loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 54
سه شنبه 27 آذر 1403 زمان : 9:47


وی ضمن مخالفت با عبارت \"تفاوت رنگ\" این جمله را اینگونه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تصحیح می‌کند: \"تفاوت بخش مرمت شده و نصیب بازسازی نشده.\" و پیرو توضیح میدهد: کاشی‌هایی که مرمت شده فعلا بندکشی داراست این در حالتی‌که است که کاشی‌های همین نصیب پیش از بازسازی و کاشی‌های دیگر سوراخ‌هایی که بازسازی نشده به راحتی با دست برداشته میشوند. عکس‌هایی که از فاصله نزدیک از گنبد شیخ لطف الله قبلی و بعد از بازسازی گرفته شده وجود داراست و می توان آنها‌را مقایسه کرد. در آن مجال کاشی‌ها با دست قابل برداشتن و بسیاری مسجد غدیر فلاحی مشهد از آن ها فروریخته بود. رسانه ها بایستی موقعیت گنبد و نیاز آن به بازسازی را اطلاع رسانی کنند تا میزان دارایی آن فراهم خواهد شد. موقعیت گنبد بحرانی می‌باشد و با یک برف سنگین سرنوشت آن نامشخص خواهد بود.

مدیرپایگاه جهانی میدان نقش عالم در پاسخ به سوالی بر طبق اینکه چرا آحاد ترک گنبد برای نوسازی برداشته شد، تاکید می‌کند: گنبد مشکلاتی در کاشی‌ها و آجرها داشت، البته ایراد مهم گنبد زیرسازی آن بود. مسجد بابا غدیر مشهد مجموع گچ زیر سازی پوسیده شده و کاشی‌ها و آجرهای روی گنبد با دست قابل برداشتن بود. دیگر نصیب‌های گنبد نیز همین نقص‌ را دارد و کاشی‌ها و آجرها از هم جدا شده. فشار روی کاشی‌های گنبد بسیار زیاد می باشد و برهان اینکه این کاشی‌ها هنوز نریخته این می باشد که بارندگی شدید برف یا باران نداشته‌ایم؛ همچنین کاشی‌هایی که روی آیتم آجری گنبد کار شده‌اند ریشه‌های بلندی دارد و همین موضوع تا الان کاشی‌ها را از ریخته شدن نگهداری کرده است. مسجد بابا قدرت مشهد

با دیدن عکس گنبد یا تماشا آن از به دور نمی‌اقتدار قضاوت کرد
خطابخش در پی با بیان این نکته که \"برخی نکات گنبد از دور معلوم نیست\" خاطرنشان می‌کند: موقتی گنبد چین خورده هست و فشار بالایی بر آن وجود دارد. گنبد مسجد شیخ لطف الله مریض می‌باشد و نیاز به درمان دارد. با دیدن گنبد در یک روز بارانی می‌توان متوجه این خرابی‌ها در حین بارندگی شد. در او‌لین بارندگی پس از مرمت (هفته گذشته) تنها قسمتی که خیس نشده بود و نم نداشت همین نصیب مرمت شده بود.

وی درباره نرم افزار برای ادامه بازسازی بر گنبد می افزاید: نرم افزار‌ ریزی‌هایی کردیم و مرمت را به همین شکل ادامه خوا‌هیم داد. در حالتی‌که در هفته‌های آینده اعتبار به ما ابلاغ گردد عمل بازسازی دیگر رخنه‌‌های گنبد را نیز آغاز خوا هیم کرد. در هر نوسازی موقعیت خاصی را برای بازسازی‌گر در حیث می‌گیریم و در شرایطی‌که کسی حائز این شرایط نباشد قاعدتا عمل مرمت را به او نخواهیم سپرد. انجام عمل تجدید بنا‌ بناهای مهمی مانند گنبد مسجد شیخ لطف الله با مزایده ممکن نیست و قابلیت و امکان اجرای این تشریفات وجود ندارد.

مدیر پایگاه جهانی میدان نقش فقیه در نقطه نهایی از خلا بودجه گلایه می‌کند و از اسنادی میگوید که به جای پول عیب گیری با آن‌ها فعالیت می‌کنند: مشکلی برای شغل با ورقه ها نداریم، حتی همین عمل گنبد را نیز با سندها و سوای بودجه عیب گیری اجرا شد. هنوز اعتبار برای شروع دوباره بازسازی گنبد مسجد شیخ لطف الله اختصاص نیافته و به محض اینکه میزان دارایی حفاظت شد نوسازی دیگر رخنه‌‌های گنبد آغاز خواهد شد.

قضاوت درست؛ طاقت فرسا‌ترین فعالیت
قضاوت و نظریات درباره مسائل خاص و تخصصی جزء طاقت فرسا‌ترین کارها و وظیفه آن بر عهده متخصصین هست، اما این فعالیت مشقت بار، برای بعضا سهل و آسان به نظر می آید! مهم‌ترین نکته پیش از هر صحبتی درباره گنبد مسجد روضه خوان لطف الله دیدن تمام آجرها و کاشی‌های نوسازی شده آن از نزدیک است. هیچگاه نمی‌توان با نگاه گذری درباره مسئله‌ای تخصصی نظر داد شاید به همین دلیل است که بسیاری از اساتید دانشگاه و متخصصان ترجیح دادند درباره چگونگی نوسازی آن لحاظ ندهند.
از سویی دیگر، تغییر تحول رنگ و خلائی که فی مابین بخش بازسازی گردیده و رخنه‌‌های دیگر گنبد دیده میشود، ابدا قضیه‌ای جزئی نبوده که به آسانی آن را به تمیزکاری و یا این که بندکشی نسبت اعطا کرد و مطلقا بایستی توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد تا تردید ها کاملا از در بین برود. آن چیزی که درین فی مابین بارز و معین بوده نیاز مبرم گنبد مسجد روضه خوان لطف الله به تجدید بنا و نوسازی میباشد.

این گنبد مانند اکثری دیگر از گنبدها با معماری بعد از ظهر صفوی از چهارلایه تشکیل‌شده، دربین لایه اولیه (لایه درونی) با آن تقارن شاهکار و لهجه‌زد خویش و لایه پایان که نام و نشان شهر گنبدهای فیروزه‌ای میباشد؛ دو لایه دیگر مبتلا پوسیدگی و تخریب فراوان گردیده بودند که در شکل نفوذ رطوبت می‌توانست منجر تخریب گردد. همینطور احتمال فروریختن کاشی‌هایی که سوای بندکشی بر روی گنبد رها شدند محتمل میباشد.

میان هیاهوی "نوسازی" یا این که "تخریب" و مبارزه بر راز دو سوراخ تجدید بنا گردیده گنبد نباید موقعیت پوسیدگی لایه زیرین آن فراموش گردد. همینطور این انتظار می‌رود که بعداز این تجارب آلرژی‌ها نسبت به داربست‌هایی که بر روی گنبدهای فیروزه‌ای شهر سالیان متمادی میباشد که جا خوش کرده‌اند و بعد از پنج سال مجدد با به عبارتی ایرادات گذشته، داربست‌های گذشته و پیمانکاران قبل گشوده می گردند، نیز بالا رود.

بازدید : 23
دوشنبه 26 آذر 1403 زمان : 10:43


براین اساس، برای فرار و گریز از گیرودار تفاوت پندارها و دور از هرگونه تخصص‌گرایی در تعریف‌و‌تمجید فرهنگ وتمدن، با مطالعاتی که در اکثر تعاریف اعمال گشته، کارایی شد‌ه‌است تعریفی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از تمدن ارائه گردد که تا سرحد قابلیت ذکر کاملی از معنا حقیقی و واقعی فرهنگ وتمدن باشد. با این قصد و نیت تمدن عبارت میباشد از: دسته عقاید، سنت‌ها، آداب و رسوم و بها‌ها که دارنده مختصات و ویژگی ها تحت باشد: 1ــ طلبه و گزینه تایید عموم مردم باشد؛ 2ــ برای تایید و قبول آن به عامل و مجادلة علمی و زیرا و چرا نیازی نباشد؛ 3ــ محو و ساخت‌و‌ساز آن مستلزم گذر فرصت باشد؛ 4ــ در یک فرصت و جای و حالت خاص ساخت‌و‌ساز و حادث نشده باشد؛ 5ــ در بستر زایش و ساخت‌و‌ساز، دارنده علل و عامل ها گوناگون، گاهی ضد و نقیض باشد؛ 6ــ در میان دارندگان و قائلان به آن نوعی همدلی، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همرنگی و الفت ساخت و ساز نماید (نام‌و‌نشان غیروابسته فرهنگی).[19]

تفاوت تمدن

با دقت به اینکه معنی تمدن همواره با مضمون‌ فرهنگ وتمدن یاور میباشد، بدین ترتیب جای‌جای که بحثی از تمدن یا این که فرهنگ پیش میاید، ناگزیر در کنار یک کدام از بایستی به دیگری هم اشاره‌ای رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردد. با اعتنا به تعاریف متفاوت فرهنگ وتمدن، شاید از مقایسة آن با فرهنگ وتمدن بتوان معنی آن را پر‌نور‌خیس اعلام‌کرد.

آنچه در نگاه ابتدا به حیث می آید، فقدان تمایز در بین فرهنگ میباشد و معمولاً در عبارت‌ها هم این دو به طور مترادف و هم معنی به عمل می روند؛ به ویژه در تاریخ فرهنگ جای‌جای حرف از فرهنگ میباشد منظور از آن تمدن می باشد و در محاورات سیاسی و اجتماعی نیز این دو واژه به مکان یکدیگر می‌نشینند. لکن بعد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از دقت نظر در مییابیم که‌این دو کلمه و واژه دارنده حوزة معنارسانی مستقلی می باشند؛ اگرچه به طور وام‌گیری به مکان یکدیگر بنشینند. حتی‌در عرف نیز در تمامی جا این دو واژه به مکان یکدیگر به عمل نمی‌رود. برای مثالً در صورتی قومی از واحد سنجش نسبتاً بالایی از پرورش تولیدها صنعتی و مظاهر شهری منفعت‌مند باشد، اما از نگاه اخلاق و رفتار اجتماعی و شخصی و مناسبات انسانی فیمابین، درتوان ابتدایی قرار داشته باشد، به آن خاندان نسبتِ «با فرهنگ» داده نمی شود، در حالی که کلمة «بافرهنگ» در اینجا درست گو میباشد.[20]

با کلیه پیوستگی فرهنگ، دو تفاوت در بین آنان وجود دارااست: ابتدا آنکه فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة عملی و عینی دارااست، و فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة فرضی و معنوی؛ به سیرتکامل‌ای که هنر، فلسفه، حکمت، ادبیات و اعتقادات در قلمرو فرهنگ و تمدن میباشند، در حالی که فرهنگ بیشتر ناظر به رفع حوایج دنیوی بشر در اجتماع میباشد. می‌قدرت از جمله مجسم کرد که بشر از چوب کشتی می‌سازد یا این که از معدن فلز استحصال می‌نماید و آن را برای ساختن ابزار به عمل میبرد؛ این فرهنگ میباشد. ولی در عین درحال حاضر قدمی از این بالاتر می‌نهد؛ یعنی می کوشد تا این کشتی را به سبکی خاص و طرزی خوشگل بسازد. یا این که چیزی که از این فلز پدید میاورد، صورت هنری داشته باشد؛ این تمدن میباشد. معماری، از نگاه آنکه زیبایی و نازکی تخیلی دارااست، جزء فرهنگ وتمدن به شمار می‌رود، البته ازآنجاکه اعتقاد‌قسمت و سفت‌کنندة سرپناه می‌گردد و به آسایش معاش امداد می‌نماید، در قلمرو فرهنگ وتمدن میباشد. ضابطه، فرهنگ وتمدن میباشد در آنجا که نظم اجتماعی را موجب خواهد شد و فرهنگ وتمدن میباشد در آنجا که واجد باریک‌بینی هنری و آموخته‌های انسانی میباشد. دوم آنکه فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة اجتماعی دارااست و فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة شخصی. فرهنگ تأمین‌کننده توسعه و گسترش بشر در هیأت اجتماع میباشد؛ فرهنگ وتمدن قبلی از این جنبه می تواند ناظر به تکامل شخصی بشر باشد.[21]

فرهنگ و تمدن به درک کردن، دریافتن، اندیشیدن، ژرف‌بینی و تدبیر به کارها ربط پیدا می‌نماید و دیررس، دیریاب، روینده، عمیق و استوار میباشد. البته فرهنگ به کارها سطحی و زودگذر و آنی معاش متعلق میباشد و بیشتر جنبة اکتسابی و تقلیدی دارااست؛ زودرس، زودیاب و معمولاً استوار و تغییرپذیر میباشد.[22]

فرهنگ وتمدن در برداشت امریکایی ــ انگلیسی مترادف و هم معنی یکدیگر به عمل میروند، در حالی که در برداشت دیگر، معنی فرهنگ وتمدن با تأکید بر جنبه‌های عقلانیت آن به عمل می‌رود، به مغایر فرهنگ که بیشتر بر مظاهر دنیوی فرهنگ وتمدن اطلاق می گردد.

کشورهای اروپایی، به ویژه آن نصیب که دوران‌ها ذیل سیطرة علمی و فرهنگی اسلام بر رمز برده، خواه ناخواه از تمدن «فراشمول» و «فراماده» اسلام متأثر شده‌اند و تعالیم اسلامی مراد یا این که ناخواسته خمیرمایه اساسی معرفت حکما و فلاسفه آنها، چه در باطن حاکمیت اسلام در آن مملکت‌ها و چه بعد از آن، را صورت داده میباشد و ازاین‌رو چشم میگردد که کانت، ماکس وبر، گوته و نیز مارکس (در اواخر قدمت فلسفی خویش) بر بعد ها دنیوی فرهنگ و تمدن نسبت به جنبه‌های عقلانیت آن تأکید کمتری داشته‌اند و بر همین اساس، فرهنگ وتمدن نیز، که وجه استخراج‌یافته و قوه‌های به‌فعلیت‌رسیده و استعدادهای به‌ثمرنشستة فرهنگ و تمدن است، از منظر این توده معنای متمایزتری یافته میباشد، در مقابل افرادی می‌باشند که فرهنگ وتمدن را با تأکید بیشتری بر بعد ها دنیوی آن مفهوم کرده‌اند.

در کنار این دو برداشت، بینش دیگری به فرهنگ و تمدن نیز میباشد و آن «فرهنگ و تمدن تاریخی» میباشد. در‌این برداشت از فرهنگ وتمدن میباشد که وجة عام آن در بشریت حیث میشود و خیر امتیازهای امنیتی یا این که حیطه‌ای، و فرهنگ و تمدن، تیم‌ای از ساخته‌ها و تجربه بشر در فرایند متفاوت است. در‌این حالت مستقل کردن فرهنگ چینی، اهل ایران، هندی، اروپایی و... از یکدیگر بی‌معناست. درین بینش فرهنگ وتمدن به معنا «تجلی وجدان جمعی خاندان خاص میباشد که از گذشتة تاریخ به به جا مانده رسیده میباشد.» و به دیگر ذکر، تمدن به معنای چه‌طور زیستن و به چه شکل اندیشیدن هر قبیله، و فرهنگ به معنای چه‌طور بودن و «هستن» بالفعل هر قبیله و به طور کلی «هستن گردآوری انسانی» میباشد که در اینگونه برداشتی هیچ‌سیرتکامل تضادی در بین فرهنگ‌ها به وجود نخواهد آمد.[23]

به صورت کلی معنی تمدن گسترده‌خیس و دیرین‌خیس از فرهنگ میباشد. انسان قبل از اینکه بر تاثیر شهرنشینی به فرهنگ و تمدن دست یابد، فرهنگی داشته میباشد و نماد‌اش همین اثرها هنری‌ای می باشد که از وی به‌دست آمده میباشد و تاریخشان به چند هزار سال قبل از شهرنشینی می رسد. بدین ترتیب، به عبارتی‌سیرتکامل که با فرهنگ بی‌فرهنگ و تمدن داریم، متمدن بی‌فرهنگ و تمدن نیز وجود داشته میباشد.[24]

فرهنگ مستلزم تمدن میباشد. چون تمدنی میتواند استوار و خالق باشد که بر فرهنگ و تمدن آن ملت پایدار باشد. به عبارت دیگر فرهنگ و تمدن بایستی پشتیبان‌ای از فرهنگ و تمدن ملی داشته باشد تا استوار و سازگار با طبع آن ملت باشد. فرهنگ و تمدن سازندة فرهنگ وتمدن میباشد، البته فرهنگ وتمدن تنها می تواند جلوه‌گاه فرهنگ و تمدن باشد خیر سازندة آن.[25]

هرچه که جامعة بشری توسعه یافته‌خیس گردیده، آمیختگی تمدن در آن بیشتر شده است. در اینگونه جامعه‌ای، تمدن از انحصار اشخاص مجرب و نابغه خارج می آید و نادر‌وبیش به همة عموم منش پیدا می‌نماید. فرهنگی که در قبل زینت شخص بوده میباشد، جنبة همگانی به خویش می گیرد و در دستور کار مناسب معاش اجتماعی به فعالیت میفتد.[26]

فرق دیگر تمدن در‌این میباشد که ممکن میباشد شی‌ای جزء تمدن یک ملت باشد، البته در عین درحال حاضر برای ملت دیگر جزء فرهنگ وتمدن آن ها باشد. برای مثال ماشین برای کشورهای اروپایی جزء فرهنگشان شد‌ه‌است و برای ملت‌های شرق تمدنشان را می‌سازد و هنوز راهی در تمدن آن‌ها بازنکرده میباشد.[27]

بر حسب روش‌های پیشرفت نیز دربین تمدن تمایز قائل گردیده‌اند: فرهنگ و تمدن به معنای «فوت‌و‌فن» فرابشری پیوسته و جمعی، و مستعد طرز‌های سرایت کردن‌پذیر و کار کشته به تکثیر جهانی میباشد و درحال حاضر آنکه تمدن به معنای «خلاقیت و آفرینندگی» به تفرق روی می دهد و مستعد شیوه‌های سرایت کردن‌پذیر و همینطور جابجایی‌پذیر وجود ندارد.[28]

در دعوا تمایز میان فرهنگ (با هر نگرشی) با چندین نگرش روبه‌رو می‌شویم: الف‌ــ فرهنگ و تمدن، وجة معنوی متعالی معاش اجتماعی آدم میباشد؛ و فرهنگ وجة دنیوی و پذیره‌گردیده‌های لمس‌شدنی جامعه؛ ب‌ــ تمدن، وجة فعال رویش و رویش تامل میباشد و فرهنگ، شکل ثبت‌شدة وجة ایستای فرهنگ وتمدن؛ ج‌ــ فرهنگ وتمدن، نوع صورت‌گیری اخلاقی، عقلی و روحی شخص و تبلور آن در تربیت‌یافتگی، اوضاع و احوال قانون ها، و آداب و رسوم اجتماعی یک فامیل یا این که اقوام منطقة خاص جغرافیایی میباشد که از دید آئین، ملیّت و گویش با هم اشتراک دارا‌هستند؛ و فرهنگ یعنی کیان والا و فراشمول فرهنگی که به مثابة لایة جوّی پهناوری همگی اقوام و ساکنان ناحیة بزرگ جغرافیایی را به طوری زیر پوشش بگیرد که همه با هر نوع اختلافی در اجزای فرهنگ وتمدن، آن کیان را پذیرفته باشند؛ مانند اسلامیت، آریایی و... .

نکتة اصلی در اینجاست که در مشرب امریکایی، تفاوت فرهنگ بیشتر از نوع «ب» میباشد؛ چون آنها اصولا و ریشة مفهومی تفاوتی فی مابین این دو نمی‌یابند و محققان آلمانی و اهل ایران عموماً به دو نوع «الف» و «ج» اعتقادوباور دارا‌هستند.[29]

با همة این‌ها، اشخاصی بوده‌اند که متمدن تحت عنوان اشتغالات معنوی و فرهنگ وتمدن تحت عنوان توسعه دنیوی مخالفت کرده‌اند که برای مثال آنان هردر میباشد. وی به انکار دوگانگی در میان شغل «دنیوی» و «معنوی» برخاست. بنابر بینش وی مصنوعات به عبارتی‌قدر جزء فرهنگ و تمدن محسوب می شوند که تامل‌ها، اعتقادات و قیمت‌ها. تمدن دربرگیرندة کلیه شغل‌های مبتکرانه انسانی میباشد، هم آنچه «جاری ساختن میدهد» و هم آنچه «می‌اندیشد».[30]

بازدید : 20
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 10:45


آئین و شریعت یک چیز نیستند، هرچند که گاهی، در بعضا مشی‌ها به یک معنی به عمل رفته‌اند. دانشِ آیین‌شناسی تطبیقی (comparative religion) که از علم‌های مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارای اعتبار جهانی میباشد، و در اکثری از دانش کده‌های عالم درس دادن میگردد، نشانه میدهد که آیین و شریعت همسان نیستند، و در واقع اکثری از ادیان فاقد شریعت میباشند. آیاتی از قرآن مجید نیز آیین و شریعت را گوناگون معرفی نموده است، چون از یکسو تاکید دارااست که آئین کلیه پیامبران یک کدام از بوده میباشد، و از سایر سو گفته میباشد هریک از آن ها شریعتی علی‌حده داشته میباشد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (سوره مائده، آیه ۴۸)

از دربین ادیان زنده و معروف امروز در سطح عالم، فقط دو آیین می‌باشند که نظام‌طومار مشخصی به اسم شریعت دارا هستند، یکی‌از یهودیت و دیگری اسلام، و مشابهت‌های فراوانی در بین آنها وجود داراست، تا جایی که پاره‌ای از محققان گمان کرده‌اند که شریعت اسلامی از شریعت یهودی اقتباس گردیده است، هم‌چنان‌که شماری دیگر از آن‌ها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ریشه‌های این دو شریعت را به زمان‌هایی بسیار دورتر نسبت داده‌اند، به فرهنگ میان النهرین و حتی هند باستان، ولی زیرا این زمینه به گفت و گو کنونی رابطه مستقیمی ندارد از باز کردن آن می‌گذرم. سایر ادیان که رهروان شان به ملیاردها نفر میرسد فاقد شریعت میباشند، و کارکرد شان در معاش رهروان شان صحیح به عبارتی چیزی میباشد که دو آئین خاطر گردیده دارا هستند. یعنی نداشتنِ شریعتْ آن‌ها‌را از آئین بودن نینداخته و سبب ساز کاستی و کمبودیِ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن ها به مثابه آئین نشده میباشد.

برای تفکیک پر‌نور‌خیس آیین و شریعت خوب میباشد این را بدانیم که آن‌چه ادیان به آنها میپردازند به چهار اساس وابستگی می گیرند: ارتباط آدم با خویش، ارتباط بشر با آدم‌های دیگر، ارتباط بشر با طبیعت و عالم هستی، و ارتباط آدم با ماورای عالم یعنی معبود و عوالم غیب.
آن‌چه به اسم شریعت میشناسیم صرفا به شالوده دوم وابستگی میگیرد، که ارتباط آدم با بشر‌های دیگر میباشد، و آن‌هم به بخشی از آن، چون اعمالی که به ارتباط آدم با آدم‌های دیگر رابطه دارااست دو سیرتکامل میباشد یکی‌از آنچه از سوی قدرتی بیرونی، از جمله حکومت و دستگاه اجرایی آن مانند دادگاه و پلیس، قابل رسیدگی میباشد و تضمین اجرایی آن حاکمیت ضابطه میباشد، و دوم آن‌چه توکل به وجدان و نیرویی درونی در بنیان آدمی دارااست و از دسترس اقتدارِ بیرونی بدور میباشد، برای مثال کریم بودن، احسان کردن، و آنچه از این قبیل میباشد، که معمولا تضمین اجراییِ بیرونی ندارد. این نصیب را به اسم کردار می شناسیم، و قسمت ابتدا را به اسم ضابطه.

شریعت در واقعیت بر موضوعاتی اطلاق میگردد که مرتبط با قلمرو ضابطه میباشد. قلمروهای دیگر که به اسم خلق و خوی، عقاید، و عبادات می شناسیم و محورهای دیگر را پوشش میدهند وابسته به آیین میباشند. همان دیگر آیین عام میباشد و شریعت خاص، و ارتباط آیین و شریعت، طبق اصطلاحات دانش منطق، ارتباط مردم و خصوص مطلق میباشد، یعنی هر شریعتی درضمن آیین می باشد، البته هر شرعی متضمن شریعت وجود ندارد.

این فرق‌گذاری امداد می‌نماید که خلال شعور ارتباط این دو، منزلت و جايگاه هرکدام را نسبت به دیگری نیز بفهمیم، چون آیین و شریعت در یک مرتبه از مداقه نیستند، بلکه آئین اصولا، دربرگیرنده کارها اثبات و استوار میباشد، و شریعت دربرگیرنده کارها متغیر و تحول‌پذیر. از زاویه دیگر، آئین امری بالاتر از چارچوب فرصت و جای میباشد و شریعت امری مقید به مجال و جای ، و از این رو آیین در موضع بلندتر می‌نشیند و شریعت در جایگاهی فروتر، و فیض این میگردد که هر گاه بین آئین و شریعت تضادی زمین‌خورد و ناگزیر شدیم یکی آن‌ دو را برگزینیم، می بایست حق تقدم را به آیین بدهیم، و خیر بر عکس.

تفاوت دیگر دربین آیین و شریعت به سرشت این دو بر می شود. شریعت زیرا‌که از فرآورده ضابطه میباشد ذاتا امری عقلانی میباشد، که در دانش اصول فقه به آن “کارها معقولة المعنی” می گویند، یعنی اموری که غرض از تشریع شان قابل فهم میباشد و رازآلود نیستند که معنی و غرض آنان را ندانیم و به حکمت تشریع آنان پی نبریم، بلکه مشخصا می دانیم که هر حکم برای چه حکمتی وضع و اوضاع گردیده‌است. آئین عمدتا ناظر به متافیزیک و عالم ماورایی میباشد، و همواره با رازآلودگی یار بوده، و قسمت‌هایی از آن عقل‌فرار و گریز میباشد، یعنی به چنگ کوچک آدمی نمی‌افتد. این دستور سبب ساز می شود که عقل در میدان شریعت فرصت فراخی برای جولان داشته باشد در حالی که در میدان آیین، به تعبیروتفسیر ایمانویل کانت، به رنج می‌قدرت جایی محصور برای آن پیدا کرد. او در کتاب آئین در محدوده عقل صرفا، ارتباط آیین و عقل را به صورت مبسوطی به مشاجره گرفته میباشد.

این صحبت را می‌اقتدار، با پاره‌ای از نمونه‌ها ،پر‌نور‌خیس اذعان کرد. موضوعاتی مانند اطمینان به معبود، معاش بعد از مرگ، و وجود عوالم غیب، که در زمره کارها عقیدتی میباشند، و موضوعاتی مانند راست اعلام کردن، خیر کردن، و یاری به یتیمان و مستمندان، که در زمره کارها اخلاقی می‌باشند، و موضوعاتی مانند نیایش و اعمال دین‌های معطوف به دستور قدسی، که در زمره عبادات می‌باشند، این کارها ربطی به مجال و جای ندارند. یعنی این سیرتکامل وجود ندارد که یک فرستاده و یا این که موسس یک آئین گفته باشد راست بیان کردن عالی میباشد، و نبی دیگری گفته باشد که راست اعلام کردن بهتر وجود ندارد. همچنان میباشد اطمینان به‌این‌که عالم هستی پوچ و بی‌مضمون‌ وجود ندارد و ایفا نیک شایسته محرک و انجام بد لایق کیفر میباشد. این کارها با گذر مجال کهنه نمی شوند و شرایط‌های مکانی و حالت تاریخی هم بر آنها سایه نمی‌افکنند. در خصوص عبادات، صورت آنها متغیر بوده اما محتوای آن ها اثبات بوده میباشد.

ولی اعمالی مانند طرز تزویج و جدایی، طرز پرداخت زکات و مالیات، و طریق جزا دادن سارق و آدم کش، و اموری مانند شراب میل کردن، و قرضه به چنگ آوردن، و مانند این‌ها از یک فرصت تا مجال دیگر متعدد بوده میباشد، و هر نبی روش و نگرش‌ای متناسب با وضعیت معاش مردمش سفارش نموده است. در صورتی‌که این احکام اموری ازلی و ابدی می‌بودند و در دانا بالا، در نزد پروردگار، به فیصله می‌رسیدند، مانند دیگر کارها جاودانی و عالم‌شمول، بالاتر از تاریخ قرار می‌داشتند.

مجموعه ابتدا کارها، طبق اصطلاحات منطق و فلسفه، کارها حقیقی وواقعی خوانده می شوند و تیم دوم به اسم کارها اعتباری و قراردادی شناخته میگردند. فرق کارها حقیقی وواقعی و کارها اعتباری از قبیل فرق کارها ذاتی و عَرَضی میباشد. موضوعات گروه در آغاز، به عنوان مثال راست اعلام کردن و خیر و خوبی کردن، ذاتا بهتر می‌باشند، و از این رو عالم‌شمول و جاودانی‌اند، و هیچ‌کسی نمی‌تواند آنها را کنسل و منسوخ نماید. اعتبار این کارها به ذات آن ها بر میشود، به سیرتکامل‌ای که در صورتی، فرضا، فقهی پیدا می شد که می‌ذکر کرد راست بیان کردن بد و لاف بیان کردن عالی میباشد، هیچ بشر عاقلی آن آئین را نمی‌به عهده گرفت. ولی گروه دوم، برای مثال شراب تناول کردن و وصلت کردن، اموری قراردادی‌اند که در هر قوانینی حکم خاصی دارا هستند، و حکمی دایمی و جاودانی به آن ها وابستگی نمی‌گیرد.

بازدید : 20
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 10:21


سایر افراد. رابطه ها شخصی اساس و پایه باهمستان میباشد. زمانی که مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد با مجال‌های ذهن‌تدبیر برای اخلاق روابطی عمیق و متعدد سروکار پیدا می کنیم، سهل و آسان‌خیس می‌اقتدار ناهمسانی‌ها را آشنایی و آنان را به فهم و تفاهم مجاورت کرد. ارتباط ها ذهن‌آگاهانه با سایر افراد فضای امنی به وجود می آورد که در آن مهارت‌ گوش دادن تقویت می‌گردد و ناسازگاری‌ها معلوم گردیده و حل و فصل می گردند. به واسطه این تعاملات، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عموم به جستجو در باورها و قیمت‌های خودآگاهی جمعی روی میاورند یا این که آن ها را کشف می‌نمایند. ارتباط ها فردی ما این توان را دارااست که مارا به ژرفنای خودآگاهی جمعی مجاورت‌خیس نماید. متاسفانه، همین رابطه ها توان آن را دارا هستند مارا به طلاق و تبدیل شدن به مجموعه‌های مخالف هم بکشاند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد البته به امان ساخت باهمستانی ذهن‌مطلع می توانیم اقتدار قیمت‌های مقبول هر تیم را مهار کنیم و علاوه بر به رسمیت شناختن اقتدار دستورکارهای شخصی، آن‌ را به دست‌کم برسانیم.
آفریدگان. تمامی تعامل‌های ما ارتباط‌ای میباشد، حتی تعامل‌هایی که با دیگر بشر‌ها نباشد؛ مثلا رابطه ها ما با همگی جان داران، گیاهان، جانوران، اشیای طبیعی و هر چیزی که آدم‌ها اخلاق و رفتار کرده‌اند. به کارگیری از منابع دنیوی مو جود در باهمستان هم در‌این مقوله از ارتباط ها می‌گنجد. بعضا از این رابطه ها متکی به ساختارهای عینی و ملموس و منابع دنیوی میباشند – به عبارت دیگر آجر‌وگل بیرونی باهمستان. از سوی دیگر، این که به چه شکل قیمت‌ها شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و نگرش یک شخص با غرض، دیدگاه و قیمت‌های سازمان تداخل پیدا می‌نماید علامت دهنده ارتباط‌ای غیرقابل‌وصف با کائنات میباشد. این مورد در زمینه‌ی به اشتراک گذاشتن ذهن‌آگاهانه مهارت‌ها و استعدادهای خویش با باهمستان نیز درستگو میباشد.
خصوصیت‌های مهم آفریننده باهمستان ذهن‌با خبر
۱. گوش دادن ذهن‌مطلع

میان خصوصیت‌های مناسب یک خالق باهمستان ذهن‌باخبر، اولی و مهمترین خصوصیت بضاعت و توان در گوش فرا دادن میباشد. در ساختن باهمستان، مهارت گوش دادن ضروری میباشد. به مکان آن که هویدا فرض کنیم که آنچه را دیگری میگوید، میفهمیم و یا این که به مکان آن که با معدود‌دقتی یا این که جسته‌وگریخته به حرفهایش گوش دهیم، می بایست با دقت بی نقص به وی گوش بسپاریم. لازمه این نوع گوش دادن، ضمن داشتن برخی مختصات دیگر، خشوع و آلرژی میباشد. ما می بایست این را بدانیم که کلیه جواب‌ها را نمی‌دانیم – بلکه برعکس، مهیا‌ایم جواب‌هایی را که دیگری پیش روی ما می‌نهد، بشنویم.

گوش دادن با مجموع وجود، یا این که سراپا گوش شدن، یک تمرین ذهن‌آگاهانه میباشد که در آن ما از تمامی حواس خویش یاری میگیریم تا چیزی را که می‌شنویم ادراک کنیم. ممکن میباشد که با گوش دادن به واژه و کلمه‌ها به فیض‌ای برسیم، البته با تمرکز کردن به عکس العمل تنانی‌مان به سود‌ای دیگر برسیم. زمانی با آحاد وجود گوش می‌سپاریم، خویش را تماما در طی درحال حاضر قرار میدهیم و در قبال آنچه روی می دهد حضور بدون نقص داریم.

غالبا پرسیدن این پرسش که «مراد شما چیست؟» و گوش دادن ظریف با حواس بی نقص به روشنی و فهم و شعور خوب سبب ساز می گردد. اذعان میکنیم که لغات ممکن میباشد خنثی باشند، البته عکس العمل ما به آنها بی‌طرفانه وجود ندارد. هنگامی به‌این ادراک عمیق‌خیس برسیم، رفتارمان کمتر واکنشی و بیشتر مسئولانه می گردد. بنابراین عالی قادر خواهیم بود موضوع تولید مانع ها در باطن باهمستان را برچینیم یا این که از بروز آن دوری کنیم. به امداد شیوه گوش دادن با کل حواس، پل‌هایی چهت نیل به تفاهم و شمول‌گرایی می سازیم و همگان قابلیت و امکان شرکت کردن مییابند.

تک‌گویی درونی ما
یک کدام از دیگر از کارداران تاثیرگذار بر نحوه گوش دادن، تک‌گویی درونی ماست. این تک‌گویی بی‌وقفه در ذهن ما، پیوسته راجع به هر چیز که در پیرامون ما روی می دهد، تفسیر به خوردمان میدهد. اگرچه این تفسیر بر مبنای حقیقت وجود ماست، الزاما حقیقت جمعی را منعکس نمی‌نماید. در شرایطی‌که از داوری‌های و پیش‌فرض‌های پنهان در کنه آن با خبر نباشیم، ممکن میباشد بر آنچه که در سخنان دیگری می‌شنویم اثر بگذارد و قابلیت و امکان داراست که در قبال این پروسه خلاقانه حایل ساخت و ساز نماید.

البته زمانی که از تک‌گویی درونی خویش مطلع باشیم، رودرروی اثر منفی و ناخودآگاهانه آن می‌ایستیم. به عنوان مثال، ممکن میباشد که به یک اظهارنظر واکنشی غریزی علامت دهیم، ولی این را ادراک می کنیم که برخورد ما هیچ ربطی به آنچه دیگری می گوید، ندارد. به مکان آن که خشن یا این که منتقد باشیم، با بی‌طرفی سخنان اورا می‌شنویم و به مکان آن که در جواب تنها مطابق داوری‌ها و باورهای خویش کار کنیم، بها‌های بزرگتر جمعی را در لحاظ میگیریم و به فراخور آن ها برخورد نشانه می دهیم.

زمانی از آن داوری‌ها با خبر باشیم می توانیم که یا این که آن‌ها‌را نادیده بگیریم و یا این که با استعمال از آنان سوال‌هایی مطرح کنیم که مستمع را به درنگ وادارد. هنگامی ذهن‌آگاهانه از تک‌گویی درونی خویش مطلع باشیم اقتدار این را داریم که فارغ از تامین فعالیت کنیم. زمانی با مجموع حواس خویش گوش بدهیم، به مشاهده‌گرانی بی‌طرف تبدیل می‌شویم. این وضعیت دروازه ورود به خودآگاهی جمعی و شغل ذهن‌آگاهانه در خط مش ساختن باهمستان میباشد.

وقتی برای پندار ذهن‌آگاهانه
از خویش بپرسید که «هرکدام از موردها پایین چه‌گونه بر ادراک و داوری‌های اینجانب تاثیر میگذارد و اذن نمی‌دهد که به شکلی مفید و ذهن‌آگاهانه در باهمستان خویش با بقیه افراد رابطه برقرار کنم؟»

انتظارات و باورهایم
ضعف‌های ادراکی مشاهده گردیده اینجانب
تجربیات‌هایم در پیشین
بینش‌های کنونی‌ام
به واسطه ذهن‌دانایی، ما لباس مشاهده‌گر بی‌طرف را میپوشیم و در ساختن باهمستان نقشی موثرتر جاری ساختن میکنیم.

۲. رابطه ذهن‌آگاهانه

تا بدین مرحله بر چیزی تاکید داشته‌ایم که احتمالا مهمترین جنبه رابطه ذهن‌آگاهانه میباشد – گوش دادن به اعلام‌کرد‌وگوی بیرونی خویش با سایر افراد، علاوه بر اعتنا به تک‌گویی درونی خویش. این محور و پایه رابطه ذهن‌آگاهانه میباشد. البته برای اظهار کرد‌وگویی تاثیرگذار و ظریف چه چیز دیگر مورد نیاز میباشد؟ سه ادله: ادراک پر‌نور، جواب و عکس العمل مهرورزانه.

بعد از آن که شخصی کلام خویش را به نقطه پایان می رساند، مستمع ذهن‌با خبر دمی خموشی می‌نماید. درین هنگام مستمع اطلاعاتی را که اخذ کرده و هر نوع واکنشی که به آن داراست را، مدل و هنگفت می‌نماید. ادراک پر‌نور در حین این خموشی به دست میاید. این زمان، هر نوع تشویش احتمالی ناشی از تعامل را آهسته می‌نماید و قابلیت و امکان ذکر پاسخی مهرورزانه را آماده می‌سازد. (لطفا دقت نمائید که‌این لحظه بی صدا کوتاه میباشد- معمولا بیش تر از ۱۵ تا ۳۰ ثانیه وجود ندارد.)

سرنوشت این که مستمع به آنچه شنیده گردیده جواب میدهد. به حافظه داشته باشید که در طی مرحله جواب، جواب‌دهنده خلال حرف بیان کردن به‌این دقت داراست که سخنان و حرکاتش با چه واکنشی روبه‌رو می گردد. مستمع سوای حفاظت و مهرورزانه صحبت می گوید و مراقب میباشد که درباره عکس العمل‌های دیگری قضاوت نکند یا این که از سخنان وی/آنان نگهبانی نکند.

خلاصه صحبت این که رابطه ذهن‌مطلع نوعی شراکت در بین عده ای میباشد که:

هنگامی دیگری حرف میگوید با تمرکز به وی گوش می‌نمایند.
بعد از اتمام صحبت طرف مقابل شعور روشنی از شنیده‌ها دارا هستند و پاسخی را ذکر می‌نمایند.
با ناز و نوازش جواب می دهند.
در شکل نیاز همین پروسه تکرار می شود.

بازدید : 24
چهارشنبه 21 آذر 1403 زمان : 10:50


خداوند می‌فرماید چیزی را که شما انفاق می‌کنید، من عوض آن را می‌دهم:
)وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ(؛ [9]« و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد و او بهترین روزی دهندگان است».
پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی‌دانند ، بلکه غنیمت می‌شمارند، ولی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کسانی که از معارف قرآن بهره‌ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه‌مند هستند، انفاق کردن را غرامت می‌دانند.
برای اینکه اهمیت مسئله انفاق روشن شود ، خدای سبحان برای تشویق انسان‌ها فرمود که من شخصاً صدقه را می‌گیرم؛ همچنان که در بخش زکات ، به رسولش امر کرد که از اموالشان صدقه بگیر تا مالشان پاک گردد و شخص نیز پاک شود[10] چون تا زمانی که اشخاص پاک نشوند ، نمی‌توانند از قرآن بهره‌ بگیرند: «آیا نمی دانند که تنها خداوند ، توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند ، توبه پذیر و مهربان است».[11] وقتی که مؤمن صدقه می‌دهد، درمرحله اول به دست خدا می‌رسد و روایات در این زمینه بسیار است. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
انفاق مایه رشد آدمی است؛ همچنان که قرآن می فرماید: «مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه ای یکصد دانه باشد» که مجموعاً از یک دانه هفتصد دانه بر می‌خیزد. تازه پاداش آنها منحصر به این نیست، بلکه: «خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی در آنها و انفاق آنها را از نظر نیت و اخلاص و کیفیت و کمیت ببیند)، دو یا چند برابر می کند» و این همه پاداش از سوی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خدا عجیب نیست؛ «چرا که او (از نظر رحمت و قدرت) وسیع و از همه چیز آگاه است».[12]
در روایتی از امام باقر(ع) می‌خوانیم که به حسین بن ایمنی فرمود: «ای حسین! بخشش کن و به عوض آن از جانب خدا یقین داشته باش. پس همانا زن و مردی به بخشش در راه رضای خدا بخل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نورزند، جز آنکه چند برابر آن را در راه غضب خدا صرف خواهد کرد»[13] و حضرت صادق(ع) به فرزند خود محمّد فرمود: «نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد، کلید روزی صدقه است».[14]
درباره اینکه انفاق سبب آمرزش می‌شود، در روایتی آمده است: «هفت کس هستند که خداوند آنها را در سایه لطف خود قرار می‌دهد، در روزی که سایه‌ای جز سایه او نیست: پیشوای دادگر، و جوانی که در بندگی پروردگار پرورش می‌یابد، و کسی که قلب او با سجده پیوسته است، و کسانی که یکدیگر را برای خدا دوست دارند و با محبت گردهم آیند و متفرق شوند، و کسی که زن زیبای صاحب مقامی او را به گناه دعوت کند و او بگوید من از خدا می‌ترسم، و کسی که انفاق نهانی می‌کند به طوری که دست راست او از انفاقی که دست چپ او کرده، آگاه نمی‌گردد، و کسی که در تنهایی به یاد خدا می‌افتد و قطره اشکی از گوشه های چشم او سرازیر می‌شود».[15]
با این دیدها و هدف‌ها و دانش‌ها و بینش‌هاست که انفاق ضریب می‌گیرد، بهره‌هایی زیاد، از کارهای کم، سر می‌کشد، که عمل با این دیدها و این نیت‌ها رقم می‌خورد.[16]
این انفاق در این شکل و وسعت، نیازمند زیربنا و اساس و انگیزه نیرومندی است که بتواند این همه بار را تحمل کند و بر سر بگیرد.
فواید انفاق
انفاق، مانع هلاکت اجتماع است. (بقره/195)
سبب زیادی مال می‌شود. (بقره/261)
سبب جایگزینی مال می‌شود.(سباء/39)
روح فداکاری در انسان ایجاد می‌کند. (بقره/272)
باعث آمرزش گناهان و فزونی مال است. (بقره/268)
خداوند به انفاق انسان‌ها آگاه است. (آل‌عمران/92)
آنچه در راه خداوند انفاق ‌شده، پس داده می‌شود. (انفال/60)
باعث تقرّب به خداوند است. (توبه/99)
انفاق نزد پروردگار ثبت می‌شود. (توبه/121)
نفس را تزکیه می‌کند. (توبه/103)
انگیزه‌های انفاق
انفاق زیربناها و انگیزه‌هایی می‌تواند داشته باشد. بعضی‌ها حاتم صفت آفریده شده‌اند و بخشنده سرشت‌اند این طبیعت و فطرت آنهاست. انسان‌هایی هستند که از این سرشت و طینت و فطرت برخوردار نیستند، اما روحیه مهربان و قابل انعطافی دارند. عده دیگر در خلوت، سخاوتی و بخششی ندارند، اما آنجا که سخاوتمندانی بخشنده، نمایش می‌دهند، آنها هم بازیگر خوبی خواهند بود.
انفاق و بخششی که برای این انگیزه ها و بر اثر این عوامل به وجود می‌آید، ارزشی ندارد و قربی نمی‌آورد و حتی تمام سخاوت‌های حاتم به چیزی خریده نمی‌شود. سخاوتی ارزش دارد که برای وظیفه و با اختیار و آگاهی و عشق به حق تحقق یافته باشد. سخاوتی که از روی غریزه ها و هوس‌ها و یا حرف‌های مردم و یا جلوه‌گری باشد، ارزشی ندارد و خریداری ندارد. آنها که از سطح غریزه‌ها بالاتر آمده و از ظلمات خلق و دنیا رهیده و به ولایت حق رسیده‌اند، آنچه به جای آورند و نیاورند، خریدار دارد. بخل و بخشش آنان از روی وظیفه و به خاطر امر حق و دستور او است و این است که هر دو ارزش دارد.
انسان عجیب آفریده‌ای است. در درون او غوغاست، چه بسا خودنمایی‌ها و یا منفعت‌جویی‌ها او را از سودهای زیاد جدا کند، و چه بسا عشق شهرت و برای تعریف این و آن، از همه هستی‌اش بگذرد.
آنها که مراقب نفس خویش بوده و آن را کنترل کرده‌اند، بازی‌های آن را خوب می‌شناسند و نمایش‌های آن را خوب می فهمند و این است که فریب اعمال خود را نمی‌خورند و در محاسبه، به اعمال خود توجهی ندارند، بلکه در انگیزه اعمال دقت می کنند که گفته‌اند: «حاسبوا أنفسکم» و نگفته‌اند: حاسبوا أعمالکم. این مهم نیست که در امروز چه کارهایی کرده‌ام، مهم آن است که این کارها را برای چه انجام داده‌ام و از چه عاملی کمک گرفته‌ام.
کسی می تواند از غریزه حب به مال و دنیا و نفس آزاد شود که به عشق عظیم‌تری رسیده و به نیروی وسیع‌تر و عمیق‌تری دست یافته باشد که: )الذین امنوا اشد حبا‌الله(. آنان علاقه به خودشان را وظیفه خود می‌دانند و رسیدگی به خودشان را به خاطر دستور حق می‌دانند. اینها به آسانی می‌توانند هنگامی که محتاج‌تر و یا کم ظرفیت‌تر از خود را مشاهده کردند، مال خود را که مال خداست، به او ببخشند و حتی چند شب گرسنه بمانند.[17] زیربنای ایثار امیرالمؤمنین علی(ع) و یا آنها که قرآن به ستایش و مدحشان اشاره دارد: )وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ(،[18] همین آزادی و عشق به خداست.
آنها خود را مالک مالی نمی‌بینند که مال خداست و انسان‌هایی را می‌بینند که نسبت اینها با او یکی است. با این دید، هر که محتاج‌تر و یا کم ظرفیت‌تر است، مقدم‌تر است و با آن شناخت‌ها و با این دید و با این عشق، انفاق و ایثار اسلامی مفهوم و مشخص می‌شود و با این زیر بناست که انفاق ارزش حقیقی خود را می‌یابد.

بازدید : 24
سه شنبه 20 آذر 1403 زمان : 10:56


جلوگیری از گناه را زهدو تقوا گویند. زهد یک نیروى گشوده دارای درونى میباشد که در وجود بشر به وجود می‌آید و اورا در قبال ارتکاب شغل های مغایر نگهداری مى‏نماید. کمال زهدوتقوا آن میباشد که ضمن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد غربت از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب خواهد شد. به فرد متّصف بدین صفت، متقی گفته میگردد.
تعبیر و تفسیر زهد و تقوا

زهدو تقوا، از مهم‌ترین شاخص های تربیت فقاهتی میباشد که در معارف ناب اسلامی مسجد غدیر فلاحی مشهد بسیار به آن پیشنهاد شد‌ه‌است. سازه بر همین بها و مقام، بزرگان اخلاقی و پیشروان یاددادن و تربیت اسلامی نیز به موضوع زهد بیش تر از هر چیز دقت می نمایند. درین در میان، هر یک تعریف‌و‌تمجید های گوناگونی از زهدو تقوا ارائه داده اند که «پرهیزکاری» وجه مشترک تمامی آنهاست. اکنون آنکه شهید فرزانه، معلم مرتضی مطهری که در تبیین و آشکار ساختن معارف الهی، نگرشی ژرف و ظریف داشت، با رویت کرد تیزبین و ارزیابی موشکافانه خود، این مفهوم را برای واژه مسجد بابا غدیر مشهد و کلمه زهد و تقوا، نارسا میداند. وی خلال اینکه گویش فارسی را از داشتن کلمه ای هم سنگ در قبال کلمه و واژه زهد و تقوا ناتوان معرفی می نماید، در یک تمجید توضیحی، کلمه و واژه «خویش نگه داری» را مساوی زهدو تقوا می‌داند و می‌گوید:

تقوای از معاصی، در واقع معنایش خویش نگه داری میباشد. متقی باش؛ یعنی خویش نگه دار باش. مسجد بابا قدرت مشهد خویش این، یک وضعیت روحی و معنوی میباشد که از آن، تفسیر به «اشراف بر نفس» می نمایند. اینکه آدم بتواند خویش بر خویش و در واقع، عزم و عقل و ایمانش بر خواهش ها و هوس هایش احاطه داشته باشند، به گونه ای که بتواند خودش را نگه دارااست، این نیروی خویش نگه داری، اسمش تقواست... خویش را نگه داری کردن از معصیت، لازمه اش اجتناب از معصیت میباشد و لازمه اجتناب از معصیت، خویش را از لازمه معصیت ـ یعنی خشم الهی ـ نگه داری کردن میباشد... در حالتی که بگویند «اِتَّقِ اللّه َ» معنایش این میباشد که خویش را نگه دار از اینکه گرفتار گناه شوی و بر تاثیر گناه کردن، در معرض خشم الهی قرار بگیری.

امام علی(ع): زهدوتقوا, اجتناب(ازمعصیت معبود) میباشد .

امام علی(ع): طهارت (و مصونیت از گناه) به زهدو تقوا بسته گردیده‌است .

امام راست گو(ع) :در جواب به سؤال ازمعنای زهدو تقوا, فرمود:زهد این میباشد که آفریدگار در جایی که تو‌را امر داده میباشد غایب نبیند ودر آن جا که تورا نهی نموده است , حاضر نیابد.

از امام راست گو علیه السّلام سؤال شد تقوی چیست فرمود: هر چه معبود فرمان کرده میباشد، بجای آوری و از هر چه نهی فرموده دوری کنی.

امام علی(ع): زهد و تقوا این میباشد که بشر از هر آن چه اورا به گناه می کشاند, خودداری نماید.

امام علی(ع): باتقوا کسی میباشد که از گناهان بپرهیزد.

امام علی(ع): محور زهدو تقوا, شکاف شهوت میباشد .

امام علی(ع): هر کس بر شهوت خویش مسلط باشد, با تقواست .

امام علی(ع): محور (پایه) زهد و تقوا, آزادکردن دنیاست .

نبی معبود(ص):کلیه زهد و تقوا این میباشد که آن چه را نمی دانی بیاموزی و آنچه را می‌دانی به شغل بندی .

نبی معبود(ص):عصاره زهدو تقوا در آیه ((ان اللّه یامر بالعدل و الاحسان )) میباشد .

امام رضا(ع): در قرآن پیشنهاد به زهدو تقوا و توصیه به ارحام در کنار هم آمده میباشد . بدین ترتیب در صورتی کسی به خویشاوندانش تحقیق و احسان ننماید ، پارسا محسوب نمی شود .

امام راست گو(ع) :معنا آیه شریفه«هُوَ أَهْلُ التَّقْاو وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ-سوره مدثر» این میباشد که اینجانب شایستهام تا بندگان اینجانب از اینجانب تقوی داشته باشند، و اینجانب هم آمادهام آن‌ها را بیامرزم.

در کتاب ایمان و شرک آمده که تعبیروتفسیر تقوی آن میباشد که سپری شد کنی از آنچه برای تو تصاحب کردن آن مانعی ندارد، برای احتراز از آن چه به چنگ آوردن آن گونه های دارااست، تقوی در واقعیت اطاعت از خدا میباشد، و اینکه آفریدگار را به حافظه بیاورد و فراموش نکند، و دانش داشته باشد و اعمالش آیتم قبول قرار گیرد.

زهد و تقوا؛ مصونیت، خیر محدودیت

یکی‌از مهم‌ترین لوازم دغدغه و مصیبت آدم در عالم، رفتارهای ناشایست اوست که در رهاکردن عنان نفس و ترجیح دادن مراد دل برخواست معبود ریشه داراست. انسانی که همواره درصدد برآوردن تمایلات نفسانی خود و فایده جویی از لذت های گذرای دنیاست، خویش را از کمک غیبی خداوند و از اعتنا و بازرسی های پروردگار ـ که به بندگان سزاوار خود دارااست ـ محروم ساخته میباشد. در ایرادات و مصیبت های دنیایی نیز اعتنا ویژه معبود مشتمل بر وی نخواهد شد؛ چون وی در معاش روزمره خود، خدای متعال و خشنودی او‌را به آلزامیر ودیعت میباشد. شهید مطهری با اشاره به اینکه زهدوتقوا، کلید حل ایرادات جهان و آخرت بشر میباشد، این صفت خوشگل را صرفا خط مش برون رفت از تضارب های معاش معرفی می نماید و با استناد به قرآن میفرماید:

بشر هنگامی که بصیرتی نداشته باشد، در بالا از زهد، صرفا محدودیت می‌فهمد و میگوید: در شرایطی که آدم بخواهد خودش را مقید به زهدوتقوا نماید، معنایش این میباشد که خودش را در بن بست قرار دهد، بدور خودش خطی بکشد و برای خویش، محدودیت قائل گردد. قرآن صحیح نقطه مقابل این مقاله را بیان می نماید [و نکته لطیف همین میباشد]؛ یعنی بی تقوایی میباشد که بشر را در بن بست قرار می‌دهد و تقواست که بن بست را می‌شکند... پروردگار در قرآن می‌فرماید: زهد و تقوا بن بست و محدودیت وجود ندارد؛ برعکس، زهدو تقوا نداشتن، آدم را به بن بست ها و محدودیت ها در گیر می نماید و زهد و تقوا، راهی میباشد که خداوند معلوم نموده است که در‌صورتی‌که بشر از آن روش برود، محدودیت و بن بستی برای وی وجود ندارد: «وَ مَن یَتَّقِ اللّه َ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» هر که که تقوای الهی را پیشه نماید، آفریدگار برای وی رویه خارج رفتن از تنگناها و خطاها را قرار میدهد.

بازدید : 23
دوشنبه 19 آذر 1403 زمان : 10:11


توریسم مذهبی گاهی به صورت توریسم آموزشی هم در می‌‌آید؛ جایی که اشخاص با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مهاجرت به هدف های گوناگون و بازدید از سازه‌ها و جای ‌های مذهبی، می توانند با ادیان متفاوت آشنا شوند، ترسیم‌ و رسوم‌ آنها را بشناسند و درباره ی نحوه معاش مومنان به یک آیین یا این که مذهب خاص، داده ها بیشتری به دست آورند. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

از نگاه کارشناسان سازمان جهانی توریسم (UNWTO)، توریسم مذهبی مانند نیروی محرکی میباشد که عموم با پیشینه‌های متنوع را در یک جای مشترک عده می‌نماید. این نوع از توریسم، در عین درحال حاضر سبب ساز نگهداری از رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ارثیه ملموس و غیرملموس طبیعی و فرهنگی هم شود.

ضمن این، توریسم مذهبی تحت عنوان یک مالیات بر ارزش افزوده در شهر‌ها و هدف های، سبب ساز رونق اقتصادی آن ناحیه میشود و میزان دارایی لازم برای مراقبت و جانبداری از اماکن مذهبی - تاریخی را حمایت می‌نماید.

هدف ها توریسم مذهبی
هدف ها توریسم مذهبی

یک کدام از علت‌های اساسی در توریسم مذهبی، بازدید از جای ‌های مذهبی و ارکان شاخص تاریخی و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرهنگی بشریت میباشد که در حین سالیان طولانی صورت گرفته. عبادت و زیارت اماکن مذهبی نیز از سایر هدف ها توریسم مذهبی و هجرت زیارتی تیتر می گردد؛ البته آیا کلیه گردشگران فقط برای زیارت به هدف های بدور و مجاورت مهاجرت می‌نمایند؟

هدف ها دیگری وجود داراست که‌این اشخاص را به سمت جاذبه‌ها و زیارتگاه‌های متعدد در سراسر عالم روانه می‌نماید. این هدف ها عبارتند از:

سپاس و اعتراف
بعضا از اشخاص در مواقع رنج و معضل‌های معاش، مسافرت به اماکن مذهبی و توسل‌یافت کردن را چاره پشت‌سرگذاشتن یا این که حل چالش‌ها می دانند. در عین اکنون مسافرت بدین اماکن، راهی برای سپاس از خدایان و الهه‌ها میباشد.

بعضا دیگر نیز، توریسم مذهبی را راهی برای آمرزش گناهان خویش می دانند و اعتقاد و باور دارا هستند که با بخشیده‌شدن، مشکلاتشان در معاش حل شود.

رستگاری معنوی
هندو‌ها با ترسیم بازدید از جای ‌های مذهبی، آمادگی خویش را در دینداری نماد میدهند؛ یا این که رهروان بودا بازدید از جای ‌های مذهبی را راهی برای رستگاری خویش میدانند.

پای کوبی‌ دریافت کردن یا این که عزاداری در مناسبت‌های مذهبی
بازدید از اماکن مذهبی در جشن و پایکوبی‌ها یا این که عزاداری‌های شرعی، یکی‌از دیگر از هدف ها توریسم مذهبی میباشد که میان رهروان ادیان متفاوت چشم می‌گردد. خلال این، در بعضی ادیان مانند اسلام، بازدید از منزل کعبه جزو واجبات آیین میباشد و سالانه، مسلمان‌ها اکثری برای ادای تکالیف خویش به مکه و مدینه هجرت می‌نمایند.

دیدار با رهروان آئین خویش یا این که سایرافراد
توریسم مذهبی فرصتی برای شناخت و معاشرت با رهروان ادیان متعدد میباشد؛ به‌ویژه مومنان به یک آیین یا این که مذهب، رغبت دارا هستند با معاشرت با دیگر هم‌کیشان خویش، اطمینان‌ها و تجربه خویش را ارتقاء دهند.

اشکال توریسم مذهبی
همان گونه که اشاره شد، توریسم مذهبی یک بازار نیچ و خاص در توریسم فرهنگی میباشد که مشتمل بر نصیب‌های مختلفی مانند زیارت، بازدید از اماکن مقدس نظیر کلیساها، مساجد، معابد، صومعه‌ها و همینطور، مهاجرت‌ با مقصود پرستش یا این که اجرا وظایف فقهی میشود.

عنایت این نوع توریسم تا جایی میباشد که بخش اعظمی از اپراتور‌ها و کمپانی‌های مسافرتی با ارائه تور‌های زیارتی جهت بازدید از کلیسا‌ها و جای ‌های مقدس، دقت گردشگران مذهبی را به خویش جلب و درآمدزایی می‌نمایند.

توریسم مذهبی در دنیا
توریسم مذهبی در دنیا

توریسم مذهبی، نصیب بزرگی از صنعت گردشگری را در سراسر دنیا تشکیل می دهد و سبب تولید تفاهم و هم‌دلی دربین ادیان و تمدن‌های متفاوت میشود.

فرقی نمی‌نماید مسیحی باشید یا این که مسلمان، مدام بازدید از کلیسا‌های قرنها وسطی با معماری گوتیک و بعد از ظهر رنسانس، مجسمه‌های بودا در هند یا این که حتی مساجد با گنبد‌های زرین براق یا این که کاشی‌کاری‌گردیده در کشورهای مسلمان، شم‌وحال دیگری به سفرتان می بخشد.

در واقع اماکن مذهبی بخشی از تمدن و تاریخ یک مرزوبوم یا این که حیطه می‌باشند که با پیشین و آتی آن عجین گردیده و اعتنا مسافران آئین‌دار یا این که کنجکاو را به خویش جلب می‌نماید.

هدف های توریسم مذهبی در دنیا
از اروپا تا آسیا و خاورمیانه، هدف های توریسم مذهبی متنوعی با ادیان و یقین‌های مختلفی وجود داراست که صاحب خانه گردشگران مذهبی و غیر‌مذهبی در حین سال میباشد.

بین سرزمین‌های اروپایی، بازدید از کلیسا‌ها و اماکن مذهبی آیین مسیحیت با تمایل‌های گوناگون، طرف داران متعددی داراست؛ ایتالیا با گروه‌ای بی‌نظیر از کلیسا‌های کاتولیک و کلیسای سنت پیتر (St. Peter\'s Basilica) به‌تیتر گران قدر‌ترین کلیسای عالم، پرتغال با زیارتگاه فاطیما (Sanctuary of Fatima)، فرانسه با پناهگاه لُرد (Sanctuary of Lordes) و اسپانیا با کلیسای جامع «سانتیاگو د کمپوستلا» (Santiago de Compostela) و «صومعه سانتا ماریا د گوادلوپ» (Monasterio de Santa María de Huerta) از مهمترین هدف های توریسم مذهبی در اروپا شناخته میشوند.

بازدید : 13
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 11:17


شعر اسلامی از وجوه پررنگ هنری در فرهنگ وتمدن اسلامی به‌شمار میاید که در سه گویش عربی، فارسی و ترکی به نقط ی اوج رونق خویش رسیده میباشد. دو لهجه اصلی دیگر در شعر اسلامی، گویش اردو و بنگالی می باشند.

موسیقی
نوشتار اساسی: موسیقی اسلامی
موسیقی اسلامی در معنای آواز یا این که اجرای موسیقی در عرصه همگانی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یا این که محافل سری در بخشها گوناگون مسلمان‌نشین میباشد که مشتمل بر کشورهای عربی در حیطه مرکزی دنیا اسلام و خاور وسط، شمال آفریقا، کشور ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میگردد. از آنجایی که اسلام دربرگیرنده یکسری مذهب، خویشان و تابعیت میباشد مدل‌های موسیقایی متفاوت ساکن در بخش ها گوناگون صورت گرفته میباشد. بعضی ا مسجد غدیر فلاحی مشهد ز عقیده‌پردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمرده‌اند البته برخی دیگر این نکته را مشتمل بر صرفا بعضی از گونه های موسیقی می دانند. اکثر وقت ها علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در ارتباط رقص به‌ویژه رقص بانوان نیز لحاظ چیره علما بر حرمت داشتن آن میباشد. با این وجود گزارش‌هایی از رقص و آواز بانوان از سده‌های نخستین اسلامی تا کنون در همگی جامعه ها اسلامی جانور میباشد. مسجد بابا غدیر مشهد
 جستار متعلق: موسیقی سنتی اهل ایران

قالی‌بافی و منسوجات


قالی اهل ایران مثال‌ای از هنر خوشگل و باشکوه اسلامی.
نوشتار اساسی: قالی اهل ایران
قالی‌بافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی اساسی در کشورهای اسلامی به ویژه در کشور ایران و آسیای مرکزی میباشد که شهرتی جهانی دارااست.

سفالگری و کاشی‌کاری


پیاله سفالی لعاب‌دار،اسپانیا، حدود ۱۴۷۵ م


کاشی‌کاری عصر صفوی، باطن مسجد روحانی لطف‌الله، اصفهان
نوشتار اساسی: سفالگری
وسایل و تولیدها گوناگون از سفال و سرامیک در همگی بخش ها مسلمان‌نشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اول، رنگ و طرح‌های تزیینی همواره ساخت‌و‌ساز می‌گردیده است؛ از این رو تولید ها هر حوزه‌ به خیر و خوبی قابل تشخیص از جنس‌های بقیه نقاط میباشد. اکثری از نقوش تزیینی این سفالینه‌ها از اثر ها پر رنگ مسجد بابا قدرت مشهد هنری به‌شمار می آیند. همینطور کاشی‌کاری تحت عنوان پوششی دکوری برای ساختمان‌ها به‌ویژه در کشور‌ایران و آسیای مرکزی رویش شگرفی را تجربیات نموده است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند.

هنرهای نمایشی
نوشتار مهم: تعزیه
ضمن گونه های هنرهای متفاوت نمایشی مانند اکران‌های چادر‌شب بازی یا این که سایه عروسک‌ها و مانند آن ها تعزیه در جمهوری اسلامی ایران که نوعی اکران سنتی در سوک مصائب حسین بن علی میباشد یکی مثال‌های بارز هنرهای نمایشی سنتی در عالم اسلام هست.

باکس‌ای از عاج برای مراقبت قطب‌نما٬گورکانیان هند، موزه لوور
مجسمه‌سازی
مجسمه‌سازی در هنراسلامی بسیار محصور و حدوداً ممنوع بوده؛ با این وجود حدوداً در تمامی مرزوبوم‌ها و زمان‌های اسلامی به مثال‌هایی از آن برمی‌خوریم و انواعی از نقوش پررنگ نفیس و شگرف بر روی کتیبه‌های آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی و یا این که تشکیل‌شده از عاج و مانند آن همواره اعمال شد‌ه‌است.

هنرهای صناعی
نوشتار اساسی: صنعت های دستی
در کشور‌های اسلامی اشکال مختلفی از صنعت های دستی دستاوردهای فنی پیشرفته‌ای به‌دست آورده‌اند و تنوعی بی‌نظیر دارا‌هستند که یکی نمودهای هنرهای اسلامی نزد بقیه ملل به شمار میایند.

تاریخ هنر اسلامی
صدر اسلام و خلفای راشدین
در ابتدا اسلام و دهه‌های اول تأسیس حکومت اسلامی، بر تاثیر پر نمک و حرارت نخستین مذهبی و ذیل تأثیر تعالیم نبوی و خلفای نخستین، درباره آسانی و بی‌اعتنایی به تجملات و زینت‌های مادی، هنر و معماری از اقبال بهره مند عدم وجود. در‌این زمانه مدل و طرح جداگانه و درخور ذکری به وسیله مسلمان‌ها ابتکار نگردید. منزل کعبه در مکه جز حصاری از دیوارهای کوتاه و بامی از برگ نخل خلا.

بازدید : 14
شنبه 17 آذر 1403 زمان : 10:45


بعد از آن به ذکر همسایگان مسجد از طریقه احادیث پرداخته، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن را چهل منزل از چهار طرف دانسته و پیرو انگیزه بزرگداشت مساجد را به استناد روایتى از امام درست گو علیه السلام آن معرفى نموده که آنان منزل هاى معبود در زمین اند.

نوشته‌ی‌علمی چگونگى بزرگداشت مساجد را از بعد ها متعدد تبیین و بر لزوم رفتن آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به مساجد تأکید و آداب ورود و خروج از مساجد را بازگو کرده است.

بعد از آن آداب نشستن در مسجد را بیان نموده و از بناى مسجد (مصلا) در منزل حافظه نموده و با بیان فواید حضور در مسجد در نقطه پایان از اعتکاف و فواید آن خاطر کرده است. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

آداب ظاهرى و باطنى تشکیل داد مساجد

براى ساختن مسجد می بایست آداب ظاهرى و باطنى آن را به اعتنا متبوع داشت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد که در‌این نوشته‌ی علمی به بعضى از آن‌ها اشاره مى گردد:

1 . علت الهى

نیت خداپسندانه در ساختن مسجد، محور اصلى موفقیت[1] و برکت میباشد. به این ترتیب، کسى که نیت بهتر داشته باشد، معبود موفقیت و اجر و محبت را بخش وی مى گرداند.[2] در سود وى مداومت بر نه مى نماید و از این مداومت شکاف کارهاى زشت و حب نجات و اطاعت الهى نشأت مى گیرد. در‌این هنگام، تألیف قلوب نتایج مى خواهد شد و شایسته ترین این قلبها، قلب هاى لطیفى میباشد که از نیت سزاوار برخوردارند و راس آن نیت ها، سینه مؤمنان و شایستگان میباشد.

نیت، مبنا شغل میباشد[3] و هیچ عملى وجود ندارد مگر این که نیت دارااست[4] و هیچ شغل و نیتى پذیرفته وجود ندارد، مگر این که بر پایه ی سنت باشد.[5]

پروردگار به طور ها و فرآورده هایتان نگاه نمى نماید، ولى به قلبها و ایفا شما مى نگرد. کسی که قلب باتقوا داشته باشد، خدا بر وی ترحم و مهربانى مى نماید.[6] هرکس نیتش راستگو باشد، قلب سلامت داراست؛ چون با تندرست ماندن قلب از درنگ هاى واهى از روش نیت پاک براى پروردگار، همگی کارها میسر مى گردد.[7]

عملى که با نیت فاسد باشد، مغضوب معبود و لایق توبیخ میباشد و از این رو، قصه مسجد ضرار عبرتى براى نیات فاسد مى باشد؛ چون فرستاده صلى الله علیه و آله بعداز آن که اشخاصى را براى تخریب آن مأمور فرمود، عمار بن یاسر را ارسال کرد و دستورداد آن محل را مزبله اى قرار دهند تا جنازه هاى مردار را در آن بیفکنند.[8]

نیت پلید صاحبان مسجد ضرار در مطالب تحت خلاصه مى گردد:

1 . کارایی براى خسارت رساندن به اهل مسجد قبا.

2 . مشورت کردن با یکدیگر در توطئه و کارشکنی بر ضد اسلام دور از دیده مؤمنان.

3 . قابلیت و امکان دادن به منافقان براى سوراخ نماز.

4 . ساخت‌و‌ساز تفرقه و اختلاف در میان مؤمنان.

5 . در کمین نشستن و انتظار کشیدن کسانى که باایمان و رسولش جنگیده اند، تا شاید محاربى (بدین مسجد) بیاید و جایى مطلوب براى خود پیدا نماید و نیز گروهى را بیابد که مهیا نبرد با نبی پروردگار صلى الله علیه و آله باشند.

مورد نیاز میباشد که مساجد بر حسب نیاز حوزه‌ ساخته شوند. از این رو، هنگامى که درباره مساجدى که حاجیان در شیوه مکه ساخته اند، از امام راست گو علیه السلام سؤال شد، فرمود:

«به به، آنان از شایسته ترین مساجدند، چون این مساجد بسیار گزینه نیازند».[9]

2 . فرآورده حلال

در طول نا آگاهی، منزل کعبه ویران شد، هنگامى که قریش خواستند آن را بازسازى نمایند، یک نفر از آن‌ها اذعان کرد: می بایست هرمورد از شما پاکیزه ترین محصول خویش را بیاورد، مالى که از روش حرام یا این که انقطاع رحم به دست آورده اید، نیاورید.[10]

پس ما که در سایه شریعت محمد صلى الله علیه و آله هستیم چه گونه بایستی باشیم؟!

قصه گردیده است: کسى که از محصول حلالش مسجدى بسازد تا معبود در آن عبادت خواهد شد، پروردگار در فردوس منزل اى براى وی بسازد،[11] چه این مسجد تعالی باشد و چه خرد، هر تعدادی به قدر آشیانه مرغى باشد.[12]

حضرت على علیه السلام هنگامى که شنید معاویه در شام، مسجدى ساخته میباشد، او‌را ملامت کرد و فرمود:

«سمعتک تبظ مسجدا اینجانب جبایه و انت بحمداللّه غیر پیروز»

شنیده ام که از درآمد (نامشروع) مالیات مسجد مى سازى اکنون آن که تو، به حمداللّه غالب نمى شوى.

«کمطعمة الرمان مما زنت به جرت به عنوان مثالً للخائن المتصدق»

هم زیرا زنى که از منش زنا، انار به دست مى آورد و انفاق مى کرد و این فعالیت وی مثلى شد براى فرد خائنى که صدقه مى دهد.

«فقال لها اهل البصرة والتقى لک الویل لا تزنى و لاتتصدص»[13]

اهل بینایی و زهدوتقوا به آن زن گفتند: واى بر تو! زنا مکن و صدقه نیز نده.

زمانى که ساختن مسجد براى دورویی و آوازه طلبى یا این که از متاع هاى غصبى یا این که غش دار باشد، چه گونه قلبها از قرائت نماز در آن متانت پیدا نماید؟!

3 . قربانى

هنگام ساختن مسجد، مستحب میباشد که قوچى را قربانى نمایند؛ چون امام راستگو علیه السلام از نبی صلى الله علیه و آلهنقل نموده است:

«کسى که مسجد بسازد[14] بایستی قوچ فربهى را ذبح نماید و گوشت آن را به مستمندان بدهد و بگوید: خداوندا، سرکشان جن و انس، و شیاطین را از اینجانب بدور کن و این را بر اینجانب خجسته گردان».[15]

بازدید : 58
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 10:55


دعوا همین سال عبادات میباشد. يکي از مقدمات عبادات اذان و اقامه میباشد. اذان چيست؟ شعار الهي میباشد. علامت اسلام میباشد. اذان معرفي مدرسه میباشد. اذان شکستن خموشی میباشد. اذان معرفي مسجد بابا قدرت مشهد مدرسه میباشد. اذان هشدار به غافلان میباشد. اذان آرم فضاي گشوده تبليغات میباشد. اذان يک عصر ايدئولوژي اسلامي میباشد. اذان نشان فضاي گشوده تبليغات میباشد. اذان يک زمان ايدئولوژي اسلامي میباشد. اذان سرود اسلام میباشد. اذان شعاري میباشد که در اولیه مي گوييم الله اکبر و در پایان مي گوييم لا اله الا الله و بين اين دو الله يک زمان تفکرات اسلامي مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

اذان گو چيست؟
اذان گو بهترين آدمها میباشد. «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهوَ عَمِلَ صالِحاوَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ» فصلت/33 اذان دعوت به خداست. چيست عالی از آدمي که دعوت نماید به سوي معبود عموم را. « وَ عَمِلَ صالِحا» مسجد بابا غدیر مشهد . و خودش هم اهل فعالیت باتقوا باشد «وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ».

کفار روي اذان خيلي حساس بودند. قرآن مي فرمايد«وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ» مائده/58. وقتي شما اذان مي گوييد. «اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِبا» دندانها و لبهايشان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد را مي جوند. امام درستگو فرمود: «مرقبً فيها». اذان وسيله گرایش عموم به نماز میباشد. اذان اقرار به يکتا پرستي میباشد.

عَنْ أَنَسٍ عَنْهُ ص قَالَ: «مَنْ أَذَّنَ لِوَجْهِ اللَّهِ عَنْ نِيَّةٍ صَادِقَةٍ سَنَةً أَوْقَفُوهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ قَالُوا لَهُ اشْفَعْ لِمَنْ شِئْت»

(مستدرك‏الوسائل، ج‏4، ص‏21)

به موذن مي گويند. «اشْفَعْ لِمَنْ شِئْت» اي کسي که اذان مي گويي تو در روز قيامت منزلت شفاعت داري.

«إنّ الله يباحي بمن اجازه» . معبود به موذن افتخار مي کنيد.

«الموذن لايخاف الصيحه»، روزي که هستي به هم مي ريزد و همگی رنگ مي بازند در آن روز موذن متانت داراست.

َقَالَ رَسُولُ اللَّه ‏ص: «يُحْشَرُ الْمُؤَذِّنُونَ مِنْ أُمَّتِي مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِين»(خصال‏صدوق، ج‏2، ص‏355) اشاره داراست که روز قيامت موذن با انبياءمحشور مي گردد. در مجاورت شهدا درجه خواهد داشت. اذان به قدري اجر داراست که يک روز گفتند يا فرستاده الله بس میباشد بس میباشد. اينقدر که براي اذان اجر گفتي عموم رمز اذان شمشیر کشي خواهند کرد.

متأسفانه اذان حلقومي در ميان ما فضايش کمرنگ میباشد. حتي طفل حزب اللهي اذان نمي گويند. اینجانب تعدادی وقت پيش در سرویس جناب آقاي ابوترابي بودم. گفتم شما يک سفارشي کن به آزاده‌ها لااقل آزاده‌ها اذان بگويند. شما زير شلاق الله اکبر گفته ايد. اينجا که فضاي جمهوري اسلامي میباشد. آزاده‌ها بايد اذان بگويند خانواده هاي شهدا بايد اذان بگويند. چطور بي عفاف و حجاب فکُلش را نشانه مي دهد ولی حزب اللهي اذانش را آرم نمي دهد. شرمساری ندارد. کسي که از الله اکبر شرم ساری بکشد که خيلي خيت میباشد.

برادرمان آقاي رجائي آمده‌اند تا اذان بگويند.

الله اکبر، الله اکبر، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «ثَلَاثَةٌ لَوْ تَعْلَمُ أُمَّتِي مَا فِيهَا لَضَرَبَتْ عَلَيْهَا بِالسِّهَامِ الْأَذَانُ»(دعائم‏الإسلام، ج‏1، ص‏144) درصورتی که مي دانستند اذان چقدر ثواب دارااست. قرعه مي کشيدند. در وهله مي ايستادند. اذان «يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ»(علل‏الشرائع، ج‏1، ص‏284). «أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ وَ يُسْتَحَبُّ مِنْ أَجْلِ الصِّبْيَانِ»(كافي، ج‏3، ص‏308).

اذان در گوش نوزاد سبب مي گردد که نوزاد از انحراف بيمه خواهد شد.

اذان براي شفاي مريض اثرگذار میباشد. اذان براي سوء رفتار مفید میباشد.

اذان کفاره گناه میباشد و پيغمبر فرمود: علاوه بر اينکه موذن اذن شفاعت دارااست اینجانب هم روز قيامت امداد موذن خواهم کرد.

الله اکبر: خدايا تو بزگتري. بزرگتر از چه؟ ما بزرگي نداريم که بگوييم پروردگار از آن بزرگتر میباشد. معبود بزرگتر از آن میباشد که به ذهن بيايد و وصف خواهد شد. پروردگار بزرگتر از آن میباشد که ما آن را فهم کنيم.

حديث داريم وقتي اذان را شنيديد شما هم زير لب الله اکبر را بگوييد.

موذن وقتي اذان مي گويد رو به قبله باشد و داريم کسي که اذان مي گويد مثل اين میباشد که شمشيرش را درآورده تا جانبداری نماید.

امام سجاد مي گويد به موذنين احترام بگذاريد وی معبود را ياد تو مي اندازد.

موذن بايد امين و وقت شناس باشد. موذن بايد با صداي زيبا اذان نگويد. موذن بايد برروي بام اذان بگويد حضرت فرمود: زماني مي آيد که آدمهاي سرمایه دار و تیتر دارااست عارشان مي گردد که اذان بگويند. برای مثالً تيمسار شرم ساری مي کشد اذان بگويد به سرباز مي گويد. آيت الله شرم ساری مي کشد اذان بگويد به فراگیر مي گويد.

علي ابن ابيطالت فرمود: هر چه خواستم پيغمبر به اینجانب اعطا کرد.

يک چيزي را هر چه خواستم و زنخدان زدم به اینجانب نداد اظهار کرد: رفتم گفتم اذن بده حسن و حسين موذن باشند.

فرمود: خیر موذن بايد بلال باشد.

کسي که اذان بگويد کساني که صدايش را مي شنوند و به مسجد مي فرایند آقاي موذن در مجموع اين ثوابها شريک میباشد.

روز قيامت که متهم سرش پايين میباشد موذن سرفراز میباشد و يک رمز و گردن بلند‌خیس میباشد، کسی که با اذان و اقامه وارد نماز خواهد شد و صف از فرشته‌ها در زمان مشرق و مغرب پشت سرش مي ايستند و در ثوابش شريک می‌باشند.

در حالتی‌که اذان مي گوييد با وضو اذان بگوييد. مستحب میباشد اذان گو عادل باشد و وقت شناس باشد باتقوا باشد.

و داريم قائماً، موذن بايستد و اذان بگويد.

اشهد ان لا اله الي الله. شهید شدن مي دهم هيچ کسي لياقت ندارد که اینجانب دل به وی بسپارم. کسي دل رباي اینجانب نيست کسي آفریدگار اینجانب نيست جز وی. يعني هيچ ابرقدرتي دل رباي اینجانب نيست. پول بدهند جذب نمي نحس. رده. خیر! جذب نمي نحس.

اشهد ان لا اله الي الله. همگی را يک جوري مي مارک. با پول بازور با وعده و وعيد هر کسي را برايش يک معبودي صحیح مي نمایند و جذبش مي نمایند. البته بشر روزي سه درجه برود بالاي پشت بام و بگويد: اعتنا، اعتنا اینجانب جذب شدني نيستم. اینجانب فروختني نيستم. اینجانب خريدني نيستم کسي نمي تواند تامل و دل مرا بربايد. اینجانب صرفا عبد و بنده وی هستم.

از امام پرسش کردند چرا اولیه اذان الله اکبر میباشد. لا اله الي الله نيست. فرمود: زیرا شعار اسلامي میباشد. شعار اسلامي عالی نيست. با لا که واژه منفي میباشد آغاز خواهد شد. بهتر میباشد که از مثبت آغاز گردد.

پرسش کردند چرا عبادتها همگی دو عدد دو عدد میباشد. امام مي فرمايد که اين يک روانشناسي تبليغاتي دارااست. زیرا استارت فعالیت بايد تکرار زياد داشته باشد(الله اکبر 4 توشه) بقيه دوبار کافي میباشد. «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». گواهي مي دهم که اینجانب تابع هيچ قانوني نيستم جز قانوني که از طرف پيغمبر آمده میباشد. پيغمبر اینجانب محمد بن عبدالله میباشد و معصوم میباشد و خاتم النبيين میباشد قانونهاي ديگر براي اینجانب ارزشي ندارد. قانونگذارهاي ديگر من‌را دوست نداشته‌اند. قانونها را به عایدی ابرقدرتها صحیح کرده‌اند. مثال‌اش را در سازمان ملل و در حق وتو مي بينيد کلیه ما رابراي خودشان مي خواهند. احترامي که از ما مي گيرند مثل احترامي میباشد که ما از انار مي گيرم تا وقتي آب دارااست و آنگاه مي ماليم، آب نداشته باشد پرت مي کنيم تا نفت داريم با ما می‌باشند. بدانند که ديگر نفت نداريم.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 267
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 205
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 476
  • بازدید ماه : 476
  • بازدید سال : 2831
  • بازدید کلی : 42107
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی