loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 18
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 10:13


روضه خوان "نمر باقر النمر" ‌شیخ شیعی پررنگ عربستانی، در شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سال 1379 هجری قمری مصادف با 1968 میلادی، در شهر "العوامیه" در استان القطیف در شرق ایالات متحده عربی در خانواده‌‌ای اهل دانش و آئین دیده به جهان گشود که از آن علمایی زیرا "آیت‌الله روضه خوان محمد بن رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهدناصر آل نمر" (قدس سره) و خطبای حسینی زیرا جدش حاج "علی بن ناصر آل نمر" رمز بر آورده بودند .


تحصیلات مقدماتی و سفر برای علم آموزی علم ها شرعی

تحصیلات مقدماتی خویش را در به عبارتی شهر العوامیه تمام کرد و در سال 1400 هجری قمری مصادف با 1989 میلادی، برای شناخت مجاورت‌خیس با انقلاب اسلامی کشور ایران و تحصیلات حوزوی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آغاز به کشور ایران مسافرت کرد تا در طهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) حضور پیدا نماید که در به عبارتی سال به وسیله آیت‌الله سید محمدتقی مدرسی در طهران تأسیس گردیده بود .

روضه خوان نمر بعداز 10 سال علم آموزی در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب(ع) برای ادامه تحصیلات حوزوی و علم ها شرعی اسم نوشت و در حضور اساتید این حوزه به علم آموزی پرداخت .

او زمان کتاب‌های اصولی مثلا "اصول" المظفر، "رسائل" روحانی انصاری و "کفایة" آخوند خراسانی را سپری کرد و در دانش فقه نیز "اللمعة الدمشقیة" نوشته شهید نخستین، "جامع المدارک" خوانساری، "مکاسب" روضه خوان انصاری و "مستمسک العروة الوثقى" سید حکیم و دیگر کتاب‌های دینی را استیناف کرد .

روضه خوان نمر در زمان مقطع علم آموزی علم ها حوزوی خویش در طهران و سوریه در محضر اساتید مختلفی حضور یافت، به عنوان مثال :

- مشاجره بیرون نزد آیت الله سید محمدتقی مدرسی در طهران

- گفت و گو بیرون نزد آیت الله سید عباس مدرسی در سوریه

- دعوا بیرون نزد آیت الله خاقانی در سوریه

- دروس عالیة نزد علامة روحانی مالک الصادق در طهران

- درس "لمعة" نزد علامة روضه خوان وحید افغانی

همینطور خلق و خوی را نزد آیت‌الله شیرازی در شهر مقدس قم یادگرفت و براین اساس به درجات بسیار بالایی در اجتهاد دست یافت و اذن درس دادن در مرکزها علم ها شرعی و مذهبی را پیدا کرد .

او اینک مثلا دارای اسم و رسم‌ترین و لایق‌ترین مدرسان علم ها مذهبی و فقاهتی در حیطههای علمیه به شمار می آید که حتی‌در حیطههای علمیه کشور ایران و سوریه به درس دادن کتاب‌هایی همانند کتاب "اللمعة الدمشقیة" و کتاب "جامع المدارک" و "مستمسک عروة الوثقى" و "الحلقات" شهید سید محمدباقر صدر پرداخته میباشد .

روحانی نمر سال‌ها اداره حوزه علمیه حضرت قائم(عج) در طهران و سوریه را برعهده داشت و کوشش بخش اعظمی برای گسترش و توسعه این مرکزها اعمال اعطا کرد .

بعد از رجوع به ایالات متحده عربی راس مذهبی "الإمام القائم(عج)" را نیز در العوامیه تأسیس کرد که در واقع سنگ‌بنای "راس اسلامی" در سال 1422 هجری قمری مصادف با 2011 میلادی بود .

مختصات اخلاقی آیت‌الله
مثلا مختصات اخلاقی او را می بایست بلندمنشی و وسواس وی در ملاحظه و مراقبت اصول و مبادی و قیمت‌های شرعی مراعات کرد که رفلکس آن به‌خیر در خط متد فکری و جهادی‌اش آشکار میباشد .

همینطور روحانی، از دیدی گشوده و مطلع نسبت به رویدادها روان پیرامون خویش چه در ایالات متحده عربی و چه در حوزه‌ شامل است و همین موجب گردیده تا دارنده رویت کرد تحلیلی دقیقی از جریان کارها در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی باشد که یکی‌از دلایل آن سازه به گفته او رابطه عمیق او با قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام میباشد که همواره روشنگر شیوه او در معاش بوده‌اند.

شغل‌های سیاسی و دستگیر‌ها به وسیله رژیم سعودی

رژیم ایالات متحده عربی سعودی در حالی روضه خوان نمر باقر النمر را در هفته روان دستگیر کرد که قبلا نیز دو توشه و طی سال‌های 2006 و 2008 میلادی، روحانی را دستگیر کرده بود .

اول دستگیر روضه خوان نمر به می 2006 میلادی بازمی‌خواهد شد، زمانی که روضه خوان به محض رجوع از هجرت کوتاه‌مدتش به بحرین و رجوع به ایالات متحده عربی، به جهت شرکت کردن در همایشی در بین‌المللی قرآن مهربان از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی دستگیر شد .

اتهام روحانی این بود که درین همایش، در عریضه‌‌ای، از رژیم سعودی مراد بود به "آرامستان بقیع" پژوهش کرده، مذهب "تشییع" را به رسمیت شناخته و طرز‌‌های آموزشی و درسی کنونی حکم کننده بر ایالات متحده عربی را تغییر‌و تحول داده یا این که کنسل نماید؛ همین.

البته دستگیر دوباره روحانی نمر، به 23 آگوست 2008 میلادی بازمی‌‌شود که در شهر "القطیف" به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی دستگیر شد. این توشه اتهام روضه خوان برای دستگیر بنابر ادعای رژیم سعودی درخواست از شیعه‌ها بخش ها شرقی ایالات متحده عربی برای مهیا‌شدن به مراد هواخواهی از خویش و جامعه خود بود که رژیم داعیه می‌‌کرد، این سخنان نمر در معنای تحریک شیعه ها عربستانی برای طلاق از حکومت مرکزی بود .

رژیم سعودی از بیم قیام مردمی و خشم و غضب شیعه ها بخشها شرقی ایالات متحده عربی روضه خوان نمر را 24 ساعت بعد از دستگیر آزاد کرد .

این شیخ پر رنگ عربستانی یک توشه دیگر در مارس 2009 میلادی در معرض دستگیر قرار گرفت .

بازدید : 21
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 10:57


در بعضی از احادیث اسلامی آمده میباشد که مسلمان‌ها از اعمال مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شغل های اساسی در ماه صفر، جلوگیری و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند که بر همین اصل صدقه دارنده قوانینی و مصارفی میباشد.

به نقل از خبرنگار مهر، امروز چهارشنبه هفدهم شهریور ماه مصادف با مسجد غدیر فلاحی مشهد اولیه صفر ۱۴۴۳ هجری قمری میباشد. در برخی از منابع آمده میباشد که ماه صفر، دارای اسم و رسم به نحوست میباشد؛ به ویژه چهار روز پایان ماه که رحلت فرستاده الله صلی‌الله علیه و آله در آن واقع شد‌ه‌است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر، دلایلی مثلا رحلت فرستاده اکرم صلی‌الله علیه و آله، شهیدشدن امام حسن علیه السلام و امام رضا علیه السلام در‌این ماه را بیان می‌نمایند. همینطور اولِ ماه صفر با ورود کاروان اسرای کربلا به شهر شام مصادف میباشد و نیز استارت پیکار صفین مسجد بابا غدیر مشهد در اولیه روز صفر بوده میباشد.

در بعضا از احادیث اسلامی آمده میباشد که مسلمان ها از اجرا شغل های اصلی در ماه صفر، جلوگیری و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین استدلال مسلمان‌ها از این ماه تحت عنوان ماهی شوم مسجد بابا قدرت مشهد و بد یُاینجانب حافظه می‌نمایند، به این دلیل که درین ماه وحی انقطاع میگردد. حضرت علی علیه السلام دراین مورد فرموده میباشد: با رحلت نبی صلی‌الله علیه و آله چیزی جدا شد که با فوت هیچ احدی جدا نشد.

محدث جلیل القدر روضه خوان عباس قمی هم در مفاتیح‌الجنان، در قسمت ایفا ماه صفر و هم در اتفاق ها الایّام به‌این مورد (نحوست ماه صفر) اشاره نموده است. به هر درحال حاضر از برای رفع نحوست، هیچ چیز خوب از صدقه دادن و دعا ها وارده وجود ندارد و درصورتی که کسی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله درین ماه، دعای هر روز ماه صفر را بخواند.

وضعیت صدقه

آن‌سیرتکامل که از سخنان معصومین (علیهم‌السلام) و آیه‌ها قرآن مهربان استعمال می شود صدقه دارنده قوانینی میباشد به عنوان مثال؛

۱- پیش از هر چیز، صدقه بایستی از اموال حلال و بهتر و سلامت باشد؛ «یا این که أیها الَّذینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما کسَبْتُمْ وَ…؛ ای افرادی که ایمان آورده‌اید! از بخش‌های پاکیزه اموالی که (از روش بیزنس حلال) به دست آوردید، و از آن چه از زمین برای شما بیرون ساخته‌ایم انفاق فرمائید!»

۲- عالی میباشد که صدقه و انفاق نهفته باشد؛ «وَاِنْ تُخْفُوها وَ تُؤتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَرٌ لَنادرْ؛ هر گاه آنان را نهفته ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما عالی میباشد.»

۳- این که صدقه و انفاق هم پا با آزار و اینجانبّت نباشد؛ «یا این که أیها الَّذینَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِمعدودْ بِالمَنِّ و…؛ ای عده ای که ایمان آورده‌اید! عفو‌های خویش را با اینجانبّت و آزار فسخ نسازید همچون هر که فرآورده خویش را برای نشانه دادن به عموم، انفاق می‌نماید، و به معبود و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد…»

بازدید : 67
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 11:46


احتمالا برای همین نکات بوده که حضرت ابراهیم با طی این مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد منازل و فرایند حج به منزلت والای امامت نائل گشت. به عنوان مثال آیه ها دیگری که دلالت بر آن‌گاه معنوی و عرفانی حج دارااست آیه ای میباشد که اشاره به فیض جاری ساختن حج داراست:

زمانی که مناسک حج خویش را اجرا دادید، پس بیان معبود را بگوئید؛ همچون تذکر کردنتان از پدران آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بلکه از آن هم شدیدتر و بیش خیس.

یعنی بعداز ایفا حج و پیمودن منازل آن: می بایست چنان شرایط ذکری به زائر منزل معبود دست بدهد که غیر معبود را فراموش کند، آن هم لااقل مثل آن پر نمک و سوزی که در افتخار و مباهات به پدران خویش در رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نا آگاهی داشتند بلکه «اشد ذکرا» به شورتر و عمیق خیس و کیفیت خوب عالی و فراتر؛ چه این که «اشد ذکرا» به کمیت بیان عمل ندارد، بلکه مرتبط با دقت قلبی میباشد که چه بسا یک بیان قلبی همپا با سوز و گذار به مراتب خوب و رفیعتر و کارسازتر از یک قدمت ذکر ها لفظی میباشد. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

پس آخر و عاقبت حاجی می‌تواند با اعتنا قلبی شدید به خداوند رسد چنان که پیامبر مکرم اسلام _ صلی الله علیه و آله و سلم _ دراین باره فرمود:

مقصود از وجوب نماز و حج و طواف و مناسک به پاداشتن ذکرالله در قلب و جان آدم میباشد و الا آن نماز و حج چه ارزشی خواهد داشت. از این رو پروردگار در تعریف مؤمنین فرمود: مؤمنان فقط افرادی می باشند که هر وقت اسم خداوند برده خواهد شد، دل های آن‌ها ترسان خواهد شد.

از این رو حضرت ابراهیم بالاترین رده را که رده تسلیم باشد در کنار کعبه، برای خویش و ذریه اش درخواست نمود: پروردگارا، ما‌را تسلیم دستور خودت قرار ده و از دودمان ما نیز امتی مسلمان قرار ده.

به عنوان مثال آیه‌ها دیگری که دلالت بر سپس معنوی و عرفانی حج دارااست، آیه ای میباشد از سوره مبارکه مائده که آفریدگار فرمود: «ای افرادی که ایمان آوردید شعائر الهی را نقض نکنید و حریم آنان‌را حلال نشمرید و احترام را نگه دارید و قربانی های بی نشانه و یا این که نشاندار را حلال نشمرید و نیز احترام عده ای که برای خریداری کردن ادب خدا و جلب رضوان وی به قصد زیارت منزل پروردگار تکان می نمایند، نگه بدارید و برای آن‌ها مزاحمت ساخت‌و‌ساز نکنید.

از آن جایی که «رضوان » در لغت به معنای رضایت کثیراست، پس حاجی در‌این مهاجرت مقدس بایستی دنبال دستیابی رضوان الهی باشد که مهمترین سرمایه برای هر عبدی، حصول رضایت مولی میباشد. «وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکبَرُ» و محل دستیابی اینگونه رضایتی، موسم با شکوه حج میباشد. چنان که امام راستگو _ علیه السلام _ درضمن حدیث مفصلی فرمود: حج شعبه ای از رضوان الهی میباشد.

هم چنان که حضرت ابراهیم پهنا کرد: «پروردگارا! اینجانب برخی از ذریه ام را در سرزمینی بی آب و علف در کنار منزل ای که مقبره توست، بومی ساختم تا نماز را برپادارند».

از این آیه هم سپس معنوی حج استعمال می‌شود، زیرا که کلمه ها «غیر ذی زرع و عند بیتک الحرم و لیقیموا الصلوة » اشاره بدین حقیقت داراست که مقصود از اسکان، زراعت و دستیابی و بیزنس وجود ندارد، بلکه اسکان در این جا فاقد هر نوع تجهیزات اول، برای تقرب محض الی الله و متمحض شدن در عبادت اوست.

پس جو حج، یک جو عبادت و بندگی و غربت یافت کردن از هرگونه تعلقات دنیوی میباشد و مهاجرت حج یک مسافرت الی الله میباشد.

/////فلسفه حج چیست؟!/ چرا بایستی به حج برویم؟!

براین اساس، حاجی از به عبارتی نخستین که نیت حج می نماید و از خویش و منزل و کاشانه و همگی تعلقات دنیوی غیر وابسته می گردد تا احرام و طواف و کوشش و رمی و هدی نماید، همگی جا معبود را میجوید و در طلب رسیدن وی شب و روز آهسته ندارد؛ این سو و آن سو می رود و در کوه و کویر حیران می‌شود تا در مهمان سرای الهی آیه ها پر‌نور الهی را با دیده راز و دیده جان مشاهده کند. «فِیهِ نشانه‌هاٌ بَینَاتٌ» و با عملکرد و همت همانند هاجر چشمه ای از معرفت برای وی باز شود.

پس، هرکس که قصد هجرت الی الله را نموده، می بایست از ابتداء از هرگونه اموری که با این مسافرت ضدیت داراست هجران جسته و دل را صرفا متوجه معبود بنماید. چنان که امام درست گو _ علیه السلام _ دراین مورد فرمودند:

حاجی میخواهد با احرام بقعه امن الهی در خویش به وجود آورد و ناحیه وجودش را برای غیرخدا ممنوعه اعلان نماید: «مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِنًا» تا برای مدام بر روی غیرخدا ممنوع خواهد شد. خویش صاحبخانه فرمود: اشخاصی که (به واسطه احرام) حج را بر خویش واجب نموده اند می بایست از هرگونه تمتعات جنسی و اعمال گناه و خاطرنشان کرد و گوهای بی منفعت و جر و دعوا های بی قیمت اجتناب نمایند.

بیشتر بدانید: آداب و احکام حج تمتع

مسائل معنوی و عرفانی حج هیچوقت کل شدنی وجود ندارد، و وصال به مقامات عالیه در حج، وقف احدی وجود ندارد بلکه بستگی به عملکرد و عملکرد، عملکرد و خلوص و سوز و گداز زائران داراست. و هر زائر منزل خداوند بایستی بداند که در صورتی‌که کسی در‌این پس از حج که مهم‌ترین بعدها حج میباشد پیروز نگردد، در بعدها دیگر هم چندان غالب نخواهد شد. چنان که حضرت امام خمینی _ قدس سره _ احیاگر حج ابراهیمی، محمدی دراین باره فرمودند: علم آموزی بعدها دیگر حج در گرو علم آموزی آن‌گاه معنوی حج میباشد؛ آن‌گاه سیاسی و اجتماعی حج نتیجه ها نمی‌شود، مگر آن که آن گاه معنوی و الهی آن خرقه فعالیت بپوشد.

بدین ترتیب، حاجی صرفا نباید این تن را از شیوه به دور جنبش داده و به میقات و مطاف و مسعی و عرفات و مشعر و منی رساند، ولی با جان خالی از معارف آسمانی و دست تهی از منفعت معنوی حج با چمدان های مملو از عروسک و لوازم بازی برگردد.

«فوا اسفاه اینجانب خجلتی و افتضاحی» آن کس که با پا به کعبه رود کعبه را طواف می نماید و آن کس که با دل برود اورا طواف می نماید و چنانچه حاجی در روزها حج به خویش نپردازد و از خودبینی رها نشود و به خودسازی عملکرد نگمارد و از احرام تا حلق و تقصیر و طواف خویش را از آلودگی خلاصی نبخشد، پس کی؟ در‌صورتی‌که قبلی و آن‌گاه وی فرق نکند، پس کی؟ چه آن که حج از ذهن بردن خویش، در رویکرد پروردگار و ذوب شدن اینجانب، در ما میباشد.

بازدید : 12
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 14:49


غصب خلافت از سوی بنی‌امیه
برای داده ها بیشتر، اینها را هم مشاهده کنید: صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)
بعد از شهیدشدن امام علی(ع) در سال ۴۰ق در کوفه، عموم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد با امام حسن مجتبی(ع) بیعت کردند،[۱۴۱] اما به انگیزه عدم ملازمت عموم کوفه در پیکار با سپاه معاویه،[۱۴۲] معاویه طی یک تفاهم نامه صلح خلافت را از وی گرفت[۱۴۳] و شالوده‌گذار خلافت اموی شد.[۱۴۴] معاویه خویش تصریح میکرد که خلافت را خیر با رضایت عموم بلکه با اجبار خنجر گرفته میباشد.[۱۴۵] رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

طبق بعضی گزارش‌های تاریخی معاویه پذیرفته بود که بعداز مرگش، خلافت به حسن بازگردد و در‌صورتی‌که حسن از عالم رفته بود، برادرش حسین بن علی به خلافت رسد.[۱۴۶] معاویه تا ۶۰ قمری به زمان بیست آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سال قاضی بود.[۱۴۷] در سال ۵۱ق و در وسط این زمان بیست‌ساله حسن بن علی(ع) از جهان رفت[۱۴۸] و برادرش حسین تحت عنوان مدعا خلافت باقی ماند.[۱۴۹] البته معاویه یک‌سری سال قبل از مرگش در سال ۵۶ق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برای حکومت فرزندش یزید از برخی مسلمان ها سرشناس بیعت گرفت.[۱۵۰]

معاویه در سال ۶۰ق از عالم رفت و یزید خویش را خلیفه نامید.[۱۵۱] حسین بن علی و کسان دیگری مثل عبدالله بن زبیر از این تصمیم اطاعت نکردند.[۱۵۲] حسین ناچار شد از مدینه به مکه[۱۵۳] و از آنجا به سمت عراق برود.[۱۵۴] بعداز یک‌سری ماه از حکومت یزید، لشکریانی که از سوی عبیدالله بن زیاد حکم کننده کوفه تجهیز گردیده بودند، در کربلا حسین و همراهانش را کشتند.[۱۵۵] بعد از شهیدشدن امام حسین، شیعه ها در حکومت بنی‌امیه از تعدادی جهت در تنگنا و فشار بودند.[۱۵۶] به جهت همین شرایط و سرکوب شدید معارضان از سوی بنی‌امیه،[۱۵۷] امام سجاد[۱۵۸] و امام باقر[۱۵۹] که در‌این زمان می‌زیستند وارد کار سیاسی علنی نشدند.[۱۶۰] امام ششم، امام راست گو(ع) نیز که بخشی از زمان امامت وی در زمانه حکومت اموی بود، تکان سیاسی نداشت و حتی از ملازمت و همراهی آشکار با قیام برادرزاده‌اش زید نیز دوری کرد.[۱۶۱] چنان‌که درپی نیز دعوت عباسیان برای رهبری قیام علیه بنی‌امیه را نپذیرفت..[۱۶۲]

بنی‌عباس و غصب خلافت
از لحاظ شیعه‌ها، بنی‌عباس نیز که از سال ۱۳۲ق حکم دهنده میهن‌های اسلامی شدند،[۱۶۳] غاصب خلافت امامان به شمار می روند.[۱۶۴] عباسیان با آنکه جنبش خویش علیه بنی‌امیه را با شعارهای شیعی شروع کرده بودند بعد از مدتی اندیشه شیعی را کنار نهاده و به برتری شیخین (ابوبکر و قدمت) بر علی رغبت نشانه دادند.[۱۶۵] و هر حرکتی از سوی علویان، چه از سوی زیدیه و چه از سوی امامیه را سرکوب کردند چنان‌که هارون عباسی چهار بدن از سران علویان را بازداشت کرد و کشت.[۱۶۶]

امامان شیعه از امام درستگو به بعد از آن کلیه در زمانه حکومت عباسیان معاش می‌کردند. امام درستگو که در زمان امویان توصیه کودتا علیه بنی‌امیه به رهبری خودش را نپذیرفته بود در زمانه بنی‌عباس هم کار سیاسی علنی از خویش بروز نداد.[۱۶۷] امام هفتم، موسی کاظم که شیعه ها او‌را قیام‌کننده از اهل بیت می‌دانستند مدتی زمان بر را در زندان طی کرد، و در زندان هم شهید شد.[۱۶۸] سه امام دیگر شیعه امام نهم،‌ دهم و یازدهم نیز در‌این عصر در سامرا راءس خلافت عباسی زیر لحاظ بودند.[۱۶۹]

امام هشتم، علی بن موسی الرضا به فرمان مأمون، خلیفه عباسی از مدینه به خراسان آورده شد.[۱۷۰] مأمون در آغاز واگذاری خلافت به امام هشتم را به وی توصیه کرد، اما امام رضا این توصیه را نپذیرفت[۱۷۱] آن‌گاه مأمون او‌را به تایید ولایت عهدی وادار کرد.[۱۷۲] کمتر از دو سال سپس امام رضا از عالم رفت.[۱۷۳] درگذشت امام رضا در خراسان به مأمون نسبت داده شد، زیرا نماد‌های فراوانی بر این داعیه وجود داشت.[۱۷۴] گروهی از مورخان شیعه تصریح کرده‌اند که امام رضا با زهر و به فرمان مأمون شهید گردیده‌است.[۱۷۵] امام دوازدهم مهدی نیز از به عبارتی استارت ولادت از سایرافراد نهفته نگه‌داشته می شد و از استارت امامت در سال ۲۶۰ق در غایب بودن قرار گرفت و تنها از روش عده ای خاص با عموم رابطه برقرار می کرد و بعد از سال ۳۲۹ق نیز تمامی پیوندها ظاهری خویش را با عموم جدا کرد و عصر غایب بودن کبری استارت شد.[۱۷۶]

غصب خلافت و عقیده سیاسی شیعه
عقیده‌های سیاسی شیعه ها نیز ذیل تأثیر عقیده حق خلافت امامان شیعه و غاصب‌ فهمیدن دیگر افراد درین منصب میباشد.

حق حاکمیت در روزگار غایب بودن
روحانی انصاری(۱۲۱۴–۱۲۸۱ق) اعتقاد دارد کلیه حاکمان زمانه غایب بودن، قاضی جور می باشند حتی درصورتی که شیعه باشند، چون رده امام معصوم را غصب کرده‌اند،[۱۷۷] چنان‌که آخوند خراسانی(۱۲۵۵-۱۳۲۹ق)، عبدالله مازندرانی(۱۲۵۶-۱۳۳۰ق) و میرزا حسین تهرانی نیز همین اساس را پذیرفته و کلیه حاکمان غیر معصوم را قاضی جائر میدانند.[۱۷۸] نائینی نیز از تعبییر سلطنت جائره به کارگیری نموده است.[۱۷۹] به گفته داوود فیرحی این عقیده که با توکل بر قاعده «حرمت امداد ظالمان» ثابت می‌گردد، مورد‌ساز فتوای برخی فقیهان علیه حاکمان کشور ایران در نهضت مشروطه نیز شد‌ه‌است.[۱۸۰]

فقیهان شیعه مبتنی بر عقیده حق خلافت امامان شیعه، هرگونه حکومت از سوی دیگر افراد را نامشروع و غاصب می دانند.[۱۸۱] این عقیده در طول حضور امامان معصوم، حق تصمیم‌گیری درباره شاکله نظام سیاسی را به وی میدهد.[۱۸۲] اما برای حکومت در زمان غایب بودن امام معصوم، عالمان شیعه حیث یگانه‌ای نداشته و یک سری عقیده ارائه کرده‌اند.[۱۸۳] دارای شهرت‌ترین عقیده اطمینان به حق حکومت دانا با اذن و نصب از سوی امامان معصوم میباشد که با اسم عقیده ولایت دانا شناخته می‌گردد.[۱۸۴]

تعامل با حکومت‌‌های نامشروع
کیفیت تعامل و رابطه با حکومت غیر معصومان در فقه سیاسی شیعه از زمان امامان مطرح بوده میباشد. تا قبل از زمانه روضه خوان اثر گذار(درگذشت: ۴۱۳ق) شیعه‌ها غالبا همیاری با حاکمان جور را حرام می‌دانستند.[۱۸۵] البته از این روزگار به آن گاه نظرها دیگری نیز مطرح شد که در برخی مورد ها همیاری با حاکمان جور را روا و گاه واجب می دانند.[۱۸۶]

درباره همیاری یا این که ‌عدم‌همیاری با حکومت‌های غاصب، اموالی که از این حکومت‌ها به اشخاص میرسد، و اطاعت یا این که عدم اطاعت از دستورها این حاکمان احادیثی از امامان شیعه رسیده میباشد.[۱۸۷] تیم‌ای از این احادیث عام می‌باشند و شرکت کردن در ظلم به سایرافراد را نهی می‌نمایند[۱۸۸] و گروه‌ای دیگر روایاتی می‌باشند که بعضا جاری ساختن جزئی و موردی را هم نهی کرده‌اند.

بازدید : 19
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 10:25


جابر نیز از امام باقر علیه السّلام داستان کرده که آن حضرت فرمود: فرستاده پروردگار صلّى اللَّه علیه و آله فرمود:، زیرا روز نخستین شوّال فرا مى برسد منادیى ندا مى‌نماید: اى مؤمنان درین صبحگاه بشتابید مسجد غدیر بلوار معلم مشهد براى جوائزتان. [که به جایزه عبادات رمضان می دهند]آن‌گاه فرمود: اى جابر جوائز آفریدگار متعال که مانند جوائز این پادشاهان وجود ندارد. سپس فرمود: امروز روز محرک میباشد. (اینجانب لا یحضره الفقیه ج۱ ص ۵۱۱ ح ۱۴۷۸) همانا پروردگار عزّ و جلّ ماه رمضان را میدان مسابقه براى بندگان خویش قرار داده میباشد تا با طاعت و عبادت خویش براى وصال به رضوان مسجد غدیر فلاحی مشهد و خشنودى معبود از یکدیگر پیشى بگیرند. پس گروهى در‌این میدان تاختند و به خشنودى الهى فائز شدند و عدّهاى دیگر عقب افتادند و تقصیر کردند و ضرر و زیان دیدند. امام حسن مجتبى علیه السّلام در روز عید فطر گروهى را مشاهده کرد که سرگرم بازى و خنده بودند. پس در حالى که به آن ها اشاره می کرد به اصحاب خود فرمود: همانا مسجد بابا غدیر مشهد آفریدگار بلند رتبه، ماه رمضان را میدان مسابقه براى بندگان خویش قرار داده میباشد تا با طاعت و عبادت خویش براى وصال به رضوان و خشنودى معبود از یکدیگر پیشى بگیرند.
پس گروهى درین میدان تاختند و به خشنودى الهى فائز شدند و عدّهاى دیگر عقب افتادند و تقصیر کردند و ضرروزیان دیدند.» پس عجبا و بسیار عجبا از آنکه به خنده و بازى سرگرم باشد در اینگونه روزى که نیکوکاران مسجد بابا قدرت مشهد درین روز مشوق مى‌یابند و تقصیرکاران ضرر و زیان مى‌بینند؛ و قول به آفریدگار که در صورتی عفاف و حجاب از در میان برخیزد و پرده کنار رود بی‌شک و تردید و قطعا درستکار درگیر نیکوکارى خویش گردد و بدکردار گرفتار زشتکارى خویش باشد.

بازدید : 14
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:55


3. نگرش سوم: ایمان به معنای تصدیق قلبی، اقرار زبانی و فعالیت جوارحی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

علّامه حلی این پیمان را به جماعتی از سلف و روحانی موثر نسبت میدهد. (علامه حلی: 1415، 533) علامه مراد خویش از جماعت نام برده را پر‌نور نساخت که کیانند و نسبت این قسم به روحانی اثر گذار نیز محل فکر میباشد؛ چون قسم معروف منسوب به وی، ایمان به معنای دانش و معرفت میباشد. از این رو، در حالتی‌که اِسناد این عهد و پیمان به او آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد صحیح باشد، می بایست عهد و پیمان دیگر وی در زمینه ایمان به شمار آید.

تفتازانی نیز در این زمینه آورده میباشد: «هو مذهب اکثر السلف و جمیع ائمة الحدیث و کثیر اینجانب المتکلمین و المحکی عن صاحب و مالک و الشافعی و الاوزاعی». (تفتازانی: 1409، 5: 179- 180)

ابن تمهید نیز در گزارش خویش عقیده سه جزئی بودن ایمان را به بعضا از فقهاء، اصحاب حدیث، معتزله رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و شیعه و جمیع خوارج [؟!] نسبت میدهد. (ابن تمهید: 1395، 3: 188- 189)

شهید ثانی نیز گفته میباشد که: «الایمان تصدیق بالجنان و اقرار باللسان و کار بالارکان، هو عهد و پیمان المحدّثین و عده اینجانب السّلف کابن مجاهد و غیره.» (شهید ثانی: 1409، 54)

مؤلّف کتاب «النظامیه فی مذهب الامامیة» نیز این عقیده را به معتزله نسبت میدهد. (خواجگی شیرازی: 1375، 187)

در حالتی که اوراق این قسم به معتزله و خوارج صحیح باشد، بایستی آن را نسبت به بعضی از اشخاص این دو مجموعه دانست، خیر کلیه آن ها.

دلایل عقیده‌ سه جزئی بودن ایمان

ابن تمهید برای مثال قائلان این قسم میباشد که با استناد به بعضی از آیه‌ها به ثابت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد این پیمان پرداخته میباشد. (ابن تمهید: 1395، 3: 189- 198) ابن تمهید در ثابت این عقیده، توجّه‌اش را به «جزئیت ایفا باتقوا برای معنی ایمان» معطوف داشته میباشد. او در این مورد می گوید: در‌این تردیدّی وجود ندارد که تصدیق قلبی امری اثبات و بسیط بوده و قابل ارتقا یا این که کاهش وجود ندارد، ولی قرآن، ایمان را امری لایق کاهش و ارتقا معرّفی نموده است. این علامت میدهد که ایمان صرف تصدیق و باور قلبی نبوده و اجرا پارسا نیز در تحقّق ایمان نقش دارا هستند (به عبارتی، 3: 193- 194).

او آن‌گاه آیه‌ها چندی را برای مدرک «جزئیت انجام برای ایمان» میاورد که برخی از آن ها پیش‌خیس ارائه و عیب گیری و نظارت شد و بعضا آیه ها دیگر نیز ضرورتی به عنوان کردن آن ها وجود ندارد؛ زیرا تمامی برای ثابت جزئیت جاری ساختن برای ایمان گزینه استشهاد قرار گرفته‌اند که اصل این داعیه- جزئیت اجرا برای ایمان- مضاف بر دلایل پیش گفته، به دلایل تحت پذیرفته وجود ندارد:

1. آیه‌ها گزینه استناد ابن تمهید دلالتی بر جزئیت اجرا ندارد؛ چون ایمان و کار به طور عطف به یکدیگر وصل گردیده‌اند، و عطف هم نشانگر دوئیت و غیریت این دو میباشد و با وحدت ذاتی آن‌ها منافات دارااست. در شرایطی‌که کار در واقعیت ایمان درون باشد، موردنیاز میاید که شئ بر خودش یا این که جزئی از خودش عطف گردد، در حالی که هیچ‌گاه شئ بر خودش یا این که جزئی از خودش عطف نمیشود. (مدنی شیرازی: 1411، 3: 268)

2. مطابق آیه ها قرآن، منزلت ایمان قلب میباشد، بدین ترتیب ایمان، امری باطنی و قلبی (= جوانحی) میباشد و انجام، فرمان ظاهری و فعل جوارحی میباشد، و دستور ظاهری و فعل جوارحی نمی‌تواند جزء دستور باطنی و فعل جوانحی باشد.

3. ادعای اینکه تصدیق امری تبعیض ناپذیر و غیر قابل ارتقا و کاهش میباشد، بدور از حقیقت میباشد؛ چون خواسته از ایمانِ قابل ارتقا مطرح گردیده در آیه‌ها، به عبارتی میباشد که جایگاهش قلب میباشد، یعنی فعل باطنی و جوانحی میباشد، خیر انجام ظاهری.

4. اجماع قائم میباشد بر اینکه ایمان شرط صدق جاری ساختن با تقوا و عبادات میباشد. در حالتی که جاری ساختن جزو واقعیت ایمان باشد موردنیاز می آید که ایمان شرط درستیِ بخشی از خودش بشود، و این محال میباشد. (سبحانی: 1412 ب، 3: 123- 124؛ تفتازانی: 1409، 5: 93)

ولی احادیث گزینه برهان قائلان به سه جزئی بودن ایمان، آن مجموعه از روایاتی میباشد که ایمان را سه جزئی اعلام کرده‌اند. فرستاده اکرم6 میفرماید: «الإیمان معرفة بالقلب و إقرار باللسان و شغل بالأرکان.» (روحانی صدوق: 1390، 1: 178- 179) این ماجرا با همین عبارت از امیر مؤمنان علی% نیز نقل شد‌ه‌است. (صبحی باتقوا: 1387، قصار 227) امام جعفر درستگو% نیز میفرماید: «الإیمان الإقرار باللسان و عقد فی القلب و کار بالأرکان...» (کلینی: 1401، 2: 27) مشابه همین احادیث از سایر ائمه: نیز نقل گردیده‌است. (مجلسی: 1403، 66: 18- 49)

صرفنظر از ضعف و جرحی که بر دلالت و گواهی بعضی از این احادیث وارداتی میباشد، تمام این‌سیرتکامل احادیث در صدد این نیستند که ثابت نمایند ماهیت ایمان دارنده سه جزء میباشد؛ بلکه در صدد تمجید ایمان توسط لوازمش می باشند. (مصباح یزدی: 1381، 311) قرائن و شواهدی این داعیه را تأیید می‌نماید:

1. در بخش اعظمی از احادیث نیز مانند نشانه‌ها قرآن، ایمان، امری قلبی و باطنی اعلام گردیده و حتی‌د‌ر برخی از آن‌ها تصریح گردیده که شغل، امری فارغ ذات و ماهیت ایمان بوده و بلکه نشانگر صحت آن می باشد. تحت عنوان مثال، نبی خدا6 می فرماید: «ألإسلاَمُ‏ عَلَانِیةٌ وَ الإیمانُ فِی القَلبَ وَ أشَارَ إلَى صَدرِهِ» ‏)مجلسی: 1403، 65: 239)

همینطور آن حضرت خطاب به علی% فرمود: بنویس. فرمود چه بنویسم؟ پیامبر6 فرمود، بنویس: «بسم ‌الله ‌الرحمن: الإیمانُ ما وُقِّرَ فِی الْقلوبِ و صَدَّقَتْهُ الْأعْکالاُ» (مجلسی: 1403، 5: 208)...ایمان چیزی میباشد که در دل مکان می گیرد و ایفا (ظاهری) صحت آن را سند می‌نماید.

2. تحلیل‌ها نشانه میدهد که یکی‌از علل و علت‌های اساسی ائمه معصومین: در‌این سیرتکامل احادیث، رد و ابطال نظریه «ارجاء» میباشد که صرف اعتقادوباور قلبی و اقرار و عهد و پیمان زبانی را در ایمان کافی دانسته‌اند (ابن شاذان: 1402، 20؛ اشعری: 1426، 141) و فعالیت را نیز از قلمرو ایمان به کلی بیرون دانسته‌اند (بغدادی: بی تا، 202؛ سبحانی: 1412 ب، 3: 110- 114) وحتی مدعا بوده‌اند که ارتکاب هر نوع گناه، هرچند گناه کبیره هیچ ضرری به ایمان نمی‌زند. این نظریه دستاویز خیر و خوبی برای حُکّام جور اموی جهت توجیه اجرا ننگین‌شان به شمار می-رفت و لذا آیتم دفاع دور از شوخی آن‌ها بوده میباشد، و به همین استدلال اعتراض شدید ائمه: را در‌پی داشته میباشد. آن‌ها خواستند با طرح موضوع کار به همپا اقرار زبانی و تصدیق قلبی در ارائه معنی ایمان، بدین نظریه فسخ جواب داده و آن را بی‌اعتبار اعلام نمایند. (ربانی گلپایگانی: 1416، 148؛ سبحانی: 1412 ب، 3: 133- 136)

گواه این صحبت ما، آن گروه روایاتی میباشد که در آن ها بر بطلان نظریه مرجئه در موضوع ایمان تصریح گردیده‌است. در اینجا بعضی از این مثال احادیث نقل می‌گردد.

از پیامبر خدا6 بیان شده، فرمود: «لُعِنَتِ المُرجِئةُ عَلَی لِسَانِ سَبعِینَ نَبِیا این کهً قِیلَ مَنِ المُرجِئَةُ یا این که رَسُولُ اللهِ؟ قَالَ6: اَلَّذِینَ یقُولُونَ الاِیمَانُ کَلَامٌ، یعنِی الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّ الِایمَانَ هُوَ الإقرَارُ وَحدَهُ دُونَ غَیرِهِ» (بغدادی: بی تا، 202)

امام علی% نیز میفرماید: «لَأَنْسُبَنَ‏ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ ینْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِی وَ لَا ینْسُبُهَا أَحَدٌ بَعْدِی الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیقِینُ وَ الْیقِینُ هُوَ التَّصْدِیقُ وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَل‏» (مجلسی: 1403، 65: 311)

امام درستگو% نیز میفرماید: «مَلْعُونٌ‏ مَلْعُونٌ‏ مَنْ قَالَ الْإِیمَانُ قَوْلٌ بِلَا عَمَل‏» (مجلسی: به عبارتی، 66: 19)

3. گناه، گرچه منافی ایمان ظاهری (= اسلام) وجود ندارد، اما نقض کننده ایمان باطنی میباشد که به عبارتی اذعان و تصدیق قلبی به احکام الهی باشد. به همین استدلال میباشد که از رسول اکرم6 ماجرا گردیده: زناکار زنا نمی‌نماید در حالی که مؤمن میباشد و سارق دزدی نمی‌نماید در حالی که مؤمن میباشد. (کلینی: 1401، 2: 284- 285)

4. طرح موضوع اقرار زبانی در تعریف و تمجید ایمان از سوی ائمه: نیز بدین برهان میباشد که به عبارتی‌سیرتکامل که ترتیب اثرها بر ایمان حقیقی و واقعی متوقف بر فعالیت به اقتضای آن میباشد، ترتیب اثر ها ایمان در ظواهر- و بر ایمان ظاهری- نیز متوقف بر اقرار زبانی یا این که چیزی در حکم آن میباشد. (طوسی: 1416، 148) به ذکر پر‌نور‌خیس، ارائه ایمان بدون نقص و ایده‌آل در تمجید، نیازمند توجّه به همگی مراتب آن در تعریفش میباشد؛ چون مدام سکو بدون نقص، سکو ناقص و زیر‌خیس را نیز دربر داراست. از این رو، بیان اقرار زبانی در تمجید ائمه: از ایمان بدون نقص و اثربخش، هیچوقت به معنای جزئیت اقرار زبانی در مضمون‌ اصل ایمان و ماهیت آن وجود ندارد.

4. بینش چهارم: ایمان به معنای تصدیق قلبی و اقرار زبانی

تیم دیگری از علما و متکلمان اسلامی از شیعه و سنّی بر این عقیده‌اند. آن ها با بیرون درک کردن کار از معنی ایمان، برآنند که ایمان از دو جزء تصدیق قلبی و اقرار زبانی تشکیل‌شده میباشد. قائلان بدین پیمان دو مجموعه‌اند: مجموعه‌ای از آنها دسته‌هایی از مرجئه‌اند که صرف تصدیق قلبی و اقرار زبانی را در تحقق ایمان کافی دانسته‌اند و برای شغل هیچ نقشی در تحقّق ایمان- خیر جزءاً و خیر شرطاً- قائل نبوده‌اند (بغدادی: بی تا، 203- 206؛ ابن شاذان: 1402، 20- 21)؛ و در فیض، گناه را بازدارنده روشن بختی و رستگاری مؤمن نمی‌دانستند و به‌این نحوه گناهکاران را بیشتراز اندازه امیدوار ساخته، جرات بر گناه می‌دادند! (جرجانی: 1412، 8: 396- 397)

گروه دیگر، گروهی از عالمان و متکلمان اسلامی میباشند که گرچه شغل را در معنا ایمان باطن نمی‌دانند و به تعبیری، کار را به طور جزء‌العلة در تحقق ایمان نمی‌پذیرند البته به طور شرط قبول دارا هستند و میگویند واقعیت ایمان، تصدیق و اعتقادوباور قلبی همدم با اقرار زبانی میباشد اما منوط به جاری ساختن انجام و التزام عملی میباشد. (سبحانی: 1412 ب، 3: 114- 117)

علامه حلی طرفدار این عقیده میباشد و این عهد را به «بعض الاصحاب» هم نسبت میدهد (علامه حلی: 1415، 533). خواجه نصیر طوسی نیز بر این عقیده میباشد و در کتاب تجریدش تصریح کرده: «الایمان التصدیق بالقلب و اللسان...» (علامه حلی: 1407، 426) اما این عقیده از خواجه، یک پیمان وی در قضیه ایمان میباشد، پیمان دیگر وی، اکتفا به تصدیق قلبی در ایمان میباشد که در مکان خویش به آن نیز اشاره گردد.

علامه مجلسی نیز این عقیده را برگزیده میباشد. او در بحارالانوار در بابی مفصّل به عنوان «باب انّ العمل جزء الایمان»، بعد از رسیدگی مسأله ایمان و آرای محققان به معنی ایمان، حیث پایانی خود را این سیرتکامل ذکر می‌نماید:

آنچه از تقریر ما پدیدار شد، این میباشد که: ایمان، به عبارتی تصدیق به معبود، یکتایی وی، صفات، عدل و حکمت وی و تصدیق به نبوّت و به هر چیزی میباشد که با وارد شدن پیامبر6، به دانش ضروری به آن دانش پیدا کردیم، یاروهمدم با اقرار به آن‌ها؛ و بیشتر مسلمان ها بر این رأیند، بلکه بعضی بر این رأی، ادّعای اجماع کرده‌اند؛ و (همینطور) تصدیق به امامت امامان دوازده گانه: امامت امام مجال%؛ و این (اعتقادوباور وتصدیق به امامت امامان) نزد شیعه امامیه میباشد. (مجلسی: 1403، 66: 149)

از علمای معاصر، آیت الله سبحانی نیز این عهد و پیمان را ترجیح داده و گفته میباشد: «الإیمان معرفة بالقلب و إقرار باللسان و أنّ الاعمال لیست إیماناً و لکنّها شرائع الإیمان و هو عهدوپیمان جماعة اینجانب الفقهاء و هو الأقوی» در مکان دیگر این پیمان را به «مشاهیر متکلمان» نسبت داده و ایفا را نیز از ثمرات ایمان اعلام داشته میباشد. (سبحانی: 1412 الف، 12) وی به دنبال، بعداز نقل برخی آیه ها در تقویت عقیده خاطر گردیده (تصدیق قلبی و اقرار زبانی)، قسم دیگر یعنی صرف تصدیق قلبی بودن ایمان را نیز از لحاظ به دور نداشته میباشد؛ چون دراین مورد میگوید: «ویمکن اَنْ یقال: إنه یکفی التصدیق القلبی و لکن الإنکار باللسان بازدارنده، فلو دانش أنه مذعن قلباً و لم‌ینکره لساناً لکفی فی الحکم بالإیمان کما کفی فی تحققه حقیقتاً» (سبحانی: 1412 ب، 3: 116 و 118)

البته از علمای اهل سنّت، فخر رازی این قسم را به ابوحنیفه و عامه‌ فقهاء نسبت داده میباشد. (رازی: بی تا، 2: 24) تفتازانی نیز این قسم را به «کثیر اینجانب المحققین و ابو حنیفه» نسبت داده میباشد. (تفتازانی: 1409، 5: 178- 179)

دلایل نگرش چهارم

مهم ترین دلایل ثابت این عقیده، اینگونه میباشد:

1. ایمان در لغت به معنای تصدیق میباشد و احتمال اینکه در شرع به همین مفهوم نباشد و نقلی در آن انجام شده باشد، منتفی میباشد؛ چون اصل عدم نقل میباشد، و در صورتی در آن نقلی انجام یافته باشد به‌طور حتم برای ما آشکار می شد، همچنانکه نقل انجام یافته در لفظ ها دیگر برای ما علنی شده میباشد. (علامه حلی: 1415، 533)

2. این تصدیق جایز وجود ندارد که صرف معرفت قلبی باشد، به جهت آیه ها پایین که می فرماید:

}وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّ{ (نمل: 14)؛ }فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ{ (بقره: 89)

بر اساس مفاد این آیات، با اینکه فرعونیان و یهودیان نسبت به پیامبری موسی % و پیامبر اکرم6 علم و یقین داشته‌اند ولی از روی عناد انکار می‌کردند. پس معرفت و کفر با هم جمع شده‌اند. این نشان می‌دهد که معرفت قلبی به تنهایی کافی نیست و نیازمند اظهار و اقرار زبانی است. (علامه حلی: 1407، 427)

3. آیه 14 سوره‌ حجرات نیز نشان می‌دهد که صرف اقرار زبانی هم در تحقق ایمان کافی نیست:

}قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُاینترنتِمعدودْ{

با اینکه خدا در آیه حافظه گردیده و همینطور در آیه 8 از سوره بقره برای اقرار کنندگان زبانی به ایمان، تصدیق زبانی آن‌ها‌را آیتم تأیید قرار داده میباشد البته آن‌ها را مؤمن قلمداد نکرده و ایمان را از آن ها نفی نموده است. از این رو، بایستگی دارااست که تصدیق قلبی با تصدیق و اقرار زبانی یار خواهد شد تا ایمان حقیقی وواقعی در شخص تحقق یابد. (علامه حلی: 1415، 533؛ شهید ثانی: 1409، 89)

4. البته از احادیث، امام جعفر راستگو% در جواب بدین سوال که کمترین چیزی که عبد و بنده با داشتن آن مؤمن محسوب میشود، فرمود:

«یشْهَدُ اَنْ لااله‌الاّاللهُ وَ اَنَّ مُحَمّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه و یقِرُّ بِالطاعَةِ وَ یعْرِفُ اِمامَ زَمانِهِ فَاِذا فَعَلَ ذالِکَ فهو مؤمنٌ.» (مجلسی: 1403، 66: 16)

در‌این داستان، هم به شهید شدن و اقرار زبانی برای تحقق ایمان اشاره گردیده و هم به لزومِ داشتن معرفت و تصدیق قلبی.

عیب گیری و تحقیق

ادله اولیه آنان، مبتنی بر تصدیق قلبی بودن ایمان در لغت و خلا نقل از معنای لغوی آن، همین‌طور میباشد که گفته شد و مکان تردیدی در آن نیست. ولی برهان به آیه ها و قصه خاطر گردیده، گویای این حقیقت میباشد که منظور آن ها از تصدیق، تصدیق لغوی وجود ندارد بلکه تصدیق عقلی و منطقی میباشد که به عبارتی دانش و معرفت هست، که آن نیز در عقیده در آغاز انتقاد و ابطال شد، همینطور ادعای نیاز به اقرار زبانی، سازه به دلایلی که می آید نا تمام میباشد. در حال حاضر رسیدگی و عیب گیری تفصیلی دلایل این عهدوپیمان به‌این گستردن میباشد:

1. نشانه‌ها 14 سوره نمل و 85 سوره بقره گویای این میباشد که اهل جحود و عناد، به رغم دانش و اعتقاد و باور به حق، آن را از روی ظلم و برتری‌جویی انکار می‌کردند. آن‌ها از این نشانه‌ها اینگونه فیض گرفته‌اند که ملازمت و همراهی شرک و انکار با دانش، معرفت و تصدیق علامت می دهد که ایمان صرف دانش و تصدیق وجود ندارد، چه اینکه درصورتی که ایمان صرف دانش و تصدیق باشد نیازمند اجتماع بی دینی و ایمان در آنِ واحد در فرد واحد میباشد؛ و از آن جا که بی دینی و ایمان متقابل و متناقض یکدیگرند و اجتماع آن‌ها ممکن وجود ندارد، پس بایستگی دارااست که اقرار زبانی هم ضمیمه آن خواهد شد و جزو واقعیت آن باشد تا ایمان حقیقی و واقعی پژوهشگر شود.

اما این فیض‌گیری از پایه فسخ میباشد؛ چون موردها آیه‌ها گردیده اینگونه سود نمی‌دهد و آن را برنمی‌تابد؛ زیرا زمانی تصدیق به چیزی مقرون به انکار خواهد شد، از مبنا فاقد اعتبار میباشد، به دلیل آن که تصریح به نقیض آن بازدارنده از صحّت و اعتبار آن میباشد. به همین برهان صحت تصدیق منوط به عدم انکار زبانی می باشد (مدنی شیرازی: 1411، : 269).

2. به فرض که بپذیریم دانش و تصدیق در اینگونه صورتی از اعتبار ساقط نمیشود، اما گشوده برداشت آن‌ها از این آیه‌ها صحیح وجود ندارد و سود سابق الذکر- یعنی عدم کفایت دانش و اعتقاد و نیازمندی به اقرار زبانی- از آن به دست نمی‌آید؛ چون چنانکه پیش‌خیس اشاره شد، صرف دانش و اطمینان و یا این که تصدیق، ایمان حقیقی و واقعی و مناسب در شرع وجود ندارد. به ذکر پر‌نور‌خیس، گویای این واقعیت میباشد که ایمان حقیقی وواقعی در اینگونه افرادی از شالوده صورت نگرفته میباشد؛ چون چنانچه اینگونه بود هیچ وقت با نقیض خویش همدم نمیشد و یا این که تبدیل به آن نمی‌شوید. (ربانی گلپایگانی: 1416، 147)

در مباحث قبلی پر‌نور شد که ایمان واقعی چیزی بالاتر و رفیعتر از دانش و تصدیق منطقی میباشد. به همین برهان، در‌حالتی که کسی به چیزی دانش و اعتقاد و باور دارااست ولی در داخل یا این که ظواهر در قبال حق تسلیم نبوده و آن را انکار می‌نماید، به اینگونه کسی نمی‌گویند وی به باعث به عبارتی دانش و اعتقاد یار و همدم با انکار و عدم تسلیم، ‌بخشی از ایمان را داراست و نصیب دیگر را قادر است با اقرار زبانی تأمین نماید و به محض اقرار زبانی ایمانش بدون نقص شود؛ زیرا آیتم وی از مصادیق سالبه به انتفاء مورد میباشد و وی خیر صرفا از ایمان فایده‌ای ندارد، بلکه دارنده یکی‌از بدترین اشکال بی دینی یعنی «بی دینی جحودی» میباشد. (سبحانی: 1412 ب، 3: 123)

گواه کلام ما حدیثی از امام جعفر راست گو% میباشد که در آن بی دینی را به اقسام پنجگانه تقسیم کرده و یک کدام از اقسام آن را همین «بی دینی جحودی» می‌شمرد و آن عبارت از چیزی میباشد که بشر آن را انکار نماید در حالی که می داند حق میباشد و نزد وی اثبات میباشد. بعد از آن آن حضرت به همین آیه‌ 14 سوره نمل، استشهاد می‌نماید. (کلینی: 1401، 2: 389 - 391)

3. صرفنظر از اشکالات قبلی و به فرض کل پی بردن عامل بدین آیه‌ها، قاعده اقتضا دارااست که در همگی جا و همگی مورد ها، ایمان دو جزئی باشد و یا این که قابلیت اجتماع دو جزء تصدیق قلبی و اقرار زبانی وجود داشته باشد تا ایمان متبوع مدعیان این عقیده متفحص گردد؛ در غیر این شکل، این قاعده و استدلال آن‌ها نقض می شود و نقض ادله نشانگر این میباشد که برهان آن ها اخص از مدعی میباشد. در اینجا نیز آیتم یا این که موردها نقض یافت میشود و در سود، عمومیت ادله‌شان از دربین می‌رود، و آن جایی میباشد که کسی تصدیق قلبی داراست ولی خیر به لهجه انکار می‌نماید و خیر اقرار؛ و این عدم اقرار شاید به خیال این میباشد که ضرورتی برای آن نمی‌بیند و یااینکه معذور از تکلم کردن و لال میباشد. آیا اینگونه مواقعی که موجب اجتماع شرک و ایمان نشده میباشد، از مصادیق نشانه‌ها آیتم برهان آن‌ها میشود و چنین اشخاص از ایمان مناسب دینی منتفع نیستند یااینکه ایمان بی نقص را دارا می-باشند؟ به صورت مسلم ایمان آنها بدون نقص میباشد. (شهید ثانی: 1409، 89- 90؛ سبحانی: 1412 ب، 3: 116- 119)

4. از کلیه‌ اینها قبلی، در صورتی به فرض بپذیریم که نشانه‌ها خاطر گردیده نشانگر این میباشد که تصدیق قلبی کفاف نمی دهد و لزوم دارااست که اقرار زبانی هم بیاید، البته این آیه ها دلالت نمیکنند که اقرار زبانی می بایست تحت عنوان جزئی از واقعیت ایمان آورده خواهد شد؛ چون روا میباشد که اقرار زبانی شرط صدق ایمان باشد. (مدنی شیرازی، 1411، 3: 269- 170؛ خویی: بی تا، 7: 387).

5. مقتضای آیه 14 سوره‌ حجرات نیز این میباشد که اقرار و تصدیق زبانی، اسلام میباشد و تصدیق باطنی، ایمان. از این رو، تصدیق و اقرار زبانی هیچ گاه نیازمند تصدیق باطنی و ایمان وجود ندارد البته تصدیق باطنی و ایمان، نیازمند تصدیق ظاهری و اسلام میباشد. به این ترتیب، نسبت فی مابین اسلام و ایمان، عام و خاص مطلق میباشد؛ زیرا هر نقطه ایمان باشد به بایستگی اسلام هم وجود داراست البته اینگونه وجود ندارد که هر مکان اسلام بود ایمان هم بایستی باشد.

براین اساس، ربط دادن اقرار زبانی به ایمان و جزء واقعیت ایمان پی بردن آن، درین آیه نفی شد‌ه‌است؛ چیزی که اعراب آن فرصت مدعا بوده‌اند. (خویی: به عبارتی، 386؛ سبحانی: 1412 ب، 3: 116- 120)

ارتباط اسلام و ایمان به معنایی که گفته شد در اکثری از احادیث نیز تصریح گردیده‌است. به عنوان مثال در اصول کافی بابی میباشد به عنوان: «انّ الایمان یشارک الاسلام و الاسلام لایشارک الایمان.» (کلینی: 1401، 2: 25- 33)

6. البته ماجرا گزینه استشهاد صاحبان این عقیده، که در آن امام جعفر درست گو% در جواب به سوال در باره‌ دست کم سکو ایمان، به دو عنصر اقرار زبانی و معرفت امام زمانش اشاره نموده است، این داستان نیز ثابت کننده‌ دو جزئی بودن ایمان وجود ندارد؛ به دلیل آنکه در اصلً دو جزئی بودن ایمان، معنی ندارد. ایمان چیز مرکّبی وجود ندارد آن هم مرکبی که یک جزء آن درونی باشد و جزء دیگرش بیرونی و یکی‌از لفظ باشد و دیگری مضمون‌، که دو چیز نامتسانخ‌اند. (ابن میثم: 1406، 170)

5. نگرش پنجم: ایمان به معنای تصدیق قلبی

طرف داران این طریقه بر این باورند که مجرد تصدیق قلبی در تحقق ایمان کافی میباشد و هیچ عنصر دیگری در ساختار درونی ایمان دخالت ندارد. در واقع ایمان به نظریه آن‌ها، دستور بسیطی میباشد که صرفا یک عنصر خالق آن میباشد و آن، «تصدیق قلبی» میباشد.

خواجه نصیر طوسی می گوید: «الایمان تصدیق ما یجب تصدیقه اینجانب آئین محمد6» (طوسی: 1393، 48- 49) چنانکه پیش‌خیس اشاره شد، این عقیده خواجه نصیر، یک عهد و پیمان وی در موضوع میباشد.

روحانی طوسی و سید مرتضی دانش الهدی نیز می‌نویسند: «البته الایمان فهو التصدیق بالقلب و لا اعتبار بما یجری علی اللسان» (روضه خوان طوسی: 1363، 293؛ دانش الهدی: 1411، 536- 537)

ملا مهدی نراقی هم تصریح کرده که: «الایمان لغة مطلق التصدیق و از منظر دینیً التصدیق بالله سبحانه و الرسول6 فیما جاء به اینجانب الله...» (نراقی: 1367، 359)

مالک قواعد المرام نیز می گوید: «و المختار انّ الایمان عبارة عن التصدیق القلبی بالله و بما جاء به رسوله اینجانب عهد وی فعل، و القول اللسانی سبب ساز ظهوره، و سائر الطاعات ثمرات مؤکدة له». همو ادامه میدهد: «لنا أنّ الإیمان حقیقة فی التصدیق القلبی، فوجب أن لا یکون حقیقة فی غیره؛ دفعاً للاشتراک.» (ابن میثم: 1406، 170) مؤلّف «ریاض السالکین» نیز این عقیده را برگزیده میباشد. (مدنی شیرازی: 1411، 267- 270)

ملا عبدالرّزاق لاهیجی نیز بعد از نقل اقوال در باره‌ مضمون‌ ایمان، می‌نویسد:

پس حق آن میباشد که واقعیت ایمان وجود ندارد مگر تصدیق قلبی، چنانکه مختار روضه خوان طوسی میباشد. لیکن اعتبار لسان بلکه سائر اعضا نیز ضرور میباشد برای ظهور تصدیق قلبی و صدق اطلاق لفظ مؤمن از منظر دینیً؛ چه اجماعی میباشد عدم صدق اطلاق مؤمن بر هر که ظواهر خواهد شد از وی منافی تصدیق قلبی، یا این که ظواهر نشود تصدیق قلبی» (لاهیجی: 1372، 165)

منظور لاهیجی این میباشد که ایمان گرچه تصدیق قلبی میباشد البته منوط به عدم انکار زبانی است.

علامه مجلسی هم عهد برابری تصدیق و ایمان را به اشاعره و عده ای از متقدمین و متأخرین امامیه نسبت میدهد. (مجلسی: 1363، 7: 131) محمود حمصی رازی نیز ایمان را به معنای تصدیق می داند. (حمصی رازی: 1414، 2: 176))

فاضل مقداد نیز میگوید: «و الحق أنّه التصدیق؛ لأنّ معناه لغة ذلک فکذا از منظر دینیً، و إلاّ لزم الاشتراک أو النقل، و هما مغایر الأصل، و یکفی التصدیق بالقلب لقوله بلندمرتبه: اولئک کتاب ها فی قلوبهم الایمان...» (فاضل مقداد: 1422، 439)

آیت الله سبحانی نیز میگوید: «و أما اکثر أعلام الشیعة ففسّروه بالتصدیق» (سبحانی: 1412 الف، 10) این تصدیق به قرینه کلمات کتاب، به عبارتی تصدیق قلبی میباشد.

بازدید : 64
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 11:51


به قسم شهید سید رضا پاك نژاد:

«در صورتی به قریه‏های به دور و ده‏های كشور کشور‌ایران و برخی نقاط دیگر بروید، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از بدور منزل‏هائی چندین، حاد و خشتی، و در آن فی مابین، یك عمارت خوشگل و پاک می‏درخشد، درصورتی که بپرسید از كیست؟پاسخ خواهید شنید:از حسین، و بنام‏«حسینیه‏».

و درباره علاقه عموم به حسین _ علیه السلام _ می‏نویسد:آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

«...عموم، عطشان ثنا آنكسی می باشند كه لب تشنه با خویش مقدار بخش اعظمی انرژی معنوی در دل خاك مکان اعطا کرد و امروز، گنبدش زیرا آئینه می‏درخشد كه درخشش آن دیده هر ستمگری را بسوزاند و هر ستمدیده را مرهمی بر دل باشد.

در آنجا تربتی میباشد بیان کننده معدن مغناطیس كه اشخاص شیدا را كه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قابل جذبند مانندذرات كوچك آهن بسوی خویش جذب می‏كند، آنجا مضجع مقدس سرباز فداكاری میباشد كه رؤسا جمهور و پادشاهان، پیش از اینكه ترسیم سرباز گمنام و نهادن مجموعه گل معمول شود، عصاره گل، شایسته ترین رایحه را آوردند و بوسیدند و بوئیدند و پاشیدند و آرزوی این كردند كه كاش در برابرش جنگیده و اسلام را کمک میكردند و كشته می‏شدند....» شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

تلاقی‏«آئین‏»و«هنر»در بنای مساجد

مسلمین، خویش را نسبت‏به بها‏های مجسم گردیده در وجود ائمه، چنین وظیفه مند حس كرده و از اولیاء الله و بندگان بهتر معبود، تجلیل و تكریم می‏كنند، چرا كه تعظیم این شعائر و تجلیل از این بلندمرتبه مردان و پیشوایان و شهیدان، گرامیداشت‏حق و فضیلت و صحت و حقیقت میباشد و تكریم عدل و آزادی و شرف و انسانیت...و چه كسی لایق‏خیس از آنها، برای تقدیم عاشقانه‏ترین و صادقانه‏ترین اخلاص‏ها و تواضع‏ها و تكریم‏ها؟!

راجع به آفریدگار و منزل آفریدگار نیز اینگونه میباشد و پاك‏ترین حس‏ها و زیباترین ایثارها تقدیم ضریح وی می‏خواهد شد.

ما با این حقیقت روبرو هستیم كه هنر بوسیله مسلمین، در بناهای مقدس مساجد تا اندازه کبیر و عمیقی جا گرفته و به كار رفته میباشد و سلیقه‏ها و اختراع‏ها در جهت رونق بخشیدن به مساجد، استخدام گردیده‌است.

بالاخره مساجد، منزل پروردگار میباشد (و ان المساجد لله سازه بر یكی از تفاسیر) و حدیث امام راست گو _ علیه السلام _ در این مورد سپری شد.به این ترتیب، تا هنگامی كه آباد ساختن و حلال بخشیدن به محل پرستش مسلمین و مسجد اسلام، به روح توحید و دقت به خداوند زیان نزند، خیر صرفا مذموم و نكوهیده وجود ندارد، بلكه تشویق هم شد‌ه‌است.

و از همینجاست كه مساجد، محل تلاقی هنر و مذهب و میعادگاه بروز این دو عنصر می‏باشد.

راجع به نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائی‏ها به آستان خداونددر بنای مساجد، به‌این نقل اعتنا كنید:

«....معمار مسلمان در روزگاران پیشین هر زیبائی را كه در حوالی خود می‏روءیت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند می‏یافت.کارایی می‏كرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده كند.در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای گوناگون به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء كوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان كاشیها دقت كرده میباشد، و خوش‏نویسی، الواح و كتیبه‏ها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشاد‏ها و ماده تاریخ‏ها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنكه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوه‏گری یافته میباشد.حتی صنعت‏های دستی هم برای تكمیل و تزئین این شرکت الهی به میدان آمده‏اند.فرش‏های بهتر، پرده‏های نفیس، قندیل‏های گسترده و براق، منبت كاری‏ها و ملیله دوزی‏ها در تكمیل زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا كرده.به‌این سیرتکامل مظاهر متعدد فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرن‏های دراز، چنان در بنای مسجد، زمان ظهور یافته میباشد كه امروز، یك مورخ ظریف پر‌نور در میان می‏تواند صرفا از تحقیق در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ و تاریخ اقوام مسلمان فقیه را پیش دیده خود مجسم كند. در حین نسلها و قرن ها، در مسافت آفاق گوناگون، هنر اسلامی ملجائی پاكتر و نمایشگاهی امن‏خیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراك مساعی اقوام و امم گوناگون اسلامی در تكمیل و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواص‏های ملی و محلی، نوعی بی تعلقی را در معماری اسلامی منجر گردیده است كه ولی با فرهنگ و تمدن و فرهنگ وتمدن لبریز تسامح اسلامی مناسبت مجموع داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد.ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ اسلامی باقی‌مانده میباشد....»

با اعتنا به آنچه پیش از این نسبت‏به آسانی مساجد گفتیم و اینكه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید كه مركزیت مسجد برای پرستش بی پیرایه آفریدگار، چه‌طور با این هنر آفرینی‏ها توافق داراست؟

می بایست اظهار‌کرد:عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین.نماز كه شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی خداوند میباشد.بنابر این مساجد كه معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه می‏گیرد و متد كلی آن بایستی با متن مكتب، ناهمگون نباشد.

بی جهت وجود ندارد كه مسجد، «منزل معبود»بحساب آمده میباشد.و بی سبب ساز وجود ندارد كه ساختن و آباد كردن‏«مساجد معبود»، كار كسانی شمرده گردیده كه به آفریدگار و روز قیامت، اعتقاد داشته و کار پارسا كنند انما یعمر مساجد الله...توبه-18) پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد.

در واقع، این اسلام خلا كه دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماری‏های شگفت و لبریز شكوه بنام مسجد كرد.چرا كه با دقت به فلسفه وجودی مسجد (منزل آفریدگار، منزل عبادت و...) شكل مسجد اسلامی پر‌نور میباشد.

بلكه این هنر بود كه مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و مسئله‏ای مستعد برای بروز و تجلی و نمود پیدا كردن یافت.

و این هنرمندان بودند كه روح تفاهم آمیز مكتب را، در ارتباط با هنر با مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.

معماری مسجد

آنچه از مطالب قبل بدست می‏آید، اینستكه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد.صراحت دارد كه مساجد، سنگ تحت بنای فرهنگ مسلمین میباشد و با آیین تازه اسلام، همپا و هم راستا پدید آمده و شكل گرفته میباشد، لكن فرهنگ مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست كه به بعضی از آنان در دعوا‏«مدنیت و معنویت‏»اشاره شد. این مختصات، در كیفیت و سبك ساختن مساجد هم تاثیر نهاده میباشد.

بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد.مسجد رسول ابتدا اینگونه بود و بعدا بخاطر رویارویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نماز گزاران، سایه بانی از شاخ و برگ نخل زدند.

بعضا از فقهاء، در ذکر حكمت این استحباب گفته‏اند:به عنوان مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی در بین نمازگزار و اسمان میباشد.

گر چه دربین آفریدگار و عبد و بنده، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و آفریدگار تمامی جا حضور داراست، البته طبیعی میباشد كه عبادت و دعا در تحت عرش، با دعای در تحت سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، بشر حس قرب و معنویت‏بیشتری میكند.

آنچه كه در صدر معمول بوده، داشتن حداكثر سایه بان و داربست مانندی همانند یك كپر یا این که چادر بوده میباشد و در حین خلفای بنی امیه و بنی عباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی كه گزینه كراهت ائمه بود و اشاره می‏كردند كه:در‌صورتی‌که قائم ما قیام كند چنین مساجد را از میان می‏موفقیت و در بعضی از روایات، بعنوان نكوهش از كار اشخاص زمان پایان الزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد كه:منزل‏ها می‏سازند و قصرهای محكم بر پای می‏دارا هستند و مساجد را آرایش و پیرایش می‏دهند: (یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد)

آنچه كه در چنین روایات، با تعبیروتفسیر«زخرف‏»اورده شده، خواسته، تزئین به طلا جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.

برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد.چرا كه مناره برای آن بوده كه مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید.بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به اوضاع و احوال منزل‏های آن روز-و امروز هم-موجب تسلط داشتن بر منزل‏های گوشه و کنار و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان مسجد می‏گردیده‌است و با بالای دیوار و مناره رفتن، عموم در منزل‏های خویش حمایت نداشته و ندارند.

به یك نقل، دقت كنید: «مثلا مكروهات، بالا بودن مناره از سطح مسجد میباشد، چون بخاطر تسلط مؤذن‏ها به منزل‏های همسایگان، موجب اذیت اهل منزل می‏شوند...»

آنچه پر‌نور میباشد اینكه مساجد اسلامی ابتدا، فاقد چیزی بنام مناره بوده و تاسیس آن، یك پدیده ثانوی میباشد و به طور مرتفع و بر افراشته، كه از به دور نمایان باشد، از مکان دیگر اقتباس شد‌ه‌است.

«مناره از بنای حریق پرستان میباشد كه در بالای آن، حریق می‏افراختند، تا اهل شهر درخشش آنرا بنگرند و پرستش کنند.بعد از آن آن مكان را مسلمین برای اذان اعلام کردن تخصیص دادند و نظیر آنرا در مساجد ساختند.» سازه به نقلی دیگر:«در طول فرستاده، مناره عدم وجود و اذان بر بام مساجد گفته می‏شد.حتی پیش از آنكه مسجد ساخته خواهد شد، اذان بوسیله بلال حبشی، بر پشت‏بام بلندترین ساختمان گفته می‏شد.بعدا برای مسجد و اذان، مناره ساخته شد.»

بازدید : 56
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 12:17


فرارو - نيمه ي شعبان , سالكشت تولد خوش یمن ي حضرت ولي بعد از ظهر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عجل الله نعالي فرجه الشريف میباشد . أخرين امام از سلاله ي زهراي اطهر (س) كه زنده میباشد و درانتظار تا أشكار گردد و قيام كند كه بساط ظلم هاي رنكارنك را برجيند و حكومت دنیا را در چنگ كيرد.

فرارو علاوه بر تبريك ميلاد فرخنده مهدي موعود, مختصري از سوژه امام شناسي را از گویش علامه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد أيت الله محمد حسين طباطبايي (قدس سره الشريف) در زير مي أورد.

أنجه در زير مي أيد برسش هايي میباشد كه شاكردان فاضل علامه در محضرش طرح كرده اند و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وي به اختصار باسخ كفته میباشد.

اميد أن كه با آشنایی امام(ع) به وظايف خويش أشنا شويم و روشن بختی دنيا و عقباي خویش را تضمين نماييم.

امامت از اصول مذهب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

سؤال 128 : آیا امامت از اصول آئین میباشد ؟
پاسخ : از اصول مذهب میباشد ، چون خویش ائمه اطهار – علیهم السلام – با اشخاصی که‌این اصل را قبول نداشته و شیعه نبودند ، مانند مسلمان فعالیت می کردند .
سکو ی جایگاه امامت و نبوت

سؤال 129 : آیا امامت فراتر میباشد یا این که نبوت ؟
پاسخ : امامت از نبوت فراتر میباشد ؛ چون حضرت ابراهیم – علیه السلام – عبد و بنده ، رسول ، فرستاده اولوا العزم و خلیل بود ، اما بعداز این تمامی مقامات ، معبود متعال به وی فرمود :
« إنی جاعلک للناس إماما » اینجانب تو‌را امام و پیشوای عموم قرار دادم .

سؤال 130 : آیا پیغمبر اکرم – ص – امام هم بود ؟
پاسخ : یقینا امام بود ، چون هرگز زمین از حجت خالی نمی ماند .
حجت چه کسی است ؟

سؤال131 : معنای این حدیث چیست که می‌فرماید : « لولا الحجة لساخت الارض بأهلها . »
در شرایطی که حجت عدم وجود ، حتما زمین ساکنانش را فرو می‌برد .
پاسخ : مفهوم زیر اللفظی آن منظور میباشد ؛ چون نهایت خلقت بشر ، وصال وی به غایت کمال میباشد ، و این جز با وجود حجت قابلیت و امکان ندارد . و در غیر این شکل کنسل بودن خلقت بشر پیش می‌آید .

سؤال132 : آیا از‌آنجا که در احادیث دارای اسم و رسم « لولا الحجة ، لساخت الارض بأهلها » ؛ ( در صورتی‌که حجت عدم وجود ، مطلقا زمین ، ساکنانش را فرو می‌برد ) « لولا الحجة » آمده میباشد خیر « لو لاالامام » آیا میشود از آن بهره برد که موردنیاز وجود ندارد حجت خصوص امام باشد ، بلکه مشمول پیامبر هم می گردد ؟
پاسخ : « حجت » کسی میباشد که انجام بندگان نزد اوست و وی جاری ساختن را رشد داده و به معبود متعال سوق می‌دهد ، و وی امام میباشد خواه پیامبر هم باشد مانند حضرت ابراهیم – علیه السلام – و حضرت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – و یا این که پیامبر نبوده و صرفا امام باشد مانند ائمه ی اطهار – علیهم السلام- پروردگار متعال می‌فرماید :
«وجعلنهم أئمة یهدون بأمرنا و اوحینا إلیهم فعل الخیرت .....»
و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما [ عموم را ] هدایت می کردند ، و اعمال دادن شغل های نیک را به وی وحی کردیم .
ونیز میفرماید :
« و جعلنا منهم أئمة یهدون بأمرنا لما صبروا »
و زیرا شکیبای کردند بعضی از آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما [ عموم را ] هدایت می کردند .
مراد از واژه و کلمه « فرمان » در گزاره ی « یهدون بأمرنا » به عبارتی « کن » وجودی هر چیز میباشد که در اواخر " اهل سوریه یس " آن را ذکر نموده و میفرماید :
« إنما أمره إذا أراد شیءا ان يقول له كن فيكون»
زیرا پروردگار عزم نماید که چیزی [ را پدید آورد ] ، صرفا به آن می‌گوید که جانور شو و آن چیز بی اندیشه ، به وجود می‌آید .
و هدف از هدایت در گزاره ی « یهدون بأمرنا » ذکر امر الهی و " ارائه روش " وجود ندارد ؛ چون آن ها پیامبر بودند و ارائه نحوه می کردند ، بلکه مراد " ایصال إلی المطلوب " میباشد ، و امام ، آدم و شغل اورا به سوی پروردگار متعال سوق میدهد .

پرسش 133 : در‌صورتی‌که نهایت خلقت بشر به وجود حجت میباشد ، پس آیا بایستی در طول هر انسانی حجت وجود داشته باشد؟
پاسخ : برای هر انسانی یک حجت بایستی باشد چون خلقت وی سوای غايت نمي گردد و در‌صورتی‌که حجت نباشد ، یعنی نهایت ندارد ، و صدور اینگونه فعلی از پروردگار متعال محال میباشد ؛ به این ترتیب ، برگشت این مسأله بدین میباشد که فعل خدا متعال نهایت می‌خواهد .
به عبارت دیگر : دانا انسانی که خلقت آدم میباشد دارنده کمال خاصی میباشد که می بایست به آن کمال هدایت خواهد شد ؛ و هدایت ، حجت می‌خواهد ، و در شرایطی‌که حجت از دربین برود ، بایستی نهایت از در میان برود ، و در صورتیکه نهایت از در میان برود فعل آفریدگار بی نهایت می‌گردد و لغویت در خلقت موردنیاز می‌آید و صدور اینگونه امری از پروردگار محال میباشد . پروردگار متعال میفرماید :
« و ما خلقنا السموت و الارض و ما بینهما إلا بالحق »
و افلاک و زمین و موجودات بین آن دو را جز به حق و مقصود دار ، نیافریدیم .
ادله عقلی و نقلی برای ثابت امامت

سؤال 134 : آیا عامل عقلی برای ثابت امامت اقامه گردیده است ؟
پاسخ : امامت عامه مانند نبوت ، برهانی و عقلی میباشد ؛ چون فقیه بی امام نمی‌شود . و در ماجرا آمده میباشد :
" لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها . "
درصورتی که حجت عدم وجود ، به طبع زمین ساکنانش را در خویش فرو می‌برد .
یعنی هم در حکومت اسلامی و هم در پیشوایی فعالیت ؛ مانند باغی که باغبان مورد نیاز داراست تا درختانش پرورش پیدا نماید و به سرحد کمال رسد ، به همین شکل آدم و بقیه حیوان‌ها رویش دارا هستند ، و انجام آدم نقش هایی در نفس وی می بندد ، طالح باشد یا این که پارسا ، و باغبان دستگاه رویش فعالیت ، امام - علیه السلام – میباشد . چنان که در ارتباط با طالحان میفرماید :
« ثم کان عقبة الذین أسؤا السؤأی أن کذبوا بأیت الله و کانوا قیمت یستهزءون »
بعد از آن فرجام عده ای که بدی کردند ، این شد که آیه ها معبود را تکذیب کردند ، و آن‌ها‌را به ریشخند گرفتند .
مطابق احادیث ، در هر شهر عمودی از نور و روشنایی وجود دارااست که از روش آن ایفا امت به امام – علیه السلام – عرضه می‌شود . و تمامی از شیوه امام به فردوس یا این که دوزخ و جهنم میروند ، و طومار ی انجام در مشت امام – علیه السلام – میباشد و امام به پردیس یا این که دوزخ وجهنم می‌برد .
در‌این فرصت نیز حضرت غائب – عجل الله تبارک فرجه الشریف – دستگاه اداره ی جاری ساختن را ذمه دار میباشد ؛ لذا در قصه از آن حضرت پرسیده شد : عموم چه‌گونه در درحال حاضر غایب بودن از وجود وی فایده میبرند ؟ در جواب این مسأله در توقیع مرقوم فرمود : چنان که از خورشید پس ابر سود می‌برند .
امام – علیه السلام – این منصب را دارا میباشد ، که پروردگار از وی عمل می‌خواهد و وی هم شغل می نماید . امامت خاصه یعنی امامت علی – علیه السلام – از خط مش شواهد قطعی تاریخی به دست میاید که آن حضرت صلاحیت این جایگاه را داشته میباشد و پیغمبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – او‌را بدین منزلت نصب نموده اند .

سؤال 135 : بنابر این بایستی امام – علیه السلام – " لایشغله شأن عن شأن " ؛ ( هیچ کاری اورا از شغل دیگر به خویش سرگرم نمی سازد ) باشد ؟
پاسخ : اما اینگونه میباشد .
معنای رشد و رویش انجام

سؤال 136 : معنای رشد و رویش اجرا چیست ؟
پاسخ : مثل نهال که رویش می نماید ، نقش ایفا نیک و بد در نفس مسلمان و کافر رویش کرده و اورا به پردیس یا این که دوزخ میکشد . و تفحص به‌این فعالیت با امام – علیه السلام – میباشد و فرشتگان ی کاتب ایفا ، از منشیان امام – علیه السلام – میباشند . و این امام – علیه السلام – میباشد که آفریدگار در امر وی می‌فرماید :
« و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون »
و بگو : [ هرکار میخواهید ] بکنید ، که به زودی آفریدگار و نبی وی و مؤمنان در خلق شما خواهند نگریست .
که غرض از « المؤمنون » امام – علیه السلام – میباشد .
هم اینگونه میفرماید :
« یوم ندعوا كل اناس بامامهم
روزی که هر دسته از عموم را با امامشان می‌خوانیم .
یعنی در دانا محشر از رویه امام – علیه السلام – دعوت میشوند و وی اشخاص امت را حاضر می نماید . و این امام – علیه السلام – میباشد که در صراط به دوزخ و جهنم می‌فرماید :
" هذا عدوی خذیه . "
این معاند اینجانب میباشد پس او‌را بگیر.
و این امام – علیه السلام – میباشد که ترازو اجرا میباشد ، و این امام – علیه السلام – میباشد که شفاعت می نماید ؛ ولی پیغمبراکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – نیز رده امامت را دارا میباشد و مسأله ی نبوت مرتبط با تبلیغ میباشد .

سود این که : هر فرد به واسطه ی نقش هایی که در تاثیر جاری ساختن در نفس وی پدید میاید ، رویش و سیر می نماید ، و حاصل نه و شر انجام ، و نعمت و یا این که نقمت و عذاب را امام – علیه السلام – باذن الله به وی التفات می نماید . و در عین هم اکنون " إنما الأمر إلی الله گران قدر " ؛ ( کارتنها به دست خدا متعال میباشد ) .

بازدید : 62
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 12:11


مبلغ نوشت: امروزه والا‌ترین تجمع شرعی و حتی غیردینی عالم را در هند می دانند؛ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد جایی که در حدود ۱۰۰ میلیون معتقد هندو، در یک مراسم زیارتی و در هنگامی دوماهه، از سراسر هند و دنیا خودشان را به رودخانه گنگ می رسانند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

به نقل از «مبلغ»- پیاده روی مذهبی، یکی خاص‌ترین کار‌های بشری میباشد. حتی پژوهشگران و روانشناسان میگویند که در شرایط‌هایی زیرا پیاده‌روی‌های منظم، خاصه در جاده‌های زمانبر و ساکت و بیرون شهر و… ذهن آدم بازتر و در حالت روحی و خل وچل بهتری قرار می گیرد. درحال حاضر فکر کنید که‌این پیاده‌روی‌ها، ماهیت و رویه فقهی آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و مذهبی هم داشته باشد، در این‌حالت آورده‌های روحی بخش اعظمی برای زائران خواهد داشت. به همین ادله میباشد که صرفا در مدرسه تشیع و در طول اربعین وجود ندارد که زائرانی معتقد مبادرت به پیاده‌روی می‌نمایند؛ مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ادیان و مذهبها و مکاتب و حتی رویکردهای معنوی تازه، به پیاده روی معنوی به دیده مناسکی فقاهتی نگاه می‌نمایند؛ فرارفتن از خویش و فرورفتن در معنایی والا‌خیس از خویش.

خیلی از عموم عالم صرفا به علت سیر افاق و انفس و حصول مدارج معنوی هجرت می‌نمایند و چنین میباشد که توریسم مذهبی صورت می گیرد.

با هم، نگاهی به برخی از پیاده‌روی‌های فقهی و معنوی عالم می‌اندازیم.

کومبه میلا؛ عاشقان یک رود
امروزه تبارک‌ترین تجمع فقهی و حتی غیردینی جهان را در هند میدانند؛ جایی که در حدود ۱۰۰ میلیون معتقد هندو، در یک مراسم زیارتی و در وقتی دوماهه، از سراسر هند و دنیا خودشان را به رودخانه گنگ می رسانند. حتی‌در سال‌های اخیر تقریب زده میگردد که تا ۱۵۰ میلیون هندو هم درین مراسم کمپانی می‌نمایند. این مراسم مذهبی ولی به‌شکل هر ساله وجود ندارد و هر سه سال یک‌نوبت برگزار می شود. حتی گاهی تلفاتی هم به واسطه جمعیت متعددی که در‌این مراسم زیارتی در یک نقطه گردآوری میگردند، وارد میگردد.

کومبه میلا وسیع ترین پیاده روی مذهبی عالم

تصویری از مشتاقان و عاشقان مذهب هندو که حدود ۱۵۰ میلیون زائر شرعی هر ۳ سال یکبار درکنار رود گنگ کنار هم توده می‌شوند تا مناسک فقاهتی خود را اجرا دهند.

هندوها رودخانه گنگ در هند را یک رود مقدس میدانند و اعتقاددارند که در حالتی‌که خودتان را به‌این رودخانه بسپارید و با آب آن خویش را بشویید، برای مدام از گناهان تمیز خواهید شد. حتی ترسیم میباشد که خاکستر مردگان و بزرگان این مرز و بوم نیز به‌این رودخانه امانت می گردد. اما در جریان اپیدمی اخیر، هندوها مکان اختصاصی برای سوزاندن اجساد نادر‌آورده و حتی اجساد مردگان را در‌این رودخانه رها می‌کردند که مشکلاتی هم تولید کرده بود. براساس اعتقادات هندوها، این مراسم به نوعی بزرگداشت موفقیت خدایان بر اهریمنان هم به حساب می آید. این مراسم در گردش‌های هنگامی، در سواحل متفاوت از رودخانه گنگ و… برگزار می‌گردد و زائران پیاده خویش را بدین اماکن میرسانند.

ساباریمال؛ شیوه های سخت
هندوها ولی مراسم‌ مذهبی نادر ندارند. با اعتنا به جمعیت فراوانی هم که در‌این سرزمین وجود داراست، بیشتر مراسم‌ و دورهمی‌های مذهبی آن ها، یار و همدم با آشفتگی‌ها و پیاده‌روی‌های فراوان میباشد. در مراسمی دیگر، هندوها در معبدی مقدس و اساسی به اسم ساباریمالا به‌شکل هر ساله تجمع می‌نمایند. تقریب زده میشود که گاهی تا حداکثر ۷۰ میلیون نفر هم درین مراسم مذهبی کمپانی می‌نمایند، هرچند به‌شکل معدل هندوهایی که در‌این مراسم میباشند، کمتر میباشد. این محل پرستش در ایالت کرالای هند ایفا می گردد.

کومبه میلا اصلی ترین پیاده روی مذهبی دنیا

گفته می‌گردد هر ساله ۷۰ میلیون نفر از زائران مذهب هندو در‌این مراسم پیاده روی مذهبی کمپانی می‌نمایند.

این مراسم دارنده رینگ‌های مختلفی میباشد که به گذر زمان فرصت برگزار میشود. با نقطه پايان مراسم، هندوها به‌شکل پیاده کوشش می‌نمایند وارد جاده‌ها شوند. گاهی این ازدحام منجر تلفاتی هم می شود؛ از این که تصادفی سبب شد تا زائرانی که در‌این مراسم کمپانی کرده و در وضعیت پیاده‌روی بودند، در گیر وحشت شوند زیرا از اصل داستان هم خبری نداشتند، در جست‌وجوی رویه گریزو فرار بودند. همین گریز و هل‌دادن‌ها منجر شد تا صدها نفر تحت دست و پا بمانند. ۱۰۶ تلفات و صدها آسیب دیده ماحصل این ازدحام بود. مسیر این محل پرستش نیز مسیری دشوار و باریک میباشد. سال‌ها پیش در همین مسیر اینگونه اتفاقی به‌زمین‌خورد و تلفاتی به‌جا نهاده بود.

اربعین؛ پا به پای عمودها
یکی قابل‌اعتنا‌ترین پیاده‌روی‌های معنوی عالم، همین پیاده‌روی دارای شهرت اربعین خودمان میباشد؛ چیزی که گاهی به‌تیتر بلندمرتبه‌ترین گرد هم آیی همگانی هر ساله در دنیا هم مطرح گردیده‌است؛ هرچند گروهی درین که مراسم رود گنگ در هند را گران قدر‌ترین گرد‌همایی بدانند یا این که اربعین شک و تردید دارا هستند. اما اربعین، یک گرد هم آیی هر ساله میباشد و کومبه میلا در هند، هر سه سال یک‌وهله برگزار می شود. پس در صورتی‌که بخواهیم این مراسم پیاده‌روی را تبارک‌ترین جلسه هر ساله بنامیم، صحیح خواهد بود.

بازدید : 63
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:00


در این صورت شناختن اسم اعظم بشخصه ما یحتاج نیست؛ و اگر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سالک خط مش خداوند در همین اسامى شریفه ـ ‌که در روایات به عنوان اسم اعظم معرفى شده‌ـ پندار نماید و به معانى آن‌ها تا حدّى که میسّر هست، معرفت پیدا کند و آن‌ها را ورد زبان خود قرار دهد، مسلماً فواید و برکاتى که از این شیوه نصیب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد او مى‌شود، فوق‌العاده خواهد بود.

و ثالثاً، آن اسم اعظمى که در حدیث، هفتاد و سه حرف می‌باشد، و به مثل حضرت عیسى ـ ‌على نبینا و آله و علیه السلام‌ ـ دو صحبت از آن داده شده، براى احدى ـ برحسب همان حدیث‌ ـ معرفت به تمام حروف آن اسم حاصل نخواهد شد؛ زیرا یک حرف آن را پروردگار مخصوص خود قرار داده هست و به پیغمبر اکرم خاتم و ائمّه(ع) هفتاد و دو اسم از آن اسامى رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اعطا شده، و به بشر بیست و پنج سخن؛ به نوح پانزده سخن؛ به ابراهیم هشت سخن و به موسى چهار حرف عطا گردیده‌است.

مگر‌ اینکه کسى بگوید: به مقدار یک صحبت که به «آصف» عطا شد، ممکن می باشد به افراد نخبه‌اى مانند: سلمان، ابوذر، میثم تمّار و رشید هجرى عطا شده باشد. خدا به مکان و محلّ تفضّل و مداقه خود، داناتر می‌باشد.

نکته‌اى که در‌ اینجا یاد آوری آن مایحتاج می باشد این هست که: مشخص نیست این حروف همه یک اثر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و خاصیت داشته باشند؛ بلکه ممکن می باشد گوناگون باشند و علم به هریک، آثارى داشته باشد، و بسا باشد که دو سخن عیسى از پانزده کلام نوح گرانقدر‌تر باشد. ممکن می باشد آن یک حرف که به کسى عطا نشده از مجموع این حروف اعظم و اکبر باشد که احدى از ممکنات را لیاقت و ظرفیت فرا تصاحب کردن آن نباشد.

رابعاً، بعضى از علما و اهل نظر برآنند که این هفتاد و سه حرف از هجائیه نیستند؛ بلکه حقایقى مى‌باشند که فهم و شعور و فهم و شعور آن ها آثار اساسیّى دارد و مى‌گویند:

برهان بر‌ اینکه اسم اعظم ترکیب لفظى این هفتاد و سه صحبت نیست، این می‌باشد که همه این حروف به کسى اعطا نشده، و به کسانى که اعطا شده، از یک صحبت تا هفتاد و دو سخن آن عطا گردیده است.

پس در‌حالتی که ادغام لفظى این حروف منظور باشد ـ ‌در صورتى که یک حرف آن مشخص نباشد‌ ـ معنای آن قابل شعور نخواهد بود؛ مگر‌ اینکه کسى بگوید: خصوص این حروف از این جهت شرافت و موضوعیت دارا هستند که اسم اعظم از آن ادغام شده، و درصورتى‌که شخص هر کدام از این حروف را بالخصوص بشناسد، آثارى دارد.

وجه دیگرى که به لحاظ حقیر مى‌رسد، این می باشد که: چنانچه منظور از این حروف، حروف هجائیه باشد، از بیست و هشت سخن تجاوز‌ نمى‌کند؛ درحالى‌که در قصه، هفتاد و سه صحبت مشخص و معلوم شده و‌ اینکه بگوییم این هفتاد و سه صحبت از تکرار بعضى حروف حاصل شده، نیز بعید می باشد.

وجه دیگر آن به نظر حقیر این است که: درباره ی «آصف» ـ ‌که ‌برحسب این روایات یک سخن از اسم اعظم را شناخته‌ ـ در قرآن آمده می‌باشد:

(قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتَابِ)؛[۱۰] و احتمال اینکه خواسته از کتاب، اسم اعظم ـ ‌مرکب از حروف هجائیه ‌ـ باشد و علمی که «آصف» داشته، یک حرف هجائی از این اسم باشد، بعید می‌باشد.

پس ممکن هست در‌این روایات، خواسته از «اسم اعظم» مجموع دانا کون و ما‌سوی الله باشد؛ و منظور از علم، آن علوم کونیه، دانا‌بینی، و فقید‌شناسی و اطّلاع از روابط مخلوقات با یکدیگر و حجم و وزن کواکب و کرات و منظومه‌ها و خواصّ قاطبه موجوداتِ عالمِ خلقت و ظاهر و باطن و روح و جسم و زمین و افق و ملائکه و مخلوقات کشف شده و کشف نشده باشد.

هرکس به اندازه‌ای که به تقدیرات الهیه درین نظام گرانقدر متقن باخبر خواهد شد، می‌تواند کارهایی اعمال دهد که افراد جاهل، از اجرا آن کارها عاجزند، و چون «آصف» به مقدار یک جزء از هفتاد و سه جزء از این روابط عالم کون و علوم مادّیه و ماورای مادّه را می‌دانست، توانست با آن سرعت، تخت «بلقیس» را حاضر سازد.

خواسته از اینکه هر کدام از انبیا و ائمّه: تعدادی از این حروف را دارا بودند، بیان سعه و ضیق دایره علوم آن ها و به عبارت دیگر فقید‌شناسی آنها به کل مفهوم الکلمه بوده می باشد.

برهان بر این نوشته ی علمی، این آیه هست:

(قُلْ کفى‏ بِاللهِ شَهیداً بَینی‏ وَبَینَکمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ)؛[۱۱]

که برحسب بعضی تفاسیر، منظور از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» امیرالمومنین علیه السلام است که در صورتیکه «آصف» علمی از کتاب و سود‌ای از آن داشت، حضرت امیر علیه السلام همه علم کتاب را دارا بود؛ پس خیره کننده نیست در صورتیکه می‌فرمود:

«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ».[۱۲]

این نکته هم نهفته نماند: اینکه در بعضی روایات یک اسم معلوم مثل «الحی القیّوم»، و در برخی روایات اسم دیگر، مثل «العلی العظیم»، اسم اعظم معرفی شده، با همدیگر منافات ندارند؛ زیرا ممکن می‌باشد مراد از اسم اعظم در این اطلاقات، اسمائی باشند که یا اسماء دیگر را ‌به‌طور اَصرَح شامل شوند و فوق گزاره‌ای از اسماء باشد و یا دلالت آن اَصرَح یا اَصدَق باشد؛ که به این‌گونه ملاحظات اسم اعظم خوانده می‌گردد.

به عبارت دیگر: اسماء اللّه الحسنی به ملاحظه اینکه دلالت بر ذات و صفات باری تبارک دارند و به قیاس به اسماء موجودات ممکنه اسم اعظم و اجل و اکبر میباشند، میان خودشان نیز به‌حسب سعه و عموم دلالت، بعضا اعظم از بعضی دیگرند و بعضا در پایین اسم مافوق واقع می باشند، تا به اسم اللّه اعظمی که مجموع اسماء، در زیر آن هستند، برسد. پس به امثال این ملاحظات ممکن است تعدادی اسم، اسم اعظم معرفی شود.

همچنین ممکن می باشد به ملاحظه قرب معانی این اسامی با اسم اعظم، یا تشکل لفظ آن از بعضا حروف اسم اعظم، بر آن ها نیز حقیقتاً یا مجازاً «اسم اعظم» اطلاق خواهد شد.

و چنان‌ که گفته شد، ازجمله فواید این اطلاقات این هست که بندگان به حفظ این اسامی شریف و التزام به عنوان کردن و توجه به معانی و تعبیروتفسیر آنها بیشتر اهتمام نمایند؛ و هم به واسطه شناختن اسم اعظم از دربین اسماء، از برکات و معرفت اسماء دیگر باز نمانند.

آخرین نکته‌ ای که در‌ اینجا دقت خواننده را به آن جلب می‌کنم این می‌باشد که: در شرایطی‌که اسم اعظم عبارت از اصوات و حروف باشد، به‌ خودی‌ خود اثر گذار نیست؛ بلکه موثّر و فاعل، ذات بی‌ زوال مسمّی است که در نزد دعا به این اسم، دعا را مستجاب می‌سازد.

از آنچه گفته شد مشخص و معلوم گردید که این بحث از هر نظر از گفت و گو‌های بسیار دقیق علمی است و به پایان رساندن آن کاری بس دشوار می باشد؛ زیرا هرچه درباره آن نگاشته می‌شود دامنه آن وسیع‌تر میگردد و از افق افهام ساده دورتر می‌شود؛ چنان‌که گویی بحث و فحص، بر غموض و عمق آن می‌افزاید. وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظِیم‏.

پس عالی است ضعیفانی چون من اذعان کنیم که نه‌صرفا برای امثال من، بلکه برای متفحصّان بزرگ نیز معرفت حقیقت این قضیه ـ ‌کما هو حقّه ـ حاصل نشده است و استعداد علمی و عملی ما ناقص‌تر از این است که این موضوع را ‌به‌طور مستوفی و اطمینان‌بخش به پایان برسانیم. بدین ترتیب بایستی بگوییم:

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 275
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 205
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 484
  • بازدید ماه : 484
  • بازدید سال : 2839
  • بازدید کلی : 42115
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی