میثم بن علی بن میثم بن المعلی الماحوزی البحرانی (۶۳۶ - ۶۷۹یا۶۹۹ق) محدث، عالم، متکلم و عارف شیعی قرن هفتم قمری بود. ابنمیثم از اساتیدی همانند ابن نما، اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی و علی بن سلیمان الستری علم ها گوناگون را مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.
وی بعداز کامل شدن تحصیلات خویش شاگردانی مانند سید عبدالکریم بن احمد حلی و علامه حلی را تربیت کرد. اورده شده خواجه نصیر الدین طوسی نزد وی فقه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خواند.
ابنمیثم اثراتی متعددی همانند قواعد المرام فی دانش الکلام، گستردن الاشارات، تجرید البلاغة و مصباح العرفان را تألیف نموده است. از مهم ترین اثر ها او می شود به مصباح السالکین اشاره نمود که شرحی جامع بر نهج البلاغه به حساب آورده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شود.
معاشطومار
بعضی کنیه ابن میثم را مفیدالدین آوردهاند.[۱] از معاش وی دور اندیشی اندکی در اختیار میباشد. همین قدر گفتهاند که در ۶۳۶ق دیده به جهان گشود[۲] و نزد ابوالسعادات اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی، علی بن سلیمان بحرانی[۳] و ابن نما[۴] علم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فراگرفت.
اگرچه در منابع، اشارهای به محل علم آموزی وی نشده، البته احتمالاً در عراق و در مرکزها تجمع شیعه ها مانند حله به علم آموزی دانش پرداخت. البته بعداز آن به بحرین برگشت و کناره عزلت گزید.
سید حیدر آملی که در حدود بعد از ظهر ابن میثم معاش می نموده است اورا از عرفا شمرده میباشد.[۵]
تاریخ درگذشت ابن میثم اگرچه در بیشتر منابع، سال (۶۷۹ق) نام برده، البته با اعتنا بدین نکته که او در ۶۸۱ق تألیف الشرح الصغیر لنهج البلاغة را به پایان رسانید[۶] میبایست بعد از آن تاریخ درگذشته باشد؛ کنتوری نیز در یک جا سال (۶۹۹ق) را تاریخ درگذشت وی دانسته میباشد.[۷]
قبر اورا در الدونج یا این که هلتا در ماحوز بحرین دانستهاند. میرزا حسین نوری [۸] یادآور گردیده که براساس قراین و شواهد، قبر وی میبایست در هلتا باشد، و برخی نیز اشاره کردهاند که قبر بنا شده در الدونج، از آنِ نیای وی میثم بن معلی میباشد خیر کمال الدین ابن میثم.[۹]
تألیف و درس دادن
بعداز مدتی پژوهشگران عراق، بهویژه اهل حله که اورا مردی دانشمند میشمردند، از وی خواستند که به تربیت شاگردان و تألیف و تصنیف بپردازد. ابنمیثم ابتدا از هجرت راز گشوده زد، ولی بعد از آن به عراق رفت[۱۰] و به احتمال حاذق در حله اقامت گزید؛ چون افرادی که از وی قصه کردهاند مانند سید عبدالکریم بن طاووس حلی[۱۱] و علامه حلی[۱۲] اهل حله می باشند.
او با خواجه نصیرالدین طوسی معاصر بود و گفتهاند که خواجه نزد وی فقه می خواند و وی از خواجه حرف مییادگرفت.[۱۳]
آوازه عمده ابنمیثم در سخن میباشد و حتیدر شرحی که بر نهج البلاغه نوشته، شیوه کلامی و فلسفی در پیش گرفته میباشد.
ابنمیثم در دوران خویش چندان آوازه داشته که اورا با صفاتی زیرا فیلسوف، متفحص و مجرب فقها و محدثان و متکلم حرفه ای[۱۴] وصف کردهاند و طریحی اورا در فقه همانند خواجه نصیرالدین در دانش حرف دانسته میباشد.[۱۵]
به گفته سلیمان بن عبدالله ماحوزی[۱۶] (که به درخواست شاگردان و دوستان، رسالهای در تفصیل اکنون وی به اسم السلافة البهیة فی الترجمة المیثمیه نگاشته میباشد) فقیهان و محدثان و متکلمان و ادیبان به آراء و احادیث ابنمیثم، به تصریح یا این که به اشاره استناد جستهاند.[۱۷]
بعضا نظرها کلامی
قواعد المرام فی دانش الکلام
ابن میثم بحرانی، در طرح مسائل و مدل عامل به طرز خواجه نصیرالدین طوسی در تجرید الاعتقاد حیث داشته و مستند عاملهای وی، برخلاف علامه حلّی، بیشتر عقل میباشد خیر نقل، اگرچه از حیث چیرگی بر تمامی آراء و عقاید متفاوت متکلمان از علامه حلی ضعیفخیس میکند.
ابن میثم، معرفت و آشنایی خداوند را عقلاً واجب دانسته و بر آن میباشد کهاین معرفت از روی پیروی و به موجب نقل، قابل کسب وجود ندارد.[۱۸] او ظاهراً در ارتباط ثابت صانع، لحاظ معتزله را بر اشاعره برتری داده میباشد.[۱۹] در امر نبوت، مدل ظریف فلسفی در پیش گرفته و آن را به مطالب «ما، هل، لِم َ، کیف و اینجانب» تطبیق داده و ذکر نموده است.[۲۰] درباره حشر و معاد، حیث ابوالحسن بصری را پذیرفته و بر آن میباشد که اجزاء اصلیه آدم که دگرگونی و تغییر و تحول نمییابد، محشور میشود.[۲۱]
اثر ها
مصباح السالکین یا این که گستردن نهج البلاغه
حدود ۳۰ تاثیر به ابن میثم منسوب شده میباشد:
اثر ها چاپی
مصباح السالکین لنهجالبلاغة اینجانب صحبت امیر المومنین علیهالسلام یا این که گستردن تعالی نهج البلاغه که در ۱۲۷۶ق به اهتمام آخوند ملامحمدباقر در طهران چاپ سنگی شد و توشه دیگر در ۱۴۰۴ق در طهران به تلاش عده ای از دانشمندان به اسم گستردن نهج البلاغه به چاپ رسید. ابنمیثم خویش در پیشگفتار آورده کهاین تفصیل را به تشویق و برای عطاءالملک جوینی نوشته میباشد.[۲۲]
تفویض مصباح السالکین لنهجالبلاغه اینجانب سخن امیر المومنین علیهالسلام، خلاصه گستردن گران قدر نهج البلاغه.
تفصیل المائة کلمة لنهج البلاغة[۲۳] که کَنتوری اسم مهم آن را منهاج العارفین بیان کرده[۲۴] و آقابزرگ از ورژنهای آن در کتابهای اهدایی مشکوة و کتابخانه کشف کننده الغطا خاطر نموده است.[۲۵] این کتاب در ۱۳۹۰ق به عملکرد محدث ارموی در قم چاپ و منتشر شدهاست.
قواعد المرام فی دانش الکلام که آن را به اشاره عزالدین ابوالمظفر عبدالعزیز بن جعفر نیشابوری نوشت. این کتاب به تلاش سید احمد حسینی در قم (۱۳۹۸ق) چاپ گردیده است. اسم دیگر آن القواعد الالهیه فی الکلام و الحکمة میباشد.[۲۶]
النجاة فی القیامة، رسالهای راجعبه امامت.
اثر ها خطی و به چاپ نرسیده
الشرح الصغیر لنهج البلاغة[۲۷] که به گفته آقابزرگ تهرانی احتمالا به عبارتی تفصیل المأة کلمة لنهج البلاغه میباشد.[۲۸]
رسالة فی آداب البحث[۲۹].
الاستغاثة فی بدع الثلاثة[۳۰] که آقابزرگ[۳۱] آن را از تصنیفات شریف ابوالقاسم علی بن احمد کوفی (درگذشت۳۵۲ق) دانسته میباشد.
استقصاء النظر فی امامة ائمة الاثنی عشر[۳۲] که عبدالله افندی اصفهانی در درستی انتساب آن به ابن میثم شک و تردید نموده است.[۳۳]
اصول البلاغة که آن را برای نظام الدین منصور پسر عطاءالملک جوینی نوشت.[۳۴] این کتاب به تجریدالبلاغة نیز دارای اسم و رسم میباشد.[۳۵]
پاسخ رساله نصیرالدین که ورژنای از آن در کتابخانه حکیم در نجف جانور میباشد.[۳۶]
برای دیگر نسخه ها خطی وی میقدرت به کتاب بروکلمان مراجعه کرد.[۳۷]
تکنگاری
العویناتی، عبدالزهراء، ابن میثم البحرانی حیاته و آثاره، قم، مؤسسه کتابشناسی شیعه، چاپ اولیه، ۱۳۹۳ش.
رساله السلافة البهية في الترجمة الميثميه، به وسیله سلیمان بن عبدالله ماحوزی در تفصیلحالا ابنمیثم بحرانی درج شده میباشد.[۳۸] این رساله بوسیله دار مراقبت التراث البحرانی، در سال ۱۴۳۰ق چاپ گردیدهاست.[۳۹] صاحب و مالک حدائق نیز، مجموع این رساله را در جلد نخستین از کشکول خویش آورده میباشد.[۴۰]
صادقی، محمود، نقطه پایان طومار «مستندات قرآنی روایی آرای عرفان عملی ابن میثم در تفصیل نهج البلاغة»، قم، کالج قرآن و حدیث، ۱۳۹۶ش.
پانویس