حدیث رده روایتی از فرستاده میباشد که مقام امام علی(ع) را نسبت به فرستاده اکرم(ص)، همچون مقام هارون نسبت به حضرت موسی معرفی مینماید. این حدیث از روایات دارای شهرت نبی اسلام و مقبولِ عالمان شیعه و اهلسنت میباشد. عالمان شیعه برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز نبی، و نیز برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، بدین حدیث ادله مینمایند. از دید عالمان شیعه این حدیث متوالی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.
این حدیث در حینهای گوناگون از رسول(ص) آورده شده که آورده شده مهم ترین آن ها در نبرد تبوک میباشد که رسول اسلام، خطاب به علی بن ابیطالب خاطرنشان کرد: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنّه لا نَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به اینجانب بهمنزله هارون نسبت به موسی هستی؛ جُز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.»
بعضا این حدیث و جانشینی علی(ع) را فقط ناظر به ماجرای پیکار تبوک یا این که تنها مرتبط با مدینه دانستند، که در جواب گفته می شود: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصر به فرد به ماجرای تبوک ندانسته و خویش صحابه نیز از قصه، عمومیت آن را برداشت مسجد بابا غدیر مشهد میکردند.
بعضی نیز، با اعتنا به از جهان رفتن هارون پیش از حضرت موسی(ع)، احتمال دادند، مناصب آورده شده برای علی(ع)، منحصربهفرد فرصت حیات رسول(ص) باشد، که در مقابل گفته می گردد: اولا، حدیث صراحت در عمومیت داشته و مشمول پیشین و آنگاه حیات پیامبر خداوند میگردد. ثانیا، بر طبق حدیث، حضرت علی مانند هارون، شأن خلافت را داشت، پس هر گاه وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ فرستاده(ص) خواهد مسجد بابا قدرت مشهد بود.
متن حدیث
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی.[۱]
تو نسبت به اینجانب بهمنزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد بود.
معرفی و منزلت
حدیث رده، روایتی میباشد که در آن، پیامبر پروردگار(ص) مقام و رده حضرت علی(ع) را نسبت به خود، مانند رده هارون نسبت به حضرت موسی معرفی نموده است.[۲] مطابق این حدیث، عالمان شیعه معتقدند هر مقام و منصبی که هارون داشته، برای علی(ع) نیز اثبات میباشد و بدین حدیث برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز رسول(ص) و برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، عامل کردهاند.[۳]
این ماجرا از لحاظ عالمان شیعه، حدیثی پی در پی بوده[۴] و نزد عالمان اهلسنت نیز، حدیثی درست قلمداد می گردد.[۵]
تفصیل ماجرای حدیث مقام
حدیث مقام با تعابیر و الفاظی متعدد و در طیها و جای های متعدد از نبی اکرم(ص) نقل شدهاست؛[۶] مشهورترین آن ها در جریان غزوه تبوک،[۷] بهاین تفصیل میباشد: زمانی نبی اسلام از احتمال هجوم سپاه روم به مدینه با خبر شد، امر فراهمباش صادر کرد. از سوی دیگر احتمال توطئه و آشوب از سوی گروهی که منافقان خوانده گردیدهاند، در مدینه بود؛ از این رو، نبی تصمیم گرفت علی(ع) را در مدینه بگذارد و خویش بهسوی معاند جنبش نماید. زمانی منافقان با خبر شدند، دهانزد کردند که نبی به علی بیمهری کرده و اورا با خویش نبرده میباشد. علی(ع) جهت تکذیب این خبرپراکنی خویش را به رسول رساند و تفصیل قصه را اظهارکرد. فرستاده هم از مقام وی در نزد خود صحبت بیان کرد: ای علی! آیا خشنود فنا که تو نسبت به اینجانب مانند هارون نسبت به موسی باشی، جز اینکه پیامبری بعد از اینجانب وجود ندارد؟[۸]
این حدیث در وقایعی دیگر همانند دعوت رسول از نزدیکان خویش، و حدیث یوم الدار در سال سوم بعثت،[۹] روز عهدوپیمان برادری دوم در سال نخستین هجری،[۱۰] در خانه امّسلمه،[۱۱] هنگام گزینش سرپرست برای دختر حمزه[۱۲] و در ماجرای حایل ابواب[۱۳] نقل گردیدهاست.
منابع حدیث دربین شیعه و اهلسنت
خوشنویسی داستان نبوی حدیث رده به خط نسخه ها، تاثیر محمدهاشم سائق اصفهانی، ۱۱۸۹ق.
حدیث رده در منابع گوناگون تاریخی و روایی و کلامی شیعه و اهلسنت گزارش شدهاست،[۱۴]
این حدیث در درست بخاری،[۱۵] درست مسلم[۱۶] و کتابهایی دیگر از اهلسنّت نیز نقل گردیده است.[۱۷]
حکم کننده حسکانی، مفسر و محدث اهلسنت در قرن پنجم هجری، از استادش، ابوحازم حافظ عبدوی، دیگر محدث اهلسنت، نقل نموده که او حدیث جایگاه را با پنج هزار مدرک داستان نموده است.[۱۸] سازه به نقل دیگری، ۸۸ نفر از مشهورترین راویان، این حدیث را نقل کردهاند.[۱۹] از بین عالمان اهلسنت، ابنتیمیه،[۲۰] عبدالحق دهلوی، گنجی شافعی، ابوالقاسم علی بن محسِّن تنوخی و جلالالدین سیوطی نیز به درستی و آوازه حدیث رده سند دادهاند.[۲۱]
همینطور میر حامد حسین (۱۲۴۶-۱۳۰۶ق)، عالم، محدث و متکلم شیعه، یک جلد از دستهٔ عبقات الانوار را بهاین حدیث تخصیص داده میباشد.[۲۲]
درست بودن حدیث نزد اهلسنت
اِبنعَبدالبرّ اندلسی، فقید، محدث و تاریخنگار اهلسنت در قرن پنجم هجری، حدیث رده را از درستترین و استوارترین احادیث دانسته میباشد.[۲۳] حکم کننده نیشابوری، محدث اهلسنت در قرن چهارم، و شمسالدین ذهبی، محدث، تاریخنگار و سیرهنویس اهلسنت در قرن هشتم هجری، روش حدیث را درست شمردهاند.[۲۴] ابنابیالحدید هم آن را گزینه حادثه جمیع فرَق اسلامی معرفی نموده است.[۲۵]
اورده شده که بنابر نقل خطیب بغدادی، ولید بن عبدالملک اُگیسو، اصل این حدیث را پذیرفته و لفظ هارون را به قارون تبدیل کرد.[۲۶] مأمون عباسی هم بههنگام احتجاج با فقها، بهاین حدیث استناد نمود.[۲۷] بهگفته خطیب بغدادی، قدمت بن خطاب با استناد به حدیث جایگاه، شخصی را که به علی(ع) دشنام میاعطا کرد منافق خواند.[۲۸]
بنابر حدیثی که در پارهای از منابع حدیثی اهلسنت نام برده، معاویة بن ابیسفیان، به سعد بن ابیوقاص، از معارضان امام علی(ع) پرسید: «چرا علی را دشنام نمیدهی؟»، و سعد اظهار کرد: «بهباعث سه فضیلتی که فرستاده پروردگار(ص) برای علی بیان نموده است»؛ مثلا حدیث جایگاه. بر این مبنا، معاویه از واداشتن سعد به دشنامگویی علی(ع) دست برداشت.[۲۹]
حدیث رده روایتی از فرستاده میباشد که مقام امام علی(ع) را نسبت به فرستاده اکرم(ص)، همچون مقام هارون نسبت به حضرت موسی معرفی مینماید. این حدیث از روایات دارای شهرت نبی اسلام و مقبولِ عالمان شیعه و اهلسنت میباشد. عالمان شیعه برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز نبی، و نیز برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، بدین حدیث ادله مینمایند. از دید عالمان شیعه این حدیث متوالی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.
این حدیث در حینهای گوناگون از رسول(ص) آورده شده که آورده شده مهم ترین آن ها در نبرد تبوک میباشد که رسول اسلام، خطاب به علی بن ابیطالب خاطرنشان کرد: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنّه لا نَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به اینجانب بهمنزله هارون نسبت به موسی هستی؛ جُز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.»
بعضا این حدیث و جانشینی علی(ع) را فقط ناظر به ماجرای پیکار تبوک یا این که تنها مرتبط با مدینه دانستند، که در جواب گفته می شود: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصر به فرد به ماجرای تبوک ندانسته و خویش صحابه نیز از قصه، عمومیت آن را برداشت مسجد بابا غدیر مشهد میکردند.
بعضی نیز، با اعتنا به از جهان رفتن هارون پیش از حضرت موسی(ع)، احتمال دادند، مناصب آورده شده برای علی(ع)، منحصربهفرد فرصت حیات رسول(ص) باشد، که در مقابل گفته می گردد: اولا، حدیث صراحت در عمومیت داشته و مشمول پیشین و آنگاه حیات پیامبر خداوند میگردد. ثانیا، بر طبق حدیث، حضرت علی مانند هارون، شأن خلافت را داشت، پس هر گاه وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ فرستاده(ص) خواهد مسجد بابا قدرت مشهد بود.
متن حدیث
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی.[۱]
تو نسبت به اینجانب بهمنزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد بود.
معرفی و منزلت
حدیث رده، روایتی میباشد که در آن، پیامبر پروردگار(ص) مقام و رده حضرت علی(ع) را نسبت به خود، مانند رده هارون نسبت به حضرت موسی معرفی نموده است.[۲] مطابق این حدیث، عالمان شیعه معتقدند هر مقام و منصبی که هارون داشته، برای علی(ع) نیز اثبات میباشد و بدین حدیث برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز رسول(ص) و برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، عامل کردهاند.[۳]
این ماجرا از لحاظ عالمان شیعه، حدیثی پی در پی بوده[۴] و نزد عالمان اهلسنت نیز، حدیثی درست قلمداد می گردد.[۵]
تفصیل ماجرای حدیث مقام
حدیث مقام با تعابیر و الفاظی متعدد و در طیها و جای های متعدد از نبی اکرم(ص) نقل شدهاست؛[۶] مشهورترین آن ها در جریان غزوه تبوک،[۷] بهاین تفصیل میباشد: زمانی نبی اسلام از احتمال هجوم سپاه روم به مدینه با خبر شد، امر فراهمباش صادر کرد. از سوی دیگر احتمال توطئه و آشوب از سوی گروهی که منافقان خوانده گردیدهاند، در مدینه بود؛ از این رو، نبی تصمیم گرفت علی(ع) را در مدینه بگذارد و خویش بهسوی معاند جنبش نماید. زمانی منافقان با خبر شدند، دهانزد کردند که نبی به علی بیمهری کرده و اورا با خویش نبرده میباشد. علی(ع) جهت تکذیب این خبرپراکنی خویش را به رسول رساند و تفصیل قصه را اظهارکرد. فرستاده هم از مقام وی در نزد خود صحبت بیان کرد: ای علی! آیا خشنود فنا که تو نسبت به اینجانب مانند هارون نسبت به موسی باشی، جز اینکه پیامبری بعد از اینجانب وجود ندارد؟[۸]
این حدیث در وقایعی دیگر همانند دعوت رسول از نزدیکان خویش، و حدیث یوم الدار در سال سوم بعثت،[۹] روز عهدوپیمان برادری دوم در سال نخستین هجری،[۱۰] در خانه امّسلمه،[۱۱] هنگام گزینش سرپرست برای دختر حمزه[۱۲] و در ماجرای حایل ابواب[۱۳] نقل گردیدهاست.
منابع حدیث دربین شیعه و اهلسنت
خوشنویسی داستان نبوی حدیث رده به خط نسخه ها، تاثیر محمدهاشم سائق اصفهانی، ۱۱۸۹ق.
حدیث رده در منابع گوناگون تاریخی و روایی و کلامی شیعه و اهلسنت گزارش شدهاست،[۱۴]
این حدیث در درست بخاری،[۱۵] درست مسلم[۱۶] و کتابهایی دیگر از اهلسنّت نیز نقل گردیده است.[۱۷]
حکم کننده حسکانی، مفسر و محدث اهلسنت در قرن پنجم هجری، از استادش، ابوحازم حافظ عبدوی، دیگر محدث اهلسنت، نقل نموده که او حدیث جایگاه را با پنج هزار مدرک داستان نموده است.[۱۸] سازه به نقل دیگری، ۸۸ نفر از مشهورترین راویان، این حدیث را نقل کردهاند.[۱۹] از بین عالمان اهلسنت، ابنتیمیه،[۲۰] عبدالحق دهلوی، گنجی شافعی، ابوالقاسم علی بن محسِّن تنوخی و جلالالدین سیوطی نیز به درستی و آوازه حدیث رده سند دادهاند.[۲۱]
همینطور میر حامد حسین (۱۲۴۶-۱۳۰۶ق)، عالم، محدث و متکلم شیعه، یک جلد از دستهٔ عبقات الانوار را بهاین حدیث تخصیص داده میباشد.[۲۲]
درست بودن حدیث نزد اهلسنت
اِبنعَبدالبرّ اندلسی، فقید، محدث و تاریخنگار اهلسنت در قرن پنجم هجری، حدیث رده را از درستترین و استوارترین احادیث دانسته میباشد.[۲۳] حکم کننده نیشابوری، محدث اهلسنت در قرن چهارم، و شمسالدین ذهبی، محدث، تاریخنگار و سیرهنویس اهلسنت در قرن هشتم هجری، روش حدیث را درست شمردهاند.[۲۴] ابنابیالحدید هم آن را گزینه حادثه جمیع فرَق اسلامی معرفی نموده است.[۲۵]
اورده شده که بنابر نقل خطیب بغدادی، ولید بن عبدالملک اُگیسو، اصل این حدیث را پذیرفته و لفظ هارون را به قارون تبدیل کرد.[۲۶] مأمون عباسی هم بههنگام احتجاج با فقها، بهاین حدیث استناد نمود.[۲۷] بهگفته خطیب بغدادی، قدمت بن خطاب با استناد به حدیث جایگاه، شخصی را که به علی(ع) دشنام میاعطا کرد منافق خواند.[۲۸]
بنابر حدیثی که در پارهای از منابع حدیثی اهلسنت نام برده، معاویة بن ابیسفیان، به سعد بن ابیوقاص، از معارضان امام علی(ع) پرسید: «چرا علی را دشنام نمیدهی؟»، و سعد اظهار کرد: «بهباعث سه فضیلتی که فرستاده پروردگار(ص) برای علی بیان نموده است»؛ مثلا حدیث جایگاه. بر این مبنا، معاویه از واداشتن سعد به دشنامگویی علی(ع) دست برداشت.[۲۹]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی