تناسخ در فلسفه اسلامی
نوشتهی علمیٔ مهم: تناسخ در فلسفه و عرفان
بعضی دانشمندان معتقدند که در تاریخ فلسفه اسلامی وجود فیلسوفان معتقد یا این که متمایل به تناسخ موجب عمیقخیس شدن استدلال موافقان تناسخ و به تبع آن عامل معارضان آن گردیدهاست.[۵۰] محمد بن زکریای رازی (۲۵۱ـ۳۱۳ق)[۵۱] را پررنگترین فیلسوف اسلامی معتقد به تناسخ دانستهاند.[۵۲] بین دیگر فیلسوفان اسلامی، اخوان الصفاء و فارابی را نیز دارنده میل به تناسخ، با تفسیری خاص، بهشمار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بردهاند.[۵۳]
ابنسینا اولیه فیلسوف اسلامی دانسته گردیده که به گستردن به تناسخ پرداخته میباشد.[۵۴] اورده شده که بین فیلسوفان اسلامی، ابنسینا و رهروان وی، با فرض اینکه محور تناسخ اعتقاد و باور به قدیمبودن نفس انسانی میباشد، برای رد تناسخ کارایی کردند؛ تلاشی که معطوف به نفى قدیمبودن و ثابت حادثبودن نفس انسانی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد.
[۵۵] ابنسینا طی استدلالی سعی مینماید تا آرم دهد که لازمه تناسخ وابستگی دو نفس به یک تن خواهد بود و از محالبودن آن بطلان تناسخ را ثابت نماید.[۵۶] به نقل از بعضا پژوهشگران، این دلیل ابنسینا از سوی بقیه فیلسوفان مشائی گزینه استقبال قرار گرفت و در آثارشان تکرار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۵۷]
موقعیت روضه خوان اشراق در عوض تناسخ را وضعیتی ناروشن قلمداد کردهاند:[۵۸] دانشمندان معتقدند که وی با تقلید از فیلسوفان مشائی در اکثری از آثارش، زیرا پرتونامه، المطارحات و الواح عمادیه، تناسخ را فسخ دانسته میباشد.[۵۹] آنها معتقدند که وی در مهمترین اثرش، حکمة الاشراق، با شک و تردید در برخی از دلایل امتناع تناسخ و ناکافیفهمیدن دلایل ثابت تناسخ به بعضی از وجوه تناسخ متمایل گردیده و نهایتاً از اظهارنظر پایانی درباره تناسخ ناتوان باقی مانده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۰]
از لحاظ برخی دانشمندان، ملاصدرا، بر مبناى عقیده تکان جوهرى، طریق ساخت و بقاى نفس را بهسیرتکاملاى تمجید مینماید که ثابت تناسخ نا ممکن میگردد.[۶۱] به نقل از منابع، طبق این عقیده نفس و تن در ابتداى پیدایش خویش امورى بالقوه و داراى تکان جوهرى ذاتى میباشند.[۶۲] آنها با گذراندن حیات طبیعی از قوه بیرون می شوند و در جهت بهروزی یا این که بدبختی به فعلیت میرسند.[۶۳] از حیث ملاصدرا، تناسخ مانند رجوع موجودی از شرایط فعلیت به قوه میباشد که امری محال میباشد.[۶۴]
تناسخ در عرفان اسلامی
نوشتهعلمیٔ اساسی: تناسخ در فلسفه و عرفان
بعضی دانشمندان معتقدند که مبانی عرفان اسلامی، مثلا اشتیاق عارفان به سوراخ بدون نقص عالم و فکر فنای فی الله، نمیتواند با تناسخ سازگار باشد.[۶۵] این عدم سازش از لحاظ آن ها به جهت آن میباشد که تناسخ خویش نوعی برگشت روح به تنِ مادی میباشد.[۶۶] حضور بنیادهای عقیدتی اسلامی، مانند نظریه معاد، در تامل عارفان و صوفیان اسلامی را نیز به عنوان مثال دلایل رد تناسخ به وسیله آنها دانستهاند؛[۶۷] آنچنان که صوفیان پر رنگای زیرا ابونصر سراج[۶۸] (درگذشت: ۳۷۸ق)، ابنعربی[۶۹] (۵۶۰-۶۳۸ق)، روحانی محمود شبستری[۷۰] و علاءالدوله سمنانی (۶۵۹-۷۳۶ق)[۷۱] به انتقاد و رد تناسخ پرداختهاند. برای مثال، محمود شبستری تناسخ را نتیجه ها نگاه «تنگچشمانه» به آفرینش می داند؛[۷۲] نگاهی که شارحان باغ سر آن را بهمعنای نادیدهبه دست آوردن تن برزخی و منحصر به فرد درک کردن تن دنیوی بهتیتر محل قرار تصاحب کردن روح بعد از مرگ دانستهاند.[۷۳]
وجه دیگر دقت عارفان و صوفان اسلامی به تناسخ، اعتقاد و باور به حلول میان برخی صوفیان دانسته گردیده است؛ اعتقادی که، با یک کدام از گرفته شدن تناسخ و حلول میان اندیشمندان مسلمان، موجب تبهکارشدن تمامی صوفیان و عارفان اسلامی به اعتقاد و باور به تناسخ شدهاست.[۷۴] همینطور، اعتقاد و باور به معنا تجلی (ظهور الهی در موجودات) در عرفان و تصوف اسلامی را استدلال دیگری برای تبهکارشدن عارفان و صوفیان مسلمان به باور به تناسخ دانستهاند.[۷۵] این اتهام موجب جوابگویی برخی عارفان اهلِ رسیدگی گردیده و آنها با انتقاد و رد تناسخ مفاهیمی مانند تجلی را غیر از تناسخ دانستهاند.[۷۶]
تناسخ در فلسفه اسلامی
نوشتهی علمیٔ مهم: تناسخ در فلسفه و عرفان
بعضی دانشمندان معتقدند که در تاریخ فلسفه اسلامی وجود فیلسوفان معتقد یا این که متمایل به تناسخ موجب عمیقخیس شدن استدلال موافقان تناسخ و به تبع آن عامل معارضان آن گردیدهاست.[۵۰] محمد بن زکریای رازی (۲۵۱ـ۳۱۳ق)[۵۱] را پررنگترین فیلسوف اسلامی معتقد به تناسخ دانستهاند.[۵۲] بین دیگر فیلسوفان اسلامی، اخوان الصفاء و فارابی را نیز دارنده میل به تناسخ، با تفسیری خاص، بهشمار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بردهاند.[۵۳]
ابنسینا اولیه فیلسوف اسلامی دانسته گردیده که به گستردن به تناسخ پرداخته میباشد.[۵۴] اورده شده که بین فیلسوفان اسلامی، ابنسینا و رهروان وی، با فرض اینکه محور تناسخ اعتقاد و باور به قدیمبودن نفس انسانی میباشد، برای رد تناسخ کارایی کردند؛ تلاشی که معطوف به نفى قدیمبودن و ثابت حادثبودن نفس انسانی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد.
[۵۵] ابنسینا طی استدلالی سعی مینماید تا آرم دهد که لازمه تناسخ وابستگی دو نفس به یک تن خواهد بود و از محالبودن آن بطلان تناسخ را ثابت نماید.[۵۶] به نقل از بعضا پژوهشگران، این دلیل ابنسینا از سوی بقیه فیلسوفان مشائی گزینه استقبال قرار گرفت و در آثارشان تکرار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۵۷]
موقعیت روضه خوان اشراق در عوض تناسخ را وضعیتی ناروشن قلمداد کردهاند:[۵۸] دانشمندان معتقدند که وی با تقلید از فیلسوفان مشائی در اکثری از آثارش، زیرا پرتونامه، المطارحات و الواح عمادیه، تناسخ را فسخ دانسته میباشد.[۵۹] آنها معتقدند که وی در مهمترین اثرش، حکمة الاشراق، با شک و تردید در برخی از دلایل امتناع تناسخ و ناکافیفهمیدن دلایل ثابت تناسخ به بعضی از وجوه تناسخ متمایل گردیده و نهایتاً از اظهارنظر پایانی درباره تناسخ ناتوان باقی مانده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۰]
از لحاظ برخی دانشمندان، ملاصدرا، بر مبناى عقیده تکان جوهرى، طریق ساخت و بقاى نفس را بهسیرتکاملاى تمجید مینماید که ثابت تناسخ نا ممکن میگردد.[۶۱] به نقل از منابع، طبق این عقیده نفس و تن در ابتداى پیدایش خویش امورى بالقوه و داراى تکان جوهرى ذاتى میباشند.[۶۲] آنها با گذراندن حیات طبیعی از قوه بیرون می شوند و در جهت بهروزی یا این که بدبختی به فعلیت میرسند.[۶۳] از حیث ملاصدرا، تناسخ مانند رجوع موجودی از شرایط فعلیت به قوه میباشد که امری محال میباشد.[۶۴]
تناسخ در عرفان اسلامی
نوشتهعلمیٔ اساسی: تناسخ در فلسفه و عرفان
بعضی دانشمندان معتقدند که مبانی عرفان اسلامی، مثلا اشتیاق عارفان به سوراخ بدون نقص عالم و فکر فنای فی الله، نمیتواند با تناسخ سازگار باشد.[۶۵] این عدم سازش از لحاظ آن ها به جهت آن میباشد که تناسخ خویش نوعی برگشت روح به تنِ مادی میباشد.[۶۶] حضور بنیادهای عقیدتی اسلامی، مانند نظریه معاد، در تامل عارفان و صوفیان اسلامی را نیز به عنوان مثال دلایل رد تناسخ به وسیله آنها دانستهاند؛[۶۷] آنچنان که صوفیان پر رنگای زیرا ابونصر سراج[۶۸] (درگذشت: ۳۷۸ق)، ابنعربی[۶۹] (۵۶۰-۶۳۸ق)، روحانی محمود شبستری[۷۰] و علاءالدوله سمنانی (۶۵۹-۷۳۶ق)[۷۱] به انتقاد و رد تناسخ پرداختهاند. برای مثال، محمود شبستری تناسخ را نتیجه ها نگاه «تنگچشمانه» به آفرینش می داند؛[۷۲] نگاهی که شارحان باغ سر آن را بهمعنای نادیدهبه دست آوردن تن برزخی و منحصر به فرد درک کردن تن دنیوی بهتیتر محل قرار تصاحب کردن روح بعد از مرگ دانستهاند.[۷۳]
وجه دیگر دقت عارفان و صوفان اسلامی به تناسخ، اعتقاد و باور به حلول میان برخی صوفیان دانسته گردیده است؛ اعتقادی که، با یک کدام از گرفته شدن تناسخ و حلول میان اندیشمندان مسلمان، موجب تبهکارشدن تمامی صوفیان و عارفان اسلامی به اعتقاد و باور به تناسخ شدهاست.[۷۴] همینطور، اعتقاد و باور به معنا تجلی (ظهور الهی در موجودات) در عرفان و تصوف اسلامی را استدلال دیگری برای تبهکارشدن عارفان و صوفیان مسلمان به باور به تناسخ دانستهاند.[۷۵] این اتهام موجب جوابگویی برخی عارفان اهلِ رسیدگی گردیده و آنها با انتقاد و رد تناسخ مفاهیمی مانند تجلی را غیر از تناسخ دانستهاند.[۷۶]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی