آئین و شریعت یک چیز نیستند، هرچند که گاهی، در بعضا مشیها به یک معنی به عمل رفتهاند. دانشِ آیینشناسی تطبیقی (comparative religion) که از علمهای مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارای اعتبار جهانی میباشد، و در اکثری از دانش کدههای عالم درس دادن میگردد، نشانه میدهد که آیین و شریعت همسان نیستند، و در واقع اکثری از ادیان فاقد شریعت میباشند. آیاتی از قرآن مجید نیز آیین و شریعت را گوناگون معرفی نموده است، چون از یکسو تاکید دارااست که آئین کلیه پیامبران یک کدام از بوده میباشد، و از سایر سو گفته میباشد هریک از آن ها شریعتی علیحده داشته میباشد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (سوره مائده، آیه ۴۸)
از دربین ادیان زنده و معروف امروز در سطح عالم، فقط دو آیین میباشند که نظامطومار مشخصی به اسم شریعت دارا هستند، یکیاز یهودیت و دیگری اسلام، و مشابهتهای فراوانی در بین آنها وجود داراست، تا جایی که پارهای از محققان گمان کردهاند که شریعت اسلامی از شریعت یهودی اقتباس گردیده است، همچنانکه شماری دیگر از آنها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ریشههای این دو شریعت را به زمانهایی بسیار دورتر نسبت دادهاند، به فرهنگ میان النهرین و حتی هند باستان، ولی زیرا این زمینه به گفت و گو کنونی رابطه مستقیمی ندارد از باز کردن آن میگذرم. سایر ادیان که رهروان شان به ملیاردها نفر میرسد فاقد شریعت میباشند، و کارکرد شان در معاش رهروان شان صحیح به عبارتی چیزی میباشد که دو آئین خاطر گردیده دارا هستند. یعنی نداشتنِ شریعتْ آنهارا از آئین بودن نینداخته و سبب ساز کاستی و کمبودیِ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن ها به مثابه آئین نشده میباشد.
برای تفکیک پرنورخیس آیین و شریعت خوب میباشد این را بدانیم که آنچه ادیان به آنها میپردازند به چهار اساس وابستگی می گیرند: ارتباط آدم با خویش، ارتباط بشر با آدمهای دیگر، ارتباط بشر با طبیعت و عالم هستی، و ارتباط آدم با ماورای عالم یعنی معبود و عوالم غیب.
آنچه به اسم شریعت میشناسیم صرفا به شالوده دوم وابستگی میگیرد، که ارتباط آدم با بشرهای دیگر میباشد، و آنهم به بخشی از آن، چون اعمالی که به ارتباط آدم با آدمهای دیگر رابطه دارااست دو سیرتکامل میباشد یکیاز آنچه از سوی قدرتی بیرونی، از جمله حکومت و دستگاه اجرایی آن مانند دادگاه و پلیس، قابل رسیدگی میباشد و تضمین اجرایی آن حاکمیت ضابطه میباشد، و دوم آنچه توکل به وجدان و نیرویی درونی در بنیان آدمی دارااست و از دسترس اقتدارِ بیرونی بدور میباشد، برای مثال کریم بودن، احسان کردن، و آنچه از این قبیل میباشد، که معمولا تضمین اجراییِ بیرونی ندارد. این نصیب را به اسم کردار می شناسیم، و قسمت ابتدا را به اسم ضابطه.
شریعت در واقعیت بر موضوعاتی اطلاق میگردد که مرتبط با قلمرو ضابطه میباشد. قلمروهای دیگر که به اسم خلق و خوی، عقاید، و عبادات می شناسیم و محورهای دیگر را پوشش میدهند وابسته به آیین میباشند. همان دیگر آیین عام میباشد و شریعت خاص، و ارتباط آیین و شریعت، طبق اصطلاحات دانش منطق، ارتباط مردم و خصوص مطلق میباشد، یعنی هر شریعتی درضمن آیین می باشد، البته هر شرعی متضمن شریعت وجود ندارد.
این فرقگذاری امداد مینماید که خلال شعور ارتباط این دو، منزلت و جايگاه هرکدام را نسبت به دیگری نیز بفهمیم، چون آیین و شریعت در یک مرتبه از مداقه نیستند، بلکه آئین اصولا، دربرگیرنده کارها اثبات و استوار میباشد، و شریعت دربرگیرنده کارها متغیر و تحولپذیر. از زاویه دیگر، آئین امری بالاتر از چارچوب فرصت و جای میباشد و شریعت امری مقید به مجال و جای ، و از این رو آیین در موضع بلندتر مینشیند و شریعت در جایگاهی فروتر، و فیض این میگردد که هر گاه بین آئین و شریعت تضادی زمینخورد و ناگزیر شدیم یکی آن دو را برگزینیم، می بایست حق تقدم را به آیین بدهیم، و خیر بر عکس.
تفاوت دیگر دربین آیین و شریعت به سرشت این دو بر می شود. شریعت زیراکه از فرآورده ضابطه میباشد ذاتا امری عقلانی میباشد، که در دانش اصول فقه به آن “کارها معقولة المعنی” می گویند، یعنی اموری که غرض از تشریع شان قابل فهم میباشد و رازآلود نیستند که معنی و غرض آنان را ندانیم و به حکمت تشریع آنان پی نبریم، بلکه مشخصا می دانیم که هر حکم برای چه حکمتی وضع و اوضاع گردیدهاست. آئین عمدتا ناظر به متافیزیک و عالم ماورایی میباشد، و همواره با رازآلودگی یار بوده، و قسمتهایی از آن عقلفرار و گریز میباشد، یعنی به چنگ کوچک آدمی نمیافتد. این دستور سبب ساز می شود که عقل در میدان شریعت فرصت فراخی برای جولان داشته باشد در حالی که در میدان آیین، به تعبیروتفسیر ایمانویل کانت، به رنج میقدرت جایی محصور برای آن پیدا کرد. او در کتاب آئین در محدوده عقل صرفا، ارتباط آیین و عقل را به صورت مبسوطی به مشاجره گرفته میباشد.
این صحبت را میاقتدار، با پارهای از نمونهها ،پرنورخیس اذعان کرد. موضوعاتی مانند اطمینان به معبود، معاش بعد از مرگ، و وجود عوالم غیب، که در زمره کارها عقیدتی میباشند، و موضوعاتی مانند راست اعلام کردن، خیر کردن، و یاری به یتیمان و مستمندان، که در زمره کارها اخلاقی میباشند، و موضوعاتی مانند نیایش و اعمال دینهای معطوف به دستور قدسی، که در زمره عبادات میباشند، این کارها ربطی به مجال و جای ندارند. یعنی این سیرتکامل وجود ندارد که یک فرستاده و یا این که موسس یک آئین گفته باشد راست بیان کردن عالی میباشد، و نبی دیگری گفته باشد که راست اعلام کردن بهتر وجود ندارد. همچنان میباشد اطمینان بهاینکه عالم هستی پوچ و بیمضمون وجود ندارد و ایفا نیک شایسته محرک و انجام بد لایق کیفر میباشد. این کارها با گذر مجال کهنه نمی شوند و شرایطهای مکانی و حالت تاریخی هم بر آنها سایه نمیافکنند. در خصوص عبادات، صورت آنها متغیر بوده اما محتوای آن ها اثبات بوده میباشد.
ولی اعمالی مانند طرز تزویج و جدایی، طرز پرداخت زکات و مالیات، و طریق جزا دادن سارق و آدم کش، و اموری مانند شراب میل کردن، و قرضه به چنگ آوردن، و مانند اینها از یک فرصت تا مجال دیگر متعدد بوده میباشد، و هر نبی روش و نگرشای متناسب با وضعیت معاش مردمش سفارش نموده است. در صورتیکه این احکام اموری ازلی و ابدی میبودند و در دانا بالا، در نزد پروردگار، به فیصله میرسیدند، مانند دیگر کارها جاودانی و عالمشمول، بالاتر از تاریخ قرار میداشتند.
مجموعه ابتدا کارها، طبق اصطلاحات منطق و فلسفه، کارها حقیقی وواقعی خوانده می شوند و تیم دوم به اسم کارها اعتباری و قراردادی شناخته میگردند. فرق کارها حقیقی وواقعی و کارها اعتباری از قبیل فرق کارها ذاتی و عَرَضی میباشد. موضوعات گروه در آغاز، به عنوان مثال راست اعلام کردن و خیر و خوبی کردن، ذاتا بهتر میباشند، و از این رو عالمشمول و جاودانیاند، و هیچکسی نمیتواند آنها را کنسل و منسوخ نماید. اعتبار این کارها به ذات آن ها بر میشود، به سیرتکاملای که در صورتی، فرضا، فقهی پیدا می شد که میذکر کرد راست بیان کردن بد و لاف بیان کردن عالی میباشد، هیچ بشر عاقلی آن آئین را نمیبه عهده گرفت. ولی گروه دوم، برای مثال شراب تناول کردن و وصلت کردن، اموری قراردادیاند که در هر قوانینی حکم خاصی دارا هستند، و حکمی دایمی و جاودانی به آن ها وابستگی نمیگیرد.
آئین و شریعت یک چیز نیستند، هرچند که گاهی، در بعضا مشیها به یک معنی به عمل رفتهاند. دانشِ آیینشناسی تطبیقی (comparative religion) که از علمهای مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارای اعتبار جهانی میباشد، و در اکثری از دانش کدههای عالم درس دادن میگردد، نشانه میدهد که آیین و شریعت همسان نیستند، و در واقع اکثری از ادیان فاقد شریعت میباشند. آیاتی از قرآن مجید نیز آیین و شریعت را گوناگون معرفی نموده است، چون از یکسو تاکید دارااست که آئین کلیه پیامبران یک کدام از بوده میباشد، و از سایر سو گفته میباشد هریک از آن ها شریعتی علیحده داشته میباشد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (سوره مائده، آیه ۴۸)
از دربین ادیان زنده و معروف امروز در سطح عالم، فقط دو آیین میباشند که نظامطومار مشخصی به اسم شریعت دارا هستند، یکیاز یهودیت و دیگری اسلام، و مشابهتهای فراوانی در بین آنها وجود داراست، تا جایی که پارهای از محققان گمان کردهاند که شریعت اسلامی از شریعت یهودی اقتباس گردیده است، همچنانکه شماری دیگر از آنها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ریشههای این دو شریعت را به زمانهایی بسیار دورتر نسبت دادهاند، به فرهنگ میان النهرین و حتی هند باستان، ولی زیرا این زمینه به گفت و گو کنونی رابطه مستقیمی ندارد از باز کردن آن میگذرم. سایر ادیان که رهروان شان به ملیاردها نفر میرسد فاقد شریعت میباشند، و کارکرد شان در معاش رهروان شان صحیح به عبارتی چیزی میباشد که دو آئین خاطر گردیده دارا هستند. یعنی نداشتنِ شریعتْ آنهارا از آئین بودن نینداخته و سبب ساز کاستی و کمبودیِ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن ها به مثابه آئین نشده میباشد.
برای تفکیک پرنورخیس آیین و شریعت خوب میباشد این را بدانیم که آنچه ادیان به آنها میپردازند به چهار اساس وابستگی می گیرند: ارتباط آدم با خویش، ارتباط بشر با آدمهای دیگر، ارتباط بشر با طبیعت و عالم هستی، و ارتباط آدم با ماورای عالم یعنی معبود و عوالم غیب.
آنچه به اسم شریعت میشناسیم صرفا به شالوده دوم وابستگی میگیرد، که ارتباط آدم با بشرهای دیگر میباشد، و آنهم به بخشی از آن، چون اعمالی که به ارتباط آدم با آدمهای دیگر رابطه دارااست دو سیرتکامل میباشد یکیاز آنچه از سوی قدرتی بیرونی، از جمله حکومت و دستگاه اجرایی آن مانند دادگاه و پلیس، قابل رسیدگی میباشد و تضمین اجرایی آن حاکمیت ضابطه میباشد، و دوم آنچه توکل به وجدان و نیرویی درونی در بنیان آدمی دارااست و از دسترس اقتدارِ بیرونی بدور میباشد، برای مثال کریم بودن، احسان کردن، و آنچه از این قبیل میباشد، که معمولا تضمین اجراییِ بیرونی ندارد. این نصیب را به اسم کردار می شناسیم، و قسمت ابتدا را به اسم ضابطه.
شریعت در واقعیت بر موضوعاتی اطلاق میگردد که مرتبط با قلمرو ضابطه میباشد. قلمروهای دیگر که به اسم خلق و خوی، عقاید، و عبادات می شناسیم و محورهای دیگر را پوشش میدهند وابسته به آیین میباشند. همان دیگر آیین عام میباشد و شریعت خاص، و ارتباط آیین و شریعت، طبق اصطلاحات دانش منطق، ارتباط مردم و خصوص مطلق میباشد، یعنی هر شریعتی درضمن آیین می باشد، البته هر شرعی متضمن شریعت وجود ندارد.
این فرقگذاری امداد مینماید که خلال شعور ارتباط این دو، منزلت و جايگاه هرکدام را نسبت به دیگری نیز بفهمیم، چون آیین و شریعت در یک مرتبه از مداقه نیستند، بلکه آئین اصولا، دربرگیرنده کارها اثبات و استوار میباشد، و شریعت دربرگیرنده کارها متغیر و تحولپذیر. از زاویه دیگر، آئین امری بالاتر از چارچوب فرصت و جای میباشد و شریعت امری مقید به مجال و جای ، و از این رو آیین در موضع بلندتر مینشیند و شریعت در جایگاهی فروتر، و فیض این میگردد که هر گاه بین آئین و شریعت تضادی زمینخورد و ناگزیر شدیم یکی آن دو را برگزینیم، می بایست حق تقدم را به آیین بدهیم، و خیر بر عکس.
تفاوت دیگر دربین آیین و شریعت به سرشت این دو بر می شود. شریعت زیراکه از فرآورده ضابطه میباشد ذاتا امری عقلانی میباشد، که در دانش اصول فقه به آن “کارها معقولة المعنی” می گویند، یعنی اموری که غرض از تشریع شان قابل فهم میباشد و رازآلود نیستند که معنی و غرض آنان را ندانیم و به حکمت تشریع آنان پی نبریم، بلکه مشخصا می دانیم که هر حکم برای چه حکمتی وضع و اوضاع گردیدهاست. آئین عمدتا ناظر به متافیزیک و عالم ماورایی میباشد، و همواره با رازآلودگی یار بوده، و قسمتهایی از آن عقلفرار و گریز میباشد، یعنی به چنگ کوچک آدمی نمیافتد. این دستور سبب ساز می شود که عقل در میدان شریعت فرصت فراخی برای جولان داشته باشد در حالی که در میدان آیین، به تعبیروتفسیر ایمانویل کانت، به رنج میقدرت جایی محصور برای آن پیدا کرد. او در کتاب آئین در محدوده عقل صرفا، ارتباط آیین و عقل را به صورت مبسوطی به مشاجره گرفته میباشد.
این صحبت را میاقتدار، با پارهای از نمونهها ،پرنورخیس اذعان کرد. موضوعاتی مانند اطمینان به معبود، معاش بعد از مرگ، و وجود عوالم غیب، که در زمره کارها عقیدتی میباشند، و موضوعاتی مانند راست اعلام کردن، خیر کردن، و یاری به یتیمان و مستمندان، که در زمره کارها اخلاقی میباشند، و موضوعاتی مانند نیایش و اعمال دینهای معطوف به دستور قدسی، که در زمره عبادات میباشند، این کارها ربطی به مجال و جای ندارند. یعنی این سیرتکامل وجود ندارد که یک فرستاده و یا این که موسس یک آئین گفته باشد راست بیان کردن عالی میباشد، و نبی دیگری گفته باشد که راست اعلام کردن بهتر وجود ندارد. همچنان میباشد اطمینان بهاینکه عالم هستی پوچ و بیمضمون وجود ندارد و ایفا نیک شایسته محرک و انجام بد لایق کیفر میباشد. این کارها با گذر مجال کهنه نمی شوند و شرایطهای مکانی و حالت تاریخی هم بر آنها سایه نمیافکنند. در خصوص عبادات، صورت آنها متغیر بوده اما محتوای آن ها اثبات بوده میباشد.
ولی اعمالی مانند طرز تزویج و جدایی، طرز پرداخت زکات و مالیات، و طریق جزا دادن سارق و آدم کش، و اموری مانند شراب میل کردن، و قرضه به چنگ آوردن، و مانند اینها از یک فرصت تا مجال دیگر متعدد بوده میباشد، و هر نبی روش و نگرشای متناسب با وضعیت معاش مردمش سفارش نموده است. در صورتیکه این احکام اموری ازلی و ابدی میبودند و در دانا بالا، در نزد پروردگار، به فیصله میرسیدند، مانند دیگر کارها جاودانی و عالمشمول، بالاتر از تاریخ قرار میداشتند.
مجموعه ابتدا کارها، طبق اصطلاحات منطق و فلسفه، کارها حقیقی وواقعی خوانده می شوند و تیم دوم به اسم کارها اعتباری و قراردادی شناخته میگردند. فرق کارها حقیقی وواقعی و کارها اعتباری از قبیل فرق کارها ذاتی و عَرَضی میباشد. موضوعات گروه در آغاز، به عنوان مثال راست اعلام کردن و خیر و خوبی کردن، ذاتا بهتر میباشند، و از این رو عالمشمول و جاودانیاند، و هیچکسی نمیتواند آنها را کنسل و منسوخ نماید. اعتبار این کارها به ذات آن ها بر میشود، به سیرتکاملای که در صورتی، فرضا، فقهی پیدا می شد که میذکر کرد راست بیان کردن بد و لاف بیان کردن عالی میباشد، هیچ بشر عاقلی آن آئین را نمیبه عهده گرفت. ولی گروه دوم، برای مثال شراب تناول کردن و وصلت کردن، اموری قراردادیاند که در هر قوانینی حکم خاصی دارا هستند، و حکمی دایمی و جاودانی به آن ها وابستگی نمیگیرد.

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی