محمدحسن آشتیانی(۱۲۴۸-۱۳۱۹ق) فقید و دانا شیعه . وی در نجف، دانش آموز روحانی مرتضی انصاری بود و با وفات مدرس، به طهران رجوع و برگشت و مرجع احکام فقهی عموم این شهر شد. محمدحسن آشتیانی در جایگاه رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون، به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین پاد شاه قاجار، کوشید ضمن گوشزد نمودن ضرروزیانهای اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور خواهد شد که نهایتاً این عمل باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد. او در ۲۸ جمادیالاول ۱۳۱۹ق/سپتامبر ۱۹۰۱م، در ۷۱ سالگی، در طهران درگذشت. بحرالفوائد فی گستردن الفرائد از اثرها مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اوست.
معاشطومار
میرزامحمّدحسن آشتیانی (۱۲۴۸-۱۳۱۹ق/۱۸۳۲-۱۹۰۱م)، در ۱۲۴۸ق در آشتیان بنا شده در استان مرکزی زاده شد. سه ساله بود که پدرش از جهان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۱]
مادرش اورا جهت آموزش قرآن، اکانت و ادبیات فارسی به مدرسه ارسال کرد. وی در ۱۲۶۱ق در حالی که نوجوانی ۱۳ ساله بود، عازم بروجرد شوید.[۲] ۴ سال نزد ملا اسدالله بروجردی(۱۲۷۱ق.)، ادبیات و فقه و اصول را خاطر گرفت و به درس دادن آن ها پرداخت و در به عبارتی سنین نوجوانی، به درس دادن مطوّل پرداخت. به موازات علم آموزی نزد ملا اسدالله بروجردی و درس دادن در مکتب علمیه این شهر، حدود ۱۸ ماه نزد سید محمد شفیع جاپلقی شاگردی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۳]
در سال ۱۲۶۵ق برای کامل شدن تحصیلات، رهسپار نجف شوید. در آنجا از درس اساتید حوزه نجف خصوصا روضه خوان مرتضی انصاری استفاده نمود. زیرا سنش نادر بود، پشت پرده میگردهمایی تا آنکه در یک کدام از روز ها بر تاثیر اظهار نظری که در درس مینماید، روحانی به آمادگی فوق العاده وی پی میبرد و او را به حضور فرا می خواند. او به زودی چنان در علم آموزی پیش رفت که از خاصّان درس روحانی مرتضی انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱ق/۱۷۹۹-۱۸۶۴م) به شمار آمد و به خیال و خاطر حُسن تقریر و لطف تعبیری که داشت، درس مدرس را برای دیگرافراد تقریر می کرد و به لسان الشیخ آوازه یافت و تقریرات معلم را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مینوشت.[مستلزم منبع][۴][۵]
آشتیانی بعد از وفات روحانی، به طهران آمد (۱۲۸۲ق/۱۸۶۵م). او اول فقیهی بود که پژوهش ها و تفکرهای جدید روحانی انصاری را بهویژه در حرفهّ اصول، در طهران تکثیر بخشید و به همین باعث طالبان دانش از هر کناره به سوی وی روی آوردند. در طهران مسئولیت رهبری روضه خوان به دوش او به زمین خورد و وی بر دیگر فقها برتری یافت.[مستلزم منبع]
آشتیانی در ۱۳۱۱ق/۱۸۹۳م به مسافرت حج رفت. به سامرا نیز مسافرت کرد و میرزای شیرازی و طلاب این شهر از وی به گرمی استقبال کردند.[مستلزم منبع]
درس دادن در حوزه علمیه طهران
محمدحسن آشتیانی در سال ۱۲۸۱ق در حالی که به جايگاه علمی اجتهاد رسیده بود، به کشورایران رجوع و بومی طهران شد.
وی در اصول فقه، مباحث نو و نکتههای پژوهشی عمیقی را مطرح کرد. طلاب به محضرش شتافتند تا از پرتو علم وی به کارگیری نمایند. رفته رفته او بر بقیه عالمان طهران پیشی گرفت و آیتم اعتنا طبقات متعدد جامعه واقع شد.[۶] او علاوه بر تشکیل حوزه علمیه در طهران و پرداختن به درس دادن معارف شرعی، از وضعیت اجتماعی نیز غافل عدم وجود و به مسائل جامعه اعتنا داشت و درتوان تجهیزات و مقدورات، در جهت رفع اشتباهات و خلل ها عموم می کوشید. به همین استدلال، وی مقام رفیعی بین هم محلی طهران و بقیه نقاط جمهوری اسلامی ایران پیدا کرد.[۷]
ضمن اعتنا و موشکافی که در گفت و گوهای اجتهادی داشت، دارنده ذوق وسلیقه خاص و بیانی گیرا بود و این خصوصیت بر آوازه و برتری علمی وی خاطر نشان نمود.[۸] از هنگام ورود به کشور ایران تا مجال رحلتش، مرجع احکام فقهی بود[۹] و در یک سری سال انتها قدمت، متولی و متصدی تک تک اوقافی که تولیت آنها با اعلمِ علمای طهران بود، نظیر موقوفات مکتب علمیه مروی شوید.[۱۰]
مکتب علمیه مروی در طهران
ستیز با استبداد
محمدحسن آشتیانی در رده رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین سلطان قاجار در مسافرت سوم خویش به اروپا، در سال ۱۳۰۶ق،[۱۱] کوشید خلال گوشزد نمودن خسارتهای اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد. این فعالیت باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد.
این اتفاق بدین شکل بود که هنگامی در رجب ۱۳۰۷ق/فوریه ۱۸۹۰م ناصرالدین فرمان روا قاجار (۱۲۴۷-۱۳۱۳ق/۱۸۳۱-۱۸۹۵م) امتیاز انحصار دادوستد توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی اعطا کرد، میرزاحسن به همپا علمای دارای اعتبار دیگر به مخالفت برخاست. او با سلطان و صدراعظم اذعان کردوگو کرد و ضرر و زیانهای ناشی از اعطای امتیاز را برشمرد، امّا آن ها برای شنیدن اینگونه سخنانی گوش شنوا نداشتند.
پس مخالفت ادامه یافت و عمل به صدور حکم تحریم استفاده توتون و تنباکو از طرف میرزای شیرازی کشید (ربیعالثانی ۱۳۰۹ق/نوامبر ۱۸۹۱م). آشتیانی حکم میرزا را فی مابین عموم منتشر ایجاد کرد و در تشویق آنها به مخالفت با دخالت کافران در شغل های مسلمانها، عملکرد فراوان به عمل پیروزی.
زیرا فعالیت پایداری شدیدشد، فرمانروا طومارای به آشتیانی نوشت و به خشونت از وی خواست که برای کنسل حکم تحریم میرزای شیرازی مبادرت نماید. آشتیانی در پاسخی که برای فرمانروا ارسال کرد، به زیرکی به وی فهماند کهاین فعالیت از وی ساخته وجود ندارد و حکم میرزای شیرازی، تاهنگامیکه امتیاز به کلی کنسل نشود، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و نیز پادشاه را متوجه کرد که عموم از دخالت بیگانگان در کارها مرزو بوم، منزجر گردیدهاند.
ناصرالدین سلطان قاجار در آغاز از درِ ملایمت درآمد، البته مقداری بعد از آن به خشونت گرایید و از آشتیانی خواست که در میان خروج از طهران و کشیدن علنی قلیان، یک کدام از را برگزیند و وی خروج از طهران را برگزید. تمامی علمای گرانقدر طهران خویش را مهیا ساختند تا همدم آشتیانی پایتخت را سوراخ نمایند. عموم باخبر شدند و شوریدند و به کاخ سلطنتی حمله بردند که درنتیجه ۳۰ بدن از آنها کشته و زخمی شدند؛ البته توانستند از خروج آشتیانی از شهر پرهیز نمایند. عاقبت ناصرالدینفرمانروا تسلیم شد و امتیاز کنسل شوید.
بعد از کنسل امتیاز داخلی و فرنگی، امین السلطان از میرزای آشتیانی حکم مجوز را میخواهد که وی در پاسخ می گوید: « اوضاعِ این حکم از اینجانب وجود ندارد، تا رفعِ آن از اینجانب و به دست اینجانب باشد. جلوگیری کردن این حکم از حضرت حجتالاسلام (میرزای شیرازی) بوده، رفع این نهی کردن نیز موکول به جناب وی میباشد ».[۱۲]
محمدحسن آشتیانی(۱۲۴۸-۱۳۱۹ق) فقید و دانا شیعه . وی در نجف، دانش آموز روحانی مرتضی انصاری بود و با وفات مدرس، به طهران رجوع و برگشت و مرجع احکام فقهی عموم این شهر شد. محمدحسن آشتیانی در جایگاه رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون، به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین پاد شاه قاجار، کوشید ضمن گوشزد نمودن ضرروزیانهای اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور خواهد شد که نهایتاً این عمل باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد. او در ۲۸ جمادیالاول ۱۳۱۹ق/سپتامبر ۱۹۰۱م، در ۷۱ سالگی، در طهران درگذشت. بحرالفوائد فی گستردن الفرائد از اثرها مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اوست.
معاشطومار
میرزامحمّدحسن آشتیانی (۱۲۴۸-۱۳۱۹ق/۱۸۳۲-۱۹۰۱م)، در ۱۲۴۸ق در آشتیان بنا شده در استان مرکزی زاده شد. سه ساله بود که پدرش از جهان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۱]
مادرش اورا جهت آموزش قرآن، اکانت و ادبیات فارسی به مدرسه ارسال کرد. وی در ۱۲۶۱ق در حالی که نوجوانی ۱۳ ساله بود، عازم بروجرد شوید.[۲] ۴ سال نزد ملا اسدالله بروجردی(۱۲۷۱ق.)، ادبیات و فقه و اصول را خاطر گرفت و به درس دادن آن ها پرداخت و در به عبارتی سنین نوجوانی، به درس دادن مطوّل پرداخت. به موازات علم آموزی نزد ملا اسدالله بروجردی و درس دادن در مکتب علمیه این شهر، حدود ۱۸ ماه نزد سید محمد شفیع جاپلقی شاگردی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۳]
در سال ۱۲۶۵ق برای کامل شدن تحصیلات، رهسپار نجف شوید. در آنجا از درس اساتید حوزه نجف خصوصا روضه خوان مرتضی انصاری استفاده نمود. زیرا سنش نادر بود، پشت پرده میگردهمایی تا آنکه در یک کدام از روز ها بر تاثیر اظهار نظری که در درس مینماید، روحانی به آمادگی فوق العاده وی پی میبرد و او را به حضور فرا می خواند. او به زودی چنان در علم آموزی پیش رفت که از خاصّان درس روحانی مرتضی انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱ق/۱۷۹۹-۱۸۶۴م) به شمار آمد و به خیال و خاطر حُسن تقریر و لطف تعبیری که داشت، درس مدرس را برای دیگرافراد تقریر می کرد و به لسان الشیخ آوازه یافت و تقریرات معلم را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مینوشت.[مستلزم منبع][۴][۵]
آشتیانی بعد از وفات روحانی، به طهران آمد (۱۲۸۲ق/۱۸۶۵م). او اول فقیهی بود که پژوهش ها و تفکرهای جدید روحانی انصاری را بهویژه در حرفهّ اصول، در طهران تکثیر بخشید و به همین باعث طالبان دانش از هر کناره به سوی وی روی آوردند. در طهران مسئولیت رهبری روضه خوان به دوش او به زمین خورد و وی بر دیگر فقها برتری یافت.[مستلزم منبع]
آشتیانی در ۱۳۱۱ق/۱۸۹۳م به مسافرت حج رفت. به سامرا نیز مسافرت کرد و میرزای شیرازی و طلاب این شهر از وی به گرمی استقبال کردند.[مستلزم منبع]
درس دادن در حوزه علمیه طهران
محمدحسن آشتیانی در سال ۱۲۸۱ق در حالی که به جايگاه علمی اجتهاد رسیده بود، به کشورایران رجوع و بومی طهران شد.
وی در اصول فقه، مباحث نو و نکتههای پژوهشی عمیقی را مطرح کرد. طلاب به محضرش شتافتند تا از پرتو علم وی به کارگیری نمایند. رفته رفته او بر بقیه عالمان طهران پیشی گرفت و آیتم اعتنا طبقات متعدد جامعه واقع شد.[۶] او علاوه بر تشکیل حوزه علمیه در طهران و پرداختن به درس دادن معارف شرعی، از وضعیت اجتماعی نیز غافل عدم وجود و به مسائل جامعه اعتنا داشت و درتوان تجهیزات و مقدورات، در جهت رفع اشتباهات و خلل ها عموم می کوشید. به همین استدلال، وی مقام رفیعی بین هم محلی طهران و بقیه نقاط جمهوری اسلامی ایران پیدا کرد.[۷]
ضمن اعتنا و موشکافی که در گفت و گوهای اجتهادی داشت، دارنده ذوق وسلیقه خاص و بیانی گیرا بود و این خصوصیت بر آوازه و برتری علمی وی خاطر نشان نمود.[۸] از هنگام ورود به کشور ایران تا مجال رحلتش، مرجع احکام فقهی بود[۹] و در یک سری سال انتها قدمت، متولی و متصدی تک تک اوقافی که تولیت آنها با اعلمِ علمای طهران بود، نظیر موقوفات مکتب علمیه مروی شوید.[۱۰]
مکتب علمیه مروی در طهران
ستیز با استبداد
محمدحسن آشتیانی در رده رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین سلطان قاجار در مسافرت سوم خویش به اروپا، در سال ۱۳۰۶ق،[۱۱] کوشید خلال گوشزد نمودن خسارتهای اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد. این فعالیت باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد.
این اتفاق بدین شکل بود که هنگامی در رجب ۱۳۰۷ق/فوریه ۱۸۹۰م ناصرالدین فرمان روا قاجار (۱۲۴۷-۱۳۱۳ق/۱۸۳۱-۱۸۹۵م) امتیاز انحصار دادوستد توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی اعطا کرد، میرزاحسن به همپا علمای دارای اعتبار دیگر به مخالفت برخاست. او با سلطان و صدراعظم اذعان کردوگو کرد و ضرر و زیانهای ناشی از اعطای امتیاز را برشمرد، امّا آن ها برای شنیدن اینگونه سخنانی گوش شنوا نداشتند.
پس مخالفت ادامه یافت و عمل به صدور حکم تحریم استفاده توتون و تنباکو از طرف میرزای شیرازی کشید (ربیعالثانی ۱۳۰۹ق/نوامبر ۱۸۹۱م). آشتیانی حکم میرزا را فی مابین عموم منتشر ایجاد کرد و در تشویق آنها به مخالفت با دخالت کافران در شغل های مسلمانها، عملکرد فراوان به عمل پیروزی.
زیرا فعالیت پایداری شدیدشد، فرمانروا طومارای به آشتیانی نوشت و به خشونت از وی خواست که برای کنسل حکم تحریم میرزای شیرازی مبادرت نماید. آشتیانی در پاسخی که برای فرمانروا ارسال کرد، به زیرکی به وی فهماند کهاین فعالیت از وی ساخته وجود ندارد و حکم میرزای شیرازی، تاهنگامیکه امتیاز به کلی کنسل نشود، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و نیز پادشاه را متوجه کرد که عموم از دخالت بیگانگان در کارها مرزو بوم، منزجر گردیدهاند.
ناصرالدین سلطان قاجار در آغاز از درِ ملایمت درآمد، البته مقداری بعد از آن به خشونت گرایید و از آشتیانی خواست که در میان خروج از طهران و کشیدن علنی قلیان، یک کدام از را برگزیند و وی خروج از طهران را برگزید. تمامی علمای گرانقدر طهران خویش را مهیا ساختند تا همدم آشتیانی پایتخت را سوراخ نمایند. عموم باخبر شدند و شوریدند و به کاخ سلطنتی حمله بردند که درنتیجه ۳۰ بدن از آنها کشته و زخمی شدند؛ البته توانستند از خروج آشتیانی از شهر پرهیز نمایند. عاقبت ناصرالدینفرمانروا تسلیم شد و امتیاز کنسل شوید.
بعد از کنسل امتیاز داخلی و فرنگی، امین السلطان از میرزای آشتیانی حکم مجوز را میخواهد که وی در پاسخ می گوید: « اوضاعِ این حکم از اینجانب وجود ندارد، تا رفعِ آن از اینجانب و به دست اینجانب باشد. جلوگیری کردن این حکم از حضرت حجتالاسلام (میرزای شیرازی) بوده، رفع این نهی کردن نیز موکول به جناب وی میباشد ».[۱۲]

راهنمای کامل آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد، خدمات و نقش آن در توسعه فرهنگی محله