امام علی عقرآن مهربان میفرماید:
به بازرسی شمارا در زمین مسلط کردیم و برای شما در آن وسایل و مایه های مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معاش قرار دادیم (تا شما به کارایی خویش از زمین و آنچه در آن میباشد، استعمال برید و شکرگزارید، البته) شما اندک شکر میکنید.[1]
پس زیرا نماز به آخر رسید، در زمین دور از هم گردید و از فضل و ادب و احسان پروردگار کمک جویید.[2]
و (معبود) از عفو وبخشش خویش، برای شما شب و روز را قرار اعطا کرد تا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در شب بیارامید و (در روز) از ادب وی بجویید؛ شاید شکرگزار باشید.[3]
شغل در حدیث
رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) اشخاص تنبل و بدون شغل را که بدن به عمل نمی دهند و میخواهند از دستسختی بقیه افراد استعمال نمایند، آیتم شماتت و ملامت شدید قرار داده، میفرمایند: «از عفو وبخشش خداوند به دور میباشد هر کس با معاش خویش را به گردن دیگری بیندازد. لعنت شده میباشد، لعنت شده، هر که اعضای رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خانواده اش را در تاثیر ندادن نفقه تباه نماید».[4]
امام باقر(علیه السلام) یارانش را به شغل و استخراج تشویق میکرد، از کار آنان میپرسید و درصورتیکه بی کار بودند، توصیه می-کرد به کاری درگیر شوند و می فرمودند: «اینجانب کسی را که شغل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و کاسبی را رها کرده و به پشت بخوابد و بگوید: خدایا! روزیام ده، معاند دارم».
وی به یکیاز یارانش که بی کار بود، فرمودند: «فروشگاه ای بگیر و جلویش را جاروب کن و آب بپاش و بساطی در آن بگستر. زیرا اینگونه کنی، وظیفه ات را ایفا داده ای».
آن گرامی فقط پیشنهاد به شغل نمیکرد، بلکه خویش نیز به گلشن و مزرعه خود میرفت و حتیدر هوای گرم فصل تابستان، عرق ریزان شغل میکرد.[5]
امام درستگو(علیه السلام) فرموده اند: «هر که برای تأمین زندگی خانواده اش کارایی می نماید، همچون مجاهد در روش خداست».[6]
بزرگان هم فعالیت می کردند!
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خیر فقط با پند ها و مورد سازی های خویش، موجب هدایت اشخاص به سوی میدان های کاری میشد، بلکه خویش نیز عملاً وارد صحنه گردیده، همدوش با بقیه افراد عمل میکرد.
وقتی که مسجد قبا و مسجدالنبی ساخته میشد، وی هم دوش دیگر مسلمانها فعالیت میکرد. آن حضرت سنگهای خرد و تعالی را برمی داشت و آنها را به محل ساختن مسجد میبرد. گاهی هم که مردی از اصحاب نزدش می آمد و التماس میکرد که یا این که فرستاده الله! بابا و مادرم فدای تو باد! اذن بده سنگ و خاک را اینجانب ببرم و به مکان شما عمل کنم، حضرت می فرمودند: «خیر، تو هم سنگ دیگری بردار».[7]
این عمرو میگوید:
روزی امام راست گو(علیه السلام) را در یکی باغات ملاقات کردم. آن حضرت جامه اختصاصی شغل پوشیده بود و بیل به دست گرفته، در گلشن خود درگیر کشاورزی بود. چنان شغل میکرد که عرق از پیشانی مبارکش می جاری شد. گفتم: فدایت نحس! بیل را بدهید تا اینجانب فعالیت کنم. فرمودند: «دوست دارم آدمی برای استخراج روزی حلال در قبال آفتاب آزرده خواهد شد».[8]
شغل، قبیح وجود ندارد!
روزی پیامبر پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) با عده ای از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن در میان، چشمان آنها به جوانی نیرومند و خوشگل اندام زمینخورد که در اولیه صبح به عمل اشتغال داشت. یاران نبی گفتند: درصورتی که این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خویش را در منش خداوند مصرف میکرد، چقدر سزاوار ثنا بود. حضرت فرمودند:
این حرف را مگویید. درصورتیکه این جوان برای تأمین زندگی میکوشد و علت وی بی نیازی از سایر افراد میباشد، در راه و روش پروردگار گام برداشته. در صورتیکه غرض وی پذیرایی از والدین ناتوان خویش باشد، گشوده هم در منش آفریدگار عمل می نماید. درصورتیکه هم هدف وی رمز و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، وی به رویه معبود رفته و علت مقدسی دارااست.[9]
بوسه بر دست پرسنل
زمانی که رسول پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) از مبارزه تبوک برمی گشت، سعد انصاری، یکیاز کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی نبی معبود (صلی الله علیه و آله و سلم) با وی دست اعطا کرد، لمس دست های زبر و خشن مرد انصاری، حضرت را ذیل تأثیر قرار اعطا کرد و برای همین از وی پرسید: چرا دستان تو اینطور کوفته و خشن گردیده، آیا غم خاصی به تو رسیده؟ عرضه داشت: یا این که پیامبرالله! خشونت و زبری دستان اینجانب، بر تاثیر فعالیت با بیل و طناب میباشد که بوسیله آن ها زحمت میکشم و هزینه های خویش و خانواده ام را تأمین میکنم. درین هنگام، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست اورا بوسید و فرمودند: «این دستی میباشد که حریق دوزخ و جهنم آن را لمس نخواهد کرد».[10]
احترام به همگی فعالیت ها
حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومان(علیهم السلام)، مسلمانها را به فعالیت و سعی پیشنهاد می کردند و برای مشاغل تولیدی، صنعتی، تجاری و دیگر عمل ها، التفات خاصی قائل بودند. در اینجا به نقل برخی گفتارهای آن ها درباره ی برخی مشاغل میپردازیم:
منزلسازی:
امام راستگو(علیه السلام) به شخصی که در تاثیر جهل و غرور بدن به فعالیت نمی اعطا کرد و خویش را مستلزم دیگرافراد نموده بود، فرمودند: «برو فعالیت کن و در بالای سرت توشه حمل کن و از عموم غنی باش. همانا پیامبر پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) سنگ ها را بهدوش خویش حمل میکرد و دیوار منزل اش را می تشکیل داد».[11]
گلشنداری:
امام علی (علیه السلام) به سلمان فرمودند: «باغی را که نبی با دستان خود آن را ساخته و درخت هایش را کاشته میباشد، برای فروش به مشتریان عرضه کن» و سلمان هم گلشن نبی را فروخت.[12] همینطور فرستاده اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت به ثمر رسد، پروردگار متعال در مقابل آن درختی در فردوس قرار میدهد».[13]
دامداری:
روزی رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «آحاد پیامبران الهی قبل از آنکه به منزلت نبوت برسند، مدتی چوپانی کردند.» از وی سؤال شد: آیا شما هم چوپانی نموده اید؟ فرمودند: «بلی، اینجانب مدتی گوسفندان اهل مکه را به چراگاه برده ام».[14]
خط مش سازی:
امام درست گو(علیه السلام) به گزارش بابا بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «رسول اعظم(ص)، یکی روش های همگانی را که آب، آن را وخیم کرده بود، با چیدن سنگ تعمیر کرد. به خداوند قسم و سوگند! بشر ها و ستوران تا این لحظه از آن به کارگیری می نمایند».[15]
کشاورزی:
حضرت امام راستگو(علیه السلام) فرمودند: آن روز که انسان ابوالبشر از فردوس به زمین رانده شد و نیاز به خوراک و آب پیدا کرد، با حضرت جبرئیل به مشورت کردن پرداخت و از وی کمک طلبید. جبرئیل بشر را اینگونه ارشادوراهنمایی کرد: «ای بشر! در صورتیکه می-خواهی نیازمندی های خویش را برطرف کنی، کشاورز باش و به زراعت بپرداز»[16] و اینسیرتکامل بود که بابا بشر ها، اولیه کشاورز روی زمین شد.
روزی یک کدام از یاران امام راستگو(علیه السلام) از قیمت فعالیت دهقانان پرسید، امام جواب فرمودند: «تمامی پیامبران الهی جز حضرت ادریس(ع)، از راه و روش کشاورزی تامین زندگی می کردند، اما حضرت ادریس به فعالیت لباس دوزی سرگرم بود».[17]
صنعت:
امام راستگو(علیه السلام) میفرمایند: «ساختن، تعلیم و عمل کردن با اشکال و اقسام آلات و ادواتی که بندگان خداوند به آنها نیاز دارا هستند و منافع وی در آنها و قوام معاش شان به آنهاست، حلال میباشد».[18]
کسب و کار:
امام راست گو(علیه السلام) فرمودند: «کسب و کار را وامگذارید که خوار میشوید. بیزنس فرمائید تا خدا به شما برکت دهد.»[19] همینطور امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «بیزنس فرمائید که در کسب و کار برای شما بی نیازی میباشد از آنچه عموم داراهستند، و پروردگار عزّوجل، پیشه ور امین را دوست دارااست».[20]
پرستاری:
امام راست گو(علیه السلام) میفرمایند که فرستاده اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر که برای برآوردن نیاز بیماری عملکرد نماید، خواه نیاز وی برآورده خواهد شد یا این که خیر، همچون روزی که از مامان متولد گردیدهاست، از گناهان تمیز می-خواهد شد».[21]
امام راست گو(علیه السلام) نیز فرمودند: «یکیاز عواملی که موجب شد یوسف را شخصی درستکار بدانند، این بود که در زندان به پرستاری از بیماران اهتمام می ورزید و از آنها نگهداری میکرد».[22]
تعدادی شغله بودن
از احادیث ائمه(علیه السلام) به دست میاید که چندین عمل داشتن، در حیث اسلام چندان نیکو وجود ندارد.
امام راستگو (علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: «هر که اقتدار و همتش را در یک کار به شغل گیرد، پروردگار در آن شغل امداد اش می نماید و هرکس اقتدار و همتش را در چندین فعالیت به عمل گیرد، آفریدگار اورا رها خواهد کرد».[23]
از قدیم هم ضرب المثل جالبی داریم که میگوید: با یکپارچه تعدادی هندوانه نمی اقتدار برداشت.لیه السلام می فرماید: بِالنَّصفَةِ یکثُرُ المُواصِلون. انصاف داشتن، سبب افزایش دوستان می گردد.[1]
انصاف، و رفتار منصفانه، سبب ساز تحکیم اجتماعی، دوستی و مهربانی
یکی مهم ترین مختصات و سجایای اخلاقی جاذبه آفرین، انصاف میباشد. انصاف از جمله ویژگی های اخلاقی ای میباشد که همگان نه تنها بر عنایت و بایستگی آن در ارتباط ها دربین فردی معترف اند، بلکه خواستار آن اند که در جامعه با آنان مبنی بر انصاف خوی شود.
وجود ضرب المثل های متعدّد در ادبیات فارسی همچون «چاه مکن بهر کسی، اوّل خودت دوم کسی»، «یک سوزن به خود بزن، سپس یک جوالدوز به دیگری» و. . . عامل آشکاری بر ضرورت توجّه عموم به این فضیلت اخلاقی و توقّع آنها نسبت به خلق و خوی منصفانه داشتن دیگران با آنهاست. همچنین وجود متن ها متعدّد و مثل های شاخص، حکایت از التفات فراوان آن در تعاملات اجتماعی و نیاز به تقویت خلق مبتنی بر انصاف در جامعه می کند. امام علی علیه السلام در بیانی کوتاه به تأثیر محبّت افزایی انصاف در تعاملات اجتماعی اشاره می کند و می فرماید: الإنصافُ یؤلِّفُ القُلوبَ. [2]انصاف، دل ها را به یکدیگر لینک می زند. امّا در باره انصاف، اشاره به دو نکته، ضروری می باشد:
آغاز، چیستی انصاف و دوم، پیامد آن. یکی از موادتشکیل دهنده روابط اجتماعی انسانی و بویژه زندگی مشترک، انصاف ورزی است. انصاف به هر میزان که شالوده های یک زندگی را محکم و استوار می سازد و به ارتباط ها خانوادگی و اجتماعی استحکام میبخشد، بی انصافی، آن را متزلزل می سازد و پیوندها را سست و دوستی ها را به دشمنی مبدل می کند. که می باشد که خواستار انصاف نباشد و خلق منصفانه با خویش را طلب نکند؟ و چه کسی است که برخوردهای غیرمنصفانه، اورا به شدّت نرنجاند و خاطرش را مکدّر نسازد؟ این صفتِ اخلاقی قشنگ- که مفهومی فراتر از خلق و خوی عادلانه داراست- در جمله ای معروف از معصوم علیه السلام نقل گردیدهاست: آنچه را برای خود می پسندی، برای دیگرافراد بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی، برای سایر افراد هم نپسند. [3]
بدین ترتیب، در شرایطیکه دوست داریم که دور و بری ها به ما احترام بگذارند و نزد دیگرافراد، ما را تحقیر و شماتت نکنند، ما نیز باید به بقیه افراد احترام بگذاریم و از تحقیر و ملامت آن ها خودداری کنیم. همچنین چنانچه دوستدارِ آنیم که به هنگام سختی و شکست های زندگی، دیگران مارا فهم و شعور کنند، در چنین شرایطی، نسبت به فهم اطرافیان خود کوشاو سخت کوش باشیم.
امّا پیامد انصاف، چیزی نیست جز آنچه ما درین نوشتار بهدنبال آن بوده ایم. به لحاظ می رسد بر این که رعایت انصاف در افزایش محبوبیت اجتماعی و تحکیم لینک دوستی و مودّت، نقش مستقیم جاری ساختن می کند، تردیدی وجود نداشته باشد؛ زیرا همانطور که بیان شد، هر انسانی از خوی منصفانه، خشنود می گردد و به همین جهت، انسان منصف را نیز دوست خواهد داشت و برقراری ارتباط و تعامل دوستانه با اورا مغتنم می شمارد. این پیامدها در عرایض پیشوایان فقاهتی نیز گزینه تأیید قرار گرفته می باشد. از جمله این سخنان می توان به کلام امیرمؤمنان علی علیه السلام اشاره کرد. در بیانات این امام بزرگوار، الفت یافتن قلب ها، [4] ارتقا تعداد دوستان [5] و دوام دوستی ها، [6] از آثار انصاف دانسته شدهاست.
امام علی عقرآن مهربان میفرماید:
به بازرسی شمارا در زمین مسلط کردیم و برای شما در آن وسایل و مایه های مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد معاش قرار دادیم (تا شما به کارایی خویش از زمین و آنچه در آن میباشد، استعمال برید و شکرگزارید، البته) شما اندک شکر میکنید.[1]
پس زیرا نماز به آخر رسید، در زمین دور از هم گردید و از فضل و ادب و احسان پروردگار کمک جویید.[2]
و (معبود) از عفو وبخشش خویش، برای شما شب و روز را قرار اعطا کرد تا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در شب بیارامید و (در روز) از ادب وی بجویید؛ شاید شکرگزار باشید.[3]
شغل در حدیث
رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) اشخاص تنبل و بدون شغل را که بدن به عمل نمی دهند و میخواهند از دستسختی بقیه افراد استعمال نمایند، آیتم شماتت و ملامت شدید قرار داده، میفرمایند: «از عفو وبخشش خداوند به دور میباشد هر کس با معاش خویش را به گردن دیگری بیندازد. لعنت شده میباشد، لعنت شده، هر که اعضای رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خانواده اش را در تاثیر ندادن نفقه تباه نماید».[4]
امام باقر(علیه السلام) یارانش را به شغل و استخراج تشویق میکرد، از کار آنان میپرسید و درصورتیکه بی کار بودند، توصیه می-کرد به کاری درگیر شوند و می فرمودند: «اینجانب کسی را که شغل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و کاسبی را رها کرده و به پشت بخوابد و بگوید: خدایا! روزیام ده، معاند دارم».
وی به یکیاز یارانش که بی کار بود، فرمودند: «فروشگاه ای بگیر و جلویش را جاروب کن و آب بپاش و بساطی در آن بگستر. زیرا اینگونه کنی، وظیفه ات را ایفا داده ای».
آن گرامی فقط پیشنهاد به شغل نمیکرد، بلکه خویش نیز به گلشن و مزرعه خود میرفت و حتیدر هوای گرم فصل تابستان، عرق ریزان شغل میکرد.[5]
امام درستگو(علیه السلام) فرموده اند: «هر که برای تأمین زندگی خانواده اش کارایی می نماید، همچون مجاهد در روش خداست».[6]
بزرگان هم فعالیت می کردند!
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خیر فقط با پند ها و مورد سازی های خویش، موجب هدایت اشخاص به سوی میدان های کاری میشد، بلکه خویش نیز عملاً وارد صحنه گردیده، همدوش با بقیه افراد عمل میکرد.
وقتی که مسجد قبا و مسجدالنبی ساخته میشد، وی هم دوش دیگر مسلمانها فعالیت میکرد. آن حضرت سنگهای خرد و تعالی را برمی داشت و آنها را به محل ساختن مسجد میبرد. گاهی هم که مردی از اصحاب نزدش می آمد و التماس میکرد که یا این که فرستاده الله! بابا و مادرم فدای تو باد! اذن بده سنگ و خاک را اینجانب ببرم و به مکان شما عمل کنم، حضرت می فرمودند: «خیر، تو هم سنگ دیگری بردار».[7]
این عمرو میگوید:
روزی امام راست گو(علیه السلام) را در یکی باغات ملاقات کردم. آن حضرت جامه اختصاصی شغل پوشیده بود و بیل به دست گرفته، در گلشن خود درگیر کشاورزی بود. چنان شغل میکرد که عرق از پیشانی مبارکش می جاری شد. گفتم: فدایت نحس! بیل را بدهید تا اینجانب فعالیت کنم. فرمودند: «دوست دارم آدمی برای استخراج روزی حلال در قبال آفتاب آزرده خواهد شد».[8]
شغل، قبیح وجود ندارد!
روزی پیامبر پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) با عده ای از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن در میان، چشمان آنها به جوانی نیرومند و خوشگل اندام زمینخورد که در اولیه صبح به عمل اشتغال داشت. یاران نبی گفتند: درصورتی که این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خویش را در منش خداوند مصرف میکرد، چقدر سزاوار ثنا بود. حضرت فرمودند:
این حرف را مگویید. درصورتیکه این جوان برای تأمین زندگی میکوشد و علت وی بی نیازی از سایر افراد میباشد، در راه و روش پروردگار گام برداشته. در صورتیکه غرض وی پذیرایی از والدین ناتوان خویش باشد، گشوده هم در منش آفریدگار عمل می نماید. درصورتیکه هم هدف وی رمز و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، وی به رویه معبود رفته و علت مقدسی دارااست.[9]
بوسه بر دست پرسنل
زمانی که رسول پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) از مبارزه تبوک برمی گشت، سعد انصاری، یکیاز کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی نبی معبود (صلی الله علیه و آله و سلم) با وی دست اعطا کرد، لمس دست های زبر و خشن مرد انصاری، حضرت را ذیل تأثیر قرار اعطا کرد و برای همین از وی پرسید: چرا دستان تو اینطور کوفته و خشن گردیده، آیا غم خاصی به تو رسیده؟ عرضه داشت: یا این که پیامبرالله! خشونت و زبری دستان اینجانب، بر تاثیر فعالیت با بیل و طناب میباشد که بوسیله آن ها زحمت میکشم و هزینه های خویش و خانواده ام را تأمین میکنم. درین هنگام، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست اورا بوسید و فرمودند: «این دستی میباشد که حریق دوزخ و جهنم آن را لمس نخواهد کرد».[10]
احترام به همگی فعالیت ها
حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومان(علیهم السلام)، مسلمانها را به فعالیت و سعی پیشنهاد می کردند و برای مشاغل تولیدی، صنعتی، تجاری و دیگر عمل ها، التفات خاصی قائل بودند. در اینجا به نقل برخی گفتارهای آن ها درباره ی برخی مشاغل میپردازیم:
منزلسازی:
امام راستگو(علیه السلام) به شخصی که در تاثیر جهل و غرور بدن به فعالیت نمی اعطا کرد و خویش را مستلزم دیگرافراد نموده بود، فرمودند: «برو فعالیت کن و در بالای سرت توشه حمل کن و از عموم غنی باش. همانا پیامبر پروردگار (صلی الله علیه و آله و سلم) سنگ ها را بهدوش خویش حمل میکرد و دیوار منزل اش را می تشکیل داد».[11]
گلشنداری:
امام علی (علیه السلام) به سلمان فرمودند: «باغی را که نبی با دستان خود آن را ساخته و درخت هایش را کاشته میباشد، برای فروش به مشتریان عرضه کن» و سلمان هم گلشن نبی را فروخت.[12] همینطور فرستاده اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت به ثمر رسد، پروردگار متعال در مقابل آن درختی در فردوس قرار میدهد».[13]
دامداری:
روزی رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «آحاد پیامبران الهی قبل از آنکه به منزلت نبوت برسند، مدتی چوپانی کردند.» از وی سؤال شد: آیا شما هم چوپانی نموده اید؟ فرمودند: «بلی، اینجانب مدتی گوسفندان اهل مکه را به چراگاه برده ام».[14]
خط مش سازی:
امام درست گو(علیه السلام) به گزارش بابا بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «رسول اعظم(ص)، یکی روش های همگانی را که آب، آن را وخیم کرده بود، با چیدن سنگ تعمیر کرد. به خداوند قسم و سوگند! بشر ها و ستوران تا این لحظه از آن به کارگیری می نمایند».[15]
کشاورزی:
حضرت امام راستگو(علیه السلام) فرمودند: آن روز که انسان ابوالبشر از فردوس به زمین رانده شد و نیاز به خوراک و آب پیدا کرد، با حضرت جبرئیل به مشورت کردن پرداخت و از وی کمک طلبید. جبرئیل بشر را اینگونه ارشادوراهنمایی کرد: «ای بشر! در صورتیکه می-خواهی نیازمندی های خویش را برطرف کنی، کشاورز باش و به زراعت بپرداز»[16] و اینسیرتکامل بود که بابا بشر ها، اولیه کشاورز روی زمین شد.
روزی یک کدام از یاران امام راستگو(علیه السلام) از قیمت فعالیت دهقانان پرسید، امام جواب فرمودند: «تمامی پیامبران الهی جز حضرت ادریس(ع)، از راه و روش کشاورزی تامین زندگی می کردند، اما حضرت ادریس به فعالیت لباس دوزی سرگرم بود».[17]
صنعت:
امام راستگو(علیه السلام) میفرمایند: «ساختن، تعلیم و عمل کردن با اشکال و اقسام آلات و ادواتی که بندگان خداوند به آنها نیاز دارا هستند و منافع وی در آنها و قوام معاش شان به آنهاست، حلال میباشد».[18]
کسب و کار:
امام راست گو(علیه السلام) فرمودند: «کسب و کار را وامگذارید که خوار میشوید. بیزنس فرمائید تا خدا به شما برکت دهد.»[19] همینطور امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «بیزنس فرمائید که در کسب و کار برای شما بی نیازی میباشد از آنچه عموم داراهستند، و پروردگار عزّوجل، پیشه ور امین را دوست دارااست».[20]
پرستاری:
امام راست گو(علیه السلام) میفرمایند که فرستاده اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر که برای برآوردن نیاز بیماری عملکرد نماید، خواه نیاز وی برآورده خواهد شد یا این که خیر، همچون روزی که از مامان متولد گردیدهاست، از گناهان تمیز می-خواهد شد».[21]
امام راست گو(علیه السلام) نیز فرمودند: «یکیاز عواملی که موجب شد یوسف را شخصی درستکار بدانند، این بود که در زندان به پرستاری از بیماران اهتمام می ورزید و از آنها نگهداری میکرد».[22]
تعدادی شغله بودن
از احادیث ائمه(علیه السلام) به دست میاید که چندین عمل داشتن، در حیث اسلام چندان نیکو وجود ندارد.
امام راستگو (علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: «هر که اقتدار و همتش را در یک کار به شغل گیرد، پروردگار در آن شغل امداد اش می نماید و هرکس اقتدار و همتش را در چندین فعالیت به عمل گیرد، آفریدگار اورا رها خواهد کرد».[23]
از قدیم هم ضرب المثل جالبی داریم که میگوید: با یکپارچه تعدادی هندوانه نمی اقتدار برداشت.لیه السلام می فرماید: بِالنَّصفَةِ یکثُرُ المُواصِلون. انصاف داشتن، سبب افزایش دوستان می گردد.[1]
انصاف، و رفتار منصفانه، سبب ساز تحکیم اجتماعی، دوستی و مهربانی
یکی مهم ترین مختصات و سجایای اخلاقی جاذبه آفرین، انصاف میباشد. انصاف از جمله ویژگی های اخلاقی ای میباشد که همگان نه تنها بر عنایت و بایستگی آن در ارتباط ها دربین فردی معترف اند، بلکه خواستار آن اند که در جامعه با آنان مبنی بر انصاف خوی شود.
وجود ضرب المثل های متعدّد در ادبیات فارسی همچون «چاه مکن بهر کسی، اوّل خودت دوم کسی»، «یک سوزن به خود بزن، سپس یک جوالدوز به دیگری» و. . . عامل آشکاری بر ضرورت توجّه عموم به این فضیلت اخلاقی و توقّع آنها نسبت به خلق و خوی منصفانه داشتن دیگران با آنهاست. همچنین وجود متن ها متعدّد و مثل های شاخص، حکایت از التفات فراوان آن در تعاملات اجتماعی و نیاز به تقویت خلق مبتنی بر انصاف در جامعه می کند. امام علی علیه السلام در بیانی کوتاه به تأثیر محبّت افزایی انصاف در تعاملات اجتماعی اشاره می کند و می فرماید: الإنصافُ یؤلِّفُ القُلوبَ. [2]انصاف، دل ها را به یکدیگر لینک می زند. امّا در باره انصاف، اشاره به دو نکته، ضروری می باشد:
آغاز، چیستی انصاف و دوم، پیامد آن. یکی از موادتشکیل دهنده روابط اجتماعی انسانی و بویژه زندگی مشترک، انصاف ورزی است. انصاف به هر میزان که شالوده های یک زندگی را محکم و استوار می سازد و به ارتباط ها خانوادگی و اجتماعی استحکام میبخشد، بی انصافی، آن را متزلزل می سازد و پیوندها را سست و دوستی ها را به دشمنی مبدل می کند. که می باشد که خواستار انصاف نباشد و خلق منصفانه با خویش را طلب نکند؟ و چه کسی است که برخوردهای غیرمنصفانه، اورا به شدّت نرنجاند و خاطرش را مکدّر نسازد؟ این صفتِ اخلاقی قشنگ- که مفهومی فراتر از خلق و خوی عادلانه داراست- در جمله ای معروف از معصوم علیه السلام نقل گردیدهاست: آنچه را برای خود می پسندی، برای دیگرافراد بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی، برای سایر افراد هم نپسند. [3]
بدین ترتیب، در شرایطیکه دوست داریم که دور و بری ها به ما احترام بگذارند و نزد دیگرافراد، ما را تحقیر و شماتت نکنند، ما نیز باید به بقیه افراد احترام بگذاریم و از تحقیر و ملامت آن ها خودداری کنیم. همچنین چنانچه دوستدارِ آنیم که به هنگام سختی و شکست های زندگی، دیگران مارا فهم و شعور کنند، در چنین شرایطی، نسبت به فهم اطرافیان خود کوشاو سخت کوش باشیم.
امّا پیامد انصاف، چیزی نیست جز آنچه ما درین نوشتار بهدنبال آن بوده ایم. به لحاظ می رسد بر این که رعایت انصاف در افزایش محبوبیت اجتماعی و تحکیم لینک دوستی و مودّت، نقش مستقیم جاری ساختن می کند، تردیدی وجود نداشته باشد؛ زیرا همانطور که بیان شد، هر انسانی از خوی منصفانه، خشنود می گردد و به همین جهت، انسان منصف را نیز دوست خواهد داشت و برقراری ارتباط و تعامل دوستانه با اورا مغتنم می شمارد. این پیامدها در عرایض پیشوایان فقاهتی نیز گزینه تأیید قرار گرفته می باشد. از جمله این سخنان می توان به کلام امیرمؤمنان علی علیه السلام اشاره کرد. در بیانات این امام بزرگوار، الفت یافتن قلب ها، [4] ارتقا تعداد دوستان [5] و دوام دوستی ها، [6] از آثار انصاف دانسته شدهاست.

راهنمای کامل آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد، خدمات و نقش آن در توسعه فرهنگی محله