loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 20
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:58

(کوه‌کمری) (حدود۱۲۲۰-۱۲۹۹ق) دارای شهرت به سید حسین رخنه‌ عالم و اصولی و مرجع تبعیت شیعی قرن سیزدهم هجری بود. او عموی بابا سید محمد حجت کوه‌کمری و اولی شخصیت علمی از این قوم و قبیله میباشد. کوه کمره‌ای از شاگردان روحانی انصاری بوده و بعد از او، مرجعیت شیعه ها در اکثری از بخشها را ذمه ‌دار بود. از سایر اساتید وی می‌اقتدار به محمدشریف مازندرانی و صاحب و مالک فصول اشاره نمود. وسیلة النجاة و کناره بر فرائد الاصول از تألیفات مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اوست.

در درس او اشخاص متعددی مثلا محمدحسن مامقانی، فاضل شربیانی، میرزا جواد ملکی تبریزی و عبدالله مازندرانی حاضر می‌شدند. نسب و تولد سید حسین کوه کمره‌ای فرزند سید محمد بن سید حسن که نسبش به امام سجاد(ع) می‎برسد[۱] در روستای اَروَنَق (ازتوابع مرند در آذربایجان شرقی) متولد شد.[۲] به لحاظ بعضی از نسب‌شناسان محل میلاد او کوه کمر (از روستاهای آذربایجان شرقی) [۳] و بنابر بر بازرسی برخی دیگر روستای هریس بوده میباشد. [۴] سید حسین روزگار کودکی را پایین سرپرستی و تربیت مادرش که به پارسایی ستوده گردیده‌است آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد طی کرد. [۵]

تحصیلات و اساتید سید حسین کوه کمره‌ای تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفت و بعد از آن به حوزه علمیه در تبریز رفته و درس‌های سطح را نزد عالمانی زیرا احمد مجتهد و میرزا لطفعلی مجتهد امام آدینه طی کرد. او بعداز آن به عتبات مسافرت کرد و در کربلا نزد عالمانی مانند محمدشریف مازندرانی، محمدحسین حائری اصفهانی (صاحب و مالک فصول) و سید ابراهیم قزوینی (صاحب و مالک مقررات) شاگردی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.

سید حسین در نجف نزد علی بن جعفر کشف کننده‌الغطاء، روضه خوان مرتضی انصاری و محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر الکلام) به دستیابی دانش پرداخت و بعد از مدتی علم آموزی را به مدرسه روضه خوان انصاری اختصاصی نمود. [۶] سید بسیار آیتم دقت روضه خوان بود و دروس او را برای دیگر شاگردان تقریر کرده [۷]و روضه خوان نیز احتیاطات و برخی کارها را به وی محول می‌نمود.[۸] بنابر نقل شبیری زنجانی، سید حسین کوه‌کمری، پیش از روضه خوان مرتضی انصاری، معلم درس بیرون بود و روزی تصادفا زودتر به معلم می‌رود و اقتدار ذکر و انتقاد روضه خوان را می‌بیند و از آن به آنگاه در درس روضه خوان انصاری کمپانی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می نماید
سید حسین کوه کمره‌ای در سال ۱۲۹۱ق مبتلا سکته مغزی شوید، معالجات در او تاثیر نکرده و از درس دادن ناتوان شد. تا جایی که ناصرالدین پاد شاه قاجار گروهی از پزشکان دربار طهران را برای درمان او ارسال کرد؛ ولی سید بر درحال حاضر خویش باقی بود تا آن که روز شنبه ۲۳ رجب ۱۲۹۹ق[۱۵] درگذشت.

علی جواهری بعلاوی دانش آموز سید بر وی نماز میت را به جا آورد. [۱۶] و پیکر او در منزل‌اش در محله العماره و در حوالی حرم مالک جواهر دفن شوید.[۱۷] برخی نیز انگیزه مرگ او را بیماری سِل و حرم‌اش را در اطراف بقاع سید باقر قزوینی و یا این که در خویش حرم او در محله المِشراق بیان کرده‌اند. [۱۸]

از سید حسین فرزندی باقی نمانده میباشد و تمامی کتاب‌های او اعم از تالیفات و تقریرات، به پسر برادرزاده‌اش سید محمد حجت کوه‌کمری منتقل شد.[۱۹]

روحانی باقر نهاوندی که ذمه دار دفن کوه کمری بود تحت عنوان کرامتی نقل کرده‌ که بعد از بیست سال و هنگام دفن پیکر همسر علویه‌اش در کنار او، جسد سید حسین نو و فارغ از پوسیدگی را چشم میباشد.[۲۰]

بازدید : 16
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:32

(۱۲۹۰-۱۳۶۲ق) دارای اسم و رسم به سید رضا هندی، شعر سرا و از علمای شیعه دوازده امامی. او از نوادگان امام هادی(ع) بود. قصیده کوثریه را درباره توسل به نبی اکرم(ص) و مدح امام علی(ع) سروده و یک سری کتاب نیز تألیف کرد. به‌گفته مورخان، شخصیت ادبی بر شخصیت دینی وی چیره مسجد غدیر بلوار معلم مشهد بوده میباشد.

زندگینامه:سید رضا هندی در ۸ ذی‌القعده سال ۱۲۹۰ق در نجف زاده شد.[۱] پدرش سید هاشم بود و نسب فامیل او به امام هادی(ع) می رسد.[۲] او در سال ۱۲۹۸ق همدم پدرش به سامرا هجرت کرد و در درس سید محمدحسن شیرازی حضور یافت. به‌گفته‌ سید محسن امین، سید رضا سیزده سال در سامرا برای یادگیری ادبیات عرب علم آموزی کرد و در سال ۱۳۱۱ق برای ادامه‌ علم آموزی و درس دادن به نجف برگشت. وی به فقه و اصول عشق و علاقه متعددی داشت، ضمنا به مراقبت و سرودن شعر هم مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌پرداخت.[۳]

سید رضا هندی ۲۱ جمادی‌الاول سال ۱۳۶۲ق در فیصلیه عراق بر تاثیر بیماری از جهان رفت و لاشه‌اش برای دفن به نجف جابجایی یافت.[۴] سید ابوالحسن اصفهانی در مسجد روضه خوان انصاری بر وی نماز خواند. او عاقبت در بقعه‌ خانوادگی خویش به خاک مسجد بابا غدیر مشهد ودیعت شد.[۵] [یادداشت ۱]

ذائقه شعری،عبدالصاحب موسوی (مؤلف کتاب حرکة الشعر فی النجف) برهان آوازه سید رضا هندی را اشراف و مهارت وی در شعر و ادبیات دانسته و گفته که وی حدود چهل سال با ادیبان معروفی مثل سید جعفر حلی، روحانی محمدجواد شبیبی، روحانی هادی کشف کننده الغطاء و محمد سماوی نجفی رابطه داشته و با آن ها محافل شعری و ادبی مسجد بابا قدرت مشهد برگزار میکرد.[۶]

قصیده کوثریه
نوشته‌علمیٔ اساسی: قصیده کوثریه
مشهورترین شعر سید رضا هندی قطعه‌ دارای اسم و رسم به «قصیده‌ کوثریه» میباشد که بوسیله بعضا از علما مثل سید تقی طباطبایی قمی در مجالس اهل بیت(ع) خوانده گردیده است.[۷] قصیده‌ کوثریه را برخی تیم‌های تواشیح به‌شکل توده‌خوانی جاری ساختن کرده‌اند.[۸]

در عیب گیری و تحقیق این قصیده چند گردهمایی‌ انتقاد برگزار و نیز یکسری نقطه پايان‌طومار مندرج‌میباشد.[۹] به‌گفته مؤلف کتاب «حرکة الشعر فی النجف» قصیده کوثریه دارنده ۵۴ بیت میباشد که ۲۴ بیت اولیه آن درباره توسل به رسول اکرم و سایر‌ ابیات درباره فضیلت ها امام علی(ع) میباشد. سید محمدحسین حسینی تهرانی نیز با شاهد آوردن از ابیات اولیه، دوم، دوازدهم و شانزدهم قصیده، بر آن میباشد که‌این شعر با توسل به رسول(ص) آغاز گردیده و از بیت ۲۵ خطاب به علی بن ابیطالب میباشد.[یادداشت ۲][۱۰]

اساتید
سید محسن امین اساتید سید رضا هندی را اینطور نقل کرده:

آخوند خراسانی
سید محمد طباطبایی
محمد طه نجف
روضه خوان حسن بن صاحب و مالک الجواهر
ملا محمد شرابیانی.[۱۱]
او همینطور از اسدالله زنجانی، سید حسن صدر و سید ابوالحسن اصفهانی اذن ماجرا اخذ نموده است.[۱۲]

تألیفات
سید رضا هندی تألیفاتی در موضوعات گوناگون داشته که پر اسم و رسم‌ترین آن ها عبارتند از:

الوافی فی گستردن الکافی فی العروض و القوافی (عروض و قافیه)
سَبیکَة العَسجَد فی التاریخ بأبجد (تاریخ ابجد)
المیزان العادل دربین الحق و الباطل (نبوت رسول اسلام)
دُرَر البُحور فی العَروض (عروض و قافیه)
گستردن علی باب الظِهار (فقه)
الرحلة الحجازیة (سفرنامه حج)
بُلغَةُ الراحل (مسائل اعتقادی)

بازدید : 25
شنبه 28 تير 1404 زمان : 16:07

(۱۳۲۰-۱۳۶۰ش) از روحانیان شیعه که در انفجار دفتر کار حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر سال ۱۳۶۰ش به شهیدشدن رسید. حقانی با علم آموزی نزد اساتیدی زیرا امام خمینی و سید محمد پژوهشگر داماد به رتبه اجتهاد رسید. وی با همیاری بعضی از علمای حوزه علمیه قم و با پشتیبانی مالی بعضا از بازاریان طهران، در سال ۱۳۴۳ش، مؤسسه در رویه حق و مؤسسه اصول آیین را برای اعمال کار‌های شرعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تأسیس کرد.

غلامحسین حقانی به‌ادله اجرا شغل‌های انقلابی از سال ۱۳۴۲ش به طور همزمان با استارت نهضت امام خمینی، یکسری توشه بازداشت و یکسری سال در زندان به راز پیروزی. او بعداز انقلاب مسئولیت‌های مختلفی همانند امامت آدینه بندرعباس، سرپرستی دفتر کار تبلیغات اسلامی قم و سر گروهی سازمان تبلیغات اسلامی را برعهده داشت و بعداز آن نماینده عموم بندرعباس در او‌لین عصر مجلس شورای اسلامی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شوید.

معاش‌طومار و تحصیلات،غلامحسین حقانی فروددین ماه سال سال ۱۳۲۰ش در قم به دنیا آمد. وی در کودکی به یار و همدم خانواده‌اش به طهران مسافرت کرد. حقانی بعد از تحصیلات ابتدایی به تشویق پدرش به مکتب علمیه آیت‌الله مجتهدی زیر حیث احمد مجتهدی تهرانی رفت و هم زمان در مکتب علمیه مروی طهران نیز نزد پدرش به علم آموزی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد پرداخت.[۱]

حقانی بعد از طی فرایند نخستین علم آموزی راهی قم شد و دروس طلبگی را نزد اساتیدی زیرا امام خمینی، سید محمد متفحص داماد، مرتضی حائری یزدی، سید محمدرضا گلپایگانی و مرتضی مطهری سپری کرد و چیره به دریافت مرتبه اجتهاد شوید. او هم زمان با تحصیلات حوزوی، در مکتب (آیین و علم) در قم پایین مدیر سید محمد بهشتی تحصیلات متوسطه خویش را به پایان رسانید.[۲] حقانی هم‌زمان با علم آموزی، به درس دادن در حوزه علمیه قم نیز پرداخت.[۳] وی سال ۱۳۴۰ش تزویج کرد که ثمره این تزویج شش فرزند بود.[۴] یکی فرزندان وی بعد از شهادتش چشم به جهان گشود که نامش را به حافظه پدرش غلامحسی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهدنامیدند.[۵]

تأسیس مؤسسات و مجامع شرعی
در سال ۱۳۴۳ش با جانبداری مالی تنی چند از بازاریان طهران، غلامحسین حقانی با همیاری بعضی از مدرسان حوزه علمیه قم، مؤسسه در رویه حق و همینطور مؤسسه اصول آئین را به مراد پاسخگویی به شک ها مسیحیان و مارکسیست‌ها تأسیس کردند.[۶] حقانی جزوات اکثری سوای بیان اسم مؤلف از روش مؤسسه در راه و روش حق منتشر کرد.[۷] با تأسیس مجمع علمی اسلام‌شناسی بوسیله محمد مفتح، غلامحسین حقانی نیز به آن پیوست و به تدوین برخی کتاب‌های فقهی در آن پرداخت.[۸] وی کتاب اسلام پیشرو نهضت‌ها را با همیاری محمد مصطفوی کرمانی [یادداشت ۱] درین مجمع علمی تألیف کرد.[۹]

کار‌های سیاسی پیش از انقلاب
با آغاز نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲ش، غلامحسین حقانی با حضور در شهرهای گوناگون همانند شیراز، بندرعباس و سمنان به عمل‌های انقلابی و سخنرانی پرداخت؛ به همین برهان تعدادی توشه به‌دست ساواک بازداشت و زندانی شد.[۱۰] او در اواخر سال ۱۳۴۵ش به همدم احمد مجتهدی تهرانی برای دیدار با امام خمینی به طور مخفیانه به عراق هجرت کرد.[۱۱] با ادامه شغل‌های انقلابی و سخنرانی در شهرهای متفاوت، مخالف با پایکوبی‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، مخالفت با رژیم صهیونیستی و امضا و توزیع اعلامیه‌های گوناگون، حقانی در سال ۱۳۵۴ش بازداشت و به دوازده سال حبس محکوم شد.[۱۲] در غایت با روی شغل وارد شدن دموکرات‌ها در ایالات متحده و اعلام سیاست فضای گشوده سیاسی بوسیله حکومت پهلوی، غلامحسین حقانی در مردادماه سال سال ۱۳۵۶ش بعد از سی ماه حبس از زندان آزاد شد.[۱۳]

شغل‌های سیاسی پس از انقلاب
در شروع انقلاب اسلامی، غلامحسین حقانی با ملازمت و همراهی روحانیت مبارز و جنگجو طهران، برای مخالفت با فرمان بختیار مطابق بستن فرودگاه‌ها جهت پرهیز از ورود امام خمینی به کشور ایران، در دانشکده طهران تحصن کردند. وی یکی‌از اعضای کمیته استقبال از امام خمینی بود.[۱۴]

حقانی بعد از انقلاب اسلامی به یار و همدم عده ای از علمای حوزه علمیه قم جهت سازماندهی روحانیت در سراسر سرزمین محل کار تبلیغات اسلامی قم را تأسیس کرد و سرپرستی آن را تا پیش از نمایندگی مجلس شورای اسلامی ذمه ‌دار بود.[۱۵] نمایندگی امام خمینی و سر کردگی دادگاه و قاضی شرع در استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان و همینطور امامت آدینه بندرعباس از سایر مسئولیت‌های وی بود.[۱۶]

حقانی در او‌لین عصر مجلس شورای اسلامی به‌تیتر نماینده عموم بندرعباس برگزیده شد. وی برای تولید جناح متحد فرهنگی تبلیغی نیروهای خط امام، در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ش، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی را تأسیس کرد که یکی‌از اقدامات آنان اعزام سفیران تبلیغی به کشورهای گوناگون دنیا بود. در همین راستا حقانی به مناسبت دو‌مین سالگرد انقلاب اسلامی، ۲۰ هیئت را به حدود ۳۰ مرزوبوم دنیا ارسال کرد تا پیام انقلاب را تبیین نمایند. غلامحسین حقانی خویش نیز در رأس هیئتی به کشورهای یمن، ایالات متحده عربی سعودی، لبنان و سوریه مهاجرت کرد.[۱۷]

به توصیه محمد امامی کاشانی از روحانیان فعال در انقلاب اسلامی، غلامحسین حقانی به همپا تعداد دیگری از علمای حوزه علمیه قم از طرف امام خمینی تحت عنوان اعضای شورای خوب تبلیغات اسلامی منصوب شدند. این شورا بالاترین رده تصمیم‌گیرنده مرزوبوم در مورد تبلیغات بود. با تشکیل سازمان تبلیغات اسلامی، حقانی از سوی شورای خوب تبلیغات اسلامی به سر کردگی آن سازمان برگزیده شد

بازدید : 20
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:57


زمانه بنی‌امیه
معاویه
ضحاک با معاویه ارتباط نیکی داشت در صدر حکومت معاویه، مدیر محافظان امنیتی معاویه بود[۹] وی پیش از نزاع صفین به وسیله معاویه، حکم کننده جزیره شد ولی صاحب و مالک اشتر به امر امام علی(ع) شهر جزیره، بنا شده در شمال عراق را فتح کرد و ضحاک را از آن کشور خارج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد راند.

[۱۰] معاویه آن گاه ضحاک را برای ناامن کردن و غارت بخش ها ذیل حاکمیت امام علی(ع) ارسال کرد که حضرت علی(ع) با اعزام حجر بن عدی کندی به یار چهارهزار نیرو ضحاک را باخت اعطا کرد.[۱۱]ضحاک در پیکار صفین تحت عنوان یک کدام از فرماندهان ارشد لشکر معاویه حضور داشته میباشد.[۱۲] امام علی ضحاک‌بن‌قیس را در قنوت نماز صبح لعن کردند.[۱۳] معاویه پس از شهیدشدن امام علی عازم عراق شد و ضحاک‌بن‌قیس را جانشین خویش در دمشق مسجد غدیر فلاحی مشهد گذاشت

[۱۴] معاویه در سال ۵۳ هجری پس از مرگ زیاد‌بن ابیه، ضحاک ‌بن‌قیس را حکم کننده کوفه نمود.[۱۵]وی به تقاضای معاویه در سال ۵۹ هجری عمل خویش را در باب دریافت بیعت برای معاویه مسجد بابا غدیر مشهد استارت کرد.[۱۶]

یزید‌بن‌معاویه
هنگامی معاویه دارفانی را وداع گفت یزید در شام عدم وجود ضحاک طومار‌ای برای یزید نوشت و مرگ بابا را به وی تسلیت اظهار‌کرد و حاکمت یزید را میمون دانست.[۱۷] ضحاک لاشه معاویه را تشییع کرد و پس از نماز ظهر عموم توده شدند وبا امامت ضحاک بر لاشه معاویه نما مسجد بابا قدرت مشهد خوانده شد.[۱۸]

معاویه‌بن‌یزید
بعداز مرگ یزید جمع‌ای بیعت با ضحاک را مطرح کردند و اسم وی در کنارابن زبیر،خالد بن ولید و مروان ‌بن حکم قرار گرفت.[۱۹] در روزگار حکومت معاویة بن یزید امامت عموم شام را به ذمه داشت و بعداز مرگ معاویه تا پیش از تعیین جانشین زمام کارها را بدست گرفت.[۲۰]

مروان‌بن‌حکم
بعداز مرگ مشکوک معاویة بن یزید، در گزینش خلیفه اختلاف پدیدآمد.[۲۱]معاویه دوم با ابن‌زبیر نجنگید، عموم شام عبدالله بن زبیر را خونخواه عثمان می‌دانستند و از این جهت که جد مادری ابن‌زبیر ابوبکر میباشد نسبت به خلافت وی عشق و علاقه‌مند بودند.[۲۲] همین مساله سبب شد ضحاک‌بن‌قیس مخفیانه عموم را به سمت عبدالله‌بن‌زبیر دعوت نماید.[۲۳]در شام اختلاف در بین دو قوم قیس وکلب در بیعت با بنی امیه صورت گرفت.ا[۲۴]بعداز دوران‌ها کشمکش ضحاک‌بن‌قیس با عبدالله‌بن زبیر بیعت کرد و خلیفه او‌را تحت عنوان والی دمشق منصوب نمود.[۲۵]وی برای پشتیبانی از آل زبیر لشکری ساخت و عموم را به بیعت با زبیران تشویق نمود.[۲۶] برای حکومت بنی‌امیه مروان‌بن‌حکم را تحت عنوان خلیفه معرفی کردند.[۲۷] عبیدالله‌بن‌زیاد که بقاء خویش را در خوشخدمتی به مروان می‌رویت کرد با طرح نقشه‌ای خویش را به ضحاک‌بن‌قیس مجاورت نمود و به وی بیان کرد:ّ«تو سید و والا قریش ھستی. صحیح وجود ندارد خود را ذیل دستور آل زبیر درآوری. در حالتی که تو خلافت را قبول کنی اینجانب قریش را برایت کفایت خواھم نمود»[۲۸]

وفات
عبیدالله‌بن‌زیاد از ضحاک‌بن‌قیس تقاضا کرد، لشکرش را از دمشق بیرون نماید و درانتظار نیروهای کمکی که با وی بیعت کرده‌اند بماند.[۲۹]ضحاک با لشکرش در حیطه مرج راهبط ساکن شد وقریب به سی‌هزار مرد جنگی مهیا نمود.[۳۰] مروان با تشکیل لشکری به تعداد سیزده‌هزار نفر به نبرد ضحاک آمد.[۳۱] جنگی دربین دو لشکر به دوران بیست روز درگرفت،[۳۲]عبیدالله‌بن‌زیاد با نقشه قبل قضیه صلح مطرح کرد لشکریان مروان به راحتی در داخل لشکر ضحاک قرار گرفتند و شبانه به لشکر ضحاک شبیخون زدند آن‌ها را ناکامی دادند.[۳۳] ضحاک بوسیله شخصی از لشکر مروانیان به اسم زمحه‌بن‌عبدالله[۳۴]در نصفه ذیحجه ۶۴، در محلی به اسم مَرج راھِط کشته شد.[۳۵]

پانویس
قرطبی، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق،ج۲، ص۷۴
قرطبی، الاستیعاب،۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۴۷
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق،ج۱۱، ص۴۶.
ابن کثیر، البدایة و النهایة،۱۹۸۸م، ج۸، ص۲۴۳.
ابن‌ حجر عسقلانی، الإصابة،۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۵۸.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق،۱۴۱۵ق، ج ۲۴، ص۲۸۰.
ابن‌اعثم، کتاب الفتوح، ۳۱۴ق، ج۱، ص۲۴۵.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق،۱۴۱۵ق، ج۲۴، ص۲۸۰.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۵۹.
ابن‌اعثم، کتاب الفتوح،۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۹۳.
دینوری، امامت و سیاست، ۱۳۸۰ش، ص۱۳۹.
طبری، تاریخ طبری،۱۳۶۵ش، ج۴، ص۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۶۵ش،ج۴، ص۵۲.
ابن‌اعثم، کتاب الفتوح،۱۴۱۱ق، ج ۴، ص۲۸۶.

بازدید : 16
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 16:35

(۳۲۱-۴۰۵ق) معروف به حکم دهنده نیشابوری، محدث و حکم دهنده شافعی‌مذهب در قرن چهارم هجری و مستقر نیشابور بود. بعضی مورخان اهل‌سنت، اورا به‌خیال نقل احادیثی در فضائل اهل بیت(ع)، شیعه دانسته‌اند. سامانیان، حکم کننده نیشابوری را به‌تیتر سفیر خویش نزد آل‌بویه می‌فرستادند. المستدرک علی الصحیحین که تحت عنوان مُتَمِّم و بدون نقص‌کننده دو کتاب درست بخاری و درست مسلم میباشد، از مهم ترین اثر ها وی به‌شمار می‌رود. عالمان اهل سنت او‌را از دید مذهب کلامی جزو اشاعره دانسته‌اند. او در ۳ صفر سال ۴۰۵ق در ۸۴ سالگی در نیشابور از عالم مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت
قاضی نیشابوری بخش اعظمی از احادیث مربوط به اهل‌بیت(ع) را که دارنده شروط بُخاری و مُسلِم می باشند، البته در صحیحین نقل نشده‌اند، در کتاب مستدرک گردآورده میباشد؛[۱] برای مثال حدیث غدیر، حدیث مقام و نیز حدیث طَیر که مطابق معنی برآمده از آن، امام علی(ع) عزیزترین آفریده خدا محسوب می گردد.[۲] آنچه در نصیب فضائل اهل‌بیت(ع) با یکسری حدیث نقل شده، تمامی آنان به حادثه درباره امام علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(ع) به‌تیتر مصداق اهل‌بیت پیامبر الله(ص) صحبت آورده‌اند.[۳] رغبت حکم دهنده به اهل‌بیت(ع)، در بعضی کتاب‌های دیگر وی به عنوان مثال کتاب فضائل فاطمة الزهراء(ع) هم آشکارآدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد
بعضا عالمان اهل‌سنّت، حکم کننده نیشابوری را شخصیتی بی‌نظیر در طول خویش برشمرده‌اند.[۵] به‌گفته ذَهَبی در کتاب سِیرُ أعلامِ النُبَلاء، قاضی نیشابوری، ثقه و از حافظان حدیث در نیشابور بود و به علم ها حدیث و رجال، به‌طور بدون نقص مسلط بود.[۶] ابن جَزَری، از عالمان اهل سنت در قرن ۹ قمری، این نظر را دارد که حکم دهنده نیشابوری در علم ها قرآنی و فقه کارکشته بود و در کنار این علم ها، در محافل متکلمان و صوفیان نیز حضور داشت؛ البته با این وجود، قاضی را در واقع می بایست محدث و فقید به دانش حدیث رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دانست
معاش‌طومارابوعبداللّه محمد بن عبداللّه ضَبّی طَهمانی، معروف به حکم کننده نیشابوری در سال ۳۲۱ق در نیشابور دیده به جهان گشود.[۸] وی در سن خیر سالگی و ذیل‌حیث بابا و خان دایی‌ خویش شنیدن حدیث (سِماع) را استارت کرد. در ۲۰ سالگی برای شنیدن حدیث به عراق رفت و از آنجا برای به‌جا آوردن حج به حجاز و آن گاه به خراسان و ماوراءالنهر برگشت و در نیشابور سکنی گزید.[۹] کنیه او ابن‌بَیع بود و به‌نقل سَمعانی، آوازه وی به ابن‌بَیِّع هم احتمالاً به سابقۀ شغلی قبیله او در خریدوفروش مربوط میشود.[۱۰] او در طی حکومت سامانیان به‌تیتر حاکم شهر نِساء (از شهرهای باستانی کشور‌ایران در خراسان) منصوب شد و سفیر دولت سامانی در دربار آل‌بویه بود و در شغل های سیاسی، قضایی و اجتماعی کمپانی میکرد.[۱۱] قاضی در سه شنبه ۳ صفر سال ۴۰۵ق در ۸۴ سالگی در نیشابور از جهان شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.
مذهب
به‌گفته سَمعانی، مورّخ و نسب شناس خراسانی، بعضی تَراجم‌نویسان اهل سنّت نوشته‌اند، حکم کننده نیشابوری به تشیع میل داشته میباشد.[۱۳] برهان این داعیه را نقل داستان «حدیث طَیر» در فضیلت امام‌علی(ع) و حدیث غدیر در کتاب المستدرک علی الصحیحین و نیز نقل مطالب مربوط به شیعه مثل زیارت جامعه کبیره دانسته‌اند.[۱۴]

سُبْکی تالیف کننده کتاب طبقات‌ الشافعیة الکبری، درباره نظریه مذهبی حکم دهنده نیشابوری با بیان دلایلی، شیعه‌بودن او‌را رد نموده است. وی اعتقاد دارد نقل چنین روایات در فضائل اهل‌بیت(ع) بوسیله حکم دهنده، در حدی وجود ندارد که وی علی(ع) را بر شیخین ترجیح دهد. به یقین وی، بیان بابی درباره برتری ابوبکر، قدمت و عثمان بر دیگر صحابه در کتاب اربعین حکم دهنده دلیلی بر سُنی‌بودن اوست.[۱۵]

به‌گفته جعفر سبحانی بعضی محقّقان مثل آقا والا تهرانی، روحانی حرّ عاملی و مالک ریاض، حکم کننده نیشابوری را شیعه دانسته‌اند.[۱۶]

شرعی و کلامی
به گفته محمدبن احمد ذَهَبی، قاضی نیشابوری در فقه بر مذهب شافعی بود و به همین خیال و خاطر کتاب مَناقب الشافعی را تألیف کرد.[۱۷]

مذهب کلامی وی پایین‌تأثیر زد خورد‌های کلامی اعتقادی اشاعره و کَرّامیه در قرن ۴ و ۵ق در نیشابور بود.[۱۸] سُبْکی این نظر را دارد بعضی اتفاقات تاریخی آرم‌دهنده تمایل حکم کننده به اَشاعِره میباشد. از دید وی، قاضی یک کدام از اشخاص مؤثر در بسترسازی ترویج حرف اَشعری در نیشابور بوده میباشد.[۱۹] ابن‌عَساکر نیز در کتاب تبیین کذب المفتری، اسم او‌را در شمار اشاعره آورده میباشد

بازدید : 11
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:41


حج خونین کشتار حجاج در شهر مکه بوسیله نیروهای ایالات متحده عربی، در روزها حج تمتع در سال ۱۳۶۶ش در مراسم برائت از مشرکان میباشد. بر پایه ی بیانیه وزارت کارها خارجه ایران، درین رخداد، ۳۲۵ اهل ایران که بیشتر آن ها زن بودند، کشته شدند. این اتفاق، برخورد شدید امام خمینی را به‌دنبال داشت و باعث به جدا ارتباط سیاسی دو مرزوبوم و توقف اعزام حجا ج مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.

کشتار حجاج
۹ مرداد ۱۳۶۶ش، مصادف با ۶ ذی‌الحجه ۱۴۰۷ق، در جریان برگزاری مراسم برائت از مشرکان در روزها حج،[۱] پلیس ایالات متحده عربی به تظاهرکنندگان حمله کرد[۲] و بنابر گزارش رسانه‌های کشور‌ایران، در مسیر جنبش راهپیمایان، از پشت‌بام‌ها سنگ و خشت به‌سمت حجاج پرتاب کردند[۳] و بعداز آن، با گازهای سمی و اسلحه، حاجیان را آیتم غرض قرار اعطا مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد.[۴]


بنای یادبود شهدای حج در سال ۶۶ در فردوس زهرا در طهران
بنابر بعضی داده ها منتشر گردیده، بعضی تظاهرکنندگان نیز بر حریق این زد خورد اضافه کردند. در همین قضیه عزت‌الله سحابی در خاطرات خویش به نقش سازمان مجاهدین خوی اشاره نموده است.[۵] آیت الله خامنه‌ای نیز در بخشی از سخنانش به نقش سازمان مجاهدین خوی کشور‌ایران در کشتار حج خونین ۶۶ اشاره مسجد بابا غدیر مشهد نموده است.[۶]

این واقعه، اصلی ترین کشتار حجاج در مراسم حج در تاریخ معاصر دانسته گردیده[۷] و به آدینه خونین نیز به شهرت رسیده است.[۸]

تلفات

رفلکس کشتار حجاج در مجله کیهان
مطابق بیانیه قانونی وزارت سرزمین سعودی، در‌این رخداد ۲۷۵ بدن از حجاج اهل ایران، ۸۵ عربستانی به عنوان مثال نیروی پلیس و ۴۵ بدن از حجاج دیگر کشورها کشته و تعداد بخش اعظمی نیز زخمی گردیده‌اند.[۹] درین داده های عددی از سوی کشور ایران تشکیک گردیده و منابع اهل ایران، از کشته شدن ۳۲۵ اهل ایران (۲۰۳ زن و ۱۲۲ مرد) در اتفاق ذکر شده خبر داده‌اند.[۱۰] بین کشته شدگان همسران و ماد‌رها شهیدان مبارزه کشور‌ایران و عراق و بعضی از جانبازان وجود مسجد بابا قدرت مشهد دارااست.[۱۱]

رفلکس‌ها
کشته شدن حجاج اهل ایران به وسیله پلیس ایالات متحده عربی سعودی، برخورد شدید امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی کشور‌ایران را درپی داشت.[۱۲] او این حادثه را موجب شکسته شدن دل فرستاده اسلام دانست.[۱۳] همینطور در سخنرانی خویش اشاره نمود:

«کعبه را همگی ملل با شخصیت مى‌شمرند... کعبه، کعبه‌اى میباشد که از مجال اولیه خلقت بوده میباشد و تمامی انبیا در وی خدمتگزار بودند. شکستن کعبه مسأله‌اى وجود ندارد که بشود از آن همین طورى سپری شد. درصورتی که ما از قضیه قدس بگذریم، در صورتیکه ما از صدّام بگذریم، در حالتی‌که ما‎ ‎از همگی اشخاصی که به ما بدی کردند بگذریم، نمی‌توانیم (از) قضیه حجاز بگذریم. قضیه‎ ‎حجاز یک باب دیگری میباشد».[۱۴]
در اعتراض به کشتار حجاج اهل ایران، به سفارت ایالات متحده عربی در طهران حمله شد و یک مأمور آن کشته شد.[۱۵] عموم و کارگران و دانشجو ها تظاهرات کردند و خواهان انتقام شدند. هاشمی رفسنجانی دربین تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی سخنرانی کرد و عموم را به حوصله دعوت کرد و عکس العمل تندی به حاکمان ایالات متحده عربی داشت.[۱۶] بعداز این واقعه، ارتباط ها جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده عربی و اعزام حاجیان اهل ایران به بازه زمانی چهار سال جدا شد.[۱۷] همینطور مهدی کروبی، سرپرست حجاج اهل ایران، از ایالات متحده عربی اخراج شد.[۱۸]

جستارهای متعلق
فاجعه منا
پانویس
«برائت ایرانیان از حج استکباری»، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی.
«برائت ایرانیان از حج استکباری»، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی.
سلیمی، حج خونین، خبرنامه لیوان جم، شماره ۴۰۸۶، ۱۳۹۳ش.
«برائت ایرانیان از حج استکباری»، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی.
«نقش منافقین در کشتار خونین مکه در سال ۶۶»، وب سایت راءس اوراق انقلاب اسلامی.
«نقش منافقین در كشتار خونین مكه در سال 66»، راس ورقه ها انقلاب اسلامی.

بازدید : 20
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:13


بَناءُ المَقالةِ الفاطمیة (العلویة) فی نَقضِ الرّسالةِ العُثمانیة، یا این که بناء المقالة العلویة کتابی به گویش عربی نوشته ابوالفضائل، سید احمد بن طاووس حلی، متوفای ۶۷۳ ق، میباشد. این کتاب، در رد کتاب العثمانیة جاحظ و درباره ثابت آمادگی حضرت علی(ع) برای فرمان امامت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سید احمد بن طاووس حلی
سید جمال الدین احمد بن موسی ابن طاووس حلّی (۶۷۳ق) ملقب به ابن طاووس و معروف به فقید اهل بیت(ع). وی از محدثین بعد از ظهر خود بود و نزد اساتیدی زیرا با حجب و حیا الدین ابن نما، شمس الدین فخار بن معد بن فخار موسوی شاگردی کرد. از شاگردان سرشناس او می‌قدرت به علامه حلّی و روضه خوان تقی الدین حسن بن داوود حلّی اشاره داشت. وی بعد از برادرش سید بن طاووس، مدتی منصب نقابت شیعه‌ها را بر ذمه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشت.

درباره کتاب جاحظ
عمرو بن بحر الجاحظ، متوفای ۲۵۵ق، کتابی را به اسم «الرسالة العُثمانیة»، در رد بر شیعه و نقص‌ و انواع بر اصول اعتقادات آنان نوشته و بخش اعظمی از اصول مسلّم و مقبول مجموع فرقه‌های اسلام را انکار نموده است. مهم ترین غرض وی در کتاب، علاوه بر شکستن جایگاه و رده امیرالمؤمنین، دائما سعی بر توجیه شغل های خلفای سه‌گانه، مقایسه آن ها با امیرالمؤمنین(ع) و ثابت افضلیت آنان‌را رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داراست.

ابن طاووس درین کتاب کارایی کرده تا به تمامی اشکالات و مشکلات جاحظ جواب گوید.[۱]

اسم کتاب
بعضی از علما مثلا محصل سید، حسن بن داوود حلی اسم کتاب را بناء المقالة الفاطمیة فی نقض الرسالة العثمانیة بیان کرده‌اند ولی توده‌ای مانند آقابزرگ[۲] و سید محسن امین[۳] به عنوان مثال اسم کتاب را بناء المقالة العلویة... شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گفته‌اند.[۴]

ردیه‌ها بر العثمانیة
ردیه‌های بخش اعظمی غیر از بناء المقالة الفاطمیة بر العثمانیه نگاشته گردیده است:

الرّد علی الجاحظ و العثمانیة تاثیر روحانی موءثر
نقض العثمانیه تاثیر ابوجعفر اسکافی
نقض العثمانیه تاثیر ابومحمد ثبیت بن محمد العسکری
نقض العثمانیه تاثیر مظفر بن محمّد بن أحمد أبی الجیش البلخی
الرد علی العثمانیه تاثیر ابوالاحوص مصری
نقض العثمانیه تاثیر حسن بن موسی نخعی
نقض العثمانیه تاثیر علی بن حسین مسعودی مالک مروج الذهب
نقض العثمانیه تاثیر أسد بن علی بن عبدالله غسانی حلبی.[۵]
ورژن‌ها
ورژن‌ای تصویری به‌خط حسن بن داوود حلی مالک رجال در کتابخانه مرکزی دانش کده طهران
ورژن‌ای دیگر به‌خط حسین خادم کتابدار استنساخ از ورژن اساسی به تاریخ ۱۰۹۱ق در کالج حقوق و دستمزد دانشکده طهران.
ورژن‌ای به خط سید مرتضی نجومی.[۶]
موقعیت کتاب
این کتاب به سال ۱۴۱۱ق در قم با پژوهش، تصحیح و تعلیقات سید علی عدنانی غریفی بوسیله موسسه آل‌البیت در یک جلد به چاپ رسیده میباشد.[۷] در نقطه نهایی کتاب، فهرست‌های متنوع با تمرکز فراوان ضبط گردیده است. همینطور در پاورقی کتاب، مطالعه عظیم‌ای مشمول ورژن بدل‌ها، نشانی آیه ها و احادیث، ترجمه و توضیح عبارات نقص‌ متن و گستردن درحال حاضر افرادی که در متن نامی از آن ها برده گردیده یا این که اشاره‌ای به آن ها گردیده، انجام شده میباشد.

پانویس
بناء المقالة الفاطمیة فی نقض الرسالة العثمانیة، کتابخانه دیجیتال نور و روشنایی.
تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۵۰.
امین، اعیان الشیعه، تفحص حسن امین، ج۳، ص۱۹۰.
ابن طاووس، بناء المقالة الفاطمیة،۱۴۱۱ق، ص۴۳.
ابن طاووس، بناء المقالة الفاطمیة، ص۴۵ و ۴۶.
ابن طاووس، بناء المقالة الفاطمیة، ص۴۶ و ۴۷.
الغریفی، نوشته‌علمی بناء المقالة العلویة فی نقض الرسالة العثمانیة.

بازدید : 12
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:05

در آیه ۷۱ سوره انبیاء در باب ابراهیم(ع) آمده میباشد: «ما او‌را به یاور لوط به سرزمینی بردیم که در آن برای جهانیان برکت گذارده‌ایم.»[۴۹] برخی کتابهای تفسیری مملکت گزینه اشاره درین آیه را شام[۵۰] یا این که فلسطین و بیت المقدس[۵۱] دانسته‌اند. در قصه امام راست گو(ع) نیز بیت المقدس تحت عنوان مقصد سفر ابراهیم(ع) معرفی گردیده‌است.[۵۲] در آیه ۱۲۷ سوره بقره آمده میباشد که حضرت ابراهیم به امداد فرزندش اسماعیل، کعبه را سازه نمود[۵۳] و به دستور خداوند عموم را به مناسک حج دعوت کرد.[۵۴] بر اساس برخی احادیث، کعبه اول توشه به وسیله حضرت بشر سازه شد و ابراهیم آن را مرمت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.[۵۵]

ذبح فرزند
نوشتار اساسی: ذبیح‌الله

یکی‌از آزمون‌های الهی حضرت ابراهیم مأمورشدن وی به ذبح فرزندش بود. مبنی بر با گزارش قرآن، ابراهیم در خواب مشاهده کرد که فرزندش را ذبح می‌نماید. این مورد را با پسرش بین بنیان و فرزندش از وی خواست که به دستور خداوند شغل نماید؛ البته زمانی که ابراهیم، فرزندش را در قربان‌گاه خواباند تا ذبح نماید، ندا آمد: «ای ابراهیم، خوابت را تحقق دادی. به‌حقیقت ما نیکوکاران را چنین محرک می دهیم [که خلوص نیت و خالصشان را به‌مکان فعالیت می‌پذیریم]. به‌باور این تست پر‌نور بود و ما فرزندت را در قبال قربانی بزرگی [از ذبح شدن] مسجد غدیر فلاحی مشهد رهانیدیم.»[۵۶]

قرآن اسم فرزند ابراهیم را که به ذبح وی مأمور شد، نبرده میباشد. در خصوص آن، هم بین شیعه ها و هم در میان اهل سنت اختلاف‌لحاظ وجود داراست. بعضی میگویند اسماعیل بوده و بعضا دیگر آن را اسحاق می دانند.[۵۷] روضه خوان طوسی اعتقاد دارد از احادیث شیعه برمی‌آید که اسماعیل بوده میباشد.[۵۸] ملاصالح مازندرانی در تفصیل فروع کافی این لحاظ را بینش معروف در میان علمای شیعه دانسته میباشد.[۵۹] در زیارت غُفَيله‏ (زیارت منحصر به فرد امام حسین (ع) در نيمه رجب) نیز آمده میباشد: ... درود بر تو اى وارث اسماعيل ذبيح مسجد بابا غدیر مشهد پروردگار![۶۰]

ابراهیم در عهدین
در قسم عتیق‌ آغاز از حضرت ابراهیم با اسم اَبرام حافظه گردیده است؛[۶۱] البته درباره‌ی ۱۷ آمده میباشد: «البته در حال حاضر عهد و پیمان اینجانب با توست و تو بابا اُمت‌های بسیار خواهی بود و اسم تو بعداز این ابرام خوانده نشود؛ بلکه اسم تو ابراهیم خواهد بود؛ چون که تو‌را بابا امت‌های بسیار مسجد بابا قدرت مشهد گردانیدم.»[۶۲]

بنابر ماجرا‌ قول عتیق، ابراهیم‌ به‌ قبایل‌ آرامی‌ که‌ از جزیرة العرب به‌ کرانه‌های‌ فرات‌ در شمال سوریه کوچ کرده‌ بودند، نسب‌ میبرد.[۶۳] بر طبق با باب ۱۱ سِفْر پیدایش، تارَح بابا ابراهیم، همپا ابراهیم، ساره و لوط از اور کلدانیان به قصد کنعان مهاجرت کرد و زیرا به حَرّان رسید، در آنجا توقف کرد و به عبارتی‌جا مرد.[۶۴] برخی از این مقاله فیض گرفته‌اند که محل تولد ابراهیم اور کلدانیان بوده میباشد؛ بااین‌تمامی در اولِ باب ۱۲ حران محل تولد ابراهیم و مرزوبوم پدری وی معرفی گردیده‌است.[۶۵]

مبتنی بر با تورات، ابراهیم تا ۷۵ سالگی در حرّان ماند و آن‌گاه به فرمان آفریدگار از حرّان به کنعان رفت و همسرش ساره و برادرزاده‌اش لوط و بعضا از عموم حرّان را نیز با خویش پیروزی و در آنجا در شرق بیتئیل چادر زدند و محلی برای ذبح سازه کردند.[۶۶] بعد از آن به سبب ساز وقوع قحطی مجبور به مصر کوچ کردند،[۶۷] ولی بعد از چندی از مصر به بیت ئیل بازگشتند[۶۸] و بعداً به حِبرون (الخلیل) نقل جای نموده، در آنجا بومی شدند.[۶۹]

در تورات آمده میباشد که ابراهیم هنگام ورود به مصر، همسر خویش ساره را تحت عنوان خواهر خویش معرفی کرد تا خویش را از زخم مصریان به طمع استحصال به همسرش مراقبت کند؛ در فیض فرعونِ مصر که مفتون زیبایی وی گردیده بود، اورا سوای مانعی به همسری گرفت و به خیال وی به ابراهیم خوبی نمود. البته معبود فرعون و اهل منزل اورا به سبب ساز آن به بلایای مشقت در گیر نمود.[۷۰] علامه طباطبائی این قسمت از روایت ابراهیم در تورات را با استناد به مطلوب‌نبودن آن با جایگاه نبوت و روح زهدوتقوا، به یاور تعارضات دیگرِ تورات در قصه ابراهیم(ع)، دلیلی بر تحریف تورات می داند.[۷۱]

پیمان عتیق، اسحاق‌(ع) را فرزند ذبیحِ ابراهیم معرفی کرده است.[۷۲] در مواقعی هم ذبیح فقط فرزند ابراهیم دانسته شد‌ه‌است.[۷۳] همینطور در تورات آمده میباشد که معبود در کنعان با حضرت ابراهیم قول بست که از نیل تا فرات را به فرزندان وی که از نسل اسحاق پدید میآیند، عطا نماید.[۷۴]

در قسم نو نیز از ابراهیم‌ در ۷۲ موضع‌ خاطر گردیده‌ و نسب‌ عیسی مسیح‌ از روش‌ اسحاق‌(ع) با ۳۹ واسطه‌ (متی‌، ۱: ۱-۷) یا این که ۵۴ واسطه‌ (لوقا، ۳: ۲۴-۲۵) به‌ او متصل‌ گردیده‌ میباشد‌. ایمان‌ ابراهیم‌ در قول نو به‌ تیتر‌ خوب‌ترین‌ ایمان‌ حافظه گردیده‌ میباشد‌؛ چون غریبانه‌ در فلسطین - که‌ مرزوبوم‌ وی عدم وجود - به‌ امر‌ پروردگار زیست‌ و فرزند خویش را به‌ قربانگاه‌ پیروزی.[۷۵]

بازدید : 15
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:26


میثم بن علی بن میثم بن المعلی الماحوزی البحرانی (۶۳۶ - ۶۷۹یا۶۹۹ق) محدث، عالم، متکلم و عارف شیعی قرن هفتم قمری بود. ابن‌میثم از اساتیدی همانند ابن نما، اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی و علی بن سلیمان الستری علم ها گوناگون را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.

وی بعداز کامل شدن تحصیلات خویش شاگردانی مانند سید عبدالکریم بن احمد حلی و علامه حلی را تربیت کرد. اورده شده خواجه نصیر الدین طوسی نزد وی فقه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.

ابن‌میثم اثراتی متعددی همانند قواعد المرام فی دانش الکلام، گستردن الاشارات، تجرید البلاغة و مصباح العرفان را تألیف نموده است. از مهم ترین اثر ها او می شود به مصباح السالکین اشاره نمود که شرحی جامع بر نهج البلاغه به حساب آورده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شود.

معاش‌طومار
بعضی کنیه ابن میثم را مفیدالدین آورده‌اند.[۱] از معاش وی دور اندیشی اندکی در اختیار میباشد. همین قدر گفته‌اند که در ۶۳۶ق دیده به جهان گشود[۲] و نزد ابوالسعادات اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی، علی بن سلیمان بحرانی[۳] و ابن نما[۴] علم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.

اگرچه در منابع، اشاره‌ای به محل علم آموزی وی نشده، البته احتمالاً در عراق و در مرکزها تجمع شیعه ها مانند حله به علم آموزی دانش پرداخت. البته بعداز آن به بحرین برگشت و کناره عزلت گزید.

سید حیدر آملی که در حدود بعد از ظهر ابن میثم معاش می نموده است اورا از عرفا شمرده میباشد.[۵]

تاریخ درگذشت ابن میثم اگرچه در بیشتر منابع، سال (۶۷۹ق) نام برده، البته با اعتنا بدین نکته که او در ۶۸۱ق تألیف الشرح الصغیر لنهج البلاغة را به پایان رسانید[۶] می‌بایست بعد از آن تاریخ درگذشته باشد؛ کنتوری نیز در یک جا سال (۶۹۹ق) را تاریخ درگذشت وی دانسته میباشد.[۷]

قبر او‌را در الدونج یا این که هلتا در ماحوز بحرین دانسته‌اند. میرزا حسین نوری [۸] یادآور گردیده که براساس قراین و شواهد، قبر وی می‌بایست در هلتا باشد، و برخی نیز اشاره کرده‌اند که قبر بنا شده در الدونج، از آنِ نیای وی میثم بن معلی میباشد خیر کمال الدین ابن میثم.[۹]

تألیف و درس دادن
بعداز مدتی پژوهشگران عراق، به‌ویژه اهل حله که اورا مردی دانشمند می‌شمردند، از وی خواستند که به تربیت شاگردان و تألیف و تصنیف بپردازد. ابن‌میثم ابتدا از هجرت راز گشوده زد، ولی بعد از آن به عراق رفت[۱۰] و به احتمال حاذق در حله اقامت گزید؛ چون افرادی که از وی قصه کرده‌اند مانند سید عبدالکریم بن طاووس حلی[۱۱] و علامه حلی[۱۲] اهل حله می باشند.

او با خواجه نصیرالدین طوسی معاصر بود و گفته‌اند که خواجه نزد وی فقه می خواند و وی از خواجه حرف می‌یادگرفت.[۱۳]

آوازه عمده ابن‌میثم در سخن میباشد و حتی‌د‌ر شرحی که بر نهج البلاغه نوشته، شیوه کلامی و فلسفی در پیش گرفته میباشد.

ابن‌میثم در دوران خویش چندان آوازه داشته که او‌را با صفاتی زیرا فیلسوف، متفحص و مجرب فقها و محدثان و متکلم حرفه ای[۱۴] وصف کرده‌اند و طریحی اورا در فقه همانند خواجه نصیرالدین در دانش حرف دانسته میباشد.[۱۵]

به گفته سلیمان بن عبدالله ماحوزی[۱۶] (که به درخواست شاگردان و دوستان، رساله‌ای در تفصیل اکنون وی به اسم السلافة البهیة فی الترجمة المیثمیه نگاشته میباشد) فقیهان و محدثان و متکلمان و ادیبان به آراء و احادیث ابن‌میثم، به تصریح یا این که به اشاره استناد جسته‌اند.[۱۷]

بعضا نظرها کلامی

قواعد المرام فی دانش الکلام
ابن میثم بحرانی، در طرح مسائل و مدل عامل به طرز خواجه نصیرالدین طوسی در تجرید الاعتقاد حیث داشته و مستند عامل‌های وی، برخلاف علامه حلّی، بیشتر عقل میباشد خیر نقل، اگرچه از حیث چیرگی بر تمامی آراء و عقاید متفاوت متکلمان از علامه حلی ضعیف‌خیس می‌کند.

ابن میثم، معرفت و آشنایی خداوند را عقلاً واجب دانسته و بر آن میباشد که‌این معرفت از روی پیروی و به موجب نقل، قابل کسب وجود ندارد.[۱۸] او ظاهراً در ارتباط ثابت صانع، لحاظ معتزله را بر اشاعره برتری داده میباشد.[۱۹] در امر نبوت، مدل ظریف فلسفی در پیش گرفته و آن را به مطالب «ما، هل، لِم َ، کیف و اینجانب» تطبیق داده و ذکر نموده است.[۲۰] درباره حشر و معاد، حیث ابوالحسن بصری را پذیرفته و بر آن میباشد که اجزاء اصلیه آدم که دگرگونی و تغییر و تحول نمی‌یابد، محشور میشود.[۲۱]

اثر ها

مصباح السالکین یا این که گستردن نهج البلاغه
حدود ۳۰ تاثیر به ابن میثم منسوب شده میباشد:

اثر ها چاپی
مصباح السالکین لنهج‌البلاغة اینجانب صحبت امیر المومنین علیه‌السلام یا این که گستردن تعالی نهج البلاغه که در ۱۲۷۶ق به اهتمام آخوند ملامحمدباقر در طهران چاپ سنگی شد و توشه دیگر در ۱۴۰۴ق در طهران به تلاش عده ای از دانشمندان به اسم گستردن نهج البلاغه به چاپ رسید. ابن‌میثم خویش در پیشگفتار آورده که‌این تفصیل را به تشویق و برای عطاءالملک جوینی نوشته میباشد.[۲۲]
تفویض مصباح السالکین لنهج‌البلاغه اینجانب سخن امیر المومنین علیه‌السلام، خلاصه گستردن گران قدر نهج البلاغه.
تفصیل المائة کلمة لنهج البلاغة[۲۳] که کَنتوری اسم مهم آن را منهاج العارفین بیان کرده[۲۴] و آقابزرگ از ورژن‌های آن در کتاب‌های اهدایی مشکوة و کتابخانه کشف کننده الغطا خاطر نموده است.[۲۵] این کتاب در ۱۳۹۰ق به عملکرد محدث ارموی در قم چاپ و منتشر شد‌ه‌است.
قواعد المرام فی دانش الکلام که آن را به اشاره عزالدین ابوالمظفر عبدالعزیز بن جعفر نیشابوری نوشت. این کتاب به تلاش سید احمد حسینی در قم (۱۳۹۸ق) چاپ گردیده است. اسم دیگر آن القواعد الالهیه فی الکلام و الحکمة میباشد.[۲۶]
النجاة فی القیامة، رساله‌ای راجع‌به امامت.
اثر ها خطی و به چاپ نرسیده
الشرح الصغیر لنهج البلاغة[۲۷] که به گفته آقابزرگ تهرانی احتمالا به عبارتی تفصیل المأة کلمة لنهج البلاغه میباشد.[۲۸]
رسالة فی آداب البحث[۲۹].
الاستغاثة فی بدع الثلاثة[۳۰] که آقابزرگ[۳۱] آن را از تصنیفات شریف ابوالقاسم علی بن احمد کوفی (درگذشت۳۵۲ق) دانسته میباشد.
استقصاء النظر فی امامة ائمة الاثنی عشر[۳۲] که عبدالله افندی اصفهانی در درستی انتساب آن به ابن میثم شک و تردید نموده است.[۳۳]
اصول البلاغة که آن را برای نظام الدین منصور پسر عطاءالملک جوینی نوشت.[۳۴] این کتاب به تجریدالبلاغة نیز دارای اسم و رسم میباشد.[۳۵]
پاسخ رساله نصیرالدین که ورژن‌ای از آن در کتابخانه حکیم در نجف جانور میباشد.[۳۶]
برای دیگر نسخه ها خطی وی می‌قدرت به کتاب بروکلمان مراجعه کرد.[۳۷]

تک‌نگاری
العویناتی، عبدالزهراء، ابن میثم البحرانی حیاته و آثاره، قم، مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه، چاپ اولیه، ۱۳۹۳ش.
رساله السلافة البهية في الترجمة الميثميه، به وسیله سلیمان بن عبدالله ماحوزی در تفصیل‌حالا ابن‌میثم بحرانی درج شده میباشد.[۳۸] این رساله بوسیله دار مراقبت التراث البحرانی، در سال ۱۴۳۰ق چاپ گردیده‌است.[۳۹] صاحب و مالک حدائق نیز، مجموع این رساله را در جلد نخستین از کشکول خویش آورده میباشد.[۴۰]
صادقی، محمود، نقطه پایان طومار «مستندات قرآنی روایی آرای عرفان عملی ابن میثم در تفصیل نهج البلاغة»، قم، کالج قرآن و حدیث، ۱۳۹۶ش.
پانویس

بازدید : 15
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:15


حدیث مَنْ ماتَ حدیثی از فرستاده اسلام(ص) میباشد که طبق آن، هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده میباشد. این حدیث با لفظ ها متعدد در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل شد‌ه‌است و آن را مورداتفاق شیعه و سنی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دانند.

با‌این‌حالا برداشت‌های متفاوتی در میان شیعه و اهل‌سنت درباره ی آن وجود دارااست:

شیعه‌ها این حدیث را دربارهٔ زمینه امامت می دانند و ضرورت آشنایی امام و اطاعت از اورا از آن استنباط می‌نمایند؛ البته اهل‌سنت معتقدند این قصه مرتبط با موضوعٔ رابطه عموم با حکم کننده اسلامی و ضرورت بیعت مسجد غدیر فلاحی مشهد با اوست.

منزلت حدیث «اینجانب ماتَ»
در منابع اسلامی، روایاتی با عبارت «اینجانب ماتَ» نقل شد‌ه‌است؛[۱] البته هدف از تعبیروتفسیر حدیث اینجانب مات» این سخن دارای اسم و رسم نبی(ص) میباشد: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة؛ هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده میباشد» که در منابع حدیثی شیعی و سنی مسجد بابا غدیر مشهد آمده میباشد.[۲]

این حدیث با عباراتی هم بیان شده که تفاوت مختصری با آن دارا هستند. مثلا، در کتاب کافی، این حدیث از امام راستگو(ع) اینگونه گفته شده که رسول اذعان کرد: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَةٌ جَاهِلِیةٌ؛ هر شخصی بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلی میباشد.»[۳] همینطور در برخی از منابع اهل‌سنت از فرستاده اسلام(ص) آورده شده: «مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر که سوای امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.»[۴]

علامه مجلسی این ماجرا را نزد شیعه و اهل‌سنت پشت سر هم دانسته میباشد.[۵] روحانی بهایی هم گفته این حدیث مورداتفاق شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۶]

مراد از مرگ جاهلی
فرستاده اسلام(ص)
مَنْ مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً؛ هر کس فارغ از امام بمیرد؛ به مرگ جاهلی مرده میباشد.

احمد بن حنبل، مسند احمد، ۱۴۲۱ق، ج۲۸، ص۸۸

در نقل کلینی از حدیث «اینجانب مات»، امام راستگو(ع) معنای «مرگ جاهی» را هم ذکر نموده است. متن بی نقص ماجرا به‌این گستردن میباشد:

ابن‌ابی‌یعفور نقل می‌نماید: از امام درست گو(ع) دربارهٔ گفتار فرستاده اسلام که «هر شخصی که بمیرد، درحالی‌که امامی نداشته باشد، مرگش، مرگ جاهلی میباشد» پرسیدم: «آیا غرض مردن در وضعیت بی دینی میباشد؟» امام راست گو(ع) جواب اعطا کرد: «مردن در وضعیت گمراهی میباشد.«گفتم هرکه درین مجال هم بمیرد و او‌را پیشوایی نباشد، مرگش مرگ نا آگاهی میباشد؟» اعلام کرد: «بله».[۷]

منابع حدیث
بعضی از منابع شیعه و اهل‌سنت که قصه «اینجانب مات» را نقل کرده‌اند، به‌این گستردن‌اند:

منابع شیعه
کافی، تاثیر کلینی[۸]
کمال الدین و کل النعمة، نوشتهٔ روحانی صدوق[۹]
کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، از خزاز رازی.[۱۰]
منابع اهل سنت
مسند احمد بن حنبل[۱۱]
مسند ابوداود سلیمان بن داود طیالسی[۱۲]
مسند الشامیین، ابوالقاسم طبرانی[۱۳]
معنای حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنت
علمای شیعه و سنی، هر یک، سازه به عقاید کلامی خویش، برداشت‌های متفاوتی از «حدیث اینجانب مات» کرده‌اند:

شیعه
شیعه‌ها از حدیث «اینجانب مات» در موردٔ امامت به کار گیری کرده و آن را دلیلی بر بایستگی وجود امام در تک تک روزگار‌ها[۱۴] و لزوم آشنایی امام و اطاعت از وی دانسته‌اند.[۱۵] بنابر اعتقادات شیعه، منظور از امام در‌این داستان، اهل‌بیت و امامان معصوم میباشد و در زمان حاضر، می بایست به امام مهدی، به‌تیتر امام مجال ایمان داشت.[۱۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 73
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 1
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 76
  • بازدید ماه : 76
  • بازدید سال : 2431
  • بازدید کلی : 41707
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی