loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 25
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:20

بعداز آنکه مأمون در ماجرای ولایتعهدی امام رضا(ع) به هدف ها خویش دست یافت، شم کرد حضور امام در کنار وی دیگر به مصلحت حکومتش وجود ندارد. نگرانی مأمون از استمرار ولایت‌عهدی امام رضا(ع) ناشی از چندین زمینه بود: برتری امام رضا(ع) در جلسات مناظره با علمای مذهب‌ها، ارتقا محبوبیت امام رضا(ع) بین عموم[۳۸] و نقد مصرح امام به بعضا اقدامات مأمون.[۳۹] از این‌رو مأمون مانند خلفای عباسی قبلی برای مراقبت خلافت خویش با دسیسه‌ای امام رضا(ع) را در رویه رجوع به بغداد در اوائل سال ۲۰۳ هجری قمری به شهیدشدن رساند.[۴۰] با این هم اکنون، تعداد اندکی از شیعه معتقدند امام رضا(ع) از سوی مأمون به شهیدشدن نرسیده میباشد؛[۴۱] چنان‌که علی بن عیسی اربلی، مؤلف کتاب کشف الغمّه، اینگونه باوری را از سید ابن طاووس‌ نقل کرده و خویش به آن متمایل گردیده‌است.[۴۲] اما فرستاده جعفریان با خطا پی بردن این عقیده، این اعتقاد اشتباه را ناشی از خلق دوگانه مأمون و ظاهرسازی‌های وی دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۴۳]

جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را به‌دنبال داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها کم کم فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر نبرد داخلی در بین اشخاص خویشان عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه به‌این فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر و تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش مسجد غدیر فلاحی مشهد گردد.[۴۵]

رجوع علویان به زمان محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهیدشدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] ولی بعداز مدتی اذن ورود آنها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آنان‌را وادار کرد تا خرقه سیاه که علامت بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان حکم کننده یمن، یکی‌از مرکز ها قیام‌های علوی، قرار مسجد بابا غدیر مشهد بخشید.[۴۷]

رغبت اعتزالی مأمون
بر پایه ی شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضی از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضا از مورخان، عقیده تمایل مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود دارااست که از رابطه مأمون متشخص‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یک کدام از این مورد ها میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا تامل‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از بینش‌های یکسری فرقه کلامی مسجد بابا قدرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. مبتنی بر دستور مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اعتقاد و باور اشخاص را در ارتباط عبد و بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ عده ای که اعتقادی به عبد بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. مطابق بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد بودن قرآن از روی واهمه بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت حافظه میشود.[۵۲]

بازدید : 24
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:59

حدیث رده روایتی از فرستاده میباشد که مقام امام علی(ع) را نسبت به فرستاده اکرم(ص)، همچون مقام هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌نماید. این حدیث از روایات دارای شهرت نبی اسلام و مقبولِ عالمان شیعه و اهل‌سنت میباشد. عالمان شیعه برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز نبی، و نیز برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، بدین حدیث ادله می‌نمایند. از دید عالمان شیعه این حدیث متوالی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

این حدیث در حین‌های گوناگون از رسول(ص) آورده شده که آورده شده مهم ترین آن ها در نبرد تبوک میباشد که رسول اسلام، خطاب به علی بن ابیطالب خاطرنشان کرد: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنّه لا نَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به اینجانب به‌منزله هارون نسبت به موسی هستی؛ جُز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.»

بعضا این حدیث و جانشینی علی(ع) را فقط ناظر به ماجرای پیکار تبوک یا این که تنها مرتبط با مدینه دانستند، که در جواب گفته می شود: بخش اعظمی از عالمان اهل سنت این حدیث را منحصر به فرد به ماجرای تبوک ندانسته و خویش صحابه نیز از قصه، عمومیت آن را برداشت مسجد بابا غدیر مشهد می‌کردند.

بعضی نیز، با اعتنا به از جهان رفتن هارون پیش از حضرت موسی(ع)، احتمال دادند، مناصب آورده شده برای علی(ع)، منحصربه‌فرد فرصت حیات رسول(ص) باشد، که در مقابل گفته می گردد: اولا، حدیث صراحت در عمومیت داشته و مشمول پیشین و آنگاه حیات پیامبر خداوند میگردد. ثانیا، بر طبق حدیث، حضرت علی مانند هارون، شأن خلافت را داشت، پس هر گاه وی باشد و نبی(ص) نباشد، او خلیفهٔ فرستاده(ص) خواهد مسجد بابا قدرت مشهد بود.

متن حدیث
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی.[۱]

تو نسبت به اینجانب به‌منزله هارون نسبت به موسی هستی، جز اینکه بعداز اینجانب پیامبری نخواهد بود.

معرفی و منزلت
حدیث رده، روایتی میباشد که در آن، پیامبر پروردگار(ص) مقام و رده حضرت علی(ع) را نسبت به خود، مانند رده هارون نسبت به حضرت موسی معرفی نموده است.[۲] مطابق این حدیث، عالمان شیعه معتقدند هر مقام و منصبی که هارون داشته، برای علی(ع) نیز اثبات میباشد و بدین حدیث برای ثابت جانشینی حضرت علی(ع) بعداز رسول(ص) و برتری حالت وی بر دیگر اصحاب، عامل کرده‌اند.[۳]

این ماجرا از لحاظ عالمان شیعه، حدیثی پی در پی بوده[۴] و نزد عالمان اهل‌سنت نیز، حدیثی درست قلمداد می گردد.[۵]

تفصیل ماجرای حدیث مقام
حدیث مقام با تعابیر و الفاظی متعدد و در طی‌ها و جای ‌های متعدد از نبی اکرم(ص) نقل شد‌ه‌است؛[۶] مشهورترین آن ها در جریان غزوه تبوک،[۷] به‌این تفصیل میباشد: زمانی نبی اسلام از احتمال هجوم سپاه روم به مدینه با خبر شد، امر فراهم‌باش صادر کرد. از سوی دیگر احتمال توطئه و آشوب از سوی گروهی که منافقان خوانده گردیده‌اند، در مدینه بود؛ از این رو، نبی تصمیم گرفت علی(ع) را در مدینه بگذارد و خویش به‌سوی معاند جنبش نماید. زمانی منافقان با خبر شدند، دهانزد کردند که نبی به علی بی‌مهری کرده و اورا با خویش نبرده میباشد. علی(ع) جهت تکذیب این خبرپراکنی خویش را به رسول رساند و تفصیل قصه را اظهار‌کرد. فرستاده هم از مقام وی در نزد خود صحبت بیان کرد: ای علی! آیا خشنود فنا که تو نسبت به اینجانب مانند هارون نسبت به موسی باشی، جز اینکه پیامبری بعد از اینجانب وجود ندارد؟[۸]

این حدیث در وقایعی دیگر همانند دعوت رسول از نزدیکان خویش، و حدیث یوم الدار در سال سوم بعثت،[۹] روز عهدوپیمان برادری دوم در سال نخستین هجری،[۱۰] در خانه امّ‌سلمه،[۱۱] هنگام گزینش سرپرست برای دختر حمزه[۱۲] و در ماجرای حایل ابواب[۱۳] نقل گردیده‌است.

منابع حدیث دربین شیعه و اهل‌سنت

خوشنویسی داستان نبوی حدیث رده به خط نسخه ها، تاثیر محمدهاشم سائق اصفهانی، ۱۱۸۹ق.
حدیث رده در منابع گوناگون تاریخی و روایی و کلامی شیعه و اهل‌سنت گزارش شد‌ه‌است،[۱۴]

این حدیث در درست بخاری،[۱۵] درست مسلم[۱۶] و کتاب‌هایی دیگر از اهل‌سنّت نیز نقل گردیده است.[۱۷]

حکم کننده حسکانی، مفسر و محدث اهل‌سنت در قرن پنجم هجری، از استادش، ابوحازم حافظ عبدوی، دیگر محدث اهل‌سنت، نقل نموده که او حدیث جایگاه را با پنج هزار مدرک داستان نموده است.[۱۸] سازه به نقل دیگری، ۸۸ نفر از مشهورترین راویان، این حدیث را نقل کرده‌اند.[۱۹] از بین عالمان اهل‌سنت، ابن‌تیمیه،[۲۰] عبدالحق دهلوی، گنجی شافعی، ابوالقاسم علی بن محسِّن تنوخی و جلال‌الدین سیوطی نیز به درستی و آوازه حدیث رده سند داده‌اند.[۲۱]

همینطور میر حامد حسین (۱۲۴۶-۱۳۰۶ق)، عالم، محدث و متکلم شیعه، یک جلد از دستهٔ عبقات الانوار را به‌این حدیث تخصیص داده میباشد.[۲۲]

درست بودن حدیث نزد اهل‌سنت
اِبن‌عَبدالبرّ اندلسی، فقید، محدث و تاریخ‌نگار اهل‌سنت در قرن پنجم هجری، حدیث رده را از درست‌ترین و استوارترین احادیث دانسته میباشد.[۲۳] حکم کننده نیشابوری، محدث اهل‌سنت در قرن چهارم، و شمس‌الدین ذهبی، محدث، تاریخ‌نگار و سیره‌نویس اهل‌سنت در قرن هشتم هجری، روش حدیث را درست شمرده‌اند.[۲۴] ابن‌ابی‌الحدید هم آن را گزینه حادثه جمیع فرَق اسلامی معرفی نموده است.[۲۵]

اورده شده که بنابر نقل خطیب بغدادی، ولید بن عبدالملک اُگیسو، اصل این حدیث را پذیرفته و لفظ هارون را به قارون تبدیل کرد.[۲۶] مأمون عباسی هم به‌هنگام احتجاج با فقها، به‌این حدیث استناد نمود.[۲۷] به‌گفته خطیب بغدادی، قدمت بن خطاب با استناد به حدیث جایگاه، شخصی را که به علی(ع) دشنام می‌اعطا کرد منافق خواند.[۲۸]

بنابر حدیثی که در پاره‌ای از منابع حدیثی اهل‌سنت نام برده، معاویة بن ابی‌سفیان، به سعد بن ابی‌وقاص، از معارضان امام علی(ع) پرسید: «چرا علی را دشنام نمی‌دهی؟»، و سعد اظهار کرد: «به‌باعث سه فضیلتی که فرستاده پروردگار(ص) برای علی بیان نموده است»؛ مثلا حدیث جایگاه. بر این مبنا، معاویه از واداشتن سعد به دشنام‌گویی علی(ع) دست برداشت.[۲۹]

بازدید : 17
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:32


عمل‌های علمی
از روحانی محمد یزدی اثر ها فراونی در مورد‌های متفاوت همانند فقه، اصول، صحبت، تعبیروتفسیر و علم ها قرآن وجود دارااست.[۱۱] اولی اثری که از او به چاپ رسید، مقالاتی میباشد که در روزنامه حکمت، به عنوان آدم‌شناسی منتشر مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.[۱۲]

برخی از اثرها وی عبارت‌اند از:

ترجمه قرآن مهربان: از این ترجمه تحت عنوان یکی ترجمه‌های معمولی و جاری به گویش فارسی حافظه گردیده و چاپ آن بوسیله انتشارات اسوه انجام یافته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۱۳]
گمشده شما: این کتاب، پیش از انقلاب اسلامی به چاپ رسید و قضیه آن در موضوع اصول آئین و معارف مدرسه تشیع میباشد.[۱۴]
جواب بهتان‌های مردوخ: این کتاب در رد سخنان فردی بنام مردوخ نگاشته گردیده است که بعداز چاپ کتاب گمشده شما، بهتان‌هایی را بر علیه مدرسه تشیع وارد مسجد بابا غدیر مشهد کرده بود.[۱۵]
حسین بن علی (ع) را خوب بشناسیم: مسئله این کتاب، آنالیز قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) میباشد و با آنالیز و زخم‌شناسی، راهکارهایی را نیز ارائه میدهد. این کتاب با اعتنا به مقایسه فرصت صدر اسلام و تطبیق آن با فرصت حاضر، آیتم استقبال قرار گرفت و همین دستور سبب ساز شد تا ساواک کتاب را ممنوع کرده و مبادرت به توده‌آوری نماید.[۱۶]
فقه القرآن: او این کتاب را فرصت تبعید در شهرهای کنگان، بوشهر و اسلام‌آباد غرب نوشته و مسئله آن در زمینه ی با آیه‌ها الاحکام مسجد بابا قدرت مشهد میباشد.[۱۷]
اسس الایمان فی القرآن: او درین کتاب اصول آیین را از منظر قرآن گزینه پژوهش قرار داده میباشد. این تاثیر در حین محکومیت پیش از انقلاب و در زندان کرمانشاه مندرج میباشد.[۱۸]
نبذ فی المعارف الاسلامی: این کتاب، یک عصر اصول آیین و مذهب به گویش عربی میباشد و طرز عقلی را برای ثابت و استنباط مطالب به عمل گرفته میباشد.[۱۹]
او رساله‌های کوچکی نیز در مورد‌های متعدد مثلا تعبیروتفسیر سوره ستایش، الولادة الاصطناعیه للانسان، حکم التماثیل و… نوشته میباشد؛ چنان‌که از وی سلسله مقالاتی با تیتر «در قانون اساسی کشور» در خبر نامه فروغ و روشنایی دانش چاپ گردیده است.[۲۰]


آیت‌الله یزدی در کنار امام خمینی
عمل‌ها و مبارزات سیاسی
محمد یزدی یکی‌از صورت‌های شناخته‌گردیده ایران بود که عمل‌های اجتماعی و سیاسی کلان‌ای در قبلی و پس از انقلاب اسلامی داشت.

پیش از انقلاب
روحانی محمد یزدی پیش از انقلاب اسلامی تحت عنوان یکی مبارزان و فعالان سیاسی با حکومت پهلوی شناخته می شود که به جهت سخنرانی‌ها و افشاگری‌های فراوان، بارها تبعید و زندانی گردیده‌است.[۲۱] جو حکم دهنده بر حوزه علمیه قم و نقش مراجع و جریان‌های سیاسی برای مثال فدائیان اسلام، نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد، منجر عشق‌مندی او به مسائل سیاسی شد.[۲۲]

آغاز شناخت او با امام خمینی، به کمپانی در درس بیرون امام در مسجد سلماسی بازمی‌خواهد شد که با تبعیت از خط و اسلوب امام به جنگ علیه حکومت پهلوی پرداخت و با جلسات و سخنرانی‌های فراوان در شهرهای متفاوت، بارها به وسیله ساواک بازداشت و زندانی شوید و یک سری مرحله به شهرهای متعدد به عنوان مثال کنگان، بندرلنگه، بوشهر و رودبار تبعید شد.[۲۳]

بعداز انقلاب
یزدی یکی فعالان سیاسی شناخته گردیده بعداز انقلاب اسلامی میباشد و مسئولیت‌های فراوانی را در عرصه‌های گوناگون به ذمه داشته که بعضی از آن ها عبارت‌اند از:

سر کردگی دفتر کار امام خمینی: محل کار امام خمینی متشکل از سید احمد خمینی، اشراقی، رسولی محلاتی، محمد غرضی به سر گروهی آیت‌الله محمد یزدی به طور شورایی اداره می شد.[۲۴]
نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی ایران.[۲۵]

سر کردگی آیت‌الله یزدی در عصر چهارم مجلس خبرگان رهبری
عضویت در شورای دربان بعد از استعفای آیت‌الله صافی گلپایگانی. بعد از نقطه پايان نمایندگی او در زمان دوم مجلس شورای اسلامی، از سوی امام خمینی به‌تیتر یکی‌از فقهای شورای دربان منصوب شوید.[۲۶] وی در عصر‌های چهارم، پنجم و ششم، عضو این شورا بوده و پس از سر کردگی قوه قضائیه نیز به عضویت شورای پاسبان درآمد.[۲۷] در آبان ماه ۱۳۹۹ش اعلام شد که وی از عضویت در شورای دربان استعفا داده میباشد.[۲۸]
سر گروهی قوه قضائیه بعد از رحلت امام خمینی در دو عصر پنج ساله.[۲۹]
نمایندگی مجلس خبرگان رهبری: او در عصر دوم از حوزه طهران گزینش شد و در زمان چهارم با درگذشت آیت‌الله مهدوی کنی تحت عنوان سر کردگی مجلس خبرگان تعیین شد.[۳۰] وی در عصر پنجم نیز در انتخابات میاندوره خبرگان از حوزه استان قم گزینش و به عضویت مجلس خبرگان درآید.[۳۱]
نمایندگی مجلس شورای اسلامی: او در سال ۱۳۵۸ش از سوی عموم قم به مجلس منش یافت و در عصر دوم نیز نماینده عموم طهران شوید.[۳۲]
از سایر عمل‌های او می‌قدرت به عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی کشور در سال ۱۳۶۸ش، امام آدینه موقت طهران، عضو و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،[۳۳] [یادداشت ۱] عضو جامعه روحانیت جنگ جو طهران، عضو زمان چهارم و پنجم شورای بهتر ناحیههای علمیه،[۳۴] سر گروهی دادگاه انقلاب اسلامی قم و باختران (کرمانشاه)،[۳۵] عضو هیئت امنای حوزه علمیه شهید فرمانروا‌آبادی و عضو هیئت امنای کالج فاطمیه قم اشاره نمود.[۳۶]

برای رسیدگیٔ بیشتر
کتاب «خاطرات آیت‌الله محمد یزدی»، مشتمل بر معاش‌طومار، خاطرات و گستردن مبارزات سیاسی او میباشد. این کتاب بوسیله راءس سندها انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۰ش منتشر گردیده‌است.[۳۷]

پانویس

بازدید : 61
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:33


محمدعلی رجایی (۱۳۱۲-۱۳۶۰ش) سیاستمدار شیعه و دو‌مین مدیریت‌جمهور کشور ایران بود. وی در دولت مهدی تاجر وزیر نظام آموزشی، ابتدا‌وزیر دولت سید ابوالحسن بنی‌صدر و نماینده طهران در او‌لین عصر مجلس شورای اسلامی نیز بود. بعد از برکنار بنی‌صدر از رده سر کردگی‌جمهوری، رجایی با فراهم کردن ۸۸ درصد آرای عموم مدیر‌جمهور مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد.

رجایی ۲۸ روز بعداز استارت سر کردگی‌جمهوری‌اش، بر تاثیر انفجار در محل کار ابتدا‌وزیری به همپا در آغاز‌وزیرش محمدجواد باهنر به شهید شدن رسید. بیان شده دلیل انفجار مسعود کشمیری، دبیر وقت شورای امنیت ملی و از اعضای سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور ایران بود که در دستگاه‌های اجرایی کشور‌ایران نفوذ مسجد غدیر فلاحی مشهد کرده بود.

رجایی پیش از انقلاب با مجموعه‌های ضد حکومت پهلوی با تمایل‌های گوناگون، مانند جمعیت فدائیان اسلام، نهضت آزادی جمهوری اسلامی ایران و مؤتلفه اسلامی همیاری داشت. وی با بنیانگذارانِ سازمان مجاهدین رفتار کشور ایران نیز تا پیش از تغییر‌و تحول ایدئولوژیک آن‌ها از اسلام به مارکسیسم، همیاری میکرد. رجایی در سال ۱۳۵۳ش به وسیله ساواک بازداشت و ۱۴ مسجد بابا غدیر مشهد ماه شکنجه شد.

رجایی ولایت‌دانا را جوهره انقلاب اسلامی می‌دانست و برای برقراری عدل و داد اسلامی، معتقد به پیاده کردن اقتصاد اسلامی بود. امام خمینی رجایی را شخصی دانسته که از فرصت دست‌فروشی تا سر گروهی‌جمهوری تغییری در وی ساخت‌و‌ساز نشده میباشد. بیشتراز بیست کتاب درباره رجایی درج مسجد بابا قدرت مشهد شده میباشد.

معاش‌طومار

منزل رجایی در خیابان مجاهدان اسلامِ در طهران، که تبدیل به موزه گردیده است.
محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ماه ۱۳۱۲ش[۱] در قزوین دیده به جهان گشود. پدرش عبدالصمد در بازار دکان خرازی داشت و از اعضای انجمن منتظرین امام مجال(عج)[یادداشت ۱] در قزوین بود.[۲] رجایی در چهار سالگی پدرش را از دست اعطا کرد و اداره معاش وی به ذمه مامان، خان دایی و برادرش بود.[۳]

عمل، علم آموزی، تزویج
رجایی تحصیلات خویش را در قزوین تا ششم ابتدایی افزود و بعداز آن در دکان خرازی خان دایی خویش، شاگردی کرد. او نزدیک به چهارده سالگی[۴] در سال ۱۳۲۶ش برای یافتن عمل به طهران مسافرت کرد و مجاورت دو سال به دست‌فروشی و شاگردی در بازار پرداخت.[۵] وی در هجده سالگی،[۶] در سال ۱۳۲۸ش وارد نیروی هوایی شد و هم‌زمان دیپلم ریاضی گرفت.[۷]

رجایی بعد از چهار سال از نیروی هوایی ارتش استعفا اعطا کرد[۸] و در سال ۱۳۳۳ش وارد عمل معلمی شد. او در سال ۱۳۳۸ش از دانشسرای بهتر (نهادی همگانی و دولتی برای تربیت دبیران متوسطه)[۹] در فن ریاضی مدرک لیسانس گرفت.[۱۰] وی در فن داده های عددی نیز فوق لیسانس اخذ کرد.[۱۱]

رجایی در سال ۱۳۴۱ش با عاتقه صدیقی (پوران رجایی) تزویج کرد.[۱۲] به گفته رجایی، وی همسرش را از سال ۱۳۴۹ش وارد کار‌های ضد حکومت پهلوی کرد.[۱۳] عاتقه صدیقی بعداز انقلاب نماینده بدور دوم[۱۴] و سوم عموم طهران[۱۵] در مجلس شورای اسلامی بود.

شهید شدن

سید علی خامنه‌ای در زمان سر کردگی‌جمهوری، راز مزار رجایی و محمدجواد باهنر.
رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰ش، در حین سر کردگی‌جمهوری خویش، با انفجار بمب در ساختمان ابتدا‌وزیری به همپا محمدجواد باهنر (در آغاز‌وزیر وقت)، به شهیدشدن رسید.[۱۶]

به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیریت مجلس وقت، ادله انفجار مسعود کشمیری[۱۷] دبیر وقت شورای امنیت ملی بود.[۱۸] کشمیری از اعضای سازمان مجاهدین اخلاق کشور ایران بود که در دستگاه‌های اجرایی کشور ایران نفوذ کرد و آیتم اتکا محمدعلی رجایی نیز قرار گرفت؛[۱۹] ولی سازمان مجاهدین هیچ‌گاه مسئولیت این انفجار را به ذمه نگرفت.[۲۰]

رجایی بعداز تشییع،[۲۱] در قطعه ۲۴ پردیس زهرای طهران، دفن شد. بر روی قبر او و شهیدان حادثه هفتم تیر، آرامگاهی تاسیس شده است.[۲۲]

بازدید : 15
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:10


همیاری با حکومت و مدح پادشاهان
همیاری بدون نقص علامه مجلسی با پادشاهان صفوی و نیز مدح پادشاهان صفوی، که در پیشگفتار برخی اثرها علامه آمده میباشد، انتقاداتی را پیرو داشته میباشد.[۵۸] می بایست در لحاظ داشت که در بعدازظهر صفویان تیم زیاد از علمای شیعه با حکومت صفوی همیاری کردند. این دسته از علما به برقرای حکومتی شیعه با نگاه مثبت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می نگریستند.

از لحاظ آن‌ها هرچند این حکومت، مشروعیت دینی حکومت ائمه و معصومان را نداشت، حداقل می‌توانست موضوع‌ای برای آزادی شیعه ها و برقراری احکام فقاهتی باشد. درین راستا علمای شیعه به کارگیری از زمان تشکیل حکومت صفویان را ضروری می‌دیدند و به طرح نظریاتی در فقه سیاسی شیعه برای نوسازی مبانی نظری همیاری با حکومت‌ها مسجد غدیر فلاحی مشهد پرداختند.[۵۹]

از سوی دیگر جانبداری حکومت صفویان به نوعی سعی برای تقویت این حکومت در قبال حکومت عثمانی بود که در همسایگی آن‌ها به تجدید بنا خلافت سنی دست زده بود و همواره خطر غلبه آن ها بر صفویان و در فیض استارت مجدد سختگیری‌ها بر شیعه‌ها وجود داشت.[۶۰] به هر درحال حاضر حسن ظن اکثری از عموم و حتی علمایی مانند علامه مجلسی نسبت به حکومت صفویان تا حدی بود که گاه این حکومت را قضیه‌ساز ظهور امام مجال(عج) مسجد بابا غدیر مشهد می‌پنداشتند.[۶۱]


کتاب الفیض القدسی
امام خمینی در باره حضور امثال علامه مجلسی در دربار سلاطین و در جانبداری از مبادرت آن ها خطاب روحانیون میگوید: اینجانب هم در‌صورتی‌که درصورتی که‏‎ ‎‏می توانستم یک فرمانروا جائری را به خط مش بیاورم می رفتم درباری می شدم. شما هم‏‎ ‎‏تکلیفتان این بود که در‌صورتی‌که بتوانید یک پادشاه جائری را آدمش فرمایید بروید درباری بشوید.‏‎ ‎‏این درباری شدن وجود ندارد. این انسان سازی میباشد. خیر این میباشد که اینها درباری شدند، اینها‏‎ ‎‏میخواهند انسان بسازند. اینجانب گله دارم.‏..نباید یک کسی تا به گوشش خورد که‏‎ ‎‏برای مثالً مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ متفحص ثانی ـ رضوان الله علیه ـ روضه خوان بهائی ـ‏‎ ‎‏رضوان الله علیه ـ با اینها ارتباط ها داشتند و می رفتند سراغ اینها ملازمت شان می‌کردند،‏‎ ‎‏خاطر نمایند که اینها باقی‌مانده بودند برای جاه و عزت، و احتیاج داشتند به‏‎ ‎‏اینکه پاد شاه پادشاه حسین و پاد شاه عباس به آنان عنایتی بکنند! این حرفها نبوده در فعالیت. آن‌ها‏‎ ‎‏سپری شد کردند؛ یک سپری شد، یک مجاهدۀ نفسانی کرده اند برای اینکه این مذهب را به‏‎ ‎‏وسیلۀ آنان، مسجد بابا قدرت مشهد به دست آن‌ها ‏‏[‏‏اشاعه نمایند‏‏][۶۲]

با این هم اکنون گروهی از علما نیز با استناد به عقیده عدم تایید صلاحیت همیاری با حکومت جائر که عقیده موفق در فقه سیاسی شیعه بود، از سیاست گوشه گرفتند.[۶۳] در به عبارتی روزگار حیات علامه، بعضا از علمای شیعی منش اورا تقبیح کردند و به اقداماتی مانند برگزاری نماز آدینه -که آن را مختص فرصت حضور معصوم می‌دانستند- به امامت او اعتراض می‌کردند.[۶۴]

کتاب‌شناسی
میرزا حسین نوری، کتاب «اَلْفیْضُ الْقُدْسی فی تَرْجُمَة الْعَلّامَة الْمَجْلِسی» را به لهجه عربی و در شش فصل (سخنان علما، عنایت اثر ها، اساتید و شاگردان، آباء و اجداد، فرزندان و خویشان، ولادت و وفات) در گستردن درحال حاضر محمدباقر مجلسی نوشته که ترجمه فارسی آن از جعفر نبوی با اسم «نتیجه قدسی» منتشر شد‌ه‌است.[مستلزم منبع]

پانویس

بازدید : 63
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:44


آقاعلی معلم طهرانی(۱۲۳۴-۱۳۰۷ق)، مشهور به حکیم مؤسس، او‌لین حکیم از حکمای مدرسه فلسفی طهران و مروج فلسفه ملاصدرا میباشد. او در فلسفه از صدرالدین شیرازی تاسی میکرد، البته در بعضی مسائل فلسفی برای مثال معاد جسمانی با وی مخالفت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نموده است.
او دراین مورد دست به ابتکاراتی زده که منجر آوازه او به حکیم مؤسس و نیز دقت بعضی متأخران در مورد معاد جسمانی به او گردیده‌است. بدایع الحکم از مهمترین اثرها فلسفی اوست. بقیه اثر ها او به عنوان دسته مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرّس طهرانی توده مسجد غدیر فلاحی مشهد گردیده‌است.

معاش
او در سال ۱۲۳۴ق در اصفهان دیده به جهان گشود. پیشوند آقا (یا این که آغا) غالباً همراه اسم اوست.[۱] آوازه او، مدرّس، زنوزی، طهرانی و حکمی ضبط گردیده است.[۲] به‌رغم آنچه دارای اسم و رسم میباشد، آقاعلی در هیچ‌یک از آثارش خویش را زنوزی یا این که مدرّس زنوزی معرفی نکرده و عنوانی که برای خویش برگزیده، آقا علی مدرّس طهرانی مسجد بابا غدیر مشهد میباشد. [۳]

آقا علی به جهت جامعیت در سنجیده و منقول به «معلم» و به باعث کمالات صوری و معنوی به «حکیم الهی» و «معلم الاساتید» آوازه یافت.[۴] او همینطور یک کدام از حکمای اربعه طهران بود که سبب ثبت و رونق مدرسه فلسفی طهران شدند.
استاد طهرانی هم علم ها نقلی و هم علم ها عقلی را درس دادن میکرد، ولی آوازه او بیشتر در علم ها عقلی بود.[۵] ظاهراً بعداز مدتی او صرفا به درس دادن حکمت پرداخته و این فرمان سبب ساز جابجایی مجلس درس وی از مدرسه های قانونی به منزلش شد‌ه‌است.[۶] البته، به نقل از کُنت دو گوبینو [یادداشت ۱][۷] این مسئله از آوازه او و اقبال شاگردان به وی مسجد بابا قدرت مشهد نکاسته میباشد.

آقا علی مدرّس در ۱۳۰۷ق. وفات یافت و در بقعه عبدالعظیم حسنی در شهر ری دفن شد.[۸]

تحصیلات
بابا آقا علی، ملا عبدالله زنوزی، فراگیر ملا علی نوری و از مروّجان فلسفۀ ملاصدرا و مؤسس حوزه فلسفی طهران بود. آقا علی در سال ۱۲۳۷ (در سه سالگی) به یار و همدم پدرش به طهران آمد و بعداز یادگرفتن مقدمات علم ها، به عنوان مثال ادبیات عرب و منطق و اصول فقه و حرف، در حلقۀ درس بابا کمپانی نمود. بعداز درگذشت پدرش در ۱۲۵۷، برای ادامۀ علم آموزی به عراق، اصفهان و قزوین رفت و نزد استادانی زیرا میرزا حسن نوری فرزند ملا علی نوری، سید رضی لاریجانی، ملا آقا قزوینی، ملا محمد جعفر لنگرودی، میرزا محمدابراهیم نقشه فروش و ملا محمد جعفر لاهیجی تلمذ کرد و آن‌گاه به طهران رجوع.[۹] آقا علی مدرّس نزدیک به سال ۱۲۷۰ درس دادن در علم ها سنجیده را در طهران شروع کرد؛ ابتدا در مدرسۀ قاسم خان و آنگاه در مدرسۀ سپهسالار به یاددادن فلسفه پرداخت. ظاهراً در‌‌ به عبارتی روز ها نزد میرزا حسن آشتیانی به آموزش علم ها نقلی نیز درگیر بوده میباشد. [۱۰] مدرّس طهرانی به تصوف نیز میل داشته و سازه به نقل معصوم‌علیشاه [۱۱] به منور علیشاه (از اقطاب سلسلۀ نعمت‌اللهیه) دست اردت داده و به نقل از مدرّس گیلانی مرید روحانی غلامرضا شیشه‌گر بوده میباشد.

بازدید : 22
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:33


شخصیت‌های پر رنگ
بعضا از شخصیت‌های پر رنگ حزب‌الله عبارت‌اند از:

سید حسن نصرالله

سید حسن نصرالله سو‌مین دبیرکل حزب‌الله بود که در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ به وسیله اسرائیل ترور شد.
نوشته ی علمیٔ مهم: سید حسن نصرالله
سید حسن نصرالله (شهیدشدن: ۲۰۲۴ م) سومی دبیرکل حزب‌الله لبنان و از بنیانگذاران آن در سال ۱۹۸۲م بود. حزب‌الله در روزگار او به قدرتی ناحیه‌ای تبدیل شد و توانست بعداز اعمال عملیات‌های مختلف، در سال ۲۰۰۰م اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی از لبنان و ول کردن اسرای لبنانی کند. سید حسن نصرالله در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش در بمباران نیروهای اسرائیلی به شهید شدن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد رسید.[۱۱]

سید عباس موسوی

سید عباس موسوی دومی دبیرکل حزب‌الله بود که در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲م به وسیله رژیم صهیونیستی ترور شد.
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سید عباس موسوی
سید عباس موسوی عضو مؤسس و دو‌مین دبیرکل حزب‌الله بود. وی بعداز کنارگذاشتن صبحی طفیلی در سال ۱۳۷۰ش دبیرکل حزب‌الله شد.[۱۲] وی پیش خیس در کنار نیروهای فلسطینی با اسرائیل جنگیده بود. زمان تصدی او در سمت دبیرکلی حزب کمتر از نُه ماه بود و بوسیله اسرائیل به شهید شدن مسجد غدیر فلاحی مشهد رسید.[۱۳]

صبحی طفیلی
نوشته‌علمیٔ اساسی: صبحی طفیلی
روحانی صُبْحی طُفَیلی (میلاد ۱۳۲۷ش) اولیه دبیرکل حزب‌الله لبنان بود و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ش این سمت را برعهده داشت.[۱۴] وی در سال ۱۳۷۷ش جنبش «ثَورةُالجیاع» (انقلاب گرسنگان) را تأسیس کرد. طرف‌داران او به بعضا از مرکز ها دولتی حمله کردند که به زد خورد و کشته‌شدن یک سری سبب ساز شد.[۱۵] او از منتقدان حزب‌الله لبنان و کشور‌ایران مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۶]


عماد مغنیه ار فرماندهان نظامی حزب‌الله بود که به وسیله اسرائیل ترور شد.
عماد مغنیه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: عماد مغنیه
عماد مغنیه مشهور به حاج رضوان از فرماندهان پررنگ حزب‌الله بود. وی فرماندهی گارد حمایت مقامات بلندپایه و مسئولیت عملیات ویژه حزب‌الله را برعهده داشت. همینطور طراح و رهبر عملیات الوعد الصادق و فرمانده می دانی حزب‌الله در نزاع ۳۳ روزه با اسرائیل بود.[۱۷] اسرائیل در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸م او را در دمشق به شهید شدن مسجد بابا قدرت مشهد رساند.[۱۸]

سید هاشم صفی‌الدین
نوشته‌علمیٔ مهم: سید هاشم صفی‌الدین
سید هاشم صفی‌الدین از فرصت تأسیس حزب‌الله لبنان، عضو این حزب بوده و از سال ۱۹۹۴م، سر گروهی شورای اجرایی حزب‌الله را بر ذمه داشت.[۱۹] از وی به‌تیتر نفر دوم حزب‌الله[۲۰] و جانشین سید حسن نصرالله حافظه میشد.[۲۱] ارتش اسرائيل، از ترور صفی‌الدین در ۳ اکتبر ۲۰۲۴م/۱۲ مهر سال ۱۴۰۳ش در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت خبر بخشید.[۲۲] رسانه‌ها از کشف پیکر وی در ۱ آبان ۱۴۰۳ خبر دادند[۲۳] و حزب‌الله در ۲ آبان شهادتش را به طور رسمیً اظهار کرد.[۲۴]


نعیم قاسم در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴م و حدود یک ماه بعداز شهیدشدن سید حسن نصرالله سو‌مین دبیرکل حزب‌الله شد.
نعیم قاسم
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: نعیم قاسم
نعیم قاسم مشهور به روحانی نعیم قاسم (ولادت: ۱۹۵۳م) چهارمی دبیرکل حزب‌الله لبنان.[۲۵] وی از مؤسسان حزب‌الله لبنان و از سال ۱۹۹۱م نایب‌مدیریت آن بوده میباشد.[۲۶] نعیم قاسم در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴م بعداز شهیدشدن سید حسن نصرالله به‌تیتر چهار‌مین دبیرکل حزب‌الله گزینش شد.[۲۷]

تقابل با اشغالگری اسرائیل
حزب‌الله در سال ۱۹۸۵م ایدئولوژی و استراتژی خویش بر طبق رویارویی با اسرائیل را به طور علنی قانونی کرد.[۲۸] شغل حزب‌الله در سال‌های نخستین بر اجرای عملیات‌های استشهادی علیه نیروهای اسرائیلی متمرکز بود؛ ولی به ندرت این راه تغییر‌و تحول کرد. نیروهای این حزب در عکس العمل به ترور سید عباس موسوی دبیرکل وقت حزب‌الله، برای اول‌توشه موشک‌های کاتیوشا به سوی شهرک‌های صهیونیست‌نشین شمال فلسطین شلیک کردند.[۲۹]

بازدید : 18
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:41


وضعیت مفتی
برای فتوادهنده قوانینی اورده شده میباشد که بلوغ، عقل، عدل و داد، شیعه دوازده‌امامی بودن، اعلم بودن و حلال‌زادگی مثلا آنان میباشد.[۱۸] همینطور مفتى بايد به خط مش‌هاى دستيابى به احكام شرعى و چگونگى استنباط احكام از آن‌ها و نيز تمامى علومى كه در به‌دست آوردن احكام نقش دارا‌هستند، عالِم باشد و بتواند بر احکام عامل و مبانى آنان را تبيين كند.[۱۹] ازاین‌رو، مفتی بایستی فقیه به قرآن و سنت باشد. همینطور ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید و حقيقت و مجاز آن‌ها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد را بداند.[۲۰]

احکام
بعضا از احکام مربوط به فتوا عبارتند از:

بر هر که خودش بضاعت استنباط احکام دینی را دارااست، بازگشت به مفتی و تاسی از وی روا وجود ندارد.[۲۱]
فتواد دادن برای هر که بضاعت استنباط احکام فقهی از عامل را ندارد، حرام میباشد.[۲۲]
شیوه های حصول به فتوا عبارتند از: شنيدن از مفتى، خبر رساندن دو عادل، خبردادن يك عادل یا این که يك فرد مورداعتماد که از حرف وی یقین نتایج میشود و يافتن در رساله توضیح‌المسائل مسجد غدیر فلاحی مشهد مفتى.[۲۳]
در‌حالتی که فتوای مجتهد تغییر و تحول نماید در وجوب اعلان آن برای مقلدان اختلاف‌لحاظ میباشد.[۲۴] سازه به لحاظ بعضا از فقها چنانچه فتوای قبل موافق احتیاط بوده، اعلان تغییر‌و تحول برای مقلدان واجب وجود ندارد.[۲۵] بعضی دیگر اعلام فتوای تازه برای مقلدان را واجب ندانسته‌اند؛ چون فتوای قبل نیز مبنی بر حالت و موازین اجتهاد ارائه شد‌ه‌است.[۲۶]
در حالتی که مجتهدِ اَدانش در مسأله‌ای فتوا دهد، كسی كه از وی تبعیت می‌كند نمی‌تواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر فعالیت مسجد بابا غدیر مشهد كند.[۲۷]
مفتی هنگامی مجاز میباشد فتوا دهد که مطمئن خواهد شد بر کلیه آنچه که در استنباط احکام دخیل میباشد، احاطه و اشراف دارااست.[۲۸]
کلمه و واژه‌های نماد‌دهنده فتوا
کلمه و واژه‌های نشانه‌دهنده فتوا به دو شکل میباشد:

تعابیری که مستقیماَ فتوا میباشد: مانند واجب، حرام، مکروه، مستحب و مباح میباشد.[۲۹]؛ همینطور عباراتی مانند «اقوی آن میباشد»، «سازه براقوی»، «اظهر آن میباشد»، «بعید وجود ندارد»، «خالی از قوت وجود ندارد» و «احوط اقوی».[۳۰]
تعابیری که در حکم فتوا می‌باشند: مانند «بعید وجود ندارد لکن زمینه ایراد میباشد»، «احوط اگرچه اقوی وجود ندارد»، «خالی از وجه وجود ندارد»، «اختلال میباشد اگرچه خالی از قرب وجود ندارد» و «ممکن میباشد عهد به آن البته خالی از انواع وجود ندارد». تقلید کننده درین مفاد نمی‌تواند به مجتهد دیگری رجوع و برگشت مسجد بابا قدرت مشهد نماید.[۳۱]
احتیاط واجب و احتیاط مستحب فتوا نیستند
احتیاط واجب و احتیاط مستحب فتوا نیستند. در احتیاط واجب، مجتهد درباره ی موضوع‌ای فقهی، به سود قطعی نرسیده و فتوایی نمى‌دهد. در اینگونه مواقعی، از آغاز وظيفه مكلف را به‌شکل احتياط بيان مى‌كند. درین مورد ها، مُقَلِّد مى‏‌تواند به به عبارتی احتیاط کار نماید یا این که به فتوای مجتهد دیگری كه بعداز مرجع تقلیدش، اورا اَدانش میداند شغل نماید.[۳۲] در احتیاط مستحب، مجتهد به فیض رسیده و فتوا داده میباشد؛ البته منش احتیاط را هم نشانه داده میباشد. دراین‌صورت، تقلید کننده میتواند به فتوا یا این که به احتیاط کار نماید.[۳۳]

تفسیر «احتیاط» در كتاب‌های فتوایی، در حالتی که پیش یا این که بعد از فتوا باشد، نماد احتیاط مستحب و در صورتی پیش یا این که بعداز فتوا نباشد، علامت‌دهنده احتیاط واجب میباشد.[۳۴]

فتواهای تاریخی
بعضا از فتواهای دارای اسم و رسم تاریخی و فقهای شیعه عبارتند از:

فتوای تحریم تنباکو
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«الیوم به کار گیری توتون و تنباکو بِأی نَحوٍ کان در حکم محاربه با امام فرصت علیه السلام میباشد..»

تاریخ آرشیو، اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، ۱۳۷۷ش، ص۱۱۸.

فتوای تحریم تنباکو: فتوای میرزای شیرازی که در سال ۱۳۰۹ق در برخورد به اعطای امتیاز انحصاری توتون و تنباکو از طرف ناصر‌الدین فرمانروا به شرکت رژی انگلیسی در چهار شهر کشور‌ایران، صادر شد و به موجب آن، تفاهم نامه نام برده باطل شد.[۳۵]
فتوای جهاد محمدتقی شیرازی ‌و جنگ با انگلیس: این فتوا در سال ۱۳۳۸ق صادر شد و آغازگر قیام عموم عراق علیه اشغال‌گران انگلیسی بود[۳۶] و به رهایی عراق از احاطه انگلیس سبب ساز شد.[۳۷]
فتوای سید محسن حکیم در حرمت پیوستن به حزب کمونیست: این فتوا در سال ۱۳۸۰ق بعد از روی عمل داخل شدن عبدالکریم قاسم و اشاعه اذهان غیردینی صادر شد. سید محسن طباطبائی حکیم طی دو فتوا، پیوستن به حزب کمونیست را از لحاظ دینی غیرمجاز و در حکم شرک و الحاد یا این که رواج آنان دانست.[۳۸]
فتوای(حکم) اعدام سلمان رشدی به جهت توهین به نبی اسلام(ص) از سوی امام خمینی ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ش، موازی با ۷ رجب۱۴۰۹ق.[۳۹]
فتوای جهاد علیه داعش: فتوای سید علی سیستانی مرجع تاسی مستقر عراق که در سال ۱۳۹۳ش علیه داعش صادر شد. وی درین فتوا مدد از عراق و مقدسات آن را واجب کفایی دانست و از دسته‌های عموم عراق خواست به رویارویی با تکفیری‌ها بپردازند. بعد از صدور این فتوا، حشد شعبی صورت گرفت و باعث به خارج راندن داعش از خاک عراق شوید.[۴۰]
فتوای حرمت اهانت به مقدسات اهل‌سنت: فتوای آیت‌الله خامنه‌ای که به دنبال توهین یاسرالحبیب به عایشه همسر رسول، و استفتای علمای شیعه حوزه‌ احساء در ایالات متحده عربی در سال ۱۳۸۹ش، صادر شد.[۴۱]
فتوای شلتوت در مجوز فعالیت بر طبق مذهب شیعه: محمود شلتوت از فقهای اهل‌سنت و معلم کالج الازهر، در سال ۱۳۷۸ق در فتوایی باور و تبعیت از مذهب جعفری (شیعه) را همچون مذهب ها اهل‌سنت روا دانست.[۴۲]
فتواهای شاذ
به فتوایی که مخالف با فتوای پر اسم و رسم باشد، فتوای شاذ یا این که «تفرد فتوایی» گفته میگردد.[۴۳] بعضی از آنان عبارتند از:

منزه بودن اجزای بی‌روح سگ و خوک: سید مرتضی از فقهای شیعه اعتقاد دارد که مو سر سگ و خوک به دلیل این‌که از اجزای بی‌روح بوده، نجس نیستند.[۴۴] سازه به گفته محمدحسن نجفی فتوای سید مرتضی برخلاف حیث دارای شهرتِ فقیهان شیعه میباشد.[۴۵]
منزه بودن شراب: سازه به گفته مالک‌جواهر بعضا از فقها مانند روحانی صدوق، ابن ابی‌عقیل عمانی[۴۶] و پژوهشگر اردبیلی[۴۷] برخلاف حیث پر اسم و رسم فقهای شیعه، به منزه بودن شراب و مسکرات فتوا داده‌اند. علامه حلی در کتاب متعدد الشیعه نجاست شراب و مسکرات را به پر اسم و رسم فقهای شیعه نسبت داده میباشد.[۴۸]
تساوی دیه زن و مرد: سازه به فتوای آیت‌‌الله صانعی دیه زن و مرد مسلمان، متساوی میباشد.[۴۹] سازه به نگرش دارای شهرت فقهای شیعه، دیه زن مسلمان، نصف دیه مرد میباشد.[۵۰]
شورای فتوایی
شورای فتوایی عبارت از این میباشد که اشخاص به مکان آنکه از شخص معینی تاسی نمایند، از دید گروهی از فقها پیروی می‌نمایند. در‌این طرح زیرا رخداد‌لحاظ در آحاد مسائل، در میان فقیهان ممکن وجود ندارد، حیث اکثریت ملاک قرار می گیرد.[۵۱]

سازه به گفته هوا داران این عقیده، رسیدگی استدلال حجیت فتوا و ضرورت تبعیت از مجتهد علامت میدهد، ملاک حجیت هم در فتوای شخصی و هم در فتوای گروهی(شورا) وجود داراست.[۵۲] ولی این عقیده آیتم عیب گیری برخی از دانشمندان قرار گرفته میباشد.[۵۳]

شورای استفتاء
به گروهی از مجتهدان که نسبت به یک مورد دینی پژوهش می‌نمایند و در آن مورد به مرجع تاسی حیث مشورتی می دهند، شورای استفتاء گفته می شود.[۵۴] مرجع پیروی در منزلت پاسخگویی به مقلدان خویش، لحاظ خویش را به اعضای شورا میدهد و آن ها در صورتی مطلبی در کامل شدن آن فتوا و لحاظ داشته باشند ارائه می دهند و در غایت تهیه و تنظیم و تبیین و انباشته کردن مطالب برای فتوا، به ذمه مرجع تبعیت میباشد.[۵۵]

بازدید : 19
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:15


ارتباط با مسیحیان اروپا
ایلخانان کشور ایران، از به عبارتی شروع فرمانروایی برای رویا رویی با ممالیک مصر می‌کوشیدند تا با پادشاهان مسیحی اروپا متحد شوند. اولجایتو نیز همین روش پدرش ارغون و برادرش غازان را پی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گرفت.

او ابتدا حکومت، دو سفیر نزد پاپ کلمان پنجم، فیلیپ لوبل، فرمان روا فرانسه و ادوارد دوم، فرمان روا انگلستان ارسال کرد. ایلخان در طومار‌ای به فیلیپ لوبل، فرمان روا فرانسه از وی خواست که بر ضد معاند مشترک، یعنی ممالیک مصر متحد شوند.از جواب فیلیپ لوبل بدین طومار، تدبیر در مشت وجود ندارد [۳۳]. ادوارد دوم، پاد شاه انگلستان نیز در سال ۷۰۷ق /۱۳۰۷م دو طومار به ایلخان نوشت. پاپ کلمان پنجم نیز در طومار‌ای که در ۶ رمضان ۷۰۷ق /۱ مارس ۱۳۰۸م به اولجایتو نوشت، از او خواست هنگام ورود جنگجویان مسیحی به ارمنستان، اسب و آذوقه در چنگ آن‌ها گذارد و خویش با صد هزار سوار آن‌ها‌را در تسخیر ارض مقدس کمک مسجد غدیر فلاحی مشهد رساند[۳۴].

از این طومار‌ها پیداست که اروپای مسیحی تصور صدق از احوال شرق، به ویژه ایلخانان کشور‌ایران و گرایشهای شرعی آنان نداشتند؛ چه، بیان کننده گمان می‌کردند که اولجایتو مسیحی میباشد و در اشاعه آیین مسیح میکوشد، اکنون آنکه وی خویش را چنان مسلمانی می‌پنداشت که مصریان مسلمان را به سستی در ایمان جنایتکار میکرد و همو در ۷۱۴ق /۱۳۱۴م به قتل ۳ راهب در تبریز و ارزنجان دستور اعطا کرد [۳۵]. به هر درحال حاضر اتحاد اولجایتو با دولتهای مسیحی اروپایی هیچ زمان تحقق مسجد بابا غدیر مشهد نیافت [۳۶]

اولجایتو با ا¸ندرونیکوس دوم، امپراتور روم شرقی رابطه ها از صمیم قلب داشت و امپراتور برای نگهداری قلمرو خویش از یورشهای ترکمانان آسیای صغیر و کیلیکیه، با ایلخان کشور ایران عهدوپیمان اتحاد بست و خواهر خویش، مریم را بدو به زنی اعطا کرد. اولجایتو نیز برای رویا رویی با حاکمان سوراخ آناتولی، ۳۰ هزار سپاهی به مرزهای غربی آسیای صغیر روانه کرد؛ با اینهمه، ترکان به ندرت قلمرو خویش را توسعه مسجد بابا قدرت مشهد دادند.[۳۷].

مذهب
اولجایتو در کودکی، به دست مامان مسیحی خویش اروک خاتون و برای تبرک از پاپ نیکولاوس چهارم، به اسم نیکولاوس غسل تعمید داده شد؛ ولی بعد از آن به آیین بودایی درآمد [۳۸] و هنگامی برادرش غازان خان اسلام آورد، وی که در‌این مجال ولیعهد و حکمران خراسان بود، مسلمان شد و مانند برادرش مذهب حنفی سپردن کرد.[۳۹].

رغبت به مذهب شافعی
غازان‌خان در اواخر قدمت برای زیارت بقاع امام علی(ع) به نجف رفت و در همانجا به تشیع رغبت یافت و امر بخشید خطبه به اسم اهل بیت بخوانند؛ ولی بعداز درگذشت غازان و جلوس اولجایتو، حنفیان، ایلخان نو را بر آن داشتند که خطبه و سکه به اسم خلفای راشدین نماید و از همین مجال، رقابت در میان فرقه‌های گوناگون مذهبی در دربار ایلخان شدیدشد و هرکدام می‌کوشیدند تا اولجایتو را به کیش خویش درآورند.[۴۰]. درین فی مابین خواجه رشیدالدین که مذهب شافعی داشت [۴۱]، مولانا نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای شافعی را کار «‌قضاء مرزوبوم کشور‌ایران‌» بخشید و اولجایتو نیز زیرا چیرگی نظام الدین را در مباحثه با علمای فرقه‌های دیگر بدید، مذهب شافعی تفویض کرد و از آن پس اختلاف‌های مذهبی، به ویژه بین حنفیان و شافعیان در دربار ایلخان طاقت فرسا بالا زد؛ تا آنجا که برخی از امرای مغول، با ارعاب، ایلخان را به سوراخ مسلمانی و برگشت به آیین آبا و اجدادی خویش فرا خواندند؛ البته اولجایتو همچنان بر آئین خویش پای فشرد.[۴۲].

شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی اما الله بر سکه روزگار اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی آخر و عاقبت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه سپردن کرد. [۴۳] در روز ها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اول توشه مذهب قانونی سراسر جمهوری اسلامی ایران شوید.[۴۴] و وی اول فرمان روا امامی مذهب میباشد که در سطحی کلان و بزرگ به انتشار تشیع مذهب اثناعشری همّت گماشت.[۴۵].

اولجایتو بعداز شیعه شدن در سال ۷۰۹ق امر بخشید، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، بلندمرتبه‌ترین دانشمند شیعی آن بعدازظهر، به حضور ایلخان خط مش یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم فرمان روا کرد و بدو نثار داشت.

بازدید : 28
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:02


فاطمه بنت اسد (درگذشته ۴ق)، مامان امام علی(ع)، همسر ابوطالب و از زنانی که جزء اصحاب رسول(ص) به شمار می روند.[۱] وی یاز‌دهمی شخصی (و دربین زنان، دو‌مین زن) میباشد که مسلمان شد و اولی زنی که با نبی(ص) بیعت کرد. از فرستاده(ص) سخنانی درباره فاطمه بنت اسد گفته شده که آرم از رده ویژه‌ وی نزد نبی اکرم داراست. بقعه فاطمه بنت اسد در گورستان بقیع در مدینه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

نسب خانوادگی و معاش‌طومار
فاطمه بنت اسد، از دودمان هاشمی میباشد و گستردن‌ هم اکنون‌نگاران نسب اورا اینگونه تصویب کرده‌اند: فاطمة بنت أسد بن هاشم بن مخلوق مناف.[۲] در مکه متولد شد و در به عبارتی شهر رشد کرد و با ابوطالب وصلت و بعد از ظهور اسلام، به مدینه مهاجرت کرد و همانجا درگذشت. گویند اولیه زن از دودمان هاشمی بوده که همسرش هاشمی بوده و فرزندان از هر دو سوی هاشمی به جهان آورده و اول زن هاشمی بوده که فرزندش خلیفه مسلمان‌ها مسجد غدیر فلاحی مشهد شد‌ه‌است.[۳]

فرزندان
فاطمه بنت اسد صاحب و مالک یک‌سری فرزند بود به اسم‌های: طالب، عقیل، جعفر، علی(ع)، هند یا این که فاخِتة (ام هانی)، جُمانة، رَیطة یا این که امّ طالب و مسجد بابا غدیر مشهد اسماء.[۴]

فضیلت ها
برخی منابع با توکل بر چندین ماجرا ضعیف، بر آن گردیده‌اند که فاطمه بنت اسد تا واپسین لحظات مرگ اسلام نیاورده میباشد.[۵] عمده منابع تاریخ اسلام قدیمی و معاصر، این داعیه را رد کرده و از احادیث آن‌ها برمی‌آید که وی در مکه اسلام آورده و بعد به مدینه سفر نموده است.[۶] برای این بانو، فضیلت ها بخش اعظمی در منابع مذکور میباشد که بعضا از آن ها مسجد بابا قدرت مشهد عبارتند از:

سرپرستی رسول(ص)
نبی(ص) درباره فاطمه بنت اسد فرمود:

وی به‌حقیقت مادرم بود؛ چه خردسال ها خویش را گرسنه می‌داشت و من را سیر میکرد، و آنها را گردآلود می‌گذاشت و من را شسته و تر و تمیز می‌داشت، حقیقت که مادرم بود.

آیتی، تاریخ رسول اسلام، ۱۳۷۸ش، ص۴۹.

از‌آنجا‌که فرستاده اکرم(ص) در کودکی، بابا، مامان و جدش را از دست اعطا کرد، از ۸ سالگی پایین سرپرستی عمویش ابوطالب درآمد.[۷] فاطمه بنت اسد تحت عنوان همسر ابوطالب در سرپرستی پیامبر پروردگار(ص) سهم دار بود. بخشندگی فاطمه بنت اسد نسبت به رسول(ص) چنان بود که بعداز درگذشت او، فرستاده(ص) فرمود: «امروز مادرم وفات کرد.» و او‌را در بلیز خود کفن کرد و در قبرش فرود آمد و در لحد وی خوابید، و زیرا به وی گفتند:‌«ای نبی خداوند! برای فاطمه دشوار بی‌تاب گشته‌ای!» خاطرنشان کرد: «وی به‌حقیقت مادرم بود، چه کودک ها خویش را گرسنه می‌داشت و منرا سیر می کرد، و آن‌ها‌را گردآلود می‌گذاشت، و من‌را شسته و تر و تمیز می‌داشت، حقیقت که مادرم بود».[۸]نیز نقل میباشد که فرمود: «بعداز ابوطالب، کسی زیرا فاطمه به اینجانب خیر نکرد.»[۹]

به دنیاآمدن فرزند در کعبه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مولود کعبه
بنابر بعضا احادیث، فاطمه صرفا زنی بوده میباشد که در کعبه وضع حمل نموده است. به نقل منابع، زمانی هنگام وضع حمل وی فرارسید، در کنار کعبه از آفریدگار خواست[یادداشت ۱] میلاد نوزادش را بر وی آسوده گرداند.[۱۱] آنگاه دیوار کعبه شکافته شد وی به باطن کعبه رفت. بعداز سه روز ماندن در کعبه، در روز چهارم یعنی سیزده رجب سی سال بعد از عام الفیل، در حالی که فرزندش امام علی(ع) را در آغوش داشت، از کعبه خارج آمد.[۱۲]

دومی زن مسلمان
وی یاز‌دهمین شخص مسلمان[۱۳] و از اولیه زنانی بود که به نبی اکرم (ص) ایمان آورد.[۱۴]

سفر
نوشته‌علمیٔ اساسی: سفر به مدینه
اولیه زنی که با علی(ع) از مکه به مدینه مهاجرت کرد، فاطمه بنت اسد بود. امام درست گو(ع) می‌‏فرماید: «فاطمه بنت اسد، مامان امیرالمؤمنین(ع)، اول زنی بود که با پای پیاده از مکّه به مدینه به سوی رسول(ص) سفر کرد. وی از نیکوکارترین عموم به فرستاده آفریدگار(ص) بود.»[۱۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 131
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 412
  • بازدید ماه : 913
  • بازدید سال : 6495
  • بازدید کلی : 45771
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی