عامل ها پیدایش و توسعه
کارداران مختلفی برای پیدایش علم حرف و توسعه آن بین مسلمان ها نقل شده میباشد؛ ازجمله:
۱. آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم: اول استدلال پیدایش دانش صحبت، آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم برای ادراک این آموزهها گفته شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزههای اعتقادی دقت ویژه علامت داده و ایمان به آنانرا مایحتاج خوانده میباشد.[۳۵] بدین ترتیب پژوهشگران اسلامی برای شعور این آموزهها دانش حرف را اساسریزی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]
۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پارهای از کشمکشهای سیاسی و اجتماعی موجب شد گفت و گوهای کلامی رونق بگیرند و معدودنادر دانش صحبت صورت بگیرد؛ مثل دعوا درباره «خلافت و امامت» پس از رحلت فرستاده(ص)، قضیه «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و سپردن» که امویان برای توجیه اقتدار خود پیش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشیدند.[۳۷]
۳. درآمیختن مسلمانها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمانها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملتها پدیدار شد و تعارض در بین آنها شروع شوید. مسلمان ها برای حمایت از آموزههای مهم اسلام، دعواهای کلامی را پیش کشیدند و به آنها رونق دادند؛ به این ترتیب علم حرف بسط رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یافت.[۳۸]
۴. درآمیختن با دیگر مذهب ها: بعداز آنکه کشورهای اسلامی توسعه و گسترش یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ ولی درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آنان در بالا چنان بدیهی عدم وجود ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] براین اساس پژوهشگران اسلامی کارایی کردند بهیاری دعواهای کلامی، هم لحاظ اسلام را پرنور نمایند و هم از درهمآمیختن اینگونه عقایدی پرهیز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایند.[۳۹]
۵. نهضت ترجمه: مطرحشدن، تخصصیشدن و تر و تمیزشدن بعضا از مسائل سخن اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه صورت بخشید. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) شروع شد و تا یک سری قرن ادامه داشت.[۴۰]
روند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش سخن اسلامی فرآیند مختلفی گفتهاند. محمدتقی سبحانی از دانشمندان تاریخ دانش سخن، پروسه تحول این دانش را چهار مرحله ذکر مینماید و مینویسد درین مرحلهبندی همگانی، در میان مذهبها اسلامی تفاوتهایی نیز وجود دارااست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله مخلوط و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیمبندی با اعتنا به خرید و فروش دانش سخن با علمهای بیرونی، بهویژه فلسفه انجام یافته میباشد.[۴۲]
به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را دربرمیگیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله میشود: الف) پیدایش و صورتگیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتابهای جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشادهدستی به جذب مفاهیم و طریقهای فلسفی روی آوردند و به تجدید بنا صحبت بر پایه ی این مفاهیم تازه دست زدند و از سوی دیگر مشقت بارگیرانه به حمایت از عقاید کلامی در قبال تاملهای فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]
در مرحله سوم (مرحله ترکیب و استحاله)، صحبت اهلسنت بهشدت افول کرد و در شیعه تماماً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و مرمت) از سده دوازدهم شروع شد. دراین مرحله، بعضا از بایستگی تأسیس «سخن نو» صحبت راندند و سعیهایی برای گسترش علم صحبت و جوابگویی به سوالهای نو شد. برای معرفی این کوششها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفیگری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای پندارهای صدرایی در دانش صحبت که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» خاطر میشود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی فی مابین فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه میگردد.[۴۶]
عامل ها پیدایش و توسعه
کارداران مختلفی برای پیدایش علم حرف و توسعه آن بین مسلمان ها نقل شده میباشد؛ ازجمله:
۱. آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم: اول استدلال پیدایش دانش صحبت، آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم برای ادراک این آموزهها گفته شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزههای اعتقادی دقت ویژه علامت داده و ایمان به آنانرا مایحتاج خوانده میباشد.[۳۵] بدین ترتیب پژوهشگران اسلامی برای شعور این آموزهها دانش حرف را اساسریزی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]
۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پارهای از کشمکشهای سیاسی و اجتماعی موجب شد گفت و گوهای کلامی رونق بگیرند و معدودنادر دانش صحبت صورت بگیرد؛ مثل دعوا درباره «خلافت و امامت» پس از رحلت فرستاده(ص)، قضیه «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و سپردن» که امویان برای توجیه اقتدار خود پیش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشیدند.[۳۷]
۳. درآمیختن مسلمانها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمانها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملتها پدیدار شد و تعارض در بین آنها شروع شوید. مسلمان ها برای حمایت از آموزههای مهم اسلام، دعواهای کلامی را پیش کشیدند و به آنها رونق دادند؛ به این ترتیب علم حرف بسط رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یافت.[۳۸]
۴. درآمیختن با دیگر مذهب ها: بعداز آنکه کشورهای اسلامی توسعه و گسترش یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ ولی درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آنان در بالا چنان بدیهی عدم وجود ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] براین اساس پژوهشگران اسلامی کارایی کردند بهیاری دعواهای کلامی، هم لحاظ اسلام را پرنور نمایند و هم از درهمآمیختن اینگونه عقایدی پرهیز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایند.[۳۹]
۵. نهضت ترجمه: مطرحشدن، تخصصیشدن و تر و تمیزشدن بعضا از مسائل سخن اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه صورت بخشید. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) شروع شد و تا یک سری قرن ادامه داشت.[۴۰]
روند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش سخن اسلامی فرآیند مختلفی گفتهاند. محمدتقی سبحانی از دانشمندان تاریخ دانش سخن، پروسه تحول این دانش را چهار مرحله ذکر مینماید و مینویسد درین مرحلهبندی همگانی، در میان مذهبها اسلامی تفاوتهایی نیز وجود دارااست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله مخلوط و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیمبندی با اعتنا به خرید و فروش دانش سخن با علمهای بیرونی، بهویژه فلسفه انجام یافته میباشد.[۴۲]
به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را دربرمیگیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله میشود: الف) پیدایش و صورتگیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتابهای جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشادهدستی به جذب مفاهیم و طریقهای فلسفی روی آوردند و به تجدید بنا صحبت بر پایه ی این مفاهیم تازه دست زدند و از سوی دیگر مشقت بارگیرانه به حمایت از عقاید کلامی در قبال تاملهای فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]
در مرحله سوم (مرحله ترکیب و استحاله)، صحبت اهلسنت بهشدت افول کرد و در شیعه تماماً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و مرمت) از سده دوازدهم شروع شد. دراین مرحله، بعضا از بایستگی تأسیس «سخن نو» صحبت راندند و سعیهایی برای گسترش علم صحبت و جوابگویی به سوالهای نو شد. برای معرفی این کوششها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفیگری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای پندارهای صدرایی در دانش صحبت که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» خاطر میشود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی فی مابین فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه میگردد.[۴۶]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی