داوود بن قاسم بن اسحاق (درگذشت ۲۶۱ق)، معروف به ابوهاشم جعفری و داوود بن قاسم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، بوده و از راویان آیتم متکی بودن و نام دار امامیه به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میرود.
به دنیا آمدن و نسب
داوود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب، اسم و نسب بدون نقص اوست. بابا او، قاسم بن اسحاق از اصحاب امام راستگو(ع) [۱] و از یاران محمد بن عبدالله، پر اسم و رسم به نفس زکیه بوده میباشد. نقل شده که او از طرف نفس زکیه، امیر یمن شد؛ ولی قبل از آنکه فعالیت خویش را آغاز نماید، نفس زکیه به قتل مسجد غدیر فلاحی مشهد رسید.[۲]
مامان بلندمرتبه ابوهاشم (مامان قاسم بن اسحاق)، ام حکیم دختر قاسم بن محمد بن ابیدیده نشده میباشد. وی بابا ابوهاشم پسر خاله امام درست گو(ع) بوده میباشد.[۳] طابق منابع، او بومی بغداد بوده میباشد.[۴] و احتمالا در اواخر سده دوم هجری متولد گردیدهاست چراکه او در مسافرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو، در شهر ایذه (ایذج) به دیدار مسجد بابا غدیر مشهد وی میرود.[۵]
وکالت
سازمان وکالت تحت عنوان وسیلهای برای رابطه در میان شیعه ها و امامان شیعه بود که با شدت تصاحب کردن در اختیار گرفتن خلفای عباسی و نیز برای مهیاسازی شیعه ها برای غایب بودن امام مجال (عج) صورت گرفته بود. ابوهاشم جعفری نیز یک کدام از اشخاص آیتم پشت گرمی ائمه(ع) بود که در طول غایب بودن صغرای امام مجال(ع) نیز وکالت وی را برای مدتی در دست مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]
قصهکنندگان از او
عده ای از راویان حدیث شیعه از او نقل حدیث کردهاند مثل علی بن ابراهیم قمی، یحیی بن هاشم، اسحاق بن محمد نخعی، آسوده بن زیاد آدمی، محمد بن حسان، ابواحمد بن راشد، احمد بن محمد بن عیسی، محمد بن عیسی، محمد بن ولید، محمد بن احمد علوی، احمد بن اسحاق، محمد بن زیاد، احمد بن ابی عبدالله برقی، ادب بن شاذان نیشابوری، سعد بن عبدالله اشعری، عبدالله بن جعفر حمیری، و... [۷]
حیث بزرگان شیعه
ابوهاشم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بوده و از راویان آیتم اتکا و نام دار امامیه به شمار میرود.[۸] رجالشناسان و مورخان شیعه به عنوان مثال ابیجعفر برقی (متوفی ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) [۹]، کشی (متوفی ۳۳۰ق)،[۱۰] مسعودی (متوفی ۳۴۶ق)،[۱۱] نجاشی (متوفی ۴۵۰ق)،[۱۲] روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰ق) در الفهرست،[۱۳] و رجال،[۱۴] ابن داوود حلی (متوفی ۷۰۷ق)،[۱۵] علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق) [۱۶] و غیره ابوهاشم را با توصیفاتی زیرا فقیه، عبادت کنندهِ بازهد، وسیعالمنزلة، جلیل و شریفالقدر نزد ائمه(ع)، ستودهاند.[۱۷]
نسبت بزرگ نمایی
محمد بن قدمت کشی در کتاب رجال خویش، بر طبق بعضا از احادیث ابوهاشم، نسبت طول در عهد (بزرگ نمایی) را به وی اعطا کرد.[۱۸] در کتاب اعیان الشیعه آمده:این اتهام بزرگ نمایی به خیال این میباشد که ابوهاشم معجزات متعددی را از ائمه اطهار(ع) ماجرا نموده است که علمای شیعه، مثالهای اینچنینی را در ستون بزرگ نمایی اکانت کردهاند، [۱۹] مامقانی در این مورد مینویسد:
این جايگاه سفارت و وکالت برای حضرت حجت امام فرصت علیه السلام از هر توثیق و تعدیلی برای جناب ابوهاشم جعفری فراتر میباشد. و بالجمله در وثاقت و جلالت و بزرگیشأن این مرد هیچ شکی وجود ندارد.[۲۰]
سید ابوالقاسم خویی نیز نوشته میباشد:
عبارت کشی که میگوید ماجرا وی دلالت بر طول در قسم (بزرگنمایی) دارااست، از دو جهت قابل رسیدگی میباشد نخستین اینکه یا این که بایستی در داستان تحریفی انجام شده باشد و یااینکه از آن عزم در معنای غیر ظاهری گردیده باشد، که هر دو این مورد ها به خیال و خاطر شرایط ممتاز ابوهاشم در نزد حضرات معصومین علیهمالسلام، منتفی می باشد. پس بدین ترتیب چطور میگردد نسبت بزرگ نمایی را بهاین شخصیت ارجمند اعطا کرد؟ پس اشکالی در وثاقت وی وجود ندارد.[۲۱]
محدث قمی هم این نظر را دارد:
آنچه که ابوهاشم ماجرا کرده و مشاهده نموده از دلائل و معجزات حضرت امام حسن عسکری علیه السلام زیاده از آن میباشد که در اینجا بیان خواهد شد و قصه گردیده از آن جناب که اعلام کرد: درون نشدم بر حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهماالسلام هیچ وقت، مگر آنکه دیدم از وی دلالت و برهانی.[۲۲]
تالیفات
برای ابوهاشم دو کتاب «خبرها ابوهاشم» و «مجموعه اشعار» اشعار و قصاید وی در مدح اهل بیت(ع) مذکور[۲۳] که هر دو کتاب را ابن عیاش گردآوری کرده است،[۲۴] اما فعلا این دو کتاب در دسترس نیستند.
صراحت ذکر
ابوهاشم با تک تک خضوع در قبال معصومان(ع)، نسبت به حکام ظلم جور، در غایت بیپروایی و جسارت بود و با خلفای عباسی تضارب داشت[۲۵] و به منجر همین نقدها، چند توشه به زندان زمین خورد.[۲۶] بعداز قیام یحیی بن زید و شهید شدن وی، هنگامی که رمز یحیی را نزد محمد بن عبدالله طاهری آورده بودند، گردآوریای این موفقیت را به او شادباش میگفتند. البته ابوهاشم فارغ از هیچ هراسای وارد دربار حکومت می گردد و خطاب به حکم کننده می گوید:
ای امیر، برای قتل کسی شادباش می گویند که در صورتی نبی پروردگار(ص) زنده بود، وی را به این مصیبت تسلیت میگفتند.!! [۲۷]
اورده شده که همگی از این حرف متأثر شدند و کسی نتوانست دم برآورد،[۲۸] و هنگام خروج این شعر را در مدح یحیی شهید می خواند:
یا این که بنی طاهر کلوه وبیا
ان لحم النبی غیر مری
ان وترا یکون طالبه الله
لوتر بالفوت غیر حری
ترجمه:
ای بنی طاهر بخورید که بیماری زاست، گوشت پیمبر [و اولاد نبی] گوارا و خوردنی وجود ندارد.
انتقامی که آفریدگار طالب بوده و درصدد آن باشد، فراموش شدنی وجود ندارد. [۲۹]
البته در عین درحال حاضر مقام او نزد زمامدارن با شخصیت شمرده می شد. چنانکه در سال ۲۵۱ق در جریان کودتا کوفه به رهبری حسین بن محمد علوی، که با حضور ششصد مرد جنگی قیام کرده بود، ابوهاشم جعفری از طرف مزاحم بن خاقان کارگزار عباسی، تحت عنوان میانجی برای مذاکرۀ با حسین نبی شد.[۳۰]
درگذشت
او در جمادی الاول سال ۲۶۱ق در سامراء در سپری شد. خطیب بغدادی در کتاب خویش آورده میباشد که او در سال ۲۵۲ق از مدینة السلام (بغداد) به سامراء تبعید گردیده و تا پایان قدمت در آنجا بوده میباشد[۳۱] ذبیحالله محلاتی در کتاب مآثر الکبراء اسم اورا در شمار مدفونان در بقاع عسکریین آورده میباشد.[۳۲]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی