loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 20
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:40


حکومت‌ها
سادات طباطبایی در بخش ها مختلفی حکومت‌های محلی تشکیل دادند، مثلا:

دولت بنی طباطبا در کوفه
حکومت دولت بنی طباطبا در کوفه از سال ۱۹۹ق شروع شد و حدود دو سال ادامه یافت. بنیانگذار آن محمد بن ابراهیم بن اسماعیل پر اسم و رسم به ابن طباطبا میباشد. وی بعداز درگذشت هارون الرشید (۱۹۳ق) که در بین دو پسر وی امین و مأمون که بر رمز خلافت نبرد درگرفت، عموم را به بیعت با الرضا اینجانب آل محمد فراخواند. گفته‌اند نصر بن شبیب که از معارضان حکومت عباسیان بود او‌را به قیام بر ضد خلافت تشویق کرد. او از مدینه به عراق آمد؛ البته یاران نصر در کوفه به دعوت وی جواب نداند و خویش نصر نیز از همیاری با وی پوزش خواست.[۱۶] او راهی مدینه شد البته در عانات با ابوالسرایا که در صدد سازماندهی کودتا بر ضد عباسیان بود، دیدار کرد و با هم قسم بستند که بر علیه مأمون قیام نمایند. آن ها در ۱۹۹ق وارد کوفه شدند و هم محلی کوفه با او تحت عنوان خلیفه بیعت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردند.[۱۷]

قاضی کوفه از بیعت با آن‌ها سرباز زد و به بغداد گریخت. حسن بن آسان فرمانروای عراق از سوی مأمون سپاهی به کوفه گسیل داشت که ناکامی خورد.[۱۸] در اولِ دولت نوپای ابن طباطبا، مؤسس این حکومت به طور ناگهانی درگذشت. اکثر تاریخ نگاران اسلامی از مسمومیت وی به دست ابوالسرایا کلام گفته‌اند و درباره علت وی علل آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مختلفی ذکر کرده‌اند.[۱۹]

محمد در آخرین دم حیات خویش وصیت کرد که بعداز وی علی بن عبیدالله امامت عموم را بر ذمه گیرد؛ ولی وی نپذیرفت و ابوالسرایا محمد بن محمد بن زید بن علی را به جانشینی ابن طباطبا برگزید.[۲۰]مأمون هرثمه(هزیمه) بن اعین را به سوی کوفه ارسال کرد و در جنگی که در میان او و ابوالسرایا درگرفت، ابوالسرایا همرا محمد بن محمد بازداشت شد و هرثمه آن دو را نزد حسن بن سهل و آسان در بغداد ارسال کرد. حسن، ابوالسرایا را کشت و محمد را به خراسان نزد مأمون ارسال رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۲۱]

بعداز آن دولت ابن طباطبا در کوفه از هم پاشید. یکی نوادگان محمد ابراهیم به اسم محمدبن حسین بن جعفربن محمد در حبشه قیام کرد و نیز عموی وی محمدبن جعفر در کرمان به کودتا برخاست، اما به برد نرسید و به‌دار آویخته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۲۲]

دولت بنی طباطبا در یمن
بعد از آنکه دولت بنی طباطبا در کوفه فروپاشید. کمتر از یک قرن سپس، الهادی یحیی دولتی در یمن تأسیس کرد. قبل از تشکیل قانونی این سلسله قاسم رسی و فرزندش حسین موضوع‌های فکری و سیاسی نفوذ این قبیله را آماده کرده بودند. به گفته سید حسن امین ۶۶ امام از این فامیل در یمن فرمانروایی کرده‌اند که ۵۹ بدن آن ها از نسل الهادی یحیی بن حسین بن قاسم بن ابراهیم طباطبا، ۵ بدن از نسل یکی‌از نوادگان امام حسن(ع) و دو بدن از نوادگان امام هادی(ع) بوده‌اند.[۲۳]

مذهب
ظریف مشخص و معلوم وجود ندارد از چه هنگامی قوم طباطبایی مذهب زیدی را پذیرفتند؛ ولی از اواخر قرن قرن ۳ قمری فرمانروایی آن ها در یمن شروع شد، نسبت به آرای سیاسی و دینی زیدیان پایبند بودند و در طی قرن‌ها تحولاتی درین مذهب پدید آوردند.[۲۴]

امامان زیدی از آل طباطبا
الهادی الی الحق یحیی بن حسین(۲۴۵-۲۹۸ق)؛ اولیه امام زیدی یمن میباشد.بعضی به دنیا آمدن اورا ۲۲۰ق نوشته‌اند.[۲۵]
المرتضی لدین الله محمد بن یحیی الهادی(۲۷۸-۳۲۳ق)؛
ترجمان الدین احمد بن یحیی الهادی دارای اسم و رسم به احمد ناصر(۲۷۵-۳۲۵ق)
منتجب حسین بن احمد(درگذشت ۳۴۴ق)[۲۶]
امام منصور قاسم عیانی(۳۱۰-۳۹۳ق)؛ از نواداگان قاسم رسی
الداعی الی الله یوسف بن یحیی بن احمد ناصر(مورد قتل واقع شده در ۴۰۳ق)
حسین بن قاسم عیانی(۳۷۶-۴۰۴ق)
امام عبدالله بن حمزه (۵۵۱-۶۱۴ق)؛ نسب وی به عبدالله بن حسین قاسم رسی می رسد.[۲۷]
احمد موطئ بن حسین بن احمد
امام مهدی ابوطیر احمد بن حسین(۶۱۲-۶۵۶ق).
امام مهدی احمد بن یحیی المرتضی(۷۷۵-۸۴۰ق)؛ از نوادگان یحیی الهادی.
امام هادی عزالدین بن حسن(۸۴۵-۹۰۰ق)
المتوکل علی الله یحیی شرف الدین(۸۷۷-۹۶۵ق) نواده محمد بن مطهر
مطهر بن یحیی(۹۰-۹۸۰ق)
امام منصور قاسم بن محمد(۹۶۷-۱۰۲۹ق)
المؤید قاسم بن محمد
ابراهیم بن محمد مؤیدی
المتوکل علی الله اسماعیل بن قاسم(۱۰۱۹-۱۰۸۷ق)
عالمان
یمن
ترجمان الدین قاسم بن ابراهیم رسی(۱۷۰-۲۴۴ق) دانا و متکلم زیدی میباشد. او مدتی در رس(کوهی در اطراف مدینه) زیست. از این رو به رسی آوازه یافت.[۲۸]
حسین رسی؛ از فقیهان، دانشمندان و مبارزان قوم طباطبایی میباشد که در حیات پدرش به تبلیغ مذهب زیدی و آرای دینی این فرقه در یمن پرداخت.
حسین بن بدرالدین بن محمد(۵۸۲-۶۶۲ق)؛ از سلاله امام یحیی الهادی میباشد.[۲۹]
حسین بن محمد بن بدرالدین (درگذشته ۶۶۳ق)[۳۰]
دهماء بنتی یحیی بن مرتضی (درگذشته ۸۳۷ق)؛ خواهر امام مهدی احمد بن یحیی میباشد.[۳۱]
احمد بن صلاح شرفی(۹۷۵-۱۰۵۵ق)؛ نسب وی به قاسم رسی میرسد.[۳۲]
احمد بن محمد بن لقمان (۱۰۲۹ق)؛ نسب وی به امام مهدی احمد بن یحیی می رسد.[۳۳]
حسن بن احمد جلال(۱۰۱۴-۱۰۴۸ق) نسب وی به احمد ناصر میرسد.[۳۴]
عبدالله بن احمد شرفی از عالمان شیعه قرن ۱۱ قمری[۳۵]
عبدالله بن عامر بن علی حسنی(د۱۰۶۱ق)؛ پسر عموی امام منصور قاسم بن محمد میباشد.[۳۶]
ابراهیم بن محمدبن قاسم(۱۱۴۵ق)؛ تاریخ نگار قرن ۱۲ قمری[۳۷]

بازدید : 25
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:58


خدمتکاری محل پرستش

مجسمه حضرت مریم بر بلندای کوهی در حریصا در ۲۰ کیلومتری شمال بیروت در کنار کلیساهای چهارگانه
در منابع آمده میباشد حنه مامان مریم، نازا بود و تا سی سال مالک فرزندی نشد. وی به درگاه خدا نذر و دعا کرد تا در صورتی به وی فرزندی عطا نماید فرزندش خدمتکار محل پرستش بیت‌المقدس باشد.[۲۶] [یادداشت ۳] در آیه ها ۳۵ تا ۳۷ سوره آل عمران به نذر حَنّه و پذیرفته شدن آن از سوی آفریدگار اشاره مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

بعد از به دنیاآمدن مریم، مادرش با دقت به نذری که کرده بود، مریم را به محل پرستش پیروزی و به کاهنان سپرد. آن‌ها برای سرپرستی وی اختلاف لحاظ پیدا کردند و برای این شغل قرعه زدند و قرعه به اسم زکریا(ع)، که طبق برخی گزارش‌ها شوهر خاله مریم بود، زمین‌خورد.[۲۷] قرآن به ماجرای قرعه زدن نیز اشاره نموده است.[۲۸] بنابر نقل مقدسی، زکریا مقدمات شیرخوارگی و تربیت اورا آماده کرد و زمانی به حدی از رویش رسید، جایگاهی برای وی در محل پرستش انتخاب کرد و مریم در آن به عبادت می‌پرداخت[۲۹] و هنگامی وهله وی میرسید، وظایف خدمتکاری محل پرستش را ایفا می‌اعطا کرد. وی در عبادت به سکو‌ای رسید که در بنی اسرائیل آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ضرب‌المثل شد.[۳۰]

بارداری حضرت مریم
معجزات و ارهاصات
اعجاز/ارهاص شخصیت مرتبط
شق‌القمر حضرت محمد(ص)
قرآن حضرت محمد(ص)
رد الشمس حضرت محمد(ص)
حرف بیان کردن در گهواره حضرت عیسی
عصای موسی حضرت موسی
ید بیضا حضرت موسی
اظهار کرد‌وگوی پروردگار با موسی حضرت موسی
ناقه باتقوا حضرت باتقوا
قالی کوچک پرنده حضرت سلیمان
حرف‌بیان کردن با حیوان‌ها حضرت سلیمان
زنده‌شدن چهار پرنده حضرت ابراهیم
سرد‌شدن حریق حضرت ابراهیم
بارداری مریم مریم مامان عیسی
زنده‌شدن عزیر حضرت عزیر
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: بارداری رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حضرت مریم
بارداری حضرت مریم به طور اعجازگونه و سوای تماس با هیچ مردی شکل گرفت[۳۱] و باعث به به دنیا آمدن عیسی(ع) گشت.[۳۲] فرشته خدا بر او ظواهر شد و به وی نوید فرزندی بخشید.[۳۳] قرآن در امر طرز بارداری مریم فقط با تعبیر و تفسیر «در وی از روح خویش دمیدیم» حافظه می‌نماید. احادیث بدین نکته تصریح کرده‌اند که بارداری مریم فقط با دمیدن فرشته بوده شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۳۴]

درد وضع حمل، مریم را به سوی تنه درختی کشاند.[۳۵] مریم آرزوی مرگ کرد: «کاش، تا قبل از این مرده بودم».[۳۶] انگیزه این گفتار مریم را هراس از شماتت عموم دانسته‌اند.[۳۷] به مریم گفته شد که اندوهگین نباشد.[۳۸] همینطور از وی مراد شد از فرزند متولد گردیده خرسند باشد.[۳۹] مریم بعداز مواجه با قومش با تهمت و افترا آنها مواجه شد.[۴۰] مریم به طفل خویش اشاره نمود که با وی حرف بگویید.[۴۱] در غایت عیسی(ع) که نوزاد بود گویش به صحبت گشود[۴۲] و با این اعجاز، نوزاد تمیز بودن مامان خویش را اثبات کرد.[۴۳]

تزویج یا این که دوشیزگی
دربارهٔ اینکه مریم بعداز ولادت عیسی، با یوسف نجار که از وی تحت عنوان نامزد مریم حافظه گردیده، تزویج نموده است یا این که برای مدام باکره ما‌نده، بین فرقه‌های مسیحی اختلاف میباشد و در ادامه آن در اینکه آیا غیر از عیسی، فرزندان دیگری داشته نیز اختلاف وجود داراست. در انجیل‌های لوقا[۴۴] و مَتّی[۴۵] مطلبی در ارتباط برادران و خواهران حضرت عیسی وجود داراست. حتی‌در انجیل مرقس[۴۶] اسم برادران نام برده و به خواهران نیز اشاره گردیده‌است. با این هم اکنون بخشی از مسیحیان این مطالب را مردود دانستند و کلیسا نیز از قرن پنجم میلادی به آن‌گاه، رأی به باکره‌بودن مستمر حضرت مریم بخشید و ذکر کرد مریم هیچ گاه با یوسف تزویج نکرده میباشد.[۴۷] از حیث کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، خواسته کتاب مقدس از برادران و خواهران، اقوام مجاورت و قبیله حضرت عیسی می‌باشند.[۴۸]

برخی گفته‌اند از حیث منابع اسلامی، به این دلیل‌که مریم وقف سرویس در محل عبادت گردیده بود و جز برای شغل های ضروری، به عنوان مثال زایمان عیسی، از محل عبادت بیرون نمی شد، قصه ازداوجش حقیقت ندارد.[۴۹]

بازدید : 16
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


میرزا حسنعلی تهرانی، عالم و دانا قرن چهاردهم قمری، که بعد از کامل شدن دروس خویش در شهرهای طهران، نجف و سامرا و سود‌گیری علمی از محضر علمایی همانند میرزای شیرازی، محل عمل علمی و تبلیغی خویش را مشهد قرار اعطا کرد. او از شاگردان خاص میرزای شیرازی بود و در کنار اشتغال به علم آموزی، مکتب وی در سامرا را اداره مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌کرد.

به دنیاآمدن و تحصیلات
میرزا حسنعلی تهرانی در طهران متولد شد،[۱] ولی از تاریخ تولدش اطلاعی در چنگ وجود ندارد. بعد از گذراندن دروس مقدمات و سطح های حوزه، یاور استادش ملاعلی دماوندی و همدرسش سید عزیزالله تهرانی به نجف [۲] و بعد از تعدادی سال به سامرا رفت و از شاگردان خاص میرزای شیرازی مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.

شغل علمی و تبلیغی
تهرانی بعداز نیل به مرتبه اجتهاد در طی زندگانی میرزا، در حوزه به درس دادن سطح های بهتر پرداخت. همینطور تصدی کارها مکتب میرزای شیرازی را در سامرا، در حین حیات میرزا، به ذمه داشت.[۳] وی در ۱۳۱۴ق. از عتبات به طهران برگشت، البته ناسازگاری وی با عناصر حکومت قاجار موجب شد که به مشهد برود.[۴] او در مشهد به درس دادن فقه و اصو ل مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.

شاگردان
در گفت و گو‌های وی اکثری از فضلا و مدرّسان حوزه علمیه مشهد حاضر می‌شدند.[۵]

برخی از شاگردان او این افراد بودند:

سیدحسین موسوی مشهور به ادیب بجنوردی
محمدعلی فاضل خراسانی
علی اکبر نوغانی
سید محمدباقر رضوی[۶]
سید محمد تقی استاد رضوی مؤلف کتاب شجره طیبّه؛ او از استادش اذن داستان هم داشته میباشد.[۷]
تهرانی از مقبولیت عامه بهره مند بود و در کنار درس و مشاجره ، امام جماعت مسجد مسجد بابا قدرت مشهد گوهرشاد بود.[۸]

وفات
او در ۴ رمضان سال ۱۳۲۵ق در مشهد درگذشت[۹] و در صُفه قوام شیرازی در بقعه امام رضا(ع) به خاک ودیعت شد.[۱۰]

تالیفات
منتخبی از رساله عملیه فارسی وحید بهبهانی مشهور به مَتاجِر که به لهجه عربی و با فتاوی میرزای شیرازی بر طبق بود.[۱۱]
تقریرات درس میرزای شیرازی که تحریری از نخستین «بیع» تا انتها «خیارات» میباشد.[۱۲]
رسالة فی الکبائر، درباره گناهان کبیره که احتمالا از اثر ها اوست.[۱۳]
پانویس
امین، اعیان الشیعه، رسیدگی حسن امین،ج ۵، ص ۲۱۴.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق،ج ۴، ص ۳۷۹.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهد ۱، ص ۴۵۴ـ ۴۵۵؛آقابزرگ طهرانی ۱۳۶۲ ش ، ص ۱۳۱.
گلپایگانی، ص ۳۳۰.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهد ۱، ص ۴۵۵
استاد رضوی؛ ۱۲۷۰ـ۱۳۴۲
معلم، ص ۲۴۹، ۳۰۲، ۳۰۸؛ فاضل خراسانی، پیشگفتار آشتیانی، ص۶۷؛ امین، ج۹، ص۱۸۵.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهدوپیمان ۱، ص ۴۵۵.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، قول ۱، ص ۴۵۵.
مؤتمن، ص ۴۲۶.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج ۱۹، ص ۵۹.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق،ج ۴، ص ۳۷۶.
فاضل، نشریه دانش گاه الهیات و معارف اسلامی مشهد،۱۳۷۵ش.ج ۲، ص ۸۹۵.
منابع
آقابزرگ طهرانی،محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
آقابزرگ طهرانی،محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، جزء ۱: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، ۱۴۰۴ق.
امین، محسن، اعیان الشیعه.
فاضل خراسانی، محمدعلی، «تفصیل دعاء العرفه» ، نشریه دانشگاه الهیات و معارف اسلامی مشهد، ش ۲۶ـ۲۷، فصل بهار و فصل‌تابستان ۱۳۵۷.
گلپایگانی، محمد، علمای والا شیعه از کلینی تا خمینی، قم، ۱۳۶۴ش.
استاد، عبدالرحمان بن نصراللّه، تاریخ علماء خراسان، چاپ محمدباقر ساعدی خراسانی، مشهد ۱۳۴۱ش.
مؤتمن، علی، راهنما، یا این که، تاریخ و تعریف دربار ولایتمدار رضوی (ع) ، طهران ۱۳۴۸ ش.
لینک و پیوند به خارج

بازدید : 15
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:17


رَجعَت، به معنای زنده‌شدن گروهی از مردگان، قبل از قیامت میباشد. رجعت از اعتقادات منحصربه‌فرد امامیه میباشد و برای ثابت آن به قرآن و احادیث استناد کرده‌اند. همینطور آن را از ضروریات مذهب شیعه دانسته و بر حقانیت آن ادعای اجماع کرده‌اند. بیشتر عالمان امامیه رجعت را با مجال قیام و ظهور حضرت مهدی(ع) به طور مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همزمان میدانند.

امامیه با آن که اصل رجعت را با استناد به احادیث پی درپی پذیرفته‌اند، ولی در جزئیات و کیفیت آن نظرها مختلفی دارا‌هستند.

برخی بر این باورند که رجعت‌کنندگان با به عبارتی تن‌هایی که در معاش عالم بوده‌اند مجدد رجعت می‌نمایند. بعضی نیز گفته‌اند با تن‌ مثالی رجعت می‌نمایند. بعضی نیز معتقدند که اصل رجعت گزینه رخداد میباشد، اما دانش به جزئیات و کیفیت آن نزد پروردگار و اولیائش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.

براساس بعضی احادیث، اول هر که رجعت می‌نماید، امام حسین(ع) میباشد. همینطور برپایه بعضی احادیث، نبی(ص)، امام علی(ع) و بقیه ائمه(ع)، مؤمنان و شهداء، اصحاب کهف، یوشع، مؤمن آل فرعون و برخی زنان مانند ام‌ایمن، حبابه والبیه، سمیه و صیانة ماشطة، از رجعت‌کنندگانند. معاندان اهل‌بیت(ع)، معاندان پیامبران و نیز منافقان مثلا افرادی‌اند که با اعتنا به بعضی احادیث، رجعت می‌نمایند و از آنها انتقام گرفته رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می شود.

اثراتی پیرامون رجعت کتابت یافته میباشد. کتاب الإیقاظ اینجانب الهُجعة بالبرهان علی الرَجعة، تألیف حُر عاملی و کتاب الشیعة و الرجعة، تاثیر محمدرضا طبسی نجفی مثلا شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد این آثارند.

معنا‌شناسی و منزلت
رجعت به معنای زنده‌شدن گروهی از عموم بعداز مرگ و قبل از قیامت میباشد.[۱] به‌گفته روحانی اثرگذار، رجعت، نزد شیعه، اعتقاد به رجوع امام علی(ع) و بقیه امامان شیعه(ع) به جهان، بعد از شهیدشدن حضرت مهدی(ع) و حکومت کردن آنها بر روی زمین، سوای معارض و زد خورد میباشد.[۲] رجعت در لغت به‌معنای برگشت میباشد[۳] و در احادیث با تیتر «الکَرّة» (برگشت) نیز به‌فعالیت رفته میباشد.[۴]

رجعت از کارها اعتقادی میباشد که از طرفی با امامت و با مهدویت مرتبط میباشد و از طرفی دیگر مسئله‌ساز اطمینان به معاد و اجر و عقاب میباشد از‌این رو در دانش حرف درباره ثابت و درستی و درستی اعتقادوباور به آن، مشاجره می شود.[۵] همینطور این مورد از مسائل آیتم اختلاف شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۶]

شکل‌هایی از اطمینان به رجعت را به یهودیت و مسیحیت نیز نسبت داده‌اند: برای مثال در تورات به زنده‌شدن بنی‌اسرائیل و حکومت حضرت داود و بیدارشدن اکثری از مرده ها در آخرالزمان اشاره شد‌ه‌است. در انجیل نیز بر رجعت رهروان حضرت عیسی و سلطنت او در قیامت نخستین، قبل از قیامت دوم حرف به بین رفته میباشد.[۷]

یقین به رجعت از آرم‌های تشیع
به گفته حر عاملی، اعتقاد و باور به رجعت، از خصوصیت‌ها و نماد‌های شیعه بودن میباشد.[۸] روضه خوان صدوق در کتاب الاعتقادات گفته از اعتقادات شیعه این میباشد که آموزه رجعت، حق میباشد.[۹] عالمانی همانند روحانی موءثر[۱۰] سید مرتضی،[۱۱] بر درست بودن باور به رجعت، ادعای اجماع کرده‌اند.

بعضی آن را از باورهای مسلم و از ضروریات مذهب شیعه بر شمرده‌اند و بعضی دیگر اگرچه آن را از ضروریات ندانسته‌اند، البته انکار آن را نیز روا ندانسته‌اند.[۱۲] برای مثال علامه مجلسی در حق الیقین گفته میباشد که رجعت از اجماعیات و بلکه از ضروریات مذهب شیعه به شمار می‌رود[۱۳] و انکار آن معادل با خروج از مذهب شیعه میباشد.[۱۴] سید عبدالله شبر نیز اطمینان به آن را از ضروریات مذهب شمرده و منکر آن را سوا مذهب شیعه دانسته میباشد.[۱۵] حر عاملی گفته میباشد اعتقاد به رجعت نزد اکثر عالمان امامیه از ضروریات شمرده شد‌ه‌است و از عالمان دارای اسم و رسم شیعه کسی وجود ندارد که در انکار آن چیزی گفته یا این که نوشته باشد.[۱۶] به گفته لطف‌الله صافی گلپایگانی، شیعه به نحو اجمال، قائل به رجعت میباشد و انکار آن نیازمند ردّ قرآن و احادیث متواتری میباشد که در منابع پی در پی روایی آمده میباشد.[۱۷]

اما برخی عالمان شیعه همانند سیدمحسن امین، محمدجواد مغنیه و محمدرضا مظفر، اعتقادوباور به رجعت را از ضروریات مذهب شیعه نمی‌دانند و بر این نظرند که آموزه رجعت به‌واسطه روایاتی که از امامان شیعه وارداتی، ثابت میگردد و اطمینان به آن برای باورمندان به صدق این احادیث، موردنیاز میباشد.[۱۸] امام خمینی این نظر را دارد اصل رجعت ضروری میباشد؛ ولی مختصات و کیفیت آن ضروری وجود ندارد و دلیلی نیز بر آن نیست.[۱۹]

ایده ها متعدد درباره کیفیت رجعت

بازدید : 11
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


محمد بن علی بن موسی دارای شهرت به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعه ها اثناعشری میباشد. لقب وی ابوجعفر و ملقب به جواد و ابن‌الرضا بود. ملقب شدن وی به جواد را به انگیزه کثرت عفو و احسان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد دانسته‌اند.

امام جواد هفده سال امامت کرد که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی هم‌زمان بود. براساس نقل بیشتر منابع، امام جواد(ع) در پایان ذی‌القعده سال ۲۲۰ق در ۲۵سالگی، به شهیدشدن رسید. میان امامان شیعه، او جوان‌ترین امام در هنگام شهید شدن بوده میباشد. وی در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در حرم قریش در کاظمین به مسجد غدیر فلاحی مشهد خاک امانت شد.

سنّ نادرِ امام جواد (هشت‌سالگی) در هنگام امامت، سبب ساز شد شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت وی شک و تردید نمایند: بعضی عبدالله بن موسی و توده‌ای احمد بن موسی شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ البته بیشتر آن ها امامت محمد بن علی(ع) مسجد بابا غدیر مشهد را پذیرفتند.

رابطه امام جواد(ع) با شیعه ها بیشتر از روش وکیلانش و به صورت طومار‌نگاری جاری ساختن می شد. در عصر امامت وی، فرقه‌های اهل‌حدیث، زیدیه، واقفیه و غُلات شغل داشتند. امام جواد(ع)، شیعه‌ها را از عقاید آن‌ها با خبر و از نماز تلاوت پشت رمز آن ها نهی می کرد و غالیان را لعن مسجد بابا قدرت مشهد می‌نمود.

مناظرات علمی امام جواد(ع) با عالمان فرقه‌های اسلامی در مسائل کلامی، همانند منزلت شیخین (عُمر و ابوبکر) و مسائل شرعی مانند حکم جدا‌کردن دست سارق و احکام حج را از مناظرات دارای شهرت امامان شیعه میدانند.

از امام جواد، فقط حدود ۲۵۰ حدیث نقل گردیده‌است که انگیزه آن را قدمت کوتاه و نیز پایین در دست گرفتن بودن وی می دانند. راویان و اصحاب او‌را نیز از ۱۱۵ تا ۱۹۳ بدن شماره کرده‌اند. احمد بن ابی‌نصر بزنطی، صفوان بن یحیی و عبدالعظیم حسنی مثلا اصحاب امام بودند.

در منابع شیعی،‌ کراماتی همانند صحبت اعلام کردن هنگام به دنیا آمدن، طی‌ُالارض، شفادادن بیماران و استجابت دعا، برای امام جواد(ع) نقل گردیده‌است. عالمان اهل‌سنت نیز شخصیت علمی و معنوی امام جواد(ع) را ستوده و برای وی احترام قائل‌اند.

بیشتراز ۶۰۰ تاثیر علمی درباره امام نهم به لهجه‌های گوناگون منتشر گردیده است. وفاة الامام الجواد، مُمدرک الامام الجواد، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، الحیاة السیاسیة للامامِ الجواد و حیاة‌ الامام محمد الجواد مثلا این اثرها می‌باشند.

نسب، لقب و ا‌لقاب
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام جواد(ع)
محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعه‌ها اثناعشری میباشد که به جوادالائمه آوازه داراست. نسب وی با شش واسطه به امام علی(ع)، اولیه امام شیعه‌ها میرسد. پدرش امام رضا(ع)، امام هشتم شیعه ها میباشد.[۱] مادرش کنیز بود و سَبیکه نوبیه اسم داشت.[۲]

کُنیه او ابوجعفر و ابوعلی میباشد.[۳] در منابع روایی، از او با تیتر ابوجعفر ثانی حافظه می شود[۴] تا با ابوجعفر اولیه (امام باقر(ع)) نادرست نشود.[۵]

از ا‌لقاب دارای اسم و رسم امام نهم، جواد و ابن‌الرضا میباشد.[۶] تَقی، زَکی، قانع، رضی، مختار، متوکل،[۷] مرتضی و مُنتَجَب[۸] را نیز از لقب ها وی شمرده‌اند.

بازدید : 13
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:30


آلِ اَعْیَن، از قبیله‌های روایی به اسم شیعی امامی از اواخر قرن اولیه تا قرن چهارم هجری میباشند.

این فامیل، به ویژه زراره نقش به سزایی در پیشرفت و احیای معارف اهل بیت داشته‌اند. این سرویس ها به حدی میباشد که امام درستگو(ع) درباره زراره تمجید و تاییدهای متعددی دارااست. اَعْین ‎بن‎ سُنْسُن شیبانی ، زُرارة ‎بن‎اعین، حُمْران بن اعین(ابوحمزه)، بُکَیر(ابوجهم) بن اعین و ابوغالب زراری از رخ‌های دارای اسم و رسم این قبیله مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می باشند.

نسب
این قبیله که منسوب به «‌اعین‎ بن‎ سُنْسُن» میباشد، از نگاه وقتی وقتگیر‎‌ترین روزگار سرویس ها علمی را دربین دیگر قوم‌های شیعی دارا ست. اشخاص آل اعین، کوفی و غالباً در شهر کوفه مستقر بوده‎اند، هرچند بعد ها شماری از آن ها به نقاط دیگر رفته‎اند. اینان در کوفه محله‎ای خاص داشتند که در آنجا مسجدی بوده که امام جعفر درستگو(ع) نیز در آن نماز خوانده میباشد. این محلّه تا ۳۳۴ق/۹۴۶م وجود داشته و در امسال بر تاثیر هجوم قرمطیان به شیعه ها امامی ویران گشته میباشد. خویشاوندان اعین نیز درین هجوم جراحت فراوان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد چشم‎اند.[۱]

قبل تاریخی
اشخاص این قوم از مجال امام سجاد(ع) (۳۸-۹۴ق/۶۵۸-۷۱۲م) به دوستی با فامیل فرستاده شناخته گردیده‎ اند و بعضی از اینان که محضر آن امام را فهم و شعور کرده‎ اند، به تبحّر در حرف، فقه، حدیث و دیگر شاخه‎ های علمی آن زمان اسم آور گشته ‎اند. بعداز آن نوادگان قوم و قبیله اعین مصاحبت دیگر امامان را برگزیده و گروهی از آنها به مقامات بلند علمی و شرعی نایل آمده‎ اند. ابوغالب زراری، که خویش از این فامیل میباشد، آل اعین را حدود ۶۰ نفر دانسته و اینگونه شناسانده میباشد: ما از خاندانی هستیم که معبود بر آن اینجانبّت بنیان و به آیین خویش مشرّف تشکیل داد و از شروع تازمانیکه شیعه در آسیب ها و دغدغه‌ها زمین خورد، مارا به مصاحبت اولیای خود مختص رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرمود.[۲]

اولیه شیعه آل اعین
آنچه مسلم میباشد اینکه سُنسن، مسیحی و راهب بوده میباشد و به طور طبیعیً پسرش اعین نیز مسیحی بوده و بعداز اسارت اعین به دست مسلمین و رفتن به خویشاوندان «‌بنی شیبان‌» او به اسلام گرویده میباشد. تستری اعین را سنی میداند و به تبع وی فرزندانش هم سنی بوده و آنگاه عده ای از آن‌ها شیعه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌اند.[۳]

امّا احتمالی دیگر می باشد و آن اینکه اعین از آغاز شیعه و دوستدار امیرالمؤمنین بوده میباشد البته ابعاد به واسطه فضای خفقان خلفا، مذهب خویش را کتمان کرده بوده و اکثری از فرزندانش هم بعد از وصال به بلوغ و پرورش فکری، واقعیت را دریافتند و در مسلک هواداران و شیعه‌ها علی بن ابی طالب(ع) درآمده‌اند. امّا اولی هر کس درین خویشان شیعه گردیده است، عبدالملک پسر اعین بود که بوسیله باتقوا بن میثم به مذهب شیعه رهنمون گشت، آن‌گاه برادرش حمران به دست ابوخالد کابلی بدین مذهب درآمد.[۴][۵] ولی طبق روایتی دیگر، اول فرزند اعین که در ادامه آل البیت(ع) شد، ام الاسود، خواهر عبدالملک بود که درین استبصار، ابوخالد کابلی بسیار تأثیرگذار بوده میباشد.[۶]

رخ‎های دارای اسم و رسم این قوم
اَعْین‎ بن ‎سُنْسُن شیبانی
اعین یعنی گشاده دیده. بابا او سنسن یا این که سنبس، راهبی مسیحی در یکی‌از شهرهای مرز و بوم روم بود. خویش او‌را که به بردگی گرفتار گردیده بود، مردی از بنی شیبان کوفه در حلب خریداری کرد و به کوفه آورد. وی آن گاه مسلمان شد و بعد از چندی حافظ قرآن شوید و در ادبیات مهارتی یافت و از انتشار پرهیزگاری و عصمت و طهارت اخلاقی نیز منزلت بلندی دستیابی کرد. خواجه اورا آزاد کرد، البته از او خواست عضویت بنب‎شیبان را بپذیرد، امّا وی نپذیرفت، با اینهمه، وی و خاندانش به «‌کوفی شیبانی‌» آوازه یافتند. برخی گفته‎اند که اعین اهل ایران بوده و با علی‎ بن‎ ابی طالب(ع) دیدار کرده و بر دست وی مسلمان گشته و بعداز آن از یاران او گردیده‌است[۷] البته رجال شناسان عموماً اینگونه نظری را تأیید نمی‎نمایند. آنچه قطعی به حیث میرسد این میباشد که اعین و قوم وی، تا آنجا که اشخاص آن شناخته گردیده‎اند، جز تنی یکسری، شیعه بوده‎اند و اکثری به دوستی و طرفداری از علی(ع) و دیگر امامان شهره‎اند.

زُرارة ‎بن‎ اعین شَیبانی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: زرارة بن اعین
زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی (حدود ۷۰-۱۴۸ یا این که ۱۵۰ق) که از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)، و از فقیهان و متکلمان شیعه میباشد.

بازدید : 22
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


عَمّار بن موسی ساباطی پر اسم و رسم به عمار ساباطی از راویان امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) بود. او با دیدن کرامتی از امام درستگو(ع) شیعه شد. عمار بعداز شهید شدن امام ششم قائل به امامت عبدالله افطح شد؛ البته به قولی بعد از مدتی به امامت امام کاظم(ع) معتقد شوید. او هم‌بعد از ظهر امام رضا(ع) نیز بوده میباشد؛ البته به جهت کهولت سن از وی روایتی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نقل نکرده میباشد.

بیشتر رجالیان عمار را ثقه دانسته‌اند، او دارنده کتابی بود که آیتم یقین راویان و عالمان بوده میباشد.

شخصیت‌شناسی
ابوالفضل[۱] یا این که ابوالیقظان[۲] عمار بن موسی ساباطی هم‌بعدازظهرِ امام راستگو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد.[۳] او در شهرهای کوفه و مدائن سکونت داشت.[۴] درباره سال میلاد و وفات او اطلاعی در اختیار وجود ندارد.[۵] برخی به دلیل داستان عمار ساباطی از ماجرای زد خورد زید بن علی (درگذشت ۱۲۱ق) و سلیمان بن خالد،[۶] گفته‌اند او پیش از سال ۱۲۱ق به جهان آمده میباشد.[۷] اما به دلیل روایتی که حسن بن صدقه از امام رضا(ع) داشته و در آن نامی از عمار ساباطی گردیده‌است،[۸] بیان شده او در طول امامت امام رضا (امامت: ۱۸۳ تا ۲۰۳ق) زنده بوده میباشد.[۹] برخی گفته‌اند او پیش از سال ۲۰۳ق وفات مسجد غدیر فلاحی مشهد یافت.[۱۰]

برادران عمار، قیس و صباح از راویانی می‌باشند که ثقه معرفی گردیده‌اند.[۱۱] فرزند عمار ساباطی، اسحاق، از راویان حدیث میباشد که دارنده کتاب و اصل میباشد.[۱۲] روضه خوان طوسی، اسحاق را فطحی‌مذهب و ثقه معرفی می‌نماید.[۱۳] همینطور برادرزاده‌اش موسی بن قیس نیز از راویان حدیث مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۴]

مذهب
به گفته طبری صغیر عمار بن موسی ساباطی آغاز سُنّی‌مذهب بود[۱۵] و به دلیل کرامتی که از امام درست گو(ع) مشاهده کرد، در طی امامت امام راستگو(ع) (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) شیعه شد و از یاران امام درست گو(ع) شوید.[۱۶] وی بعد از شهیدشدن امام راست گو(ع)، به امامت عبدالله افطح قائل مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۱۷]

بعضا گفته‌اند او تا انتها قدمت فطحی‌مذهب بود.[۱۸] اندک بودن احادیث او از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) به همین خیال و خاطر دانسته شد‌ه‌است.[۱۹] در مقابل بعضا دیگر معتقدند که او بعداز مدتی قائل به امامت امام کاظم(ع) شد.[۲۰] آورده شده او به دلیل محافظت جان امام کاظم(ع) یا این که محافظت جان خویش مذهبش را نهفته می کرد[۲۱] و به دلیل فشار مهدی عباسی بر شیعه‌ها و زندانی‌بودن امام کاظم(ع) نتوانسته احادیث متعددی از امام کاظم(ع) نقل نماید.[۲۲] در طی امامت امام رضا(ع) نیز کهولت سنش بازدارنده میشد که به مدینه و مرو که محل سکونت امام رضا(ع) بود، برای شنیدن حدیث رفت و آمد نماید.[۲۳] همینطور روایتی از امام کاظم(ع) نقل شد‌ه‌است که به رجوع و برگشت او به امامت امام کاظم(ع) اشاره داراست.[۲۴]

راوی حدیث
به گفته آیت الله خویی اسم عمار بن موسی در مدرک ۱۲۸ قصه آمده میباشد.[۲۵] وی از امام راستگو(ع) و امام کاظم قصه نقل نموده است.[۲۶] همینطور راویانی زیرا ابوالحسن ساباطی، حماد بن عثمان، قدمت بن شداد ازدی، محمد بن سنان، مروان بن مسلم و مصدق بن صدقه از وی داستان کرده‌اند.[۲۷]

احادیث منقول از او بیشتر در موضوعات فقاهتی میباشد [۲۸] از این رو روضه خوان موثر اورا از فقیهانی دانسته که احکام حلال و حرام از آن ها گرفته می گردد.[۲۹] از وی روایتی درباره فضلیت نماز در مسجد النبی نقل شد‌ه‌است.[۳۰]

وثاقت
بیشتر رجالیان شیعه، قائل به وثاقت وی می باشند.[۳۱] عبدالله مامقانی رجالی شیعه، وثاقت عمار ساباطی را اجماعی دانسته میباشد.[۳۲] با این اکنون علامه حلی[۳۳] و ابن داود حلی[۳۴] او‌را در قسمت ضُعَفای کتاب‌های رجال خویش آورده‌اند که آورده شده به خیال و خاطر فطحی‌بودنش تا نقطه پایان قدمت بوده میباشد.[۳۵] روضه خوان طوسی، گفته میباشد بر فرض که عمار ساباطی فطحی باشد، ضرری به وثاقت وی در نقل قصه نمی‌زند.[۳۶] همینطور به گفته روحانی طوسی در العدة فی اصول الفقه، چنانچه راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در سپرده آیتم اعتقاد و باور بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن شغل نکرده باشد، بایستی به روایاتش فعالیت خواهد شد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث فطحیه و واقفه شغل می‌نمایند.[۳۷]

به گفته احمد بن علی نجاشی از عالمان رجال قرن پنجم قمری، عمار ساباطی دارنده کتاب بوده و گروهی از آن داستان کرده‌اند[۳۸] و آیتم اتکا عالمان بوده میباشد.[۳۹]

بازدید : 36
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:57


احداث مدرسه های علمی
صفویان برای تقویت مذهب شیعه و تربیت عالمان و مبلّغان شیعی، خلال تعمیر مدرسه های گذشته به تشکیل داد مدرسه ها تازه در مشهد تلاش گماردند. فرایند تأسیس این مدرسه های به طور جدّی و پیوسته از نصفه دوم قرن یازدهم، یعنی از مجال سلطنت پادشاه عباس دوم، استارت شد و تا نقطه پایان حکومت صفویه کمابیش استمرار یافت.به عنوان مثال در زمان سلطنت وی در ۱۰۵۷ق مکتب خیرات خان[۳۲] و در ۱۰۵۹ق مکتب میرزا جعفر[۳۳] و آنگاه مکتب فاضل خان یا این که فاضلیه در ۱۰۷۵ق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ساخته شد.

[۳۴] مکتب عباسقلی خان هم صحیح در سال مرگ او یعنی ۱۰۷۷ق تأسیس شد.[۳۵]در طی سلطنت جانشین او یعنی پادشاه سلیمان هم در ۱۰۸۳ق مکتب ملامحمد باقر معروف به سمیعیه به کارایی مولی محمد سمیع و تجویز و تشویق ملا محمدباقر سبزواری، مولف کفایةالاحکام، تاسیس شد،[۳۶] در ۱۰۸۶ق مکتب نواب یا این که صالحیه سازه شد.[۳۷] در کل در زمان صفویه تا ۱۱۰۰ق، در مشهد ده مکتب اصلی تاسیس شوید.[۳۸] بنابراین، فرایند تاسیس مدرسه های درین قسم و تخصیص موقوفات پر ارزش فراوان به آنان از سوی دولتمردان صفوی، مشهد را در آن عهد و پیمان یک کدام از فرهنگی‌ترین شهرهای کشور آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ایران کرده بود.

آموزش و پرورش
از معدودّ و کیف کتابهای درسی و طرز درس دادن محصل ها در‌این پیمان داده ها تفصیلی در چنگ وجود ندارد، ولی از پژوهش بعضا اجازات صادره از سوی برخی از علما مفروضات ارزشمندی در این مورد به دست می آید. برای مثال در اذن علمی حرّ عاملی (متوفی ۱۱۰۴) برای سیدعلاءالملک پسر میرزا ابوطالب علوی موسوی بومی مشهد که در نصفه ربیع الآخر ۱۰۸۶ صادر گردیده از پاره‌ای از مهمترین کتاب ها حدیث شیعه برای مثال کتاب ها اربعه مذکور گردیده که نشانه می دهد اینگونه کتابهایی در آن عهد و پیمان مدار گفت و گو‌ها و تحقیق‌های حدیثی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد.

در‌این اذن همینطور حرّ عاملی اذن نقل پاره‌ای از کتابهای خویش مثلا گستردن وسائل الشیعة الی علم آموزی مسائل الشریعة و رسالة الرجعة (اسم آن: الایقاظ اینجانب الهجعة) را داده میباشد که علامت می دهد بعضی از تصنیفات وی از به عبارتی فرصت تألیف گزینه اعتنا و مدار مباحثات علمی بوده میباشد.[۳۹] در اذن علمی دیگری که حرّعاملی برای مولی محمدصادق مشهدی در ۱۹ شعبان ۱۰۹۲ صادر کرده[۴۰] او اذن خویش را بعد از مباحثه با فرد مُجاز و در واقع آزمون معیار آمادگی او در ادراک و درک دقایق و ظرایف روایات صادر نموده است و این می رساند که درین بعدازظهر دست کم در فرآیند خوب تحصیلی و در برخی حرفه‌ها چیزی مشابه آزمون مدرن، اما در مقیاسی خردتر و فردی خیس، شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وجود داشته میباشد.

نظام مالی
درباره مقدار شهریه طلاب و حقوق و دستمزد مدرّسان حوزه علمیه مشهد در بعد از ظهر صفوی، به جز پاره‌ای اوراق مالی بازمانده، داده ها درخور توجهی در اختیار وجود ندارد. از جمله براساس یک مدرک در تاریخ ربیع الاول ۱۰۲۴، میرزا جعفر رضوی که در ۱۰۰۷ و بعداز تصرف مشهد به دست فرمان روا عباس به طور قانونی تحت عنوان مدرّس آستان قدس رضوی انتخاب شد،[۴۱] از بابت یک‌سال درس دادن ده تومان تبریزی رایج در خراسان اخذ کرد. از متن مدرک اینگونه برمی‌آید که مقدار وجه پرداختی به مدرّسان درین مجال احتمالا بستگی به تعداد طلاب و سطح علمی مدرّس داشته میباشد.[۴۲] در فرمانی از فرمانروا سلیمان در ۱۰۷۸، مقرر گردیده‌است که به میرزا محمد ابراهیم مدرّس آستان قدس هر ساله نود تومان تبریزی حق التدریس داده گردد.[۴۳] مثال دیگر درین باب سندی میباشد مورخ جمادی الاولی ۱۰۸۴ که براساس آن یکی از دیگر از مدرّسان آستان قدس رضوی دستمزد سالیانه خویش را به طور جنسی، ۲۸ خروار و ۲۵ اینجانب غلّه به طور مناصفه و به وزن تبریز، اخذ نموده است.[۴۴]

رونق علمی
برای مثال شواهدی که رونق و نشاط علمی حوزه مشهد را درین بازه آرم میدهد فراوانی تألیف و تصنیف و نیز کثرت نگارش کتابهای درسی و غیردرسی در حرفه‌های متفاوت میباشد. نگاهی زود گذر صرفا به الذریعه آقابزرگ طهرانی گواه این مدعاست.[۴۵] همینطور پاره‌ای از عالمان بومی مشهد کتابهایی را به اسم و برای بعضی از سلاطین صفوی تألیف یا این که ترجمه کرده‌اند.[۴۶]

بازدید : 26
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


زید بن حارثه (درگذشته ۸ قمری)، آزادشده و فرزندخوانده فرستاده پروردگار(ص) و از اول مسلمان‌ها و فقط صحابی میباشد که نامش در قرآن آمده میباشد. او فرماندهی مبارزه موته را بر ذمه داشت و در همین مبارزه به شهیدشدن رسید. مزار وی و دیگر شهدای موته در اردن زیارتگاه مسلمانها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

نسب و کودکی
بابا زید، حارثه بن شراحیل از قوم بنی کلب قُضاعَه[۱] و مادرش، سعدی بن ثعلبه بن عامر از خویشان بنی معن و طی بودند.[۲] او‌را زید الحُبّ می‌گفتند، زیرا فرستاده خداوند او‌را دوست می‌داشت.[۳] زید آزاد شدۀ پیامبر پروردگار(ص) بود و به همین باعث زید و فرزندش اسامه را از مَوالی فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌خوانده‌اند.[۴]‌

از تاریخ به دنیا آمدن زید خبر دقیقی در اختیار وجود ندارد. وی در طی نادانی به یاروهمدم مادرش به دیدار قوم و قبیله بنی معن رفت. در به عبارتی روز ها این خویشاوندان آیتم هجوم معاند قرار گرفت و زید اسیر شد. حدود ۸ سال داشت که حکیم بن حزام اورا در بازاری از نواحی مکه برای خدیجه خرید. خدیجه بعداز تزویج، او‌را به فرستاده پروردگار کادو کرد. حضرت محمد(ص) زید را آزاد کرد و آنگاه او را در منزل خویش نگه داشت.[۵] گفته‌اند که رسول در آن فرصت ۱۰ سال از زید بزرگتر مسجد بابا غدیر مشهد بوده میباشد. [۶]

سال‌ها آنگاه، زید در موسم حج گردآوری‌ای از عموم قوم خویش را روءیت کرد، از روش آن ها خبر سلامتش را به بابا و مادرش رساند. پدرش در فراق وی اشعاری سروده میباشد.[۷] بابا زید از پیامبر آفریدگار(ص) درخواست کرد تا در قبال اخذ بهای زید، اورا به آنها برگرداند، ولی فرستاده(ص) زید را در میان ماندن نزد خودش و برگشت به سوی خاندان‌اش مخیر کرد، زید ماندن نزد نبی را برگزید، حارثه اظهار‌کرد:‌ای فرزند! بندگی را بر آزادگی تفویض می‌نمائی و بابا را مهجور می گذاری؟ زید اعلام‌کرد: اینجانب از آن هنگامی که فرستاده را چشم‌ام دیگر هیچ وقت کسی را بر آن حضرت سپردن مسجد بابا قدرت مشهد نخواهم کرد.

در بعضی منابع تاریخی اهل سنت آمده میباشد که حضرت محمد(ص) زیرا این کلام از زید شنید، او‌را به حجر مکه آورد و فرمود:‌ زید فرزند اینجانب میباشد، از اینجانب ارث میبرد و اینجانب نیز از وی ارث میبرم. از آن مجال اورا زید بن محمد(ص) می‌خواندند تا آنکه نشانه‌ها ۴ - ۶ سوره احزاب نازل شد که فرزند خوانده را به نام بابا خودش بخوانند. از آن پس زید را زید بن محمد نخواندند.[۸]

اسلام، مسافرت و عقد اخوت
منابع تاریخ اسلام، زید بن حارثه را در زمره اولیه گروندگان به اسلام مذکور‌اند.[۹] زمانی که نبی اکرم به رسالت برگزیده شد و به منزل رجوع، خدیجه، علی بن ابیطالب و زید بن حارثه در منزل وی به رمز می‌بردند. او‌را بعداز حضرت علی(ع) اول مرد مسلمان شناخته گردیده‌است.[۱۰] اما براساس بعضی نقل‌ها، زید بن حارثه اولی مسلمان بوده میباشد.[۱۱]

بعداز آنکه نبی(ص) به مدینه مسافرت کرد، زید و ابورافع مأمور ملازمت فاطمه(س)، ام کلثوم و سوده بودند. در‌این مسافرت زید، همسرش ام ایمن و فرزندش اسامه را نیز به یار داشت.[۱۲]

حمزه بن عبدالمطلب در قول برادری مسلمانها در مکه با زید بن حارثه عقد اخوت بسته بود. وی در روز اُحُد هم زید را وصی خویش کرد.[۱۳] بعد از مهاجرت، نیز نبی پروردگار(ص) در میان زید و اسید بن حضیر عقد برادری بست.[۱۴]

زید فقط صحابی نبی میباشد که اسم وی در قرآن آمده میباشد:[۱۵]

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»(سوره احزاب: آیه ۳۷)
([به خیال بیاور] زمانى را که به آن کس که خدا به وی نعمت داده بود و تونیزبه وی نعمت داده بودى [به فرزند خوانده‌ات «زید»] مى گفتى: «همسرت را براى خویش نگاه دار و از خداوند بپرهیز.» و در دل خویش چیزى را نهفته مى داشتى که معبود آن را آشکار مى نماید; و از عموم مى ترسیدى در حالى که پروردگار سزاوارتر میباشد که از وی بترسى. هنگامى که زید نیازش را از آن زن به راز آورد [و از وی غیر وابسته شد]، ما او‌را به همسرى تو درآوردیم تا مشکلى براى مؤمنان در وصلت با همسران پسرخوانده هایشان ـ هنگامى که از آنان بى نیاز شدند [و آنان‌را جدایی دادند] ـ نباشد; و امر خداوند اعمال شدنى میباشد [و سنّت خطا تحریم این زنان بایستی شکسته خواهد شد].)

بازدید : 19
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:55


تاریخ یعقوبی

تاريخ يعقوبي
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تاریخ یعقوبی
تاریخ یعقوبی از اولیه مثال‌های تاریخ جهانی در تاریخ‌نگاری اسلامی میباشد[۱۶] که قسمت در آغاز آن به تاریخ عالم تا ظهور اسلام تخصیص یافته و نصیب دوم رویدادهای تاریخ اسلام را از مجال بعثت تا زمان خلافت المهتدی عباسی (۲۵۵-۲۵۶ق) پی می گیرد. تاریخ یعقوبی صورت سال‌نگاری (حولیات) ندارد بلکه مطالب مبنی بر مقاطع و عصر‌ها و موضوعات تاریخی سامان یافته‌اند.[۱۷] تاریخ یعقوبی از اولیه مثال‌های نحوه ترکیبی در تاریخ‌نگاری اسلامی میباشد که در آن مولف، محتوای احادیث تاریخی در یک قضیه را مخلوط کرده و مطالب را مبنی بر دکوراسیون دلخواه خویش می‌نگارد و به نقل مدرک احادیث نمی‌پردازد.[۱۸] این طریق که در مقابل شیوه روایی میباشد، مرحله‌ای از تکامل تاریخ‌نگاری اسلامی به‌شمار می‌رود که با اثراتی مانند اخبال الطوال و تاریخ یعقوبی استار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.

راه و روش خردگرایانه در انتقاد احادیث تاریخی از خصوصیت‌های تاریخ یعقوبی میباشد که به‌خصوص در انکار او درباره بعضا از احادیث غریب و افسانه‌سیرتکامل رایج در کشور‌های گوناگون منعکس شدن یافته میباشد. وی در تاریخ خویش افزون بر کارها سیاسی، به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی نیز دقت نموده است. در جلد ابتدا کتاب، یعقوبی در بیان تاریخ ملل متعدد، اثرها فرهنگی و علمی آن ها را معرفی کرده و از اعتقادات و مذهب‌ها و دین‌ها کلا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رانده میباشد.[۱۹]

البلدان

کتاب البلدان از منابع مهم جغرافیای همگانی دنیا اسلام در سده سوم هجری میباشد. یعقوبی این تاثیر را در سال‌های نقطه پایان عمرش و حدود سال ۲۷۸ق نگاشته میباشد. کتاب وی مشمول معرفی مختصری از شهرها، ولایت‌ها و قسمت‌های هر ولایت و اشاره به سران، حاکمان، عموم و قبایل معاش‌کننده در آن میباشد. او همینطور از راه و روش‌ها گفت و گو نموده است و کتابش را به ارشاد برای مسافران تبدیل کرد. یعقوبی درین کتاب نیز رویکردی عقلانی دارااست و اثرش از نقل خبر‌ها شگفتیها خالی میباشد.[۲۰] به‌فعالیت بردن طرز مشاهده در تعریف اماکن، دقت به جغرافیای تاریخی، جمعیت‌شناسی و عموم‌نگاری و بیان آداب و رسوم و اعتنا به جغرافیای اقتصادی، تجاری و کشاورزی بخش ها مثلا خصوصیت‌های پر ارزش جغرافی‌نگاری یعقوبی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۱]

مشاکله الناس لزمانهم

رساله کوچکی میباشد از یعقوبی که در آن به تفصیل مختصری از خلق خلفا پرداخته میباشد. عنایت این کتاب به شیوه جامعه‌شناختی یعقوبی میباشد. او در‌این کتاب عقیده هم‌شکلی عموم با حاکمان را مطرح نموده است که مبتنی بر آن در هر عصر تاریخی، عموم بر طریق و مدل معاش سلطان و خلیفه معاش می‌نمایند. یعقوبی آغاز این عقیده را مطرح کرده و در‌پی شواهد تاریخی را در ثابت آن نقل نموده است. اسم ۳۱ خلیفه در کتاب آمده و زیر هر کدام به مهمترین خصوصیت‌های اخلاقی و رفتاری خلیفه اشارات مختصری گردیده است. به‌دنبال نیز یعقوبی به هم‌شکلی عموم به هر کدام از خلفا اشاره کرده و گاه از بعضا اشخاص خاصی که مشابه خلیفه بوده‌اند، ذکر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شده میباشد.[۲۲]

تشیع یعقوبی
افزون بر سوابق تشیع در خویشان یعقوبی که پیشتر بدان اشاره شد، نماد‌هایی بر تشیع یعقوبی در اثر ها او بخصوص کتاب تاریخ یعقوبی وجود دارااست که با رعایت آن‌ها، اکثری از نویسندگان او‌را شیعه دانسته‌اند.[۲۳] فهرست ذیل برخی از ‌آن آیه‌ها میباشد:

پرداختن به تاریخ شیعه ها و معاش امامان شیعه.[۲۴]
ادبیات حاکی از احترام و عشق به امامان(ع).[۲۵]
نقل تعداد متعددی از احادیث حاکی از فضیلت ها امام علی(ع)[۲۶]
نقل حدیث غدیر خم و حدیث ثقلین.[۲۷]
ارائه گزارشی از سقیفه که نشانه‌دهنده وجود میل‌های شیعی و دوست داران خلافت علی(ع) در آن فرصت میباشد.[۲۸]
همدلی با قیام‌های علویان.
اشاره به معاش‌طومار بیشتر امامان شیعه به‌ترتیبی که مقبول شیعه‌ها دوازده‌امامی میباشد، شاهدی در ثابت این فرضیه میباشد که یعقوبی بر مذهب شیعه دوازده‌امامی بوده میباشد.[۲۹] با وجود همگی این موردها، تمایل شیعی یعقوبی را نباید با تشیع اعتقادی تکامل‌یافته نزد شیعه ها سده‌های بعد از آن مقایسه کرد.[۳۰] بایستی در حیث داشت که یعقوبی با خلفای عباسی قربت و تعلق داشته و گزارش‌هایش با رعایت ملاحظاتی درباره عباسیان، نگاشته شد‌ه‌است. از همین روست که برخی از روایاتش با احادیث دارای شهرت و پذیرفته گردیده نزد شیعه، مبتنی بر وجود ندارد. برای مثال او با اینکه به زندانی‌بودن امام کاظم(ع) اشاره کرده البته از شهید شدن وی به فرمان هارون عباسی و یا این که شهید شدن امام رضا(ع) به‌دست مأمون حرف نگفته[۳۱] و از دولت عباسی تعریف‌و‌تمجید نموده است.[۳۲]

پانویس

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 74
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 1
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 77
  • بازدید ماه : 77
  • بازدید سال : 2432
  • بازدید کلی : 41708
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی