loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 24
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:20

بعداز آنکه مأمون در ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) به هدف ها خویش دست یافت، شم کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین زمینه بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقا محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی قبلی برای مراقبت خلافت خویش با دسیسه‌ای امام رضا(ع) را در رویه رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این هم اکنون، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا(ع) از سوی مأمون به شهیدشدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده‌است.[۴۲] اما فرستاده جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این اعتقاد اشتباه را ناشی از خلق دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۴۳]

جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را به‌دنبال داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها کم کم فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر نبرد داخلی در بین اشخاص خویشان عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه به‌این فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر و تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۴۵]

رجوع علویان به زمان محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهیدشدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] ولی بعداز مدتی اذن ورود آنها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آنان‌را وادار کرد تا خرقه سیاه که علامت بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان حکم کننده یمن، یکی‌از مرکز ها قیام‌های علوی، قرار مسجد بابا غدیر مشهد بخشید.[۴۷]

رغبت اعتزالی مأمون
بر پایه ی شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضی از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضا از مورخان، عقیده تمایل مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود دارااست که از رابطه مأمون متشخص‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یک کدام از این مورد ها میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا تامل‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از بینش‌های یکسری فرقه کلامی مسجد بابا قدرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر دستور مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اعتقاد و باور اشخاص را در ارتباط عبد و بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ عده ای که اعتقادی به عبد بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه میشود.[۵۲]

بعداز آنکه مأمون در ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) به هدف ها خویش دست یافت، شم کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین زمینه بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقا محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی قبلی برای مراقبت خلافت خویش با دسیسه‌ای امام رضا(ع) را در رویه رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این هم اکنون، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا(ع) از سوی مأمون به شهیدشدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده‌است.[۴۲] اما فرستاده جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این اعتقاد اشتباه را ناشی از خلق دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۴۳]

جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را به‌دنبال داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها کم کم فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر نبرد داخلی در بین اشخاص خویشان عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه به‌این فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر و تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۴۵]

رجوع علویان به زمان محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهیدشدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] ولی بعداز مدتی اذن ورود آنها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آنان‌را وادار کرد تا خرقه سیاه که علامت بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان حکم کننده یمن، یکی‌از مرکز ها قیام‌های علوی، قرار مسجد بابا غدیر مشهد بخشید.[۴۷]

رغبت اعتزالی مأمون
بر پایه ی شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضی از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضا از مورخان، عقیده تمایل مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود دارااست که از رابطه مأمون متشخص‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یک کدام از این مورد ها میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا تامل‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از بینش‌های یکسری فرقه کلامی مسجد بابا قدرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر دستور مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اعتقاد و باور اشخاص را در ارتباط عبد و بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ عده ای که اعتقادی به عبد بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه میشود.[۵۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 61
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 142
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 34
  • بازدید هفته : 62
  • بازدید ماه : 563
  • بازدید سال : 6145
  • بازدید کلی : 45421
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی