loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 20
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:26


نگاهی به تاریخ سیاسی بعدازظهر ایلخانان
هلاکوخان مغول به دستور خان والا مغول منگو قاآن در سال ۶۵۱ به کشور ایران لشکر کشید. از هدف ها یورش هلاکو به کشور ایران، از فی مابین بردن قلعه‌های اسماعیلیه و خلافت عباسی بود. اسماعیلیان در سال ۶۵۴ کاملا از ایلخانان ناکامی خوردند. هلاکو در سال ۶۵۶ با تصرف بغداد خلافت عباسی را از در بین برداشت و واپسین خلیفه عباسی را به قتل رساند.[۱] با اینکه مغولان نصیب‌های متعددی از شام را به تصرف در آوردند و دمشق را در سال ۶۵۷ تصرف کردند، از دست‌یابی به سواحل مدیترانه گشوده ماندند و در مسیر فتوحات خویش به سوی مصر، با حکومت ممالیک روبرو شدند و در سال ۶۵۸ هجری در جنگ عین جالوت از ممالیک مصر باخت خوردند.[۲] از آن پس تا مقطع‌ها نبرد با ممالیک برای دست‌یابی به مصر بخشی از نرم‌افزار نظامی ایلخانان را تشکیل می‌اعطا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کرد.

گاه‌شمار حکومت‌های جمهوری اسلامی ایران بعد از اسلام
...
نبو
هلاکو از سوی خان مغول فرمانده تمام متصرفات غربی امپراتوری مغولان شد و کنیه ایلخان گرفت و از آن پس حکومت کشور ایران و عراق و نصیب‌هایی از شام و آسیای صغیر در بین فرزندان هلاکو ارثی شد. ایلخانان بعد از مدتی رابطه خویش را با خان تعالی مغول گسستند و به استقلال در کشور‌ایران حکومت مسجد غدیر فلاحی مشهد کردند.

اول سلاطین ایلخان، مسلمان نبودند. در‌این زمان ادیان غیر از اسلام به خصوص آیین بودایی آزادی یافتند. بعضی سلاطین ایلخان از آیین بودایی پناه کردند و معابد بودایی در کشور ایران ساخته شد.[۳] دو‌مین جانشین هلاکو احمد تکودار که از سال ۶۸۳ تا ۶۹۰ حکومت کرد اول ایلخانی بود که مسلمان شد[۴] ولی جانشینان وی مسلمان نبودند تا اینکه غازان‌خان در سال ۶۹۴ به سلطنت رسید و اعلام مسلمانی کرد و معابد بودایی و کلیساها را تخریب کرد و از آن پس دست اندرکاران حکومت ایلخانان مسلمان شدند. غازان خان به واسطه دانایی و اصلاحاتی که ایفا اعطا کرد مشهورترین ایلخان مغول میباشد. وی به اصلاح ضوابط و اصلاحات اقتصادی دست زد و به آبادانی و ایجاد کرد بناهای عام المنفعه مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.[۵]

حکومت ایلخانان با مرگ ابوسعید بهادر خان در سال ۷۳۶ به دست حکام محلی و فرماندهان نظامی زمین خورد و به قسمت‌های متفاوت تجزیه مسجد بابا قدرت مشهد شد.


اسم ائمه و عبارت علی اما الله بر سکه زمانه اولجایتو شاه شیعه ایلخانی
همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر کمک شیعه‌ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. مطابق این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم گران قدر شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز موفقیت و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از کارداران انتخاب کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که دستکم، موافق با این اتفاق بودند.

مبتنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعد از تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر برخی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، اورا در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در اتفاق‌ای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی بعداز مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

بازدید : 48
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:25


میرزاحسین خلیلی تهرانی (۱۲۳۰ق ـ ۱۳۲۶ق) عالم و مرجع پیروی شیعه در قرن سیزدهم هجری قمری و قرن چهاردهم هجری قمری و از رهبران روضه خوان حمایت کننده نهضت مشروطه بود. میرزا حسین در نجف در درس فقهایی مانند مالک جواهر و روحانی مرتضی انصاری کمپانی کرد تا اینکه خویش به رده مرجعیت رسید. آقاضیاء عراقی و آقاحسین نجم آبادی نیز ازجمله شاگردان وی بودند. او اثراتی در مسئله‌های فقه، اصول فقه و رجال به کتابت مسجد غدیر بلوار معلم مشهد درآورد.

میرزا حسین خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور ایران با آلرژی ویژه مینگریست و در موردها زیاد به‌این مسایل برخورد نشانه می‌اعطا کرد. وی در برکنار امین السلطان (صدر اعظم وقت جمهوری اسلامی ایران) نقش داست و در جریان نهضت مشروطه، یار و همدم با آخوند خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی عملکرد‌های فراوانی جاری ساختن بخشید. تنفیذ قانون اساسی ایران مشروطه و نبرد با استبداد محمدعلی پادشاه قاجار بعد از به توپ بستن مجلس ازجمله اقدامات وی در این مورد مسجد غدیر فلاحی مشهد بود.

میرزا حسین خلال اینکه شخصی صالح بود و تایم ها زیاد را در مسجد کوفه و مسجد سهله به عبادت میگذراند، به [[اخلاق خوب| خوش اخلاقی] ، خوش‌سخنی و رئوف بودن معروف بود. وی یک زائرسرا، دو مکتب علمیه و قنات در نجف تاسیس و برای مردم وقف کرد. میرزا حسین در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش تا نجف تشییع و در آنجا، کنار مکتب‌ای که سازه گذارده بود مسجد بابا غدیر مشهد دفن شد.

به دنیا آمدن و تحصیلات
میرزا حسین، در سال ۱۲۳۰ق در قم [۱] یا این که نجف به دنیا آمد.[۲]

اساتید و مشایخ وی به این قرار میباشد:

پدرش حاج میرزا خلیل؛
برادرش حاج ملا علی تهرانی؛
محمد حسن نجفی (صاحب و مالک جواهر، متوفای ۱۲۶۶ق.)؛
روضه خوان مرتضی انصاری (متوفای ۱۲۸۱ق.)؛
مولی زین العابدین گلپایگانی؛(۱۲۰۹یا۱۲۱۸-۱۲۸۹ق.)
سيد اسد اللّه بيدآبادى‏؛
ملا محمد تقى گلپايگانى‏؛[۳]
میرزا خلیل از این اساتید خویش اذن ماجرا گرفت.[۴] بعد از آن در نجف به درس دادن فقه پرداخت. اشراف وی بر فروع شرعی و همینطور تسلطش در درس دادن، حمد گردیده و اورده شده که از آرای بلند و توان ذکر فوق‌العاده بهره مند مسجد بابا قدرت مشهد بوده میباشد.[۵]

مرجعیت
میرزا حسین خلیلی تهرانی، بعد از وفات روحانی محمدحسین کاظمی (۱۳۰۸ق.) و رحلت میرزای شیرازی (۱۳۱۲ق.)، از مراجع پیروی مجال خویش به شمار می‌آمد و مقلدانی در کشور ایران، هند، عراق و دیگر بلاد اسلام داشت.[۶]

شاگردان
در رینگ درس وی فقهای نامداری کمپانی می‌کرده‌اند. او شاگردان فراوانی تربیت کرد که از آن پاراگراف‌اند:

آقا ضیاء عراقی
آقاحسین نجم آبادی
سید علی حاکم طباطبایی
محمدباقر قائنی بیرجندی
سید میرزاآقا دولت آبادی
سید محمد لواسانی
مرتضی آشتیانی[۷]
نیز سيّد فخر الدّين قمى‏،[۸]آقابزرگ تهرانی،[۹] علی اکبر همدانی[۱۰]، محمد طالقانی[۱۱] و محمد حسین کشف کننده الغطاء[۱۲]، از وی اذن داستان گرفته‌اند.

دقت به کارها سیاسی و اجتماعی
اعتراض به سیاست‌های امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی کشور‌ایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، در ادامه وضع و اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین فرمان روا قاجار)، هم پا با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای کشور‌ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاست‌های خطا امین السلطان نماد اعطا کرد و حتی گفته‌اند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر به زمین خورد و موجب برکنار امین السلطان شد.[۱۳]

ملازمت با نهضت مشروطه
با شروع نهضت مشروطه، تهرانی همپا با محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق.) از آن تامین کرد. این سه روضه خوان که بعداز وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعه ها را به ذمه داشتند و با تیتر مراجع ثلاث نجف شناخته می‌شدند، با طومار‌ها، پیام‌ها و ارشادهای خویش، سهم مهمی در برد نهضت مشروطه داشتند. غرض آن ها از این امان که از عمده‌ترین کارداران موفقیت انقلاب مشروطه دانسته گردیده، مراقبت مذهب اسلام و از در بین برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان فرنگی آورده شده میباشد.[۱۴]

تنفیذ قانون اساسی ایران مشروطه
بعد از برد نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی ایران برای ثبت نزد این سه بدن پیامبر شد و آن ها هم آن را تنفیذ کردند[۱۵] و بعد از آن با ارسال طومار‌ها و تلگرام‌های متوالی، به تقویت مجلس اقدام نمودند.[۱۶]

بازدید : 29
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:23


خط مش عقیدتی
احمد در عقاید سختگیر بود و با معارضان به شدت واکنش میکرد. او با غالیگری طاقت فرسا مخالف بوده و با غالیان جنگ می‌نموده است. در یک گزینه آورده شده که او به یونس بن عبدالرحمان، محدث و متکلم پر اسم و رسم امامی، بدگمان بود، ولی ابعاد به باعث خوابی که چشم بود، توبه کرد و از نظریه‌اش عدول نمود.[۱۴] نیز گفته‌اند که احمد از حسن بن دوستداشتنی داستان نمیکرد، به دلیل آنکه او در قصه ابن دوستداشتنی از ابوحمزه ثمالی شک وتردید داشت، البته نقل شده میباشد که احمد از این شک و تردید منصرف شد و قبل از مرگ از لحاظ خویش برگشت. کشی به گزارش نصر بن صباح، این حکایت را نقل کرده[۱۵] و نجاشی[۱۶] آن را به گزارش کشی آورده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

با این وصف چنانکه فی مابین ورقه ها حدیث امامی چشم میگردد، احمد از ابن دوست داستنی بارها ماجرا نموده است. نیز چنانکه ابن غضائری اشاره کرده، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن محمد برقی، محدث دارای شهرت امامی را به منجر روایاتی که نقل می کرد، از قم خارج راند، ولی بعداز مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او بهانه خواهی کرد و آن هنگام که برقی درگذشت، در تشییع پیکر وی با راز و پای عریان کمپانی کرد تا پشیمانی از کردۀ خود را نماد مسجد غدیر فلاحی مشهد دهد.[۱۷]

ابوسعید راحت بن زیاد آدمی نیز برای مثال اشخاصی بود که بوسیله احمد به باعث غلوی که بدان مجرم بود، از قم رانده شد.[۱۸] چنانکه در الضعفای منسوب به ابن غضائری آمده میباشد.[۱۹] دیگری محمد بن علی بن ابراهیم دارای شهرت به ابوسُمَینَه بود که هنگام ورود به قم، مدتی نزد احمد بن محمد بن عیسی خانه کرد و آن فرصت که تمایل وی به بزرگ نمایی پدیدار شد، بوسیله احمد از قم مسجد بابا غدیر مشهد رانده شد.[۲۰]

رؤیت آفریدگار
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: رؤیت خداوند
روحانی صدوق[۲۱] تصریح کرده که احمد احادیثی دربارۀ رؤیت آفریدگار در النوادر ماجرا کرده بوده که ولی از نگرش ابن بابویه تمامی درست و در معنای آشنایی قلبی خدا میباشد و نباید آن روایات را در معنای رؤیت ظاهری و از روش دیده مسجد بابا قدرت مشهد دانست.

شاگردان
در بین راویان او می‌اقتدار بدین اسامی اشاره نمود:[۲۲]

سعد بن عبدالله اشعری
علی بن ابراهیم قمی
داوود بن کوره قمی
محمد بن یحیی عطار
احمد بن ادریس اشعری
محمد بن حسن صفار
عبدالله بن جعفر حمیری
حمید بن زیاد
منابع زیدی
احمد در بعضی منابع زیدی از مشایخ حسن بن علی ناصر اطروش، از ائمه زیدی پر اسم و رسم، شناخته گردیده‌است.[۲۳]

درگذشت
از تاریخ درگذشت احمد اطلاعی در چنگ وجود ندارد. فقط چنانکه از ابن غضائری بیان شده، احمد در طول درگذشت برقی (درگذشته ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) زنده بوده میباشد.[۲۴]

اثر ها
مهمترین کتاب احمد بن محمد بن عیسی به عبارتی کتاب النوادر میباشد که از اثرها گزینه پشت گرمی امامیه بوده، و از منابع اساسی حدیثی آن ها میباشد.[۲۵] این کتاب بوسیله داوود ابن کوره قمی تهیه و تنظیم گردیده بوده میباشد.[۲۶]

کتابی با تیتر النوادر به احمد بن محمد بن عیسی منسوب میباشد که یک توشه به طور سنگی هم پا با کتاب فقه الرضا، و جدیداً در قم (۱۴۰۸ق) به چاپ رسیده میباشد. انتساب این کتاب به احمد محل شک میباشد و هیچ قرینه استواری در اینکه کتاب، بخشی از کتاب النوادر میباشد، نیست. گرچه می‌قدرت این کتاب را تألیف او به شمار آورد، البته گفت و گو از انتساب آن به حسین بن سعید اهوازی نیز قادر است به صورت دور از شوخی دنبال گردد؛ چه احمد بن محمد بن عیسی مهمترین راوی کتاب‌های حسین بن سعید بوده میباشد.[۲۷]

به هر روی، مجلسی در بحار الانوار[۲۸] از این ورژن خاطر کرده و انتساب تألیف آن را به حسین بن سعید و احمد بن محمد بن عیسی را گزینه دعوا قرار داده میباشد، گرچه انتساب آن را به حسین بن سعید به طور کارکشته تری مطرح نموده است.

در گفت و گو از این ورژن، آنچه می بایست آیتم اعتنا دور از شوخی قرار گیرد، آن میباشد که‌این ورژن ظاهراً با کتاب فقه الرضا مربوط بوده میباشد و چنانکه از هرجا آن پیداست، قسمت‌هایی از کتاب فقه الرضا با این ورژن آمیخته میباشد. این سؤال در بین میباشد که چرا این دو کتاب با یکدیگر لینک خوده و قسمت‌هایی از فقه الرضا در کتاب موسوم به النوادر شیوه یافته میباشد؟

از سایر کتاب‌های او می‌اقتدار به‌این‌ها اشاره داشت:

التوحید
فضل و ادب النبی (صلی الله علیه و آله)[۲۹]
المتعه [۳۰]
الناسخ و المنسوخ
الاظلة[۳۱]
الناسخ و المنسوخ
المسوخ[۳۲]
فضائل العرب[۳۳]
کتاب در حج[۳۴]
الطب الکبیر[۳۵]
الطب الصغیر[۳۶]
المکاسب[۳۷]
الملاحم[۳۸]

بازدید : 23
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:21


عکس العمل صالحی نجف‌آبادی به نقد ها
صالحی نجف‌آبای کتاب عصای موسی یا این که معالجه بیماری بزرگنمایی را در جواب به نقدهای معارضان منتشر کرد. وی در‌این کتاب دیدگاه ها رفیعی قزوینی، علامه طباطبایی، زاهدی قمی، محمد فاضل لنکرانی و شهاب اشراقی، سید احمد فهری، سید محمد مرتضوی، رضا استادی و صافی گلپایگانی را عیب گیری کرد. وی درین کتاب اشاره می‌نماید که اصل این کتاب در اوائل دههٔ پنجاه نوشته و چاپ شد و قرار بود که با اسم مستعار عبدالله مظلوم منتشر خواهد شد اما عنصرها ساواک بازدارنده دستور مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شدند.[۱۷]

صالحی نجف‌آبادی در جواب به مرتضی مطهری کتاب نگاهی به حماسهٔ حسینی مدرس مطهری را در ۴۶۰ ورقه را منتشر کرد. وی درین کتاب مطهری را به برداشت‌های ابتدایی، تناقضات، ایرادات تاریخی و متکی بودن به منابع بی‌اعتبار مجرم مسجد غدیر فلاحی مشهد نمود.[مستلزم منبع]

به کارگیری ساواک از اختلاف
آورده شده ساواک (سازمان داده ها و امنیت حکومت پهلوی) از نشر کتاب شهید جاوید جانبداری می کرد و آن را وسیله‌ای برای تعمیق اختلافات فی مابین شیعه ها سنتی و هوا داران امام خمینی می‌دانست اما از آن جا که این کتاب کم کم گزینه استقبال واقع گردیده بود با این طرح مخالفت کرد و به پناه از جبهۀ حریف پرداخت. بعضی با استناد به اسنادی که موافقان و معارضان کتاب شهید جاوید به فایده خویش ارائه می‌نمایند غرض ساواک را تفرقه‌افکنی دانسته که از روش کتاب شهید جاوید یا این که کتاب‌هایی که در انتقاد آن منتشر گردیده بود، دنبال مسجد بابا غدیر مشهد می کرد.[۱۸]


جواب صالحی به منتقدین
بینش امام خمینی
امام خمینی وارد اختلافات علما درباره کتاب شهید جاوید نشد. وی اختلاف درباره کتاب شهید جاوید را آرم از عدم رویش جامعه دانست. چراکه در هنگامی که اصول احکام دست اجانب و نوکرهای آنهاست اهل منبر و اهل دانش به مکان وحدت واژه در گیر این مباحث تفرقه‌انگیز میگردند.[۱۹] امام خمینی در طومار‌ای به فرزندش سید احمد خمینی مسجد بابا قدرت مشهد نوشت:

«شما در اختلافات دربین طلاب و اهل منبر در ارتباط کتاب و هر چیز دیگر وارد نشوید.»[۲۰]
حاشیه ها
حفاظت حسینعلی منتظری و تقریظ‌نویسی وی بر کتاب شهید جاوید و نیز ماجرای قهدریجان که به کشته شدن سید ابوالحسن شمس‌آبادی به انگیزه مخالفتش با کتاب شهید جاوید انجامید و گذشته و پس از انقلاب به سید مهدی هاشمی و دسته هدفیون نسبت داده شد بر حاشیه ها سیاسی اجتماعی این کتاب افزوده میباشد.[مستلزم منبع]

چاپ‌ها
کتاب شهید جاوید در بالا با تیتر مرد صلح و مدد خونین بعد با اسم «شهید جاوید؛ حسین بن علی علیه‌السلام» در سال ۱۳۴۷ش منتشر شد. این کتاب تا سال ۱۳۸۴ش دستکم هفده توشه تجدید چاپ گردیده است. شهید جاوید در ورژن‌های اول دو تقریظ از حسینعلی منتظری و علی‌اکبر نتیجه مشکینی با خویش داشت. اما علی مشکینی بعداز چندی به جهت مخالفت‌های پهناور تقریظ خویش بر این کتاب را پس گرفت.[مستلزم منبع]

تک‌نگاری
«کتاب سرگذشت کتاب شهید جاوید» تاثیر رضا استادی که در ۶۰۰ شیت بوسیله انتشارات قدس در سال ۱۳۸۲ش منتشر گردیده است. به گفته تالیف کننده، این کتاب با مقصود فراموش نشدن ماجرا کتاب جاوید و نظر ها متفاوت درباره آن و نیز پر‌نور شدن اینکه ادعای مولف که امام خمینی را موافق عقیده خویش معرفی کرده مغایر واقع میباشد، تألیف گردیده است.[۲۱] تالیف کننده همینطور یادداشت‌هایی را که در سال ۱۳۵۰ش درباره کتاب جاوید داشته در‌این کتاب منتشر نموده است.[۲۲]

بازدید : 27
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:03


میرزا حسنعلی تهرانی، عالم و دانا قرن چهاردهم قمری، که بعد از کامل شدن دروس خویش در شهرهای طهران، نجف و سامرا و سود‌گیری علمی از محضر علمایی همانند میرزای شیرازی، محل عمل علمی و تبلیغی خویش را مشهد قرار اعطا کرد. او از شاگردان خاص میرزای شیرازی بود و در کنار اشتغال به علم آموزی، مکتب وی در سامرا را اداره مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌کرد.

به دنیاآمدن و تحصیلات
میرزا حسنعلی تهرانی در طهران متولد شد،[۱] ولی از تاریخ تولدش اطلاعی در چنگ وجود ندارد. بعد از گذراندن دروس مقدمات و سطح های حوزه، یاور استادش ملاعلی دماوندی و همدرسش سید عزیزالله تهرانی به نجف [۲] و بعد از تعدادی سال به سامرا رفت و از شاگردان خاص میرزای شیرازی مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.

شغل علمی و تبلیغی
تهرانی بعداز نیل به مرتبه اجتهاد در طی زندگانی میرزا، در حوزه به درس دادن سطح های بهتر پرداخت. همینطور تصدی کارها مکتب میرزای شیرازی را در سامرا، در حین حیات میرزا، به ذمه داشت.[۳] وی در ۱۳۱۴ق. از عتبات به طهران برگشت، البته ناسازگاری وی با عناصر حکومت قاجار موجب شد که به مشهد برود.[۴] او در مشهد به درس دادن فقه و اصو ل مسجد بابا غدیر مشهد پرداخت.

شاگردان
در گفت و گو‌های وی اکثری از فضلا و مدرّسان حوزه علمیه مشهد حاضر می‌شدند.[۵]

برخی از شاگردان او این افراد بودند:

سیدحسین موسوی مشهور به ادیب بجنوردی
محمدعلی فاضل خراسانی
علی اکبر نوغانی
سید محمدباقر رضوی[۶]
سید محمد تقی استاد رضوی مؤلف کتاب شجره طیبّه؛ او از استادش اذن داستان هم داشته میباشد.[۷]
تهرانی از مقبولیت عامه بهره مند بود و در کنار درس و مشاجره ، امام جماعت مسجد مسجد بابا قدرت مشهد گوهرشاد بود.[۸]

وفات
او در ۴ رمضان سال ۱۳۲۵ق در مشهد درگذشت[۹] و در صُفه قوام شیرازی در بقعه امام رضا(ع) به خاک ودیعت شد.[۱۰]

تالیفات
منتخبی از رساله عملیه فارسی وحید بهبهانی مشهور به مَتاجِر که به لهجه عربی و با فتاوی میرزای شیرازی بر طبق بود.[۱۱]
تقریرات درس میرزای شیرازی که تحریری از نخستین «بیع» تا انتها «خیارات» میباشد.[۱۲]
رسالة فی الکبائر، درباره گناهان کبیره که احتمالا از اثر ها اوست.[۱۳]
پانویس
امین، اعیان الشیعه، رسیدگی حسن امین،ج ۵، ص ۲۱۴.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق،ج ۴، ص ۳۷۹.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهد ۱، ص ۴۵۴ـ ۴۵۵؛آقابزرگ طهرانی ۱۳۶۲ ش ، ص ۱۳۱.
گلپایگانی، ص ۳۳۰.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهد ۱، ص ۴۵۵
استاد رضوی؛ ۱۲۷۰ـ۱۳۴۲
معلم، ص ۲۴۹، ۳۰۲، ۳۰۸؛ فاضل خراسانی، پیشگفتار آشتیانی، ص۶۷؛ امین، ج۹، ص۱۸۵.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، عهدوپیمان ۱، ص ۴۵۵.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، قول ۱، ص ۴۵۵.
مؤتمن، ص ۴۲۶.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج ۱۹، ص ۵۹.
آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق،ج ۴، ص ۳۷۶.
فاضل، نشریه دانش گاه الهیات و معارف اسلامی مشهد،۱۳۷۵ش.ج ۲، ص ۸۹۵.
منابع
آقابزرگ طهرانی،محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
آقابزرگ طهرانی،محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، جزء ۱: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، ۱۴۰۴ق.
امین، محسن، اعیان الشیعه.
فاضل خراسانی، محمدعلی، «تفصیل دعاء العرفه» ، نشریه دانشگاه الهیات و معارف اسلامی مشهد، ش ۲۶ـ۲۷، فصل بهار و فصل‌تابستان ۱۳۵۷.
گلپایگانی، محمد، علمای والا شیعه از کلینی تا خمینی، قم، ۱۳۶۴ش.
استاد، عبدالرحمان بن نصراللّه، تاریخ علماء خراسان، چاپ محمدباقر ساعدی خراسانی، مشهد ۱۳۴۱ش.
مؤتمن، علی، راهنما، یا این که، تاریخ و تعریف دربار ولایتمدار رضوی (ع) ، طهران ۱۳۴۸ ش.
لینک و پیوند به خارج

بازدید : 16
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:25


محمد بن علی بن موسی دارای شهرت به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعه ها اثناعشری میباشد. لقب وی ابوجعفر و ملقب به جواد و ابن‌الرضا بود. ملقب شدن وی به جواد را به انگیزه کثرت عفو و احسان وی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد دانسته‌اند.

امام جواد هفده سال امامت کرد که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی هم‌زمان بود. براساس نقل بیشتر منابع، امام جواد(ع) در پایان ذی‌القعده سال ۲۲۰ق در ۲۵سالگی، به شهیدشدن رسید. میان امامان شیعه، او جوان‌ترین امام در هنگام شهید شدن بوده میباشد. وی در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در حرم قریش در کاظمین به مسجد غدیر فلاحی مشهد خاک امانت شد.

سنّ نادرِ امام جواد (هشت‌سالگی) در هنگام امامت، سبب ساز شد شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت وی شک و تردید نمایند: بعضی عبدالله بن موسی و توده‌ای احمد بن موسی شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ البته بیشتر آن ها امامت محمد بن علی(ع) مسجد بابا غدیر مشهد را پذیرفتند.

رابطه امام جواد(ع) با شیعه ها بیشتر از روش وکیلانش و به صورت طومار‌نگاری جاری ساختن می شد. در عصر امامت وی، فرقه‌های اهل‌حدیث، زیدیه، واقفیه و غُلات شغل داشتند. امام جواد(ع)، شیعه‌ها را از عقاید آن‌ها با خبر و از نماز تلاوت پشت رمز آن ها نهی می کرد و غالیان را لعن مسجد بابا قدرت مشهد می‌نمود.

مناظرات علمی امام جواد(ع) با عالمان فرقه‌های اسلامی در مسائل کلامی، همانند منزلت شیخین (عُمر و ابوبکر) و مسائل شرعی مانند حکم جدا‌کردن دست سارق و احکام حج را از مناظرات دارای شهرت امامان شیعه میدانند.

از امام جواد، فقط حدود ۲۵۰ حدیث نقل گردیده‌است که انگیزه آن را قدمت کوتاه و نیز پایین در دست گرفتن بودن وی می دانند. راویان و اصحاب او‌را نیز از ۱۱۵ تا ۱۹۳ بدن شماره کرده‌اند. احمد بن ابی‌نصر بزنطی، صفوان بن یحیی و عبدالعظیم حسنی مثلا اصحاب امام بودند.

در منابع شیعی،‌ کراماتی همانند صحبت اعلام کردن هنگام به دنیا آمدن، طی‌ُالارض، شفادادن بیماران و استجابت دعا، برای امام جواد(ع) نقل گردیده‌است. عالمان اهل‌سنت نیز شخصیت علمی و معنوی امام جواد(ع) را ستوده و برای وی احترام قائل‌اند.

بیشتراز ۶۰۰ تاثیر علمی درباره امام نهم به لهجه‌های گوناگون منتشر گردیده است. وفاة الامام الجواد، مُمدرک الامام الجواد، موسوعة الامام الجواد علیه‌السلام، الحیاة السیاسیة للامامِ الجواد و حیاة‌ الامام محمد الجواد مثلا این اثرها می‌باشند.

نسب، لقب و ا‌لقاب
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام جواد(ع)
محمد بن علی بن موسی بن جعفر، امام نهم شیعه‌ها اثناعشری میباشد که به جوادالائمه آوازه داراست. نسب وی با شش واسطه به امام علی(ع)، اولیه امام شیعه‌ها میرسد. پدرش امام رضا(ع)، امام هشتم شیعه ها میباشد.[۱] مادرش کنیز بود و سَبیکه نوبیه اسم داشت.[۲]

کُنیه او ابوجعفر و ابوعلی میباشد.[۳] در منابع روایی، از او با تیتر ابوجعفر ثانی حافظه می شود[۴] تا با ابوجعفر اولیه (امام باقر(ع)) نادرست نشود.[۵]

از ا‌لقاب دارای اسم و رسم امام نهم، جواد و ابن‌الرضا میباشد.[۶] تَقی، زَکی، قانع، رضی، مختار، متوکل،[۷] مرتضی و مُنتَجَب[۸] را نیز از لقب ها وی شمرده‌اند.

بازدید : 25
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:18


عَمّار بن موسی ساباطی پر اسم و رسم به عمار ساباطی از راویان امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) بود. او با دیدن کرامتی از امام درستگو(ع) شیعه شد. عمار بعداز شهید شدن امام ششم قائل به امامت عبدالله افطح شد؛ البته به قولی بعد از مدتی به امامت امام کاظم(ع) معتقد شوید. او هم‌بعد از ظهر امام رضا(ع) نیز بوده میباشد؛ البته به جهت کهولت سن از وی روایتی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد نقل نکرده میباشد.

بیشتر رجالیان عمار را ثقه دانسته‌اند، او دارنده کتابی بود که آیتم یقین راویان و عالمان بوده میباشد.

شخصیت‌شناسی
ابوالفضل[۱] یا این که ابوالیقظان[۲] عمار بن موسی ساباطی هم‌بعدازظهرِ امام راستگو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد.[۳] او در شهرهای کوفه و مدائن سکونت داشت.[۴] درباره سال میلاد و وفات او اطلاعی در اختیار وجود ندارد.[۵] برخی به دلیل داستان عمار ساباطی از ماجرای زد خورد زید بن علی (درگذشت ۱۲۱ق) و سلیمان بن خالد،[۶] گفته‌اند او پیش از سال ۱۲۱ق به جهان آمده میباشد.[۷] اما به دلیل روایتی که حسن بن صدقه از امام رضا(ع) داشته و در آن نامی از عمار ساباطی گردیده‌است،[۸] بیان شده او در طول امامت امام رضا (امامت: ۱۸۳ تا ۲۰۳ق) زنده بوده میباشد.[۹] برخی گفته‌اند او پیش از سال ۲۰۳ق وفات مسجد غدیر فلاحی مشهد یافت.[۱۰]

برادران عمار، قیس و صباح از راویانی می‌باشند که ثقه معرفی گردیده‌اند.[۱۱] فرزند عمار ساباطی، اسحاق، از راویان حدیث میباشد که دارنده کتاب و اصل میباشد.[۱۲] روضه خوان طوسی، اسحاق را فطحی‌مذهب و ثقه معرفی می‌نماید.[۱۳] همینطور برادرزاده‌اش موسی بن قیس نیز از راویان حدیث مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۴]

مذهب
به گفته طبری صغیر عمار بن موسی ساباطی آغاز سُنّی‌مذهب بود[۱۵] و به دلیل کرامتی که از امام درست گو(ع) مشاهده کرد، در طی امامت امام راستگو(ع) (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) شیعه شد و از یاران امام درست گو(ع) شوید.[۱۶] وی بعد از شهیدشدن امام راست گو(ع)، به امامت عبدالله افطح قائل مسجد بابا قدرت مشهد شد.[۱۷]

بعضا گفته‌اند او تا انتها قدمت فطحی‌مذهب بود.[۱۸] اندک بودن احادیث او از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) به همین خیال و خاطر دانسته شد‌ه‌است.[۱۹] در مقابل بعضا دیگر معتقدند که او بعداز مدتی قائل به امامت امام کاظم(ع) شد.[۲۰] آورده شده او به دلیل محافظت جان امام کاظم(ع) یا این که محافظت جان خویش مذهبش را نهفته می کرد[۲۱] و به دلیل فشار مهدی عباسی بر شیعه‌ها و زندانی‌بودن امام کاظم(ع) نتوانسته احادیث متعددی از امام کاظم(ع) نقل نماید.[۲۲] در طی امامت امام رضا(ع) نیز کهولت سنش بازدارنده میشد که به مدینه و مرو که محل سکونت امام رضا(ع) بود، برای شنیدن حدیث رفت و آمد نماید.[۲۳] همینطور روایتی از امام کاظم(ع) نقل شد‌ه‌است که به رجوع و برگشت او به امامت امام کاظم(ع) اشاره داراست.[۲۴]

راوی حدیث
به گفته آیت الله خویی اسم عمار بن موسی در مدرک ۱۲۸ قصه آمده میباشد.[۲۵] وی از امام راستگو(ع) و امام کاظم قصه نقل نموده است.[۲۶] همینطور راویانی زیرا ابوالحسن ساباطی، حماد بن عثمان، قدمت بن شداد ازدی، محمد بن سنان، مروان بن مسلم و مصدق بن صدقه از وی داستان کرده‌اند.[۲۷]

احادیث منقول از او بیشتر در موضوعات فقاهتی میباشد [۲۸] از این رو روضه خوان موثر اورا از فقیهانی دانسته که احکام حلال و حرام از آن ها گرفته می گردد.[۲۹] از وی روایتی درباره فضلیت نماز در مسجد النبی نقل شد‌ه‌است.[۳۰]

وثاقت
بیشتر رجالیان شیعه، قائل به وثاقت وی می باشند.[۳۱] عبدالله مامقانی رجالی شیعه، وثاقت عمار ساباطی را اجماعی دانسته میباشد.[۳۲] با این اکنون علامه حلی[۳۳] و ابن داود حلی[۳۴] او‌را در قسمت ضُعَفای کتاب‌های رجال خویش آورده‌اند که آورده شده به خیال و خاطر فطحی‌بودنش تا نقطه پایان قدمت بوده میباشد.[۳۵] روضه خوان طوسی، گفته میباشد بر فرض که عمار ساباطی فطحی باشد، ضرری به وثاقت وی در نقل قصه نمی‌زند.[۳۶] همینطور به گفته روحانی طوسی در العدة فی اصول الفقه، چنانچه راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در سپرده آیتم اعتقاد و باور بود، در صورتیکه که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن شغل نکرده باشد، بایستی به روایاتش فعالیت خواهد شد و به همین جهت میباشد که امامیه به احادیث فطحیه و واقفه شغل می‌نمایند.[۳۷]

به گفته احمد بن علی نجاشی از عالمان رجال قرن پنجم قمری، عمار ساباطی دارنده کتاب بوده و گروهی از آن داستان کرده‌اند[۳۸] و آیتم اتکا عالمان بوده میباشد.[۳۹]

بازدید : 55
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:55


زید بن حارثه (درگذشته ۸ قمری)، آزادشده و فرزندخوانده فرستاده پروردگار(ص) و از اول مسلمان‌ها و فقط صحابی میباشد که نامش در قرآن آمده میباشد. او فرماندهی مبارزه موته را بر ذمه داشت و در همین مبارزه به شهیدشدن رسید. مزار وی و دیگر شهدای موته در اردن زیارتگاه مسلمانها مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

نسب و کودکی
بابا زید، حارثه بن شراحیل از قوم بنی کلب قُضاعَه[۱] و مادرش، سعدی بن ثعلبه بن عامر از خویشان بنی معن و طی بودند.[۲] او‌را زید الحُبّ می‌گفتند، زیرا فرستاده خداوند او‌را دوست می‌داشت.[۳] زید آزاد شدۀ پیامبر پروردگار(ص) بود و به همین باعث زید و فرزندش اسامه را از مَوالی فرستاده(ص) مسجد غدیر فلاحی مشهد می‌خوانده‌اند.[۴]‌

از تاریخ به دنیا آمدن زید خبر دقیقی در اختیار وجود ندارد. وی در طی نادانی به یاروهمدم مادرش به دیدار قوم و قبیله بنی معن رفت. در به عبارتی روز ها این خویشاوندان آیتم هجوم معاند قرار گرفت و زید اسیر شد. حدود ۸ سال داشت که حکیم بن حزام اورا در بازاری از نواحی مکه برای خدیجه خرید. خدیجه بعداز تزویج، او‌را به فرستاده پروردگار کادو کرد. حضرت محمد(ص) زید را آزاد کرد و آنگاه او را در منزل خویش نگه داشت.[۵] گفته‌اند که رسول در آن فرصت ۱۰ سال از زید بزرگتر مسجد بابا غدیر مشهد بوده میباشد. [۶]

سال‌ها آنگاه، زید در موسم حج گردآوری‌ای از عموم قوم خویش را روءیت کرد، از روش آن ها خبر سلامتش را به بابا و مادرش رساند. پدرش در فراق وی اشعاری سروده میباشد.[۷] بابا زید از پیامبر آفریدگار(ص) درخواست کرد تا در قبال اخذ بهای زید، اورا به آنها برگرداند، ولی فرستاده(ص) زید را در میان ماندن نزد خودش و برگشت به سوی خاندان‌اش مخیر کرد، زید ماندن نزد نبی را برگزید، حارثه اظهار‌کرد:‌ای فرزند! بندگی را بر آزادگی تفویض می‌نمائی و بابا را مهجور می گذاری؟ زید اعلام‌کرد: اینجانب از آن هنگامی که فرستاده را چشم‌ام دیگر هیچ وقت کسی را بر آن حضرت سپردن مسجد بابا قدرت مشهد نخواهم کرد.

در بعضی منابع تاریخی اهل سنت آمده میباشد که حضرت محمد(ص) زیرا این کلام از زید شنید، او‌را به حجر مکه آورد و فرمود:‌ زید فرزند اینجانب میباشد، از اینجانب ارث میبرد و اینجانب نیز از وی ارث میبرم. از آن مجال اورا زید بن محمد(ص) می‌خواندند تا آنکه نشانه‌ها ۴ - ۶ سوره احزاب نازل شد که فرزند خوانده را به نام بابا خودش بخوانند. از آن پس زید را زید بن محمد نخواندند.[۸]

اسلام، مسافرت و عقد اخوت
منابع تاریخ اسلام، زید بن حارثه را در زمره اولیه گروندگان به اسلام مذکور‌اند.[۹] زمانی که نبی اکرم به رسالت برگزیده شد و به منزل رجوع، خدیجه، علی بن ابیطالب و زید بن حارثه در منزل وی به رمز می‌بردند. او‌را بعداز حضرت علی(ع) اول مرد مسلمان شناخته گردیده‌است.[۱۰] اما براساس بعضی نقل‌ها، زید بن حارثه اولی مسلمان بوده میباشد.[۱۱]

بعداز آنکه نبی(ص) به مدینه مسافرت کرد، زید و ابورافع مأمور ملازمت فاطمه(س)، ام کلثوم و سوده بودند. در‌این مسافرت زید، همسرش ام ایمن و فرزندش اسامه را نیز به یار داشت.[۱۲]

حمزه بن عبدالمطلب در قول برادری مسلمانها در مکه با زید بن حارثه عقد اخوت بسته بود. وی در روز اُحُد هم زید را وصی خویش کرد.[۱۳] بعد از مهاجرت، نیز نبی پروردگار(ص) در میان زید و اسید بن حضیر عقد برادری بست.[۱۴]

زید فقط صحابی نبی میباشد که اسم وی در قرآن آمده میباشد:[۱۵]

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»(سوره احزاب: آیه ۳۷)
([به خیال بیاور] زمانى را که به آن کس که خدا به وی نعمت داده بود و تونیزبه وی نعمت داده بودى [به فرزند خوانده‌ات «زید»] مى گفتى: «همسرت را براى خویش نگاه دار و از خداوند بپرهیز.» و در دل خویش چیزى را نهفته مى داشتى که معبود آن را آشکار مى نماید; و از عموم مى ترسیدى در حالى که پروردگار سزاوارتر میباشد که از وی بترسى. هنگامى که زید نیازش را از آن زن به راز آورد [و از وی غیر وابسته شد]، ما او‌را به همسرى تو درآوردیم تا مشکلى براى مؤمنان در وصلت با همسران پسرخوانده هایشان ـ هنگامى که از آنان بى نیاز شدند [و آنان‌را جدایی دادند] ـ نباشد; و امر خداوند اعمال شدنى میباشد [و سنّت خطا تحریم این زنان بایستی شکسته خواهد شد].)

بازدید : 66
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:27


داوود بن قاسم بن اسحاق (درگذشت ۲۶۱ق)، معروف به ابوهاشم جعفری و داوود بن قاسم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، بوده و از راویان آیتم متکی بودن و نام دار امامیه به شمار مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می‌رود.

به دنیا آمدن و نسب
داوود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، اسم و نسب بدون نقص اوست. بابا او، قاسم بن اسحاق از اصحاب امام راستگو(ع) [۱] و از یاران محمد بن عبدالله، پر اسم و رسم به نفس زکیه بوده میباشد. نقل شده که او از طرف نفس زکیه، امیر یمن شد؛ ولی قبل از آنکه فعالیت خویش را آغاز نماید، نفس زکیه به قتل مسجد غدیر فلاحی مشهد رسید.[۲]

مامان بلندمرتبه ابوهاشم (مامان قاسم بن اسحاق)، ام حکیم دختر قاسم بن محمد بن ابی‌دیده نشده میباشد. وی بابا ابوهاشم پسر خاله امام درست گو(ع) بوده میباشد.[۳] طابق منابع، او بومی بغداد بوده میباشد.[۴] و احتمالا در اواخر سده دوم هجری متولد گردیده‌است چراکه او در مسافرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو، در شهر ایذه (ایذج) به دیدار مسجد بابا غدیر مشهد وی می‌رود.[۵]

وکالت
سازمان وکالت تحت عنوان وسیله‌ای برای رابطه در میان شیعه ها و امامان شیعه بود که با شدت تصاحب کردن در اختیار گرفتن خلفای عباسی و نیز برای مهیا‌سازی شیعه ها برای غایب بودن امام مجال (عج) صورت گرفته بود. ابوهاشم جعفری نیز یک کدام از اشخاص آیتم پشت گرمی ائمه(ع) بود که در طول غایب بودن صغرای امام مجال(ع) نیز وکالت وی را برای مدتی در دست مسجد بابا قدرت مشهد داشت.[۶]

قصه‌کنندگان از او
عده ای از راویان حدیث شیعه از او نقل حدیث کرده‌اند مثل علی بن ابراهیم قمی، یحیی بن هاشم، اسحاق بن محمد نخعی، آسوده بن زیاد آدمی، محمد بن حسان، ابواحمد بن راشد، احمد بن محمد بن عیسی، محمد بن عیسی، محمد بن ولید، محمد بن احمد علوی، احمد بن اسحاق، محمد بن زیاد، احمد بن ابی عبدالله برقی، ادب بن شاذان نیشابوری، سعد بن عبدالله اشعری، عبدالله بن جعفر حمیری، و... [۷]

حیث بزرگان شیعه
ابوهاشم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بوده و از راویان آیتم اتکا و نام دار امامیه به شمار می‌رود.[۸] رجال‌شناسان و مورخان شیعه به عنوان مثال ابی‌جعفر برقی (متوفی ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) [۹]، کشی (متوفی ۳۳۰ق)،[۱۰] مسعودی (متوفی ۳۴۶ق)،[۱۱] نجاشی (متوفی ۴۵۰ق)،[۱۲] روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰ق) در الفهرست،[۱۳] و رجال،[۱۴] ابن داوود حلی (متوفی ۷۰۷ق)،[۱۵] علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق) [۱۶] و غیره ابوهاشم را با توصیفاتی زیرا فقیه، عبادت کنندهِ بازهد، وسیع‌المنزلة، جلیل و شریف‌القدر نزد ائمه(ع)، ستوده‌اند.[۱۷]

نسبت بزرگ نمایی
محمد بن قدمت کشی در کتاب رجال خویش، بر طبق بعضا از احادیث ابوهاشم، نسبت طول در عهد (بزرگ نمایی) را به وی اعطا کرد.[۱۸] در کتاب اعیان الشیعه آمده:این اتهام بزرگ نمایی به خیال این میباشد که ابوهاشم معجزات متعددی را از ائمه اطهار(ع) ماجرا نموده است که علمای شیعه، مثال‌های اینچنینی را در ستون بزرگ نمایی اکانت کرده‌اند، [۱۹] مامقانی در این مورد می‌نویسد:

این جايگاه سفارت و وکالت برای حضرت حجت امام فرصت علیه السلام از هر توثیق و تعدیلی برای جناب ابوهاشم جعفری فراتر میباشد. و بالجمله در وثاقت و جلالت و بزرگی‌شأن این مرد هیچ شکی وجود ندارد.[۲۰]
سید ابوالقاسم خویی نیز نوشته میباشد:

عبارت کشی که میگوید ماجرا وی دلالت بر طول در قسم (بزرگنمایی) دارااست، از دو جهت قابل رسیدگی میباشد نخستین اینکه یا این که بایستی در داستان تحریفی انجام شده باشد و یااینکه از آن عزم در معنای غیر ظاهری گردیده باشد، که هر دو این مورد ها به خیال و خاطر شرایط ممتاز ابوهاشم در نزد حضرات معصومین علیهم‌السلام، منتفی می باشد. پس بدین ترتیب چطور میگردد نسبت بزرگ نمایی را به‌این شخصیت ارجمند اعطا کرد؟ پس اشکالی در وثاقت وی وجود ندارد.[۲۱]
محدث قمی هم این نظر را دارد:

آنچه که ابوهاشم ماجرا کرده و مشاهده نموده از دلائل و معجزات حضرت امام حسن عسکری علیه السلام زیاده از آن میباشد که در اینجا بیان خواهد شد و قصه گردیده از آن جناب که اعلام کرد: درون نشدم بر حضرت امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهماالسلام هیچ وقت، مگر آنکه دیدم از وی دلالت و برهانی.[۲۲]
تالیفات
برای ابوهاشم دو کتاب «‌خبر‌ها ابوهاشم‌» و «‌مجموعه اشعار‌» اشعار و قصاید وی در مدح اهل بیت(ع) مذکور[۲۳] که هر دو کتاب را ابن عیاش گردآوری کرده است،[۲۴] اما فعلا این دو کتاب در دسترس نیستند.

صراحت ذکر
ابوهاشم با تک تک خضوع در قبال معصومان(ع)، نسبت به حکام ظلم جور، در غایت بی‌پروایی و جسارت بود و با خلفای عباسی تضارب داشت[۲۵] و به منجر همین نقدها، چند توشه به زندان زمین خورد.[۲۶] بعداز قیام یحیی بن زید و شهید شدن وی، هنگامی که رمز یحیی را نزد محمد بن عبدالله طاهری آورده بودند، گردآوری‌ای این موفقیت را به او شادباش می‌گفتند. البته ابوهاشم فارغ از هیچ هراس‌ای وارد دربار حکومت می گردد و خطاب به حکم کننده می گوید:

ای امیر، برای قتل کسی شادباش می گویند که در صورتی نبی پروردگار(ص) زنده بود، وی را به این مصیبت تسلیت می‌گفتند.!! [۲۷]
اورده شده که همگی از این حرف متأثر شدند و کسی نتوانست دم برآورد،[۲۸] و هنگام خروج این شعر را در مدح یحیی شهید می خواند:

یا این که بنی طاهر کلوه وبیا
ان لحم النبی غیر مری
ان وترا یکون طالبه الله
لوتر بالفوت غیر حری
ترجمه:

ای بنی طاهر بخورید که بیماری زاست، گوشت پیمبر [و اولاد نبی] گوارا و خوردنی وجود ندارد.
انتقامی که آفریدگار طالب بوده و درصدد آن باشد، فراموش شدنی وجود ندارد. [۲۹]
البته در عین درحال حاضر مقام او نزد زمامدارن با شخصیت شمرده می شد. چنانکه در سال ۲۵۱ق در جریان کودتا کوفه به رهبری حسین بن محمد علوی، که با حضور ششصد مرد جنگی قیام کرده بود، ابوهاشم جعفری از طرف مزاحم بن خاقان کارگزار عباسی، تحت عنوان میانجی برای مذاکرۀ با حسین نبی شد.[۳۰]

درگذشت
او در جمادی الاول سال ۲۶۱ق در سامراء در سپری شد. خطیب بغدادی در کتاب خویش آورده میباشد که او در سال ۲۵۲ق از مدینة السلام (بغداد) به سامراء تبعید گردیده و تا پایان قدمت در آنجا بوده میباشد[۳۱] ذبیح‌الله محلاتی در کتاب مآثر الکبراء اسم او‌را در شمار مدفونان در بقاع عسکریین آورده میباشد.[۳۲]

بازدید : 36
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:57

(زنده در ۶۶ق) از اصحاب ائمه شیعه و از راویان حدیث بوده میباشد. وی به یار برادرش دعای عرفه را از امام حسین(ع) داستان نموده است. او همینطور در مسافرت امام سوم شیعه ها از مکه به عراق در منزلگاه ذات عِرق با او دیدار کرد و زمانی حسین بن علی(ع) از اوضاع و احوال عراق پرسید، جواب اعطا کرد که دل‌های عموم با شما، البته شمشیرهای آن ها با بنی‌امیه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.

او در اتفاق عاشورا حضور نداشت ولی بعد ها از ملازمت و همراهی نکردن امام حسین(ع) اظهار پشیمانی کرد. معرفی اجمالی، انسان بن برنده اسدی کوفی ملقب به ابوصادق[۱] فرزند یکی صحابه نبی، پیروز بن آدم اسدی[۲] و از طایفه بنی‌اسد بوده میباشد.[۳] در منابع به مجال و جای ولادت وی اشاره نشده مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۴]

احمد بن محمد برقی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۲۸۰ق) آدم را از صحابه نبی(ص) دانسته میباشد.[۵] همینطور سید محسن امین (درگذشت ۱۳۷۱ق) در اعیان الشیعة نیز به گزارش ابن سعد، مولف کتاب طبقات الکبری، آدم را از صحابه‌ای دانسته که به کوفه مسافرت مسجد بابا غدیر مشهد کرده‌اند.[۶]

در برخی از منابع تاریخی از شخصی به اسم انسان بن برنده تحت عنوان یک کدام از فرماندهان لشکر حجاج بن یوسف در مبارزه با شورشیان خوارج حافظه گردیده‌است.[۷] که در همین کارزار در سال ۷۶ق کشته شد.[۸] اما در برخی از منابع رجالی از دو نفر با اسم انسان بن پیروز اسدی خاطر شد‌ه‌است.[۹] و دلیلی نیست که‌این انسان، به عبارتی انسان مشهور (اخوی بشیر بن چیره) مسجد بابا قدرت مشهد باشد.

راوی حدیث
احمد بن محمد برقی (درگذشت ۲۸۰ق) و روضه خوان طوسی (درگذشت ۴۶۰ق) از رجال‌نویسان شیعه، آدم بن برنده را از اصحاب و راویان ائمه(ع) دانسته‌اند اما اطلاعاتی از معاش وی ارائه نکرده‌اند.[۱۰] روضه خوان طوسی صرفا با اشاره به اسدی و کوفی بودن او، اورا از راویان حدیث و از اصحاب امام حسین(ع)[۱۱] و امام سجاد(ع) دانسته میباشد.[۱۲] برقی نیز ضمن بیان اسم وی در ستون اصحاب امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و امام سجاد(ع)، او را از اصحاب امام علی(ع) دانسته که در کوفه معاش می‌نموده است.[۱۳]

از انسان بن چیره احادیث فراوانی در کتاب ها روایی و غیرروایی در قضیه‌های متعدد، مثلا محبت اهل‌بیت(ع)،[۱۴] تعبیر و تفسیر،[۱۵] اجر تلاوت قرآن[۱۶] و خبرها ظهور قائم[۱۷] نقل شد‌ه‌است. وی به یار و همدم برادرش بشیر بن پیروز دعای عرفه را از امام حسین(ع) نقل نموده است.[۱۸]

مذهب و وثاقت
به گمان بعضا پژوهشگران، تصریحی به مذهب آدم بن پیروز بین رجالیان نیست.[۱۹] با این درحال حاضر عبدالله مامقانی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۵۱ق) با اشاره به مجهول الحال بودن انسان، اورا امامی‌مذهب دانسته میباشد.[۲۰] سید محسن امین با اعتماد به آنچه به محمد بن قدمت کَشّی رجالی شیعه در قرن چهارم نسبت داده شده، او‌را دانا، فاضل و جلیل القدر خوانده میباشد، البته میافزاید که‌این مقاله در کتاب رجال کشی نیست و اصولاً اینگونه ادبیاتی در توثیق یک راوی از متقدمانی زیرا کشی صادر نمی شد و این نوع جمله ها وابسته به متأخران میباشد.[۲۱] با این حالا با استناد به آوازه دعای عرفه بیان شده وی راوی موثقی میباشد.[۲۲]

ملاقات با امام حسین(ع)
آدم بن چیره در هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سوی عراق در ناحیه ذات عرق با او دیدار کرد.[۲۳] حسین بن علی(ع) از وی درباره وضع عراق پرسید. او در پاسخ اعلام‌کرد دل‌های آنان با شما، ولی شمشیرهایشان با بنی‌امیه میباشد. امام کلام اورا تصدیق کرد که معبود آنچه را بخواهد اجرا می دهد.[۲۴]

گفتگوی امام حسین با انسان بن برنده در ذات عرق

امام حسین(ع): عموم کوفه را به چه شکل دیدی؟
انسان بن چیره: قلب‌های عموم با شما البته شمشیرهایشان با بنی‌امیه میباشد.
راست گفتی‌ای اخوی اسدی! خدا آنچه بخواهد ایفا میدهد و آنچه عزم نماید، امر میدهد.[۲۵]قبل از وی در خانه صفاح نیز همین مضمون را فرزدق به امام (ع) گفته بود.


آدم بن برنده گفتگویی از امام حسین(ع) با ابن زبیر نیز نقل نموده است که امام سوم شیعه‌ها در آن انگیزه هجرت خویش به عراق را تبیین نموده است.[۲۶]

آدم در اتفاق کربلا حضور نداشت.[۲۷] ولی ابن سعد در کتاب طبقات الکبری اعتقاد دارد که او بعد از رخداد عاشورا بر راز مزار امام حسین(ع) رفت و به‌خیال و خاطر یار نشدن با امام حسین(ع)، اظهار پشیمانی نمود.[۲۸]

انسان به‌یار و همدم منهال بن عمرو در حین قیام مختار در سال ۶۶ق به مدینه رفت و به هنگام گفتگوی امام سجاد(ع) با منهال درباره حرملة بن کاهل اسدی حضور داشت[۲۹] همینطور به‌رغم ملازمت ابتدایی با مختار، به‌دنبال در قبال او قرار گرفت و به‌دست مختار ثقفی به زندان زمین خورد.[۳۰]

پانویس
کشی، تفویض معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۱؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۳۶۸.
ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۶.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹.
برای مثال نگاه فرمایید به: ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۰۲؛ امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۷۵.
برقی، الرجال، ۱۳۷۶ش، ص۸.
امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۷۵.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۲۴۴؛ ابن مسکویه، تجربه‌الأمم، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۵؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۰۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۲۴۶؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۹۴.
ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۲، ص۳۰۵؛ ذهبی، واحد سنجش الاعتدال، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۳۲۲.
برقی، رجال برقی، ۱۳۷۶ش، ص۸؛ طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۹۹.
طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۹۹.
طوسی، رجال طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۰.
برقی، رجال برقی، ۱۳۷۶ش، ص۸.
برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۶۱.
صدوق، الامالی، ۱۳۴۲ش، ص۱۵۳؛ حسکانی، شواهدالتنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۷۵.
کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۴، ص۶۱۱، ۶۲۱.
نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۲۳۵؛ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۴۶۲.
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۵، ص۲۱۴.
شرف‌الدین، مع موسوعات رجال الشیعة، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۲۵۷.
مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۱۲، ص۲۹۷.
امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳، ج۳، ص۵۷۶.
«بِشْرِ بْنِ غَالِب؛ صحابی جامانده از عاشورا»، خبرگزاری بسیج.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹-۷۰.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۶۹-۷۰.
ابوالشیخ، طبقات المحدثین، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۸۶.
عده ای از نویسندگان، مع الرکب الحسینی، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۹۰.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۴ق، خامسه۱، ص۵۰۱.
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۷۵.
صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۴۸.
منابع
ابن ابی‌زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة، طهران، تکثیر صدوق، ۱۳۹۷ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،دار صادر، ۱۳۸۵ق.
ابن اعثم کوفی، احمد، کتاب الفتوح، استیناف علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، مطالعه عبدالفتاح ابوغدة، دار البشائر الاسلامیه، البطعة الاولی، ۲۰۰۲م.
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و...، استیناف خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری (خامسه۱)، بازرسی محمد بن صامل السلمی، مکتبة الصدیق، الطبعة الاولی، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
ابن مسکویه، احمد بن محمد، تجربیات الامم، استیناف ابوالقاسم امامی، طهران، سروش، ۱۳۷۹ش.
ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق.
امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، قم، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ق.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 281
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 355
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 52
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 918
  • بازدید ماه : 1419
  • بازدید سال : 7001
  • بازدید کلی : 46277
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی