loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 22
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


داوود بن قاسم بن اسحاق (درگذشت ۲۶۱ق)، معروف به ابوهاشم جعفری و داوود بن قاسم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، بوده و از راویان آیتم متکی بودن و نام دار امامیه به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌رود.

به دنیا آمدن و نسب
داوود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، اسم و نسب بدون نقص اوست. بابا او، قاسم بن اسحاق از اصحاب امام راستگو(ع) [۱] و از یاران محمد بن عبدالله، پر اسم و رسم به نفس زکیه بوده میباشد. نقل شده که او از طرف نفس زکیه، امیر یمن شد؛ ولی قبل از آنکه فعالیت خویش را آغاز نماید، نفس زکیه به قتل مسجد غدیر فلاحی مشهد رسید.[۲]

مامان بلندمرتبه ابوهاشم (مامان قاسم بن اسحاق)، ام حکیم دختر قاسم بن محمد بن ابی‌دیده نشده میباشد. وی بابا ابوهاشم پسر خاله امام درست گو(ع) بوده میباشد.[۳] طابق منابع، او بومی بغداد بوده میباشد.[۴] و احتمالا در اواخر سده دوم هجری متولد گردیده‌است چراکه او در مسافرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو، در شهر ایذه (ایذج) به دیدار مسجد بابا غدیر مشهد وی می‌رود.[۵]

وکالت
سازمان وکالت تحت عنوان وسیله‌ای برای رابطه در میان شیعه ها و امامان شیعه بود که با شدت تصاحب کردن در اختیار گرفتن خلفای عباسی و نیز برای مهیا‌سازی شیعه ها برای غایب بودن امام مجال (عج) صورت گرفته بود. ابوهاشم جعفری نیز یک کدام از اشخاص آیتم پشت گرمی ائمه(ع) بود که در طول غایب بودن صغرای امام مجال(ع) نیز وکالت وی را برای مدتی در دست مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]

قصه‌کنندگان از او
عده ای از راویان حدیث شیعه از او نقل حدیث کرده‌اند مثل علی بن ابراهیم قمی، یحیی بن هاشم، اسحاق بن محمد نخعی، آسوده بن زیاد آدمی، محمد بن حسان، ابواحمد بن راشد، احمد بن محمد بن عیسی، محمد بن عیسی، محمد بن ولید، محمد بن احمد علوی، احمد بن اسحاق، محمد بن زیاد، احمد بن ابی عبدالله برقی، ادب بن شاذان نیشابوری، سعد بن عبدالله اشعری، عبدالله بن جعفر حمیری، و... [۷]

حیث بزرگان شیعه
ابوهاشم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بوده و از راویان آیتم اتکا و نام دار امامیه به شمار می‌رود.[۸] رجال‌شناسان و مورخان شیعه به عنوان مثال ابی‌جعفر برقی (متوفی ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) [۹]، کشی (متوفی ۳۳۰ق)،[۱۰] مسعودی (متوفی ۳۴۶ق)،[۱۱] نجاشی (متوفی ۴۵۰ق)،[۱۲] روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰ق) در الفهرست،[۱۳] و رجال،[۱۴] ابن داوود حلی (متوفی ۷۰۷ق)،[۱۵] علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق) [۱۶] و غیره ابوهاشم را با توصیفاتی زیرا فقیه، عبادت کنندهِ بازهد، وسیع‌المنزلة، جلیل و شریف‌القدر نزد ائمه(ع)، ستوده‌اند.[۱۷]

نسبت بزرگ نمایی
محمد بن قدمت کشی در کتاب رجال خویش، بر طبق بعضا از احادیث ابوهاشم، نسبت طول در عهد (بزرگ نمایی) را به وی اعطا کرد.[۱۸] در کتاب اعیان الشیعه آمده:این اتهام بزرگ نمایی به خیال این میباشد که ابوهاشم معجزات متعددی را از ائمه اطهار(ع) ماجرا نموده است که علمای شیعه، مثال‌های اینچنینی را در ستون بزرگ نمایی اکانت کرده‌اند، [۱۹] مامقانی در این مورد می‌نویسد:

این جايگاه سفارت و وکالت برای حضرت حجت امام فرصت علیه السلام از هر توثیق و تعدیلی برای جناب ابوهاشم جعفری فراتر میباشد. و بالجمله در وثاقت و جلالت و بزرگی‌شأن این مرد هیچ شکی وجود ندارد.[۲۰]
سید ابوالقاسم خویی نیز نوشته میباشد:

عبارت کشی که میگوید ماجرا وی دلالت بر طول در قسم (بزرگنمایی) دارااست، از دو جهت قابل رسیدگی میباشد نخستین اینکه یا این که بایستی در داستان تحریفی انجام شده باشد و یااینکه از آن عزم در معنای غیر ظاهری گردیده باشد، که هر دو این مورد ها به خیال و خاطر شرایط ممتاز ابوهاشم در نزد حضرات معصومین علیهم‌السلام، منتفی می باشد. پس بدین ترتیب چطور میگردد نسبت بزرگ نمایی را به‌این شخصیت ارجمند اعطا کرد؟ پس اشکالی در وثاقت وی وجود ندارد.[۲۱]
محدث قمی هم این نظر را دارد:

آنچه که ابوهاشم ماجرا کرده و مشاهده نموده از دلائل و معجزات حضرت امام حسن عسکری علیه السلام زیاده از آن میباشد که در اینجا بیان خواهد شد و قصه گردیده از آن جناب که اعلام کرد: درون نشدم بر حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهماالسلام هیچ وقت، مگر آنکه دیدم از وی دلالت و برهانی.[۲۲]
تالیفات
برای ابوهاشم دو کتاب «‌خبر‌ها ابوهاشم‌» و «‌مجموعه اشعار‌» اشعار و قصاید وی در مدح اهل بیت(ع) مذکور[۲۳] که هر دو کتاب را ابن عیاش گردآوری کرده است،[۲۴] اما فعلا این دو کتاب در دسترس نیستند.

صراحت ذکر
ابوهاشم با تک تک خضوع در قبال معصومان(ع)، نسبت به حکام ظلم جور، در غایت بی‌پروایی و جسارت بود و با خلفای عباسی تضارب داشت[۲۵] و به منجر همین نقدها، چند توشه به زندان زمین خورد.[۲۶] بعداز قیام یحیی بن زید و شهید شدن وی، هنگامی که رمز یحیی را نزد محمد بن عبدالله طاهری آورده بودند، گردآوری‌ای این موفقیت را به او شادباش می‌گفتند. البته ابوهاشم فارغ از هیچ هراس‌ای وارد دربار حکومت می گردد و خطاب به حکم کننده می گوید:

ای امیر، برای قتل کسی شادباش می گویند که در صورتی نبی پروردگار(ص) زنده بود، وی را به این مصیبت تسلیت می‌گفتند.!! [۲۷]
اورده شده که همگی از این حرف متأثر شدند و کسی نتوانست دم برآورد،[۲۸] و هنگام خروج این شعر را در مدح یحیی شهید می خواند:

یا این که بنی طاهر کلوه وبیا
ان لحم النبی غیر مری
ان وترا یکون طالبه الله
لوتر بالفوت غیر حری
ترجمه:

ای بنی طاهر بخورید که بیماری زاست، گوشت پیمبر [و اولاد نبی] گوارا و خوردنی وجود ندارد.
انتقامی که آفریدگار طالب بوده و درصدد آن باشد، فراموش شدنی وجود ندارد. [۲۹]
البته در عین درحال حاضر مقام او نزد زمامدارن با شخصیت شمرده می شد. چنانکه در سال ۲۵۱ق در جریان کودتا کوفه به رهبری حسین بن محمد علوی، که با حضور ششصد مرد جنگی قیام کرده بود، ابوهاشم جعفری از طرف مزاحم بن خاقان کارگزار عباسی، تحت عنوان میانجی برای مذاکرۀ با حسین نبی شد.[۳۰]

درگذشت
او در جمادی الاول سال ۲۶۱ق در سامراء در سپری شد. خطیب بغدادی در کتاب خویش آورده میباشد که او در سال ۲۵۲ق از مدینة السلام (بغداد) به سامراء تبعید گردیده و تا پایان قدمت در آنجا بوده میباشد[۳۱] ذبیح‌الله محلاتی در کتاب مآثر الکبراء اسم او‌را در شمار مدفونان در بقاع عسکریین آورده میباشد.[۳۲]

بازدید : 16
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:00


کتاب المکاسب یا این که کتاب المتاجر اسم کتابی شرعی نوشته روضه خوان انصاری از علمای شیعه میباشد و شروح و حاشیه ها بخش اعظمی بر آن نوشته‌اند. این کتاب از متن‌ها آموزشی حوزه علمیه در زمان سطح مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

تالیف کننده
نوشته ی علمیٔ مهم: روضه خوان مرتضی انصاری
مرتضی فرزند محمّد امین انصاری دزفولی(۱۲۱۴ق) از علمای شیعه در قرن ۱۳ق بود که «پس از صاحب و مالک جواهر، مرجعیت عامه یافت».[۱] . دو کتاب دارای اسم و رسم وی رسائل و مکاسب کتاب درسی طلاب گردیده و عالمان بعداز وی محصل و در‌پی مدرسه اویند. اثر ها او، همانند اثرها عالمان دیگری مانند پژوهشگر حلی، علامه حلی و شهید اولیه، آیتم اعتنا بوده و پژوهشگران اکثری بر آن‌ها تفصیل یا این که کناره آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نوشته‌اند.[۲]

معرفی اجمالی
این کتاب از ظریف‌ترین اثر ها روحانی انصاری در فقه و از منابع اساسی فقه استدلالی و یادگرفتن آن در حیطههای علمیه بوده میباشد. عالمان شیعی از به عبارتی مجال تکثیر کتاب، گستردن‌ها، تعلیقه‌ها و ترجمه‌های فراوانی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نگاشته‌اند.[مستلزم منبع]

خصوصیت‌ها
طرح آرا و اظهار نظر اکثری از و مذهب‌ها اربعه اهل سنت و انتقاد و رسیدگی آن ها؛
به کارگیری وسیع از کتاب‌های شرعی، حدیثی، تعبیر، لغت، اخلاق و رفتار و حتی کلامی مانند کتاب نهج الحق و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشف الصدق؛
ارائه نظر ها به طور اجتهادی میباشد و جز در مواقعی خیلی معدود، فتوای مصرح و روشنی درباره ی مورد ارائه نمیشود.[مستلزم منبع]
احترام و تکریم نسبت به اساتید و پیشتازان فقه و فقاهت تحت عنوان مثال در باره متفحص ثانی گفته میباشد: با کمال مهارتش درفقه تا آنجا تحت عنوان متفحص ثانی شناخته شد.(المحقق الثانی مع كمال تبحره في الفقه حتى ثنى به المحقق) [۳] از صاحب و مالک مناهل تحت عنوان بعضی از بزرگان اساتید ما تفسیر نموده است (فقد جزم بعض سادة مشايخنا) [۴]
امانتداری در نقل اقوال سایرافراد. روحانی انصاری در حالتی که خودش مطلبی را بدون واسطه و بی واسطه از کسی شنیده باشد با تفسیر قال فلان کذا ...( فلانی چنینی مطلبی را گفته میباشد) اما چنانچه با واسطه و غیر بی واسطه شنیده باشد برای رعایت سپرده در نقل تعبیروتفسیر کرده که از فلانی حکایت (نقل) گردیده است و المحکی عن فلان... [۵]
ابتکار عمل‌ها
جهت دادن فقه شیعی به سمت فقه معاملات، در حالی که پیش از روضه خوان، فقه بیشتر ناظر به فقه عبادات بوده میباشد؛
ارائه گفت و گو مبسوط و کبیر درباره ی بیع معاطات، بیع فضولی و گونه های و اقسام خیارهای معاملات؛[مستلزم منبع]
قسمت‌های کتاب
این کتاب شامل سه قسمت مهم میباشد:

قسمت نخستین، مکاسب محرمه
مؤلف در‌این قسمت به حصول‌ها و کسب و کار‌های حلال و حرام پرداخته و درباره هریک به طور جدا دعوا نموده است. درین نصیب به پنج نوع از استخراج‌های حرام اشاره گردیده‌است:

نوع نخستین: کسب و کار با چیزهایی که در شرع، عین نجس‌اند، مثل خریدوفروش بول، خون نجس، منی، مردار، سگ و خوک بی آبی، شراب؛
نوع دوم: بیزنس با چیزهایی که گرچه خریدوفروش خودشان حرام وجود ندارد، اما به دلیل قصد و علت فروشنده و خریدار، آن دادوستد ممنوع میباشد، مثل خریدوفروش بت، صلیب، آلات قمار، آلات موسیقی، پیاله‌های طلا و جواهرات و نقره، فروش انگور به هر که قصد دارااست آن را تبدیل به شراب نماید، فروش اسلحه به معاندان آئین؛
نوع سوم: کسب و کار با چیزهایی که سود و سود چندانی ندارند؛
نوع چهارم: حصول و کارهایی که خویش آن فعالیت حرام میباشد خیر چیزی که بر رمز آن دادوستد میگردد، مثل پیرایش زنان به صورتی که سبب نادرست و فریب داماد خواهد شد، آرایش و پیرایش و تزیین مردان و زنان که به طور متاع مخالف خویش به لحاظ برسند، منجمی، نگاه‌داشتن کتاب‌های گم راه‌کننده، زیر میزی، دشنام‌دادن به مؤمنان، جادوگری، شعبده بازی، گول زدن دیگر افراد در معامله، موسیقی لهوی و حرام، غایب بودن، قمار و...؛
نوع پنجم: دستیابی در آمد با کارهایی که اعمال آن بر آدم واجب میباشد، مانند پول به چنگ آوردن برای قرائت نماز، دفن میت و...؛
خاتمه: در قسمت انتهایی کتاب مکاسب، به مباحثی برای مثال حرمت دادوستد قرآن کریم ومهربان، جوایزی که از حاکمان جور گرفته میگردد و مسائلی از این دست پرداخته گردیده است.
نصیب دوم، کتاب البیع
این قسمت نیز به گفت و گو استدلالی و کامل در زمینه‌ی دادوستد پرداخته میباشد. دراین قسمت،مسائل اساسی و اصلی خریدوفروش به طور کامل آیتم گفت و گو قرار گرفته میباشد. مباحث این نصیب در یک سری نصیب ارائه گردیده‌است:

بحثی راجع به بیع معاطات و صدق آن؛
بحثی در امر عقد بیع که در بردارنده مباحثی در زمینه‌ی لفظ ها بیع میباشد؛
بحثی در زمینه ی شرط‌های عقد بیع. درین قسمت نیز به مباحثی برای مثال عربی بودن عقد، مقدم بودن درخواست خریدار بر قبول فروشنده و یکسری قضیه وشرط دیگر پرداخته میباشد؛
بحثی راجع به شرط‌های مرتبط با خریدار و فروشنده. درین نصیب نیز به شرط‌هایی که در فقه گزینه خریدار و فروشنده مطرح گردیده، اشاره شد‌ه‌است. شرط‌هایی مانند بالغ بودن طرفین، قصد بدون شوخی داشتن در معامله، تفویض داشتن، مالکیت طرفین؛
بحثی در باب بیع فضولی. در‌این قسمت همینطور بدین زمینه پرداخته گردیده که آیا اینگونه معامله‌ای درست میباشد یا این که خیر؟
بحثی کامل در ارتباط موقعیت محصول گزینه معامله و ارزش آن؛
قسمت سوم: کتاب الخیارات
درین نصیب از کتاب، مشاجره از این می شود که دربرخی مواقع طرفین میتوانند معامله را بر هم بزنند. بدین موقعیت، خیار گفته می شود. در‌این کتاب، به گستردن از ۷ خیار گفت و گو شد‌ه‌است که عبارتند از مجلس، حیوان، غبن، تعقل، شرط، رؤیت و خیار عیب. در انتهای این نصیب نیز مباحثی برای مثال احکام خیار، احکام قبض و مورد بیع عیب گیری و نسیه مطرح شد‌ه‌است.

منابع گزینه به کارگیری
روضه خوان انصاری برای کتابت این کتاب، از کتابهای بخش اعظمی در حرفه‌های متفاوت علم ها انسانی، برای مثال فقه، حدیث، لغت و... سود کرده میباشد.[مستلزم منبع] بعضی از مهم‌ترین این منابع در فقه عبارتند از:

ارشادالاذهان، تألیف علامه حلی؛
الاستبصار، تألیف روضه خوان طوسی؛
الانتصار، تألیف سید مرتضی؛
ایضاح الفوائد، تألیف فخرالمحققین حلی؛
تحریر الاحکام الشرعیه، تألیف علامه حلی؛
تذکرة الفقهاء، تألیف علامه حلی؛
تهذیب الاحکام، تألیف روضه خوان طوسی؛
جامع المقاصد، تألیف متفحص کرکی؛
جواهر الکلام، تألیف محمد حسن نجفی؛
الحدائق الناضرة، تألیف یوسف بحرانی؛
الخلاف، تألیف روحانی طوسی؛
الدروس الشرعیه، تألیف شهید نخستین؛
ذخیره المعاد، تألیف پژوهشگر سبزواری؛
ذکری الشیعه، تألیف شهید اولیه؛
روض الجنان، تألیف شهید ثانی؛
الروضة البهیه، تألیف شهید ثانی؛
ریاض المسائل، تألیف سید علی طباطبایی؛
السرائر، تألیف ابن ادریس حلی؛
شرائع، تألیف پژوهشگر حلی؛
غنیة النزوع، تألیف ابن زهره حلبی؛
قواعدالاحکام، تألیف علامه حلی؛
الکافی، تألیف محمد بن یعقوب کلینی؛
کشف الغطاء، نوشتن کشف کننده الغطاء؛
اللمعة الدمشقیة، نوشتن شهیداول؛
المبسوط، نوشتن روضه خوان طوسی؛
مجمع الفائده، نوشتن مقدس اردبیلی؛
متعدد الشیعه، نوشتن علامه حلی؛
مدارک الاحکام، نوشتن صاحب و مالک مدارک؛
مسالک، نوشتن شهید ثانی؛
اینجانب لا یحضره الفقیه، نوشتن روحانی صدوق؛
المهذب البارع، نوشتن ابن فهد حلی؛
النهایه، نوشتن روحانی طوسی.
گستردن‌ها و کناره‌ها
برخی از کناره‌نویسان کتاب
میرزا ابوالحسن مشکینی اردبیلی؛
احمد بن حسین تفرشی نجفی؛
سید احمد سبط الشیخ دزفولی؛(درگذشت:۱۳۵۵ق)
احمد علومی یزدی؛
میرزا محمدتقی شیرازی؛
محمدتقی آملی;
جواد ایروانی؛
محمدجواد بلاغی؛
میرزا حبیب‌الله رشتی؛
محمدحسن مامقانی؛
محمدحسین کشف کننده الغطاء؛
محمدحسین غروی اصفهانی؛
سید رضا محمد موسوی لنکرانی؛
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی؛
آقا ضیاء عراقی؛
سید عبدالحسین دستغیب شیرازی؛
علی بن عبدالحسین ایروانی؛
سید محمد کاظم طباطبایی؛
محمدکاظم خراسانی؛
سید محسن حکیم؛
میرزا محمدعلی خوانساری.[۶]
گستردن‌های تازه
موعظه الطالب، میرزا جواد تبریزی؛
ایصال الطالب الی اسرارالمکاسب، سید محمد حسینی شیرازی؛
بلغة الطالب، تقریرات درس سید محمد رضا گلپایگانی؛
تشریح المطالب، ترجمه و گستردن فارسی سید محمدجواد فرضی تهرانی؛
خودآموز مکاسب، ترجمه سید مهدی غضنفری خوانساری؛
در کلاس درس مکاسب، تقریر درس احمد نهایی اردبیلی؛
غنیة الطالب، روحانی مرتضی اردکانی؛
نهج الطالب فی حاشیة المکاسب، سید محسن حجت کوه‌‌کمره‌ای فرزند سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای؛
گستردن عبدالصاحب علی المکاسب، سیدمحمد مرتضوی لنگرودی؛
غایة الایضاح، محمد علامی تبریزی؛
المکاسب المحرمه، امام خمینی؛
المکاسب المحرمه، محمدعلی اراکی؛
انوار الفقاهه فی احکام العترة الطاهره، ناصر مکارم شیرازی؛
ابتغاء الفضیله فی گستردن الوسیله فی المکاسب المحرمه، مرتضی حائری؛
دراسات فی المکاسب المحرمه، حسینعلی منتظری؛
محاضرات فی الفقه الجعفری: المکاسب المحرمه، ابوالقاسم خوئی.[مستلزم منبع][۷]
گستردن مکاسب، علی محمدی خراسانی،قم نشر دهنده الامام الحسن بن علی، ۱۳۸۶ش.[۸]
شرایط انتشار
چاپ سنگی
این کتاب، چند دفعه به طور رحلی و چاپ سنگی منتشر گردیده‌است که برخی از آن ها عبارتند از:

در سال ۱۳۰۰ق، در طهران، به تصحیح سیدمحمدحسینی لواسانی؛
در سال ۱۳۷۴ ق، در تبریز، به طور وزیری والا و چاپ سنگی، به تصحیح احمد تبریزی.
چاپ ساده
دمنوش‌های بی آلایش زیادی از این کتاب وجود دارااست. که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

در سال ۱۴۱۶ق/۱۳۷۳ش، توسط انتشارات‌دار الحکمه؛
در سال ۱۴۱۸ق/۱۳۷۵ش، توسط موسسه تکثیر اسلامی؛
در سال ۱۴۲۰ق/۱۳۷۷ش، بوسیله مجمع الفکر الاسلامی؛
در سال ۱۴۲۴ق/۱۳۸۲ش، توسط موسسه انتشار اسلامی؛
در سال ۱۴۲۶ق/۱۳۸۳ش، بوسیله انتشارات آرمان بلندتر؛

بازدید : 22
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:55

به انگلیسی (Hamid Algar) متولد (۱۹۴۰م، ۱۳۱۹ش) در انگلستان، مدرس مطالعات اسلامی و لهجه فارسی در کالج برکلی کالیفرنیا میباشد. قضیه تخصصی الگار تاریخ تشیع در کشور‌ایران (مخصوصاً قرن‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی) و تصوف (مخصوصاً نقشبندیه و بسط آن در آسیای وسط، هندوستان، کردستان، ترکیه و بالکان) میباشد. الگار ابعاد به آئین اسلام و آن‌گاه به مذهب تشیع گرویده میباشد. او همینطور اثراتی از متفکران سیاسی شیعه مثلا کتاب ولایت فقید تاثیر امام خمینی و اثراتی از علی شریعتی، مرتضی مطهری، سید محمود طالقانی را به انگلیسی ترجمه کرد. مهم‌ترین تاثیر وی کتاب «آئین و دولت در کشور ایران: نقش علما در عصر قاجار» میباشد که نقطه نهایی‌طومار دکتری اوست. نوشته‌های الگار به گویش‌های متعدد عالم ترجمه و منتشر و در مراسم‌هایی در قم و مشهد از او تجلیل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.


حامد الگار در سال ۱۹۴۰م (۱۳۱۹ش) در انگلستان دیده به جهان گشود. گویش‌های فرانسه و آلمانی را در روزگار متوسطه و قبل از ورود به دانشگاه فراگرفت. تحصیلات کارشناسی خویش را در حرفه لهجه‌های شرقی (فارسی و عربی) در دانش کده ترینیتی کمبریج به نقطه پايان پیروزی و بعد از آن در سال ۱۳۴۰ش با اخذ بورس تحصیلی عازم جمهوری اسلامی ایران و دانش کده طهران شد تا تحصیلات دوران دکتری خویش را در‌این کالج بگذراند. ورود او به دانش کده طهران با تظاهرات دانشجوها انقلابی علیه حکومت پهلوی مصادف شد. در ادامه این رویدادها او از علم آموزی در دانش کده طهران صرف‌حیث کرد و 1 سال را به گردش و مهاجرت به نقاط متفاوت جمهوری اسلامی ایران طی کرد و به گفته خودش هیچ مکان مهمی در کشور‌ایران باقی نماند که به آنجا رمز آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نزد.[۱]

الگار برای طی زمان دکترا به دانش کده کمبریج رجوع و نقطه پایان طومار‌اش را با مسئله نقش سیاسی علمای شیعه در قرن نوزدهم میلادی نوشت. او استدلال تعیین این زمینه را استارت جنبش انقلاب کشور‌ایران به رهبری امام خمینی در سال ۱۹۶۳م (۱۳۴۲ش) خواند. الگار از سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) عضو هیات علمی دانش کده برکلی بوده و درین مقطع دروس ادبیات فارسی، تاریخ اسلام، شیعه و عرفان را در‌این دانشکده درس دادن می‌نموده است. بیش تر از صد نوشته‌علمی، ترجمه و تألیف از او به گویش‌های انگلیسی، آلمانی، ترکی، فارسی و عربی به چاپ رسیده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]


در مذاکره‌ای که در سال ۲۰۰۳م با روزنامه کالج برکلی داشته میباشد میگوید عمل خویش را در دانش گاه برکلی آغاز با استیناف و تمرکز بر روی کشور ایران و تاریخ معاصر آن مرزو بوم استارت کرده البته این پژوهش ها به گذر زمان به بخشها و عصر‌های تاریخی دیگر نیز بسط پیدا نموده است. همینطور او سفرهای زیادی به کشورهای اسلامی به عنوان مثال کشور‌ایران، ترکیه و افغانستان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته میباشد


عشق مطالعاتی الگار به تاریخ مذهب در کشور‌ایران و کشورهای اهالی کشور ایران مربوط میباشد. وی یکسری عمل هم در موضوع تاریخ تصوّف به خصوص درباره تاریخ طریقت نقشبندیه اجرا داده و سرگرم تدوین آن مطالب بود که انقلاب اسلامی در کشور ایران آغاز شد و دقت او به مسائل کشور‌ایران و به‌خصوص روحانیت در جمهوری اسلامی ایران معطوف شد. او تا به امروز یکسری نوشته‌علمی درباره انقلاب اسلامی نوشته و تیم‌ای از اثر ها امام خمینی و اثراتی از علی شریعتی را به انگلیسی ترجمه نموده است
شرف به اسلام و تشیع
الگار در سخنانی شیعه شدن خویش را فیض شناخت با وضعیت اجتماعی کشور ایران در شروع انقلاب اسلامی و نقش روحانیت شیعه به خصوص امام خمینی در آن اتفاق ها و نیز تفحص کتاب مبانی اعتقادات در اسلام نوشته سید مجتبی موسوی لاری و رای زنی با تالیف کننده این کتاب می داند.[۷]

تأثیرات شیعه شدن حامد الگار به سیرتکامل‌ای بود که جمع‌ای از دانشجو ها و استادان دانش کده نیز شیعه شدند و این شیعه شدن تا حدی بود که الگار در طومار‌ای به موسوی لاری نوشت: «هفته‌ای نمی‌گذرد جز این که از آمریکا ایالات متحده به اینجانب خبر می دهند جمع‌ای از روشنفکران با بازرسی کتاب به مذهب تشیع عشق و علاقه‌مند گردیده و بدان گرویده‌اند»
الگار در فصل اولیه این کتاب به مطرح شدن طریقه عالمان درباره اقتدار، سیاست و حکومت‌های مو جود پرداخته که در حیث او بر دو شالوده پایدار میباشد: وجوب مخالفت با حاکمیت؛ عدم قصد به دخالت در کارها سیاسی. او تا نقطه نهایی کتاب می کوشد حرکت‌ها و تحولاتی را که عالمان در جهت رویا رویی یا این که همیاری با دولت در آن نقش داشته‌اند، در پوسته همین سبک نظری ارائه دهد.[۹]

در فصل‌های دوم تا هفتم، به فامیل قاجار از مجال آقامحمدخان تا ناصرالدین فرمانروا و نیز کیفیت ارتباط عالمان با سلاطین قاجار پرداخته، حادثه قتل گریبایدُف را راز استارت عکس العمل آشکار در میان حکومت و عموم میداند. الگار، زمان پادشاهی محمدشاه را استارت معارضه و کشمکش بدون واسطه عالمان با حکومت ذکر می‌نماید. در فصل هشتم به دو فرقه بابیت و بهائیت میپردازد و مخالفت عالمان با این دو فرقه را خیر از راز دینداری و حمایت از مذهب تشیع، بلکه تنها به منجر محافظت رده و شرایط خودشان آنالیز می‌نماید.[۱۰]

در فصل‌های نهم تا یازدهم، در باب اصلاحات در حکومت و اصلاح گرایان دارای اسم و رسم به دعوا میپردازد. از لحاظ الگار، اصلاحات را عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی پادشاه شروع کرد. او امیرکبیر، حسین خان سپهسالار، میرزا ملکم خان ارمنی و سید جمال‌الدین اسدآبادی را اصلاح گرایانی که هدف ها مشابهی دنبال می‌کردند، معرفی می‌نماید. در عین هم اکنون، معترف میباشد که اصلاحات سپهسالار، به صراحت ریشه اروپایی داشت و این مبادرت‌ها، گرچه تقویت دولت بود، برخلاف ذوق عالمان بوده و مسئله سنتی مناسبات در بین دولت و آن ها را دستخوش سر وصدا می کرد.[۱۱]

بعضی انتقاد‌هایی بر کتاب او وارد کرده‌اند:

مولف، بها‌ها و هنجارهای جامعه غربی را که در آن معاش می‌نماید به جامعه کشور ایران تسرّی داده، و ذیل تأثیر فرهنگ و تمدن و القائات خیالی جامعه خویش راجع به حادثه ها تاریخ معاصر کشور ایران، به ارزیابی و داوری مبادرت نموده است.
از‌آنجا که تالیف کننده می بایست برای تحلیلهای خویش درباره روحانیت و عالمان شیعه، شواهدی بیان نماید و در متن ها اصیل، شواهدی به دست نیاورده، در چنین موردها از مدارک غربی که به صورت عام از سفرا و سرکنسول‌ها یا این که جاسوسان اروپایی بوده‌اند، استعمال نموده است؛ امّا زیرا روحانیان شیعه کشور ایران، همواره از معارضان سرسخت اتباع کشورهای غربی و مسیحی بودند و تضارب فی مابین این دو تیم تماما پر‌نور میباشد، استناد کلان به منابع لاتین و توکل بر بررسی‌ها و داوری‌های آنها، نقص جدّی کتاب میباشد.[۱۲]
عدم رعایت اصل بی‌طرفی و دخالت دادن تعصّبات مذهبی و قومی سبب ساز گردیده تا اصل اعتبار بازرسی او، آیتم پرسش قرار گیرد.
الگار منکر نقش محوری عالمان در نبرد با استبداد و استعمار نمی شود؛ اما می کوشد تا این نقش محوری را تحریف نماید؛ به عبارت دیگر، حسن فعلی عالمان را می‌پذیرد؛ البته حُسن فاعلی آن‌ها‌را قبول ندارد

بازدید : 30
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:57

(زنده در ۶۶ق) از اصحاب ائمه شیعه و از راویان حدیث بوده میباشد. وی به یار برادرش دعای عرفه را از امام حسین(ع) داستان نموده است. او همینطور در مسافرت امام سوم شیعه ها از مکه به عراق در منزلگاه ذات عِرق با او دیدار کرد و زمانی حسین بن علی(ع) از اوضاع و احوال عراق پرسید، جواب اعطا کرد که دل‌های عموم با شما، البته شمشیرهای آن ها با بنی‌امیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

او در اتفاق عاشورا حضور نداشت ولی بعد ها از ملازمت و همراهی نکردن امام حسین(ع) اظهار پشیمانی کرد. معرفی اجمالی، انسان بن برنده اسدی کوفی ملقب به ابوصادق[۱] فرزند یکی صحابه نبی، پیروز بن آدم اسدی[۲] و از طایفه بنی‌اسد بوده میباشد.[۳] در منابع به مجال و جای ولادت وی اشاره نشده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۴]

احمد بن محمد برقی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۲۸۰ق) آدم را از صحابه نبی(ص) دانسته میباشد.[۵] همینطور سید محسن امین (درگذشت ۱۳۷۱ق) در اعیان الشیعة نیز به گزارش ابن سعد، مولف کتاب طبقات الکبری، آدم را از صحابه‌ای دانسته که به کوفه مسافرت مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.[۶]

در برخی از منابع تاریخی از شخصی به اسم انسان بن برنده تحت عنوان یک کدام از فرماندهان لشکر حجاج بن یوسف در مبارزه با شورشیان خوارج حافظه گردیده‌است.[۷] که در همین کارزار در سال ۷۶ق کشته شد.[۸] اما در برخی از منابع رجالی از دو نفر با اسم انسان بن پیروز اسدی خاطر شد‌ه‌است.[۹] و دلیلی نیست که‌این انسان، به عبارتی انسان مشهور (اخوی بشیر بن چیره) مسجد بابا قدرت مشهد باشد.

راوی حدیث
احمد بن محمد برقی (درگذشت ۲۸۰ق) و روضه خوان طوسی (درگذشت ۴۶۰ق) از رجال‌نویسان شیعه، آدم بن برنده را از اصحاب و راویان ائمه(ع) دانسته‌اند اما اطلاعاتی از معاش وی ارائه نکرده‌اند.[۱۰] روضه خوان طوسی صرفا با اشاره به اسدی و کوفی بودن او، اورا از راویان حدیث و از اصحاب امام حسین(ع)[۱۱] و امام سجاد(ع) دانسته میباشد.[۱۲] برقی نیز ضمن بیان اسم وی در ستون اصحاب امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام سجاد(ع)، او را از اصحاب امام علی(ع) دانسته که در کوفه معاش می‌نموده است.[۱۳]

از انسان بن چیره احادیث فراوانی در کتاب ها روایی و غیرروایی در قضیه‌های متعدد، مثلا محبت اهل‌بیت(ع)،[۱۴] تعبیر و تفسیر،[۱۵] اجر تلاوت قرآن[۱۶] و خبرها ظهور قائم[۱۷] نقل شد‌ه‌است. وی به یار و همدم برادرش بشیر بن پیروز دعای عرفه را از امام حسین(ع) نقل نموده است.[۱۸]

مذهب و وثاقت
به گمان بعضا پژوهشگران، تصریحی به مذهب آدم بن پیروز بین رجالیان نیست.[۱۹] با این درحال حاضر عبدالله مامقانی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۵۱ق) با اشاره به مجهول الحال بودن انسان، اورا امامی‌مذهب دانسته میباشد.[۲۰] سید محسن امین با اعتماد به آنچه به محمد بن قدمت کَشّی رجالی شیعه در قرن چهارم نسبت داده شده، او‌را دانا، فاضل و جلیل القدر خوانده میباشد، البته میافزاید که‌این مقاله در کتاب رجال کشی نیست و اصولاً اینگونه ادبیاتی در توثیق یک راوی از متقدمانی زیرا کشی صادر نمی شد و این نوع جمله ها وابسته به متأخران میباشد.[۲۱] با این حالا با استناد به آوازه دعای عرفه بیان شده وی راوی موثقی میباشد.[۲۲]

ملاقات با امام حسین(ع)
آدم بن چیره در هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سوی عراق در ناحیه ذات عرق با او دیدار کرد.[۲۳] حسین بن علی(ع) از وی درباره وضع عراق پرسید. او در پاسخ اعلام‌کرد دل‌های آنان با شما، ولی شمشیرهایشان با بنی‌امیه میباشد. امام کلام اورا تصدیق کرد که معبود آنچه را بخواهد اجرا می دهد.[۲۴]

گفتگوی امام حسین با انسان بن برنده در ذات عرق

امام حسین(ع): عموم کوفه را به چه شکل دیدی؟
انسان بن چیره: قلب‌های عموم با شما البته شمشیرهایشان با بنی‌امیه میباشد.
راست گفتی‌ای اخوی اسدی! خدا آنچه بخواهد ایفا میدهد و آنچه عزم نماید، امر میدهد.[۲۵]قبل از وی در خانه صفاح نیز همین مضمون را فرزدق به امام (ع) گفته بود.


آدم بن برنده گفتگویی از امام حسین(ع) با ابن زبیر نیز نقل نموده است که امام سوم شیعه‌ها در آن انگیزه هجرت خویش به عراق را تبیین نموده است.[۲۶]

آدم در اتفاق کربلا حضور نداشت.[۲۷] ولی ابن سعد در کتاب طبقات الکبری اعتقاد دارد که او بعد از رخداد عاشورا بر راز مزار امام حسین(ع) رفت و به‌خیال و خاطر یار نشدن با امام حسین(ع)، اظهار پشیمانی نمود.[۲۸]

انسان به‌یار و همدم منهال بن عمرو در حین قیام مختار در سال ۶۶ق به مدینه رفت و به هنگام گفتگوی امام سجاد(ع) با منهال درباره حرملة بن کاهل اسدی حضور داشت[۲۹] همینطور به‌رغم ملازمت ابتدایی با مختار، به‌دنبال در قبال او قرار گرفت و به‌دست مختار ثقفی به زندان زمین خورد.[۳۰]

پانویس
کشی، تفویض معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۱؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۳۶۸.
ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۶.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹.
برای مثال نگاه فرمایید به: ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۰۲؛ امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۷۵.
برقی، الرجال، ۱۳۷۶ش، ص۸.
امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۷۵.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۲۴۴؛ ابن مسکویه، تجربه‌الأمم، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۵؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۰۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۲۴۶؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۹۴.
ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۲، ص۳۰۵؛ ذهبی، واحد سنجش الاعتدال، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۳۲۲.
برقی، رجال برقی، ۱۳۷۶ش، ص۸؛ طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۹۹.
طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۹۹.
طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۰.
برقی، رجال برقی، ۱۳۷۶ش، ص۸.
برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۶۱.
صدوق، الامالی، ۱۳۴۲ش، ص۱۵۳؛ حسکانی، شواهدالتنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۷۵.
کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۶۱۱، ۶۲۱.
نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۲۳۵؛ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۴۶۲.
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۵، ص۲۱۴.
شرف‌الدین، مع موسوعات رجال الشیعة، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۲۵۷.
مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۱۲، ص۲۹۷.
امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳، ج۳، ص۵۷۶.
«بِشْرِ بْنِ غَالِب؛ صحابی جامانده از عاشورا»، خبرگزاری بسیج.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹-۷۰.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹-۷۰.
ابوالشیخ، طبقات المحدثین، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۸۶.
عده ای از نویسندگان، مع الرکب الحسینی، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۹۰.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۴ق، خامسه۱، ص۵۰۱.
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۷۵.
صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۴۸.
منابع
ابن ابی‌زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة، طهران، تکثیر صدوق، ۱۳۹۷ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،دار صادر، ۱۳۸۵ق.
ابن اعثم کوفی، احمد، کتاب الفتوح، استیناف علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، مطالعه عبدالفتاح ابوغدة، دار البشائر الاسلامیه، البطعة الاولی، ۲۰۰۲م.
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و...، استیناف خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری (خامسه۱)، بازرسی محمد بن صامل السلمی، مکتبة الصدیق، الطبعة الاولی، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
ابن مسکویه، احمد بن محمد، تجربیات الامم، استیناف ابوالقاسم امامی، طهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق.
امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ق.

بازدید : 17
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 11:52

(درگذشت ۵۸ق)، محدّث و صحابی، از قبیلۀ بنی حُدَیله و برادرزادۀ شعر سرا صدر اسلام،حسان بن اثبات، بود. دربارۀ حضور وی در نبردهای رسول(ص) اختلاف‌لحاظ وجود دارااست. بعضا از حضور وی در غزوه بدر حرف گفته‌اند. ابن سعد از سفر شدّاد به بیت المقدس کلام گفته و اشاره کرده که وی تا اواخر قدمت خویش در آنجا به رمز برده میباشد. براساس بعضا شواهد، وی طرفدار امام علی(ع) بود و زمانی معاویه از وی خواست بر منبر، از امام علی(ع) بدگویی نماید، از این عمل رمز گشوده مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زد.

معاش‌طومار،شدّاد از قبیلۀ بنی حُدَیله بود که نسب آن‌ها به عمروبن صاحب و مالک بن نجار می سید.[۱] کنیۀ اورا أبویعلی و أبوعبدالرحمن بیان کرده‌اند.[۲] او برادرزادۀ حسان بن اثبات، شعر سرا دارای اسم و رسم صدر اسلام، بود.[۳] بابا شدّاد، اوس بن اثبات، برای مثال انصاری بود که در بیعت عقبه حضور داشت.[۴] مامان او، صُرَیمَه یا این که صُحافظه موقتَه نیز از بنی عَدیبن نجار آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۵]

شدّاد چهار پسر به اسم‌های یعلی، محمد، عبدالوهاب و منذر و دختری با اسم خزرج داشت.[۶] ابوحاتم رازی[۷] از محمدبن عبدالرحمن، نوادۀ وی، مذکور و به اقامت وی در بیت المقدّس اشاره نموده است. او از بابا و جدش، شدّادبن أوس، ماجرا نقل کرده و از وی ابراهیم بن محمدبن یوسف فریابی حدیث نقل نموده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است.[۸]

شدّاد در سال ۵۸ق در ۷۵ سالگی در بیت المقدس درگذشت و همانجا مدفون شد.[۹] حضور در نبردهای فرستاده(ص)ف دربارۀ حضور شدّاد بن أوس در نبردهای نبی(ص) اختلاف حیث وجود دارااست. برخی از حضور وی در غزوه بدر حرف گفته‌اند ولی بخاری[۱۰] در‌این مقاله شک و تردید نموده است. او به زهدو تقوا آوازه داشت و معاصرانش او‌را به‌این خصلت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ستوده‌اند.[۱۱]

دربارۀ عبادت و ورع وی قصه‌هایی نقل گردیده است.[۱۲]

امارت حُمص
شدّاد بعد از فتح شام در طول خلیفۀ دوم به امارت حمص گماشته شد.[۱۳]

مسافرت به بیت المقدس
ابن سعد،[۱۴] سوای اشاره به تاریخ ظریف، از مسافرت شدّاد به بیت المقدس کلام گفته و اشاره کرده که شدّاد تا اواخر قدمت خویش در آنجا به رمز برده میباشد.[۱۵]

مشایخ و راویان
شدّاد از کعب الأحبار ماجرا کرده و از او اسامة بن عمیر هذلی، خالدبن معدان، پسرانش محمد و یعلی و کسان دیگری ماجرا کرده‌اند.[۱۶] احادیث او در صحاح سته نقل شد‌ه‌است.[۱۷]

تمایل به امام علی(ع)
دربارۀ موضع‌ها سیاسی و تمایل کلامی شدّاد، استحضار چندانی در چنگ وجود ندارد. براساس برخی شواهد، وی به امام علی(ع) میل داشته میباشد[۱۸] و هنگامی معاویه از وی خواست بر منبر، از علی(ع) بدگویی نماید، از این شغل رمز گشوده زد.[۱۹] همینطور، پیوستن به اصحاب جمل و کمک کردن امیرالمؤمنین علی(ع)[۲۰] و نقل احادیث فضائل علی(ع) از سایر شواهد این فرمان میباشد.

جستارهای متعلق
اوس بن اثبات
حسان بن اثبات
پانویس
ابن خیاط، کتاب الطبقات، ص۱۵۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۱۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۲، ص۴۰۵، ۴۱۷.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص۶۹۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج ۳، ص۳۱۹
ابن سعد، طبقات الکبری، ج ۳، ص۵۰۳، ج ۷، ص۴۰۱؛ رازی، کتاب الجرح و التعدیل، ج ۲، پیمان ۱، ص۳۲۸
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۰۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۱۷.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۲، ص۴۰۴.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۲۲، ص۴۰۹؛ مزی، تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص۳۹۲.
ابوحاتم رازی، کتاب الجرح و التعدیل، ج ۳، عهدوپیمان ۲، ص۳۱۵
رازی، کتاب الجرح و التعدیل، ج ۲، قول ۱، ص۳۲۸.
ابن حبان، کتاب الثقات، ج ۳، ص۱۸۵ـ۱۸۶؛ مزی، تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص۳۹۲ قس ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۷، ص۴۰۱.
بخاری، کتاب التاریخ الکبیر، ج ۲، قول ۲، ص۲۲۴.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص۶۹۴ـ۶۹۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۲۲، ص۴۱۰.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۲۲، ص۴۱۵ـ۴۱۶؛ مزی، تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص۳۹۱.
مزی، تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص۳۹۰.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۷، ص۴۰۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص۶۹۴.
مزی، تهذیب الکمال، ج ۱، ص۳۹۰.
مزی، تهذیب الکمال، ج ۱۲، ص۳۹۲.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج ۲۲، ص۴۱۶.
موءثر، کتاب الامالی، ص۹۶ـ۹۷.
خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۱۸۰ـ۱۸۲

بازدید : 25
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 11:48

(ع)، صحابی رسول(ص) و از راویان حدیث غدیر و حدیث ثَقَلین میباشد. به گفته تاریخ‌نگاران، معراج فرستاده از منزل ام‌هانی شروع شد. بعد از فتح مکه نیز رسول(ص) عده ای که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند را اعطا کرد. بعضی مورخان، مسلمان شدن ام‌هانی را بعداز فتح مکه دانسته‌اند؛ البته بر اساس روایتی که حکم کننده نعمان مغربی از نبی(ص) نقل کرده وی همواره یکتاپرست بوده میباشد. وی همینطور از راویان اختلاف حضرت فاطمه(س) و ابوبکر در ماجرای فدک میباشد. فرزند ام‌هانی، جَعدَة بن هُبَیرَه کارگزار امام علی(ع) در خراسان بوده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

معرفی ، ام‌هانی دختر ابوطالب و فاطمه بنت اسد و خواهر امام علی(ع) میباشد.[۱] از ابن‌عباس گفته شده که فرستاده اکرم(ص) اورا اُم‌ِّهانی خطاب نموده است.[۲] اسم وی فاخِته و به گفته برخی جُمانه و هند بوده میباشد.[۳]به نقل از، ابن‌عبدالبر از صحابه‌نگاران اهل‌سنت، ام‌هانی بعداز فتح مکه، اسلام آورده میباشد؛[۴] ولی بر طبق روایتی در کتاب گستردن الاخبار، حکم دهنده نعمان از نبی(ص) اورده شده، وی همواره یکتاپرست بوده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۵]

هانی، قدمت، یوسف و جَعدَه، فرزندان ام‌هانی می‌باشند.[۶] همسر وی، هُبَيْرَة بن ابی‌وهب از افرادی بود که نبی(ص) را آزار می‌بخشید.[۷]به نقل از ابن‌سعد در کتاب الطبقات الکبری، نبی(ص) در شب معراج در منزل ام‌هانی اقامت داشت و بعد از رجوع و برگشت از معراج نیز به منزل ام‌هانی رفته میباشد.[۸] همینطور در لیلةالمبیت فرستاده(ص) تا سَحَر در منزل ام‌هانی اقامت داشته و از آنجا مهاجرت به طرف مدینه را شروع نموده است.[۹][منبع بهتری نیاز میباشد] ابن‌هشام در السیرة النبویه، به عفو وبخشش دو نفر از مشرکان بوسیله نبی(ص)، در روز فتح مکه، که در منزل ام‌هانی پناهنده گردیده بودند، اشاره مسجد بابا غدیر مشهد نموده است.[۱۰]

در روایتی از نبی(ص)، ام‌هانی از شایسته ترین زنان[۱۱] و اهل فردوس[۱۲] معرفی شد‌ه‌است. یکی‌از درهای مسجدالحرام نیز به اسم باب ام‌هانی بوده میباشد؛[۱۳] اما این باب در توسعه و گسترش اولیه زمانه سعودی (۱۳۶۹-۱۳۷۵ق.) برداشته مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۱۴]

خواستگاری فرستاده از ام‌هانی
به نقل از ابن‌سعد در کتاب «الطبقات الکبری»، نبی(ص) دو توشه از ام‌هانی خواستگاری کرد؛ توشه اولیه پیش از ازدواجش با هبیره بود و توشه دوم بعداز فتح مکه که ام‌هانی اسلام آورد و اسلام دربین وی و هبیره طلاق انداخت.[۱۵] به نقل از ابن‌سعد، ام‌هانی هر دو توشه درخواست نبی را نپذیرفت. وی توشه اولیه سازه به مناسبات قوم و قبیله‌ای، با هبیره وصلت کرد و توشه دوم علاوه بر اظهار عشق‌اش به نبی برای اینکه به آن حضرت آزاری نرسانند، درخواست او‌را رد کرد.[۱۶] با این اکنون، در کتاب رجال بَرْقی، ام‌هانی از همسران نبی(ص) معرفی شد‌ه‌است.[۱۷]

بعضی تاریخ‌نگاران معتقدند هبیره شوهر ام‌هانی، بعداز فتح مکه به نجران گریزو فرار کرد و در آنجا در حالا کُفر درگذشت.[۱۸] برخی نیز گفته‌اند هبیره در نبرد خندق مورد قتل واقع شده میباشد.[۱۹]

ام‌هانی در حکومت امام علی(ع)
روضه خوان اثرگذار در کتاب الجَمَل طومار‌ای از امام علی(ع) به ام‌هانی آورده که در آن به رخدادهای مبارزه جَمَل و سرنوشت طَلْحه و زُبیر اشاره شد‌ه‌است.[۲۰] همینطور وی در الاختصاص داستانی از عکس العمل امام علی(ع) با ام‌هانی در به کار گیری از بیت‌المال بیان می‌نماید که موجب حزن ام‌هانی می‌گردد و امام علی(ع) این واکنش را ناشی از دقت به برقراری عدل و داد می داند.[۲۱] جَعدَه فرزند ام‌هانی، کارگزار امام علی(ع) در خراسان بود و در مبارزه صِفَّین نیز در سپاه امام حضور داشته میباشد.[۲۲]

رده رجالی ام‌هانی
احادیث زیادی در منابع شیعه و اهل‌سنت از ام‌هانی نقل شد‌ه‌است. بعضی، تعداد آنان را ۱۱۲ حدیث گفته‌اند.[۲۳] قُندوزی در یَنابیع المَوَدّه، ام‌هانی را از راویان حدیث ثقلین دانسته میباشد.[۲۴] همینطور او‌را از حاضران در حَجّةالوداع و راویان حادثه غدیر دانسته‌اند.[۲۵] ام‌هانی از راویان اختلاف فاطمه(س) دختر رسول(ص) و ابوبکر در ماجرای فدک نیز بوده میباشد.[۲۶]

زیر نویس
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰؛ خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
حکم کننده نعمان، تفصیل الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۶۶و۱۶۷.
کراجکی، کنزالفوائد، ۱۴۱۰ق، ص۲۰۶.
ابن‌هشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۲، ص۴۱۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۱.
محمدی ری‌شهری، موسوعة الامام الحسین(ع)، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۳۳۲؛ حکم کننده نعمان، گستردن الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۲۰.
خرگوشی، شرف المصطفی، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، ص۱۱۴.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۲۰.
برقی، رجال برقی،۱۴۳۰ق، ص۳۷۸.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۱۹۶۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۲۴۲.
روحانی موثر، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۷.
روحانی موثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۵۱.
حکم دهنده نعمان، گستردن الاخبار، ۱۴۱۴ق. ج۳، ص۲۴۴.
غروی نائینی، محدثات شیعه، ۱۳۷۵ش، ص۳۳۹.
قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۲۳.
سید بن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰، ص۱۴۰و ۱۴۱؛ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۸.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۵-۳۶.
منابع
ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
ابن‌هشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، راس الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
برقی، احمد بن محمد، رجال برقی، قم، مؤسسة الامام الصادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره، مکتبة النهضة المصریة، ۱۹۵۶م.
تاریخ عمارة و اسماء ابواب المسجد الحرام، مکه مکرمه، جامعة ام‌القری-راس ابخاث الحج، بی‌تا.
خرگوشی نیشابوری، عبدالملک بن محمد، مناحل الشفا و مناهل الصفا بتحقیق کتاب شرف المصطفی، مکه، دارالبشائر الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
سید بن طاووس، علی بن موسی، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
روضه خوان اثر گذار، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی الحرب البصرة، قم، کنگره روحانی اثرگذار، ۱۴۱۳ق.

بازدید : 26
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:02

از پیامبران بنی‌اسرائیل بود که به جایگاه پادشاهی رسید و اورشلیم را برای بنی‌اسرائیل فتح کرد. کتاب زبور بر وی نازل شد و جایگاه قضاوت نیز در اختیارش بود. داوود صدایی خوشگل داشت و معبود توان زره‌سازی را به وی عطا کرد. حضرت داوود در نزد یهودیان از رده بالایی شامل است؛ با این حالا در تورات افترا‌هایی به وی منسوب مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شده میباشد.

نسب و خانواده ، داوود بن ایشا[۱] از نسل یَهودا فرزند یعقوب بود.[۲] حضرت داوود را شخصی کوتاه قد، سبزه‌رو و معدود‌موی دانسته‌اند[۳] که ختنه گردیده متولد شد.[۴] حضرت سلیمان فرزند حضرت داوود بود و جانشین وی نیز آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۵]

نبوت و پادشاهی ، داوود از پیامبران تعالی بنی اسرائیل بود.[۶] آفریدگار بر حضرت داوود کتاب زبور را نازل کرد.[۷]بعد از حضرت موسی(ع) و حضرت یوشع(ع)، مردانی به رهبری عموم اشتغال داشتند که داوران نامیده می‌شدند. واپسین داور، حضرت سموئیل بود که بنی‌اسرائیل از وی خواستند برایشان پادشاهی گزینش نماید. در غایت طالوت (شاؤل) به پادشاهی رسید.[۸] در حین طالوت نزاع بزرگی در گرفت. طالوت وعده بخشید هر فردی جالوت؛ گران قدر‌ترین قهرمان سپاه معاند را بکشد، نصف مالش را به وی می دهد و دخترش را نیز به عقد وی در میاورد.[۹] در آن نبرد حضرت داوود توانست جالوت را بکشد[۱۰] و نصف فرآورده طالوت را گرفت و داماد وی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۱]

نبوت و پادشاهی هریک فی مابین نسل خاصی از فرزندان یعقوب باقی بود، با این درحال حاضر آفریدگار این دو رده را برای داوود قرار اعطا کرد[۱۲] و بعد از فوت طالوت، داوود فرمان روا بنی‌اسرائیل نیز گشت.[۱۳] تاریخ پادشاهی داوود، در کتاب‌های دهم و یازدهم از عهد و پیمان عتیق، به اسم‌های «کتاب دوم سموئیل» و «کتاب اولیه پادشاهان»، تصویب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.[۱۴]

امام باقر(ع) حضرت داوود را از کم انبیایی معرفی می‌نماید که به حکومت نیز رسید.[۱۵] حضرت داوود با لقمان هم‌بعد از ظهر بوده و هنگامی که لقمان او‌را اندرز میکرد، داوود او‌را ثنا می کرد.[۱۶]

اورشلیم در روزگار حضرت داوود و به وسیله وی فتح شد.[۱۷]

زبور
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: زبور
زبور کتابی میباشد که بر پایه ی قرآن و روایات اسلامی، بر حضرت داوود نازل گردیده‌است. این کتاب تیم‌ای میباشد از موعظه و حکمت و نیایش با خداوند. اسم زبور سه توشه در قرآن و در سوره‌های نساء[۱۸]، انبیاء[۱۹] و اسراء[۲۰] مذکور میباشد. زبور داوود با تیتر «مزامیر»، هفدمین کتاب قول عتیق میباشد و حاوی ۱۵۰ قطعه مناجات میباشد.[۲۱]

صفات پر رنگ
آیه ها و احادیث صفات بخش اعظمی را برای حضرت داوود نقل کرده‌اند. براساس قرآن حضرت داوود گویش حیوان‌ها را میفهمید[۲۲] و پروردگار به وی حکومت و حکمت را عطا کرد و آنچه می‌خواست به وی یاددادن اعطا کرد.[۲۳] داوود را شخصی دانسته‌اند که بسیار عبادت میکرد و در هراس معبود بسیار می‌گریست.[۲۴]روحانی طوسی در تعبیروتفسیر تبیان در تعبیر آیه۱۰ سوره سباء (وَلَقَدْ آتَيْنَا دَویُودَ مِنَّا فَضْلًا )نبوت و کتاب ها آسمانی زبور و صدای خوش و همنوایی کوه ها را از مصادیق فضل و ادب الهی‌ای دانسته که بخش داوود شد‌ه‌است. [۲۵] احادیث مختلفی پیرامون عبادت داوود نقل گردیده‌است.[۲۶] رسول روزه و نماز داوود را ستوده میباشد.[۲۷] حضرت داوود یک روز را روزه می‌گرفت،‌ بعد روزی را استراحت می کرد و فردایش را دوباره روزه می‌گرفت.[۲۸]

براساس قرآن، کوه‌ها و طیوران نیز به یاروهمدم داوود تسبیح پروردگار را می‌گفتند[۲۹] علامه مجلسی در بحارالانوار برای تسبیح کوه‌ها سه احتمال بیان نموده است. تسبیح کوه‌ها کنایه از تسبیح ملائکه بومی در آنهاست و یا این که خواسته رفتار صدای تسبیح در آنهاست و یا کوه‌ها نیز دارنده فهم و شعور میباشند( ومی توانند تسبیح داشته باشند.)او هم اینگونه بر این اعتقاد میباشد که خیر صرفا دلیلی بر عدم قابلیت و امکان پرنده ها برای تسبیح نیست؛ بلکه احادیث فراوانی دلالت بر تسبیح آن ها دارا هستند. [۳۰]

قضاوت
آفریدگار به حضرت داوود حکمت و فصل الخطاب بودن را عطا کرد[۳۱] و به وی امرکرد بین عموم قضاوت نماید.[۳۲] در قرآن مواقعی از قضاوت حضرت داوود مذکور میباشد.[۳۳]آیه ۲۶ سوره ص نیز منزلت خلافت را برای داوود گزارش نموده است. ظواهر خلافت به لحاظ علامه طباطبایی به عبارتی خلافة الله و جانشینی خداست که از شؤونش قضاوتِ به حق در میان عموم میباشد. [۳۴] از امام راست گو(ع) بیان شده که امام مجال بعداز ظهور خویش به مانند حضرت داوود میان عموم قضاوت خواهد کرد.[۳۵]

قرآن در سوره ص، خطایی را از حضرت داوود در قضاوت کردن نقل نموده است. در‌این قصه دو شخص به نزد داوود آمده یک کدام از آن ها ابراز داشت که اخوی اینجانب ۹۹ گوسفند داراست و اینجانب صرفا یک گوسفند و وی پافشاری داراست یک گوسفند منرا بگیرد.[۳۶] در اینجا داوود سوای این‌که سخن طرف مقابل را بشنود، قضاوت، کرد و حق را به عایدی شخص نخستین بخشید.[۳۷] داوود بعد از آن فهمید که‌این، آزمون الهی بوده و اشتباه نموده است. وی از این حکم نادرست از پروردگارش طلب آمرزش کرده، به سجده به‌زمین‌خورد و توبه کرد.[۳۸]

قضاوت داوود در بین دو اخوی
نوشته ی علمیٔ مهم: قضاوت داوود در بین دو اخوی
قضاوت داوود بین دو اخوی را امتحان بلندمرتبه برای داوود(ع) برشمرده‌اند[۳۹] که شخصی نزد وی داعیه کرد برادرش نود و خیر گوسفند داراست و میخواهد یک گوسفند اورا نیز بگیرد.[۴۰] داوود آن اخوی را سوای شنیدن کلامش محکوم کرد.[۴۱] داوود خیلی زود خطای خویش را فهمید، استغفار کرد[۴۲] و پروردگار نیز او را آیتم عفووبخشش قرار اعطا کرد.[۴۳]

زره‌سازی
قرآن تصریح دارااست که خدا به داوود(ع) ساختن زره را حافظه اعطا کرد.[۴۴] در برخی منابع روایی آمده میباشد که خدا از داوود تعریف‌و‌تمجید کرده و او‌را عبد‌ای عالی دانست؛ ولی این‌که شغلی نداشته و صرفا از بیت‌المال ارتزاق می‌نماید، ناپسند دانست. داوود از این دستور اندوهگین گردیده و گریست. خدا زره‌سازی را به وی خاطر اعطا کرد. داوود نیز زره ساخته و می‌فروخت و از همین طرز معاش کرده و از مال همه مردم بی‌نیاز شد
صدای خوش
حضرت داوود را بسیار خوش صدا دانسته‌اند.[۴۶] به سیرتکامل‌ای که خدا به هیچ شخصی صدایی مانند وی نداده و هنگامی که داوود کتاب زبور را می خواند تمامی حیوان‌ها مجاورت وی می‌آمدند و به صدای وی گوش می‌دادند.[۴۷] آیت الله مکارم شیرازی مفسر و فقیه شیعه براین یقین میباشد که گر چه، تمامی ذرات عالم بیان، تسبیح و ستایش معبود مى‌گویند، خواه داوودى با آن‌ها همصدا بشود، یا این که نشود، ولى امتیاز «داوود» این بود که: به هنگام بلند کردن صدا و سردادن نغمه تسبیح، آنچه در کُمون و داخل این موجودات بود، آشکار مى‌‌گشت، و زمزمه درونى، به نغمه برونى تبدیل مى‌شد، همان طور که در امر تسبیح «سنگریزه» در مشت رسول اسلام(ص) نیز در احادیث آمده میباشد. در روایتى از امام درست گو(ع) نقبل گردیده که داود به سوى دشت و کویر بیرون شوید، در حالى که زبور را می خواند و هنگامى که زبور را قرائت مى کرد، هیچ کوه و سنگ و پرنده‌اى خلا، مگر این که با وی همصدا مى شد.[۴۸]

داوود نزد یهود
حضرت داوود در نزد یهود دارنده مقام والایی بوده و ماجرا‌های بخش اعظمی از وی در کتاب مقدس یهودیان نقل گردیده است.[۴۹] بخش اعظمی از این قصه‌ها به منابع اسلامی نیز خط مش پیدا کرده و به عنوان اسرائیلیات قرار گرفته[۵۰]

بازدید : 20
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:02

(۱۳۰۸-۱۳۹۱ش) معروف به علامه روضاتی، از عالمان شیعه، کتاب‌شناس و تراجم‌نگار در قرن چهاردهم و پانزدهم قمری در اصفهان و از نوادگان سید محمدباقر خوانساری بود. روضاتی بعد از گذراندن زمان علم آموزی در حوزه علمیه اصفهان و قم، به پژوهش، تألیف و تصحیح متن‌ها فقهی روی آورد و نسخه ها خطی و چاپی زیادی را توده‌آوری کرد. بقاع وی در تخت فولاد در مقبره میرزا محمدباقر خوانساری مسجد غدیر بلوار معلم مشهد قراردارد.

معاش‌طومار ، سید محمدعلی روضاتی، از نوادگان سید محمدباقر خوانساری، در ۲۴ آذر سال ۱۳۰۸ش بر طبق با ۱۳ رجب سال ۱۳۴۸ق در اصفهان دیده به جهان گشود.[۱] پدرش میرزا محمدهاشم چهارسوقی از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین غروی نائینی و مادرش دختر سید حسن چهارسوقی بود.[۲] در ۸ سالگی پدرش از عالم رفت و سرپرستی اورا جد مادری‌اش میرزا سیدحسن چهارسوقی ذمه ‌دار شد.[۳] وی در سال ۱۳۳۳ش با دختر سید محمدهاشم موسوی غروی تزویج کرد که نتیجه ها آن پنج فرزند مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.[۴]

وفات روضاتی صبح پنجشنبه ۲۹ تیر سال ۱۳۹۱ش مصادف با ۲۹ شعبان سال ۱۴۳۳ق در خانه خویش در محله چهارسوی (چهارسوق) شیرازی‌ها درگذشت و پس آن در تخت فولاد در بقاع میرزا محمدباقر خوانساری صاحب و مالک کتاب روضات الجنات دفن مسجد بابا غدیر مشهد شد.[۵]


سید محمدعلی روضاتی (نفر چهارم از سمت چپ) در گردآوری حاضران در کنگره هزاره روحانی طوسی کار‌های علمی و اجتماعی، محمدعلی روضاتی تحصیلات نو را در مدرسه ها اصفهان سپری کرد و تحصیلات شرعی را در سال ۱۳۲۴ش در مکتب صدر اصفهان شروع کرد و دروس مقدمات مانند معالم را نزد محمدحسین مشکی (مقدس)، تفصیل لمعه را در درس روضه خوان محمدحسین فقیه نجف‌آبادی و روضه خوان هبةالله هرندی و مکاسب را نزد روحانی محمدرضا جَرقویِه‌ای صَلصالی سپری مسجد بابا قدرت مشهد کرد.

او آن‌گاه به قم رفت و در حوزه این شهر در دروس سطح محمد صدوقی، سید محمدباقر سلطانی طباطبایی، میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، میرزا محمد مجاهدی، مرتضی حائری حاضر شد و درس بیرون را محضر آیت‌الله بروجردی سپری کرد.[۶] اقامت در قم منجر شوید تا با سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی آشنا خواهد شد و علایق مشترک در بین آن دو، به دوستی استوار انجامید.[۷]

روضاتی همینطور سفرهای اکثری به ایالات متحده عربی و عراق و شهرهای متعدد کشور ایران داشته و بیش تر از سی نفر از مجتهدان و عالمان به وی اذن ماجرا و اجتهاد داده بودند.[۸] [۹]

سید محمدعلی روضاتی بعد از اتمام تحصیلات و مراجعت به اصفهان، سازه به خواست عموم و به‌یار دوست خویش محمدمهدی نواب لاهیجی به تهیه سندها دینیِ لازم عموم و حل و فصل اشتباهات آن ها اهتمام ورزید و مدتی نیز در مسجد آقا میرزا هاشم به اقامه نماز جماعت و وعظ و خطابه پرداخت.[۱۰] شغل‌های اجتماعی روضاتی تا سال ۱۳۵۷ش ادامه داشت
محمدعلی روضاتی از سال ۱۳۵۷ش تا نقطه نهایی عمرش به خلوت‌گزینی روی آورد و بیشتر به تحقیق و تفحص درگیر بود.[۱۲] وی به جهت مراقبت اثر ها خویشان روضاتی و به جا مانده مکتوب عالمان شیعه و از سوی دیگر، شناخت با محمدعلی استاد حبیب‌آبادی و آقابزرگ تهرانی، در علم ها تراجم‌نگاری، کتاب‌شناسی و نسب‌شناسی تجربه اندوخت و به بازرسی، استیناف و تألیف روی آورد و اثراتی از خویش به مکان گذاشت.
تصحیح کتاب روضات الجنات برای مثال شغل های روضاتی بود تا آن‌جا که به توده‌آوری کتاب ها، رساله‌های علمی و ورژن‌های خطی و چاپی مبادرت کرد تا مصادر و منابع روضات را آماده آورد.[۱۳]
در دواز‌دهمی زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۸۹ش در قم برگزار شوید سید محمد علی روضاتی تحت عنوان شخصیت پر رنگ حوزه گزینش و معرفی شد و به خیال تعدادی سال سرویس ها علمی و فرهنگی و تألیف گزینه تقدیر قرار گرفت.[۱۴]

همینطور کتاب «در پرتو روضات» سید محمد علی روضاتی که بوسیله انتشارات مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه به چاپ رسیده میباشد در پانزدهمین همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۲ش در قم برگزار شد تحت عنوان کتاب لایق تقدیر بوسیله داوران شناخته شد.[۱۵]

کتابخانه روضاتی
علامه روضاتی، کتابخانه‌ای در اصفهان داشت که به‌ادله وجود ورژن‌های خطی و چاپی با ارزش، آوازه داشته و بخشی از کتاب‌های جان دار در آن، ارثیه قوم روضاتی بود.[۱۶] این کتابخانه اصولا، برای جد اعلای وی سید ابوالقاسم بن حسین موسوی دارای شهرت به میر گسترده (متوفای ۱۱۵۸ق) بود که بعد ها فرزندانش، آن را توسعه دادند و به استنساخ کتاب ها خطی اهتمام ورزیدند تا به سید محمدعلی روضاتی رسید.[۱۷] آقابزرگ تهرانی در جاهای متعدد کتاب الذریعه، به وجود این کتابخانه و ورژن‌های خطی جان دار در آن اشاره نموده است.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۴، ص۸۶۰؛ دانشنامه دنیا اسلام، ۱۳۹۴ش، ج۲۰، ص۶۵۸.
دانشنامه دنیا اسلام، ۱۳۹۴ش، ج۲۰، ص۶۵۸.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۴، ص۸۶۰.
روضاتی، اول دو گفتار، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۱و۱۵۲.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۴، ص۸۶۳.
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۴، ص۸۶۰و۸۶۱.
جهانبخش، معلم ما علامه روضاتی، ۱۳۸۲ش، ص۴۲۵.
سجادی، ارثیه حوزه اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۱۰، ص۲۶۰.
سیری در معاش، اثرها و اوضاع و احوال دانا پژوهشگر حضرت آیت‌الله حاج سید محمدعلی روضاتی.، مقر جامع تاریخ معاصر کشور ایران.
سیری در معاش، اثر ها و اوضاع فقید پژوهشگر حضرت آیت‌الله حاج سید محمدعلی روضاتی.، مقر جامع تاریخ معاصر کشور‌ایران.
جهانبخش، معلم ما علامه روضاتی، ۱۳۸۲ش، ص۴۲۶.
جهانبخش، مدرس ما علامه روضاتی، ۱۳۸۲ش، ص۴۲۶.
سیری در معاش، اثرها و حال و روز فقید پژوهشگر حضرت آیت‌الله حاج سید محمدعلی روضاتی.، مقر جامع تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران.
دبیرخانه همایش کتاب سال حوزه، ویژه‌طومار دوازد‌همین همایش کتاب سال حوزه، ۱۳۸۹ش، ص۵۱
دبیرخانه همایش کتاب سال حوزه، ویژه‌طومار پانزدهمین همایش کتاب سال حوزه، ۱۳۹۲ش، ص۳۷
مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۹۲ش، ج۴، ص۸۶۳.
دانشنامه دنیا اسلام، ۱۳۹۴ش، ج۲۰، ص۶۵۹.
برای مثال: آقابزرگ، الذریعه، ج۷، ص۱۱۰؛ ج۸، ص۹۹، ج۱۰، ص۳۸، ۸۴و۸۵؛ ج۱۱، ص۵۵؛ ج۱۲، ص۱۵۶.

بازدید : 22
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:13

از شاعران شیعه قرن یازدهم هجری که اشعاری در وصف اهل‌بیت(ع) و رخداد کربلا سروده میباشد. وی مهاجرت‌های مختلفی به هندوستان داشت و اشعار وی خیر صرفا در کشور ایران بلکه در هند هم آیتم استقبال عموم و حُکَما قرار گرفت. دیوان غزلیات صائب پس از سعدی، حافظ و مولوی، از مهمترین اثرها وی در ادبیات فارسی به شمار می آید. صائب را از نوادگان شمس الدین محمد مغربی تبریزی دانسته‌اند. وی در موضوع‌های گوناگون علم ها همانند: ادبی، عرفانی و فلسفی مسلط بود. اشعار او‌را از هشتاد هزار تا سیصد هزار بیت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نوشته‌اند.

به گفته شاعران، مدل صائب در نوع خویش از نظر گستردگی پهناور واژگان و ترکیبات متفاوت، ممتاز و یگانه بودصائب تبریزی از شاعران دارای شهرت اهل ایران [۱] و یکی‌از چهار غزل‌سرای ایران بزرگ بعداز سعدی (۶۹۰)، مولوی (۶۷۲ق) و حافظ (۷۹۲ق) دانسته گردیده است[۲] او از مفاخر تبارک عالمِ متانت و علم به‌شمار رفته[۳] و شخصیتش نیز به نظر کمالات اخلاقی، معنوی و سخنوری، آیتم حمد دانشمندان قرار گرفته میباشد.[۴] آزاد بلگرامی در کتاب سرو آزاد، اورا امامِ غزل و علامه حرف‌پردازان معرفی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است[۵]

نصر‌آبادی در کتاب تذکره خویش او را از نظر کمال علو فطرت و غایت آوازه، محتاج به تعریف و تمجید ندانسته و فصاحتش را فقیه‌گیر قلمداد نموده است.[۶] برخی از دانشمندان در تمجید از اشعار وی گفته‌اند که شعرهای وی بی‌بدیل بوده و کسی در تاریخ نتوانسته مثل آن را رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیاورد.[۷]

به گفته‌ی بعضا از شاعران و دانشمندان، صائب مطرح ترین شعر سرا مدل هندی و اصفهانی میباشد.[۸] گستردگی آوازه وی به‌سیرتکامل‌ای بود که خلال کشور ایران در هند نیز اشعارش گزینه استقبال حاکمان و مردمان قرار گرفت و اشعارش رونق متعددی دربین عموم آن دیار داشت. طبق اعتقاد بعضا از پژوهشگران، شیعه بودن صائب از تک تک دیوان و همینطور تقرب وی نزد پادشاهان صفوی و علمای فاضل شیعه پیداست.[۱۰] چنانکه وی در قصیده‌ای که در فتح باب قندهار سرود با افتخار به آموزش مذهب اثنی‌عشر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اشاره نمود.

میرزا محمد علی تبریزی پر اسم و رسم به صائبا[۱۳] فرزند میرزا عبدالرحیم تبریزی میباشد.[۱۴] پدرش از تجار تبریز بود و به درخواست پادشاه عباس نخستین به اصفهان مسافرت کرد[۱۵] صائب در‌این شهر به دنیا آمد.[۱۶] هرچند ادعای به دنیا آمدن وی در شهر تبریز نیز وجود دارااست.[۱۷]

برخی از تذکره‌نویسان همانند آذر بیگدلی (۱۱۹۵ق)،[۱۸] شبلی نعمانی (۱۳۳۲ق)[۱۹] محمد علی تربیت (۱۳۵۸ق)، [۲۰] معلم تبریزی (۱۳۷۳ق)،[۲۱] سید مهربان امیری فیروزکوهی (۱۴۰۴ق)[۲۲] و ذبیح الله صفا (۱۴۲۰ق)[۲۳] اصالتش را شهر تبریز و محل تولدش را اصفهان بیان کرده‌اند؛ چنانکه از اصالت کاشانی داشتن وی نیز کلام به فی مابین آمده میباشد.[۲۴] صائب تبریزی در یکی‌از اشعارش به تبریزی بودن خویش اشاره نموده است.[۲۵] صائب تبریزی از اساتیدی مانند حکیم رکن‌الدین مسعود کاشانی و حکیم شرف الدین حسن شفایی‌ اصفهانی [۲۶] که هردو از حکما، اطبّا و شعرای بعد از ظهر خویش بوده‌اند، استعمال نموده است.[۲۷]

در زمینه ی سال تولدش اختلاف حیث وجود داراست و از سال‌هایی زیرا ۱۰۰۰ق،[۲۸] ۱۰۱۰ق،[۲۹] و ۱۰۱۶ق به‌تیتر سال به دنیاآمدن وی خاطر گردیده‌است.[۳۰] بیان شده که وی در سال ۱۰۸۱ق[۳۱] یا این که ۱۰۸۷ق در اصفهان درگذشت.[۳۲] و در باغی به‌ اسم گلشن‌آقا مدفون شد.[۳۳]
دیوان صائب اولیه توشه در سال ۱۲۶۴ق با چهل هزار بیت در هندوستان به چاپ رسیده میباشد.[۳۴] در کشور‌ایران هم از اشعار وی یک کلیات هفتاد و سه هزار بیتی به چاپ رسیده میباشد.[۳۵] این درحالی‌میباشد که تعداد اشعارش را از هشتاد هزار تا سیصد هزار بیت نوشته‌اند. علاوه‌براین، بیست هزار بیت ترکی هم منسوب به او میباشد.[۳۶] همینطور، کتاب بیاض یا این که سفینه که مشتمل بر بیست و پنج هزار بیت از منتخب اشعار ۶۹۱ شعر سرا،[۳۷] و ۵۰ جلد از منتخبات اشعارش را که در کناره‌ی ورق‌ها نوشته میباشد را، منسوب به او می دانند.[۳۸]

به گفته‌ی بعضا از دانشمندان اشعار صائب، با مردم مخاطبان رابطه صمیمی برقرار می‌نماید به سیرتکامل‌ای که به مضمون تفکر‌ی استفاده کننده مجاورت میباشد.[۳۹] آورده شده، برخی از سروده‌های صائب، با رویکردی از مضمون ها و مفاهیم عرفان نظری سروده گردیده است.[۴۰] بعضی از شعر شناسان براین باورند که در اشعار صائب یک معرفت شرعی عمیق مشاهده می گردد


پانویس
صائب‌تبریزی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و تفصیل اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲ به گزارش شعرالعجم
صفا، تاریخ ادبیات در جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۵۲۱؛ عباسی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و تفصیل حالا شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲به نقل از تذکره دولتشاه سمرقندی
صائب‌تبریزی، کلیات صائب تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۰
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، ج۱، بخش۱، ص۳، و بخش۲، ص۲۱۸-۲۱۷؛ صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن حالا شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۴ـ ۱۵ به گزارش آزاد بلگرامی در سرو آزاد و سرخوش در عبارات الشعرا
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و تفصیل درحال حاضر شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۳ به گزارش آزاد بلگرامی
نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، ج۱، بخش۱، ص۳، و بخش۲، ص۲۱۸-۲۱۷
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و تفصیل اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۳ به گزارش سرخوش
صفا، تاریخ ادبیات در جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۵۲۱؛ صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن هم اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۱۲به نقل از تذکره دولتشاه سمرقندی
صائب تبریزی، دویست ویک غزل، «به تفسیرامیر بانوی کریمی»، ۱۳۶۶ش، ص۱۹ـ ۲۰
محمدی، آوازهای طوطیا ای، ۱۳۸۲ش، ص۱۲؛ نعمانی، شبلی. شعرالعجم، ۱۳۶۸ش.ج۳، ص۱۵۹؛ کمالی، خبر نامه آجل، ۱۳۰۵ش، شماره۱۲
محمدی، آوازهای طوطیا ای، ۱۳۸۲ش، ص۱۲
نعمانی، شعرالعجم، ‍۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۵۹
نصر‌آبادی‌اصفهانی، تذکره نصر‌آبادی، ۱۳۱۷ش، بخش۲، ص۲۱۷
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ نجارنوبری، گشوده کن از جبین گره، ۱۳۸۹ش، ص۱۶
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴؛ صائب‌تبریزی، دیوان صائب، ۱۹۷۱م، پیشگفتار
نعمانی، شعرالعجم، ۱۳۶۸، ج۳، ص۱۵۹؛ تربیت، محققان آذربایجان، بنیاد، ص۲۲۵؛ قهرمان، دسته رنگین گل، ۱۳۷۱ش، ص۷؛ آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص۴به نقل از فاضل مرحوم میرزا محمد علی خان تربیت
آذربیگدلی، آتشکده‌آذر، ۱۲۹۹ش، ص۳۴
نعمانی، شعرالعجم، ‍۱۳۶۸ش، ج۳، ص۱۵۹
تربیت، محققان آذربایجان، بنیاد کتابخانه فردوسی تبریز، ص ۲۲۵
معلم تبریزی، شعرالعجم، ۱۳۶۸ش، ج۳، ص۳۴۰
امیری فیروز‌کوهی، پیشگفتار بر دیوان صائب، ۱۳۴۵ش، ص۳۱
صفا، تاریخ ادبیات در جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۱۲۷۲
آقا تبارک تهرانی، طبقات اعلام‌الشیعه، ۱۴۳۰ق، ج۸، ص۲۷۳، به گزارش حزین
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن اکنون شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۶؛ پزشک معالج بانوی کریمی، دویست و یک غزل صائب، ۱۳۸۸ش، ص۷
استاد تبریزی، شعرالعجم، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۱۵۹؛ صائب‌تبریزی، دیوان صائب، ۱۹۷۱م، پیشگفتار
فیروز‌کوهی، کلیات صائب تبریزی، ۱۳۷۳ش، پیشگفتار ص۲۵.
صفا، تاریخ ادبیات در کشور ایران، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۱۲۷۲
دیوان خاقانی، ۱۳۶۸ش، ص
نجارنوبری، ۱۳۸۹ش، ص۱۶
صائب‌تبریزی، کلیات صائب‌تبریزی با پیشگفتار و گستردن حالا شعر سرا، ۱۳۶۴ش، ص ۱۶
گل چین معانی، ۱۳۶۴ش، فرهنگ وتمدن اشعار صائب، ج۱، ص۳۴
نجارنوبری، گشوده کن از جبین گره، ۱۳۸۹ش، ص ۱۶؛ صائب‌تبریزی،، کلیات

بازدید : 12
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:04

از عالمان و شاعران پر اسم و رسم قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. او شاعری صوفی‌مسلک و پایبند به اصول مذهب شیعه بود و در مدح ائمه اطهار شعر می‌سرود. او تالیف کننده کتاب الهدایا لشیعة ائمة الهدی میباشد که در تفصیل اصول کافی نگاشته میباشد.مصادر بر این اینکه نام وی محمد مجذوب تبریزی میباشد متفق می‌باشند البته در اوصاف و عنا وین وی اختلاف لحاظ میباشد و برای وی اسماء و اوصاف دیگری بیان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرده‌اند:

قصص خاقانی: مولی میرزا محمّد با تخلص مجذوب. تذکرة نصرآبادی: میرزا محمّد مجذوب با تخلص تبریزی. ریاض العلماء: مولی میرزا محمّد تبریزی مشهور به مجذوب. سازه بر آنچه در اولیه ورژن کتاب الهدایا آمده نقل شده: «جلد سوم از کتاب الهدایا و رمزّ اینجانب رأی، تألیف مولی الفضلاء المیرزا محمّد دارای اسم و رسم بمجذوب التبریزی، دام ظلّه و أیام إفاداته.» همینطور محمدعلی خان تربیت از محققان آذربایجان گفته که کنیه وی شرف الدین و نام پدرش محمدرضا میباشد. این گفته وی از مصادر دیرین به دست نمی‌آید تا جایی که معلم تبریزی در ریحانه الادب در نام وی میان «محمد» و «محمدرضا» شک وتردید مسجد غدیر فلاحی مشهد نموده است.

خانواده و مجال میلاد وی چیزی در دسترس وجود ندارد ولی جای ولادت باتوجه به اشعارش تبریز میباشد.[۲]بده ساقی گلاب ناب تبریز که داراست سود دیگر آب تبریز خیر از بی دردی، حب وطن بود که گشتم در نجف بی تاب تبریز داده ها کافی از معاش مجذوب تبریزی در اختیار وجود ندارد و او‌لین داده ها درباره ی وی از دیرین‌ترین تذکره‌ها همانند قصص الخاقانی از اما‌قلی بیگ شاملو[۳] و تذکره نصرآبادی از محمدطاهر نصرآبادی میباشد[۴] و در موردش گفته‌اند: وی در شعر و شاعری ید طویلی داشته، در اشعارش متخلص به مجذوب بوده و به مدل حافظ شیرازی شعر می‌سروده مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۵]

همینطور درباره وی آمده میباشد که در تبریز مکتب‌ای برای طلاب آن شهر داشت و شاگردان بخش اعظمی در درس وی حضور داشتند. در ریاض العلماء اینگونه بیان شده که وی از شاگردان خلیل بن غازی قزوینی بود. وی شعر سرا صوفی مسلک بوده و بر اصول مذهب شیعی خویش نیز مراقبت مسجد بابا قدرت مشهد می کرد[۶]

مجذوب دو توشه به حج مهاجرت کرده و عتبات در نجف اشرف و کربلا را زیارت کرده و اشعاری را در مدح اهل بیت(ع) سروده میباشد.[۷]

وی در تبریز برهه زمانی متعددی زیست و در آنجا سرگرم به درس دادن بود. وی در سال ۱۰۸۵ق از تبریز به سمت قزوین به قصد دیدار با شاه سلیمان صفوی عزیمت کرد و فرمانروا سلیمان صفوی اورا استاد در شهر شماخی قرار اعطا کرد و به آنجا سفر کرد و سرگرم به درس دادن شد و در همانجا نیز کتاب نوحه الاذکار را تلخیص کرد و اسم او‌را ریاض الزاهدین نامید
به خیال اینکه مجذوب از معاصران علامه مجلسی بوده، احتمال داده گردیده که بعضا از مشایخ علامه مجلسی جزء مشایخ وی نیز باشند البته بعضا از اساتید وی اینگونه میباشد:

خلیل بن غازی قزوینی
میرزا محمد استرابادی
سید حسن قائنی
مولی احمد ساوجی.[۹]
کتابخانه مجذوب
مجذوب در تبریز کتابخانه فردی داشت که محضرش پیوسته مجمع طالب علمان و علم‌پژوهان بوده میباشد. در منزلش که به‌شکل خانقاه در تبریز دائر بوده، کتابخانه‌ای آماده آورده بود که گزینه به کار گیری طالبان دانش قرار می‌گرفت. مثنوی مشهور به شاهراه نجات از اوست که به سال ۱۰۶۳ق سروده میباشد. کتاب‌هایی از کتابخانه وابسته به مجذوب تبریزی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی جانور میباشد.[۱۰]

اثرها
اثرها وی به نظم و نثر تقسیم می گردد:

دیوان شعرش دربرگیرنده ۵۰۰۰ بیت.
مثنوی عرفانی روش نجات یا این که شاهراه نجات شامل ۳۰۰۰ بیت.
خزائن الفوائد منظومه‌ای والا درباره توحید و نبوت و امامت.
ساقی اسم
منهاج الحقائق منظومه‌ای عرفان
مسلک النجاة منظومه‌ای عرفان
روضة الاذکار در اجرا شبانه‌روز، هفته، ماه، زیارات و دعاها گوناگون به لهجه فارسی.
التاییدات درباره توحید و روایات نشانه بر امامت ائمه اطهار.
ریاض الزاهدین در خلاصه روضة الاذکار.
کناره امالی صدوق.
کناره عیون خبر‌ها الرضا.
کتاب المزار.
مناسک الحج.
لبه تعبیر و تفسیر فخر رازی.
الهدایا لشیعة ائمة الهدی شرحی کامل بر کتاب کافی

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 72
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 1
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 75
  • بازدید ماه : 75
  • بازدید سال : 2430
  • بازدید کلی : 41706
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی