loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 57
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:41


بَرْزَخْ عالَم دربین عالم و قیامت میباشد که از آن به قیامت صغری، عالَم قبر، عالَم نمونه و خاطر منفصل نیز تعبیر و تفسیر میگردد. پس از مرگ و طلاق روح از تن دنیوی، آدم به برزخ ورود می یابد که او‌لین مرحله از آن، سؤال قبر میباشد که به اطمینان گروهی از متفکران، خطاب به تن مثالی میباشد و به اعتقاد و باور گروهی دیگر، خطاب به تن دنیوی مو جود در قبر خاکی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

مبنی بر آموزه‌های اسلامی، این عالَم برای هر دو دسته مؤمن و غیرمؤمن وجود داراست؛ با این تفاوت که برای مؤمنان، فردوس و برای کافران، دوزخ وجهنم مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

در برزخ، قابلیت تکامل و تنزّل بوسیله رفتارهای از روی اراده، از مردم آدم‌ها - به استثنای کودک ها - سلب میگردد اگرچه این قابلیت و امکان به وسیله اثر ها اعمالی که سابقا در عالم ایفا داده‌ایم، مسجد بابا غدیر مشهد وجود داراست.

درباره وجود شفاعت در برزخ نیز در میان پژوهشگران اختلاف لحاظ میباشد: گروهی منطقه شفاعت را اعم از قیامت و برزخ میدانند؛ و گروهی نیز آن را منحصربه‌فرد به قیامت مسجد بابا قدرت مشهد می دانند.

مضمون‌‌شناسی
برزخ به معنای حائل و مسافت در میان دو چیز میباشد[۱] و در اصطلاح مسافت در میان جهان تا تحریک شدن در روز قیامت میباشد که از مرگ و قبض روح آدمی شروع میگردد تا برپایی قیامت ادامه داراست.[۲]فقیه نمونه واسطه‌ای فی مابین فقیه عقل و فقیه ماده میباشد که به دلیل رهایی از ماده شبیه دانا عقل بوده و مجرد میباشد و از جهت صورت‌ها و اندازه‌ها و رنگ‌ها شبیه فقیه ماده و نمونه آن می باشد از این‌رو برزخ و حائل بين دو فقید میباشد و از همین روی تجرد آن را تَجرُّدِ برزخی مثالی میگویند. [۳][یادداشت ۱]


کلمه برزخ در قرآن مهربان، سه توشه تکرار گردیده[۴] ولی صرفا در آیه۱۰۰ سوره مومنون به معنای اصطلاحی به ‌عمل رفته میباشد[۵]. درین آیه، پروردگار بعداز ذکر نابجا بودن درخواست بعضا اشخاص که هنگام‌رویا رویی با مرگ، خواستار رجوع و برگشت به عالم میشوند، اعلام می‌نماید که اینان تا روز قیامت در برزخ به راز خواهند بُرد.[۶]

در احادیث واژۀ برزخ به معنای مرحله واسطه عالم و آخرت به‌عمل رفته میباشد؛ چنانکه در حدیثی از امام راستگو(ع) بعد از ذکر این مقاله که همۀ شیعه‌ها (حقیقی و واقعی) در آخرت با شفاعت فرستاده(ص) و اوصیائش وارد پردیس می شوند، آمده میباشد: واللهِ اَتَخَوّفُ علیکم فی‌البرزخ (ترجمه: قسم و سوگند به خداوند بر شما در برزخ می هراسم) . آن‌گاه در جواب راوی که دربارۀ برزخ پرسید، فرمود: القبرُ منذُ حین موته الی یوم القیامة (ترجمه: (برزخ) به عبارتی قبر میباشد از هنگام مرگ تا روز قیامت.) [۷]

سازه بر آنچه در بقیه احادیث آمده، هدف از قبر، باغی از گلشن‌های پردیس (برزخی) یا این که گودالی از چاله‌های دوزخ و جهنم (برزخی) میباشد؛[۸] [یادداشت ۲]خیر همین قبر خاکی که بدن آدمی در آن آرمیده میباشد.[۱۰]

در احادیث آمده «کسی که بمیرد، قیامت وی برپا می شود»؛[۱۱] و به همین جهت، عالَم برزخ را «قیامت صغری» نیز می‌نامند.[۱۲] همینطور، به دلیل شباهتش به قیامت، آن را عالَم نمونه نیز نامیده‌اند.[۱۳] همینطور به دلیل این که برزخ همانند قبر، درپیِ معاش جهان میباشد، به فقیه برزخ، «دانا قبر» و «فقیه خیال و خاطر» نیز بیان شده میباشد.[۱۴][یادداشت ۳]

معاش در برزخ
بشر با مرگ وارد فقیه برزخ گردیده و حیات برزخی وی شروع می گردد. زیست در دانا برزخ خصوصیت‌ها و پروسه خاص خویش را داراست.

تن برزخی
نوشته ی علمیٔ اساسی: تن برزخی
روح آدم بعداز مرگ و رخنه‌ تن دنیوی، با تن برزخی به معاش خویش در سرای دیگر ادامه میدهد.[۱۶] درباره چیستی تن برزخی اختلاف گردیده‌است:[۱۷] گروهی معتقدند که تن برزخی، تن مجرد از ماده میباشد که صورت و شمایلی شبیه با تن دنیوی داراست و به همین جهت، به آن تن مثالی گفته می‌گردد؛[۱۸] ولی گروهی نیز معتقدند که تن برزخی، همین تن دنیوی در قبر میباشد که گزینه سؤال قرار می گیرد و از اجر و عذاب برزخی بهره مند میگردد.[۱۹]

سؤال قبر
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سؤال قبر
پرسش قبر را او‌لین مرحله از فرایند حیات برزخی می دانند که در شب نخستین قبر، از هر انسانی دربارۀ اعتقادات و اعمالش سؤال می‌گردد.[۲۰] در اینکه سؤال و پاسخ، از همین تن دنیوی در قبر شکل میگیرد یا این که تن مثالی، دو لحاظ وجود داراست. [۲۱]

فشار قبر
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: عذاب قبر
از تک تک احادیث به کارگیری می گردد که فشار قبر محصور به کفار و مشرکین وجود ندارد و حتی مؤمن نیز بسته به تعلقات دنیایی[۲۲] و گناهانِ بخشیده نشده، مبتلا فشار قبر می شود تا از این شیوه تمیز گردیده و راهیِ پردیس برزخی خواهد شد. ابو بصیر می گوید: به امام راست گو(ع) گفتم: آیا احدی میباشد که از فشار قبر نجات پیدا نماید؟ فرمود: حمایت به آفریدگار می بریم از فشار قبر. چقدر اندک می باشند اشخاصی که از فشار قبر نجات پیدا می‌نمایند.[۲۳]

پردیس و دوزخ وجهنم برزخی
در برزخ، هر که به سود اعمالی که در عالم اجرا داده میرسد و در فیض، گروهی بهشتی و گروهی جهنمی میشوند.[۲۴]
یکی‌از دلایلی که برای ثابت پردیس برزخی طرح گردیده، این آیه از سوره نحل میباشد که فرشتگان زمانی روح مؤمنان را قبض می‌نمایند، به آن‌ها میگویند: «خدا قوت باد، به (جایزه) آنچه ایفا می‌دادید به پردیس درآیید».[۲۵] همینطور، در سوره آل عمران آمده که شهیدان زنده و خوشحال میباشند و نزد پروردگارشان روزی داده می گردند.[۲۶] به اعتقاد پژوهشگران از شیعه و سنی، این نشانه‌ها نشانگر این حقیقت میباشد که مومنان و شهیدان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده‌اند و در فردوس برزخی حضور دارا هستند و از نعمت‌های الهی منفعت‌مند میباشند.[۲۷]
درباره دوزخ و جهنم برزخی نیز در سوره نساء آمده که هنگامی فرشتگان روح ظالمان را قبض می‌نمایند، با آن ها مذاکره کرده و به آن‌ها میگویند: جایگاهتان دوزخ وجهنم میباشد.[۲۸] به اعتقاد پژوهشگران، این مذاکره دلالت دارااست بر این که ظالمان پس از مرگ و پیش از قیامت، زنده می‌باشند و به دوزخ و جهنم وارد میگردند.[۲۹]
همینطور، به عذاب فرعونیان در سوره غافر[۳۰] برهان گردیده که پس از مرگ، آفریدگار عذاب فرعونیان را در دو مرحله انجام می‌نماید: یک کدام از پیش از قیامت (هر صبح و شام در برزخ) و دیگری پس از قیامت.[۳۱]
[یادداشت ۴]

در احادیث نیز بارها به فردوس و دوزخ وجهنم برزخی تصریح شد‌ه‌است.[۳۲] [یادداشت ۵] امام علی (ع) در یکی‌از خطبه‌هایش در باره برزخ اینگونه میگوید: آيا هیچیک از خویشان را برسد که دفع مرگ نمایند آيا روضه گران با فریاد و ناله خویش گرهى از این فعالیت توانند گشود در حالى که، آدمى گروگانِ محلّه مردگان میباشد و فقط در تنگناى گور خفته میباشد. حشرات و گزندگان، پوست تنش را بر دریده‌اند و آن پیكرى که تا چندى پیش زنده و شاداب بود، اینک پوسیده گردیده و وزش بادها نشانش را برانداخته و دستِ رویدادهاِ دوران خاکِ وی بر باد داده. آرى، بدنهاى جدید و لطیف، دگرگون گشته و آن استخوانهاى نیرومند پوسیده گردیده و جانها در گرو توشهِ گرانِ گناهان گرفتار ما‌نده‌اند. آن خبرهاى غیبى، که شنیده بودند، به اعتقاد و باور چشم‌اند. از وی نمى‌خواهند که بر انجام نیک خویش بیفزایند و راهى براى گذشتن از لغزشها و خطاهایشان نمی‌یابند.[۳۳]

بازدید : 28
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:26


نام‌و‌نشان
به گفته بعضی دانشمندان، جزئیات معاش ابوسلمه ضمن قبل از شروع دعوت عباسیان به‌صحت دانسته وجود ندارد؛[۱۵] به نحوی که در اسم و نسب وی اختلاف وجود داراست:[۱۶] در بعضی منابع اسم وی حَفَصْ[۱۷] و در برخی دیگر احمد[۱۸] میباشد؛ اسم بابا وی در بعضا منابع غیاث[۱۹] و در بعضا دیگر سلیمان[۲۰] تصویب گردیده‌است. درباره نسبت وی (خلّال) هم اختلاف وجود دارااست: بعضا این نسبت را ناشی از فروش سرکه (خَلّ) به وسیله وی دانسته‌اند[۲۱] و برخی دیگر به جهت سکونتش در کوی سرکه‌فروشان کوفه.[۲۲] بعضی او‌را از موالیان اهل ایران دانسته‌اند[۲۳] و در بعضا منابع از فارسی‌فهمیدن وی خاطر گردیده‌است.[۲۴] در منابع، کار وی صرافی و از دید مالی ثروتمند دانسته شد‌ه‌است.[۲۵] وی داماد بُکَیْر بن ماهان، از سران تکان ضد اموی و داعی والا عباسیان، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده میباشد.[۲۶]

ابوسلمه و دعوت عباسیان
در برخی منابع، ابوسلمه علاوه بر در شمار او‌لین رهروان عباسیان برشمرده گردیده‌است.[۲۷] استارت حضور وی در دعوت عباسیان در کنار بکیر بن ماهان گزارش شد‌ه‌است.[۲۸] در برخی نقل‌های تاریخی، از متکی بودن سران عباسی به ابوسلمه در شغل دعوت گزارش‌هایی وجود دارااست؛[۲۹] نتایج این اتکا جانشینی وی از بکیر بن ماهان به‌تیتر سرکرده داعیان بعد از مرگ بکیر دانسته گردیده است.[۳۰] به‌گزارش بعضا منابع، در دورانی که سرکردگی داعیان عباسی بر ذمه ابوسلمه قرار گرفت، ابومسلم خراسانی نیز ذیل فرمان وی ولایت داعیان خراسان و عراق فارس را بر ذمه مسجد غدیر فلاحی مشهد گرفت.[۳۱]

به گزارش بعضا منابع، با استارت قیام عباسیان در رمضان ۱۲۹ق و مجاورت‌شدن سپاه عباسیان به کوفه، ابوسلمه در خفا برای تضعیف مقاومت سپاه اموی در قبال سپاه خراسان به رئیس نیروهای ضد اموی پرداخت.[۳۲] با برد سپاه خراسان بر سپاه اموی، ابوسلمه در عاشوراء ۱۳۲ق از مخفیگاه خویش خارج آمد و رهبری قیام در عراق را برعهده گرفت.[۳۳] با مرگ ابراهیم امام، طبق وصیت وی ابوالعباس سفاح و قوم و قبیله عباسی به‌سوی ابوسلمه در عراق جنبش کردند.[۳۴] با وارد شدن سران عباسی به کوفه، ابوسلمه آنها را از عموم مخفی کرد و در نهان به دو بدن از بزرگان علوی طومار نوشت و آن‌ها را برای تایید دستور دعوت به‌مکان بنی‌عباس تشویق کرد؛[۳۵] امری که به‌گزارش منابع با توفیق همدم عدم وجود[۳۶] و بدگمانی سفاح را درپی داشت.[۳۷] این بدگمانی دلیل اصلی قتل ابوسلمه بوسیله بنی‌عباس قلمداد گردیده‌است.[۳۸] به‌گفته برخی پژوهشگران، هرچند خبرها قتل ابوسلمه بسیار آشفته میباشد، دست‌داشتن سران عباسی، سفاح و منصور، و ابومسلم خراسانی در آن چشم میگردد.[۳۹] مرگ وی در رجب ۱۳۲ق مندرج مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۴۰]

کوشش ابوسلمه برای جابجایی خلافت به علویان
به گزارش مسعودی، ابوسلمه ضمن با مرگ ابراهیم امام در فکر جابجایی توان از بنی‌عباس به علویان شد.[۴۱] این تامل در پوسته طومار‌نگاری با دو بدن از بزرگان علوی، جعفر راستگو(ع)، عبدالله بن حسن مثنی، ظهور یافت.[۴۲] محتوای این طومارْ دعوت برای به دست به دست آوردن دستور قیام علیه بنی‌امیه گزارش گردیده‌است.[۴۳] عکس العمل امام درست گو(ع) و عبدالله بن حسن با این طومار بسیار مختلف گزارش گردیده است:[۴۴] مسعودی برخورد امام درست گو(ع) را منفی و یاور با بدگمانی و عکس العمل عبدالله بن حسن را مثبت و یاور با خوش‌گمانی و ذوق و سلیقه‌زدگی گزارش مسجد بابا قدرت مشهد نموده است.[۴۵]

به‌گزارش مسعودی، امام راست گو(ع) ابوسلمه را شیعه بقیه افراد خواند و در جواب به طومار‌اش آن را حریق زد.[۴۶] پیامبر جعفریان، متفحص تاریخ تشیع، عکس‌العمل امام درستگو(ع) به طومار ابوسلمه را محتاطانه[۴۷] و ناشی از دانش وی به عدم جدیت ابوسلمه در دعوتش و خلا وضعیت مساعد برای رهبری قیام به وسیله یک امام شیعه دانسته میباشد.[۴۸] امام راستگو(ع) همینطور عبدالله بن حسن را از تایید دعوت ابوسلمه بر حذر داشت و درباره سرانجام این عمل با وی به مجادله پرداخت.[۴۹]

پانویس
بهرامیان، «ابوسلمه علاوه بر»، ص۵۶۰.
خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۱۳۸۴ش، ص۲۵؛ بهرامیان، «ابوسلمه ضمن»، ص۵۶۰.
ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ۱۹۰۰م، ج۲، ص۱۹۶.
مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۳.
ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ۱۹۰۰م، ج۲، ص۱۹۶.
ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ۱۹۰۰م، ج۲، ص۱۹۶.
جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ۱۴۰۸ق، ص۵۹.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۹۰.
محرمی، درسنامه تاریخ تشیع، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۶.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۵۴.
مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۰.
مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۰-۱۳۱.
مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۶-۱۳۱؛ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، طهران، ۱۳۹۰ش، ص۴۴۶-۴۴۹.

بازدید : 59
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 11:12


اِشاعه فَحْشاء گفتار و کرداری که موجب اشاعه و یا این که یاری به نشر گناهان کبیره بین مؤمنان خواهد شد. قرآن کریم و مهربان این فعالیت را به شدت شماتت کرده و برای آن وعده عذابی دردناک در عالم و آخرت داده میباشد. در احادیث، رواج کننده فحشاء همانند اجرا دهنده آن معرفی گردیده و ایستادن بر تلی از حریق و خارج شدن از ولایت الهی و سرایت بیماری‌هائی که در پیشینیان نبوده را از پیامدهای آن ذکر نموده است. همینطور درین احادیث برای رواج فحشاء مسئله‌هایی زیرا سوراخ فرمان به مشهور و نهی از منکر و افشاء اسرار مؤمنان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نام برده میباشد.

در فقه و دستمزد تاکید گردیده تجسس در معاش دیگرافراد و افشای جرم‌ آن ها در شرایطی که اعلام کردن‌اش مصلحتی نداشته باشد از مصادیق رواج بی عفتی محسوب میگردند و اینگونه کاری سوای تایید صلاحیت فقهی حرام و مرتکب آن مستحق عقوبت میباشد و اعمال آن به وسیلۀ قسم در کارها منافی عفت چنانچه که قَذف محسوب خواهد شد، موجب ثبوت حدّ قذف میباشد. طبق ماده ۷۴۲ ضابطه جرایم رایانه‌ای، هرکس توسط سامانه‌های رایانه‌ای یا این که مخابراتی محتویات مستهجن را منتشر، توزیع یا این که معامله نماید یا این که به قصد کسب و کار یا این که افساد ساخت‌و‌ساز یا این که ذخیره یا این که مراقبت نماید، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا این که جزای نقدی از پنج میلیون ریال تا چهل میلیون ریال یا این که هر دو مجازات آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد محکوم گردد.

واژه و کلمه‌شناسی
رواج بی عفتی در اصطلاح عبارت میباشد از هرگونه گفتار و کرداری که موجب اشاعه و یا این که یاری به نشر گناهان کبیره میان مومنین خواهد شد هر چندین که در برخی مفاد قصد نشر در فعالیت نبوده البته فیض‌ای که میدهد به عبارتی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باشد.[۱]

رواج در لغت به معنای افشا کردن، اشاعه دادن، توسعه و گسترش دادن و تقویت نمودن میباشد.[۲] و مراد از بی عفتی، افعال یا این که گفتاری میباشد که پلیدی آن ها تعالی و آشکار میباشد.[۳]

مداقه
در قرآن
قرآن کریم ومهربان در آیه ۱۹ سوره نوروفروغ خیر فقط برای ترویج کنندگان فحشاء، که حتی عده ای که در دل این کار را دوست دارا‌هستند هرچند اقدامی نکرده‌اند، وعده عذاب دردناک در عالم و آخرت داده میباشد. این تأکید قرآن بر عذاب درباره هر شخصی میباشد که دست به رواج فحشاء میزند.[۴] طبق حیث بعضا از مفسرین رواج بی عفتی در قرآن کریم ومهربان، غالبا در ارتباط انحرافات جنسی به کار گیری می‌گردد.[۵] البته جمع‌ای دیگر معتقدند هرگونه خوی و گفتار پلیدی مصداق ترویج فحشاء شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶]

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ١٩﴾ [روشنایی:19]
﴿افرادی که دوست دارا هستند که زشتکاری بین آن‌ها که ایمان آورده‌اند سرایت پیدا نماید برای آنها در جهان و آخرت عذابی لبریز درد خواهد بود و آفریدگار[ست که] میداند و شما نمی‌دانید ١٩﴾

کلمه ها بی عفتی، فاحشه، فواحش، مجموعا ۲۴ توشه در قرآن آمده که به معنای پلیدی، زشت‌کاری، کار مغایر عفت، عمل بسیار زشت، و ناپسند، زنا[۷] و لواط[۸] میباشد.

آیه‌ها افک
نوشته ی علمیٔ اساسی: آیه ها افک
در نشانه‌ها ۱۱ تا ۲۶ سوره نور و روشنایی، ماجرای بهتان بی عفتی زدن به یکی‌از مسلمانها آورده شده میباشد و آفریدگار بهتان‌زنندگان را به‌جهت این افترا نکوهش می‌نماید.[۹] به‌گفته محمدحسین طباطبایی مؤلف تعبیر و تفسیر المیزان از نشانه‌ها قرآن به کار گیری می شود شخصی که به وی افترا زده گردیده، معروف و از اعضای خانواده نبی(ص) بوده و افترا‌زنندگان گروهی بوده‌اند.[۱۰] پروردگار درین نشانه‌ها، افترا‌زنندگان را به عذابی تعالی ترساندن و مؤمنان را ملامت کرده که چرا شایعات را فارغ از استدلال و نظارت پذیرفته‌اند.[۱۱]

سید علی حسینی خامنه‌ای، رهبر کشور ایران با باور به اینکه موضوع محوری در نشانه‌ها افک، یک فرمان اخلاقی-اجتماعی بسیار اصلی میباشد، گفت و گو کردن برای گزینش شخص آیتم اتهام را بحثی غیراصلی دانسته میباشد.[۱۲] در‌این نشانه‌ها، معبود عموم را از بهتان بی‌عفتی به زنان پاکدامن، به‌شدت نهی کرده و زنان منزه را از اینگونه بهتان‌هایی مبرا دانسته میباشد.[۱۳]

در احادیث
در احادیث شیعه به مصادیق، اثر ها و ذکر احکام مربوط به ترویج فحشاء اشاراتی گردیده‌است.

بی آبرویی و بیان عیوب بازهد
از امام علی(ع)[۱۴] و امام راست گو(ع) بیان شده، کسی که درباره مؤمنی بگوید آنچه دو چشمش چشم و دو گوشش شنیده، پس وی از افرادی میباشد که آفریدگار درباره آنان فرموده: «همانا برای اشخاصی که دوست دارا‌هستند گناه در بین اشخاصی که ایمان آورده‌اند ترویج یابد، عذابی دردناک در عالم و آخرت می‌باشد».[۱۵]

نگهداری آبروی خداترس
از امام کاظم(ع) آمده: در ارتباط با برادرت گوش و چشمت را تکذیب کن و چنانچه پنجاه «قسامه» (پنجاه نفر که پنجاه توشه پیمان می خورند) برایت قول بخورند و مطلبی را برایت بگویند، تو حرف اورا تصدیق و آنها را تکذیب کن و خبری را پخش مکن که آبروی او‌را غالب شود و شخصیت اورا نابود نماید. چون در غیر این شکل از افرادی خواهی بود که معبود درباره آن‌ها فرموده میباشد «همانا برای افرادی که دوست دارا‌هستند گناه در بین افرادی که ایمان آورده‌اند ترویج یابد، عذابی دردناک در عالم و آخرت میباشد».[یادداشت ۱][۱۶]

عقوبت افشای گناه
امام درستگو(ع) فرموده: هر کس بر گناه مومنی درایت یابد آنگاه آن را فاش سازد و کتمان نکند و برای وی از آفریدگار طلب استغفار نکند بیان کننده خودش این گناه را مرتکب گردیده و افزون بر آن، سنگینی توشه برملا کردن را نیز بایستی متحمل خواهد شد در حالی که ممکن میباشد پروردگار دلیل گناه را آمرزیده باشد و عقوبت وی به عبارتی فاش شدن در جهان باشد و در آخرت هم گناهش مخفی گردد.[۱۷]

عذاب طاقت فرسا اخروی
در حدیثی از امام رضا(ع) و به گزارش رسول(ص) آمده، کسی که بر مؤمن افترا بزند، و یا این که چیزی را که در وی وجود ندارد به او نسبت دهد، در روز رستاخیز خدا اورا بر تلّی از حریق بر پا نگه داراست تا از ذمه آنچه گفته میباشد خارج آید.[۱۸]

اثرها شخصی و اجتماعی
در احادیث شیعه برای ترویج فحشاء اثرها شخصی و اجتماعی زیادی نام برده میباشد:

به عنوان مثال امام راست گو(ع) فرمود: هر که رواج فحشاء می‌نماید از ولایت الهی خارج و درون در ولایت شیطان می گردد، در حالی که شیطان او‌را قبول نکند.[۱۹]

در حدیث دیگری آمده، رواج فحشاء مجاورت‌ترین مرز به بی دینی میباشد. رسول اکرم(ص) نیز در نقلی ناشر فحشاء را مانند ایفا دهنده آن برشمرده میباشد.[۲۰]

همینطور پیامبراکرم(ص) در حدیثی فرمودند: پنج خصلت میباشد که در‌حالتی که آنان در شما پیدا شد به آفریدگار از حریق دوزخ و جهنم تامین ببرید. اولیه درصورتی که فی مابین مردمی فحشاء پیدا شد و آشکار شوید، میان آن ها طاعون پیدا گردد و بیماری‌هائی پدید خواهد آمد که در پیشینیان آنان نبوده میباشد.[۲۱] [یادداشت

بازدید : 66
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:56


تعبیر نهج البلاغه و امام علی(ع)
عبدالکریم سروش:

«علی(ع) که خویش رمز رینگ‌ی پارسایان بود و در سلوک و تقرب، به درجه ی ارجمند ولایت نایل آمده بود و مربی تعالی جهاد اصغر و اکبر و پرده دار بقاع ستر پروردگار بود، خوب از کسی که دیگر آمادگی داشت که مضمون‌ زهد را گشوده کند و از اوصاف پارسایان، مسجد غدیر بلوار معلم مشهد پرده بردارد.».[۱۲۲]

سروش به بازه زمانی شش سال در مسجد امام راست گو(ع)، هر سال ۹ماه و به‌شکل هفتگی، سخنرانی در موضوعات فقهی و فرادینی داشت که بیشتر بر نهج البلاغه متمرکز بود. کتاب «اوصاف پارسیان» و «حکمت و معیشت» فیض این سخنرانی‌ها بود.[۱۲۳] کتاب «حکمت و معیشت» تفصیل طومار امام علی(ع) به فرزندش میباشد.[۱۲۴] همینطور کتاب «اوصاف پارسیان» که آن‌را از اخلاقی‌ترین کتاب‌های عبدالکریم سروش دانسته‌اند، دسته درس گفتارهای وی درباره خطبه متقین مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۲۵]

سروش امام علی(ع) را «شخصیت وسیع‌القدرِ نخبه، که با هر استانداردی شخصیت فوق‌العاده‌ای میباشد» معرفی می‌نماید.[۱۱۷] وی این نظر را دارد علی شایسته ترین صحابی فرستاده بود و با نفرات آتی مسافت بسیار زیاد داشت.[۱۱۷] به اعتقادوباور سروش، بین امامان شیعه، علی نخبه میباشد و از تمامی رفیعتر میباشد و با اینکه هر یک فضیلت و بزرگی خویش را دارند ولی علی از هر لحاظ یکسری قدم از تمامی آنها پیش‌خیس مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۱۷]

سروش در یک سخنرانی، امام علی(ع) را شخصیت فوق‌العاده‌ای معرفی می‌نماید که از اشخاص بسیار ناکام تاریخ بود، برخلاف نبی اسلام که پیش و بعد از نبوت، بسیار چیره بود.[۱۱۷]

ذاتی و عرضی در آئین
نوشته ی علمی «ذاتی و عرضی در آئین» آغاز در سال ۱۳۷۷ش در خبرنامه کیان به چاپ رسید.[۱۲۶] و آن‌گاه در کتاب پیشرفت تجارب نبوی نیز مسجد بابا قدرت مشهد چاپ شد.[۱۲۷]

سروش آئین را به دو قسمت ذاتی و عرضی تقسیم می‌نماید. از لحاظ وی خدا اهدافی داراست که به عبارتی ذاتیات آئین میباشد.[۱۲۸] از حیث سروش ذاتی آن چیزهایی می‌باشند که نمی‌توانستند نباشند.[۱۲۹] اسلام به ذاتیاتش اسلام میباشد خیر به عرضیاتش و مسلمانی در گرو التزام و باور به ذاتیات میباشد.[۱۳۰]

پروردگار برای ذکر، تفهیم و علم آموزی هدف ها خویش از زبانی خاص به کارگیری می‌نماید که تمامی از عرضیات آیین می‌باشند.[۱۲۸] عرضیات آیین چیزهایی می‌باشند که می‌توانستند نباشند.[۱۲۹] سروش اعتقاد دارد ضمن لهجه اسلام، فرهنگ و تمدن اسلام نیز عربی میباشد؛ این که قرآن از حوران سیه‌دیده در فردوس،[۱۳۱] مستقر در چادر‌ها[۱۳۲] سفارش به نگریستن به خلقت شتر[۱۳۳] و اکثری مفاد از فرهنگ وتمدن عربی که در قرآن گزینه به کار گیری قرار گرفته، همگی عرضی می باشند.[۱۳۴]

معارضان این عقیده معتقدند عرضی‌های اکثری وجود داراست که خویش بخشی از پیام مهم آیین را به یاروهمدم داراست.[۱۳۵] قرآن از روزنه بیان روایت‌های اقوام قبل، اهدافی را دنبال نموده و درصدد تبلیغ پیام خود میباشد.[۱۳۵] معارضان ذاتی و عرضی معتقدند در هر ماجرا و اتفاق، در هر نزاع و صلح، حکمتی وجود داشته میباشد.[۱۳۵] همینطور ذات و گوهر آئین در عرضیات آئین تجلی می‌نماید و عدم وجود عرضیات، بازدارنده تجلی و ظهور آئین بی نقص میباشد.[۱۳۵] از لحاظ معارضان خیر صرفا تغییر‌و تحول ذاتیات آیین به نفی آیین خواهد انجامید، بلکه تغییر‌و تحول عرضیات آئین و انکار آن ها نیز به تغییر و تحول آئین و تحریف آن سبب میشود.[۱۳۵]

بعضا منتقدان معتقدند سروش واحد سنجش مستحکمی برای تفکیک ذاتی و عرضی ارائه نمی‌نماید.[۱۳۶] منتقدان معتقدند ذاتی و عرضی براساس تفکر باستانی می باشند و در درنگ امروزی استعمال کم کم از آنها استعمال می شود. نگاه امروزی پدیدارشناسانه به آیین خواهد بود که در آن تاریخ و نمود آیین، خویش ذات آن میباشند.[۱۳۶]

آیین اقلی و بسیاری
«آیین اقلی و بخش اعظمی» مسئله سخنرانی بود که عبدالکریم سروش در توده دانشجو یان اهل ایران در مونترال کانادا در اسفند ۱۳۷۵ش نقص‌ کرد.[۱۳۷] این قضیه در سال ۱۳۷۷ش در خبر نامه کیان با تیتر «آیین اقلی و بخش اعظمی» به چاپ رسید.[۱۳۸] همینطور در کتاب توسعه تجارب نبوی نیز چاپ شد.[۱۳۹] سروش درین عقیده این نظر را دارد آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ آئینَکُمْ؛ امروز، آیین شمارا بدون نقص کردم» برای اشاره به تکمیل، آمده میباشد و خیر جامع بودن.[۱۴۰] همینطور آیه اشاره به اکمال حداقلی داراست و خیر حداکثری؛ به‌این معنی که دستکم ما یحتاج هدایت به عموم داده گردیده است ولی حداکثر ممکن در تکامل تدریجی و پیشرفت تاریخی آتی اسلام پدید خواهد آمد.[۱۴۱]

آئین اقلی از دید سروش بدین مضمون‌ میباشد که چنانچه آیین را دنیایی بدانیم، آئین واجد احکامی میباشد که با اقل موقعیت معیشتی آدمی وفق میدهد و قابل اجراست و در صورتیکه آئین را اخروی بدانیم، معدود‌ترین روشن بختی اخروی را ممکن می‌سازد.[۱۴۲] سروش در آئین حداقلی به صحبت غزالی استناد می‌نماید که جهان را چنان سامان میدهیم که آخرت‌گرایان بتوانند آخرت خویش را تأمین نمایند و مابقی کارها جهان بر ذمه عقلای خویشاوندان میباشد.[۱۴۳] سروش در‌این عقیده اعتقاد دارد احکام دینی تمامی عرضی میباشند.[۱۴۴]

بازدید : 22
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:54


سید عیسی طباطبایی (میلاد: ۱۳۲۲ش) روضه خوان شیعه و نماینده امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای در لبنان.

طباطبایی، در تأسیس ارگانهای آموزشی، درمانی و فرهنگی مانند مدرسه های، درمان‌گاه‌ها، صندوق‌های قرض‌الحسنه و کانال تلویزیونی المنار در لبنان نقش داشت. وی همینطور در فعال سازی کمیته یاری امام خمینی در لبنان، مدد از خانواده‌های شهدای حزب‌الله لبنان و مرمت بخش ها زخم‌چشم بعد از نبرد ۳۳ روزه شرکت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کردن کرد.

بعضا عمل‌های سیاسی
سید عیسی طباطبایی از رخ‌های مقاومت اسلامی در لبنان بود که در طی سال‌های ۱۳۴۶ش تا ۱۴۰۲ش عمل‌هایی در ناحیههای متفاوت جاری ساختن اعطا کرد.[۱] وی در مراسم استقبال از امام خمینی در نجف کمپانی داشت. او در به عبارتی زمان اعلامیه‌های امام خمینی را به لبنان منتقل و بین زائران حج مسجد غدیر فلاحی مشهد توزیع کرد.[۲]

بعداز انقلاب جمهوری اسلامی ایران، طباطبایی به کشور ایران رجوع و برگشت، البته بعداز مقطع کوتاهی راهی لبنان شد. او در لبنان با حرکت اَمَل و مقاومت اسلامی همیاری کرد و در تقویت مقاومت اسلامی نقش داشت.[۳]


سید عیسی در کنار امام خمینی
به‌گفته روحانی نزار حلبی نماینده حزب‌الله لبنان، سید عیسی طباطبایی روح جهادی امام خمینی را به جوان ها لبنانی منتقل کرده و توانست مورد‌ساز مقاومت در لبنان پس از انقلاب مسجد بابا غدیر مشهد باشد.[۴]

شناخت و همیاری با امام موسی صدر

سید عیسی طباطبایی در کنار امام موسی صدر
در سال ۱۳۴۶ش سید عیسی طباطبایی به لبنان مسافرت کرد و در صور با امام موسی صدر آشنا شد.[۵] طباطبایی از طرف امام موسی صدر به‌تیتر مدیر راءس اسلامی صور تعیین شد.[۶] وی به امداد امام موسی صدر سعی کرد طلاب جوان را با تفکر‌های سیاسی، به‌ویژه ذهن ها امام خمینی مسجد بابا قدرت مشهد آشنا نماید.[۷]

نماینده امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای در لبنان
سید عیسی طباطبایی از نمایندگان امام خمینی در لبنان بود که در سال ۱۳۶۳ش اذن‌طومار‌ای اخذ کرد. بر پایه ی این اذن‌طومار، او مأمور تصدی بر کارها حسبیه و اخذ وجوهات دینی شد تا آنان‌را در جهت اعتلای شیعه و اسلام به‌فعالیت گیرد.[۸] وی همینطور نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در لبنان بود.[۹]

جنگ با استعمارگران و اشغالگران
بعضا از عمل‌های مبارزاتی سید عیسی طباطبایی عبارت‌اند از:

شرکت کردن در تظاهرات علیه سفارت شاهنشاهی کشور‌ایران در بیروت، یاور با عده ای از فعالان لبنانی.[۱۰]
تسخیر محوطه بیرونی سفارت ایالات متحده در بیروت و حریق زدن درفش آن.[۱۱]
اخذ فتوای تایید صلاحیت عملیات استشهادی علیه اشغالگران صهیونیستی از امام خمینی.[۱۲]
دستاوردهای اجتماعی و عمرانی سید عیسی طباطبایی
عمل‌های اجتماعی
تأثیرگذاری در فعال‌سازی کانال تلویزیونی المنار،[۱۳]
تأسیس کمیته کمک امام خمینی در لبنان،[۱۴]
فعال‌ساز‌ی بنیاد شهید لبنان جهت تامین از خانواده‌های شهدای مقاومت،[۱۵]
اجرای طرح‌های مرمت با محوریت مؤسسه جهاد البناء برای تعمیر و تجدید بنا منزل‌های تخریب‌گردیده در تاثیر تهاجم ها رژیم صهیونیستی.[۱۶]

بازدید : 54
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 11:25


نبوت یا این که پیامبری، گزینشی الهی میباشد که معارف الهی از سوی خدا بر مخلوق برگزیده‌اش وحی می شود تا خلق و خوی و اخلاق و رفتار بندگان را در مسیر کمال و بهروزی، رهبری نماید. مهم‌ترین خصوصیت‌های پیامبران، اخذ وحی تشریعی، بضاعت و توان اعجاز و پاکی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

مسائل نبوت، به دو قسمت نبوت خاصه و عامه تقسیم شد‌ه‌است. مراد از نبوت عامه، تیم مباحث درباره اصل نبوت همانند لزوم بعثت انبیاء، عصمت و طهارت و اعجاز میباشد. منظور از نبوت خاصه هم مسائلی میباشد که درباره فرد خاص یعنی رسول اسلام(ص) مطرح آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می گردد.

بایستگی نبوت و بعثت پیامبران، در قرآن مهربان، احادیث معصومان و متن ها کلامی، فلسفی و عرفانی گزینه تأکید قرار گرفته و دلایلی برای آن نام برده میباشد؛ برای مثال اتمام حجت بر بشر‌ها، نیازمندیِ ذاتی بشر و نیازمندی آدم به اجتماع. بر طبق نشانه‌ها قرآن مهربان، تمامی انبیا هدف ها مشترکی داشته‌اند؛ برای مثال دعوت به توحید و معاد، برپایی عدالت، یاد دادن و تربیت، تزکیه و زهد و تقوا و همینطور آزادسازی بشر‌ها از غل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و زنجیرها.

آموزه نبوت را از اصول آئین به شمار آورده‌اند که اعتقادوباور به آن شرط مسلمانی میباشد. این آموزه در اسلام به معنای پیامبری حضرت محمد(ص) و پیامبرانی میباشد که در قرآن یا این که سنت نبوی از آن‌ها حافظه گردیده‌است. نبوت با حضرت انسان(ع) شروع گردیده و بنابر آیه مصرح قرآن مهربان، با نبوت حضرت محمد(ص) نقطه پايان یافته میباشد. شیعه ها و اهل سنت در‌این اطمینان با یکدیگر یاروهمدم‌اند. شیعه ها با استناد به نشانه‌ها قرآن و احادیث معصومان، معتقدند که بعداز نقطه نهایی نبوت، معبود، امامان را برای محافظت و تبیین آیین شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برگزیده میباشد.

معنی‌شناسی
مناصب فقاهتی
رسول
امام
حاکم
حکم دهنده شرع
امام آدینه
امام جماعت
اما عالم
مرجع پیروی
امیر الحاج
نایب خاص
نایب عام
نبوت یا این که پیامبری، مبنی بر قرآن مهربان گزینشی الهی میباشد که خدا، معارف الهی را بر عبد و بنده برگزیده‌اش وحی می‌نماید تا خوی و خلق بندگان را در مسیر کمال و خوشبختی، رهبری و هدایت نماید.[۱] علامه حلی متکلم شیعی قرن هشتم قمری نبی را کسی می داند که بی واسطه از پروردگار خبر میدهد (بر این شالوده نبوت یعنی خبر رساندن بی واسطه از سوی پروردگار.) [۲] یقین به نبوت، ضروری آئین اسلام و تمامی ادیان آسمانی میباشد.[۳] نبوت در گویش عربی از ریشه نََبَاء در یکسری مفهوم به فعالیت رفته میباشد: خبر و خبردادن،[۴] جای مرتفع،[۵] خروج از جای ،[۶] منش پر‌نور[۷] و صدای نهفته.[۸]

بنابر عهدوپیمان معروف، فی مابین پیامبر و نبی تفاوت‌هایی وجود دارااست و با آنکه هر رسولی فرستاده میباشد، ولی تمامی انبیا، پیامبر نیستند.[۹] فرستاده در خواب و بیداری وحی را اخذ می‌نماید؛ ولی پیامبر صرفا در خواب.[۱۰][۱۱] وحی بر نبی از وحی بر فرستاده خوب‌خیس میباشد چرا‌که وحی بر پیامبر را جبرئیل ابلاغ می‌نماید؛ ولی وحی بر پیامبر از روش ملائکه دیگر یا این که الهام قلبی یا این که رؤیای صادقه شکل می‌پذیرد.[۱۲] برخی پیامبر و رسول را در معنی هم معنی دانسته‌اند.[۱۳]

ملاصدرا براین اعتقاد و باور میباشد که نبوت دارنده داخل و ظواهر میباشد و باطنش ولایت و ظاهرش به عبارتی شریعت میباشد و هر فرستاده به باعث این ولایت وحی را از پروردگار یا این که از فرشته‌ای (که مشاهده‌اش می‌نماید و مطلوب با رده وی در ولایت و نبوت میباشد) اخذ می‌نماید و آن‌چه را با واسطه یا این که مستقیم از آفریدگار اخذ می‌نماید به بندگان میرساند و با آنها کلام میگوید و آنها را تهذیب می‌نماید و به آن‌ها می‌آموزاند و این جز از رویکرد شریعت ممکن وجود ندارد.[۱۴][یادداشت ۱] صدرالمتالهین هم‌چنان بر این اعتقادوباور میباشد که نبوت امری موهبتی و از مواهب ربانی و غیر کسبی میباشد و به بیتی از شعر حافظ استشهاد می‌نماید و می گوید: «كما قال لسان‌لعرفاء وناظم جوهرالأولياء»:

دولت آن میباشد كه بی‌خون دل آید به کنار//ورنه با کارایی و فعالیتْ گلشن جِنان این کلیه وجود ندارد[۱۵]


نبوت خاصه و عامه
نوشته ی علمی‌های مهم: نبوت خاصه و نبوت عامه
در کتاب‌های کلامی از مباحث نبوت، در دو نصیب نبوت خاصه و عامه گفت و گو می گردد. خواسته از نبوت عامه، تیم مباحث درباره اصل نبوت همانند بایستگی بعثت انبیاء،[۱۶] عصمت و طهارت[۱۷] و اعجاز[۱۸] میباشد.[۱۹] منظور از نبوت خاصه هم مسائلی میباشد که درباره نبوت یک شخص خاص یعنی فرستاده اکرم(ص) مطرح می شود؛ مثلا: دلایل پیامبری و معجزات وی.[۲۰]

بازدید : 39
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:15


مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) مسجدی در شهر مدینه و در حیطه مناخه که نبی اکرم(ص) در سال ششم سفر در آنجا نماز اعیاد را اقامه کرد. این مسجد در حین قدمت بن عبدالعزیز در سال ۸۷ق ساخته شد و در قرنها متعدد نیز تعمیر شده است. سازه بر گزارش منابع تاریخی، امام علی(ع) در حین محاصره عثمان دراین مکان، نماز عید را خواند. حُجاج نیز در روزها حج برای اقامه نماز به‌این جای مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می روند.

این مسجد تعدادی توشه در سال‌های گوناگون تجدید بنا شد‌ه‌است، تا اینکه در سال ۱۴۱۱ق به‌طور بی نقص تخریب و تجدید بنا شد. مساحت فعلی این مسجد ۸۸۲ متر مربع و نسبت به بنای سابق، بسیار گرانقدر‌خیس میباشد. مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) در امتداد جنوب غربی مسجد النبی و در حدود مسجد غمامه واقع مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

مسجد دیگری نیز به همین اسم در دامنه کوه سَلْع مدینه (در جنوب مسجد سلمان فارسی) جای دارد که در معبد امام علی(ع) در نزاع خندق سازه گردیده است.

تاریخچه و مقام
طبق نقل منابع تاریخی، رسول اکرم(ص) بعداز ورود به مدینه سالانه نمازهای عید فطر، قربان و یا این که باران[۱] را در حوزه‌ مَناخه در یک فضای گشوده و سوای دیوار اقامه می‌کردند،[۲] که امروزه به آن مسجد مُصَلّا گفته می شود.[۳] به‌گفته مورخان، رسول(ص) نمازهای عید را در نصیب‌های متعدد مناخه اقامه می کرد[۴] و در سال ششم سفر (ششمی) نماز عید را در مکانی خواند که به‌اسم مسجد علی بن ابی‌طالب نامیده شد.[۵] بنابر پیمان دیگری، رسول(ص) دو سال نماز عید را در این جا اقامه مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۶]

به نقل از مورخان، امام علی(ع) نیز در حین محاصره عثمان بوسیله مخالفانش، دراین مکان، اقامه نماز عید کرد.[۷] به‌گفته علی‌اصغر قائدان مولف کتاب تاریخ اثرها اسلامی مکه و مدینه، مسلمان‌ها برای بزرگداشت و مراقبت منزلت و محل نماز فرستاده(ص)، مساجد زیادی در مناخه ساختند[۸] و مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) تحت عنوان مسجد عیدگاه[۹] در طی قدمت بن عبدالعزیز در سال ۸۷ هجری قمری ساخته شد.[۱۰] این مسجد در امتداد جنوب غرب در مسافت ۳۰۰ متری مسجد النبی(ص) و ۱۲۲ متری مسجد غمامه جای دارد.[۱۱] در روز ها حج، حجاج برای اقامه نماز به‌این مسجد بابا قدرت مشهد مسجد میروند.[۱۲]

نوسازی
به‌گفته نبی جعفریان مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) در قرن ها گوناگون، توطئهّر تعمیر میشد.[۱۳] این مسجد در قرن نهم قمری، رو به تخریب رفت و زائرانی که در آن نواحی از جهان می‌رفتند در به عبارتی‌جا دفن می‌شدند.[۱۴] تا اینکه در سال ۸۸۱ق بوسیله امیر مدینه، زین‌الدین ضیغم منصوری تعمیر شد.[۱۵] حکمرانان عصر عثمانی اهتمامی خاصی به تعمیر و محافظت مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) داشتند.[۱۶] طبق گزارش شیعه‌نیوز، در سال ۱۲۹۶ق در حین «پاد شاه عبدالمجید نخستین» مجدد تجدید بنا شد.[۱۷] در سال‌های اخیر بنای کُهن این مسجد تخریب و در سال ۱۴۱۱ق به طور بدون نقص و سه موازی بنای گذشته در مساحت ۶۹۰ متر مربع مرمت شد.[۱۸]

معماری مسجد
مساحت فعلی علی بن ابی‌طالب ۸۸۲ متر مربع میباشد.[۱۹] بنای این مسجد، مستطیل‌صورت بوده و ارتفاع آن از شرق به غرب به ۳۵ متر و پهنا آن به ۹ متر میرسد. این مسجد دارنده یک رواق میباشد که از دو جهت غرب و شرق به حجره‌ای خرد میرسد. دری از سمت شمالی به سمت صحن مستطیل صورت گشوده میشود و سقف رواق آن دارنده پنج گنبد میباشد و بالای آن گنبد محراب جای‌دارد.[۲۰] محراب به سمت قبله متمایل میباشد و سه متر طول دارااست و مناره مسجد در نصیب شرقی مسجد مجاورت در ورودی واقع شد‌ه‌است و طول بلندی داراست. این مسجد از سنگ بازلت تشکیل شده و با ورق سپید و آهک پوشیده گردیده و دیوار شرقی آن با سنگ سیاه پوشیده گردیده‌است.[۲۱]


مسجد امام علی در کوه سَلع
مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) در دامنه کوه سَلع
در شمال غربی مدینه در دامنه کوه سلع یک‌سری مسجد قراردارد که آنان را مساجد فتح می‌نامند.[۲۲] فرماندهان سپاه اسلام که در مبارزه خندق در یک‌سری نقطه کوه سلع ساکن گردیده بودند و به قصه د‌یگر در آن جای نماز خواندند و بعد ها مساجدی در محل پرستش آن ها ساختند. یکی‌از آن مساجد، مسجد علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد که در جنوب مسجد سلمان فارسی جای دارد.[۲۳] طبق نقل حضرت علی(ع) در شب‌های مبارزه خندق دراین جا نماز خوانده و از مدینه پاسداری می کرد.[۲۴]

پانویس
قائدان، تاریخ اثر ها اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ۱۳۸۹ش، ص۲۵۶.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۷.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۷.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۳، ص۴؛ ابن شبة، تاریخ المدینة، ۱۳۹۹ق، ج۱، ص۱۳۳.
قائدان، تاریخ اثر ها اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ۱۳۸۹ش، ص۲۵۷.
غروی قوچانی و خویلد، «مساجد تاریخى مدینه منوره»، ص۱۱۸.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م،قم، ج۳، ص۶.
قائدان، تاریخ اثرها اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ۱۳۸۹ش، ص۲۵۶.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۷.
«دَر بسته‌ مسجد حضرت علی (ع) در مدینه»، خبرگزاری ایسنا؛ جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۹.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۹.
مسجد امام علی بن ابی‌طالب(ع) در مدینه منوره، خبرگزاری رسا.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۹.
قائدان، تاریخ اثر ها اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ۱۳۸۹ش، ص۲۵۹.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۰ش، ص۳۲۰.

بازدید : 63
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:17


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی مشهور به حکم کننده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، دانا، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در عهد و پیمان صفویه میباشد. شوشتری تالیفات اکثری به عنوان مثال احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب داراست. وی حاکم القضاة هند بود و بر طبق مذهب ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌اعطا کرد. وی آخر و عاقبت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مدفون میباشد.

به دنیاآمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان دیده به جهان گشود. تبار او به امام سجاد(ع) میرسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حکم دهنده نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر سفر کرد بازمی‌شود.[۱] حکم کننده نورالله همواره به لینک خویش به‌این سلسله افتخار می کرد و این موضوع در آثارش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایان میباشد.

فرزندان
حکم دهنده نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر کدام از آن‌ها از نویسندگان، شاعران و علمای بعدازظهر خویش به شمار میروند و دارنده تألیفاتی می‌باشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش یادگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین یادگرفت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به همدم اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۳]

حاکم نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین سود علمی خود را در مورد‌های فقه، اصول، صحبت و حدیث و تعبیر از وی حصول کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن مهربان را یادگرفت و به‌دنبال علم آموزی از بزرگانی اذن داستان دستیابی کرد. از آن دربین می‌اقتدار به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اشاره نمود.[۴]

مسافرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق ناچار به شکاف مشهد و هجرت به هند شد. انگیزه این هجرت، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به گونه ای که در یکی‌از تهاجم هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. درین فرصت فرمانروا عباس نخستین هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به مسافرت به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن فرصت یکی‌از آهسته‌ترین روزگار تاریخ خویش را سپری میکرد.[۵]

شاید این ادب هندوستان، به روحیه اکبر سلطان بازمی‌گشت که در آن طولانی آن میهن حکمرانی میکرد. اکبر پادشاه، پسر همایون فرمان روا، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و تدبیر ازخود نماد بخشید و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و گواهی را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی تبارک ساخت و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمان روا علی‌رغم عشق و علاقه فراوان به عمران و آبادی، و اهمیت خاصی که به مسائل فلسفی داشت، البته نظریه چندان محکمی نسبت به آیین خاصی نداشت. همین دیدگاه اکبر پادشاه به آئین، اورا به تامل ارائه شرعی برآمده از ادیان گوناگون انداخت.

حکم کننده نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اولیه به دیوان اکبر فرمان روا در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب کار کشته اهل ایران و شعر سرا تبارک رفت. مسیح‌الدین گیلانی بعداز یادگرفتن علم ها و فوت و فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال امکان و آمادگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر فرمانروا معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به پاد شاه اهدا کرد. اکبر پاد شاه به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حکم دهنده روشنایی الله، او‌لین عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ساخت.[۸]

حکم دهنده القضات هند
سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. آن گاه به همپا اکبر پاد شاه به لاهور رفت. حکم کننده لاهور، پیرمردِ سالخورده‌ای به اسم «روحانی مشخص و معلوم» بود. اکبر پاد شاه فرمان بازنشستگی او‌را صادر کرد و سید نورالله به مکان وی منصوب شد.[۹]

شوشتری قبل از آنکه بر منصب «حاکم القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود قادر است مسائل فقاهتی را مطابق منابع اساسی آنان محاسبه و تحقیق کند و در سود بدون چاره وجود ندارد که همواره از یکی مذهب‌ها فقاهتی تبعیت نماید؛ با وجود این در اجتهاد خویش از حدود فقه سنّتی بالاتر نخواهد رفت و بر طبق یک کدام از مذهبها چهارگانه اهل سنت (شافعی، حنبلی، مالکی یا این که حنفی) فتوا خواهد اعطا کرد.[۱۰]

اکبرشاه علی رغم شیعه بودن حکم دهنده، به خیال بضاعت‌ها و صلاحیت هایش او‌را به‌این سمت منصوب کرد. حکم دهنده نورالله به جهت دانایی پهناور‌ای که درباره فقه مذهبها چهارگانه و اختلاف آن‌ها با یکدیگر داشت، می‌توانست احکامی را که بیشتر به منفعت عموم و همینطور مجاورت‌خیس به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت عبدالقادر بدایونی با اینکه خویش سنی متعصبی بود و با سیاست‌های اکبرشاه دشمنی سرسختانه‌ای داشت، عدل و داد، شرافت و دانش حکم دهنده نورالله را می‌ستود.[۱۱]

بازدید : 86
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 10:59


شهربانو، مامان امام سجاد(ع). به نقل از تاریخ‌نگاران و محدثان، شهربانو دختر یزدگرد، واپسین سلطان ساسانی بود که بعد از ورود اسلام به کشور ایران به همسری امام حسین(ع) درآمد و امام سجاد(ع) را برای وی به عالم آورد. ولی درباره اسم، نسب، مجال وفات، مجال ورود به مدینه و نیز کیفیت وصلت وی با امام حسین(ع) اختلاف‌نظرهایی وجود داراست. سازه به روایتی که در دلائل الامامه (نوشته‌گردیده در قرن سوم قمری) اورده شده، وی در فتوحات زمان قدمت بن خطاب اسیر شد و به مدینه آورده شد و در آنجا بعداز آزادی، به عقد امام حسین(ع) مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد درآمد.

سازه به نقل از‌های تاریخی شهربانو هنگام ولادت امام سجاد(ص) از جهان رفته میباشد. با این هم اکنون، اورده شده او در رخداد کربلا حضور داشته و بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) به ری رفته و در آنجا در کوهی ناپدید گردیده است. ازاین‌رو حرم بی‌بی شهربانو، واقع در اطراف ری، به او منسوب میباشد. روایت مهاجرت او از کربلا به ری از تحریفات عاشورا دانسته گردیده‌است. همینطور بعضا از پژوهشگران انتساب زیارتگاه منسوب به او در آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ری را رد کرده‌اند.

نسب
شهربانو مامان امام سجاد(ع) میباشد. به گفته محمدهادی یوسفی غروی (متولد ۱۳۲۷ش) مورخان[۱] مامان امام سجاد(ع) را دختر یزدگرد سوم میدانند البته درباره اسم وی اختلاف‌لحاظ دارا هستند.[۲] همینطور به گفته ابن‌شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق) مامان امام سجاد(ع)، شهربانویه دختر یزدگرد میباشد با این اکنون اسم او‌را فرمان روا زنان، جَهان، سُلافه، خوله، بَرّه، مریم و فاطمه نیز گفته‌اند.[۳] در منابع اسم وی سلامه،[۴] شهرناز،[۵] حرار و غزّاله[۶] نیز نام برده میباشد. همینطور اسم پدرش را سبحان[۷] و نوشجان[۸] نیز گفته‌اند. در نقلی، مامان امام سجاد(ع) کنیزی اهل کابل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معرفی شد‌ه‌است.[۹]

به گفته جارالله زمخشری (درگذشته ۵۳۸ق) فقید اهل‌سنت به امام سجاد(ع) «ابن‌الخیَرَتَین»[یادداشت ۱] می‌گفتند، چراکه مادرش از نسل یزدگرد بوده میباشد.[۱۰]

ورود به مدینه و همسری امام حسین(ع)
درباره فرصت ورود شهربانو به مدینه و همسری وی با امام حسین(ع) چندین حیث وجود داراست:

در حکومت حضرت علی(ع): بر اساس روایتی که در الاِرشاد،[۱۱] اِعلام الوَری،[۱۲] روضة الواعظین،[۱۳] تاج الموالید[۱۴] و کشف الغُمَّه[۱۵] نقل گردیده است، کارگزار امام علی(ع) در مشرق دو دختر یزدگرد را به سوی وی ارسال کرد. امام علی(ع) شهربانو را به حسین(ع) و دیگری را محمد بن ابی‌دیده نشده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعطا کرد.
در حکومت قدمت بن خطاب:[۱۶] سازه به روایتی که در دلائل الامامة (درج شده در قرن سوم قمری) نقل شد‌ه‌است، شهربانو کنیز بود. قدمت بن خطاب می‌خواست دختر یزدگرد را بفروشد؛ ولی امام علی(ع) با استناد به داستان «اشخاص کریم ومهربان هر قومی را گرامی بدارید، اگرچه با شما مخالفت نمایند» از فرستاده(ص)، بازدارنده وی شد. آن‌گاه سهم خویش را از وی در راه و روش معبود آزاد کرد و بعداز وی بنی‌هاشم و دیگر مسلمان ها اینگونه کردند. ازاین‌رو او‌را مخیّر گذاشتند که شخصی را به همسری برگزیند و وی امام حسین(ع) را برگزید و به وصلت وی درآمد.[۱۷] سازه به روایتی که در الکافی گفته شده، قدمت بن خطاب می‌خواست اورا برای خویش سپردن نماید؛ البته امام علی(ع) بازدارنده شد.[۱۸] ولی مرتضی مطهری (درگذشته ۱۳۵۸ش) عقیده‌پراز شیعه، ماجرا الکافی را دارای اعتبار ندانسته میباشد؛ چراکه دو بدن از راویان آن از حیث رجالیان قابل‌اتکا نیستند.[۱۹]
در خلافت عثمان: سازه به روایتی که در عیون خبرها الرضا آورده شده، این قصه در طی خلافت عثمان صورت داده و عثمان بن عَفّان او‌را به امام حسین(ع) بخشیده میباشد.[۲۰] محمدهادی یوسفی غروی (متولد ۱۳۲۷ش) در کتاب الموسوعة التاریخ الاسلامی نیز همین نقل را پذیرفته میباشد.[۲۱]

بازدید : 59
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:01


در طی عثمان
معاش عایشه بعد از مرگ دو خلیفه و روی کارآمدن عثمان، وارد مرحله جدیدی شد و وی نقش سیاسی بارزتری در جامعه اسلامی جاری ساختن کرد.[۵۴] ارتباط عایشه با عثمان در سال‌های در آغاز خلافت او عالی بود تا آنجا که عایشه بابیان احادیثی به ذکر فضیلت ها عثمان می‌پرداخت.[۵۵] ولی به ندرت در نصفه دوم خلافت، رابطه ها این دو به تیرگی گرایید و این رخنه‌ با دشمنی و رهبری کودتا بر قتل عثمان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ادامه یافت.

[۵۶] سازه بر آنچه درباره اختلاف در بین عایشه و خلیفه سوم آمده، منجر این اختلاف آن بود که عثمان مقرری او‌را که قدمت می‌بخشید معدود کرد و دیگر زنان فرستاده پروردگار را با وی موازی گردانید و این زمینه موجب رنجیدن عایشه از عثمان شد.[۵۷] حوادثی همانند خرابی ولید بن عقبه؛ اخوی ناتنی عثمان که از طرف وی والی کوفه گردیده بود و ظلم‌هایی که عثمان در حق مخلوق الله بن مسعود، عمّار، ابوذر، جندب و بقیه اصحاب رواداشت و اشرافیت و قوم‌پرستی عثمان قضیه را برای استفادۀ عایشه به خواسته ابراز مخالفت با عثمان، آماده مسجد غدیر فلاحی مشهد آورد.[۵۸]

وی در سخنان خویش و برخوردهایی که در بین خودش و عثمان در مسجد مدینه پیش آمد، به شدت به نقد از خلیفه پرداخت.[۵۹] عثمان نیز در جواب، او‌را به همسر نوح و همسر لوط مشابه خواند که به شوهران‌شان حیله کردند و وارد دوزخ وجهنم شدند که‌این گزاره، با برخورد شدید عایشه هم پا شد و او با بیان کردن «اُقْتُلوا نَعْثَلاً فَقَدْ کفَر؛ نعثل[یادداشت ۱] را بکشید که وی کافر گردیده است» عثمان را لایق مرگ مسجد بابا غدیر مشهد دانست.[۶۰]

ابن خلدون نوشته میباشد وقتی که عثمان در محاصره بود، عایشه به مکه رفته بود. زیرا مناسک به مکان آورده و به مدینه بازمی‌گشت در رویکرد مردی از بنی لیث بدو خبر اعطا کرد که عثمان را کشته‌اند و با علی بیعت گردیده است. عایشه اظهار کرد: به خداوند قسم و سوگند که عثمان به ستم مورد قتل واقع شده و اینجانب به طلب خون وی خواهم کوشید. آن مرد اذعان کرد: فعلا اینگونه می گویی و آن روز درباره وی چیزهای دیگر می‌گفتی؟ اظهار کرد: آن ها ابتدا به توبه‌اش واداشتند و بعد به قتلش مسجد بابا قدرت مشهد آوردند.[۶۱]

به گفته طه حسین، تاریخ‌پژوه و آنالیز‌گر سنی‌مذهب اهل مصر، عایشه ارتباط نیکی با عثمان نداشت و با وی به تندی خلق و خوی میکرد، به طوری که بعضی گمان کردند که عایشه مثلا عده ای میباشد که وی معترضان را به قتل عثمان تحریک نموده است. با این هم اکنون ارتباط وی با علی هم بهتر عدم وجود و وقتی که در روش مکه به مدینه خبر خلیفه شدن علی را شنید، از شدت خشم به مکه رجوع و برگشت و عموم را به خون‌خواهی عثمان بر ضد علی شورانید.[۶۲]

همینطور ملاحظه کنید: ماجرای قتل عثمان
در حین امام علی(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: نزاع جمل
عایشه از معارضان امام علی(ع) بود و بعضی نویسندگان، سوابق این اختلاف را به زمان حیات نبی عقب برده‌اند.[۶۳] [۶۴] هر چندین همت عایشه در جمع احزاب مخالف امام علی(ع) و سازماندهی لشکری بلندمرتبه علیه خلافت امام که به مبارزه جمل انجامید، علامت بارزی از دشمنی وی با علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد، ولی نویسندگان سنی‌مذهب، اورا زیر‌تأثیر تحریک بدخواهان دانسته‌اند و یا این که مبادرت او‌را در لشکرکشی، به قصد قصاص کشندگان عثمان و خیر مخالفت با علی(ع) می دانند و این شغل او‌را خطایی در اجتهاد دانسته‌اند که خویش عایشه از آن منصرف بود.[۶۵] در مقابل، عالمان شیعه ادعای خونخواهی یا این که پشیمانی عایشه از رودررویی با امام را انتقاد کرده و نپذیرفته‌اند.[۶۶] کار‌های عایشه علیه امام علی(ع) موجب شد تا او‌را از سران عثمانیه قلمداد نمایند.[۶۷]

عایشه در مکه حضور داشت که خبر قتل عثمان را برای وی آوردند.[۶۸] وی عمره خویش را به‌جا آورد و به سمت مدینه شیوه زمین‌خورد البته همین که خبر به خلافت وصال علی(ع) را به وی رساندند، با غم به مکه رجوع.[۶۹] بعداز مدتی با وصال طلحه و زبیر به مکه، این سه با نیروهایی از قبایل عرب، به سوی بصره خط مش افتادند و ادعای خون‌خواهی عثمان را مطرح ساختند.[۷۰] آن ها پس از تصرف این شهر، در قبال نیروهای امام صف‌آرایی کردند.[۷۱] عایشه درین نبرد سوار بر شتر در هودجی قرار گرفت که زرهی بر آن پوشانده بودند.[۷۲] به همین خیال و خاطر این پیکار، به پیکار جمل موسوم شد.

در نقلی آمده میباشد که عایشه به‌ ام سلمه توصیه ملازمت و همراهی در خونخواهی عثمان را اعطا کرد و ام سلمه در جواب، به کردار دوگانه وی در کافرخواندن عثمان و آن‌گاه شهید شدن‌دادن به مرگ مظلومانه وی اعتراض کرد.[۷۳]
به نقل روضه خوان اثرگذار، رده خاص عایشه تحت عنوان همسر نبی(ص) و دختر خلیفه اولیه سبب ساز شد تا شرایط معارضان امام علی(ع) را در موقعیت مطلوبی برای پیکار قرار دهد.[۷۴] بعد از نقطه پايان مبارزه، امام علی(ع) با عایشه که به طور جزئی مصدوم گردیده بود، با عتاب کلام اذعان کرد و به محمد بن ابی‌دیده نشده امر کرد از اوضاع و احوال خواهرش استحضار یابد و بعد اورا با احترام به مدینه بازگرداند.[۷۵] بعد از نزاع جمل، امام علی(ع) با تلاوت خطبه ۸۰ نهج البلاغه در شماتت عایشه،[۷۶] به جراحت‌شناسی مبارزه جمل پرداخت[۷۷] و بعضا خصوصیت‌های زنان را برشمرد تا در بعدی رویدادهایی مانند نبرد جمل، که به جهت تاسی از یک زن (عایشه) چهره بخشید، حادثه نیفتد.[۷۸]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 157
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 142
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 34
  • بازدید هفته : 158
  • بازدید ماه : 659
  • بازدید سال : 6241
  • بازدید کلی : 45517
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی