به قسم شهید سید رضا پاك نژاد:
«در صورتی به قریههای به دور و دههای كشور کشورایران و برخی نقاط دیگر بروید، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از بدور منزلهائی چندین، حاد و خشتی، و در آن فی مابین، یك عمارت خوشگل و پاک میدرخشد، درصورتی که بپرسید از كیست؟پاسخ خواهید شنید:از حسین، و بنام«حسینیه».
و درباره علاقه عموم به حسین _ علیه السلام _ مینویسد:آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
«...عموم، عطشان ثنا آنكسی می باشند كه لب تشنه با خویش مقدار بخش اعظمی انرژی معنوی در دل خاك مکان اعطا کرد و امروز، گنبدش زیرا آئینه میدرخشد كه درخشش آن دیده هر ستمگری را بسوزاند و هر ستمدیده را مرهمی بر دل باشد.
در آنجا تربتی میباشد بیان کننده معدن مغناطیس كه اشخاص شیدا را كه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قابل جذبند مانندذرات كوچك آهن بسوی خویش جذب میكند، آنجا مضجع مقدس سرباز فداكاری میباشد كه رؤسا جمهور و پادشاهان، پیش از اینكه ترسیم سرباز گمنام و نهادن مجموعه گل معمول شود، عصاره گل، شایسته ترین رایحه را آوردند و بوسیدند و بوئیدند و پاشیدند و آرزوی این كردند كه كاش در برابرش جنگیده و اسلام را کمک میكردند و كشته میشدند....» شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
تلاقی«آئین»و«هنر»در بنای مساجد
مسلمین، خویش را نسبتبه بهاهای مجسم گردیده در وجود ائمه، چنین وظیفه مند حس كرده و از اولیاء الله و بندگان بهتر معبود، تجلیل و تكریم میكنند، چرا كه تعظیم این شعائر و تجلیل از این بلندمرتبه مردان و پیشوایان و شهیدان، گرامیداشتحق و فضیلت و صحت و حقیقت میباشد و تكریم عدل و آزادی و شرف و انسانیت...و چه كسی لایقخیس از آنها، برای تقدیم عاشقانهترین و صادقانهترین اخلاصها و تواضعها و تكریمها؟!
راجع به آفریدگار و منزل آفریدگار نیز اینگونه میباشد و پاكترین حسها و زیباترین ایثارها تقدیم ضریح وی میخواهد شد.
ما با این حقیقت روبرو هستیم كه هنر بوسیله مسلمین، در بناهای مقدس مساجد تا اندازه کبیر و عمیقی جا گرفته و به كار رفته میباشد و سلیقهها و اختراعها در جهت رونق بخشیدن به مساجد، استخدام گردیدهاست.
بالاخره مساجد، منزل پروردگار میباشد (و ان المساجد لله سازه بر یكی از تفاسیر) و حدیث امام راست گو _ علیه السلام _ در این مورد سپری شد.به این ترتیب، تا هنگامی كه آباد ساختن و حلال بخشیدن به محل پرستش مسلمین و مسجد اسلام، به روح توحید و دقت به خداوند زیان نزند، خیر صرفا مذموم و نكوهیده وجود ندارد، بلكه تشویق هم شدهاست.
و از همینجاست كه مساجد، محل تلاقی هنر و مذهب و میعادگاه بروز این دو عنصر میباشد.
راجع به نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائیها به آستان خداونددر بنای مساجد، بهاین نقل اعتنا كنید:
«....معمار مسلمان در روزگاران پیشین هر زیبائی را كه در حوالی خود میروءیت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند مییافت.کارایی میكرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده كند.در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای گوناگون به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء كوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان كاشیها دقت كرده میباشد، و خوشنویسی، الواح و كتیبهها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشادها و ماده تاریخها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنكه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوهگری یافته میباشد.حتی صنعتهای دستی هم برای تكمیل و تزئین این شرکت الهی به میدان آمدهاند.فرشهای بهتر، پردههای نفیس، قندیلهای گسترده و براق، منبت كاریها و ملیله دوزیها در تكمیل زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا كرده.بهاین سیرتکامل مظاهر متعدد فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرنهای دراز، چنان در بنای مسجد، زمان ظهور یافته میباشد كه امروز، یك مورخ ظریف پرنور در میان میتواند صرفا از تحقیق در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ و تاریخ اقوام مسلمان فقیه را پیش دیده خود مجسم كند. در حین نسلها و قرن ها، در مسافت آفاق گوناگون، هنر اسلامی ملجائی پاكتر و نمایشگاهی امنخیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراك مساعی اقوام و امم گوناگون اسلامی در تكمیل و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواصهای ملی و محلی، نوعی بی تعلقی را در معماری اسلامی منجر گردیده است كه ولی با فرهنگ و تمدن و فرهنگ وتمدن لبریز تسامح اسلامی مناسبت مجموع داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد.ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ اسلامی باقیمانده میباشد....»
با اعتنا به آنچه پیش از این نسبتبه آسانی مساجد گفتیم و اینكه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید كه مركزیت مسجد برای پرستش بی پیرایه آفریدگار، چهطور با این هنر آفرینیها توافق داراست؟
می بایست اظهارکرد:عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین.نماز كه شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی خداوند میباشد.بنابر این مساجد كه معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه میگیرد و متد كلی آن بایستی با متن مكتب، ناهمگون نباشد.
بی جهت وجود ندارد كه مسجد، «منزل معبود»بحساب آمده میباشد.و بی سبب ساز وجود ندارد كه ساختن و آباد كردن«مساجد معبود»، كار كسانی شمرده گردیده كه به آفریدگار و روز قیامت، اعتقاد داشته و کار پارسا كنند انما یعمر مساجد الله...توبه-18) پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد.
در واقع، این اسلام خلا كه دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماریهای شگفت و لبریز شكوه بنام مسجد كرد.چرا كه با دقت به فلسفه وجودی مسجد (منزل آفریدگار، منزل عبادت و...) شكل مسجد اسلامی پرنور میباشد.
بلكه این هنر بود كه مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و مسئلهای مستعد برای بروز و تجلی و نمود پیدا كردن یافت.
و این هنرمندان بودند كه روح تفاهم آمیز مكتب را، در ارتباط با هنر با مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.
معماری مسجد
آنچه از مطالب قبل بدست میآید، اینستكه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد.صراحت دارد كه مساجد، سنگ تحت بنای فرهنگ مسلمین میباشد و با آیین تازه اسلام، همپا و هم راستا پدید آمده و شكل گرفته میباشد، لكن فرهنگ مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست كه به بعضی از آنان در دعوا«مدنیت و معنویت»اشاره شد. این مختصات، در كیفیت و سبك ساختن مساجد هم تاثیر نهاده میباشد.
بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد.مسجد رسول ابتدا اینگونه بود و بعدا بخاطر رویارویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نماز گزاران، سایه بانی از شاخ و برگ نخل زدند.
بعضا از فقهاء، در ذکر حكمت این استحباب گفتهاند:به عنوان مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی در بین نمازگزار و اسمان میباشد.
گر چه دربین آفریدگار و عبد و بنده، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و آفریدگار تمامی جا حضور داراست، البته طبیعی میباشد كه عبادت و دعا در تحت عرش، با دعای در تحت سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، بشر حس قرب و معنویتبیشتری میكند.
آنچه كه در صدر معمول بوده، داشتن حداكثر سایه بان و داربست مانندی همانند یك كپر یا این که چادر بوده میباشد و در حین خلفای بنی امیه و بنی عباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی كه گزینه كراهت ائمه بود و اشاره میكردند كه:درصورتیکه قائم ما قیام كند چنین مساجد را از میان میموفقیت و در بعضی از روایات، بعنوان نكوهش از كار اشخاص زمان پایان الزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد كه:منزلها میسازند و قصرهای محكم بر پای میدارا هستند و مساجد را آرایش و پیرایش میدهند: (یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد)
آنچه كه در چنین روایات، با تعبیروتفسیر«زخرف»اورده شده، خواسته، تزئین به طلا جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.
برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد.چرا كه مناره برای آن بوده كه مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید.بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به اوضاع و احوال منزلهای آن روز-و امروز هم-موجب تسلط داشتن بر منزلهای گوشه و کنار و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان مسجد میگردیدهاست و با بالای دیوار و مناره رفتن، عموم در منزلهای خویش حمایت نداشته و ندارند.
به یك نقل، دقت كنید: «مثلا مكروهات، بالا بودن مناره از سطح مسجد میباشد، چون بخاطر تسلط مؤذنها به منزلهای همسایگان، موجب اذیت اهل منزل میشوند...»
آنچه پرنور میباشد اینكه مساجد اسلامی ابتدا، فاقد چیزی بنام مناره بوده و تاسیس آن، یك پدیده ثانوی میباشد و به طور مرتفع و بر افراشته، كه از به دور نمایان باشد، از مکان دیگر اقتباس شدهاست.
«مناره از بنای حریق پرستان میباشد كه در بالای آن، حریق میافراختند، تا اهل شهر درخشش آنرا بنگرند و پرستش کنند.بعد از آن آن مكان را مسلمین برای اذان اعلام کردن تخصیص دادند و نظیر آنرا در مساجد ساختند.» سازه به نقلی دیگر:«در طول فرستاده، مناره عدم وجود و اذان بر بام مساجد گفته میشد.حتی پیش از آنكه مسجد ساخته خواهد شد، اذان بوسیله بلال حبشی، بر پشتبام بلندترین ساختمان گفته میشد.بعدا برای مسجد و اذان، مناره ساخته شد.»
به قسم شهید سید رضا پاك نژاد:
«در صورتی به قریههای به دور و دههای كشور کشورایران و برخی نقاط دیگر بروید، مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از بدور منزلهائی چندین، حاد و خشتی، و در آن فی مابین، یك عمارت خوشگل و پاک میدرخشد، درصورتی که بپرسید از كیست؟پاسخ خواهید شنید:از حسین، و بنام«حسینیه».
و درباره علاقه عموم به حسین _ علیه السلام _ مینویسد:آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
«...عموم، عطشان ثنا آنكسی می باشند كه لب تشنه با خویش مقدار بخش اعظمی انرژی معنوی در دل خاك مکان اعطا کرد و امروز، گنبدش زیرا آئینه میدرخشد كه درخشش آن دیده هر ستمگری را بسوزاند و هر ستمدیده را مرهمی بر دل باشد.
در آنجا تربتی میباشد بیان کننده معدن مغناطیس كه اشخاص شیدا را كه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قابل جذبند مانندذرات كوچك آهن بسوی خویش جذب میكند، آنجا مضجع مقدس سرباز فداكاری میباشد كه رؤسا جمهور و پادشاهان، پیش از اینكه ترسیم سرباز گمنام و نهادن مجموعه گل معمول شود، عصاره گل، شایسته ترین رایحه را آوردند و بوسیدند و بوئیدند و پاشیدند و آرزوی این كردند كه كاش در برابرش جنگیده و اسلام را کمک میكردند و كشته میشدند....» شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
تلاقی«آئین»و«هنر»در بنای مساجد
مسلمین، خویش را نسبتبه بهاهای مجسم گردیده در وجود ائمه، چنین وظیفه مند حس كرده و از اولیاء الله و بندگان بهتر معبود، تجلیل و تكریم میكنند، چرا كه تعظیم این شعائر و تجلیل از این بلندمرتبه مردان و پیشوایان و شهیدان، گرامیداشتحق و فضیلت و صحت و حقیقت میباشد و تكریم عدل و آزادی و شرف و انسانیت...و چه كسی لایقخیس از آنها، برای تقدیم عاشقانهترین و صادقانهترین اخلاصها و تواضعها و تكریمها؟!
راجع به آفریدگار و منزل آفریدگار نیز اینگونه میباشد و پاكترین حسها و زیباترین ایثارها تقدیم ضریح وی میخواهد شد.
ما با این حقیقت روبرو هستیم كه هنر بوسیله مسلمین، در بناهای مقدس مساجد تا اندازه کبیر و عمیقی جا گرفته و به كار رفته میباشد و سلیقهها و اختراعها در جهت رونق بخشیدن به مساجد، استخدام گردیدهاست.
بالاخره مساجد، منزل پروردگار میباشد (و ان المساجد لله سازه بر یكی از تفاسیر) و حدیث امام راست گو _ علیه السلام _ در این مورد سپری شد.به این ترتیب، تا هنگامی كه آباد ساختن و حلال بخشیدن به محل پرستش مسلمین و مسجد اسلام، به روح توحید و دقت به خداوند زیان نزند، خیر صرفا مذموم و نكوهیده وجود ندارد، بلكه تشویق هم شدهاست.
و از همینجاست كه مساجد، محل تلاقی هنر و مذهب و میعادگاه بروز این دو عنصر میباشد.
راجع به نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائیها به آستان خداونددر بنای مساجد، بهاین نقل اعتنا كنید:
«....معمار مسلمان در روزگاران پیشین هر زیبائی را كه در حوالی خود میروءیت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند مییافت.کارایی میكرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده كند.در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای گوناگون به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء كوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان كاشیها دقت كرده میباشد، و خوشنویسی، الواح و كتیبهها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشادها و ماده تاریخها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنكه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوهگری یافته میباشد.حتی صنعتهای دستی هم برای تكمیل و تزئین این شرکت الهی به میدان آمدهاند.فرشهای بهتر، پردههای نفیس، قندیلهای گسترده و براق، منبت كاریها و ملیله دوزیها در تكمیل زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا كرده.بهاین سیرتکامل مظاهر متعدد فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرنهای دراز، چنان در بنای مسجد، زمان ظهور یافته میباشد كه امروز، یك مورخ ظریف پرنور در میان میتواند صرفا از تحقیق در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ و تاریخ اقوام مسلمان فقیه را پیش دیده خود مجسم كند. در حین نسلها و قرن ها، در مسافت آفاق گوناگون، هنر اسلامی ملجائی پاكتر و نمایشگاهی امنخیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراك مساعی اقوام و امم گوناگون اسلامی در تكمیل و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواصهای ملی و محلی، نوعی بی تعلقی را در معماری اسلامی منجر گردیده است كه ولی با فرهنگ و تمدن و فرهنگ وتمدن لبریز تسامح اسلامی مناسبت مجموع داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد.ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ اسلامی باقیمانده میباشد....»
با اعتنا به آنچه پیش از این نسبتبه آسانی مساجد گفتیم و اینكه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید كه مركزیت مسجد برای پرستش بی پیرایه آفریدگار، چهطور با این هنر آفرینیها توافق داراست؟
می بایست اظهارکرد:عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین.نماز كه شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی خداوند میباشد.بنابر این مساجد كه معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه میگیرد و متد كلی آن بایستی با متن مكتب، ناهمگون نباشد.
بی جهت وجود ندارد كه مسجد، «منزل معبود»بحساب آمده میباشد.و بی سبب ساز وجود ندارد كه ساختن و آباد كردن«مساجد معبود»، كار كسانی شمرده گردیده كه به آفریدگار و روز قیامت، اعتقاد داشته و کار پارسا كنند انما یعمر مساجد الله...توبه-18) پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد.
در واقع، این اسلام خلا كه دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماریهای شگفت و لبریز شكوه بنام مسجد كرد.چرا كه با دقت به فلسفه وجودی مسجد (منزل آفریدگار، منزل عبادت و...) شكل مسجد اسلامی پرنور میباشد.
بلكه این هنر بود كه مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و مسئلهای مستعد برای بروز و تجلی و نمود پیدا كردن یافت.
و این هنرمندان بودند كه روح تفاهم آمیز مكتب را، در ارتباط با هنر با مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.
معماری مسجد
آنچه از مطالب قبل بدست میآید، اینستكه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد.صراحت دارد كه مساجد، سنگ تحت بنای فرهنگ مسلمین میباشد و با آیین تازه اسلام، همپا و هم راستا پدید آمده و شكل گرفته میباشد، لكن فرهنگ مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست كه به بعضی از آنان در دعوا«مدنیت و معنویت»اشاره شد. این مختصات، در كیفیت و سبك ساختن مساجد هم تاثیر نهاده میباشد.
بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد.مسجد رسول ابتدا اینگونه بود و بعدا بخاطر رویارویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نماز گزاران، سایه بانی از شاخ و برگ نخل زدند.
بعضا از فقهاء، در ذکر حكمت این استحباب گفتهاند:به عنوان مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی در بین نمازگزار و اسمان میباشد.
گر چه دربین آفریدگار و عبد و بنده، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و آفریدگار تمامی جا حضور داراست، البته طبیعی میباشد كه عبادت و دعا در تحت عرش، با دعای در تحت سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، بشر حس قرب و معنویتبیشتری میكند.
آنچه كه در صدر معمول بوده، داشتن حداكثر سایه بان و داربست مانندی همانند یك كپر یا این که چادر بوده میباشد و در حین خلفای بنی امیه و بنی عباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی كه گزینه كراهت ائمه بود و اشاره میكردند كه:درصورتیکه قائم ما قیام كند چنین مساجد را از میان میموفقیت و در بعضی از روایات، بعنوان نكوهش از كار اشخاص زمان پایان الزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد كه:منزلها میسازند و قصرهای محكم بر پای میدارا هستند و مساجد را آرایش و پیرایش میدهند: (یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد)
آنچه كه در چنین روایات، با تعبیروتفسیر«زخرف»اورده شده، خواسته، تزئین به طلا جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.
برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد.چرا كه مناره برای آن بوده كه مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید.بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به اوضاع و احوال منزلهای آن روز-و امروز هم-موجب تسلط داشتن بر منزلهای گوشه و کنار و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان مسجد میگردیدهاست و با بالای دیوار و مناره رفتن، عموم در منزلهای خویش حمایت نداشته و ندارند.
به یك نقل، دقت كنید: «مثلا مكروهات، بالا بودن مناره از سطح مسجد میباشد، چون بخاطر تسلط مؤذنها به منزلهای همسایگان، موجب اذیت اهل منزل میشوند...»
آنچه پرنور میباشد اینكه مساجد اسلامی ابتدا، فاقد چیزی بنام مناره بوده و تاسیس آن، یك پدیده ثانوی میباشد و به طور مرتفع و بر افراشته، كه از به دور نمایان باشد، از مکان دیگر اقتباس شدهاست.
«مناره از بنای حریق پرستان میباشد كه در بالای آن، حریق میافراختند، تا اهل شهر درخشش آنرا بنگرند و پرستش کنند.بعد از آن آن مكان را مسلمین برای اذان اعلام کردن تخصیص دادند و نظیر آنرا در مساجد ساختند.» سازه به نقلی دیگر:«در طول فرستاده، مناره عدم وجود و اذان بر بام مساجد گفته میشد.حتی پیش از آنكه مسجد ساخته خواهد شد، اذان بوسیله بلال حبشی، بر پشتبام بلندترین ساختمان گفته میشد.بعدا برای مسجد و اذان، مناره ساخته شد.»

راهنمای کامل آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد، خدمات و نقش آن در توسعه فرهنگی محله