید محمد حجت کوه کمری
علامه طباطبایی.
میرزا علی آقای شیرازی.
آیت‌الله بروجردی.
سید محمد پژوهشگر داماد
سید احمد خوانساری.
سید محمدحسین حسینی تهرانی.[۳۳]
درس دادن در قم و طهران
مطهری در سال ۱۳۳۱ش به طهران رفت و در مکتب سپهسالار[۳۴] و مروی درس دادن کرد و از سال ۱۳۳۴ش در دانش گاه الهیات و معارف اسلامی دانشکده طهران سرگرم به درس دادن شد.[۳۵] به گفته بعضا دانشمندان عمده عمل مطهری در دانشکده جنگ با ذهن ها سوسیالیست و لیبرالیست و جریان ذهن ها التقاطی بود.[۳۶]

به گفته بعضی نویسندگان مرتضی مطهری در سال ۱۳۵۵ش به انگیزه اختلاف با معلم کمونیست که تبلیغات ضد آیین جاری ساختن می‌اعطا کرد[۳۷] بعداز ۲۰ سال سوابق درس دادن[۳۸] در دانش کده الهیات بازنشسته‌اش کردند.[۳۹] مطهری به سفارش امام خمینی هفته‌ای دو روز برای درس دادن به حوزه علمیه قم میرفت.[۴۰]


مطهری در کنار امام خمینی هنگام رجوع و برگشت از پاریس
کار‌های اجتماعی و سیاسی
بعضا از اقدامات معلم مطهری عبارتند از:

نقش آفرینی در انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران

دستخط مرتضی مطهری در زندان موقت شهربانی؛۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲
در ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و در‌پی اعتراضات عموم با حکومت پهلوی و دستگیر امام خمینی، مطهری نیز به یاروهمدم جمع‌ای دیگر از روحانیون، زندانی و بعداز ۴۳ روز آزاد شد.[۴۱] او بعد از آن تشکیل هیئت‌های موتلفه اسلامی از سوی امام خمینی یک کدام از رهبران این هیئت‌ها شد.[۴۲]

به گفته هاشمی رفسنجانی روضه خوان شیعه؛ بعداز تبعید امام خمینی به ترکیه مسئولیت مدرس مطهری بیشتر شد.[۴۳]او به سخنرانی در مسجد هدایت، مسجد الجواد، مسجد جامع نارمک، انجمن اسلامی پزشکان و انجمن اسلامی دانشجو یان پرداخت.[۴۴] همینطور از سال ۱۳۴۰ش تا ۱۳۵۰ش در انجمن اسلامی پزشکان تحت عنوان سخنران شغل داشت.[۴۵]

مرتضی مطهری در مسجد ارگ و مسجد جاوید به سخنرانی علیه حکومت پهلوی پرداخت که در فیض در سال ۱۳۵۳ش تا موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران ممنوع المنبر شد.[۴۶] مطهری در سال ۱۳۵۵ش با همیاری تعدادی بدن از روحانیون طهران، جامعه روحانیت اهل جنگ طهران را بنیانگذاری کرد.[۴۷] واعظ‌زاده خراسانی اعتقاد دارد طرح ایدئولوژی اسلامی، سازمان دادن و لینک بین جامعه روشنفکران و روحانیت اهل پیکار از مهم‌ترین اقدامات مطهری میباشد.[۴۸]

مطهری در سال ۱۳۵۶ش در برگزاری چهلم شهید شدن مصطفی خمینی در مسجد ارگ طهران نقش مهم را داشت و امام خمینی در طومار‌ای از وی خواست که از افرادی که در مسجد ارگ حضور داشتند، سپاس کند.[۴۹] بعداز نقطع ی عطف‌گیری مبارزات عموم کشور‌ایران علیه نظام پادشاهی پهلوی در سال ۱۳۵۷ش و استقرار امام خمینی در پاریس به آنجا رفت و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی را از طرف امام خمینی پذیرفت. او هم‌اینگونه هنگام رجوع امام خمینی از تبعید به کشور ایران، ذمه ‌دار مسئولیت کمیته استقبال از وی بود و در روز ورود امام به کشور ایران پیش از سخنرانی وی در پردیس زهرا سخنرانی کوتاهی مشکل کرد.[۵۰]

بازدید : 55
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:13


تاریخ قرآن
نگارش و تدوین

قرآن منسوب به امام حسن(ع)، به خط کوفی در ۲۰ ورق از پوست آهو با لبه آهار مهره و بعد ها ۱۵* ۲۰/۸ سانتی متر. این قرآن در موزه ملک قراردارد.
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: نگارش قرآن
نبی اسلام(ص) بر مراقبت و تلاوت صحیح و نگارش آیه ها قرآن تأکید بسیار داشته میباشد. به دلیل مقداری اشخاص باسواد و کمبود تجهیزات نوشتاری در سال‌های آغازین بعثت، از خوف اینکه مبادا کلمه و واژه‌ای از خاطر رود یا این که غلط ضبط خواهد شد، عملکرد داشت تا نشانه‌ها به طور صحیح، مراقبت و تلاوت شوند.[۲۴] وی هنگامی که آیه‌ای نازل میشد، کاتبان وحی را فرا میخواند تا آن را بنویسند.[۲۵] نشانه‌ها قرآن، به طور دور از هم، بر پاره‌هایی از پوست حیوان ها، چوب درخت رطب، پارچه و صفحه نوشته مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شد.[۲۶]

فرستاده خویش بر عمل نگارش وحی تحقیق می کرد. وی بعد از قرائت نشانه‌ها برای کاتبان وحی، از آن‌ها می‌خواست که آنچه را نوشته‌اند، بخوانند تا خطاها احتمالی در تایپ کردن، رفع خواهد شد.[۲۷] سیوطی نوشته میباشد: در طول نبی همگیٔ قرآن مندرج بود، ولی به طور یک‌جا خلا و دکوراسیون سوره‌ها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معلوم نشده بود.[۲۸]

تدوین قرآن به صورت کنونی، در طی نبی(ص) روی نداده میباشد. به نوشته کتاب التمهید فی علم ها القرآن، در زمان فرستاده، آیه‌ها و اسم‌های سوره‌ها، با لحاظ وی، مشخص و معلوم گردیده بود؛ البته تدوین پایانی قرآن به طور یک کتاب و دکورا سیون سوره‌ها، بعداز وفات نبی و به صلاحدید صحابه، انجام یافته میباشد. [۲۹] بر پایه ی این کتاب، اول هر که قرآن را تدوین کرد، امام علی(ع) بود. وی سوره‌های قرآن را بر مبنا تاریخ نزول آن‌ها، توده‌آوری رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد. [۳۰]

یکسان‌سازی مصحف‌ها
بعداز وفات فرستاده، اصحاب بلندمرتبه وی، هرکدام به عده‌آوری قرآن، مبادرت کردند. مصحف‌های بخش اعظمی تدوین شد که در ترتیب سوره‌ها و خواندن، با هم مختلف بودند.[۳۱] این زمینه موجب شد که هر دسته از آنها خواندن خویش از قرآن را صحیح و خواندن دیگری را اشتباه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بدانند.[۳۲]

قرآن دانش کده بیرمنگام که عمر پوست آن به احتمال زیاد وابسته به مجال فرستاده(ص) میباشد
با سفارش حذیفه به عثمان برای یکی‌از‌کردن مصحف‌ها و موافقت اصحاب نبی، عثمان گروهی را مأمور این شغل کرد.[۳۳] وی اشخاصی را به کشور‌های متعدد اسلامی ارسال کرد و کلیه قرآن‌های مو جود را توده‌آوری کرد؛ آنگاه امرکرد آن‌ها‌را از میان ببرند.[۳۴] بر اساس کتاب التمهید، توانمند‌ترین احتمال درباره مجال یکی از‌کردن قرآن‌ها، سال ۲۵ قمری، میباشد.[۳۵]

موافقت امامان شیعه با مصحف عثمانی
همینطور ملاحظه کنید: مصحف عثمانی
بر طبق احادیث، امامان شیعه با یکسان‌سازی قرآن‌ها و همینطور با مُصحَفی که به فرمان عثمان، تدوین شد، موافق بود‌ه‌اند. سیوطی از امام علی (ع) نقل نموده است که عثمان درباره یکی از‌کردن قرآن‌ها با وی مشاوره کرده و وی هم موافق این شغل بوده میباشد.[۳۶] همینطور نقل گردیده‌است که امام راستگو(ع) فردی را که در حضورش، برخلاف تلاوت قانونی، قرآن می خواند، از این فعالیت نهی نموده است.[۳۷] طبق کتاب التمهید، شیعه ها همه قرآنی را که امروزه در چنگ میباشد، صحیح و بی نقص می دانند.[۳۸]

تلاوت‌های متعدد از قرآن
نوشته ی علمی‌های اساسی: قاریان هفت‌گانه و چهارده قصه
تا قرن چهارم هجری، تلاوت‌های گوناگونی از قرآن فی مابین مسلمانها اشاعه داشته میباشد.[۳۹] مهم ترین کارداران اختلاف خواندن‌ها را وجود قرآن‌های مختلف در بین مسلمانها، ابتدایی‌بودن خط عربی، نقطه‌ نداشتن حروف، خالی‌بودن حروف از حرکات، وجود زبان‌های متعدد و اِعمال ذوق وسلیقه قاریان قرآن(افرادی که قرآن را فراگیری می‌دادند) دانسته‌اند.[۴۰]

در قرن چهارم قمری، ابوبکر بن مجاهد (۲۴۵-۳۲۴ق)، معلم قاریان بغداد، هفت خواندن را از دربین تمامی تلاوت‌ها برگزید. قاریان این خواندن‌ها به قُرّاء سبعه مشهورند. ازآنجاکه هر کدام از این تلاوت‌ها با دو ماجرا، نقل گردیده‌است، از این پس چهارده تلاوت از قرآن مقبول مسلمان‌ها قرار گرفت.[۴۱]

اهل سنت معتقدند قرآن، وجوه لفظی گوناگونی دارااست و اشخاص میتوانند بر پایه ی هریک از آن وجوه که میخواهند، آن را خواندن نمایند؛[۴۲] البته عالمان شیعه می گویند: قرآن صرفا با یک تلاوت نازل گردیده است و امامان شیعه فقط به دلیل سهل وآسان‌گیری، قرائت قرآن با تلاوت‌های گوناگون را اذن داده‌اند.[۴۳]

خواندن شایع در بین مسلمان‌ها، خواندن عاصم با قصه حفص میباشد. گروهی از قرآن‌پژوهان شیعه، صرفا این تلاوت را درست و پی در پی دانسته و گفته‌اند:‌ دیگر تلاوت‌ها از فرستاده گرفته نشده و نتایج اِعمال ذوق و سلیقه قاریان آن‌ها بوده میباشد.[۴۴]

بازدید : 60
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 14:19


رهبر قیام مالک فخ
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مالک فخ
حسین بن علی دارای شهرت به صاحب و مالک فَخ، از والدین، از نوادگان [یادداشت ۱] امام حسن(ع) بود.[۸] پدرش، علی (دارای اسم و رسم به علیِ پسندیده و بزرگوار) و مادرش، زینب (دختر عبدالله محض) بود که به جهت عبادت فراوانشان، به زوج با تقوا آوازه داشتند.[۹] مالک فخ را شخصی شجاع و کریم ومهربان معرفی کرده،[۱۰] در سخاوتش ماجرا‌های مختلفی ذکر کرده‌اند.[۱۱] روضه خوان طوسی او را در زمرۀ اصحاب امام درستگو(ع) بر‌می‌شمارد.[۱۲] صاحب و مالک فخ در ذی‌الحجة سال ۱۶۹ق در ۴۱ سالگی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درگذشت.[۱۳]

نبو
امام حسن مجتبی (ع)
رسول اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسن مجتبی
خوله ام بشیر ام اسحاق نَفیله بقیه همسران
حسن مثنی حسین طلحه فاطمه
حسن زید ام الحسن ام الحسین قدمت قاسم آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عبدالله
علی حسن
صاحب و مالک فخ نفیسه ابوبکر ام عبدالله عبدالرحمن فاطمه ام سلمه رقیه
موضع‌گیری امام کاظم در قبال قیام
براساس روایتی که کلینی در کتاب کافی نقل نموده است، وقتی که مالک فخ قیام کرد، امام کاظم را به بیعت فراخواند؛ ولی امام با ردّ بیعت، از وی خواست او را به بیعت وادار نکند و وی نیز چنان کرد.[۱۴] عبدالله مامقانی اعتقاد دارد درخواست بیعت صاحب و مالک فخ از امام کاظم(ع) ، صوری بوده میباشد تا در شکل توفیق، فرمان خلافت را به وی واگذار نماید؛ از‌این‌رو امام از روی تَقیّه، حسین را از قیام بازداشتن کرد؛ البته در درون از مبادرت وی راضی بود؛ همچنان‌که بعداز شهادتش برای وی طلب بخشش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۵]

در گزارش ابوالفرج اصفهانی آمده میباشد حسین برای قیام، با امام کاظم(ع) مشاوره کرد و قیام با فرمان امام انجام یافته میباشد.[۱۶] همینطور مبتنی بر آنچه سید ابن طاووس از عالمان شیعه در قرن هفتم هجری نقل کرده، هادی عباسی قیام حسین را مستند به امر امام کاظم(ع) می‌دانست.[۱۷] با این هم اکنون، برپایه روایتی از کتاب کافی، یحیی بن عبدالله در طومار‌ای به امام کاظم(ع)، از جواب منفی امام به مشورت کردن‌خواهی آن‌ها در قیام فخ، شکایت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است.[۱۸]

به گفته احمد بن ابراهیم حسنی و احمد بن سهل و آسان‌، دو بدن از تاریخ‌نگاران زیدی‌مذهب در قرن چهارم قمری، امام کاظم(ع) هنگام رخداد فخ، برای اعمال حج در مکه بوده میباشد.[۱۹] به نقل از این دو، موسی بن عیسی، یکی عامل ها دستگاه خلافت عباسی، هنگام نزاع، امام را احضار کرد و امام به آنجا رفت و تا نقطه پايان کارزار یار او ماند.[۲۰] طبق این گزارش، بعداز کارزار، وقتی که امام‌ به مرز و بوم منا رفت، سرهای بریده گردیده را نزد وی آوردند.[۲۱] به‌نقل ابوالفرج اصفهانی، امام کاظم(ع) با دیدن رمز حسین بن علی، آیه استرجاع را خواند و با بیان خیر و خوبی‌هایش، او‌را شخصی نیکو‌کار معرفی کرد.[۲۲]

علامه مجلسی مؤلف کتاب بحارالانوار، در‌صورتی‌که چه شخصیت حسین فخی را ستوده، البته این نظر را دارد شماتت‌هایی هم در شخصیت وی مطرح گردیده‌است.[۲۳] برخی محققان بر این باورند که اگرچه ماجرا‌هایی در تأیید شخصیت صاحب و مالک فخ وجود داراست، ولی آنان دلیلی بر تأیید قیام وی از سوی امامان شیعه وجود ندارد.[۲۴] پیامبر جعفریان، تاریخ‌پژوه، نیز اگرچه قیام فخ را در ستون تندرست‌ترین قیام‌های علویان بر ضد عباسیان میداند، می‌نویسد اینگونه یقینی نیست که‌این قیام به امر امام کاظم(ع) اعمال گرفته میباشد؛ بلکه می‌اقتدار اذعان کرد شیعه ها امامی با این قیام‌ها موافقتی نداشتند؛ چراکه در‌این قضیه، با علوی‌ها سرگرم بودند و در بین آن ها اختلافاتی بوجود آمد.[۲۵]

مسئله‌های قیام
به گفته یعقوبی، مورخ سده سوم قمری، هنگامی هادی عباسی در سال ۱۶۹ق به حکومت رسید، فشار بر علویان را شدت اعطا کرد و در تعقیب طالبیان پافشاری ورزید.[۲۶] وی به ساخت‌و‌ساز رعب و وحشت علیه علوی‌ها پرداخت و پایگاهّری‌ها و عفووبخشش‌هایی را که پدرش مهدی عباسی به آن ها داده بود، همگی را جدا کرد.[۲۷] او همینطور به مأمورانش در نقاط متفاوت امرکرد که آنان‌را بازداشت کرده، نزدش بفرستند.[۲۸]

هادی همینطور یک کدام از نوادگان قدمت بن خطاب به اسم عبدالعزیز بن عبدالله را به فرمانداری مدینه گماشت[۲۹] که وی نیز با طالبیان بدرفتار بود و هر روز علوی‌ها را به دارالاماره احضار می کرد.[۳۰]

از بعضا گزارش‌ها به کار گیری کرده‌اند که شهید فخ از مجال حکومت مهدی عباسی در اندیشه قیام بوده‌ میباشد؛[۳۱] چراکه براساس گزارش رازی، در حدود سی هزار نفر، از شهر‌های متفاوت، با حسین بیعت و با وی قول کرده بودند که در موسم حج، در عرفات قیام نمایند.[۳۲] آنها همینطور در طومار‌هایی، اشخاص مورداعتمادشان در خراسان و حوزه‌‌های دیگر را از تصمیم خویش آگاه کرده بودند.[۳۳] بعداز تهدیدهای فرمان دار مدینه و دستگیری تنی چند از یاران حسین، آن ها تصمیم گرفتند قیام را زودتر استارت نمایند.[۳۴]

بازدید : 23
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


حکمت‌های تحریم
تحریم ربا و شدتی که درباره آن در متن ها شرعی آمده میباشد، مستند به حکمت‌ها و دلائلی گردیده است. در متن ها اسلامی ظالمانه بودن ربا، هلاکت شغل های نیک مانند قرض، تباهی اموال و گنج‌ها، از میان رفتن عمل‌های اقتصادی سلامت، تضعیف عاطفه ها انسانی، محرومیت از بیزنس درست، رواج فرهنگ وتمدن منفعت محوری و ساخت‌و‌ساز اختلاف طبقاتی، برای مثال حکمت‌های تحریم ربا دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گردیده‌است.[۳۵]

پیکار با ظلم
بعضی از اندیشمندان با استناد به آیه ۲۷۹ سوره بقره و داستان امام رضا(ع)[۳۶] ظالمانه بودن ربا را انگیزه اساسی تحریم ربا مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته‌اند.[۳۷]

اشاعه شغل های نیک
امام راستگو(ع) خلال روایتی حکمت تحریم ربا را عدم امتناع عموم از شغل های خیرخواهانه (اصطناع المعروف) به عنوان مثال قرض دانسته میباشد؛[۳۸] به دلیل آنکه با وجود ربا، رابطه ها سودجویانه جایگزین شغل های نیک مسجد بابا غدیر مشهد شود.

حیل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: توطئه دینی
خواسته از حیَل ربا اجرا کاری یا این که فراهم کردن قضیه‌ها و اسبابی میباشد که به مراد تغییر و تحول حکم ربا از رویه تغییر‌و تحول در مسئله ربا شکل میگیرد.[۳۹] رویه فقها نسبت به حیل ربا تابعی از نگرش آن ها نسبت به قضیه کلی‌خیس حیل فقهی خواهد بود. از بین مذهبها اربعه اهل سنت مالکیان و حنبلیان مخالف کاربرد حیل ربا میباشند و در مقابل فقهای حنبلیه و شافعیه با بیشتر حیل درین باب موافقت کرده‌اند.[۴۰]
دربین فقهای شیعه بیشتر فقیهان برخی حیل ربا را مجاز دانسته بر آن ادعای اجماع کرده و آن را راهی برای گریزو فرار از فسخ به حق معرفی کرده‌اند.[۴۱] در مقابل جمع‌ای از فقها مانند مقدس اردبیلی،[۴۲] امام خمینی[۴۳] و شهید مطهری[۴۴] به این دلیل که کاربرد این حیل را موجب خفیف کردن حکم معبود درباره ربا می دانند، از معارضان کاربرد حیل ربا مسجد بابا قدرت مشهد میباشند.
بعضی از مهم ترین حیل ربا در فقه شیعه عبارتند از:

ضمیمه کردن جنسی دیگر به طرف ناقص یا این که هر دو طرف معامله.
داد و ستد مال ربوی با متاع دیگر.
هبه کردن هرمورد از دو طرف به دیگری سوای قصد معاوضه.
قرض دادن هریک از دو طرف کالای خویش را به دیگری و آنگاه ابراء کردن عهده یکدیگر سوای شرط.[۴۵]
استثنائات حرمت ربا
فقهای امامیه با استناد به روایاتی، در یک‌سری آیتم اخذ مازاد در قرض یا این که معامله را از شمول حرمت ربا استثنا کرده‌اند.

مبلغ اضافه‌ای که قرض گیرنده به دل‌خواه خویش، در طی بازپس دادن بدهی به قرض دهنده می دهد.
ربای در میان زن وشوهر
ربای دربین بابا و فرزند
ربای در بین صاحب و مالک و برده
ربای در بین مسلمان و کافر حربی؛ بنابر لحاظ دارای شهرت فقها، صرفا تصاحب کردن مازاد از کافر حربی روا میباشد، خیر پرداخت مازاد به وی. برخی این حکم را دربرگیرنده کافر ذمی نیز دانسته‌اند. [۴۶]
در فقه اهل سنت استثنائات حرمت ربا نیست؛ البته بعضا از حنفیان با استناد به روایتی، ربای بین مسلمان و کافر حربی و برخی نیز ربای دربین صاحب و برده را ساقط دانسته‌اند.[۴۷]

مجازات رباخواری در ضابطه مجازات اسلامی کشور‌ایران
ضابطه مجازات اسلامی در زمینه‌ی با جرم رباخواری سه فرد ربادهنده، رباگیرنده و واسطه فی مابین آنان‌را تبهکار محسوب کرده و برای آن‌ها مجازات قرار داده میباشد. مطابق ماده ۵۹۵ این ضابطه هر نوع توافق میان دو یا این که یک سری نفر پایین هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن که جنسی را با شرط اضافه با به عبارتی کالا مکیل و موزون معامله کند و یا این که زاید بر مبلغ پرداختی، اخذ کند ربا محسوب و جرم شناخته می گردد و مرتکبین خلال رد اضافه به مالک کالا به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز مساوی جنس گزینه ربا تحت عنوان جزای نقدی محکوم میگردند.

بانکداری فارغ از ربا
نوشته‌علمیٔ مهم: بانکداری سوای ربا
ایده بانکداری فارغ از ربا در مواجهه با توسعه روزافزون خزانه‌ها و ارتقای نقش آن‌ها در نظام اقتصادی کشورهای اسلامی برای پرهیز از اجرا عملیات بانکی ربوی، مطرح شد.[۴۸] اقتصاددانان مسلمان و ضابطه‌گذاران در کشورهای اسلامی برای جلوگیری از ساخت و ساز ارتباط حقوقی در میان ودیعت‌گذاران و خزانه‌ها مطابق قرض ربوی به بازنگری در حکم حرمت ربا پرداختند و شرایطی بر در اختیار گرفتن بهره و منفعت ثبت کردند.[۴۹]
فقها برای جواب‌گویی به نیازهای جانور در قضیه بانکداری، برای مشروع کردن شغل‌های خزانه، راهکارهایی مانند اخذ کارمزد در عوض اعمال فعالیت و تبدیل عقد قرض به عقد بیع، ارائه دادند.[۵۰]
تأسیس خزانه‌ها و شرکت ها مالی اسلامی برای خودداری از ربا در سیستم‌های مالی، مبادرت دیگری بود که بوسیله برخی از اقتصاددانان مسلمان جاری ساختن شد. او‌لین اقدامات دراین باره تأسیس خزانه ذخیره اسلامی بوسیله احمد نجار در مصر بود و آن‌گاه در کشورهای دیگری مانند پاکستان، مالزی و ایالات متحده عربی نیز این نحوه پیگیری شد.[۵۱]
طرح بانکداری سوای ربا در کشور‌ایران بعداز برد انقلاب اسلامی تحت عنوان یک بایستگی تشخیص داده شد و در یک مراحل یک سری مرحله‌ای با ملی کردن خزانه‌ها در خرداد ماه سال ۵۸ استارت و با ثبت ضابطه عملیات بانکی سوای ربا در سال ۱۳۶۲ش و اصلاح آن در سال ۱۳۶۸ش پیگیری شد.[۵۲]

نقد علما به خزانه‌ها
بعضا از عالمان فقهی به عنوان مثال آیت الله جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و سبحانی، به خزانه‌ها عیب گیری کرده و بعضی از مصوبات بانکی مانند جریمه دیرکرد را، از مصداق‌های ربا دانسته‌اند.[۵۳]

تک‌نگاری
البنک اللاربوی فی الاسلام شهیدسید محمدباقر صدر که سیدیحیی علوی ترجمه و ۱۳۸۹ش دانشکده امام درست گو(ع) چاپ نموده است.

بازدید : 25
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


حجیت الهام
← حیث پر اسم و رسم فلاسفه: در حیث فلاسفه عقل گرای مشائی که فقط به جهت عقلی پشت گرمی و دقت دارا هستند، الهام حجت وجود ندارد و اعتباری مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ندارد. [۱۸]

← لحاظ پر اسم و رسم عرفا و حکمت صدرائی در مقابل این بینش، در دنیا بینی عرفانی و حکمت متعالیه، الهام و آنچه به وسیله آن برای فرد به دست میاید، معتبر میباشد. [۱۹] اینان معتقدند که آدم از دو شیوه میتواند به معرفت دست بیابد؛ یکی از یاددادن و عامل و دیگری الهام ا مسجد غدیر فلاحی مشهد منطقه خدا [۲۰]

به حیث این تیم از علما، آدم دارنده دو دل میباشد. یک دل که به سمت ملکوت میباشد و دیگری که به سمت دانا جهان و فقید مُلک میباشد. با دل ملکوتی‌اش، معرفتی شهودی و ناشی از الهام را مییابد و با قلب و دل دنیایی و مُلکی خودش به معرفت اکتسابی و عقلی دست مییابد. در شرایطی که درهای دلِ بشر به سوی عالم جبروت گشوده خواهد شد، به اندازه‌ای که‌این دل گنجایش دارااست، از معارفی که ملائکه می دانند و یا این که در لوح محفوظ درج گردیده‌است، بر وی الهام می‌گردد و معرفت الهامی مسجد بابا غدیر مشهد مییابد. [۲۱]

فایده ها الهام
الهام از نگرش صوفیه دارنده کارکردها و فوائدی میباشد که عبارتند از:

طرح بخش اعظمی از مفاهیم عرفانی در سایه الهام؛ [۲۲]
توثیق و درک اعتبار بعضا روایات نبوی به یاری معرفت الهامی؛ [۲۳]
یاری در تصنیف و تدوین برخی اثرها صوفیه؛ [۲۴]
دست یافتن به دانش فراست؛ [یادداشت ۲] [۲۵]
استحضار یافتن از قبلی و آتی؛ [۲۶]
محور اساسی معرفت الهی؛ [۲۷]
تحقق پاره‌ای از کرامات و شغل های خارق العاده؛ [۲۸]
ساخت رابطه بین مرید و خواسته و پژوهش پیران بر سلوک و مسجد بابا قدرت مشهد کارایی مریدان. [۲۹]
اقسام الهام
← تیم بندی اولیه: در یک تیم بندی، الهام از دید منشأ و فرستنده به دو گروه میباشد:

الهامی که مستقیما از سوی خدا متعال میباشد و خطاب الهی یا این که الهام الهی خوانده می‌گردد. [۳۰]
الهامی که به واسطه فرشته یا این که ملک یا این که ملأ اعلی میباشد. [۳۱]
← گروه بندی دوم: در یک مجموعه بندی دیگر از جهت اینکه بر دل چه موجودی وارد گردد، بر چندین قول میباشد:

الهام فطری یا این که غریزی: موهبتی میباشد که به همگی موجودات، اعم از آدم، حیوان، جماد و حتی شیاطین میرسد.
الهام غیر فطری: این الهام که مختص به آدم میباشد بر دو سیرتکامل میباشد:
الهامی که مختص به اولیا و اوصیاء میباشد.[۳۲]
الهامی که مشتمل بر مجموع بشر‌ها می‌گردد. [۳۳]
پانویس
راغب، مفردات، تحت لهم؛ زوزنی، المصادر، ج۲، ص۶۹؛ دهار، امر، ج۱، ص۶۸؛ ابن مراد، لسان العرب، زیر لهم؛ نیشابوری، تعبیر و تفسیر غرائب القرآن، ج۳۰، ص۱۰۰
تهانوی، کشاف اصطلاحات، ج۲، ص۱۳۰۸؛ جرجانی، التعریفات، ص۲۸؛ کستلی، کناره علی گستردن العقائد، ص۴۵-۴۶؛ ابن خواسته، لسان العرب، پایین لهم؛ عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۲؛ نیز نگاه نمایید: صدرالدین، الشواهد الربوبیه، ص۳۴۹
تهانوی، همانجا؛ نیز نگاه نمائید: طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۱۴۶
نگاه نمائید به: جوهری، الصحاح، تحت لهم، ابن عجم، مجمل اللغه، زیر لهم؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۱؛ صدرالدین، المبدأ...، ص۴۸۴؛ زبیدی، اتحاف...، ج۷، ص۲۴۵؛ سود، دانش الیقین، ج۱، ص۳۶۰؛
ابن عربی، الفتوحات، ج۴، ص۳۰۳-۳۰۴؛ «‌گستردن لغات... »، ص۳۶۵ به سپس؛ نیز نگاه نمائید به: ابن خواسته، لسان العرب، تحت لمم
نگاه فرمائید: طبری، تعبیر و تفسیر، ج۳۰، ص۱۳۴؛ نیشابوری، تعبیر غرائب، ج۳۰، ص۱۰۰؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۳۱، ص۱۹۳؛ روضه خوان طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۳۵۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵
نگاه نمایید: احمدجام، انس...، ص۲۵۳؛ مقایسه نمائید: ابن عربی، الفتوحات، ج۴، ص۳۰۳-۳۰۴؛ باباافضل، مصنفات، ص۲۹۷- ۲۹۸
ابن تمهید، الفصل، ج۵، ص۱۷
ناصر خسرو، زاد المسافرین، ص۳۴۵؛ نیز نگاه نمائید: قیصری، تفصیل فصوص، ص۳۵، که میگوید الهام به کلیه موجودات می رسد
عبدالرزاق،گستردن منازل السائرین، ص۱۵۵
علاءالدوله، مصنفات...، ص۱۰۱
آملی، حیدر، جامع الاسرار، ص۴۵۸؛ نیز نگاه فرمائید: کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴
عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹
ناصرخسرو، زادالمسافرین، ص۳۴۵
نگاه فرمائید: نسفی، الانسان...، ص۲۳۵، ۲۳۹
ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۱؛ قطب الدین، درة التاج، ج۴، ص۱۰۳ به آنگاه؛ نیز نگاه فرمایید: ابن سینا، الاشارات...، ج۴، ص۱۴۲- ۱۴۵؛ ابن سینا، «‌الفعل... »، ص۲۲۵-۲۲۶
نسفی، الانسان الکامل، ص۲۳۵، ۲۳۹، ۲۴۱، ۳۲۴؛ نیز نگاه نمائید: جندی، نفحة الروح، ص۸۹ - ۹۰
جرجانی، التعریفات، ص۲۸؛ هجویری، کشف المحبوب، ص۳۴۷- ۳۴۸؛ کستلی، کناره علی گستردن العقائد، ص۴۶؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۳
عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹
آملی، جامع الاسرار، ص۴۲۳؛ نیز نگاه فرمایید: صدرالدین، الشواهد، ص۳۴۸-۳۴۹، الاسفار، ج۱، ص۳۸۴ به سپس، المبدأ، ص۴۸۳-۴۸۴
غزالی، احیاء، ج۳، ص۱۸ به سپس؛ نیز نگاه فرمایید: صدرالدین، المبدأ و المعاد، ص۴۸۴- ۴۸۸
نگاه فرمائید: فرمان روا نعمت الله البته، رساله‌ها، ج۳، ص۱۷۹ ب

بازدید : 26
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 14:55


مکتب علمیه میرزا جعفر
مکتب علمیه میرزاجعفر (تأسیس:۱۰۵۹ق) از مدرسه های سابق و از بناهای تاریخی صفویه در مشهد میباشد. این مکتب که دارنده معماری ویژه‌ای میباشد به اسم واقف آن پر اسم و رسم بوده و وقف طلاب علم ها فقاهتی گردیده است. مکتب میرزا جعفر، امروزه در محدوده بقاع امام رضا(ع) واقع گردیده و از جنوب به صحن انقلاب اسلامی، از غرب به بست روضه خوان طبرسی و از شمال و شرق به دانش گاه علم ها اسلامی رضوی محصور مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

تاریخچه
مکتب میرزا جعفر در سال ۱۰۵۹ق در حین سلطان عباس دوم در قسم صفویه ساخته شد.[۱] این مکتب به کارایی دو اخوی به اسم‌های میرزا محمدطاهر دارای شهرت به وزیرخان و میرزا محمدجعفر معروف به سروقد، از فرزندان «میرزا تقی مشهدی» و اعقاب خواجه شمس‌الدین جوینی در ضلع شرقی صحن کهنه (انقلاب) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ساخته شد.[۲]

کتابخانه
مکتب میرزا جعفر دارنده کتابخانه‌ای در ضلع غربی مکتب و در طبقه دوم آن میباشد که دارنده گچبری‌های گران بها و نگارگری‌هایی با آب طلاست. کتابخانه سابق الذکر به گذر زمان فرصت و در تاثیر بی‌توجهی به منطقههای علمیه در حین رضا خان رو به ویرانی رفت و بخشی از کتاب ها آن به مکتب نواب منتقل شد و بعد از تجدید بنا و بهره برداری دوباره به کتابخانه مسترد شد. منابع این کتابخانه بیش تر از سه هزار ورژن بوده و نسخه ها خطی آن، بوسیله کاظم رئیس کتف‌چی فهرست رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۳]

حالت فعلی
این مکتب بعد از ترکیب با مکتب خیرات‌خان، بسط بقعه و ارتقا ساختمان‌های تازه به آن، محل تأسیس دانش گاه علم ها اسلامی رضوی شد.[۴]

معماری
مساحت مکتب حدود ۳۰۰۰ متر مربع میباشد و دور و اطراف آن حجراتی در دو طبقه فوقانی و تحتانی درست شده و هر حجره دارنده تراس میباشد. نمای داخلی مکتب با کاشی‌های معرق تزیین گردیده و در کتیبه تراس‌هایش روایاتی در ارتباط دانش و فقیه درج شده میباشد. این مکتب در سال ۱۲۵۸ق با امر مظفرالدین فرمان روا به والی خراسان بازسازی شوید و کتیبه‌هایی در رمز در ورودی و تراس جنوبی آن اشاره به‌این نوسازی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارااست.[۵]

تعمیرات و مرمت
در ادامه بی‌توجهی به مکتب میرزاجعفر در حکومت نادرشاه، مکتب رونق قبل خویش را از دست اعطا کرد و کمتر آیتم به کارگیری طلاب قرار گرفت و به گذر زمان هلاک شد تا اینکه در سال ۱۲۸۵ق در طی محمّد ناصر خان ظهیرالدوله استاندار وقت خراسان، تعمیر مهم شد. در عصر پهلوی نیز به‌انگیزه سیاست‌های رضاخان توشه دیگر در گیر نابسامانی شد و این مکتب به انبار تدارکات آستان قدس و محل مراقبت هیزم و چوب و دیگر وسایل تبدیل شد و سبب ساز شوید تابنای آن ویران خواهد شد. در عصر جمهوری اسلامی به عملکرد واعظ طبسی تولیت وقت آستان قدس رضوی به صورت زیبایی تجدید بنا شد.[۶]

مدفونان در مکتب
در نصیب زیرین مَدرَس تبارک جنوب مکتب، در سردابی، بقاع روضه خوان حر عاملی، میرزا جعفر و فرزندش وجود داراست که در قبلی درِ ورودی آن از درون مکتب گشوده میشد البته اینک برای بقعه ذکر شده در ورودی مخصوصی از باطن صحن انقلاب درنظرگرفته شده میباشد.[۷]

استادان مکتب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 192
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 205
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 401
  • بازدید ماه : 401
  • بازدید سال : 2756
  • بازدید کلی : 42032
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی