loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 20
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:26


میثم بن علی بن میثم بن المعلی الماحوزی البحرانی (۶۳۶ - ۶۷۹یا۶۹۹ق) محدث، عالم، متکلم و عارف شیعی قرن هفتم قمری بود. ابن‌میثم از اساتیدی همانند ابن نما، اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی و علی بن سلیمان الستری علم ها گوناگون را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.

وی بعداز کامل شدن تحصیلات خویش شاگردانی مانند سید عبدالکریم بن احمد حلی و علامه حلی را تربیت کرد. اورده شده خواجه نصیر الدین طوسی نزد وی فقه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.

ابن‌میثم اثراتی متعددی همانند قواعد المرام فی دانش الکلام، گستردن الاشارات، تجرید البلاغة و مصباح العرفان را تألیف نموده است. از مهم ترین اثر ها او می شود به مصباح السالکین اشاره نمود که شرحی جامع بر نهج البلاغه به حساب آورده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شود.

معاش‌طومار
بعضی کنیه ابن میثم را مفیدالدین آورده‌اند.[۱] از معاش وی دور اندیشی اندکی در اختیار میباشد. همین قدر گفته‌اند که در ۶۳۶ق دیده به جهان گشود[۲] و نزد ابوالسعادات اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی، علی بن سلیمان بحرانی[۳] و ابن نما[۴] علم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.

اگرچه در منابع، اشاره‌ای به محل علم آموزی وی نشده، البته احتمالاً در عراق و در مرکزها تجمع شیعه ها مانند حله به علم آموزی دانش پرداخت. البته بعداز آن به بحرین برگشت و کناره عزلت گزید.

سید حیدر آملی که در حدود بعد از ظهر ابن میثم معاش می نموده است اورا از عرفا شمرده میباشد.[۵]

تاریخ درگذشت ابن میثم اگرچه در بیشتر منابع، سال (۶۷۹ق) نام برده، البته با اعتنا بدین نکته که او در ۶۸۱ق تألیف الشرح الصغیر لنهج البلاغة را به پایان رسانید[۶] می‌بایست بعد از آن تاریخ درگذشته باشد؛ کنتوری نیز در یک جا سال (۶۹۹ق) را تاریخ درگذشت وی دانسته میباشد.[۷]

قبر او‌را در الدونج یا این که هلتا در ماحوز بحرین دانسته‌اند. میرزا حسین نوری [۸] یادآور گردیده که براساس قراین و شواهد، قبر وی می‌بایست در هلتا باشد، و برخی نیز اشاره کرده‌اند که قبر بنا شده در الدونج، از آنِ نیای وی میثم بن معلی میباشد خیر کمال الدین ابن میثم.[۹]

تألیف و درس دادن
بعداز مدتی پژوهشگران عراق، به‌ویژه اهل حله که اورا مردی دانشمند می‌شمردند، از وی خواستند که به تربیت شاگردان و تألیف و تصنیف بپردازد. ابن‌میثم ابتدا از هجرت راز گشوده زد، ولی بعد از آن به عراق رفت[۱۰] و به احتمال حاذق در حله اقامت گزید؛ چون افرادی که از وی قصه کرده‌اند مانند سید عبدالکریم بن طاووس حلی[۱۱] و علامه حلی[۱۲] اهل حله می باشند.

او با خواجه نصیرالدین طوسی معاصر بود و گفته‌اند که خواجه نزد وی فقه می خواند و وی از خواجه حرف می‌یادگرفت.[۱۳]

آوازه عمده ابن‌میثم در سخن میباشد و حتی‌د‌ر شرحی که بر نهج البلاغه نوشته، شیوه کلامی و فلسفی در پیش گرفته میباشد.

ابن‌میثم در دوران خویش چندان آوازه داشته که او‌را با صفاتی زیرا فیلسوف، متفحص و مجرب فقها و محدثان و متکلم حرفه ای[۱۴] وصف کرده‌اند و طریحی اورا در فقه همانند خواجه نصیرالدین در دانش حرف دانسته میباشد.[۱۵]

به گفته سلیمان بن عبدالله ماحوزی[۱۶] (که به درخواست شاگردان و دوستان، رساله‌ای در تفصیل اکنون وی به اسم السلافة البهیة فی الترجمة المیثمیه نگاشته میباشد) فقیهان و محدثان و متکلمان و ادیبان به آراء و احادیث ابن‌میثم، به تصریح یا این که به اشاره استناد جسته‌اند.[۱۷]

بعضا نظرها کلامی

قواعد المرام فی دانش الکلام
ابن میثم بحرانی، در طرح مسائل و مدل عامل به طرز خواجه نصیرالدین طوسی در تجرید الاعتقاد حیث داشته و مستند عامل‌های وی، برخلاف علامه حلّی، بیشتر عقل میباشد خیر نقل، اگرچه از حیث چیرگی بر تمامی آراء و عقاید متفاوت متکلمان از علامه حلی ضعیف‌خیس می‌کند.

ابن میثم، معرفت و آشنایی خداوند را عقلاً واجب دانسته و بر آن میباشد که‌این معرفت از روی پیروی و به موجب نقل، قابل کسب وجود ندارد.[۱۸] او ظاهراً در ارتباط ثابت صانع، لحاظ معتزله را بر اشاعره برتری داده میباشد.[۱۹] در امر نبوت، مدل ظریف فلسفی در پیش گرفته و آن را به مطالب «ما، هل، لِم َ، کیف و اینجانب» تطبیق داده و ذکر نموده است.[۲۰] درباره حشر و معاد، حیث ابوالحسن بصری را پذیرفته و بر آن میباشد که اجزاء اصلیه آدم که دگرگونی و تغییر و تحول نمی‌یابد، محشور میشود.[۲۱]

اثر ها

مصباح السالکین یا این که گستردن نهج البلاغه
حدود ۳۰ تاثیر به ابن میثم منسوب شده میباشد:

اثر ها چاپی
مصباح السالکین لنهج‌البلاغة اینجانب صحبت امیر المومنین علیه‌السلام یا این که گستردن تعالی نهج البلاغه که در ۱۲۷۶ق به اهتمام آخوند ملامحمدباقر در طهران چاپ سنگی شد و توشه دیگر در ۱۴۰۴ق در طهران به تلاش عده ای از دانشمندان به اسم گستردن نهج البلاغه به چاپ رسید. ابن‌میثم خویش در پیشگفتار آورده که‌این تفصیل را به تشویق و برای عطاءالملک جوینی نوشته میباشد.[۲۲]
تفویض مصباح السالکین لنهج‌البلاغه اینجانب سخن امیر المومنین علیه‌السلام، خلاصه گستردن گران قدر نهج البلاغه.
تفصیل المائة کلمة لنهج البلاغة[۲۳] که کَنتوری اسم مهم آن را منهاج العارفین بیان کرده[۲۴] و آقابزرگ از ورژن‌های آن در کتاب‌های اهدایی مشکوة و کتابخانه کشف کننده الغطا خاطر نموده است.[۲۵] این کتاب در ۱۳۹۰ق به عملکرد محدث ارموی در قم چاپ و منتشر شد‌ه‌است.
قواعد المرام فی دانش الکلام که آن را به اشاره عزالدین ابوالمظفر عبدالعزیز بن جعفر نیشابوری نوشت. این کتاب به تلاش سید احمد حسینی در قم (۱۳۹۸ق) چاپ گردیده است. اسم دیگر آن القواعد الالهیه فی الکلام و الحکمة میباشد.[۲۶]
النجاة فی القیامة، رساله‌ای راجع‌به امامت.
اثر ها خطی و به چاپ نرسیده
الشرح الصغیر لنهج البلاغة[۲۷] که به گفته آقابزرگ تهرانی احتمالا به عبارتی تفصیل المأة کلمة لنهج البلاغه میباشد.[۲۸]
رسالة فی آداب البحث[۲۹].
الاستغاثة فی بدع الثلاثة[۳۰] که آقابزرگ[۳۱] آن را از تصنیفات شریف ابوالقاسم علی بن احمد کوفی (درگذشت۳۵۲ق) دانسته میباشد.
استقصاء النظر فی امامة ائمة الاثنی عشر[۳۲] که عبدالله افندی اصفهانی در درستی انتساب آن به ابن میثم شک و تردید نموده است.[۳۳]
اصول البلاغة که آن را برای نظام الدین منصور پسر عطاءالملک جوینی نوشت.[۳۴] این کتاب به تجریدالبلاغة نیز دارای اسم و رسم میباشد.[۳۵]
پاسخ رساله نصیرالدین که ورژن‌ای از آن در کتابخانه حکیم در نجف جانور میباشد.[۳۶]
برای دیگر نسخه ها خطی وی می‌قدرت به کتاب بروکلمان مراجعه کرد.[۳۷]

تک‌نگاری
العویناتی، عبدالزهراء، ابن میثم البحرانی حیاته و آثاره، قم، مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه، چاپ اولیه، ۱۳۹۳ش.
رساله السلافة البهية في الترجمة الميثميه، به وسیله سلیمان بن عبدالله ماحوزی در تفصیل‌حالا ابن‌میثم بحرانی درج شده میباشد.[۳۸] این رساله بوسیله دار مراقبت التراث البحرانی، در سال ۱۴۳۰ق چاپ گردیده‌است.[۳۹] صاحب و مالک حدائق نیز، مجموع این رساله را در جلد نخستین از کشکول خویش آورده میباشد.[۴۰]
صادقی، محمود، نقطه پایان طومار «مستندات قرآنی روایی آرای عرفان عملی ابن میثم در تفصیل نهج البلاغة»، قم، کالج قرآن و حدیث، ۱۳۹۶ش.
پانویس

بازدید : 36
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:15


حدیث مَنْ ماتَ حدیثی از فرستاده اسلام(ص) میباشد که طبق آن، هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده میباشد. این حدیث با لفظ ها متعدد در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل شد‌ه‌است و آن را مورداتفاق شیعه و سنی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دانند.

با‌این‌حالا برداشت‌های متفاوتی در میان شیعه و اهل‌سنت درباره ی آن وجود دارااست:

شیعه‌ها این حدیث را دربارهٔ زمینه امامت می دانند و ضرورت آشنایی امام و اطاعت از اورا از آن استنباط می‌نمایند؛ البته اهل‌سنت معتقدند این قصه مرتبط با موضوعٔ رابطه عموم با حکم کننده اسلامی و ضرورت بیعت مسجد غدیر فلاحی مشهد با اوست.

منزلت حدیث «اینجانب ماتَ»
در منابع اسلامی، روایاتی با عبارت «اینجانب ماتَ» نقل شد‌ه‌است؛[۱] البته هدف از تعبیروتفسیر حدیث اینجانب مات» این سخن دارای اسم و رسم نبی(ص) میباشد: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده میباشد» که در منابع حدیثی شیعی و سنی مسجد بابا غدیر مشهد آمده میباشد.[۲]

این حدیث با عباراتی هم بیان شده که تفاوت مختصری با آن دارا هستند. مثلا، در کتاب کافی، این حدیث از امام راستگو(ع) اینگونه گفته شده که رسول اذعان کرد: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیةٌ؛ هر شخصی بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلی میباشد.»[۳] همینطور در برخی از منابع اهل‌سنت از فرستاده اسلام(ص) آورده شده: «مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.»[۴]

علامه مجلسی این ماجرا را نزد شیعه و اهل‌سنت پشت سر هم دانسته میباشد.[۵] روحانی بهایی هم گفته این حدیث مورداتفاق شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۶]

مراد از مرگ جاهلی
فرستاده اسلام(ص)
مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر کس فارغ از امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده میباشد.

احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۲۱ق، ج۲۸، ص۸۸

در نقل کلینی از حدیث «اینجانب مات»، امام راستگو(ع) معنای «مرگ جاهی» را هم ذکر نموده است. متن بی نقص ماجرا به‌این گستردن میباشد:

ابن‌ابی‌یعفور نقل می‌نماید: از امام درست گو(ع) دربارهٔ گفتار فرستاده اسلام که «هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش، مرگ جاهلی میباشد» پرسیدم: «آیا غرض مردن در وضعیت بی دینی میباشد؟» امام راست گو(ع) جواب اعطا کرد: «مردن در وضعیت گمراهی میباشد.«گفتم هرکه درین مجال هم بمیرد و او‌را پیشوایی نباشد، مرگش مرگ نا آگاهی میباشد؟» اعلام کرد: «بله».[۷]

منابع حدیث
بعضی از منابع شیعه و اهل‌سنت که قصه «اینجانب مات» را نقل کرده‌اند، به‌این گستردن‌اند:

منابع شیعه
کافی، تاثیر کلینی[۸]
کمال الدین و کل النعمة، نوشتهٔ روحانی صدوق[۹]
کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، از خزاز رازی.[۱۰]
منابع اهل سنت
مسند احمد بن حنبل[۱۱]
مسند ابوداود سلیمان بن داود طیالسی[۱۲]
مسند الشامیین، ابوالقاسم طبرانی[۱۳]
معنای حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنت
علمای شیعه و سنی، هر یک، سازه به عقاید کلامی خویش، برداشت‌های متفاوتی از «حدیث اینجانب مات» کرده‌اند:

شیعه
شیعه‌ها از حدیث «اینجانب مات» در موردٔ امامت به کار گیری کرده و آن را دلیلی بر بایستگی وجود امام در تک تک روزگار‌ها[۱۴] و لزوم آشنایی امام و اطاعت از وی دانسته‌اند.[۱۵] بنابر اعتقادات شیعه، منظور از امام در‌این داستان، اهل‌بیت و امامان معصوم میباشد و در زمان حاضر، می بایست به امام مهدی، به‌تیتر امام مجال ایمان داشت.[۱۶]

بازدید : 43
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 21:05


محمدحسن مُظَفّر (۱۳۰۱-۱۳۷۵ق) دانا، متکلم و شعر سرا شیعه قرن چهاردهم قمری در نجف بود. وی به‌تیتر فقیهی مذکور گردیده که در صدور فتوا، فاقد طاقت فرسا‌گیری برای مقلدان بوده میباشد. ازجمله فتاوی خاص وی می‌قدرت به تایید صلاحیت وصلت با اهل کتاب و عدم نجاست اشیاء با ملاقات متنجس اشاره نمود. آقابزرگ تهرانی در الذریعه از مظفر با تیتر «علامه آل مظفر» حافظه کرده که کتاب دلائل الصدق لنهج الحق را در ردّ کتاب ابطال نهج الباطل نگاشت. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بقعه مظفر در نجف میباشد.

معاش‌طومار
محمدحسن مظفر در ۱۲ صفر سال ۱۳۰۱ق در نجف متولد شد.[۱] پدرش روضه خوان محمد از عالمان نجف بود که در سال ۱۳۲۲ق درگذشت.[۲] مادرش دختر روضه خوان عبدالحسین طریحی بود. برادرانش عبدالنبی، محمدحسین و محمدرضا هر سه روضه خوان و از عالمان شناخته‌گردیده بودند. مظفر با دختر روحانی محمدجواد شبیبی از عالمان و شاعران نجف تزویج کرد.[۳] وی در عراق معاش می کرد و فقط یک‌توشه در سال ۱۳۶۸ق برای زیارت مقبره امام رضا(ع) به کشور ایران مهاجرت مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۴]

وفات
محمدحسن مظفر در ۲۳ ربیع‌الاول سال ۱۳۷۵ق در بغداد درگذشت و بعد از تشییع در نجف، در حرم‌ای کنار بابا و برادرش به‌خاک امانت شد.[۵]

تحصیلات حوزوی
مظفر علم ها حوزوی را در نجف شروع کرد.[۶] وی به‌برهه زمانی کوتاه نزد روحانی محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و مجال بیشتر نزد روحانی علی جواهری و روضه خوان الشریعه اصفهانی دروس فقه و اصول را فراگرفت.[۷] آقابزرگ تهرانی و روضه خوان الشریعه اصفهانی به وی اذن ر مسجد بابا غدیر مشهد ماجرا دادند.[۸]

روضه خوان محمدحسین مظفر(برادرش)، روحانی عبدالهادی روضه خوان‌راضی، روحانی محمدجواد حجامی، روضه خوان محمدطه حویزی و روضه خوان عبدالکاظم غبان از شاگردان وی مسجد بابا قدرت مشهد بودند.[۹]

آرای فقاهتی خاص
بعضی معتقدند مظفر بعضا احکام فقاهتی در فقه را سهل وآسان گرفته و نیز فتاوای خاص داده میباشد.[۱۰] مواقعی از نگرش‌های وی در فقه عبارتند از:

پاکی اهل کتاب و روا بودن وصلت با آنها.
نجس نشدن چیزی که با شیء متنجس (چیزی که نجس گردیده) عکس العمل می‌نماید.
حکم رؤیت هلال با حکم کننده اسلامی میباشد.[۱۱]
اثرها
محمدحسن مظفر کتاب‌هایی در موضوعات متعدد نوشته میباشد. دلائل الصدق لنهج الحق مشهورترین تاثیر وی میباشد که در ثابت عقاید شیعه و تأیید نظرها علامه حلی در کتاب نهج الحق نگاشته و به ردّ طریقه‌های ادب بن روزبهان خُنجی در کتاب ابطال نهج الباطل پرداخته میباشد.[۱۲] دیگر اثرها وی از این قرار میباشد:


کتاب دلائل الصدق، مشهورترین تاثیر محمدحسن مظفر
درر الفوائد در گستردن قواعد الاحکام علامه حلی
الافصاح عن حال و روز الرجال الصحاح
لبه بر کفایه و عروة الوثقی
وَجیزَةُ الْمَسائل (رساله عملیه‌اش)
رساله در فروع دانش اجمالی
کناره بر رساله سید ابوالحسن اصفهانی
لبه بر مناسک حج سید ابوالحسن اصفهانی
لبه بر رساله عملیه روحانی عبدالحسین خجسته
مجموعه اشعار.[۱۳]
منزلت علمی و اخلاقی
آقابزرگ تهرانی در الذریعه از وی با تیتر «علامه آل مظفر» حافظه نموده است.[۱۴] مظفر بعداز درگذشت سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در سال ۱۳۳۷ق به تألیف و درس دادن درس بیرون پرداخت و به نظریه بعضی، بعداز وفات سید ابوالحسن اصفهانی در سال ۱۳۶۵ق به‌تیتر یکی‌از صورت‌های علمی، محل بازگشت برخی عموم برای تبعیت شد. بیان شده وی به‌ادله خصوصیت‌های رفتاری و اخلاقی، بیشتر عزلت می‌جست و از مرجعیت فقاهتی عموم غربت می کرد.[۱۵]

مظفر بعداز پدرش و برادرش روحانی عبدالنبی، امامت جماعت مسجد مَسابِک نجف را بر ذمه داشت و امامت مسجد هندی را از سید ابوالحسن اصفهانی نپذیرفت.[۱۶]

اشعار
محمدحسن مظفر در گرد‌همایی‌های فقهی و از صمیم قلب، اشعارش را می خواند. اشعار وی در مجلات ادبی منتشر میشد[۱۷] و بعد ها برخی موسوعات مانند کتاب «شعراء الغری» به معرفی و نظارت شعرهای وی پرداختند.[۱۸]

بازدید : 33
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 14:04


تخریب بقاع امام حسین(ع) به تخریب مقبره امام حسین(ع)، امام سوم شیعه‌ها اشاره داراست. این ضریح که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی سازه گذارده شد، بارها و در سال‌های متمادی با تهاجم ها تخریبی اشخاص و مجموعه‌های متفاوت مواجه شد‌ه‌است. خلفای عباسی برای مثال منصور، هارون و متوکل هرکدام در زمان‌های گوناگون به تخریب ضریح مبادرت کرده‌اند. مهمترین و پر اسم و رسم‌ترین تخریب به‌امر متوکل شکل گرفت. وهابیان در سال ۱۲۱۶ق نیز به ضریح حمله و به آن زخم دور از شوخی وارد ساختند و واپسین تخریب، با حمله بعثی‌‎ها در طی صدام و در جریان انتفاضه شعبانیه عموم عراق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رویداد.

بقاع امام حسین(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: بقاع امام حسین(ع)
بقاع امام حسین(ع) محل دفن امام حسین(ع)، شماری از بنی‌هاشم و یاران آن امام در کربلا میباشد که در دهم محرم سال ۶۱ قمری در مواجهه با سپاهیان عبیدالله بن زیاد به شهید شدن رسیدند. مختار ثقفی او‌لین سازه را بر مرقد امام حسین(ع) تشکیل داد و در عصر‌های آن گاه، شیعه‌ها و محبان اهل بیت(ع) مخصوصاً پادشاهان و حاکمان، اهتمام ویژه‌ای بر مرمت، ترمیم و پیشرفت این بقعه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته‌اند.

با اعتنا به روایتی در کتاب بدون نقص الزیارة، قوم و قبیله بنی‌اسد بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) و اصحابش، پیکر شهدا را دفن کردند. خبرها مرتبط با زیارت قبر امام حسین(ع) از سوی توابین، خویش عامل بارزی میباشد، که محل دفن آن حضرت مشخص و معلوم بوده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

شهید شدن امام حسین(ع) در راه و روش ستیز با ستمگران، ضریح منور اورا از اماکن عبادی و سیاسی درآورده میباشد. معمولاً ستمگران نسبت بدین ضریح مقدس آلرژی داشته‌اند. در‌حالتی که اقتدار تقابل با عموم را در خویش می دیدند، مبادرت به تخریب آن می کردند و در غیر این شکل با چشم احترام به آنجا می‌نگریستند و حتی با کمکهای مالی شایان توجه به ضریح، خویش را به عموم مجاورت می کردند. لذا بنای مرقد همواره دستخوش تغییر‌و تحول شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد.[۳]

تشکیل داد و تخریب اولیه
بنای اول
سازه بر گزارش‌های تاریخی، او‌لین سازه به وسیله مختار بن ابی عبید ثقفی ساخته شد. این سازه با خشت و گچ در اواخر سال ۶۵ق به اتمام رسید.[۴] به گفته عبدالجواز کلیددار بنای اول عبارت بود از یک سایه بان و یک مسجد که دو درب داشت یکی‌از آنان در شرق بود.[۵] بنای ذکر شده تا نقطه پایان عصر بنی امیه همچنان پا بر جا بوده‌میباشد. البته برخی دانشمندان برای ایجاد کرد سازه از سوی مختار، مدرکی نیافته‌اند و این داعیه را بی‌اعتبار دانسته‌اند.[۶]

از تشویق امام درستگو(ع) به زیارت امام حسین(ع) و کیفیت زیارت آن حضرت به کار گیری می‌گردد که قبر امام در آن مجال دارنده سازه و ساختمان بود.‌ در قصه امام درست گو (ع) آمده میباشد: «هر گاه قصد زیارت قبر امام حسین(ع) کردی، خارج بقاع بایست و به طرف قبر نگاه کن، سپس وارد مدیحه شو و در قبال آن، مقابل راز حضرت (ع) بایست، و هنگام خارج رفتن از دری که زیر پای علی بن حسین قراردارد، خارج شو. آن گاه به مرقد شهیدان رو آور، آن‌گاه به مرقد حضرت عباس(ع) برو، در مورد السقیفه توقف کن و بر وی درود کن.»[۷] کلمه‌هایی، همچون «خارج بقعه بایست»، «بعد از آن وارد نوحه شو»، «از دری که زیر پای علی بن الحسین(ع) قراردارد، خارج شو» گویای وجود بنایی بر قبر امام حسین(ع) در روزگار ابتدا میباشد.

البته قبور دیگر شهداء در قرن نخستین و دوم فارغ قبه حسینی بوده در شرایطی‌که از خبر ابوحمزه ثمالی اینگونه استعمال می‌گردد: «ثم تخرج اینجانب السقیفه و تقف بحذاء قبور الشهداء» «آنگاه از ذیل سقف بیرون می‌شوی و در کنار قبور شهدا می‌ایستی»[۸]

تخریب منصور دوانقی
منصور دوانقی دو‌مین خلیفه عباسی بعد از احاطه بر احوال و کشتن سادات، مبادرت به تخریب بقعۀ امام حسین(ع) نمود. این شغل به وسیله شعرا به نظم در آمد که:

و شیدوا البناه علیه قبه
ذات سقیفه لتاوی العصبه
ثم دعا المنصور حقد اید
فثل اینجانب احقاده المشی
استاد، شهرحسین علیه‌السلام، ۱۳۸۰ش، ص۱۹۱

ترجمه:
بنای سفت ساختند بر قبر حسین(ع)، که بر آن قبه‌ای بود و دارنده سقف بود تا پناهگاه جماعت گردد، بعد منصور را کینه سابق وادار کرد بعد از سود به عبارتی کینه‌ها آن سازه را تخریب نماید.

بازدید : 18
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:36

سید محمدعلی روضاتی (۱۳۰۸-۱۳۹۱ش) دارای اسم و رسم به علامه روضاتی، از عالمان شیعه، کتاب‌شناس و تراجم‌نگار در قرن چهاردهم و پانزدهم قمری در اصفهان و از نوادگان سید محمدباقر خوانساری بود. روضاتی بعد از گذراندن روزگار علم آموزی در حوزه علمیه اصفهان و قم، به تفحص، تألیف و تصحیح متن‌ها فقاهتی روی آورد و نسخه ها خطی و چاپی زیادی را گردآوری‌آوری کرد. حرم وی در تخت فولاد در مقبره میرزا محمدباقر خوانساری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قراردارد.

معاش‌طومار
سید محمدعلی روضاتی، از نوادگان سید محمدباقر خوانساری، در ۲۴ آذر سال ۱۳۰۸ش مبتنی بر با ۱۳ رجب سال ۱۳۴۸ق در اصفهان چشم به جهان گشود.[۱] پدرش میرزا محمدهاشم چهارسوقی از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین غروی نائینی و مادرش دختر سید حسن چهارسوقی بود.[۲] در ۸ سالگی پدرش از عالم رفت و سرپرستی اورا جد مادری‌اش میرزا سیدحسن چهارسوقی ذمه ‌دار شد.[۳] وی در سال ۱۳۳۳ش با دختر سید محمدهاشم موسوی غروی تزویج کرد که نتیجه ها آن پنج فرزند آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۴]

وفات
روضاتی صبح پنج شنبه ۲۹ تیر سال ۱۳۹۱ش مصادف با ۲۹ شعبان سال ۱۴۳۳ق در خانه خویش در محله چهارسوی (چهارسوق) شیرازی‌ها درگذشت و پس آن در تخت فولاد در بقاع میرزا محمدباقر خوانساری صاحب و مالک کتاب روضات الجنات دفن شد.[۵] سید محمدعلی روضاتی (نفر چهارم از سمت چپ) در توده حاضران در کنگره هزاره روضه خوان رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.

کار‌های علمی و اجتماعی

محمدعلی روضاتی تحصیلات تازه را در مدرسه ها اصفهان طی کرد و تحصیلات فقهی را در سال ۱۳۲۴ش در مکتب صدر اصفهان استارت کرد و دروس مقدمات مانند معالم را نزد محمدحسین مشکی (مقدس)، تفصیل لمعه را در درس روحانی محمدحسین فقیه نجف‌آبادی و روحانی هبةالله هرندی و مکاسب را نزد روحانی محمدرضا جَرقویِه‌ای صَلصالی سپری کرد. او بعد از آن به قم رفت و در حوزه این شهر در دروس سطح محمد صدوقی، سید محمدباقر سلطانی طباطبایی، میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، میرزا محمد مجاهدی، مرتضی حائری حاضر شد و درس بیرون را محضر آیت‌الله بروجردی سپری کرد.[۶] اقامت در قم باعث شوید تا با سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی آشنا خواهد شد و علایق مشترک در بین آن دو، به دوستی استوار شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد انجامید.[۷]

روضاتی همینطور سفرهای اکثری به ایالات متحده عربی و عراق و شهرهای گوناگون جمهوری اسلامی ایران داشته و بیش تر از سی نفر از مجتهدان و عالمان به وی اذن قصه و اجتهاد داده بودند.[۸] [۹]

سید محمدعلی روضاتی بعداز اتمام تحصیلات و مراجعت به اصفهان، سازه به خواست عموم و به‌همدم دوست خویش محمدمهدی نواب لاهیجی به تهیه اوراق دینیِ موردنیاز عموم و حل و فصل ایرادات آنها اهتمام ورزید و مدتی نیز در مسجد آقا میرزا هاشم به اقامه نماز جماعت و وعظ و خطابه پرداخت.[۱۰] شغل‌های اجتماعی روضاتی تا سال ۱۳۵۷ش ادامه داشت.[۱۱]


تکمله بر طبقات اعلام الشیعه به وسیله محمدعلی روضاتی
}}

تألیفات
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها سید محمدعلی روضاتی
محمدعلی روضاتی از سال ۱۳۵۷ش تا نقطه پايان عمرش به خلوت‌گزینی روی آورد و بیشتر به رسیدگی و استیناف درگیر بود.[۱۲] وی به جهت نگهداری اثرها قوم روضاتی و ارثیه مکتوب عالمان شیعه و از سوی دیگر، شناخت با محمدعلی مدرس حبیب‌آبادی و آقابزرگ تهرانی، در علم ها تراجم‌نگاری، کتاب‌شناسی و نسب‌شناسی تجربه اندوخت و به استیناف، بازرسی و تألیف روی آورد و اثراتی از خویش به مکان گذاشت.
تصحیح کتاب روضات الجنات برای مثال شغل های روضاتی بود تا آن‌جا که به گردآوری‌آوری کتاب ها، رساله‌های علمی و ورژن‌های خطی و چاپی مبادرت کرد تا مصادر و منابع روضات را آماده آورد.[۱۳]

بزرگداشت
در دوازد‌همین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۸۹ش در قم برگزار شوید سید محمد علی روضاتی تحت عنوان شخصیت پررنگ حوزه تعیین و معرفی شد و به خیال چند سال سرویس ها علمی و فرهنگی و تألیف آیتم تقدیر قرار گرفت.[۱۴]

همینطور کتاب «در پرتو روضات» سید محمد علی روضاتی که بوسیله انتشارات مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه به چاپ رسیده میباشد در پانزدهمین همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۲ش در قم برگزار شد تحت عنوان کتاب سزاوار تقدیر بوسیله داوران شناخته شد.[۱۵]

کتابخانه روضاتی
علامه روضاتی، کتابخانه‌ای در اصفهان داشت که به‌برهان وجود ورژن‌های خطی و چاپی گران بها، آوازه داشته و بخشی از کتاب‌های مو جود در آن، به جا مانده فامیل روضاتی بود.[۱۶] این کتابخانه اصولا، برای جد اعلای وی سید ابوالقاسم بن حسین موسوی دارای اسم و رسم به میر پهناور (متوفای ۱۱۵۸ق) بود که ابعاد فرزندانش، آن را بسط دادند و به استنساخ کتاب ها خطی اهتمام ورزیدند تا به سید محمدعلی روضاتی رسید.[۱۷] آقابزرگ تهرانی در جاهای گوناگون کتاب الذریعه، به وجود این کتابخانه و ورژن‌های خطی جانور در آن اشاره نموده است.[۱۸]

بازدید : 33
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:09


سید عَبْدُالاَعْلی موسوی سبزواری (۱۳۲۸ - ۱۴۱۴ق) مرجع تبعیت و مفسر شیعه در قرن پانزدهم. وی بعداز وفات آیت‌الله خویی در ۱۴۱۳ق، زمان کوتاهی ذمه ‌دار سر کردگی حوزه علمیه نجف بود. کتاب تفسیری مواهب الرحمن فی تعبیر القرآن و کتاب شرعی مهذب الاحکام فی ذکر الحلال و الحرام از اثر ها پر رنگ وی میباشد. بعضا معتقدند او بوسیله رژیم بعث عراق مسموم و شهید مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گردیده است.

معاش‌طومار
سید عبدالاعلی در ۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۳۲۸ق در سبزوار دیده به جهان گشود. مقدمات ادبیات عرب، فقه، اصول و ... را از بابا و عمویش، آیت‌الله سید عبدالله استدلال (م ۱۳۸۴ق)، یادگرفت. وی تا ۱۴ سالگی در محل تولد خویش به علم آموزی مقدمات علم ها اسلامی و عربی مسجد غدیر فلاحی مشهد پرداخت.[۱]

سید عبدالاعلی در سال ۱۳۴۲ق به مشهد رفت و در آنجا نزد عبدالجواد ادیب نیشابوری (م‌۱۳۴۴ق)، میرزا عسکر شهیدی، دارای شهرت به ‹‹آقا گرانقدر حکیم›› (م ۱۳۵۴ق)، سیدمحمّد عصّار لواسانی‌ (م ۱۳۵۶ق) و علی‌اکبر نهاوندی (م ۱۳۶۹ق) مسجد بابا غدیر مشهد شاگردی کرد.

سبزواری بعداز حدود هشت سال اقامت در مشهد، برای کامل شدن درس سطح فقه و اصول‌ و نیز فلسفه و تعبیروتفسیر و دیگر علم ها اسلامی به نجف اشرف هجرت کرد و در آن شهر در درس نائینی‌ (م ۱۳۵۵ق)، آقاضیاء عراقی (م ۱۳۶۱ق)، محمدحسین غروی اصفهانی (م ۱۳۶۱ق)، سید ابوالحسن اصفهانی و سید حسین بادکوبه‌ای (م ۱۳۵۸ق) و... کمپانی نمود. او تعبیر قرآن و مناظره و سخن را با حضور در جلسات تفسیری علامه محمدجواد بلاغی آموخت. وی همینطور از عبدالله مامقانی(م ۱۳۵۱ق) و روضه خوان عباس قمی (م ۱۳۵۹ق) و بقیه افراد اذن روایتی و اجتهادی اخذ کرد . وی از سال ۱۳۶۵ق به درس دادن بیرون فقه و اصول پرداخت.[۲] محمدآصف محسنی قندهاری از مراجع تبعیت در افغانستان را از شاگردان او مسجد بابا قدرت مشهد برشمرده‌اند.[۳]


سنگ مزار سید عبدالاعلی سبزواری
وفات
سیدعبدالاعلی سبزواری دو شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۷۲ش مبنی بر با (۲۷ صفر ۱۴۱۴ق)[۴] و مصادف با شب رحلت پیامبر آفریدگار(ص) و شهیدشدن امام حسن مجتبی(ع) در نجف درگذشت. برخی معتقدند که او به وسیله رژیم بعث عراق مسموم و شهید گردیده‌است.[۵]

بعداز درگذشت، به انگیزه مشقت بار‌گیری‌های رژیم بعثی صدام، مراسم دفن او، فقط با حضور پنج نفر از نزدیکان، بعد از نماز آیت الله سید علی بهشتی بر پیکر وی در مسجدی(مسجد حویش)[۶]که نماز می خواند و درس می‌بیان کرد، برگزار شد و در به عبارتی‌جا دفن شوید.[۷][یادداشت ۱]

روزگار مرجعیت
بعد از وفات آیت‌الله خویی در ۸ صفر ۱۴۱۳ق. سید عبدالاعلی سبزواری، مرجع تاسی شیعه‌ها و همینطور ذمه ‌دار سر کردگی حوزه علمیه نجف شد. زمان مرجعیت او 1‌سال زمان بر شد و در ۲۷ صفر سال ۱۴۱۴ق وفات یافت.[۹]

خصوصیت‌های شخصیتی و سیاسی
درباره خصوصیت‌های شخصیتی سید عبدالاعلی سبزواری گفته‌اند که او مردی ادم خاکی، صبور، معدود کلام و دایم‌الذکر و از حافظان قرآن مهربان بود. او در کار‌های سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و عراق نقش داشت و از انقلاب اسلامی کشور‌ایران و رهبر آن - امام خمینی - کمال نگهبانی و امان را نمود. در حین اقامت امام خمینی در نجف، در کنار او بود و از امام و نهضت او جانبداری میکرد. یک‌سری توشه درس خود را برای توجّه‌دادنِ حوزه علمیه نجف، به اتفاق ها انقلاب اسلامی کشور ایران تعطیل کرد و به هنگام تمامی‌پرسی نظام جمهوری اسلامی، در فروددین ماه ۱۳۵۸ ش. پیامی مطابق تامین از آن صادر کرد.[۱۰]

او همینطور پشتیبان عموم مظلوم و مسلمان عراق بود و در انتفاضه شعبانیه نگهبانی خود را از این انقلاب با صدور فتوایی گفت.[۱۱] وی با رژیم بعث حکم دهنده بر عراق سازگاری نکرد و چند دفعه منزلش به محاصرهِ نظامیان بعث درآمد و رژیم بعث برایش محدودیت‌هایی قائل شد.[۱۲]

از اقدامات تبلیغی و اجتماعی او، می‌اقتدار به صادر کردن نمایندگانی به اروپا، ایالات متحده و کشورهای عربی و آسیایی، و نیز طرح پهناور وی برای تجدید بنای مسجد سهله و مسجد کوفه اشاره نمود.[۱۳]

اثر ها و تالیفات

مواهب الرحمن
از اثرها و تألیفات او می‌اقتدار به کتاب‌های تحت اشاره نمود:

مواهب الرحمن فی تعبیر و تفسیر القرآن
نوشته ی علمیٔ اساسی: مواهب الرحمن فی تعبیروتفسیر القرآن (سبزواری)
این کتاب با مسئله تعبیر قرآن میباشد که مفسر طرح آن را در ۳۰ جلد ریخته بود و تا به امروز قریب به ۱۲ جلد آن به چاپ رسیده و باقی مجلدات در شکل وجود، چاپ و منتشر نشده میباشد.
این تعبیروتفسیر به عربی میباشد و اولیه‌توشه تا جلد چهارم آن، در "مطبعةالاداب" نجف به سال ۱۴۰۴ق به چاپ رسید و در سال ۱۴۰۹ق مؤ‌سسه اهل‌البیت بیروت آن را تجدید چاپ کرد.
چاپ دیگر آن در به عبارتی سال در "مطبعةالدیوان" بغداد شکل عهده دار شد. امّا چاپ خوب و با حروف‌چینی و تفحص تازه، با تسلط فرزند مفسر، در سال ۱۴۱۴ق ایفا گرفت که با درگذشت او در به عبارتی جلد نخستین توقف یافت و سپس با همیاری "مؤ‌سسه`‌المنار" حدود ۱۲ جلد آن به چاپ رسید.
مهذب‌الاحکام فی ذکر الحلال و الحرام
این کتاب در فقه امامی میباشد و مشمول یک زمانِ بدون نقص فقه استدلالی در ۳۰ جلد وزیری در مطبعة الاداب نجف به سال ۱۹۸۲م. چاپ شد.
تهذیب الاصول
یک زمان اصول فقه، به طور فشرده، البته سرازیر در ۲ جلد که حتما رسیده میباشد.
لباب المعارف
در دانش حرف و مدد از عقاید شیعه و مثلا او‌لین اثرها آیت‌الله سبزواری میباشد که در ۲ جلد به عربی تأ‌لیف گردیده‌است.
افاضة الباری فی انتقاد ما ا‌لّفه الحکیم السبزواری
این کتاب در عیب گیری و رسیدگی اثرها فلسفی حکیم ملا هادی سبزواری (م ۱۲۸۹ق) نگاشته گردیده‌است.
رفض الفضول عن دانش الاصول، در دانش اصول.
منهاج الصالحین، در فقه.
مناسک الحج، در مسائل حج.
رسالهِ توضیح المسائل، به فارسی‌
لبه بر بعضی از کتاب‌های شیعه زیرا: عروة‌الوثقی، وسیلةالنجاة، حدائق الناضره، جواهرالکلام، مستندالشیعه، اسفار، تعبیر و تفسیر صافی، گستردن منظومهِ حکیم سبزواری، و...
دسته‌ای در رسائل شرعی و... .[۱۴]
کنگره بزرگداشت عبدالاعلی سبزواری

همایش بزرگداشت آیت الله سبزواری، اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ش (عکس از خبرگزاری ایسنا)
در سال ۱۳۸۹ش، کنگره بزرگداشت آیت الله العظمی سیدعبدالاعلی سبزواری برگزار شوید؛ ۲۱ اردیبهشت ماه در سبزوار و ۲۳ اردیبهشت ماه در قم.

در کنگره برگزار گردیده در قم، آیت الله سبحانی، نمازی (امام آدینه کاشان)، مقتدایی (مدیریت وقت حوزه علمیه قم)، باغانی (از علمای سبزوار) و سید علی سبزواری، فرزند آیت الله سیدعبدالاعلی، در پژوهشگاه قرآنى علامه طباطبایى سخنرانی کردند.[۱۵]

در کنگره برگزارشده در سبزوار نیز، ابراهیمی (امام آدینه سبزوار)، ابوترابی (نایب رییس وقت مجلس شورای اسلامی) و سیدان (از علمای مشهد) ازجمله سخنرانان اساسی این همایش بودند.[۱۶]

تک‌نگاری
درباره زندگینامه و آراء و فکر‌های سید عبدالاعلی سبزواری کتابی با تیتر «آفتاب سبزوار»، نوشته احمد عابدی، به وسیله انتشارات کمپانی تعاونی شغل آفرینان تمدن و هنر در سال ۱۳۸۹ش به چاپ رسیده میباشد.

بازدید : 10
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 15:05

بُقْعه مُبارکه یا این که وادی مقدس طُاوٰ و یا این که وادی اَیْمَن، مکانی که خداوند با موسی(ع) حرف اذعان کرد و اورا به پیامبری برگزید. حرم مبارکه به‌معنای قطعه‌زمینی با برکت که در قرآن به آن اشاره گردیده و بیشتر مفسران، خوش یمن بودن این جای را به دلیل صحبت بیان کردن آفریدگار با موسی دانسته‌اند. به‌استدلال مقدس‌بودن این جای ، خدا به موسی(ع) دستورداد کفش خویش را در این جا از پای در مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیاورد.

معرفی اجمالی
مقبره مبارکه به‌معنای قطعه‌زمینی بابرکت، اصطلاحی قرآنی که فقط یک توشه در قرآن گزینه اشاره قرار گرفته میباشد.[۱] وقتی که موسی(ع) شبانه از مَآیین عازم مصر بود، آتشی از جانب طور سِینا حیث او‌را جلب کرد و به سوی آن رهسپار شد.[۲] طبق آیه ۳۰ سوره قصص «پس زیرا به آن [حریق] رسید از جانب راست وادی (یا این که از وادی ایمن) در آن مقام میمون از آن درخت ندا آمد که ای موسی! منم اینجانب پروردگار آفریدگار جهانیان». در‌این هنگام بود که آفریدگار موسی(ع) را به پیامبری برگزید و اعجاز عصا و ید بیضا را به وی اعطا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهدر کرد.[۳]

شرایط مکانی
حرف بیان کردن آفریدگار با موسی(ع) در یک سری موضع دیگر در قرآن اشاره شد‌ه‌است. در سوره طه و نازعات مکانی که موسی(ع) ندای الهی را شنید، «وادی مقدس طوی» نامیده گردیده است.[۷] جایی که به دلیل مقدس بودنش پروردگار به موسی(ع) فرمود کفش از پا در بیاورد.[۸] از همین رو مفسران مقبره مبارکه و وادی مقدس طوی را که به عبارتی وادی ایمن میباشد یکی‌از دانسته‌اند.[۹] این جای در جنوب صحرای سینا واقع میباشد و هنگام رفتن به مصر از سوی مدین در سمت راست کوه طور جای رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارد.[۱۰]

البته در بعضا از احادیث مراد از مقبره مبارکه کشور کربلا دانسته شد‌ه‌است. این احادیث که در بدون نقص الزیارات[۱۱] و تهذیب الاحکام[۱۲] نقل شده عبارت (شاطی الوادی الایمن) در آیه را به «فرات» و مقبره مبارکه را به «کربلا» تأویل کرده‌اند. سود کاشانی به‌این ماجرا اشاره کرده[۱۳] و در البرهان فی تعبیر و تفسیر القرآن[۱۴] و بحار الانوار[۱۵] نیز نام برده‌اند. بعضی از نویسندگان این طریقه را برخلاف مصرح آیه دانسته‌اند.[۱۶] در بعضی از زیارتنامه‌های امامان نیز از مدفن آن ها به‌تیتر حرم مبارکه حافظه گردیده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.[۱۷]

میمون‌بودن مقبره
اکثر زمان ها مفسران شیعه و اهل‌سنت انگیزه خوش یمن‌تلاوت مقبره را کلام اعلام کردن معبود با موسی(ع) در آنجا و برگزیدن وی به پیامبری دانسته‌اند.[۱۸] علامه طباطبایی بر این اعتقادوباور میباشد که خوش‌یمن بودن این بقاع به انگیزه کلام بیان کردن پروردگار با موسی میباشد و از این شیوه شرافت یافته میباشد.[۱۹] البته بعضا وجود انبوهی از درختان و میوه‌ها را مایه مبارکی حرم حافظه گردیده دانسته‌اند.[۲۰] طبرسی می گوید این جای به عبارتی‌ حرم‌ای میباشد که پروردگار به موسی دستور فرمود کفش خویش را از پای در بیاورد.[۲۱] علامه طباطبایی نیز قداست و شرافت حرم را انگیزه فرمان معبود به موسی(ع) برای از پای در آوردن کفش میداند.[۲۲] مولف التبیان فی تعبیر القرآن مبتنی بر روایتی از امام علی(ع) ادله این دستور آفریدگار به موسی(ع) را اخذ برکت بقاع به وسیله موسی میداند.[۲۳] از طرفی نیز در آوردن کفش از پا غایت تواضع برای اخذ پیام رسالت تحلیل شد‌ه‌است.[۲۴]

بازدید : 24
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:20

بعداز آنکه مأمون در ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) به هدف ها خویش دست یافت، شم کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین زمینه بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقا محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی قبلی برای مراقبت خلافت خویش با دسیسه‌ای امام رضا(ع) را در رویه رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این هم اکنون، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا(ع) از سوی مأمون به شهیدشدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده‌است.[۴۲] اما فرستاده جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این اعتقاد اشتباه را ناشی از خلق دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۴۳]

جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را به‌دنبال داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها کم کم فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر نبرد داخلی در بین اشخاص خویشان عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه به‌این فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر و تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۴۵]

رجوع علویان به زمان محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهیدشدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] ولی بعداز مدتی اذن ورود آنها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آنان‌را وادار کرد تا خرقه سیاه که علامت بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان حکم کننده یمن، یکی‌از مرکز ها قیام‌های علوی، قرار مسجد بابا غدیر مشهد بخشید.[۴۷]

رغبت اعتزالی مأمون
بر پایه ی شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضی از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضا از مورخان، عقیده تمایل مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود دارااست که از رابطه مأمون متشخص‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یک کدام از این مورد ها میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا تامل‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از بینش‌های یکسری فرقه کلامی مسجد بابا قدرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر دستور مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اعتقاد و باور اشخاص را در ارتباط عبد و بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ عده ای که اعتقادی به عبد بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه میشود.[۵۲]

بازدید : 21
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:48


شرایط ژئوپلتیک
شهر بیت‌المقدس به حیث وضعیت ژئوپلتیک همواره برای عموم و حکومتهای حیطه عنایت اکثری داشت و این شهر در زمان‌های قدیم گذرگاه ارتباطی بین آفریقا، اروپا و آسیا بوده میباشد.[۱۷] وجود اماکن مذهبی سه آیین ابراهیمی اسلام، یهودی و مسیحی مانند قبة الصخره، مسجد الاقصی و اماکن مقدس دیگر و خاستگاه آئین یهودی و مسیحی، مداقه مذهبی شایان توجهی نیز بدان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بخشیده میباشد.
منزلت مذهبی این شهر منجر شد‌ه‌است تا حکومت بر آن، به حیث سیاسی نیز مداقه بیشتری یابد. به‌این رو، حصول به حاکمیت بر آن در زمان تاریخ، همواره محل منازعه و عاملی تنش‌زا در ناحیه بوده و مبارزه‌های اکثری بر رمز آن روی داده میباشد. اشغال فلسطین و بیت‌المقدس در قرن بیستم بوسیله غرب و خارج رفتنش از حاکمیت مسلمان ها، افزون بر خطاها سیاسی و ژئوپلتیک، ضربه حیثیتی سنگینی نیز به مسلمان ها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وارده کرد.
بنابر تاریخ مکتوب، این حیطه در عصر‌های اخیر و در بیشترین عصر وقتی، ذیل حاکمیت مسلمان‌ها بوده میباشد و اکثریت ساکنان آن، عرب و مسلمان بوده‌اند. در روزگار معاصر ماجرای اشغال فلسطین و آواره شدن عموم این مرز و بوم و پافشاری رژیم اسرائیل برای یهودی‌سازی بخش ها گوناگون فلسطین مثلا بیت‌المقدس علی رغم اعتراض اکثری از کشورهای عالم و نیز سازمان ملل، سبب ساز گردیده‌است تا عموم دنیا نسبت به اتفاق ها فلسطین و بیت‌المقدس بسیار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حساس شوند.

یهودیت
بیت‌المقدس یا این که اورشلیم هم خویش برای یهودیان قداست دارااست و هم برخی اماکن مو جود در آن. این اماکن و بناها با صرف لحاظ از این که درین شهر قرار دارا‌هستند، محل اعتنا رهروان آیین یهودند. وجود این اماکن در اورشلیم بر قداست آن نزد یهودیان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد افزوده میباشد.
پیکار‌هایی که بر راز تصرف اورشلیم درگرفته، از موضوعات پربسامد تورات میباشد.[۱۸]در تورات، صدها توشه از اورشلیم خاطر گردیده و اسم این شهر به صراحت برده گردیده‌است.[۱۹]در بعضی فقرات، تصریح گردیده که منزل پروردگار درین شهر قراردارد[۲۰] و در دهها آیه دیگر از عبارت «منزل معبود» برای مکانی درین شهر، مستعمل میباشد.[۲۱] به نقل تورات، داود رسول طرح ساختن منزل معبود در اورشلیم را جاری شد؛ البته عمل ساختن منزل خداوند را فرزندش، سلیمان پیامبر استارت کرد. به تصریح تورات، داود سی و سه سال بر اورشلیم حکومت نموده است.[۲۲] بعداز داود، فرزندش سلیمان در اورشلیم و همانجا که داود انتخاب کرده بود، منزل را تشکیل داد: «سلیمان شغل ساختن منزل آفریدگار را استارت کرد یعنی به عبارتی زمین خرمنکوبی ارونۀ یبوسی که در آن پروردگار به داود فرمانروا ظواهر شد و داود آنجا را برای منزل خداوند در لحاظ گرفت.»[۲۳]اورشلیم بنابر تورات، شهر برگزیده یهوه(خداوند)میباشد[۲۴] در نظرگاه یهودیان محل پرستش بیت‌المقدس، که در عبری «بِت همیقداش» اسم دارااست، تحت عنوان منزل آفریدگار بوسیله حضرت سلیمان سازه گردیده‌است. این محل پرستش قرون میباشد که مرکزی میباشد برای اجرا مراسم عبادی یهودیان. محل عبادت در تاریخ کشور مقدس، بارها گزینه حمله واقع گردیده و گاه اقوام مشرک، بتهای خویش را نیز در باطن آن قرار داده‌اند. بِت همیقداش دو توشه تماما ویران گشت که واپسین آن حدود سال ۷۰ میلادی بود و علیرغم این مسئله، این جای مقدس تاکنون قبله گاه یهودیان عالم و اساسی‌‌ترین زیارتگاه آن‌ها به شمار می‌رود.[۲۵]اقتدار اعلام‌کرد که بنابر تورات، یهوه در ازای تاسی بنی اسرائیل از وی، به آن ها وعده داده میباشد در میهن مقدس سکنا و وقار یابند و راءس این مرزوبوم مقدس، اورشلیم یا این که بیت المقدس میباشد که بنابر تورات، از دیرباز پایتخت پادشاهان و پیامبران بنی اسرائیل بوده میباشد.

مسیحیت
با قانونی‌شدن مسیحیت در امپراتوری روم در قرن۴ میلادی و تشکیل امپراتوری روم شرقی، چیره شهرهای بنا شده در فلسطین مسیحی شدند و به گذر زمان کلیساهای زیادی درین مرز و بوم به ویژه در بیت المقدس ساخته‌ شد و مسیحیان در بیت المقدس یادواره‌هایی برای اتفاق ها معاش عیسی مسیح برگزار می‌کردند. بیت المقدس از آن مجال تقدس ویژه‌ای نزد مسیحیان یافت.
در متن‌ها مسیحی نیز بیت المقدس منزلت ویژه‌ای دارااست. قسم نو نیز بیشتراز ۱۳۰ توشه واژه و کلمه اورشلیم آمده میباشد. اسم اورشلیم با اتفاق ها مذهبی اصلی مسیحیت یاور میباشد و اکثری از رویدادها اساسی مسیحیت درین شهر روی داده میباشد. در بارو مسیحیان، اورشلیم شهری میباشد که عیسی در آن به صلیب کشیده و دفن شد و آنگاه زنده شد و به عرش رفت. مقدس‌ترین کلیساهای مسیحی در اورشلیم واقع میباشد و سالانه میلیون‌ها مسیحی از نقاط گوناگون عالم به زیارت آن ها می‌شتابند.
مسیحیان معتقدند که اتفاق شام انتها عیسی بر یک بلندی با اسم طور در بخش شرقی بیت المقدس روی داده و عیسی قبل از آن که یهودا او‌را به رومی‌ها تسلیم نماید، واپسین غذای زمینی را یار شاگردانش صرف نموده است. مریم مقدس نیز در اورشلیم دفن گردیده است.
جنگهای صلیبی که به درخواست پاپ در بین سال‌های ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱میلادی اتفاق افتاد و طی آن مسیحیان برای اشغال دوباره بیت المقدس خسارات سنگینی را به جان خریدند، آرم ازاهمیت بیت المقدس نزد کلیسای مسیحی در آن فرصت دارد.

بازدید : 24
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:59

حدیث رده روایتی از فرستاده میباشد که مقام امام علی(ع) را نسبت به فرستاده اکرم(ص)، همچون مقام هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌نماید. این حدیث از روایات دارای شهرت نبی اسلام و مقبولِ عالمان شیعه و اهل‌سنت میباشد. عالمان شیعه برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز نبی، و نیز برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، بدین حدیث ادله می‌نمایند. از دید عالمان شیعه این حدیث متوالی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

این حدیث در حین‌های گوناگون از رسول(ص) آورده شده که آورده شده مهم ترین آن ها در نبرد تبوک میباشد که رسول اسلام، خطاب به علی بن ابیطالب خاطرنشان کرد: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنّه لا نَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به اینجانب به‌منزله هارون نسبت به موسی هستی؛ جُز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.»

بعضا این حدیث و جانشینی علی(ع) را فقط ناظر به ماجرای پیکار تبوک یا این که تنها مرتبط با مدینه دانستند، که در جواب گفته می شود: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصر به فرد به ماجرای تبوک ندانسته و خویش صحابه نیز از قصه، عمومیت آن را برداشت مسجد بابا غدیر مشهد می‌کردند.

بعضی نیز، با اعتنا به از جهان رفتن هارون پیش از حضرت موسی(ع)، احتمال دادند، مناصب آورده شده برای علی(ع)، منحصربه‌فرد فرصت حیات رسول(ص) باشد، که در مقابل گفته می گردد: اولا، حدیث صراحت در عمومیت داشته و مشمول پیشین و آنگاه حیات پیامبر خداوند میگردد. ثانیا، بر طبق حدیث، حضرت علی مانند هارون، شأن خلافت را داشت، پس هر گاه وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ فرستاده(ص) خواهد مسجد بابا قدرت مشهد بود.

متن حدیث
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی.[۱]

تو نسبت به اینجانب به‌منزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد بود.

معرفی و منزلت
حدیث رده، روایتی میباشد که در آن، پیامبر پروردگار(ص) مقام و رده حضرت علی(ع) را نسبت به خود، مانند رده هارون نسبت به حضرت موسی معرفی نموده است.[۲] مطابق این حدیث، عالمان شیعه معتقدند هر مقام و منصبی که هارون داشته، برای علی(ع) نیز اثبات میباشد و بدین حدیث برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز رسول(ص) و برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، عامل کرده‌اند.[۳]

این ماجرا از لحاظ عالمان شیعه، حدیثی پی در پی بوده[۴] و نزد عالمان اهل‌سنت نیز، حدیثی درست قلمداد می گردد.[۵]

تفصیل ماجرای حدیث مقام
حدیث مقام با تعابیر و الفاظی متعدد و در طی‌ها و جای ‌های متعدد از نبی اکرم(ص) نقل شد‌ه‌است؛[۶] مشهورترین آن ها در جریان غزوه تبوک،[۷] به‌این تفصیل میباشد: زمانی نبی اسلام از احتمال هجوم سپاه روم به مدینه با خبر شد، امر فراهم‌باش صادر کرد. از سوی دیگر احتمال توطئه و آشوب از سوی گروهی که منافقان خوانده گردیده‌اند، در مدینه بود؛ از این رو، نبی تصمیم گرفت علی(ع) را در مدینه بگذارد و خویش به‌سوی معاند جنبش نماید. زمانی منافقان با خبر شدند، دهانزد کردند که نبی به علی بی‌مهری کرده و اورا با خویش نبرده میباشد. علی(ع) جهت تکذیب این خبرپراکنی خویش را به رسول رساند و تفصیل قصه را اظهار‌کرد. فرستاده هم از مقام وی در نزد خود صحبت بیان کرد: ای علی! آیا خشنود فنا که تو نسبت به اینجانب مانند هارون نسبت به موسی باشی، جز اینکه پیامبری بعد از اینجانب وجود ندارد؟[۸]

این حدیث در وقایعی دیگر همانند دعوت رسول از نزدیکان خویش، و حدیث یوم الدار در سال سوم بعثت،[۹] روز عهدوپیمان برادری دوم در سال نخستین هجری،[۱۰] در خانه امّ‌سلمه،[۱۱] هنگام گزینش سرپرست برای دختر حمزه[۱۲] و در ماجرای حایل ابواب[۱۳] نقل گردیده‌است.

منابع حدیث دربین شیعه و اهل‌سنت

خوشنویسی داستان نبوی حدیث رده به خط نسخه ها، تاثیر محمدهاشم سائق اصفهانی، ۱۱۸۹ق.
حدیث رده در منابع گوناگون تاریخی و روایی و کلامی شیعه و اهل‌سنت گزارش شد‌ه‌است،[۱۴]

این حدیث در درست بخاری،[۱۵] درست مسلم[۱۶] و کتاب‌هایی دیگر از اهل‌سنّت نیز نقل گردیده است.[۱۷]

حکم کننده حسکانی، مفسر و محدث اهل‌سنت در قرن پنجم هجری، از استادش، ابوحازم حافظ عبدوی، دیگر محدث اهل‌سنت، نقل نموده که او حدیث جایگاه را با پنج هزار مدرک داستان نموده است.[۱۸] سازه به نقل دیگری، ۸۸ نفر از مشهورترین راویان، این حدیث را نقل کرده‌اند.[۱۹] از بین عالمان اهل‌سنت، ابن‌تیمیه،[۲۰] عبدالحق دهلوی، گنجی شافعی، ابوالقاسم علی بن محسِّن تنوخی و جلال‌الدین سیوطی نیز به درستی و آوازه حدیث رده سند داده‌اند.[۲۱]

همینطور میر حامد حسین (۱۲۴۶-۱۳۰۶ق)، عالم، محدث و متکلم شیعه، یک جلد از دستهٔ عبقات الانوار را به‌این حدیث تخصیص داده میباشد.[۲۲]

درست بودن حدیث نزد اهل‌سنت
اِبن‌عَبدالبرّ اندلسی، فقید، محدث و تاریخ‌نگار اهل‌سنت در قرن پنجم هجری، حدیث رده را از درست‌ترین و استوارترین احادیث دانسته میباشد.[۲۳] حکم کننده نیشابوری، محدث اهل‌سنت در قرن چهارم، و شمس‌الدین ذهبی، محدث، تاریخ‌نگار و سیره‌نویس اهل‌سنت در قرن هشتم هجری، روش حدیث را درست شمرده‌اند.[۲۴] ابن‌ابی‌الحدید هم آن را گزینه حادثه جمیع فرَق اسلامی معرفی نموده است.[۲۵]

اورده شده که بنابر نقل خطیب بغدادی، ولید بن عبدالملک اُگیسو، اصل این حدیث را پذیرفته و لفظ هارون را به قارون تبدیل کرد.[۲۶] مأمون عباسی هم به‌هنگام احتجاج با فقها، به‌این حدیث استناد نمود.[۲۷] به‌گفته خطیب بغدادی، قدمت بن خطاب با استناد به حدیث جایگاه، شخصی را که به علی(ع) دشنام می‌اعطا کرد منافق خواند.[۲۸]

بنابر حدیثی که در پاره‌ای از منابع حدیثی اهل‌سنت نام برده، معاویة بن ابی‌سفیان، به سعد بن ابی‌وقاص، از معارضان امام علی(ع) پرسید: «چرا علی را دشنام نمی‌دهی؟»، و سعد اظهار کرد: «به‌باعث سه فضیلتی که فرستاده پروردگار(ص) برای علی بیان نموده است»؛ مثلا حدیث جایگاه. بر این مبنا، معاویه از واداشتن سعد به دشنام‌گویی علی(ع) دست برداشت.[۲۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 115
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 142
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 34
  • بازدید هفته : 116
  • بازدید ماه : 617
  • بازدید سال : 6199
  • بازدید کلی : 45475
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی