loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 24
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:35


اَبوالعَبّاس عبدالله بن محمد (۱۰۵-۱۳۶ق) دارای شهرت به اَبوالعَبّاس سَفاح (حکومت: ۱۳۲-۱۳۶ق) اول خلیفه عباسی بود. سفاح اکثری از اشخاص بنی‌امیه را برای ثبت حکومت خویش به قتل رساند. او بر مجموع قلمرو بنی‌امیه مسلط شد و اشخاصی از خویشان خویش را بر آن ها حکم دهنده کرد. سفاح سعی میکرد تا آحاد معارضان حکومتش را از بین بردارد و آحاد کودتا‌هایی را که علیه وی اجرا می‌گرفت، سرکوب مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سازد.

ابو‌العباس ارتباط گرمی با علویان نداشت و برای هجران از آنان، محل اقامت خویش را از کوفه به انبار منتقل کرد. امام درستگو(ع) در بعدازظهر سفاح می‌زیست و از وی تقیه می کرد. سفاح در ذی‌الحجة سال ۱۳۶ق درگذشت و در قصر خویش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دفن شد.

به اعتقاد برخی از دانشمندان، عباسیان داستان‌هایی جعل کردند تا او‌را موعود جلوه دهند؛ از این رو ماجرا‌های نام برده در امر پیش‌بینی رسول(ص) درباره به خلافت وصال فرزندان ابن‌عباس و پیش‌گویی امام درست گو(ع) مبتنی بر خلیفه شدن سفاح، درین راستا نظارت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.

معرفی و مقام

تصویری از به خلافت وصال سفاح در کتاب تاریخ بلعمی
ابوالعباس، عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، اولی خلیفه عباسی، دارای شهرت به سفّاح در سال ۱۰۵ق (یا این که ۱۰۴ق[۱] یا این که ۱۰۳ق[۲]) در شَرّاة شام به‌عالم آمد.[۳] زِرِکلی[۴] و گردآوری‌ای دیگر از محققان تاریخی بر این باورند که سفاح چرا که خون بخش اعظمی از بنی‌امیه را جاری شد، بدین کنیه خوانده شد‌ه‌است.[۵] اما در بعضا از نقل‌ها به سخاوت و گشاده‌دستی وی نیز اشاره شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۶]

به گفته محققان داده ها چندانی درباره‌ی زندگانی سفاح قبل از به خلافت رسیدنش در چنگ وجود ندارد.[۷] با این اکنون به گفته ابوالفرج اصفهانی، تالیف کننده مقاتل الطالبین، بیعت سفاح با نفس زکیه از مهم ترین اتفاق ها مرتبط با پیش از خلافت وی میباشد.[۸]

ابوالعباس ارتباط خوشایندی با علویان نداشته میباشد.[۹] امام درستگو(ع) از سفاح تقیه می کرد و اورا با تیتر امام خطاب می‌نمود.[۱۰]

نبو
تبارنامه بنی‌عباس
عباس
عبدالله
علی
محمد
سفاح
(۱۳۲-۱۳۶ق) منصور عباسی
(۱۳۶-۱۵۸ق) ابراهیم امام
مهدی عباسی
(۱۵۸-۱۶۹ق)
هارون الرشید
(۱۷۰-۱۹۳) هادی عباسی
(۱۶۹-۱۷۰)
امین عباسی
(۱۹۳-۱۹۸) مأمون
(۱۹۸-۲۱۸) معتصم
(۲۱۸-۲۲۷)
محمد متوکل عباسی
(۲۳۲-۲۴۷) واثق
(۲۲۷-۲۳۲)
مستعین
(۲۴۸-۲۵۱) معتمد
(۲۵۶-۲۷۹ق) معتز
(۲۵۲-۲۵۵) منتصر
(۲۴۷-۲۴۸) مهتدی
(۲۵۵-۲۵۶)
پیشگویی‌هایی از خلافت سفاح
بنی‌عباس
خلفا
تیتر عصرٔ سلطنت
سفاح عباسی ۱۳۲-۱۳۶
منصور عباسی ۱۳۶-۱۵۸
مهدی عباسی ۱۵۸-۱۶۹
هادی عباسی ۱۶۹-۱۷۰
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸
معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷
واثق عباسی ۲۲۷-۲۳۲
متوکل عباسی ۲۳۲-۲۴۷
منتصر عباسی ۲۴۷-۲۴۸
مستعین عباسی ۲۴۸-۲۵۲
معتز عباسی ۲۵۲-۲۵۵
مهتدی عباسی ۲۵۵-۲۵۶
معتمد عباسی ۲۵۶-۲۷۸
معتضد عباسی ۲۷۸-۲۸۹
مکتفی ۲۸۹-۲۹۵
مقتدر ۲۹۵-۳۲۰
قاهر ۳۲۰-۳۲۲
راضی ۳۲۲-۳۲۹
متقی ۳۲۹-۳۳۳
مستکفی ۳۳۴-۳۳۳
فرمانبردار ۳۳۴-۳۶۳
طائع ۳۶۳-۳۸۱
کارکشته ۳۸۱-۴۲۲
عبدالله قائم ۴۲۲-۴۶۷
مقتدی ۴۶۷-۴۸۷
مستظهر ۴۸۷-۵۱۲
مسترشد ۵۱۲-۵۲۹
منصور راشد ۵۲۹-۵۳۰
مقتفی ۵۳۰-۵۵۵
مستنجد ۵۵۵-۵۶۶
مستضی ۵۶۶-۵۷۵
الناصر لدین الله ۵۷۵-۶۲۲
ظواهر ۶۲۲-۶۲۳
مستنصر ۶۲۳-۶۴۰
مستعصم ۶۴۰-۶۵۶
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
ابومسلم خراسانی ابوسلمه ضمن • یحیی بن خالد برمکی • فضل و ادب بن یحیی برمکی • جعفر بن یحیی برمکی • حمید بن قحطبه طائی • علی بن عیسی بن ماهان • فضل و ادب بن ربیع • فضل و ادب بن سهل و آسان • طاهر بن حسین • عضدالدوله دیلمی • عیسی بن یزید جلودی
امامان هم‌بعدازظهر
امام راست گو • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی(عج)
رویدادهای اساسی
قیام محمد نفس زکیه • حادثه فخ
نبو
در منابع تاریخی اهل تسنن روایاتی درباره ادعای موعود بودن سفّاح مذکور میباشد؛ برای مثال در روایاتی از پیش‌گویی‌‌ فرستاده(ص) درباره به خلافت وصال فرزندان ابن‌عباس[۱۱] و پیش‌بینی امام درستگو(ع) از خلیفه شدن سفاح صحبت نقل شده میباشد.[۱۲] در احادیثی نیز به ظهور مردی به اسم سفاح بشارت داده گردیده که در آخرالزمان بعد از ظهور فتنه‌ها به حکومت میرسد.[۱۳]

در مقابل این گزارش‌ها، دانشمندان تاریخی معتقدند این قصه‌ها با این مقصود جعل گردیده‌اند تا اورا موعود جلوه دهند[۱۴] یا این که رده رفیعتر او‌را آرم دهند.[۱۵] به حیث آن‌ها بعضا از کنیه‌های مذکور برای ابوالعباس، مانند قائم[۱۶] و مهدی[۱۷] در همین راستا محاسبه می گردد.[۱۸]

مانند پیش‌گویی‌های نام برده که در صدد بافضیلت آرم دادن سفاح می باشند، پیش‌گویی دیگری از امام علی‌(ع) آورده شده که او‌لین خلیفه بنی‌عباس، یعنی سفاح را رئوف‌‌ترین خلیفه در میان خلفای بنی‌عباس معرفی می‌نماید.[۱۹] در‌این پیش‌گویی، امام علی(ع) از بر رمز فعالیت داخل شدن دو حکومت بر مسلمان ها خبر داده میباشد[۲۰] که بعضی حدیث‌شناسان این دو حکومت را بر خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس تطبیق کرده‌اند.[۲۱]

بازدید : 54
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


عشق ابوذر به امام علی(ع)
اربلی روایتی را نقل می‌نماید که ابوذر، علی(ع) را وصی خود قرار بخشید و اذعان کرد: به آفریدگار عهد به امیرالمؤمنینِ بر حق وصیت کردم. به معبود پیمان وی بهاری میباشد که در وی ادب میباشد هر یکسری از شما غیروابسته شده و حقش در خلافت غصب گردیده باشد.[۳۷] ابن‌ابی‌الحدید نیز میگوید: ابوذر در ربذه به ابن رافع ذکر کرد که به زودی فتنه‌ای فیس خواهد بخشید، از آفریدگار بترسید و از علی بن ابی‌طالب(ع) هواخواهی فرمایید.[۳۸] این دوستی و علاقمندی به علی بن ابیطالب(ع) تا آن جا بود که در تشییع شبانه پیکر فاطمه زهرا(س) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کمپانی کرد.[۳۹]

در طول خلفاء
ابوذر در هواخواهی از حق امام علی(ع) بر ولایت ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد.[۴۰]

او در حین خلیفه دوم از افرادی بود که به فرمان قدمت درباره ممانعت کتابت حدیث بی‌توجه بود و می‌اذعان کرد: والله در شرایطی که شمشیری را بر دهانم نهند تا از رسول آفریدگار(ص) نقل ماجرا نکنم، تحمل بُرندگی خنجر را بر شکاف حرف پیامبر آفریدگار(ص) ترجیح خواهم بخشید.[۴۱] به جهت نقل حدیث بود که ابوذر با یکسری نفر دیگر در حین عُمَر زندانی مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۴۲]

تبعید به شام
بنابر نقل ابن‌ابی‌الحدید، انگیزه تبعید ابوذر به شام درپی رحمت مبالغ مال عموم به مروان بن حکم، زید بن اثبات و بقیه افراد بوسیله عثمان بود. او می گوید: ابوذر در کوچه و خیابان فریاد می‌زد و اعتراض میکرد تا اینکه عثمان، او‌را از مدینه اخراج و به شام تبعید مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۴۳]

او در شام به شغل های معاویه اعتراض میکرد. روزی معاویه، ۳۰۰ دینار را برایش ارسال کرد. ابوذر به آورنده پول بیان کرد: در شرایطی‌که این سهم این سال اینجانب از مال همه مردم میباشد که تا به امروز نداده‌اید، می‌پذیرم اما چنانچه مشوق میباشد نیازی بدان ندارم، و آن را پس ارسال کرد. زمانی که معاویه کاخ خضراء [سبز] را در دمشق بنانهاد ابوذر خاطرنشان کرد:‌ای معاویه! درصورتی که این کاخ از پول خداست حیله میباشد و در صورتیکه از پول خودت میباشد مسجد بابا قدرت مشهد اسراف میباشد.

به این شیوه در شام دائماً به معاویه می‌اعلام‌کرد: بخدا قسم! کارهایی را کرده‌ای که اینجانب آنها‌را نمی‌شناسم؛ بخدا قسم! این امور خیر در کتاب خدایند و خیر در سنت پیامبرش(ص)؛ اینجانب حقی را می بینم که بدون صدا میشود؛ باطلی را میبینم که زنده می‌گردد و راستگویی را میبینم که تکذیب میگردد.... تا اینکه روزی معاویه بعد از شنیدن سخنان ابوذر فرمان دستگیر او را صادر کرد و او را معاند پروردگار و معاند فرستاده معبود خواند. ابوذر نیز در جواب اظهار‌کرد: اینجانب خیر معاند خدایم و خیر معاند فرستاده خداوند، بلکه تو و پدرت معاند معبود و فرستاده خدایید، به ظواهر اسلام آوردید و کفرتان را در دل نهفتید و مطلقاً نبی خداوند(ص) تو‌را لعن کرد و یک سری توشه تو‌را نفرین کرد که سیر نشوی. معاویه اعلام‌کرد: اینجانب آن فرد نیستم. ابوذر ذکر کرد: چرا تو همو هستی؛ فرستاده معبود(ص) به اینجانب خاطرنشان کرد، در حالی که بر وی می‌گذشتم و خودم شنیدم که می‌ذکر کرد: خدایا وی [معاویه] را لعن کن و سیرش مکن مگر با خاک. در اینجا معاویه امر زندانی کردن اورا صادر کرد.[۴۴]

همینطور گفته‌اند او در شام، عموم را به فضیلت ها نبی(ص) و اهل بیت(ع) وی سفارش می کرد. معاویه، عموم را از مجالست با او نهی کرد، و به عثمان طومار نوشت و او را از ایفا و سخنان ابوذر با خبر تشکیل داد. معاویه بعد از جواب عثمان، ابوذر را به مدینه روانه کرد.[۴۵]

تبعید به ربذه
ابوذر در مدینه با عثمان دیدار کرد البته دینارهای اهدایی‌اش را نپذیرفت و به عیب گیری از حکومت او پرداخت. عثمان نیز او‌را تاب نیاورد و او را با بدترین شرایط به ربذه تبعید کرد. گستردن حالا مذاکره در بین ابوذر و عثمان و تبعید به ربذه در اکثری از کتاب ها تاریخی آمده میباشد.[۴۶]

عثمان هنگام تبعید ابوذر به ربذه امر کرد کسی اورا هم‌نشینی نکند و با وی کلام نگوید، و امرکرد مروان بن حکم او‌را از مدینه خارج نماید. به این طرز، کسی جرأت ملازمت او‌را نداشت؛ با این اکنون، امام علی(ع)، عقیل و حسنین(ع) و عمار یاسر برای همنشینی وی حاضر شدند و او‌را بدرقه نمودند.[۴۷] تعاریف امام علی(ع) از ابوذر هنگام تبعید او را می اقتدار در نهج البلاغه رویت کرد.[۴۸]

وفات
نبی(ص):
ای ابوذر! تو صرفا معاش میکنی، فقط می‌میری، فقط مبعوث می‌شوی و فقط وارد پردیس می‌شوی. به واسطه تو، اشخاصی از اهل عراق که غسل و تجهیز و دفنت را اجرا میدهند خوشبخت میگردند.

تعبیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۹۵.

ابوذر در ماه ذی‌الحجه از سال ۳۲ قمری و در طول خلافت عثمان در ربذه از جهان رفت. ابن کثیر می‌نویسد: «به هنگام مرگ جز همسر و فرزندش کسی نزد وی خلا.»[۴۹] خیرالدین زرکلی می گوید: «او در حالی از جهان رفت که در منزل‌اش چیزی عدم وجود که اورا کفن نمایند.»[۵۰] مهران بن خوش یمن نقل می‌نماید: «آن‌چه را اینجانب در منزل ابوذر دیدم بیشتر از دو درهم نمی‌ارزید.»[۵۱]

نقل گردیده‌است وقتی که همسرش ام‌ذر ناله میکرد و به ابوذر می‌اعلام کرد:

تو در کویر می‌میری و اینجانب پارچه‌ای ندارم تا تو‌را کفن کنم؛ ابوذر به او اظهار‌کرد: ناله مکن و شادمان باش. به دلیل آن که روزی فرستاده معبود(ص) فی مابین اشخاصی که اینجانب نیز بین آنها بودم فرمود: یکی‌از شما در کویر می‌میرد و جماعتی از مؤمنین او‌را به خاک می‌سپارند. هم اکنون تک تک کسانی که آن روز با اینجانب بودند در شهر و فی مابین عموم جان ودیعه‌اند و گفته نبی(ص) درباره اینجانب میباشد.[۵۲]
بعد از این، عبدالله بن مسعود و برخی از یارانش برای مثال حجر بن ادبر، صاحب اشتر، و جوانانی از انصار اتفاقاً از آنجا گذشتند، و به تغسیل و تکفین وی پرداختند و عبدالله بن مسعود بر پیکرش نماز خواند.[۵۳] طبق تاریخ یعقوبی، حذیفه بن یمان (از بزرگان صحابه) نیز فی مابین خاک سپاری کنندگان ابوذر بوده میباشد.[۵۴]

سازه بر نقل همگی منابع، قبر ابوذر در ربذه میباشد.[۵۵] حربی، دانا حنبلی قرن سوم، در کتاب المناسک آورده میباشد که در ربذه مسجدی به اسم ابوذر، صحابی فرستاده معبود(ص) وجود داشته و آورده شده، قبر ابوذر نیز در به عبارتی مسجد میباشد.[۵۶]

بازدید : 30
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:25


افول حسین
کم کم و در طی روزگار زمامداری حسین بن قاسم، به منجر خشونت و طرز طاقت فرسا گیرانه او راجع‌به حکومت، قبایل یمن از وی رویگردان شدند و یک سری توشه با او جنگیدند یا این که به پناه از رقبای وی برخاستند[۱۷] تا اینکه در ۴۰۴ق در حوزه‌ بَون، در نبردی دشوار، او را از پای درآوردند.[۱۸] جسد وی در شهر رِیده به خاک ودیعت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۹]

جنگاوری تالیف کننده
یکی موضوعاتی که اعتنا اکثری را به خویش جلب کرده، آن میباشد که به‌این امام جوان زیدی، که حداکثر سی سال قدمت کرده، بیش تر از هفتاد تیتر کتاب و رساله منسوب شده میباشد.[۲۰] قضیه این تألیفات بیشتر مسائل اعتقادی و کلامی و تعبیر و تفسیر میباشد. برخی از آن ها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باقیمانده‌اند.[۲۱]

مهم ترین و مشهورترین تاثیر وی، که مخالفانش به آن ها استناد کرده‌اند، عبارت‌اند از:

المعجز الباهر فی العدل و التوحید للّه العزیزالقاهر
الرد علی اینجانب أنکر الوحی آنگاه خاتم النبیین[۲۲]
گفته‌اند او در المعجز درباره برتری حرف خویش بر قرآن اظهاراتی کرده و در الرد از سیرتکامل‌ای وحی در خواب صحبت گفته و آن را از موقعیت امام دانسته میباشد.[۲۳] در کتاب‌های مو جود او از اتهامات ذکر شده اثری وجود ندارد و ظاهراً بعضا از این اتهام‌ها برداشت‌هایی از سخنان اوست. شاید هم این مطالب از اثر ها وی حذف گردیده، به ویژه آنکه برخی اثر ها او به طور تلخیص باقی‌مانده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۴]

تشکیک در نوشته‌ها
ابراهیم یحیی دَرَسی حمزی یازده تیتر از تألیفات حسین بن قاسم را در تیم‌ای با تیتر تمام کتاب ها و رسائل الامام المهدی لدین اللّه الحسین بن القاسم العیانی منتشر نموده است.[۲۵]

اینکه چه گونه حسین بن قاسم که در نوجوانی یا این که اوان جوانی به امامت زیدیه رسیده و در زمانه امامت و زعامت خویش پیوسته با رقبای داخلی و معاندان فرنگی مشغول بوده، این مقدار تألیف داشته، سؤالی میباشد که بعضی پژوهشگران را واداشته تا در نسبت این رساله‌ها به وی تشکیک نمایند و احتمال دهند که او تألیفات بابا خویش را، که دارنده رده علمی و عمری زمان بر بوده، به اسم خویش دستکاری نموده است،[۲۶] اما با مراجعه به متن رساله‌های ما‌نده از حسین بن قاسم پر‌نور می‌گردد اکثری از عنوان ها نام برده رساله‌هایی خرد و مختصرند و در بعضی مورد ها نیز از بخش‌های یک رساله تحت عنوان تألیفات غیروابسته خاطر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

حسینیه در منابع
مبنی بر منابع، وجود فرقه‌ای به اسم حسینیه ــ که نظریه محوری آنها مهدویت حسین بن قاسم و باورهای ویژه در خصوص وی بوده ــ مسلّم میباشد.

دیرین‌ترین منبعی که به طور خاص اصطلاح حسینیه در آن به شغل رفته، سیرةالأمیرین، تألیف مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵)، میباشد که در آن تفصیل درحال حاضر دو بدن از برادرزادگان حسین بن قاسم مذکور میباشد، یکی از قاسم بن جعفربن قاسم عیانی (۴۱۱ـ۴۶۸) پر اسم و رسم به شریف فاضل و دیگری برادرش محمدبن جعفر ملقب به ذوالشرفین (۴۳۰ـ ۴۷۸)[۲۷] که به ترتیب در نصفه دوم قرن پنجم زعامت زیدیه را در نصیب‌هایی از یمن برعهده داشتند. مؤلف سیرةالأمیرین درین کتاب بارها از حسینیه یا این که شیعه حسینیه، به مکان زیدیه، به کار گیری نموده است.[۲۸]

مسلّم بن محمدبن جعفر لَحْجی (زنده در ۵۵۲) نیز در کتاب أخبارالزیدیة اینجانب أهل البیت و شیعتهم فی الیمن، که تاریخ مسلّم هم خوانده میگردد، بارها حسینیه را به مکان زیدیه به شغل برده میباشد.[۲۹]

عقاید
در پژوهش عقاید حسینیه می بایست به تاریخ پیدایی حسینیه اعتنا کرد. آنچه در زمینه ی این فرقه، همچون اکثری از فرق و مذهب‌ها، یکی‌از مهم ترین و گفت و گو انگیزترین موضوعات گردیده این میباشد که آیا این فرقه و اعتقادات آن، حقیقتاً از فرد حسین بن قاسم که‌این فرقه به وی منتسب میباشد، نشئت گرفته و حسین بن قاسم نیز در حین حیاتش مروّج این عقاید بوده و اعتقادات یاران وی بعد از مرگش، در ادعاهای خویش وی در طول حیاتش ریشه داراست؟

بزرگ نمایی
آنچه بیش تر از همگی حسینیه را تحت عنوان فرقه میان زیدیه متمایز ساخته، اطمینان به مهدویت حسین بن قاسم میباشد. اعتقادات غلوآمیز دیگری نیز به آن‌ها منسوب شده[۳۰] که از آن پاراگراف میباشد:

زنده بودن حسین بن قاسم
ادعای برتری وی از فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم
ادعای برتری سخنان او از قرآن مجید
ادعای برتری حسین بن قاسم از فرشتگان
ادعای برتری وی از پیامبران و امامان
ادعای نزول وحی بر او
دانش غیب داشتن حسین بن قاسم.
در اینکه آیا بعداز حسین بن قاسم می‌اقتدار با وی رابطه دیداری و شفاهی داشت، رهروان وی به دو تیم تقسیم شدند.[۳۱] مسلّم لحجی در تاریخ خویش[۳۲] در ماجرا‌های زیادی از حسینیه مطالبی نقل نموده است که از آنان به خیر و خوبی به کار گیری می‌گردد که حسینیه در بعدازظهر وی خیر صرفا مانعی از رابطه با حسین بن قاسم نمی‌دیدند، بلکه مدعا اینگونه دیدارهایی بودند و صحبت مدعیان دیدار حسین را یقین می‌کردند.

بازدید : 16
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:18


حالت علویان در عصر امپراتوری عثمانی
موقعیت علویان در عصر امپراتوری عثمانی را می بایست در طول سلیم نخستین و عصر‎ای که عثمانی‎ها سرعت فتوحات خویش در اروپا را کاسته و دقت خویش را به شرق آناتولی و جنوب امپراتوری خویش جلب کردند رسیدگی کرد. ارتقاء تنش در میان عثمانی‎ها با حریف اهل یک محل خویش یعنی صفویان که در غایت به نزاع چالدران و باخت هنگفت صفویه سبب ساز شد و رفتارهای مشکوک سران ممالیک در هواخواهی از صفویان، عثمانی‎ها را به‌این سود رساند که فعالیت دولت ممالیک را یکسره نموده و شام و مصر را تصرف مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نماید.

قتل عام علویان بوسیله پاد شاه سلیم
پاد شاه سلیم در سال ۱۵۱۶م به شامات حمله کرد و دولت ممالیک را ساقط کرده به‌سرعت سراسر شام و مصر را تصرف کرد. وی قبل از آنکه مصر را تصرف نماید مدتی در حلب بومی شد. در زمان وی اقلیت قابل توجهی از علویان در حلب معاش می‎کردند. پاد شاه سلیم از وجود علویان برای ثبت اقتدار خویش در شام شم خطر میکرد و نگران نگهبانی و همدستی احتمالی علویان با صفویان بود. از این رو با روحیه خشن و خون ریزی که داشت مبادرت به کشتار وحشیانه و قتل عام آنها نمود وی برای این مبادرت از علمای سنی حلب، فتوای شرک و وجوب پیکار با علویان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را اخذ کرد.

سلیم قبلا مبادرت، آغاز حدود ۹۴۰۰ نفر از سران و بزرگان علوی را به عذر و بهانه گفتگو با آن‌ها عده کرد آن‌گاه با استعمال از فتوای علمای سنی حلب کلیه آنها‌را گردن زد و به دنبال دستور قتل عام علویان در سراسر شام را صادر کرد. در گزارش‎های تاریخی از قتل عام ۴۰ هزار علوی به دست پاد شاه سلیم حافظه گردیده است. از این رو علویان به کوهستان و جبال نصیریه گریزو فرار کردند و نزدیک به چهار قرن در حصر، انحطاط فرهنگی، اجتماعی و فقر معاش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردند.

مدحت پاشا و خروج انحطاط وقت گیر بازه زمانی علویان
زمان انحطاط مطلق علویان تا اواخر قرن ۱۹ میلادی ادامه داشت. ولی با ظهور مدحت پاشا، صدراعظم وقت دو فرمانروا عثمانی یعنی عبدالعزیز و فرمانروا عبدالحمید دوم و یکی‌از روشنفکران عثمانی این موقعیت معدود رنگ شد. بعداز آنکه مدحت پاشا تحت عنوان والی سوریه از سوی عبدالحمید دوم مشخص شد به سوریه رفته و سرویس ها رفاهی و عام المنفعه در سوریه را شروع نموده و به جاری ساختن اصلاحات اقدام شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ورزید.

در‌این دربین علویان که یکسری قرن در محرومیت شدید به راز می‌بردند آیتم اعتنا شدید مدحت پاشا قرار گرفتند. وی کوشش کرد علویان را از انحطاط و انزوا بیرون نموده و حقوق و دستمزد تضییع گردیده علویان را احیا نماید. اگرچه مدحت پاشا نتوانست در بازه زمانی کمتر از دو سال ولایت خویش بر سوریه، به مجموع وعده‎های خویش کار نماید ولی اقدامات وی سبب به بیداری علویان گردیده و آنها‌را نسبت به دستمزد اجتماعی و حیات انسانی خویش مطلع کند.

علویان در قرن ۱۴ و ۱۵ هجری
بعد از ناکامی امپراتوری عثمانی در مبارزه جهانی اولیه و ورود متفقین به سوریه، آخر و عاقبت سوریه برای مثال بخش ها مسکونی علویان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفت.

علویان در عصر قیمومیت فرانسه

درفش دولت غیروابسته علویان سوریه در زمان قیمومیت فرانسه
در سال ۱۹۲۰م حوزه‌ جبال نصیریه تحت عنوان حوزه‌‌ای جداگانه از نصیب‌های دیگر سوریه بوسیله فرانسه شناخته شد و نظام اداری مشخصی برای آن مشخص شوید. بنابراین مسئله برای استقلال و صورت‎گیری دولت علویان لاذقیه آماده شد. در سال ۱۹۲۲م مرزوبوم‌های علویان، «دولت علویان» اسم گرفت و ژنرال بیوت تحت عنوان حکم کننده آن منصوب شد. از آن پس محاکم قضایی غیروابسته تأسیس شد که بر پایه ی مذهب جعفری با اندکی تفاوت حکم صادر می‎کرد.[۲۲]

تشکیل دولت جدا علویان
در سال ۱۹۲۵م استقلال علویان صورت دورازشوخی تری به خویش گرفت و دولت فرانسه امر استقلال بدون نقص دولت علویان را صادر کرد. دولت جداگانه علویان تا ۱۹۳۶م ادامه داشت. در‌این بازه زمانی تحولات مهمی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه علویان پدید آمد و آن جامعه منزوی به جامعه‎ای پویا که در عرصه‌های متفاوت به ویژه سیاسی تحت عنوان یکی‌از بازیگران عرصه اقتدار در حیطه به شمار می‎آمد تبدیل شد. دولت علویان در سال ۱۹۳۶م به جهت اعتراضات ملی‌گرایان سوریه و احزاب مخالف استقلال دولت علویان، از سوی فرانسه منحل و میهن علویان به سوریه ملحق شد.[۲۳]

بازدید : 32
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


زیدیه یکی فرقه‌های شیعه. رهروان آن معتقدند بعد از امامت حضرت علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و زید بن علی، امامت به هر مردی از اولاد حضرت فاطمه(س) میرسد که عموم را به امامت خویش دعوت نماید و در ظواهر، عادل، فقید و شجاع‏ باشد و مؤمنان با وی برای جهاد بیعت‏ نمایند. این فرقه در سال‌های آغازین قرن ۲ هجری قمری/هشتم میلادی از شیعه منشعب شد. یقین به قیام و نزاع از خصوصیت‌های اصلی زیدیه میباشد. زیدیان در حین تاریخ در طبرستان، مغرب، یمن حکومت تشکیل دادند. امامان زیدیه در یمن نزدیک به یازده قرن بر یمن حکومت کردند. واپسین دولت امامان زیدیه در یمن در کودتای جمهوری خواستار و سکولارها در سال ۱۹۶۲میلادی نابودشد و جمهوری یمن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تشکیل شد.

یمن اقامتگاه اساسی زیدیان در عصر کنونی (سده ۱۵ قمری) میباشد. مبتنی بر برخی منابع حدود ۴۵ درصد جمعیت یمن، زیدی مذهب می باشند. البته منابع دیگری معتقدند این جمعیت مرتبط با یمن شمالی میباشد و به وقتی‎ برمی‎‌خواهد شد که یمن به دو مرز و بوم شمالی و جنوبی تقسیم گردیده بود و بعداز اتحاد دو یمن، رهروان زیدیه حدود ۳۵ درصد جمعیت تک تک یمن را تشکیل می‎دهند. آنها بیشتر دراستان‌‎های صَتوده، حَجَّه، ذِمار و صَنعا سکونت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارا‌هستند.

زیدیان بعد از این شورش تا دو دهه در انزوا بودند ولی رفته رفته وارد عرصه‎ های فرهنگی و سیاسی گردیده و احزاب و تشکیلات زیادی را در یمن تأسیس کردند. حرکت انقلابی انصارالله، جریان زیدیه محافظه‌‎عمل و جریان روشنفکری، جریان‎‌های فعال زیدیه در یمن به شمار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می روند.

پیدایش
بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) بعضی از علویان، تفکر قیام مسلحانه را تحت عنوان یکی شروط امامت و دستورالعمل تقابل با ظالمان قلمداد کردند. با صورت‎‌گیری این فکر سیاسی در عصر امام سجاد(ع)، سنگ بنای زیدیه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گذارده شد.[۱][۲]

اختلاف فی مابین علویان به دو طریقه پیکار فرهنگی یا این که قیام مسلحانه علیه دستگاه اموی برمی‎‌گشت. فیض این اختلاف بعداز شهیدشدن امام زین‎‌العابدین(ع) پدیدآمد. گردآوری‌‎ای امامت امام باقر (ع) را پذیرفتند و گروهی دیگر به امامت زید بن علی اخوی امام محمد باقر(ع) معتقد و به زیدیه دارای اسم و رسم شدند. بر این پایه شیعه‌هاِ معتقد به قیام مسلحانه، زید بن علی را بعد از امام علی (ع)، حسنین (ع) و امام سجاد(ع)[یادداشت ۱] تحت عنوان امام پنجم اهل بیت (ع) می‎دانند.[۳]

در برخی از منابع از حسن مثنی تحت عنوان امام زیدیه بعد از امام سجاد(ع) مذکور گردیده است.[۴]

قیام زید بن علی
نوشته ی علمیٔ اساسی: قیام زید بن علی
بعداز آنکه حدود ۱۵ هزار نفر در کوفه با زید بن علی بیعت کردند، وی اراده خویش را برای قیام علیه هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، جزم کرد. این در حالی میباشد که شماری نیز در بصره، مدائن و خراسان با زید بیعت کرده بودند. هنوز نیرو‎های زید برای قیام ساماندهی نشده بودند که والی عراق با سپاهی به مخفیگاه او حمله کرد و زید با خروج زودتر از موعد خویش در ماه محرم از سال ۱۲۲ قمری با دویست نفری که هم پا او بودند به نبرد با سپاه اموی رفت و در ۲۴ یا این که ۲۵ محرم سال ۱۲۲ق به شهید شدن رسید.[۵] بعد از درگذشت زید، شیعیانی که معتقد به فکر قیام به سیف و خروج علیه حکم دهنده ظالم بودند، زید را تحت عنوان امام سوای نص دانسته و به زیدیه پر اسم و رسم شدند.[۶]

بازدید : 30
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


مناظرات سقیفه
در محل سقیفه گفتگوهای بخش اعظمی فی مابین انصار حاضر و مهاجرانی که با تأخیر به آن‌ها ملحق شدند، تعویض شوید که هرکدام به نوبه خویش تأثیرگذار بود؛ البته بیشترین تأثیر در سخنان ابوبکر و همراهانش بود. برخی از مکالمات برقرار گردیده در آن تاریخ از اشخاص ذیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد:

سعد بن عباده: او عمدتاً در اولِ گرد هم آیی و قبل از ورود ابوبکر و همراهانش صحبت بیان کرد و اما به‌خیال و خاطر ناتوانی‌اش بر تاثیر بیماری، سخنان او را فرزندش به جمعیت ابلاغ می‌نمود. اهم سخنان او عبارتند از: بیان مناقب و سوابق انصار، برتری آنها بر دیگر تیم‌های مسلمان، سرویس ها این جماعت به اسلام و رسول(ص) و رضایت رسول از انصار هنگام وفات. او با این تحلیل‌ها انصار را سزاوار‌خیس برای جانشینی خاطرنشان کرد و آنها را به مبادرت برای به دست‌گیری زمام کارها دعوت نمود و توصیه تعیین امیری از انصار و امیری از مهاجران را باخت و مسجد غدیر فلاحی مشهد عقب‌نشینی می‌دانست.[۱۱]
ابوبکر: سخنان او انتخاب‌کننده سود این اجتماع بود. او در یکسری وهله سخنانی خلل کرد که چکیده آن ها اینگونه میباشد: امتیاز مهاجران بر انصار به عنوان مثال پیشگامی آن ها در تصدیق رسالت فرستاده(ص)، سبقت در ایمان و عبادت خداوند، ارتباط خویشاوندی و یا این که دوستی مهاجران با رسول؛ حق تقدم مهاجران برای جانشینی رسول به همین دلایل، مناقب و سوابق انصار و آمادگی و حق تقدم آن ها برای تصدی منزلت وزارت و خیر حکومت، نهی مخالفت با جانشینی مسجد بابا غدیر مشهد مهاجران.[۱۲]
حباب بن منذر: او دو یا این که سه وهله در سقیفه حرف اذعان کرد که هربار سخنانش شامل تحریک و یا این که ترساندن علیه مهاجران به‌خصوص ابوبکر و قدمت بود.[۱۳] او در نوبتی گشوده هم سفارش امیری از هر خویشاوندان را مطرح مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۱۴]
قدمت بن خطاب: قدمت بیشتر سخنانِ ابوبکر را تأیید و با دلیل‌هایی بر آن تأکید نموده است. بعضی از این دلایل عبارتند از: قطعیت عدم مخالفت اعراب با جانشینی خانواده فرستاده، عدم قابلیت و امکان تعیین دو امیر از هر کدام از دو تیم، چراکه دو خنجر در یک غلاف نگنجند.[۱۵]
ابوعبیده جراح: او در سخنی خطاب به انصار آنان‌را از تبدیل و تغییر و تحول آئین و پایه وحدت مسلمانها، نهی نموده است.[۱۶]
بشیر بن سعد: او از فامیل خزرج و انصار میباشد. او در یک سری وهله عامل‌های ابوبکر و همراهانش را تأیید کرده و با الفاظی مانند خوف از آفریدگار و عدم مخالفت با یک حق مسلم، انصار را از مخالفت با مهاجران بازداشتن نموده است.[۱۷]
عبدالرحمن بن عوف: منزلت و فضیلت کسانی مانند حضرت علی(ع)، ابوبکر و قدمت را یاداوری کرده و انصار را فاقد اینگونه بزرگانی معرفی نموده است.[۱۸]
زید بن ارقم: او از انصار میباشد؛ وی در سقیفه و در مقابل ادله‌های ابوبکر و عبدالرحمن بن عوف، علی(ع) را شخصی معرفی می‌نماید که تک تک این خصوصیت‌ها را داراست و در‌حالتی که برای بیعت‌دریافت کردن پیش‌گام میشد، کسی با وی مخالفت نمی کرد.[۱۹]
مجموعه‌های حاضر
بیشتر گزارش‌های مو جود در منابع اهل‌سنت پیرامون سقیفه بنی‌ساعده از حضور و شرکت کردن سیاسی مردم مهاجران و انصار درین حادثه داراست،[۲۰] اکنون آنکه بخش اعظمی از منابع از دو مرحله بیعت با ابوبکر حافظه کرده‌اند که عبارتند از بیعت روز سقیفه و بیعت سایر حاضران در شهر مدینه که روز بعد از رخداد سقیفه پیش آمده و از آن با تیتر بیعت عام خاطر میگردد؛[۲۱]

به گفته ویلفرد مادلونگ، از فی مابین مهاجرین صرفا ابوبکر، قدمت و ابوعبیده در گرد‌همایی سقیفه حضور داشتند که قابلیت و امکان ملازمت و همراهی یک‌سری همراه فردی، اعضای خانواده و موالی این سه نفر نیز بدور از ذهن وجود ندارد. همین‌سیرتکامل بعضا دانشمندان حضور تندرست مخلوق آزادشده ابوحذیفه، را بیان می‌نمایند که از اولیه اشخاصی بود که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد؛ هرچند هیچ‌یک از منابع دارای اعتبار اولیه، درباره حضور او سخنی به فی مابین نیاورده‌‎اند. منابع درباره حضور دیگر مهاجران حتی اصحاب درجه میانگین یا این که زیر غیر از این اشخاص، سخنی به فی مابین نیاورده‎‌اند.[۲۲] بعضا دانشمندان با استناداتی تصریح کرده‎‌اند که تعداد مهاجران حاضر در سقیفه بسیار معدود بوده میباشد.[۲۳]

دارای اسم و رسم‎‌ترین انصار حاضر در سقیفه به نقل از منابع عبارتند از: سعد بن عباده، پسرش قیس، بشیر بن سعد پسرعمو و حریف سعد، اسید بن حضیر، اثبات بن قیس، براء بن عازب، حباب بن منذر.[۲۴]

ابن‌قتیبه با عبارت «در صورتیکه سعد یارانی برای مبارزه با آن‌ها می‎‌یافت بدون شک باآنان نبرد میکرد.»[۲۵]، کنایه‌ای درباره عدم اجماع انصار ناشی از نادر بودن تعداد اشخاص در اجتماع سقیفه دارااست.[۲۶]

بازدید : 31
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:33


عبدالله بن مغیره، از اصحاب اجماع میباشد که از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) داستان نموده است. وی اهل کوفه بود و نامش در گواهی ۵۲۱ حدیث آمده میباشد. رجالیان عبدالله را توثیق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

اسم و لقب
عبدالله بن مغیره بجلی از موالی بنی‌نوفل و از همسایه کوفه بود.[۱] لقب‌اش ابومحمد و از راویان ثقه میباشد. او را از اصحاب اجماع آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برشمرده‌اند.

برقی در کتاب رجال خویش یک‌توشه اسم او را عبدالله بن مغیره و از اصحاب امام رضا(ع) بیان نموده است و یک‌توشه با تیتر عبدالله بن مغیره مولی بنی نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خزاز کوفی و از اصحاب امام رضا(ع) از وی مذکور رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

روضه خوان طوسی نیز از عبدالله با دو تیتر و از اصحاب دو امام بیان نموده است.[۳] ولی بنابر استیناف سید ابوالقاسم خویی، هر دوی این اشخاص یک نفر و به عبارتی عبدالله بن مغیره میباشد که از اصحاب اجماع به شمار می‌رود. او هم از امام کاظم و هم در حدود ۱۶ ماجرا از امام رضا(ع) شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل نموده است.[۴]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
شک و تردید در امامت امام رضا(ع)
عبدالله بن مغیره مدتی جز‌ء واقفیه بود. ولی بعد از مدتی از این شیوه بازگشته میباشد، کشی در کتاب رجال قصه این رجوع و برگشت را از گویش خویش عبدالله این سیرتکامل نقل می‌نماید:

اینجانب واقفی بودم، و در یکی‌از سال‌ها با به عبارتی نظریه‌، به حج رفتم. بعد از آن وقتی‌که به کنار کعبه رسیدم و خویش را به وی چسباندم، ناگهان شورشی در دلم بر پا شد، و در به عبارتی‌جا دست به دعا برداشته و گفتم:‌ خدایا! تو منظور و مناسب منرا میدانی، پس خودت منرا به شایسته ترین آئین و نظریه هدایت و ارشادوراهنمایی بنما.

پس از این دعا به دلم برات شد که سرویس امام رضا(ع) بروم، از این‌رو به مدینه و به منزل وی رفتم، آن‌گاه در زدم و به غلام آن حضرت گفتم: به مولایت بگو که مردی از اهل عراق پشت درب منزل درانتظار میباشد. بعداز آن ناگهان ندای آن حضرت را شنیدم که فرمودند:‌ای عبدالله بن مغیره! درون شد.

عبدالله میگوید: همین که وارد منزل شدم و امام(ع) نظرش بر اینجانب به‌زمین‌خورد، فرمود: پروردگار دعایت را مستجاب کرد و تورا به آیین خودش هدایت نمود. اینجانب نیز فورا گفتم: شهیدشدن میدهم که تو حجت خدایی بر اینجانب و امین خدایی بر خلقش.[۵]

وثاقت
وثوق عبدالله بن مغیره آیتم تاکید همه رجالیان میباشد؛ نجاشی برای وی دوبار وصف (ثقه) را آورده میباشد و او‌را در بزرگی، آیین و پرهیزگاری انسانی بی‌مانند تعریف کرده است.[۶]

اسم عبدالله بن مغیره در سلسله راویان ۵۲۱ حدیث آمده میباشد. وی از امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)بی واسطه قصه کرده، همینطور از اشخاصی همانند زیاد بن منذر، ابی‌داود مسترق، ابن بکیر، عبدالله بن مُسکان، جمیل بن دراج، عبدالله بن خوش‌یمن قداح و تعداد دیگری از راویان، نیز داستان نموده است.[۷]

اثرها
عبدالله بن مغیره ۳۰ جلد کتاب نوشتن نموده است که بنابر آن چه رجالیان بیان کرده‌اند، بعضی از آنان که بدین گستردن می باشند:

کتاب الوضوء
کتاب الصلاة
کتاب الزکاة
کتاب الفرائض
کتاب فی صنوف الکلام.[۸]

بازدید : 31
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


مبادی و اصول
در حالتی‌که چه مفسران و محققان علم ها قرآنی یاددادن علم ها زیادی را برای مفسر مورد نیاز شمرده و در تعداد این علم ها اختلاف کرده‌اند،[۱۱۹] مهم ترین این دانشها که آیتم رخداد بیشتر آنها میباشد، به‌این قرارند: علم ها ادبی، مشمول لغت و صرف و نحو و معانی و ذکر و بدیع؛ علم ها قرآنی، دربرگیرنده قرائات و آشنایی ناسخ و منسوخ و لوازم نزول؛ علم ها حدیث، مشتمل بر درایه و رجال؛ علم ها دیگری نظیر اصول فقه و فقه و سخن و نیز دانش مسجد غدیر بلوار معلم مشهد موهبت.[۱۲۰]

مفسر با منفعت گیری از دانش لغت، معانی واقعی و مجازی واژه و کلمه‌های قرآن و با به کار گیری از صرف و نحو، ساختار لفظ ها قرآن را به تنهایی و معانی آنان‌را در ادغام با کلمه ها دیگر میشناسد و با یاری علم ها معانی و ذکر و بدیع، شیوایی و فصاحت نشانه‌ها قرآن را که بر پایه ی با اقتضای حالا مخاطبان و دربردارنده مشی‌های بیانی از قبیل تشبیه و استعاره و مجاز میباشد، کشف می‌نماید. از سویی باخبر بودن مفسر از برخی مباحث علم ها قرآن که در حکم پیشگفتار‌ای برای درک و تعبیروتفسیر قرآن میباشد، مفسر را کمک می‌نماید تا تلاوت درست لفظ ها قرآن و نیز ترتیب و لوازم و حالت نزول آیه ها را دریابد. همینطور به جهت رابطه تنگاتنگ تعبیر با احادیث، مفسر برای تشخیص احادیث دارای اعتبار ناگزیر از آشنایی متن ها حدیثی و شناخت با گستردن حالا راویان مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

دانش اصول فقه نیز قواعدی در دست مفسر قرار میدهد که از روش آن ها به اقسام دلالت‌های حرف و حالت حجیت آن‌ها پی می برد. بایستگی شناخت مفسر با دانش فقه و صحبت نیز از آن جهت میباشد که نصیب شایان توجهی از آیه‌ها قرآن مشتمل بر آیه ها احکام و نیز مباحث اعتقادی میباشد. میان علم ها حافظه گردیده، شیوه اکتساب دانش موهبت مختلف با بقیه علم ها میباشد. مفسر این دانش را از روش شغل به دست می آورد و آفریدگار آن را به هر هر کس به دانسته‌های خود فعالیت کند، مداقه می‌نماید.[۱۲۱] مطابق این مقاله که در بعضا از نشانه‌ها[۱۲۲] و احادیث[۱۲۳] به آن اشاره گردیده‌است، هر اندازه که فرد از پاکی نفسانی بالاتری منتفع باشد، معیار درک وی از آیه ها قرآن بیشتر خواهد بود. آلوسی[۱۲۴] دستیابی این دانش را برای مفسر ضروری نمی‌داند چون این دستور با اصل شعور معانی قرآن ارتباطی ندارد و مربوط به مقوله تأویل مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۲۵]

رشیدرضا[۱۲۶] علم ها لازم مفسر را به سیرتکامل‌ای دیگر مطرح نموده و به نظریه وی تدبیر از این علم ها لازمه مراتب خوب تعبیر میباشد.

از سایر اموری که در تعبیر و تفسیر قرآن بایستی گزینه اعتنا قرارگیرد، به کار گیری از منابع دارای اعتبار میباشد. این منابع بر چندین عهد و پیمان میباشد: عهدوپیمان نخستین منابع نقلی که عبارت‌اند از: قرآن، روایات رسول(ص) و اهل بیت، اقوال صحابه و تابعین. مراجعه به برخی نشانه‌ها قرآن برای تعبیروتفسیر آیه ها دیگر خلال آنکه روشی عقلایی میباشد، از سوی اهل بیت و شاگردان مدرسه آن ها آیتم به کارگیری بوده میباشد.[۱۲۷] گفته‌های نبی اکرم تحت عنوان شارح و مبین قرآن[۱۲۸] و روایات رسیده از امامان که نزد شیعه همچون احادیث نبوی میباشد،[۱۲۹] از مراجع اساسی تعبیر و تفسیر مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.

از سویی اقوال بزرگان صحابه به جهت شعور مجال نزول و هم‌نشینی دائمی با نبی تحت عنوان یک کدام از منابع اساسی تعبیروتفسیر معرفی گردیده، که در کنار اقوال تابعین بایستی آیتم دقت قرار گیرد. [۱۳۰] گفتنی میباشد درباره حجیت اقوال تفسیری صحابه و تابعین و محدوده تایید آرای آن ها در میان مالک نظران اختلاف میباشد.[۱۳۱]

عهد و پیمان دوم منابع لغوی میباشد. این منابع از آن جهت دارای اهمیت‌اند که معانی و کاربردهای واژگان را در طول نزول قرآن پر‌نور می‌نمایند. این معانی یا این که کاربردها ممکن میباشد از متن قرآن یا این که احادیث یا این که اقوال صحابه استحصال گردد یا این که از اثرها نظم و نثرِ به مکان ما‌نده از آن زمان (مانند اشعار جاهلی) به دست آید یا این که با مراجعه به فرهنگهای لغت متقدم و هر چه نزدیکتر به مجال نزول قرآن نتیجه ها شود.[۱۳۲] عهد و پیمان سوم از منابع تعبیروتفسیر را نیز قوه استنباط مفسر دانسته‌اند[۱۳۳] که برخی از آن به منبع عقل تعبیروتفسیر کرده‌اند.[۱۳۴]

رعایت قواعد تعبیر و تفسیر که به کاربستن آن‌ها برای ارائه تعبیر و تفسیر درست مورد نیاز میباشد، اصل دیگری میباشد که می بایست مفسر به آن اعتنا نماید.[۱۳۵] نسبت این قواعد با تعبیروتفسیر مانند نسبت اصول فقه با فقه و نسبت نحو با گویش عربی میباشد.[۱۳۶] بخش اعظمی از این قواعد در لابلای کتاب ها تعبیروتفسیر، اصول فقه، فصاحت و لغت متفرق میباشد و تا کنون به طور جامع و ظریف جمع و تبیین نشده میباشد. طیار[۱۳۷] این قواعد را به دو گروه همگانی و ترجیحی تقسیم نموده است. از نگاه وی قواعد همگانی، قواعدی میباشد که مفسر در ذکر معنای یک آیه ناگزیر از رعایت آنهاست و قواعد ترجیحی قواعدی میباشد که برای تعیین یک رأی از بین اقوال مو جود مفسران به عمل گرفته می گردد.[۱۳۸]

تعبیر قرآن سوای رعایت اصول مذکور و فراگرفتن علم ها مایحتاج، از مهم ترین مصادیق تعبیر به رأی دانسته گردیده است. [۱۳۹]

بازدید : 24
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:19


شفاعت به اجازه معبود میباشد
عالمان مسلمان واقعه لحاظ دارا هستند که شفاعتِ شفاعت‌کنندگان و همینطور تایید شفاعت برای شفاعت‌شوندگان، همگی به اجازه پروردگار میباشد. آن ها به آیاتی همانند آیه ۲۵۵ سوره بقره،[۵۶] آیه ۳ سوره یونس،[۵۷] آیه ۱۰۹ سوره طه،[۵۸] آیه ۲۶ سوره نجم[۵۹] که در آنها به تحقق شفاعت به اجازه پروردگار تصریح گردیده، تمسک مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

بعضی با استناد به آیاتی همانند آیه «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا؛[۶۰] بگو شفاعت تمامی خلقان باایمان میباشد.»[۶۱] و آیه «مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ؛ غیر از وی برای شما همراه و شفیعی وجود ندارد.»،[۶۲] شفاعت را صرفا به پروردگار تخصیص داده‌اند.[۶۳] در جواب به آن‌ها اورده شده که شفاعت برای آفریدگار میباشد؛ البته مفسران رخداد حیث دارا هستند که با اعتنا به آیه ۷۹ سوره اسراء و احادیث تحت آن،[۶۴] آفریدگار این جایگاه را که در آیه از آن با تیتر منزلت محمود خاطر گردیده، به فرستاده(ص) اعطا نموده است.[۶۵] بعضی نیز به آیاتی که در آن ها به تحقق و تایید شفاعت به اجازه آفریدگار اشاره گردیده، استناد کرده‌اند و گفته‌اند صحت دارد که شفاعت برای پروردگار میباشد، البته خدا با اعتنا بدین آیه‌ها، آن را به برخی از بندگان مقربش اجازه داده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]

مخالفت وهابیت با طلب شفاعت از میت
ابن‌تیمیه و به تبعیت از او، بعضا از وهابیون، طلب شفاعت از فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفات یا این که در غیاب آنها و به‌طور کلی طلب شفاعت از غیر پروردگار را بدعت و بی دینی می دانند.[۶۷] ابن‌تیمیه گفته میباشد که هیچ‌یک از صحابه، بعداز وفات فرستاده(ص) از او طلب شفاعت نکرد و هیچ‌کدام از فقهای چهارگانه به استحباب یا این که وجوب آن فتوا نداده میباشد. ازاین‌رو، طلب شفاعت، عملی سوای عامل و مخالفت با متد صحابه و فقیهان میباشد.[۶۸] عبدالعزیز بن گشوده (مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی) در جواب به استفتائی گفته میباشد که شفاعت، مِلک خدا میباشد و فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعد از وفاتشان نمی‌توانند در‌این ملک تصرف نمایند. ازاین‌رو، طلب شفاعت از هر کس وفات کرده و قوی بر جاری ساختن کاری وجود ندارد، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کفر میباشد.[۶۹]

امام درست گو(ع):
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ شفاعت ما به اشخاصی که نماز را مدل بشمارند، نمی رسد.

روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۶.

سیدعلی میلانی، سخن‌پژوه شیعه، به روایتی از منابع اهل‌سنت استناد کرده و گفته میباشد که صحابه در برخی وضعیت‌ها، از فرستاده(ص) بعد از رحلت او، طلب شفاعت می‌کرده‌اند.[۷۰] برپایه این داستان، در عصر خلافت قدمت بن خطاب، قحطی پیش آمد و بلال بن حارث، از صحابه نبی(ص)، به زیارت قبر او رفت و به وی متوسل شد که از معبود طلب باران نماید تا به‌واسطه آن، امت از قحطی نجات شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یابند.[۷۱]

به‌گفته جعفر سبحانی در کتاب آئین وهابیت، درخواست شفاعت از شفاعت‌کنندگانی که از جهان رفته‌اند، از اجساد مخفی در قبور وجود ندارد؛ بلکه از ارواح منزه و زنده‌ای میباشد که با اجساد برزخی در دنیا برزخ به‌رمز میبرند و به تصریح قرآن زنده‌اند.[۷۲]

انکار شفاعت و جواب آن
توده‌ای مشروعیت شفاعت را انکار کرده و دلیل‌ای آورده‌اند که بعضی از آنها به تفصیل ذیل میباشد:

آموزه شفاعت، با اصل عدل و داد، مخالف و با دستگاه ظلم و جهل سازگار بوده و بر این شالوده، اطمینان به آن توهین به پروردگار میباشد.[۷۳] ولی به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، مجازات گنهکار عین عدل و داد میباشد و تایید شفاعت نوعی فضل و ادب و احسان می باشد، احسانی که از یک سو به خیال و خاطر قضیه‌های مطلوب در شخص شفاعت‌شونده و از سوی دیگر به خیال و خاطر آبرو و احترام و انجام با تقوا شفاعت‌کننده میباشد.[۷۴]
وعده شفاعت دادن به عموم، آن‌ها را بر جاری ساختن گناه و هتک محارم الهی، جَری و بی‌پروا می‌نماید.[۷۵] گفته‌اند که‌این گونه های بر آیاتی که درباره عفو وبخشش گناهان از سوی آفریدگار نازل گردیده نیز وارد میباشد، در حالی که کسی شک ندارد در‌این که آیه‌ها مغفرت، موجب بی‌پروایی عموم در هتک محارم الهی نمیشوند.[۷۶] همینطور آیه ها شفاعت منوط به مشیت الهی میباشد و کسی نمی‌تواند مطمئن باشد که شفاعت شفاعت‌کنندگان مشمول حالش میگردد و لذا بی‌پروایی در اعمال گناه تولید نمی‌نماید؛ بلکه فقط تاثیر وعده شفاعت این میباشد که عموم را امیدوار می‌نماید و آنان‌را از ناامیدی از بخشش الهی می‌رهاند.[۷۷]
شفاعت نیازمند تحول و تغییر و تحول در دانش و عزم آفریدگار میباشد؛ به این ذکر که شفاعت‌کننده موجب می گردد که خداوند برخلاف آنچه در اولیه عزم کرده و به آن حکم نموده، کاری ایفا دهد، ولی تغییر و تحول در دانش و عزم پروردگار، نیازمند تغییر‌و تحول ذات بوده و محال میباشد، براین اساس شفاعت نیز محال میباشد.[۷۸] در جواب گفته‌اند که قبول شفاعت از سوی معبود به معنای تغییر‌و تحول در عزم وی و یا این که تحول دانش وی وجود ندارد؛ بلکه پروردگار دانش دارااست که به عنوان مثالً فلان آدم در آجل وضعیت‌های مختلفی به خویش میگیرد و این دانش به تغییر تحول، به معنای تغییر و تحول در دانش وجود ندارد و لذا عزم خدا به آن موقعیت‌ها وابستگی میگیرد، به این معنی که آن آدم در یک فرصت با اعتنا به اثاثیه و قوانینی یک وضعیت داراست و در آن درحال حاضر، پروردگار درباره وی عزم می‌نماید و در طول دیگری با اعتنا به اثاثیه و موقعیت دیگری، شرایط دیگری به خویش میگیرد و پروردگار نیز عزم دیگری درباره وی می‌نماید و این کارها نیازمند تغییر‌و تحول در دانش و عزم خدا وجود ندارد.[۷۹]

بازدید : 26
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


آئین معمولاً به‌تیتر یک نظام اجتماعی-فرهنگی از رفتارها و انجام رقم خورده، اخلاقیات، باورها، دنیا بینی‌ها، متن‌ها، جای ‌های مقدس، پیشگویی‌ها یا این که سازمان‌ها تمجید می‌گردد که عموماً بشریت را به ارکان ماوراء طبیعی، ماورایی و معنوی مرتبط می‌نماید. ادیان متعدد ممکن میباشد دربردارنده ارکان مختلفی باشند یا این که نباشند، از چیزهای الهی، مقدسات، ایمان، یک جان دار فراطبیعی یا این که موجودات ماوراء طبیعی، یا این که «نوعی نهایت و تبارک که هنجارهایی را آماده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌نماید.

و توان تا انتها قدمت». اجرا مذهبی ممکن میباشد مشمول مناسک، ارشاد، دعا کردن، قربانی، جشنواره، اعیاد، خلسه، خاک سپاری، مراسم وصلت، مدیتیشن، دعا، موسیقی، هنر، رقص، سرویس ها همگانی، یا این که بقیه جنبه‌های فرهنگ و تمدن بشری ادیان دارنده تاریخ‌ها و احادیث مقدسی می‌باشند که ممکن میباشد در متن‌ها مقدس و نمادها و جای ‌های مقدس محافظت خواهد شد که بیشتر غرض آنان مفهوم بخشیدن به معاش میباشد. مذهب ها ممکن میباشد دربردارنده روایت‌های نمادین باشند، که گاهی به وسیله رهروان گفته می‌گردد که صحت دارد، که ممکن میباشد سعی بر توضیح منشأ حیات، دنیا و بقیه پدیده‌ها داشته باشد. از قدیم ایمان را خلال عقل، منبع اعتقادات فقاهتی مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته‌اند.

تقریب زده میگردد که ۱۰۰۰۰ آیین متمایز در سراسر دنیا وجود داراست. حدود ۸۴ درصد از جمعیت دنیا به مسیحیت، اسلام، یهودیت، بودیسم یا این که هندوئیسم، و… نوعی از آیین عامیانه متعلق می باشند. جمعیتی که از حیث مذهبی تعلق ندارند مشمول افرادی می گردد که با هیچ آئین خاصی، ملحدان و ادم فقهی همسانی ندارند. در حالی‌که غیرمذهبی‌ها در سطح جهانی پرورش کرده‌اند، اکثری از غیر مذهبی‌ها هنوز عقاید مذهبی مختلفی دارا مسجد بابا غدیر مشهد هستند.

بازرسی آئین مشتمل بر طیف بزرگ‌ای از فن‌های دانشگاهی، مثلا الهیات، فلسفه آئین، آیین تطبیقی، و مطالعات علمی اجتماعی میباشد. عقیده‌های آئین، تبیین‌های گوناگونی برای منشأ و تلاش آیین ارائه می‌نمایند، برای مثال مبانی هستی‌شناختی هستی و اعتقاد و مسجد بابا قدرت مشهد باور فقاهتی.

معنی و ریشه‌شناسی
عکس از آتشکده، (پرستشگاه دیانت زرتشتی) بر مکان باقی مانده از زمان ساسانی در حیطه نویس استان قم
یک چهارطاقی یا این که آتشکده، (پرستشگاه دیانت زرتشتی) بر مکان باقیمانده از زمان ساسانی در ناحیه نویس
کلمه و واژهٔ آیین در فارسی
واژه و کلمهٔ آئین در گویش‌های اهل ایران ریشه داراست. واژه و کلمه آئین از واژه و کلمه اوستایی دَئِنا ریشه می گیرد. خویش واژه و کلمه دئنا به ریشه کارواژه «دا» در معنای اندیشیدن و شناختن میرسد. واژه و کلمه دهی در سانسکریت نیز از همین ماده ریشه گرفته میباشد. بعد از نوشته‌های اوستایی دئنا در وندیداد چشم می‌گردد. در وندیداد دئنا یا این که آئین ارواح عالی و خالص را به پردیس رهنمود می‌سازد.[۱]

در لهجه اوستایی و نیز پارسی وسط به همکردها (ادغام‌ها) یی گوناگونی از این کلمه برمی‌خوریم مانند: آیین دوراندیشی، آئین بُرداری (اکران فقاهتی)، دینکرد (رفتار فقاهتی)، آیین یشت (اسم شانزدهمین یَشت از یشتهای بیست و یک‌گانه اوستا) و جز اینها.

کلمهٔ religion در دیگر گویش‌ها
religion/آیین (از واژه و کلمهٔ فرانسوی religion به معنای «جامعه فقاهتی» و کلمه و واژهٔ لاتین religionem (نام religio) به معنای «احترام به چیزی مقدس، احترام به الهه‌ها»، «تعهد، ارتباط در میان انسان و الهه‌ها») ریشه در کلمه و واژهٔ لاتین religio دارااست، ریشه‌های اساسی آن نامشخص میباشند. یک احتمال، ریشه یابی از واژه و کلمهٔ شبیه le-ligare میباشد، یعنی تعبیروتفسیر منسوب به سیسرون که Lego «تلاوت»، یعنی re (مجدد) و lego در معنی «گزینش کردن»، «مجدد مرور کردن» یا این که «با احتیاط اندیشیدن» را بهم مرتبط می‌سازد. دانشمندان معاصر مانند تام هارپور و جوزف کمبل ریشه یابی ازLigare «لینک داشتن، ارتباط داشتن» را احتمالاً از واژه و کلمهٔ پیشوندی re-ligare، یعنی re (مجدد) و ligare «ارتباط داشتن» میسر میسازند.

اکثر لهجه‌ها دارنده واژگانی می‌باشند که می‌اقتدار آنها‌را «آیین» ترجمه کرد، اما ممکن میباشد کاربردهای متفاوتی داشته باشند، و برخی گویش‌ها هیچ کلمه و واژه‌ای برای آئین ندارند؛ به عنوان مثالً، کلمه و واژهٔ سانسکریت dharma، را گاهی «آئین» ترجمه کردند که به معنای شرع میباشد. در جنوب آسیای باستان، تفحصٔ شرع مشمول مفاهیمی مانند ریاضت کشیدن چهت نیل به زهد و تقوا و ایفا آداب و رسوم تشریفاتی و عملی بود. در ژاپن قرن ها وسطایی، ارتباطٔ مشابهی میان «ضابطه امپراتوری» و ضابطه جهانی یا این که «ضابطه بودایی» وجود داشته میباشد، البته این مقررات بعد ها به منابع مستقلی از توان تبدیل گشتند. کلمه و واژه‌های دیگری مانند کیش و مذهب گاه به به عبارتی معنا آیین و گاه در معنای زیرشاخه‌هایی از یک آئین بکار می روند.

در لهجه عبری، مساوی دقیقی برای religion نیست، و یهودیت در بین نام‌و‌نشان‌های فقاهتی، ملی، نژادی، یا این که قومی تمایزی قائل نمی شود. یکی‌از مفاهیم مهم آن، halakha میباشد که گاهی «شرع» ترجمه می‌گردد، که راهنمای جاری ساختن تکلیف فقاهتی و یقین و اکثر جنبه‌های معاش روزانه میباشد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 275
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 556
  • بازدید ماه : 1057
  • بازدید سال : 6639
  • بازدید کلی : 45915
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی