loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 64
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 16:08


قیام اسحاق سوراخ
اسحاق شکاف از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که در ارتباط اصل و نسب وی شک و تردید وجود داراست. به حیث می رسد وی نیز مانند سنباد طرفدار تمایل‌های مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق رخنه‌ دوام نداشت البته قضیه قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که وسیع ترین مدعیان خون ابومسلم بودند مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مهیا کرد.[مستلزم منبع]

حرکت راوندیه
از مهم‌ترین تکان‌هایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق و علاقه به منصور عباسی دم می‌زدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن‌ها بیشتر از همسایه خراسان گران قدر بودند و می‌خواستند همانطور که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب اعطا کرد، آنها نیز با ادعای عشق و علاقه به منصور اورا به قتل مسجد غدیر فلاحی مشهد برسانند.[مستلزم منبع]

از سایر کودتا‌های این زمان می‌قدرت به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت می‌دانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتا‌های خوارج اشاره نمود که با سرکوبی بوسیله لشکریان خلیفه نقطه پایان مسجد بابا غدیر مشهد یافت.[۲۷]
عکس العمل با امام درستگو
احضارهای دسیسهّر امام
قسمت پایان معاش امام درست گو(ع)، با زمان حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام درستگو در بین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی منحصربه‌فرد مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه مسجد بابا قدرت مشهد می‌نویسد:

«محبوبیت امام درستگو(ع) روز آپ دیت میان عموم مرزو بوم‌های اسلامی بیشتر می شد. فقها و رجال حدیث، علی‌رغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه می‌نمودند و در مسائل متعدد از وی سوال می‌کردند. محبوبیت و عظمت امام راستگو همواره بر بیم و نگرانی منصور می‌خاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر‌ای امام را به عراق احضار می کرد و همواره فکر قتل آن حضرت را در رمز می‌پروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام درستگو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]

غربت کردن امام از دستگاه خلافت
امام درستگو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز می‌زد و به همین باعث از طرف منصور آیتم اعتراض قرار می‌گرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت اعلام‌کرد چرا مانند بقیه افراد به دیدار وی نمی‌رود؟ امام در پاسخ فرمود:

«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکرده‌ایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این منزلت تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو تهنیت بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمی‌دانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز می‌داشت.[۳۲]

به شهید شدن رساندن امام درست گو(ع)
منصور با دقت به کینه‌ای که نسبت به علویان داشت، امام راستگو(ع) را به شدت پایین حیث داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمی‌بخشید. از سویی امام درست گو(ع) نیز همچون پدرانش اطمینان خویش را مطابق اینکه امامت حق مخصوص وی بوده و دیگر افراد آن را غصب کرده‌اند، مخفی نمی‌داشت. این طریق برای منصور بسیار خطرناک بود. به‌این جهت منصور درانتظار فرصتی بود تا به عذر‌ای امام را به شهیدشدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه می‌نویسد: منصور بارها قصد به قتل آن حضرت گرفت، اما آفریدگار او‌را نگهداری کرد.[۳۳]

سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش فی مابین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک صحبت را هم کتمان نکن. *

*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.

در منابع آمده میباشد که منصور، امام درست گو(ع) را مقاوم و تسلیم‌ناپذیر و "استخوان گلوگیر"، می‌نامد.[۳۴] همینطور بیان شده که منصور قسم خورد امام راستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]

آخر و عاقبت امام راستگو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهیدشدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راست گو را مسموم کرد.[۳۶]

بازدید : 20
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:17


پرداختن به کارها عبادی به‌ویژه نماز
بر اساس آموزه‌های قرآن و احادیث، اجرا عبادت خداوند به‌ویژه قرائت نماز تحت عنوان مهم ترین برهان تقرب به معبود، می تواند خواص بازدارندگی از بی عفتی و منکر داشته باشد.[۲۳] به گفته بعضی دانشمندان شرعی پایین آیه ۴۵ سوره عنکبوت، واقعیت نماز با بی عفتی در تضادومغایرت میباشد و طبیعتا درصورتی که نمازگزار به واقعیت نماز دست پیدا نماید، از بی عفتی و منکر بازداشته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌گردد.[۲۴]

احکام فقاهتی
در متن ها شرعی به‌ویژه در قرآن، احکامی در مورد با بی عفتی و مرتکبان آن صادر شد‌ه‌است. اما این احکام بیشتر ناظر بر گناه زنا تحت عنوان مهم ترین مصداق بی عفتی صادر گردیده است. ضرورت شهید شدن چهار شاهد بر ارتکاب گناه زنا، آزردن مرتکبان زنا و بی عفتی، افترا زنا از والا‌ترین گناهان، حرمت رواج بی عفتی، عدم تایید صلاحیت زور کنیزان پاکدامن به بی عفتی و حرمت نسبت دادن بی عفتی به عموم برای مثال این احکام مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

روش ثابت بی عفتی و جزای آن
در یک سری آیه قرآن برای مثال آیه ۱۵ سوره نساء و آیه ۴ سوره نوروروشنایی، منش ثابت بی عفتی را به شهید شدن چهار نفر از مؤمنان دانسته میباشد؛ که به گفته فقها بایستی عادل باشند.[۲۵] درپی این نشانه‌ها، به مورد کیفر مرتکبان بی عفتی پرداخته گردیده مسجد بابا غدیر مشهد است.[۲۶]

حرمت نسبت دادن بی عفتی به عموم
نسبت بی عفتی دادن به عموم و بی‌آبرو کردن آن‌ها، در آیاتی از سوره روشنایی به شدت منع شده و گناهی گران قدر معرفی و مجازات سنگینی برای اتهام واردکنندگان رقم خورده میباشد.[۲۷] این نهی شدید و انتخاب مجازات برای اتهام بی عفتی را به جهت پیامدهای ناگواری می دانند که برای معاش خانوادگی و اجتماعی اشخاص در ادامه داراست.[۲۸] همینطور با اینکه در جُحافظه موقت‌هایی مانند قتل دو شاهد کافی میباشد، به جهت عنایت نگهداری آبروی اشخاص در جامعه، برای ثابت شغل بی عفتی، وجود چهار شاهد را مایحتاج مسجد بابا قدرت مشهد دانسته‌اند.[۲۹]

حرمت رواج بی عفتی
نوشته‌علمیٔ اساسی: رواج بی عفتی
رواج بی عفتی را هرگونه گفتار و کرداری دانسته‌اند که موجب رواج و یا این که امداد به نشر گناهان کبیره دربین مؤمنان گردد.[۳۰] در آیه ۱۹ سوره نوروفروغ خیر فقط برای رواج کنندگان بی عفتی، حتی افرادی که در دل این فعالیت را دوست دارا‌هستند، ولو اینکه اقدامی نکرده‌اند، وعده عذاب دردناک در جهان و آخرت داده میباشد.[۳۱] در احادیث، رواج کننده فحشاء همانند ایفا دهنده آن معرفی گردیده‌است.[۳۲]

پانویس
راغب اصفهانی، المفردات، ۱۴۰۴ق، ص۳۷۳-۳۷۴.
دهخدا، لغت‌طومار دهخدا، پایین کلمه و واژه.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۴۶۰.
مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۵۹.
معینی، «فاحشه/فحشاء/فواحش»، ص۱۵۳۱.
جوهری، الصحاح، زیر کلمه.
سیدکریمی، «معناشناسی کلمه بی عفتی از منظر تفاسیر»، ص۹۶-۹۷.
قمی، فرهنگ وتمدن واژگان قرآن کریم و مهربان، پایین کلمه و واژه.
مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۵۴۵.
سیدکریمی، «معناشناسی کلمه بی عفتی از منظر تفاسیر»،

بازدید : 27
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:14


سعید بن نمران همدانی ناعطی
سعید بن نِمران هَمْدانی ناعطی (درگذشت حدود ۷۰ق) از تابعین کوفه و از کارگزاران امیرالمؤمنین (ع) در یمن بود. زمانی که بسر بن ارطاة به یمن یورش پیروزی، وی متواری شد و برای همین آیتم شماتت حضرت علی (ع) قرار گرفت. وی از یاران حجر بن عدی نیز بود که زیاد بن ابیه، آنها‌را بازداشت کرد. البته با میانجی گری حمزة بن صاحب همدانی نجات یافت. مصعب بن زبیر مدتی منصب قضاوت کوفه را به مسجد غدیر بلوار معلم مشهد وی سپرد.

زیست طومار
سعید بن نمران در بعد از ظهر نبی اکرم(ص) دیده به جهان گشود.[۱] و حدود ۷۰ق درگذشت[۲] وی در نزاع یرموک حضور داشت.[۳] بعد از آن برای کمک اهل قادسیه به عراق رفت و در کوفه اقامت مسجد غدیر فلاحی مشهد گزید.[۴]

پسرش مسافر بن سعید از یاران مختار به شمار آمده میباشد.[۵] سعید بن نمران از ابوبکر ماجرا کرده و عامر بن سعد از وی قصه کرده است.[۶]

حکومت امام علی (ع)
سعید بن نمران کاتب امام علی (ع) بود[۷] در حکومت امیرالمومنین (ع) به فرمانداری حوزه‌ جَنَد از مملکت یمن منصوب شد.[۸] وقتی که بُرمز بن ارطاة به فرمان معاویه به یمن یورش موفقیت. سعید بن نمران بعد از اندکی مقاومت به سوی کوفه متواری گشت. حضرت علی (ع) طی طومار‌ای به عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران، هر دو را به باعث کوتاهی کردن در نگهداری قلمرو خود و عدم مقاومت در قبال سپاه بسر، شماتت کردند.[۹] وقتی که کوفه سرویس آمدند حضرت در خطبه‌ای نیز آن ها را نکوهش مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۱۰]

بعداز امام علی (ع)
سعید از یاران حجر بن عدی نیز به شمار آمده که زیاد بن ابیه او را به حایل کشید و به سوی شام ارسال کرد. ولی سعید به پادرمیانی حمزة بن صاحب همدانی آزاد شد، اما حجر بن عدی و بقیه یارانش به شهیدشدن رسیدند.[۱۱] در تاریخ جرجان آمده میباشد سعید بعد از آنجا به جرجان رفت و در آنجا سکونت گزید.[۱۲] وقتی که مصعب بن زبیر بر کوفه مسلط شد. سعید را منصب قضاوت بخشید[۱۳] ولی به منجر دوستی سعید با حضرت علی (ع) خیلی زود اورا بیرون مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۱۴]

پانویس
ابن عبدالبر، ج۲، ص۶۲۶؛ اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸
الاصابه، ج۲، ص۲۱۲
الاصابه، ج۳، ص۲۱۲؛ اعلام، ج۲؛ ص۱۰۳
اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸
ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۶
ابن عبدالبر، ج۲، ص۶۲۶؛ اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸
اعلام، ج۲؛ ص۱۰۳؛ ابن عبدالبر، ج۲، ص۶۲۶؛ اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸؛ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۶؛ الغارات، ج‏۲، ص۵۹۳
انساب الاشراف، ج۲، ص۴۵۳؛ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۱۴۶
گستردن نهج‌البلاغه، ج۲، ص۵؛ الغارات، ج‏۲، ص‌۵۹۳
نهج‌البلاغه، خطبه‌۲۵، ج۱، ص۶۶-۶۷
اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸
اعلام، ج۲؛ ص۱۰۳؛ الاصابه، ج۲، ص۲۱۲
اعلام، ج۲، ص‌۱۰۳
اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸: قس: الاصابه، ج۲، ص۲۱۲

بازدید : 20
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:47


درگذشت
شرف‌الدین در ۸ جمادی‌الثانی سال ۱۳۷۷ق[۲۷] (۱۰ دی سال ۱۳۳۶ش) در ۸۷ سالگی، در لبنان از جهان رفت. پیکر وی به نجف منتقل و در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) به خاک مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ودیعه شد.[۲۸]

اساتید
برخی از استادان پررنگ وی عبارت‌اند از:

محمدرضا مسجدشاهی (متوفای ۱۳۲۲ق)
محمدطه نجف (متوفای ۱۳۲۳ق)
محمدکاظم خراسانی (متوفای ۱۳۲۹ق)
فتح‌الله غروی اصفهانی (متوفای ۱۳۳۹ق)
عبدالله مازندرانی (متوفای ۱۳۳۰ق)
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (متوفای ۱۳۳۷ق)
میرزا مسجد غدیر فلاحی مشهد حسین نوری (متوفای ۱۳۲۰ق)[۲۹]

المراجعات
اثر ها
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اثر ها سید عبدالحسین شرف‌الدین
شرف‌الدین اثر ها فراوانی در موضوعات گوناگون تألیف کرده، که برخی از آن ها آیتم اعتنا عالمان و اندیشمندان شیعه و سنی قرار گرفته میباشد. بخشی از تألیفات وی به فارسی و دیگر گویش‌ها ترجمه گردیده و بعضی دیگر از کتاب ها و مقاله ها وی مفقود میباشد.[۳۰] از مشهورترین اثر ها وی می‌قدرت به دو کتاب المراجعات و النص و الاجتهاد مسجد بابا غدیر مشهد اشاره نمود.

شرف‌الدین در اواخر سال ۱۳۲۹ ق برای دیدار از مصر و شناخت با علمای فقهی، محققان، متفکران و نویسندگان آن دیار و ساخت و ساز موضوع اتحاد مسلمانها راهی آن مرزوبوم گردیده و با روحانی سلیم بشری مُفتی دانش کده الازهر آشنا شد. این دو فقیه شیعه و سنی در مسئله جانشینی فرستاده اکرم(ص) ۱۱۲ طومار رد و بدل کردند که با غایت متانت و احترام به صورتی به طور کامل علمی شکل گرفت. این مکاتبات ۲۵ سال آن‌گاه مسجد بابا قدرت مشهد در پوسته کتاب المراجعات منتشر شد.

این کتاب شامل ۱۱۲ مکاتبه شرف الدین با مُفتی دانش کده الازهر مصر، روضه خوان سلیم بشری مالکی میباشد. مورد طومار‌ها «خلافت و امامت از حیث شیعه» میباشد که با مراجعه به آیه ها قرآن و منابع مقبول اهل سنت، دلیل‌های شیعه و اهل سنت گزینه تحقیق و عیب گیری قرار گرفته میباشد.[۳۱]

پانویس
آقا بلندمرتبه تهرانی، نقباءالبشر، ج۳، ص۱۰۸۰.
امامی، رهبری امام علی در قرآن وسنت، ۱۳۸۶ش، ص۲۰.
سلطانی رنانی، مصلح بیدار(علامه سید بنده الحسین شرف الدین عاملی)، ص۹۸.
قبیسی، حیاة الإمام شرف‌الدین، ۱۴۰۰ق، ص۱۳۰.
معلم تبریزی، ریحانة الأدب، چاپخانه شفق، ج۳، ص۱۹۴.
قبیسی، حیاة الإمام شرف‌الدین، ۱۴۰۰ق، ص۳۲.
قبیسی، حیاة الإمام شرف‌الدین، ۱۴۰۰ق، ص۳۲.
رجبی، علمای مجاهد، ۱۳۸۲ش، ص۲۵۶-۲۵۵.
قبیسی، حیاة الامام شرف الدین، ۱۴۰۰ق، ص۸۵.
شرف‌الدین، اجتهاد در مقابل نص، ۱۳۸۳ش، ص۲۴.
رجبی، علمای مجاهد، ۱۳۸۲ش، ص۲۵۸.
«سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی»، وبگاه پاتوق کتاب فردا.
حکیمی، محمدرضا، شرف الدین، ۱۳۸۳ش، ص۲۶۰ـ۲۶۱.
شرف‌الدین، النص والاجتهاد، ص۱۴؛ شرف‌الدین، ص۱۷۵.
المراجعات، شرف الدین، پیشگفتار روحانی مرتضی آل یاسین، ص۱۹.
شرف‌الدین، اجتهاد در مقابل نص، ۱۳۸۳ش، ص۳۶.
حکیمی، محمدرضا، شرف الدین، ۱۳۸۳ش، ص۲۵۷-۲۵۸.
قبیسی، حیاة الامام شرف الدین، ۱۴۰۰ق، ص۹۱؛ حکیمی، شرف‌الدین، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۷-۲۲۸.
«شخصیت‌شناسی سید عبدالحسین شرف الدین عاملی»، وبگاه راس کامپیوتری علم ها اسلامی.
«شخصیت‌شناسی سید عبدالحسین شرف الدین عاملی»، وبگاه راس کامپیوتری علم ها اسلامی.
«شخصیت‌شناسی سید عبدالحسین شرف الدین عاملی»، وبگاه راءس کامپیوتری علم ها اسلامی.
رجبی، علمای مجاهد، ۱۳۸۲ش، ص۲۵۸.
طیبی، «ابزار و طرز‌های تبلیغ فقاهتی»، ص۳۷.
پشتیبانی از حریم تشیع، مقر آگهی حوزه.
امان از حریم تشیع، مقر آگهی حوزه.
عبدالله الحسن، مناظرات فی العقائد و الاحکام، شرکه دارالمصطفی لاحیاء التراث، ج ۲، ص۱۶۰-۱۶۱؛ ثم اهتدیت، ص۶۸؛ حکایات و مناظرات، ص۳۷۵.
حائری، روزشمار قمری، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۸.

بازدید : 31
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:29


شهیدشدن حجر بن عدی و یارانش: زمانی که مغیره و دیگر افراد در کوفه روی منبر، امام علی(ع) را لعن می‌کردند، حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و همراهانشان بپا می‌خواستند و لعن را به خودشان بازمی‌گفتند و درین‌باره صحبت می‌گفتند. بعد از مغیره که زیاد بن ابیه حکم دهنده کوفه شد درپی دستگیری آنان برآمد. عمرو بن حمق خزاعی و چندین نفر همدم او به موصل گریختند و حجر بن عدی و ۱۳ مرد از همراهانش بازداشت و نزد معاویه رسول شدند. زیاد در طومار‌اش به معاویه نوشت که اینان در لعن ابو تراب [لقب امام علی(ع)] با جماعت مسلمانها مخالفت ورزیده‌اند و بر والیان لاف‌پردازی کرده‌اند و به‌این جهت از تحت دستور خارج رفته‌اند. زمانی که دستگیر شدگان به مرج عذراء در تعدادی میلی دمشق رسیدند، معاویه امر کرد که آنها را همانجا گردن زنند. زیرا برخی درباره ۶ نفر از آن ها میانجی گری کردند، این ۶ نفر را زنده گذاشتند اما ۷ بدن دیگر را کشتند: حجر بن عدی، سهم دار بن شداد حضرمی، صیفی بن فسیل شیبانی، قبیصه ابن ضبیعه عبسی، محرز بن شهاب تمیمی، کدام بن حیان عنزی،[۹۷] عبدالرحمان بن حسان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد عنزی.[۹۸]
شنیدن این خبر برای امام حسین(ع) بسیار گران آمد و در طومار‌ای به معاویه، یکی پلیدی‌های اخلاق اورا کشتن حجر قلمداد کرد.[۹۹]
عایشه نیز به این عمل معاویه اعتراض کرد و زمانی معاویه انگیزه شغل خویش را صلاح امت اعلام کرد، عایشه اعلام کرد:
سمعت فرستاده الله (صلی الله علیه و آله) یقول سیقتل بعذراء اناس یغضب الله لهم و اهل السماء (ترجمه: شنیدم که فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد میگوید: بعد از اینجانب مردمانی در عذراء کشته می گردند که پروردگار متعال و اهل اسمان از قتل وی به خشم میایند.[۱۰۰])
حسن بصری میگوید: معاویه چهار خصلت داشت که هر مورد از آن ها برای نابودی بس میباشد:
در آغاز، سوار شدنش بر گرده مسلمان‌ها با چاقو به سیرتکامل‌ای که سوای مشورت کردن، به امارت رسید در حالی که صحابه بافضیلت همچنان زنده بودند.
دوم، جانشین نمودن فرزند دایم الخمرش که حریر میپوشید و تنبور می‌زد.
سوم، اخوی قرائت زیاد را در حالی که نبی(ص) فرموده میباشد: الولد للفراش و للعاهر الحجر (ترجمه: فرزند زن، از آنِ شوهر رسمی و قانونی میباشد، و زناکار جز سنگ نصیبی مسجد بابا غدیر مشهد ندارد.)
چهارم، کشتن حجر.[۱۰۱] [آن گاه دو توشه خاطرنشان کرد:] وای بر وی از حجر و یارانش.[۱۰۲]
فشار و سختگیری بر شیعه ها سیاست معاویه در عوض عموم شام، نمی‌توانست برای شیعه ها عراق کارساز باشد. از این رو رویکرد قتل و شکنجه را برگزید. و برای تحقیر شیعه‌ها امام علی(ع) اصطلاح «ترابیه» را رواج می کرد.[۱۰۳]
کشتار شیعه ها بوسیله امویان از مجال حکومت امام علی(ع) استارت شد. معاویه، بسر بن ارطاة، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس را به عراق و حجاز ارسال کرد و از آن‌ها خواست، هر جا شیعه یافتند، بکشند.
مغیره از سال ۴۱ تا ۴۹ یا این که ۵۰ والی کوفه بود. او با شیعه ها به تسامح اخلاق و رفتار می کرد و با این طریق، فضای سیاسی را آهسته نگه داشت. بعد از مرگ مغیره، معاویه به زیاد بن ابیه که والی بصره بود، امارت کوفه را هم سپرد. وی در مبادرت ابتدا، دست ۸۰ بدن از اشخاصی را که با وی بیعت نکردند، جدا کرد. مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجی از شیعیانی بودند که به دست وی شهید شدند. امام حسین(ع) در طومار‌ای که پیرو شهید شدن حُجر برای معاویه ارسال کرد، از شهید شدن آنها نیز مسجد بابا قدرت مشهد حافظه کرد.[مستلزم منبع][۱۰۴]
مأموریت زیاد، سرکوبی شیعه‌ها در کوفه و سراسر عراق بود. ابن‌اعثم کوفی میگوید: وی پیوسته در‌پی شیعه ها بود و هر کجا آنها‌را می‌یافت می‌کشت و شمار متعددی را کشت. وی دست و پای عموم را جدا و چشمانشان را کور می کرد. ولی خویش معاویه نیز جماعتی از شیعه‌ها را کشت. نقل گردیده است معاویه خویش دستورداد گروهی از شیعه را به‌دار آویزند. زیاد شیعه‌ها را در مسجد توده می کرد تا از علی(ع) اظهار بیزاری نمایند. امام حسن(ع) در طومار‌ای به معاویه به خلق زیاد اعتراض کرد. معاویه همینطور به عمال خویش نوشت:[مستلزم منبع]
بین شما هر کس از شیعه‌ها علی و تبهکار به دوستی اوست، از فی مابین ببرید، حتی در‌صورتی‌که برهان و بینه‌ای برای این فعالیت و لو با پیش گویی و گمان، از ذیل سنگ خارج بکشید.

بازدید : 73
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:19


گنج طلحه
هنگامی طلحه کشته شد، گنج اکثری بر مکان گذاشت. بها غلات طلحه در عراق در میان چهارصد تا پانصد هزار درهم و درآمد روزمره او از غلات عراق حدود هزار درهم بود. همینطور بها غلات او در سراة حدود ده هزار دینار بود. همینطور نقل میباشد که قیمت ارثیه ما‌نده از او از زمین و دام و اموال و پول انتقاد (درهم و دینار) سی میلیون درهم بوده میباشد. دو میلیون و دویست هزار درهم و دویست هزار دینار انتقاد باقی گذاشت و سایر به طور زمین و دام و متاع بود. همینطور گفته شده وقتی که طلحة بن عبید الله کشته شد در اختیار بانک‌دارش دو میلیون و دویست هزار درهم پول عیب گیری بود و نخلستان‌ها و دیگر اموالش را به سی میلیون درهم آنالیز کردند. در نقلی دیگر آمده میباشد که از طلحة بن عبید الله یکصد پوست گاو نر انباشته از زر که در هرکدام سیصد رطل طلا و جواهرات بود، باقی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ماند.[۵۱]

منزلت نزد اهل سنت
طلحه نزد اهل سنت از رده والایی برخوردار‌است و او را یک کدام از عشره مبشره، ی
عنی ده نفری که بوسیله فرستاده(ص) بشارت به فردوس داده شدند، میدانند. او دارنده صفاتی مثلا طلحه الخیر و طلحه فیاض میباشد و یکی بیست صحابه دارنده فتوا دانسته گردیده است. او برای مثال راویان گران قدر از نبی(ص) میباشد که افرادی مانند پسرانش: یحیی و موسی، قیس بن ابوحازم، ابوسلمه بن عبدالرحمن و صاحب بن ابوعامر از او ماجرا می‌کردند.[۵۲] همینطور طلحه را در کنار حمزه بن عبدالمطلب، جعفر بن ابی‌طالب، علی(ع)، ابوبکر، قدمت بن خطاب، ابوعبیده جراح، عثمان بن عفان، عثمان بن مظعون، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و زبیر بن عوام، از دوازده حواری نبی(ص) به شمار مسجد غدیر فلاحی مشهد میاورند.[۵۳]
ولی آن‌گاه (از ثنا و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر یک‌سری كتمان كنيد- كه اینجانب در پی عموم نرفتم؛ آن ها به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آن‌ها نگشودم تا آن‌ها با سماجت با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت كرديد. عده عموم به دلیل اجبار و سلطه يا محصول دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو اکنون بیرون نيست) در صورتی شما از روى ميل و میل با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه معبود توبه كنيد و در صورتیکه بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده منش را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد مسجد بابا غدیر مشهد عصيان‌ اشتيد

(زيرا رویکرد منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت میباشد). به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى عدم وجود مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن گاه (به عذروبهانه‌اى) راز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب قتل کننده عثمانم. بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى مسجد بابا قدرت مشهد شما، آ

ن‌گاه هركس به اندازه جرمى كه در اين رخداد داشته محكوم و موظف خواهد شد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى نبرد برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اصلی‌ترين چيزى كه دامان شما‌را مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين روش هم سبب ساز ننگ (شكست در نبرد) میباشد و هم حریق دوزخ وجهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

بازدید : 80
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:59


مرتضی مطهری
مرتضی مطهری (۱۲۹۸ـ۱۳۵۸ش) عالم، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس شیعه و از رهبران فکری انقلاب اسلامی کشور ایران میباشد. او سر کردگی شورای انقلاب را تا روز شهید شدن بر ذمه داشت. و به شهید یا این که مدرس مطهری، دارای شهرت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

قبل از انقلاب اسلامی، مبارزات فکری مطهری در رویارویی با اذهان سوسیالیستی، لیبرالیستی و التقاطی در کشور ایران نقش قابل توجهی در رویگردانی جوان ها از این تفکرات داشت. وی از نهاد‌گذاران حسینیه پند میباشد. مطهری از شاگردان علامه طباطبائی، امام خمینی و آیت‌الله بروجردی به شمار می رفت. او اثراتی زیادی در حرف و فلسفه اسلامی نوشته میباشد. روزآمدسازی و تبیین آموزه‌های اسلام و تشیع، از خصوصیت‌های شغل‌های فکری وی مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

سالروز شهید شدن مرتضی مطهری، در کشور‌ایران روز استاد خوانده گردیده و دین‌های بزرگداشتی در همین رابطه برگزار مسجد بابا غدیر مشهد می گردد.

معرفی و منزلت
گاه‌شمار معاش شهید مرتضی مطهری
۱۳ بهمن در سال ۱۲۹۸ش ولادت در شهر فریمان از توابع مشهد[۱]
سال ۱۳۱۱ش علم آموزی علم ها فقهی در مشهد و آموزش ادبیات عرب، منطق‌ و ... .[۲]
سال ۱۳۱۵ش مسافرت به قم[۳]
از سال ۱۳۱۹ش تا سال ۱۳۳۱ش حضور در درس امام خمینی (۱۲سال)، آیت‌الله بروجردی، علامه طباطبایی و مسجد بابا قدرت مشهد سایر افراد. درس دادن کتاب‌های متفاوت.[۴]
سال ۱۳۳۱ش وصلت[۵]؛ سفر از قم به طهران، درس دادن در مکتب سپهسالار و مکتب مروی[۶]
سال ۱۳۳۲ش نشر جلد نخستین اصول فلسفه و شیوه رئالیسم[۷]
۱۳۳۳ش شروع درس دادن در دانشکده طهران[۸]
۱۳۳۴ش چیره پاداش سلطنتی‌ به‌جهت کتابت کتاب اصول فلسفه و طرز رئالیسم‌.[۹]
سال ۱۳۳۷ش سخنرانی در انجمن اسلامی پزشکان که به زمان ۲۰ سال هر دو هفته یک توشه اعمال شد.[۱۰]
سال ۱۳۴۲ش دستگیر در قیام ۱۵ خرداد ماه و آزادی بعد از ۴۳ روز[۱۱]
سال ۱۳۴۳ش عضویت در جامعه روحانیت مبارز و جنگجو [۱۲]
سال ۱۳۴۴ش اخذ مشوق یونسکو به خیال و خاطر تکثیر دو جلد رمان راستان[۱۳]
سال ۱۳۴۵ش تکثیر مقاله ها «نظام حقوق و دستمزد زن در اسلام‌» در خبرنامه زن روز[۱۴]
سال ۱۳۴۶ش بنیانگذاری حسینیه راهنمایی به همپا سیدعلی شاهچراغی و محمد همایون[۱۵]
سال ۱۳۴۸ش سخنرانی در روز عاشورا علیه صهیونیسم در حسینیه راهنمایی که باعث به دستگیری او شد.[۱۶]
سال ۱۳۴۹ش گوشه‌گیری قانونی از حسینیه ارشادوراهنمایی[۱۷]
سال۱۳۵۱ش آغاز درس دادن فلسفه و معارف در قم در نقطه پايان هر هفته به بازه دو روز[۱۸]
سال ۱۳۵۴ش ممنوع‌المنبر شدن از سوی ساواک[۱۹]
سال ۱۳۵۴ش استارت به درس دادن محرمانه تفصیل منظومه تألیف ملاهادی سبزواری برای اساتید دانش کده[۲۰]
سال ۱۳۵۷ش ملاقات با امام خمینی در پاریس و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی.[۲۱]
۱۱ اردیبهشت ماه به سال ۱۳۵۸ش شهیدشدن[۲۲]
نبو
مرتضی مطهری فقید، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس[۲۳] و از رهبران فکری انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران میباشد.[۲۴] مرتضی مطهری تحت عنوان مدرس و شهید شناخته گردیده‌است.[۲۵] او در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ش، بر پایه ی با ۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۸ق، در فریمان از توابع مشهد در یک خانواده روضه خوان چشم به جهان گشود.[۲۶] پدرش محمدحسین مطهری، فراگیر آخوند خراسانی[۲۷] از روحانیون آیتم احترام عموم فریمان بود.[۲۸] مرعشی نجفی از مراجع پیروی شیعه گفته میباشد بابا مرتضی مطهری به جهت زهدو تقوا و صداقت‌اش دارای شهرت بود.[۲۹]

مطهری در سال ۱۳۱۱ش در حوزه علمیه مشهد سرگرم به علم آموزی شد.[۳۰] به گفته هاشمی رفسنجانی روضه خوان شیعه؛ مرتضی مطهری در سال ۱۳۱۶ش به قم آمد و حدود ۱۵ سال با حسینعلی منتظری هم‌مباحثه‌ بود.[۳۱] مطهری از درس استادانی همانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبائی بهره مند شد.[۳۲]

استادان
مهمترین استادان و فیس‌های تاثیرگذار بر مرتضی مطهری، عبارتند از

امام خمینی.
سید محمد حجت کوه کمری
علامه طباطبایی.
میرزا علی آقای شیرازی.
آیت‌الله بروجردی.
سید محمد پژوهشگر داماد
سید احمد خوانساری.
سید محمدحسین حسینی تهرانی.[۳۳]
درس دادن در قم و طهران
مطهری در سال ۱۳۳۱ش به طهران رفت و در مکتب سپهسالار[۳۴] و مروی درس دادن کرد و از سال ۱۳۳۴ش در دانش گاه الهیات و معارف اسلامی دانشکده طهران سرگرم به درس دادن شد.[۳۵] به گفته بعضا دانشمندان عمده عمل مطهری در دانشکده جنگ با ذهن ها سوسیالیست و لیبرالیست و جریان ذهن ها التقاطی بود.[۳۶]

به گفته بعضی نویسندگان مرتضی مطهری در سال ۱۳۵۵ش به انگیزه اختلاف با معلم کمونیست که تبلیغات ضد آیین جاری ساختن می‌اعطا کرد[۳۷] بعداز ۲۰ سال سوابق درس دادن[۳۸] در دانش کده الهیات بازنشسته‌اش کردند.[۳۹] مطهری به سفارش امام خمینی هفته‌ای دو روز برای درس دادن به حوزه علمیه قم میرفت.[۴۰]


مطهری در کنار امام خمینی هنگام رجوع و برگشت از پاریس
کار‌های اجتماعی و سیاسی
بعضا از اقدامات معلم مطهری عبارتند از:

نقش آفرینی در انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران

دستخط مرتضی مطهری در زندان موقت شهربانی؛۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲
در ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و در‌پی اعتراضات عموم با حکومت پهلوی و دستگیر امام خمینی، مطهری نیز به یاروهمدم جمع‌ای دیگر از روحانیون، زندانی و بعداز ۴۳ روز آزاد شد.[۴۱] او بعد از آن تشکیل هیئت‌های موتلفه اسلامی از سوی امام خمینی یک کدام از رهبران این هیئت‌ها شد.[۴۲]

به گفته هاشمی رفسنجانی روضه خوان شیعه؛ بعداز تبعید امام خمینی به ترکیه مسئولیت مدرس مطهری بیشتر شد.[۴۳]او به سخنرانی در مسجد هدایت، مسجد الجواد، مسجد جامع نارمک، انجمن اسلامی پزشکان و انجمن اسلامی دانشجو یان پرداخت.[۴۴] همینطور از سال ۱۳۴۰ش تا ۱۳۵۰ش در انجمن اسلامی پزشکان تحت عنوان سخنران شغل داشت.[۴۵]

مرتضی مطهری در مسجد ارگ و مسجد جاوید به سخنرانی علیه حکومت پهلوی پرداخت که در فیض در سال ۱۳۵۳ش تا موفقیت انقلاب اسلامی کشور ایران ممنوع المنبر شد.[۴۶] مطهری در سال ۱۳۵۵ش با همیاری تعدادی بدن از روحانیون طهران، جامعه روحانیت اهل جنگ طهران را بنیانگذاری کرد.[۴۷] واعظ‌زاده خراسانی اعتقاد دارد طرح ایدئولوژی اسلامی، سازمان دادن و لینک بین جامعه روشنفکران و روحانیت اهل پیکار از مهم‌ترین اقدامات مطهری میباشد.[۴۸]

مطهری در سال ۱۳۵۶ش در برگزاری چهلم شهید شدن مصطفی خمینی در مسجد ارگ طهران نقش مهم را داشت و امام خمینی در طومار‌ای از وی خواست که از افرادی که در مسجد ارگ حضور داشتند، سپاس کند.[۴۹] بعداز نقطع ی عطف‌گیری مبارزات عموم کشور‌ایران علیه نظام پادشاهی پهلوی در سال ۱۳۵۷ش و استقرار امام خمینی در پاریس به آنجا رفت و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی را از طرف امام خمینی پذیرفت. او هم‌اینگونه هنگام رجوع امام خمینی از تبعید به کشور ایران، ذمه ‌دار مسئولیت کمیته استقبال از وی بود و در روز ورود امام به کشور ایران پیش از سخنرانی وی در پردیس زهرا سخنرانی کوتاهی مشکل کرد.[۵۰]

بازدید : 24
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:30


حکمت‌های تحریم
تحریم ربا و شدتی که درباره آن در متن ها شرعی آمده میباشد، مستند به حکمت‌ها و دلائلی گردیده است. در متن ها اسلامی ظالمانه بودن ربا، هلاکت شغل های نیک مانند قرض، تباهی اموال و گنج‌ها، از میان رفتن عمل‌های اقتصادی سلامت، تضعیف عاطفه ها انسانی، محرومیت از بیزنس درست، رواج فرهنگ وتمدن منفعت محوری و ساخت‌و‌ساز اختلاف طبقاتی، برای مثال حکمت‌های تحریم ربا دانسته مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گردیده‌است.[۳۵]

پیکار با ظلم
بعضی از اندیشمندان با استناد به آیه ۲۷۹ سوره بقره و داستان امام رضا(ع)[۳۶] ظالمانه بودن ربا را انگیزه اساسی تحریم ربا مسجد غدیر فلاحی مشهد دانسته‌اند.[۳۷]

اشاعه شغل های نیک
امام راستگو(ع) خلال روایتی حکمت تحریم ربا را عدم امتناع عموم از شغل های خیرخواهانه (اصطناع المعروف) به عنوان مثال قرض دانسته میباشد؛[۳۸] به دلیل آنکه با وجود ربا، رابطه ها سودجویانه جایگزین شغل های نیک مسجد بابا غدیر مشهد شود.

حیل
نوشته‌ی علمیٔ مهم: توطئه دینی
خواسته از حیَل ربا اجرا کاری یا این که فراهم کردن قضیه‌ها و اسبابی میباشد که به مراد تغییر و تحول حکم ربا از رویه تغییر‌و تحول در مسئله ربا شکل میگیرد.[۳۹] رویه فقها نسبت به حیل ربا تابعی از نگرش آن ها نسبت به قضیه کلی‌خیس حیل فقهی خواهد بود. از بین مذهبها اربعه اهل سنت مالکیان و حنبلیان مخالف کاربرد حیل ربا میباشند و در مقابل فقهای حنبلیه و شافعیه با بیشتر حیل درین باب موافقت کرده‌اند.[۴۰]
دربین فقهای شیعه بیشتر فقیهان برخی حیل ربا را مجاز دانسته بر آن ادعای اجماع کرده و آن را راهی برای گریزو فرار از فسخ به حق معرفی کرده‌اند.[۴۱] در مقابل جمع‌ای از فقها مانند مقدس اردبیلی،[۴۲] امام خمینی[۴۳] و شهید مطهری[۴۴] به این دلیل که کاربرد این حیل را موجب خفیف کردن حکم معبود درباره ربا می دانند، از معارضان کاربرد حیل ربا مسجد بابا قدرت مشهد میباشند.
بعضی از مهم ترین حیل ربا در فقه شیعه عبارتند از:

ضمیمه کردن جنسی دیگر به طرف ناقص یا این که هر دو طرف معامله.
داد و ستد مال ربوی با متاع دیگر.
هبه کردن هرمورد از دو طرف به دیگری سوای قصد معاوضه.
قرض دادن هریک از دو طرف کالای خویش را به دیگری و آنگاه ابراء کردن عهده یکدیگر سوای شرط.[۴۵]
استثنائات حرمت ربا
فقهای امامیه با استناد به روایاتی، در یک‌سری آیتم اخذ مازاد در قرض یا این که معامله را از شمول حرمت ربا استثنا کرده‌اند.

مبلغ اضافه‌ای که قرض گیرنده به دل‌خواه خویش، در طی بازپس دادن بدهی به قرض دهنده می دهد.
ربای در میان زن وشوهر
ربای دربین بابا و فرزند
ربای در بین صاحب و مالک و برده
ربای در بین مسلمان و کافر حربی؛ بنابر لحاظ دارای شهرت فقها، صرفا تصاحب کردن مازاد از کافر حربی روا میباشد، خیر پرداخت مازاد به وی. برخی این حکم را دربرگیرنده کافر ذمی نیز دانسته‌اند. [۴۶]
در فقه اهل سنت استثنائات حرمت ربا نیست؛ البته بعضا از حنفیان با استناد به روایتی، ربای بین مسلمان و کافر حربی و برخی نیز ربای دربین صاحب و برده را ساقط دانسته‌اند.[۴۷]

مجازات رباخواری در ضابطه مجازات اسلامی کشور‌ایران
ضابطه مجازات اسلامی در زمینه‌ی با جرم رباخواری سه فرد ربادهنده، رباگیرنده و واسطه فی مابین آنان‌را تبهکار محسوب کرده و برای آن‌ها مجازات قرار داده میباشد. مطابق ماده ۵۹۵ این ضابطه هر نوع توافق میان دو یا این که یک سری نفر پایین هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن که جنسی را با شرط اضافه با به عبارتی کالا مکیل و موزون معامله کند و یا این که زاید بر مبلغ پرداختی، اخذ کند ربا محسوب و جرم شناخته می گردد و مرتکبین خلال رد اضافه به مالک کالا به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز مساوی جنس گزینه ربا تحت عنوان جزای نقدی محکوم میگردند.

بانکداری فارغ از ربا
نوشته‌علمیٔ مهم: بانکداری سوای ربا
ایده بانکداری فارغ از ربا در مواجهه با توسعه روزافزون خزانه‌ها و ارتقای نقش آن‌ها در نظام اقتصادی کشورهای اسلامی برای پرهیز از اجرا عملیات بانکی ربوی، مطرح شد.[۴۸] اقتصاددانان مسلمان و ضابطه‌گذاران در کشورهای اسلامی برای جلوگیری از ساخت و ساز ارتباط حقوقی در میان ودیعت‌گذاران و خزانه‌ها مطابق قرض ربوی به بازنگری در حکم حرمت ربا پرداختند و شرایطی بر در اختیار گرفتن بهره و منفعت ثبت کردند.[۴۹]
فقها برای جواب‌گویی به نیازهای جانور در قضیه بانکداری، برای مشروع کردن شغل‌های خزانه، راهکارهایی مانند اخذ کارمزد در عوض اعمال فعالیت و تبدیل عقد قرض به عقد بیع، ارائه دادند.[۵۰]
تأسیس خزانه‌ها و شرکت ها مالی اسلامی برای خودداری از ربا در سیستم‌های مالی، مبادرت دیگری بود که بوسیله برخی از اقتصاددانان مسلمان جاری ساختن شد. او‌لین اقدامات دراین باره تأسیس خزانه ذخیره اسلامی بوسیله احمد نجار در مصر بود و آن‌گاه در کشورهای دیگری مانند پاکستان، مالزی و ایالات متحده عربی نیز این نحوه پیگیری شد.[۵۱]
طرح بانکداری سوای ربا در کشور‌ایران بعداز برد انقلاب اسلامی تحت عنوان یک بایستگی تشخیص داده شد و در یک مراحل یک سری مرحله‌ای با ملی کردن خزانه‌ها در خرداد ماه سال ۵۸ استارت و با ثبت ضابطه عملیات بانکی سوای ربا در سال ۱۳۶۲ش و اصلاح آن در سال ۱۳۶۸ش پیگیری شد.[۵۲]

نقد علما به خزانه‌ها
بعضا از عالمان فقهی به عنوان مثال آیت الله جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و سبحانی، به خزانه‌ها عیب گیری کرده و بعضی از مصوبات بانکی مانند جریمه دیرکرد را، از مصداق‌های ربا دانسته‌اند.[۵۳]

تک‌نگاری
البنک اللاربوی فی الاسلام شهیدسید محمدباقر صدر که سیدیحیی علوی ترجمه و ۱۳۸۹ش دانشکده امام درست گو(ع) چاپ نموده است.

بازدید : 30
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:31


حجیت الهام
← حیث پر اسم و رسم فلاسفه: در حیث فلاسفه عقل گرای مشائی که فقط به جهت عقلی پشت گرمی و دقت دارا هستند، الهام حجت وجود ندارد و اعتباری مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ندارد. [۱۸]

← لحاظ پر اسم و رسم عرفا و حکمت صدرائی در مقابل این بینش، در دنیا بینی عرفانی و حکمت متعالیه، الهام و آنچه به وسیله آن برای فرد به دست میاید، معتبر میباشد. [۱۹] اینان معتقدند که آدم از دو شیوه میتواند به معرفت دست بیابد؛ یکی از یاددادن و عامل و دیگری الهام ا مسجد غدیر فلاحی مشهد منطقه خدا [۲۰]

به حیث این تیم از علما، آدم دارنده دو دل میباشد. یک دل که به سمت ملکوت میباشد و دیگری که به سمت دانا جهان و فقید مُلک میباشد. با دل ملکوتی‌اش، معرفتی شهودی و ناشی از الهام را مییابد و با قلب و دل دنیایی و مُلکی خودش به معرفت اکتسابی و عقلی دست مییابد. در شرایطی که درهای دلِ بشر به سوی عالم جبروت گشوده خواهد شد، به اندازه‌ای که‌این دل گنجایش دارااست، از معارفی که ملائکه می دانند و یا این که در لوح محفوظ درج گردیده‌است، بر وی الهام می‌گردد و معرفت الهامی مسجد بابا غدیر مشهد مییابد. [۲۱]

فایده ها الهام
الهام از نگرش صوفیه دارنده کارکردها و فوائدی میباشد که عبارتند از:

طرح بخش اعظمی از مفاهیم عرفانی در سایه الهام؛ [۲۲]
توثیق و درک اعتبار بعضا روایات نبوی به یاری معرفت الهامی؛ [۲۳]
یاری در تصنیف و تدوین برخی اثرها صوفیه؛ [۲۴]
دست یافتن به دانش فراست؛ [یادداشت ۲] [۲۵]
استحضار یافتن از قبلی و آتی؛ [۲۶]
محور اساسی معرفت الهی؛ [۲۷]
تحقق پاره‌ای از کرامات و شغل های خارق العاده؛ [۲۸]
ساخت رابطه بین مرید و خواسته و پژوهش پیران بر سلوک و مسجد بابا قدرت مشهد کارایی مریدان. [۲۹]
اقسام الهام
← تیم بندی اولیه: در یک تیم بندی، الهام از دید منشأ و فرستنده به دو گروه میباشد:

الهامی که مستقیما از سوی خدا متعال میباشد و خطاب الهی یا این که الهام الهی خوانده می‌گردد. [۳۰]
الهامی که به واسطه فرشته یا این که ملک یا این که ملأ اعلی میباشد. [۳۱]
← گروه بندی دوم: در یک مجموعه بندی دیگر از جهت اینکه بر دل چه موجودی وارد گردد، بر چندین قول میباشد:

الهام فطری یا این که غریزی: موهبتی میباشد که به همگی موجودات، اعم از آدم، حیوان، جماد و حتی شیاطین میرسد.
الهام غیر فطری: این الهام که مختص به آدم میباشد بر دو سیرتکامل میباشد:
الهامی که مختص به اولیا و اوصیاء میباشد.[۳۲]
الهامی که مشتمل بر مجموع بشر‌ها می‌گردد. [۳۳]
پانویس
راغب، مفردات، تحت لهم؛ زوزنی، المصادر، ج۲، ص۶۹؛ دهار، امر، ج۱، ص۶۸؛ ابن مراد، لسان العرب، زیر لهم؛ نیشابوری، تعبیر و تفسیر غرائب القرآن، ج۳۰، ص۱۰۰
تهانوی، کشاف اصطلاحات، ج۲، ص۱۳۰۸؛ جرجانی، التعریفات، ص۲۸؛ کستلی، کناره علی گستردن العقائد، ص۴۵-۴۶؛ ابن خواسته، لسان العرب، پایین لهم؛ عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۲؛ نیز نگاه نمایید: صدرالدین، الشواهد الربوبیه، ص۳۴۹
تهانوی، همانجا؛ نیز نگاه نمائید: طریحی، مجمع البحرین، ج۴، ص۱۴۶
نگاه نمائید به: جوهری، الصحاح، تحت لهم، ابن عجم، مجمل اللغه، زیر لهم؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۱؛ صدرالدین، المبدأ...، ص۴۸۴؛ زبیدی، اتحاف...، ج۷، ص۲۴۵؛ سود، دانش الیقین، ج۱، ص۳۶۰؛
ابن عربی، الفتوحات، ج۴، ص۳۰۳-۳۰۴؛ «‌گستردن لغات... »، ص۳۶۵ به سپس؛ نیز نگاه نمائید به: ابن خواسته، لسان العرب، تحت لمم
نگاه فرمائید: طبری، تعبیر و تفسیر، ج۳۰، ص۱۳۴؛ نیشابوری، تعبیر غرائب، ج۳۰، ص۱۰۰؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۳۱، ص۱۹۳؛ روضه خوان طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۳۵۸؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵
نگاه نمایید: احمدجام، انس...، ص۲۵۳؛ مقایسه نمائید: ابن عربی، الفتوحات، ج۴، ص۳۰۳-۳۰۴؛ باباافضل، مصنفات، ص۲۹۷- ۲۹۸
ابن تمهید، الفصل، ج۵، ص۱۷
ناصر خسرو، زاد المسافرین، ص۳۴۵؛ نیز نگاه نمائید: قیصری، تفصیل فصوص، ص۳۵، که میگوید الهام به کلیه موجودات می رسد
عبدالرزاق،گستردن منازل السائرین، ص۱۵۵
علاءالدوله، مصنفات...، ص۱۰۱
آملی، حیدر، جامع الاسرار، ص۴۵۸؛ نیز نگاه فرمائید: کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴
عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹
ناصرخسرو، زادالمسافرین، ص۳۴۵
نگاه فرمائید: نسفی، الانسان...، ص۲۳۵، ۲۳۹
ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۱؛ قطب الدین، درة التاج، ج۴، ص۱۰۳ به آنگاه؛ نیز نگاه فرمایید: ابن سینا، الاشارات...، ج۴، ص۱۴۲- ۱۴۵؛ ابن سینا، «‌الفعل... »، ص۲۲۵-۲۲۶
نسفی، الانسان الکامل، ص۲۳۵، ۲۳۹، ۲۴۱، ۳۲۴؛ نیز نگاه نمائید: جندی، نفحة الروح، ص۸۹ - ۹۰
جرجانی، التعریفات، ص۲۸؛ هجویری، کشف المحبوب، ص۳۴۷- ۳۴۸؛ کستلی، کناره علی گستردن العقائد، ص۴۶؛ ابرقوهی، مجمع البحرین، ص۱۳۳
عزالدین، مصباح الهدایه، ص۷۹
آملی، جامع الاسرار، ص۴۲۳؛ نیز نگاه فرمایید: صدرالدین، الشواهد، ص۳۴۸-۳۴۹، الاسفار، ج۱، ص۳۸۴ به سپس، المبدأ، ص۴۸۳-۴۸۴
غزالی، احیاء، ج۳، ص۱۸ به سپس؛ نیز نگاه فرمایید: صدرالدین، المبدأ و المعاد، ص۴۸۴- ۴۸۸
نگاه فرمائید: فرمان روا نعمت الله البته، رساله‌ها، ج۳، ص۱۷۹ ب

بازدید : 25
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:46


قاعده درء
قاعده دَرْء قاعده‌ای شرعی میباشد که اجرای حدود را در شکل وجود شبهه متوقف می‌نماید. بر طبق این قاعده در مواقعی که وقوع جرم یا این که انتساب آن به مجرم یا این که استحقاق مجازات او به جهتی مشکوک باشد، جرم و مجازات منتفی شود. این قاعده مثلا قواعد اصلی فقه جزایی اسلام شمرده می‌گردد که راجع به حدود و تعزیرات گزینه استناد قرار می گیرد. قاعده درء که به‌تیتر یک کدام از لوازم سقوط مجازات شناخته می‌گردد، برای مثال موردها کیفرزدایی در سیاستِ جنایی اسلام به‌شمار می‌رود که در ضابطه مجازات اسلامی نیز بدان تصریح مسجد غدیر بلوار معلم مشهد گردیده است.

قاعده درء را مستند به حدیث نبوی «إدْرَؤُا الحُدودَ بالشُّبُهات؛ حدود را با تردید ها دفع نمایید.» دانسته‌اند. این حدیث به صورت‌های مختلف در منابع حدیثی اهل‌سنت و امامیه نقل گردیده است. بعضی فقیهان این احادیث را حدیث پشت سرهم یا این که واجد آوازه روایی دانسته‌اند. استناد وسیع فقیهان بدین قاعده و آوازه عملی آن، بنای فقیهان بر تخفیف نزدیک به و احتیاط در دماء، از سایر مؤیدات این قاعده شمرده می گردد. دوری از ریختن خون بی‌گناه و عدم گزند به حرمت و آبروی بشر از مواقعی میباشد که قضیه قاعده درء شناخته مسجد غدیر فلاحی مشهد می گردد.

قاعده درء را در شک ها موضوعیه و تردید ها حکمیه روان دانسته‌اند. قلمرو قاعده درء نزدیک به را اعم از حدود اصطلاحی ذکر کرده‌اند که مشتمل بر تعزیرات نیز میشود. تحقق قاعده درء مشروط به وجود شبهه دانسته شد‌ه‌است. غرض از شبهه در‌این قاعده، شک و تردید در حلّیت و حرمت یا این که ظن به اباحه و همینطور جدا به حلیت میباشد. به موجب قاعده درء با وجود شک در حرمت شغل یا این که وقوع یا این که انتساب آن به تبهکار یا این که شک و تردید در دانش جنایتکار به حرمت شغل یا این که ماهیت مورد یا این که تفویض او در ارتکاب شغل، اجرای مجازات متوقف می گردد. آورده شده در صورتی شبهه‌ای بر حکم دهنده عارض گردد نمی‌تواند حکم به اجرای مسجد بابا غدیر مشهد حد بدهد.

تعریف و تمجید و مقام
قاعدهٔ دَرْء از قواعد فقاهتی که تعبیروتفسیر بدون نقص آن «تُدْرَءُ الحُدودُ بالشُّبُهات» یا این که «الحدودُ تُدرَءُ بالشُّبُهات» میباشد.[۱] دَرء در لغت به‌معنای بدور کردن و دفع‌کردن آمده میباشد.[۲] معنای این قاعده این میباشد که حدود (کیفرها) با وجود شبهه‌ها منتفی میباشد و سرازیر نمی گردد.[۳] با این توضیح که در مواقعی که وقوع جرم یا این که انتساب آن به مجرم یا این که استحقاق مجازات او به جهتی مشکوک باشد، جرم و مجازات منتفی گردد.[۴] بر مبنای این قاعده، حدود صرفا در شکل قطعیت جرم انجام می‌گردد و در شکل بروز شبهه ها، اجرای حد متوقف مسجد بابا قدرت مشهد می‌شود.[۵]

قاعده درء مثلا قواعد اساسی فقه جزایی اسلام میباشد که در ارتباط حدود گزینه استناد قرار میگیرد[۶] و از این لحاظ جایگاهی اصلی در دستمزد جزای اسلامی دارااست.[۷] قاعده درء هم خوانی بر اصول حقوقی و قواعد فقاهتی‌ای مانند: تعبیر ضابطه غیر قابل فهم به عایدی مجرم،[۸] اصل برائت، اصل اباحه، قاعده فقاهتی احتیاط در دماء دانسته گردیده است.[۹] این قاعده در جرم‌انگاری، گزینش مجازات و همگی موضوعات مربوط به بزهکاری و مسئولیت کیفری جریان داشته و از نهاد‌های مهم دستمزد کیفری اسلامی میباشد.[۱۰] قاعده درء نزدیک به، قصاص و تعزیرات از ایفا اجتهادات خسارت‌توشه و تأویل‌های نامساعد علیه تبهکار خودداری می‌نماید.[۱۱] اورده شده این قاعده با وجود توفیقی که در حمایت از متهمان و رهایی آن ها از تفسیرهای نامساعد دارااست از جهت تزلزلی که در حتمیت اجرای نصوص و اِعمال مجازات ساخت و ساز می‌نماید قابل عیب گیری میباشد.[۱۲]

قاعده درء تحت عنوان یک کدام از لوازم سقوط مجازات شناخته می‌گردد[۱۳] و تحت عنوان یکی‌از مورد ها بارز کیفرزدایی در سیاست جنایی اسلام به‌شمار می‌رود.[۱۴] در دو ماده ۱۲۰ و ۱۲۱ ضابطه مجازات اسلامی تصویب شده ۱۳۹۲ش به صراحت از این قاعده کلام بیان شده میباشد.[۱۵] بر پایه ی ماده ۱۲۰ ضابطه مجازات اسلامی هرگاه وقوع جرم یا این که بعضا از وضعیت آن یا این که هرکدام از حالت مسؤولیت کیفری گزینه شبهه یا این که شک و تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی آن یافت نشود حسب آیتم جرم یا این که شرط ذکر شده اثبات نمیشود.[۱۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 193
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 142
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 34
  • بازدید هفته : 194
  • بازدید ماه : 695
  • بازدید سال : 6277
  • بازدید کلی : 45553
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی