loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 46
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 10:52


کردار
بهتر‌ترین و بارزترین ویژگی نبی(ص) بعد از آن اخلاقی وی بوده میباشد. قرآن دراین مورد میگوید که «تو بر اخلاقی گران قدر و گرانمایه توکل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد داری».[۱۶۱]

در وصف کردار و صفات نبی(ص) گفته‌اند که اکثر وقت ها بی صدا بود و جز در توا‌ن نیاز حرف نمی‌اعلام کرد. هیچ وقت تک تک دهن را نمی‌گشود، بیشتر تبسم داشت و هیچ‌گاه به صدای بلند نمی‌خندید، زیرا به کسی می‌خواست مسجد غدیر فلاحی مشهد روی نماید

، با مجموع بدن خود برمی‌گشت. به پاکیزگی و خوشبویی بسیار عشق‌مند بود، چندان‌که زیرا از جایی گذر میکرد، رهگذران بعد از وی، از تاثیر بوی خوش، حضورش را درمی‌یافتند. در کمال آسانی می‌زیست، بر زمین می‌گرد هم آیی و بر زمین غذا مسجد بابا غدیر مشهد میخورد

و هیچوقت تکبر نداشت. هیچ‌گاه تا حد سیری طعام نمیخورد و در اکثری مفاد، به‌ویژه آن گاه که نو به مدینه درآمده بود، گرسنگی را پذیرا بود. با اینهمه، زیرا راهبان نمی‌زیست و خویش می‌فرمود که از نعمت‌های عالم به حد، سود گرفته، مسجد بابا قدرت مشهد هم روزه داشته

و هم عبادت نموده است. کردار وی با مسلمان‌ها و حتی با متدینان به دیگر ادیان، روشی بر اساس شفقت و بزرگواری و سپری شد و بخشندگی بود. سیرت و معاش وی چنان مطبوعِ دلِ مسلمان‌ها بود که تا جزئی‌ترین کناره‌های آن را سینه‌به‌سینه نقل می‌کردند و آن را امروز هم سر مشق معاش و آئین خویش قرار میدهند.[۱۶۲]

تواضعش چنان بود که مانند بندگان طعام میخورد وبر زمین می‌گردهمایی و به تعبیر و تفسیر امام درست گو(ع) از وقتی که مبعوث گردیده به دلیل تواضع برای پروردگار هیچگاه چنانچه توکل داده بود خوراک نخورد.[۱۶۳] امام علی(ع) در تعریف سیمای رسول(ص) میفرماید: «کسی که فارغ از شناخت قبل اورا می‌روئت کرد هیبتش اورا فرامی‌گرفت. کسی که با وی معاشرت می کرد و با وی آشنا میشد دوستدار وی میگردید».[۱۶۴] «نبی نگاهش را دربین یارانش تقسیم می کرد و به کسی که به‌اندازه هم اندازه حیث می‌افکند.»[۱۶۵] «هیچ وقت نبی پروردگار با کسی دست نداد(مصافحه نکرد) که دستش را از دست وی بردارد جز آنکه آن طرف آغاز دستش را بکشد.»[۱۶۶]

رسول(ص) با هر کسی به‌اندازه گنجایش و عقلش رای زنی می کرد.[۱۶۷] عفو وی به هر که که ظلمی نسبت به وی مرتکب گردیده بود نزد کلیه آوازه داشت،[۱۶۸] به گونه ای که حتی وحشی (قتل کننده حمزه عموی خویش را) و ابوسفیان معاند دیرینه اسلام را نیز داد. فرستاده(ص) بعد از اسلام آوردن وحشی و گزارش وی درباره کیفیت کشتن حمزه وی رابخشید و به وی فرمود: «غَیّبْ وجهَک عنی» خودت را از نظرم بدور بدار (در جلو چشمانم ظواهر مشو)[۱۶۹] مطهری(۱۳۵۸ش) اسلام پژوه شیعه بر این اعتقاد میباشد که خواسته برای مثال «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَشغلِمَ الْاخْلاقِ‏ این میباشد که اینجانب مبعوث شدم که اخلاقی را کامل شدن کنم که در آن روح مکرمت می باشد؛ یعنی خلق و خوی بزرگواری، خلق آقایی (البته خیر آقایی به معنای آن سیادتی که بر دیگری مسلط بشوم)، بلکه آقایی‌ای که روح اینجانب آقا باشد و از پستی، دِنائت، لاف، غایب بودن، از آحاد صفات رذیله احتراز داشته باشد، خودش را رفیعتر و فراتر از اینها بداند.[۱۷۰] بنابر روایتی که صدوق در علل الشرایع از امام درستگو(ع) نقل کرده زمانی یوسف نبی از زلیخا پرسید چرا به اینجانب دل بسته بودی اظهار‌کرد به خیال و خاطر زبیایی‌ات؛ یوسف به وی اعلام کرد تو در صورتی فرستاده آخرالزمان که نامش محمد میباشد را مشاهده کنی چه خواهی خاطرنشان کرد وی زیباتر و خوش‌خُلق‌خیس و بخشنده‌خیس از اینجانب میباشد. [۱۷۱]

بازدید : 22
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 10:24


مسائلُ لأبی محمد الحسن
حمیری همینطور کتابی با تیتر مسائلُ أبی محمدالحسن علی ید محمد بن عثمان العَمری تألیف کرده که نقل قولهایی از آن در اثر ها مختلف امامیه ما‌نده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد.[۲۸]

براساس این نقل قولها، به لحاظ می رسد که نصیب اعظم این کتاب، سوال‌های شرعی از امام عسکری(ع) بوده که حمیری آن ها را از روش محمد بن عثمان عَمْری دومی نایب خاص، به امام می‌رسانده و جواب‌هایی نیز از روش عمری می‌گرفته مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.[۲۹]

الدلائل
عبدالله بن جعفر حمیری اثراتی نیز در قضیه امامت تألیف نموده است. او کتاب مهمی با اسم الدلائل داشته میباشد[۳۰] که تا قرن هفتم جان دار بوده و بهاءالدین اربلی[۳۱] و ابن طاووس[۳۲] قسمت‌هایی از آن را نقل کرده‌اند. ابن طاووس ورژن‌ای از این کتاب را، به خط احمد بن حسین ابن غضائری، در مشت داشته مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۳۳]

کتاب الغیبه
برای مثال اثرها حمیری درباره غایب بودن، کتاب الغیبة میباشد. همینطور او تألیف دیگری دراین مورد داشته که نجاشی[۳۴] هم از آن با اسم الغیبة و الحیرة خاطر کرده و احتمالا به عبارتی میباشد که طوسی، به گزارش ابوجعفر محمدبن جعفر ابن بُطّه قمی، اسم آن را الفترةُ والحیرة بیان مسجد بابا قدرت مشهد نموده است.[۳۵]

ابن ابی زینب،[۳۶] ابن بابویه[۳۷] و روحانی طوسی در کتاب الغیبة[۳۸] احادیث فراوانی درباره غایب بودن از حمیری نقل کرده‌اند که برگرفته از اثر ها او در‌این باب میباشد.

روضه خوان صدوق در کتاب التوحید[۳۹] روایاتی به گزارش مشایخ خویش از حمیری آورده که احتمالا از کتاب العظمة و التوحید یا این که کتاب التوحید و البداء و الارادة و الاستطاعة و المعرفة[۴۰] میباشد که روضه خوان طوسی[۴۱] از کتاب اخیر با تیتر التوحید و الاستطاعة و الافاعیل و البداء خاطر نموده است.

قرب الاسناد
فقط کتاب جانور از حمیری، قُرب الاِسناد میباشد. نجاشی[۴۲] از سه کتاب حمیری با اسم‌های قرب الاسناد الی الرضا ، قرب الاسناد الی ابی جعفر بن الرضا، و قرب الاسناد الی مالک الامر حافظه کرده، ولی روضه خوان طوسی[۴۳] صرفا از قرب الاسناد ذکر شده میباشد.

قرب الاسناد به اثراتی اطلاق می گردد که در آن، محدّث، روایات را با کوتاه‌ترین نحوه تا معصوم قصه نماید. حمیری در تألیف این کتاب از متن‌ها سابق‌خیس نیز سود کرده[۴۴] که از مهم ترین آن ها، کتاب المسائل علی بن جعفر عُریضی میباشد که حمیری قسمت اعظم آن را در کتاب خویش آورده میباشد.[۴۵]

ابن ادریس حلّی[۴۶] روایاتی از قرب الاسناد حمیری نقل کرده، البته به غلط این کتاب را به فرزند او، محمد نسبت داده میباشد. منشأ این اشتباه ظاهرا آن میباشد که سلسله گواهی آغازین کتاب به فرزند حمیری منتهی می شود.[۴۷]

شاهد اصلی بر صدق انتساب قرب الاسناد به عبدالله بن جعفر حمیری آن میباشد که ابن‌ادریس حلی،[۴۸] در نقل پیمان از این کتاب، حدیثی را مستقیم از محمد بن حسین بن ابی الخطاب (متوفی ۲۶۲ق) آورده که طبقه حدیثی آن صرفا با طبقه مشایخ عبداللّه بن جعفر انطباق داراست.

پانویس
سید کباری، منطقههای علمیه شیعه در گستره عالم، ص۲۵۶
نجاشی، رجال نجاشی،چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۲۱۹.
نجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق، ص۳۵۴ ـ ۳۵۵.
طوسی، رجال،چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۴.
نجاشی، رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۳۸، ۵۹، ۱۶۸، ۳۰۲، ۴۳۰.
نجاشی، رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۵۵، ۱۳۷.
حمیری،قرب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق، ص۳۷۹.
نجاشی، رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۱۶۸.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۶۳.
طوسی، الامالی، قم، ۱۴۱۴ق،ص۹، ۲۲، ۲۰۳.
طوسی، الامالی، قم، ۱۴۱۴ق،ص۱۳، ۳۸، ۲۰۱.
طوسی، الامالی، قم، ۱۴۱۴ق،ص۸۶، ۲۳۸، ۶۹۷.
نجاشی، رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۱۷۶، ۲۷۴.
نجاشی، رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق،ص۴۳۰.

بازدید : 21
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:22


رابطه با اهل بیت
بنابر احادیث جان دار، کمیت به‌تیتر شاعری که در حین بنی‌امیه به حمد فامیل فرستاده می‌پرداخت، موردتوجه امام سجاد، امام باقر و امام راست گو بود و روایاتی بر طبق دعای آن ها برای وی نقل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد شد‌ه‌است.[۱۲]

همینطور بیان شده کمیت هدایای دنیوی را که به‌خیال و خاطر سرایش اشعارش در مدح اهل‌بیت(ع) بود نمی‌عهده دار شد و گاه پیراهنی از امام سجاد یا این که امام باقر درخواست می کرد تا بدان تبرک مسجد غدیر فلاحی مشهد جوید.[۱۳]

قصائد هاشمیات
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: قصائد هاشمیات
قصائد هاشمیات که کمیت بن زید اسدی آن را در مسافت ۱۵ تا ۲۰ سال بعد از رخداد عاشورا سروده، از مهم ترین اثر ها وی شمرده گردیده است.[۱۴] این اشعار در هشت قصیده سروده گردیده و درباره فضیلت ها بنی‌هاشم و قوم و قبیله رسول اسلام، اتفاق غدیر خم، غصب خلافت و حقانیت علی(ع)‌،‌ شهیدشدن امام حسین(ع)، حکومت حاکمان ظالم،‌ فجایع بنی‌امیه،‌ قتل زید بن علی و مصائب هاشمیان مسجد بابا غدیر مشهد میباشد.[۱۵]

با این حالا، بیان شده کمیت برای نجات جان خویش قصیده‌ای در مدح بنی‌امیه سروده و دراین‌باره از امام باقر(ع) اذن گرفته میباشد.[۱۶]

مثال‌ای از هاشمیات کمیت درباره مسجد بابا قدرت مشهد امام حسین(ع) و عاشورا
وَ مِنْ أکْبَرِ الأحداثِ کانَتْ مُصیبَهً
عَلَیْنا قتیلُ الَأدعیاءِ المُلَحَّبُ
قتیلٌ بِجَنْبِ الطَّفِّ مِنْ آلِ هاشمٍ
فیالک لحماً لَیْسَ عَنْه مُذَبِّبُ
و مُنْعَفِر الخَدَّیْنِ مِنْ آل هاشم
أَلا حَبَّذَا ذاكَ الجبینُ المترَّبُ[۱۷]

ترجمه فارسی:

و از مطرح ترین حادثه ها که مصیبتی والا بر ما بود
[شهیدشدن] آن شهید پاره‌پاره به‌دست زنازادگان میباشد.
کشته‌ای از قوم هاشم برکناره کشور طفّ
شگفتا از آن تن پاره‌پاره که هیچ مدافعی برای آن وجود ندارد.
و آن سیرتکامل‌های آلوده و کثیف به خاک از آل‌هاشم
هان چه پسندیده پیشانی کثیف به خاکی میباشد.[۱۸]


پانویس
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۵.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۵.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۳۰.
عبدالعظیم‌زاده، «هاشمیات»، ص۱۳۱.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۵.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۲۸.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۲۸.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۳۰.
مرزبانى، خبر ها شعراء الشیعه، ۱۴۱۳ق، ص۷۱ و ۱۷۸.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۳۰.
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۹۹۴م، ج۱۷، ص۳۰.

بازدید : 22
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 16:17


معاش‌طومار
محمدهادی امینی در سال ۱۳۱۴ش (۱۳۵۵ق) در تبریز به‌جهان آمد. پدرش عبدالحسین امینی تالیف کننده کتاب الغدیر بود. وی در زمانه نوجوانی به‌یاروهمدم خانواده‌اش به نجف رفت. امینی از معاودین بود و در سال ۱۳۵۰ش به جمهوری اسلامی ایران برگشت و در طهران سکونت کرد. مرتضی امینی نجفی از فرزندانش در سال ۱۳۶۰ش در طهران از سوی سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور ایران مسجد غدیر بلوار معلم مشهد ترور شد.[۱]

وفات
امینی در ۲۵ آبان سال ۱۳۷۹ش موازی با ۱۸ شعبان سال ۱۴۲۱ق در طهران درگذشت و در آرامستان گلشن فردوس قم دفن مسجد غدیر فلاحی مشهد شد.[۲]

شغل‌های علمی و مطبوعاتی
تحصیلات حوزوی امینی در حوزه علمیه نجف سپری شد. سید محسن طباطبائی حکیم، محمدعلی غروی اردوبادی، آقابزرگ تهرانی، سیدعلی فانی، سیدحسین حمامی، محمدتقی جعفری و پدرش علامه امینی از استادان وی بودند.[۳] او اجازاتی از سید محسن طباطبائی حکیم، سید ابوالقاسم خویی و محمدهادی میلانی مسجد بابا غدیر مشهد داشت.[۴]

امینی در دانش گاه معهد الدراسات الاسلامیه بغداد ادامه علم آموزی اعطا کرد و در خبرنامه‌ها و مجلات بغداد به کتابت مقاله ها روی آورد. او بعد از رجوع و برگشت به نجف، مقاله‌ها زیادی در مجله‌های التوحید، العدل و روزنامه العرفان لبنان نوشت و هم‌زمان رییس هیئت تحریریه مجله القدوة شوید. وی در سال ۱۳۵۷ش به ترکیه مهاجرت کرد و گواهی دکترای ادبیات عرب را از دانش گاه آنکارا مسجد بابا قدرت مشهد اخذ کرد.[۵]

محمدهادی امینی در برپایی کنگره هزاره روحانی طوسی با آقابزرگ تهرانی همیاری داشت و محور آن را شالوده‌ریزی کردند.[۶]

استیناف و تألیف کتاب ها
رسیدگی و تألیف بیش تر از هفتاد کتاب به گویش‌های فارسی و عربی از سایر کار‌های علمی محمدهادی امینی به‌شمار می‌رود.[۷] بیشتر پژوهش ها و تألیفاتش درباره تراجم‌نگاری، فضیلت ها و مناقب اهل‌بیت(ع) و اثر ها ادبی میباشد. بعضی از اثراتی که امینی در اواخر قدمت نگاشته، چاپ نشده میباشد.[۸] او دارنده کتابخانه‌ای بلندمرتبه بود و بعد از تأسیس کتابخانه امام امیرالمؤمنین(ع) در نجف، حدود ۱۰۰۰ جلد کتاب بدین کتابخانه اهدا کرد.[۹]

بعضی اثرها
از مشهورترین اثر ها وی به گویش عربی می‌اقتدار کتاب‌های اصحاب الامام امیرالمؤمین و الرواة عنه، معجم رجال الفکر والادب فی النجف ضمن ألف عام، اعلام نهج‌البلاغه، عید الغدیر فی پیمان الفاطمیین و دیوان سید علی‌خان مدنی را اسم پیروزی.[۱۰] عترت در قرآن، منافقین در قرآن، یاران استوار امام حسین علیه‌السلام و درس‌هایی از مدرسه ولایت از اثرها محمدهادی امینی به لهجه فارسی میباشد.[۱۱]

همینطور کتاب‌های خصائص الائمه(ع)، خصائص امیرالمؤمنین(ع)، الدرة الباهرة، نظم درر السمطین، الکنی و الالقاب و السقیفه و فدک برای مثال اثراتی میباشد که امینی آن ها را تصحیح و تفحص نموده است.[۱۲]

پانویس
حجت‌الاسلام پزشک محمدهادی امینی نجفی، اینترنت‌وبسایت قانونی علامه روضه خوان عبدالحسین امینی نجفی.
خانواده علامه امینی، کتابخانه امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام.
نقیبی، سیری در کتابشناختی نهج‌البلاغه، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۶.
حجت‌الاسلام پزشک معالج محمدهادی امینی نجفی، اینترنت‌وبسایت قانونی علامه روضه خوان عبدالحسین امینی نجفی.
حجت‌الاسلام دکتر معالج محمدهادی امینی نجفی، اینترنت‌وب سایت قانونی علامه روحانی عبدالحسین امینی نجفی.
معاش‌طومار و سرویس ها علمی و فرهنگی آقابزرگ تهرانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۸.
خانواده علامه امینی، کتابخانه امام امیرالمؤمنین علیه‌السلام.
نقیبی، سیری در کتابشناختی نهج‌البلاغه، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۶و۱۴۷.

بازدید : 15
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 20:02


معنی‌شناسی
معاد در اصطلاح متکلمان رجوع و برگشت روح به جسم در قیامت و زنده شدن مجدد اوست تا به جاری ساختن وی مطالعه خواهد شد و نیکوکاران به فردوس و نعمت‌های جاودانی و بدکاران به کیفر و عذاب مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خویش برسند

.[۳۸] عبدالله جوادی آملی معاد را رجوع بشر به پروردگار معنی نموده است.[۳۹] سعدالدین تفتازانی، از عالمان اهل‌سنت در قرن هشتم قمری، چهار معنی برای معاد بیان نموده است: رجوع به وجود بعداز نیستی، گردآوری شدن اجزای تن بعد از پراکندگی آنان، رجوع به حیات بعد از مرگ آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و رجوع و برگشت

روح به تن بعداز طلاق آنان.[۴۰] برخی معاد را تیم سیر و معاش بشر در دانا دیگری بعد از مرگ دانسته‌اند.[۴۱] به گفته علامه مجلسی، معاد در لغت یا این که مصدر میمی میباشد یا این که نام مجال و یا این که نام جای . بر این مبنا به سه مضمون‌ آمده میباشد: رجوع چیزی به جایى يا به حالى كه از آن منتقل گردیده، فرصت رجوع و برگشت، جای رجوع و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برگشت.[۴۲]

مفاهیم مربوط به معاد
به گفته ناصر مکارم شیرازی، مفسر و فقید، در قرآن تعبیرات گوناگونی از معاد آمده میباشد که قیامت پر اسم و رسم‌ترین تعبیروتفسیر از معاد میباشد و هفتاد توشه در قرآن از رستاخیز به یوم القیامة تفسیر گردیده‌است.[۴۳] از حیث وی، هرمورد از این اسامی و صفات یکی‌از خصوصیت‌های معاد و قیامت را ذکر می‌نماید.[۴۴] از نگرش جعفر سبحانی، مفسر و متکلم، اسم‌ها و اوصاف گوناگون معاد در قرآن نماد از اهتمام قرآن به معاد میباشد. او قیامت را یکی‌از اسم‌های معاد در قرآن دانسته شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۴۵]

بعضی از اسم‌ها و اوصاف متعدد معاد در قرآن عبارت‌اند از:

ستون اسم ستون اسم
۱ الآخِرة /یوم الآخِر (دنیا دیگر) ۱۱. یَومً مَجْموعً له النّاس (روزی که عموم در آن گرد آورده می گردند )
۲. یوم الجَمْع (روزی که کلیه عموم توده می گردند) ۱۲. یوم مُحیط (روز شاگرد)
۳. یوم القِیامَة (روز رستاخیز) ۱۳. یوم عَظیم (روز والا)
۴. یوم الدّین (روز جزا) ۱۴. یَومً یَجْعَلُ الوِلْدانَ شِیْباً (روزی که خردسال ها را پیر می‌گرداند)
۵. یوم البَعْث (روز برانگیختن) ۱۵. الْيَوْمُ الْمَوْعُودُ (روز وعده داده گردیده)
۶. یوم الحَسْره (روز حسرت) ۱۶. يَوْمٌ أَلِيمٌ (روزی دردناک)
۷. یوم الفَصْل (روز طلاق) ۱۷. یوْمُ التَّغَابُنِ (روز آشکار شدن ضرر و زیان‌ها)
۸. یوم الخُبارگذاری (روز جاودانگی) ۱۸. یوْمَ التَّلَاق (روز دیدار)
۹. یوم الخُروج (روز خارج شدن از گور) ۱۹. یَوْمَ لاتَجْزى‌ نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً (روزی که کسی کیفر دیگری را به ذمه نگیرد)
۱۰ یوْمِ الْحِسَابِ (روز احتساب) ۲۰. يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (آن روز که رازها افشا گردد)[۴۶]
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: فهرست اسامی قیامت در قرآن
روضه خوان یا این که جسمانی بودن معاد

بازدید : 15
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:27


پراکندگی شیعه ها
در ایالات متحده عربی شیعه ها اثنی‌عشری، اسماعیلی و زیدی سکونت دارا هستند. داده های عددی دقیقی از تعداد شیعه ها در چنگ وجود ندارد. منابع گوناگون تعداد شیعه‌ها را در‌این سرزمین حدود دو میلیون نفر بیان کرده‌اند که در بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت ایالات متحده عربی را تشکیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد می دهند.[۹]

تا قبل از به اقتدار وصال سعودی‌ها، شرکت های اساسی فقهی شیعه ها به عنوان مثال مساجد و حسینیه‌ها همچنان زنده و فعال بودند و شیعه ها تا آن مجال، آشکارا مراسم عبادی خویش را برگزار می‌کردند و در ناحیههای علمیه محلی، به آموزش علم ها شرعی می‌پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ قرن بیست میلادی، به‌اندازه‌ای بود که قَطیف را نجف خرد می‌خواندند.[۱۰] این عمل‌ها در حکومت آل سعود، با محدودیت‌هایی یار مسجد غدیر فلاحی مشهد بوده میباشد.[۱۱]

شیعه ها اثنی‌عشری عمدتاً در استان‌های شرقی و مدینه و شیعه ها زیدی و اسماعیلی در جنوب ایالات متحده عربی و در بخش ها مرزی با یمن سکونت دارا مسجد بابا غدیر مشهد هستند.

شیعه ها اثنی‌عشری
نوشته‌ی علمی‌های اساسی: احساء، قطیف، مدینه، و نخاوله
اکثر شیعه ها ایالات متحده عربی اثنی عشری میباشند و بیشتر آن ها در حیطه شرقی بویژه استان‌های احساء و قطیف حضور دارا هستند. در دیگر بخش ها مانند دمام و مدینه نیز شیعه ها حضور مسجد بابا قدرت مشهد دارا‌هستند.

استان احساء:استان احساء حجم متعددی داراست و پهنه آن تا مرز قطر ادامه داراست. بافت کلی ساکنان این حیطه شیعی میباشد و عمر آن به اولِ قرن اولیه ه‍.ق بر می گردد. در حین حکمرانی سلسله آل بویه، دیگر عموم این حوزه‌ نیز به مذهب تشیع گرویدند. در آن مجال این حیطه جزء خاک ایالات متحده عربی نبوده میباشد. در قرن قبلی و بعداز این که وهابیت، این حیطه را در مجموع اشغال کرد، این ناحیه ضمیمه ایالات متحده عربی سعودی شد. در هفوف، مبرز و بخش اعظمی از روستاهای این حوزه‌ شیعه ها سکونت دارا‌هستند.
استان قطیف:در‌این استان یکسری شهر شیعه‌نشین وجود داراست که عبارتند از:
شهر قطیف: این شهر راس استان قطیف میباشد و بیشتر جمعیت آن را شیعه ها تشکیل میدهند. تشیع در‌این شهر از دیرباز وجود داشته میباشد. حسن صفار امام آدینه شهر قطیف، این نظر را دارد بیش تر از نود درصد از ساکنان شهر قطیف را شیعه‌ها تشکیل داده‌اند. [۱۲] ابن بطوطه می‌نویسد:«قطیف شهر بزرگی میباشد که بیشتر ساکنان آن از شیعه ها میباشد وآنان شیعه بودن خویش را با بیان اشهد ان علیا البته الله و حی علی نه العمل اعلام می‌نمایند.» درین شهر طوایف شیعی متعددی معاش‌ می‌نمایند. مهم ترین خویشان‌های شیعی درین شهر عبارتند از: ابوذیب، بحارنه، حبشی، آل خنیزی، صفار، عمران، آل عبدالجبار.
سیهات:سیهات یکی‌از مهم ترین شهرهای حوزه‌ به شمار می‌رود. کلیه ساکنان این شهر شیعه و بیشتر خانواده‌های سیهات از اعراب اصیل و قبایل خوالد، عجمان، هواجر و سبیلاع میباشند. در‌این شهر چند حسینیه نیز می باشد. حسینیه الحسین،حسینیه السالم، الکبیش، شاخور، حسینیه الخلیفه، حسینیه الراشد، حسینه السیهاتی، حسینیه المطوع، حسینیه الناصر و شهاب مهمترین حسینیه‌های این حیطه می‌باشند.
صفوی: صفوی شهری تاریخی و کهن در کنار قلعه جاوان میباشد که پر از اثرها باستانی میباشد. این شهر در شمال قطیف و با مسافت‌اندکی از بندر رأس تنوره(سکوی نفتی پر اسم و رسم) قرار گرفته میباشد. همه ساکنان این شهر شیعه‌اند.
تاروت: تاروت جزیره‌ای میباشد مشهور که گنجینه‌های باارزشی از اثرها باستانی در آن قرار دارد. اکثر ساکنان این جزیره و روستاهای آن شیعه می‌باشند.
عوامیه: عوامیه شهری میباشد در شمال قطیف که بر خرابه‌های شهر زاره تاسیس شده است. این حوزه‌ در پیشین راس حیطه به شمار می رفت. قرامطه زاره را ویران کرده آن را به حریق کشیدند. آحاد ساکنان این حوزه‌ شیعه می‌باشند. عموم آن در پیکار و شجاعت زبانزد بوده و مدام به تنهایی در قبال یورش‌های حکومت سعودی مقاومت کرده‌اند. اکثر طوایف این شهر از قبایل نجد میباشند که بدین ناحیه هجرت کرده‌اند وبا این مسافرت شیعه گردیده‌اند. برخی از طوایف اصلی بومی درین حوزه‌ عبارتند از: آل نمر، آل زاهر، آل ابی المکارم و آل فرج
آجام: آجام در قبلی خیر چندان به دور، خارج از محدوده قطیف قرار داشت و بیشتر با صحرا و بادیه‌نشنیان در باب بود. با این‌که همگی همسایه آن شیعه و بافرهنگ می‌باشند البته به سبب ساز رابطه با صحرا و طوایف بادیه‌نشین شیعه ها این حوزه‌ را بدو الشیعه نامیده‌اند. اکثر ساکنان آجام اهل سه طایفه آل ناصر، آل مرزوق و آل سنان می باشند. این طوایف قحطانی الاصل میباشند و از قرن‌ها قبل از شمال یمن بدین حوزه‌ سفر کرده‌اند.
دیگر شهرهای شیعه‌نشین استان قطیف عبارتند از: قدیح،ام خزینه، حبش، جارودیه، خویلدیه، توبی، حله محیش، ملاحه، شویکه، بحاری، عنک

بازدید : 16
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:21


پیشرفت خرابی در دربار
تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، که در زمان پادشاه سلیمان به کشور ایران هجرت کرده و به دربار شاهان صفوی خط مش یافته بود، حکایت‌هایی تعجب آور از خرابی دربار و درباریان نقل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نموده است

، به عنوان مثال یک کدام از ننگین‌ترین رویدادهای زمان سلطان صفی این بود که او در هم اکنون مستی ملکه را با «پنج و شش ضربت به شکمش» کشته آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.[۵]

پژوهشگرانی مانند مینورسکی و لاکهارت که درباره علل فروپاشی صفویه تفحص کرده‌اند، مهمترین این دلایل را اینگونه برشمرده‌اند: تغییر تحول نوع مالکیت عامه به خاصه، تحول روش‌های سربازگیری، ضعف تربیت شاهزادگانی که بعداز پاد شاه عباس نخستین به پادشاهی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رسیدند،

نفوذ و اقتدار بیشتراز حد زنان درباری و خواجگان بقاع و بیشتراز کلیه، ضعف عقلی شاهان و نداشتن اقتدار و دانایی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشورداری.[۶]

نزاع با عثمانی‌ها
کشته شدن بزرگان و فرماندهان، خالی شدن میهن از وجود اشخاص کاردان و ناپایداری اساس‌های حکومت، آخر و عاقبت ناکامی جمهوری اسلامی ایران از عثمانی و مسدود شدن معاهده زهاب را به سال ۱۰۴۹ق سبب ساز شد.

لاکهارت دراین مورد نوشته میباشد: «نبودن فرماندهان شایسته و با تجربه سبب ناکامی جمهوری اسلامی ایران در نزاع با عثمانی شد و کشور ایران در سال ۱۰۴۹ هـ. / ۱۶۳۹ م. بغداد را از دست بخشید» [۷] و به‌دنبال آن، همگی در بین النهرین نیز از دست کشور ایران رفت.

شاه منظور چهارم که بعداز آخرین تضارب با فرمانروا عباس دیگر هیچ وقت جرأت دست درازی به خاک کشور ایران را نیافته بود، در سود باخبر شدن از وضع بسیار بد دربار و واحد سنجش نفرتی که در فیض خون‌ریزی‌های پادشاه صفی در دل عموم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پاره‌ای از ایالات غربی کشور‌ایران را آیتم تجاوز قرار بخشید.

در با تجربه التواریخ آمده میباشد:

«در سنه ۱۰۳۹ هـ / ۱۶۳۰ م. که سال دوم جلوس آن حضرت [فرمانروا صفی] بود، رومیه به سرکردگی مصطفی پاشا بر رمز قلعه ایروان آمده، در اندک هنگامی قلعه را به تصرف درآورده و اهل ایروان اطاعت نمودند. در سنه ۱۰۴۱ هـ. / ۱۶۴۳ م. پاد شاه صفوی با توپخانه بسیار روانه ایروان شد. بعداز شش ماه محاصره، قلعه را تصرف کرد.» [۸] «روز آن‌گاه خویش پادشاه صفی درون قلعه شده و تمامی سپاه قزلباش را آیتم ناز و نوازش شاهانه قرار داده و انعام و احسان شایان برای آن ها نمود و پس از انتظام کارها آن ولایت، به اصفهان مراجعه کرد.» [۹]
بنابراین سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش نزاع و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر جانبداری کرد و بازدارنده توسعه و گسترش معاند شوید. هر چندین درین روایت یک مجموعه از سپاه جمهوری اسلامی ایران به سرکردگی زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی ناکامی خورد و در پی آن شکاف‌ها وارد محدوده جمهوری اسلامی ایران شدند، ولی جنبش فرمان روا صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به رخنه‌ محاصره آن شهر واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، البته به انگیزه سرمای شدید بدون چاره به برگشت شد. پاد شاه صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به این سیرتکامل پادشاه عثمانی این توشه هم ناکام ماند. [۱۱] با این هم اکنون تضارب‌های کشور‌ایران و عثمانی به نقطه پایان نرسید. بعداز چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک کشور ایران استارت شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره به زمین خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، ولی آخر و عاقبت به باعث خلا آذوقه، تسلیم شد.(۱۰۴۸ ق)

وحید قزوینی نوشته میباشد:

«قشون آل عثمان به سرکردگی خویش شاه خواسته، عراق عرب را گزینه حمله قرار اعطا کرد. آن‌ها توانستند یکی‌از اعضاء شریف و گران بها این مرزو بوم را از تن جداگانه نمایند.» [۱۲]

بازدید : 15
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:22


معاش
گاهشمار معاش سید ابوالقاسم خویی
۱۲۷۸ش ولادت در اخلاق و رفتار
۱۲۸۹ش مسافرت به عراق برای علم آموزی
۱۳۴۱ش ارسال تلگراف به محمدرضا پهلوی و نامشروع پی بردن لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
۱۳۵۰ش اخراج اکثری از شاگردان خویی از عراق به وسیله دولت عراق
۱۳۶۹ش پشتیبانی از انتفاضه شعبانیه عراق و دستگیری و تحمیل ملاقات با صدام
۱۳۷۱ش درگذشت و دفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در نجف
نبو

نماز سیدعلی سیستانی بر لاشه خویی
سیدابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق مبنی بر با ۲۸ آبان ۱۲۷۸ش در شهر اخلاق از توابع آذربایجان غربی متولد شد.[۱] پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به جهت عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۲] در سال ۱۳۲۸ق از جمهوری اسلامی ایران به نجف مسافرت کرد.[۳] خویی، ۸ صفر ۱۴۱۳ق مبنی بر با ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۶ سالگی (۹۳ سالگی بر پایه ی تاریخ خورشیدی) به انگیزه بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن بقاع امام علی(ع) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دفن شد.[۴]

همسر و فرزندان
خویی دو توشه وصلت کرد. فرزندان او، سه پسر و سه دختر از همسر نخستین، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم میباشند.[۵] برخی از فرزندان شناخته‌گردیده خویی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عبارتند از:

سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد خویی که بیشتر قدمت خویش را صرف کارها مرجعیت پدرش در نجف کرد. برخی از اثرها وی عبارتند از تفصیل کفایة الاصول، دعوا فی الفلسفة و دانش الکلام، توضیح المراد فی گستردن تجرید الاعتقاد، گستردن دیوان مُتَنبّی، و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دیوان اشعار به فارسی.[۶]
سید محمدتقی خویی، بعداز تأسیس مؤسسه خیریه امام خویی ۱۳۶۸ش دبیرکل آن شد. بعد از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، وی عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره بخشها آزادشده بود؛ ولی به‌دنبال سرکوب این قیام و قتل‌عام شیعه ها، به یاور پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و عاقبت در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در واقعه رانندگی درگذشت. بعضا این اتفاق را نتایج اپ‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۷] ضمن تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از اثر ها اوست.[۸]

آرامگاه آیت‌الله خویی در بقعه امام علی(ع)
داده ها دقیقی دربارهٔ دختران خویی در چنگ وجود ندارد، البته بعضا از دامادهای او عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین دانا ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۹]

زیست علمی
ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، یاروهمدم با برادرش عبدالله خویی به بابا خویش در نجف پیوست.[۱۰] وی شش سال به علم آموزی مقدمات و سطح های خوب حوزه پرداخت و آن گاه ۱۴ سال در درس استادان علم ها متعدد مثلا فقه و اصول کمپانی کرد. از این در بین، چنان‌که خویش وی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، بیشترین به کارگیری را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته میباشد.[۱۱]

بازدید : 15
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 15:17


امامت و ولایت
نوشته‌علمیٔ اساسی: ولایت امام علی(ع)
به گفته سید کاظم طباطبایی‌نژاد در دانشنامه امام علی(ع) تصریح و نص رسول(ص) بر ولایت علی بن ابی‌طالب(ع) چنان کبیر و پر‌نور میباشد که هیچ تردیدی را برنمی‌تابد و تحقیق سخنان نبی دراین‌باره علامت می دهد که گرانقدر‌ترین دل‌مشغولی وی، مورد امامت و رهبری بعد از خویش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد.

[۲۱۴] اقدامات رسول در‌این مسیر، از اولیه دعوت علنی با معرفی امام علی(ع) تحت عنوان خلیفه و جانشینِ پس از خویش[۲۱۵] استارت شد و تا واپسین روزهای زندگانی وی، در منش رجوع از حجة الوداع در ۱۸ ذی‌الحجه در غدیر خم[۲۱۶] و همینطور لحظات پایان قدمت وی که دوات و قلمی درخواست کرد تا وصیتی بنویسد که مسلمان ها بعداز او منحرف آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشوند،[۲۱۷] ادامه یافت.

دلایل امامت امام علی(ع)، گاه به صراحت حاکی از امامت و ولایت او بعداز نبی میباشد، و گاه فارغ از اشاره به امامت و ولایت او، نشانگر فضیلت ها علی بن ابیطالب(ع) میباشد.[۲۱۸] بعضا از دلایل نوع نخستین عبارتند از: آیه ولایت که مفسران‌، شأن نزول آن را ماجرای خاتم‌بخشی حضرت علی دانسته‌اند که در درحال حاضر رکوع، انگشتر خویش را به رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد فرد فقیری اعطا کرد؛

[۲۱۹] آیه تبلیغ و اکمال که در جریان اتفاق غدیر نازل گردیده و پیرو آن، فرستاده حدیث غدیر را برای عموم ذکر کرد؛ حدیث غدیر که مهم‌ترین دلیل شیعه‌ها بر امامت امیرالمؤمنین(ع) میباشد. حادثه غدیر در واپسین سال قدمت فرستاده(ص) رخداد، و عموم و خصوصا عُمر و أبوبكر، جانشینی علی(ع) را در آن روز به او شادباش شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گفتند.[۲۲۰]

برخی از آیه ها و احادیثی که دلیلی برای امامت و ولایت امام علی(ع) تلقی گردیده و در عین هم اکنون، صراحتا به امامت او اشاره ندارند و نشانگر فضیلت ها علی(ع) می باشند، عبارتند از: آیه پاک سازی[۲۲۱] آیه مباهله،[۲۲۲] آیه صادقین،[۲۲۳] آیه نه البریه،[۲۲۴] آیه اهل الذکر،[۲۲۵] آیه شراء،[۲۲۶] آیه نجوا،[۲۲۷] آیه با تقوا المؤمنین،[۲۲۸] حدیث ثقلین،[۲۲۹] حدیث مدینه العلم،[۲۳۰] حدیث رایت،[۲۳۱] حدیث کسا،[۲۳۲] حدیث وصایت،[۲۳۳] حدیث یوم الدار،[۲۳۴] حدیث طیر،[۲۳۵] حدیث مؤاخاة،[۲۳۶] حدیث جایگاه،[۲۳۷] حدیث ولایت،[۲۳۸] حدیث سفینه،[۲۳۹] حدیث حایلّ الابواب.[۲۴۰]

بازدید : 18
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:40


فرمانروایان ادریسی
ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و او‌لین قاضی ادریسی میباشد. او‌را شخصی پسندیده، فاضل، خوش‌خلق و خوی، عادل، شجاع، بخشنده و شعر سرا تعریف مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.[۵۲]

بعد از پی‌ریزی دولت ادریسی و فتوحات اول، هارون‌ خلیفه عباسی حس خطر کرد و شخصی به اسم سلیمان بن جریر، دارای اسم و رسم به شَمّاخ که گفته می‌گردد از متکلمان زیدی بوده را به‌خواسته از فی مابین برداشتن ادریس نزد وی ارسال کرد.[۵۳] شماخ به ادریس مجاورت شد و نزد وی رده بالایی پیدا کرد. وی که در جلسات به نقل فضائل اهل‌بیت(ع) می‌پرداخت و بر امامت ادریس احتجاج میکرد، یک روز در خلا راشد، ادریس را مسموم و فراروگریز آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۵۴]
بعداز کشته‌شدن ادریس، دور اندیشی و آگاهی راشد غلام وی حکومت نوپای ادریسی را از هلاکت نجات بخشید. راشد بزرگان و رجال را توده کرد و به آنان سفارش اعطا کرد تا فرصت زایمان همسر ادریس حوصله نمایند و در حالتی‌که فرزند پسر بود، با وی بیعت نمایند و در حالتی‌که دختر بود، یک نفر را از در بین خویش گزینش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نمایند

. بعد از آنکه مشخص و معلوم شد فرزند ادریس پسر میباشد، اورا به اسم پدرش اسم‌گذاری کردند و راشد ذمه ‌دار تربیت وی شد، به وی فقه و حدیث و جنگاوری یادگرفت و در یازده‌سالگی برای وی بیعت گرفت.[۵۵] ادریس دوم در هفده‌سالگی، مستقلاً حکومت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را در مشت گرفت.[۵۶]

در کل، سیزده قاضی و امام ادریسی حکومت کردند که از این تعداد، نُه نفر مرتبط با عصرٔ ابتدا و چهار نفر حاکمان زمان دوم بودند که به فاطمیان یا این که امویان خراج می‌دادند:[۵۷]

ادریس نخستین
ادریس دوم
محمدبن ادریس (المُنتَصِر)
علی بن محمد بن ادریس
یحیی (نخستین) بن محمد
یحیی(دوم) بن یحیی
علی بن قدمت بن ادریس
یحیی (سوم) المقدام
یحیی (چهارم)
حسن الحجام
قاسم بن محمد
ابوالعیش احمد بن قاسم
حسن‎ بن‎ قاسم گنون
نبو
حکومت ادریسیان
امام علی
امام حسن مجتبی
حسن مثنی
عبدالله محض
ادریس نخستین
(مؤسس ادریسیان)
ادریس دوم
قاسم محمد منتصر قدمت
محمد یحیی سوم علی نخستین یحیی اولیه ادریس علی دوم
حسن الحجام ابراهیم یحیی دوم یحیی چهارم
قاسم گنون
حسن ابوالعیش احمد
مناسبات سیاسی ادریسیان
خوارج یک کدام از دولت‌های هم محلی ادریسیان بودند که به دلایل عقیدتی و سیاسی، ارتباط ها پرتنشی با آنها داشتند. ادریس دوم با خوارج به‌شدت واکنش کرد و فرزندش نیز با آن ها ارتباط ها تیره‌ای داشت.[۵۸] مبارزه فی مابین خوارج و ادریسیان تا نقطه نهایی زمانٔ نخستین حکومت ادریسی ادامه داشت و یک توشه، در زمانٔ علی بن قدمت بن ادریس به تصرف نصیب‌هایی از پایتخت ادریسیان سبب شد.[۵۹]

رابطه ها آل‌ادریس با همسایگان اُمَاو خویش نیز بر پایه دشمنی میچرخید. اما در عهد و پیمان ابوالعیش احمد بن قاسم، از حاکمان ادریسی عصرٔ دوم، آن ها در زمرهٔ دوستان اُمَویان درآمدند.[۶۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 13
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 1
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 16
  • بازدید ماه : 16
  • بازدید سال : 2371
  • بازدید کلی : 41647
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی