loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 13
سه شنبه 11 دی 1403 زمان : 12:47


در طی صدر اسلام مسجد محل جواب گویی به نیازهای عموم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بوده میباشد. نبی اسلام (صلی الله علیه و آله) بعداز حضور در مدینه النبی اولی شالوده های فرهنگ اسلامی را با احداث مسجد سازه می‌نهند و همگی کارها شهر اعم از عبادی، تجاری، اجتماعی و ... را به مسجد مرتبط می‌کنند. در واقع بایستگی داشت مرکزی محور گذاری خواهد شد که هم عبادتگاه مسلمانها به شمار رود و هم راءس رتق و فتق کارها سیاسی، قضایی، آموزشی و حتی نظامی آن ها باشد.

در اسلام اعمال هر کار صحیحی که در راستای رضای آفریدگار باشد، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عبادت به حساب آورده می شود و مسجد عبادتگاهی اجتماعی میباشد. مسجد قادر است محل اجتماع، کسب و کار، تربیت و تفریح باشد و قوام مسجد به وجود امام جماعتِ روضه خوان فعال و عموم میباشد.

پس می اقتدار اظهار کرد مؤثرترین و پایدارترین روش برای آبادانی یک ناحیه، مطلوب سازی مسجد آن ناحیه میباشد.

تحت عنوان مثال در بعد از ظهر حاضر، در انقلاب اسلامی نقش مساجد در مناسبات اجتماعی به طور کامل مشهود بود به نحوی که امام خمینی (رضوان الله بلندمرتبه علیه) مقر و سنگر انقلاب را مساجد می دانستند و ب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ه مراقبت مساجد به به عبارتی صورت تاکید داشتند.
متاسفانه امروزه مساجد فقط به محیطی برای برپایی مجالس دهه اولیه محرم، فاطمیه، ماه میمون رمضان و برپایی نمازهای یومیه تبدیل گردیده‌است. ما وظیفه دفاع امنیت را که بر ذمه جوان ها مسجدی محل بود از آن گرفتیم و به نیروی انتظامی دادیم. فعالیت قضاوت و حل ایرادات محل را که امام جماعت مسجد جاری ساختن می اعطا کرد را از وی گرفتیم و به دستگاه قضایی دادیم. فعالیت نظام آموزشی را گرفتیم و به وزارت منزل نظام آموزشی دادیم. و قص علی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هذا. کانون ها و دیگر مرکز ها متعلق به مساجد در قبل ای خیر چندان بدور نوید مساجدی فعال را می اعطا کرد که متاسفانه با بدور شدن این عمل ها از محوریت مسجد فقط از فضای پیرامونی مسجد به کارگیری می‌گردد که ولی این خویش خالی از لطف وجود ندارد اما با نیازهای جامعه و گنجایش مسجد مسافت متعددی داراست.مرکزیت مسجد به معنای همسویی شغل های متفاوت حیطه و محل حول مسجد میباشد که درین راستا می بایست یک روضه خوان در راءس عمل ها قرار گیرد و در تصمیم گیری های عظیم‌ نقشی کلیدی داشته باشد.

معمارِ این انقلاب، به مسجد اینطور نگاه می‌نماید: " مساجد می بایست مجتمع بشود از جوانها، در‌حالتی که ما بفهمیم که‌این اجتماعات چه فوائدی دارااست و در حالتی‌که بفهمیم که اجتماعاتی که اسلام برای ما امر داده و آماده نموده است، چه مسائل سیاسی را حل می نماید، چه دغدغه ها را حل می نماید، این طور بی حالا نبودیم که مساجدمان راءس بشود برای یکسری پیرزن و پیرمرد "

به بیانها حضرت آقا هم که مراجعه می کنیم میخوانیم: " مسجد اهمّیّت داراست، مقر میباشد؛ همچنان‌که دارای اسم و رسم گردیده در زبانها حقیقتاً مقر میباشد. خیر‌صرفا مقر برای فلان مورد‌ی اجتماعی، [بلکه‌] مسجد می تواند مقر همگی‌ی شغل های نیک باشد؛ مقر خودسازی، بشر‌سازی، تعمیر دل و تعمیر عالم و تقابل‌ی با معاند و قضیه‌سازی برای ساخت‌و‌ساز تمدّن اسلامی و بینایی‌افزاییِ اشخاص؛ و هَلُمَّ جَرّا. مسجد یک اینگونه جایگاهی میباشد. "مسجد؛ مقر انتشار معارف قرآن و اهل بیت(ع)، مسجد؛ راءس تعمیق اخوت ایمانی و رویش فضیلت ها اخلاقی، مسجد؛ مأمن نوجوان ها و جوان ها، مسجد؛ میعادگاه منتظران انقلابی، مسجد؛ کانون حیات طیبه خانواده، مسجد؛ بستر اشاعه فرهنگ وتمدن ایثار و شهیدشدن، مسجد؛ پایه سرویس ها فرهنگی و اجتماعی، مسجد؛ خاستگاه و حمایت کننده بیداری اسلامی و مسجد؛ پیشتاز در تربیت روحیه خودبا‌وری ملی میباشد.

ما در گروه مسجد حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، مسجدستان، معتقدیم که نقش مساجد در صورت‌گیری فرهنگ وتمدن اسلامی نقشی بی بدیل و دورازشوخی میباشد و منش تحقق فرهنگ اسلامی احیای مساجد میباشد.

الحمدلله در طی سال جاری‌ها بزرگان ما گنجینه‌های ارزشمندی را درباره مسجد و رده آن عده کردند البته یک خلل مهم وجود داراست، آن هم عدم وجود برنامه ای عملیاتی و مدون میباشد. کلیه چیز در به عبارتی سطح نظری باقیمانده میباشد.

عده ای از جوان ها گرفتاری‌مند و عشق‌مند به انقلاب اسلامی، از سال 1375 مقصود عملیاتی شدن و سبک کردن این اساسی، جهادی فرهنگی را استارت کردند تا نقشی مهم در تکوین فرهنگ نوین اسلامی که از رهگذر احیای مساجد می‌گذرد جاری ساختن نمایند و به حمدلله در‌این مقطع شغل های بسیار مالامال برکت و بزرگی انجام یافته میباشد که کلیه مستندات و تولید ها محتوایی آن به طور تماما بدون پول در دست آحاد گرفتاری‌مندان حقیقی و واقعی این طرح قراردارد.

بازدید : 17
دوشنبه 10 دی 1403 زمان : 10:30


به این ترتیب، صرف اطمینان به چیزی سوای التزام به اسباب و اثاث و اثر ها آن، ایمان وجود ندارد؛ چون ایمان دانش به چیزی میباشد که همدم با سکون و باور باشد مسجد غدیر بلوار معلم مشهد و اینگونه سکون و اطمینانی ممکن وجود ندارد که منفک از التزام به اسباب باشد. بله، دانش گاهی از سکون و التزام جداگانه می‏خواهد شد؛ مانند بخش اعظمی از معتادان به عادت‏های زشت و یا این که مضر که دانش به پلیدی و یا این که خسارت عادت خویش دارا‌هستند، البته در عین اکنون، آن، را رخنه‌ نمی‏نمایند و بهانه می‏آورند که ما معتادیم. قرآن مهربان نیز درباره منکران دعوت‏های پیامبران می‏فرماید: (وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ.) اگرچه ایمان در برخی مواقع، به خیال هواهای نفسانی، از وجود التزام عملی به اسباب و اثاث خویش غیروابسته می‏گردد، البته این مقاله مستمر و همگی جایی وجود ندارد؛ به این مضمون‌ که برخی از مؤمنان در مواقعی، هواهای نفسانی بر آن‏ها غلبه می‏نماید و مرتکب گناه می‏شوند، ولی این بدان شکل وجود ندارد که آن‏ها هیچ‏گاه به اثاثیه ایمانشان پایبند نباشند.83 مسجد بابا قدرت مشهد
به این ترتیب، از منظر مرحوم علّامه طباطبائی، ایمان باوری میباشد قلبی که منشأ شغل و تسلیم می‏باشد؛ چنان که در تحت آیه شریفه (وَ الَّذینَ هُم بِآیه هاِنا یُؤمِنون) (اعراف: 156) می‏نویسد: ایمان آوردن به نشانه‌ها، به معنای تسلیم در قبال هر آیه و آرم‏ای میباشد که از طرف آفریدگار رسیده باشد، چه اینکه آن آرم اعجاز باشد؛ مانند معجزات حضرت موسی و عیسی و نبی آفریدگار: و چه اینکه احکام آسمانی باشد؛ مانند شرایع آئین حضرت موسی و دستورها مسجد بابا غدیر مشهد بقیه انبیا: و چه خویش انبیا باشند، و یا این که نماد‏ای از نماد‏های نبوّت پیغمبری باشد؛ مانند نماد‏هایی که معبود در تورات حضرت موسی و انجیل حضرت عیسی برای حضرت محمّد(ص) بیان نموده است. کلیه این‏ها آیه‌ها الهی می‌باشند و بر تمامی واجب میباشد در قبال آن‏ها تسلیم شوند.84
ایمان و دانش مسجد غدیر فلاحی مشهد
از آنچه درباره ماهیت ایمان گفته شد، پر‌نور می‏خواهد شد که فی مابین ایمان و دانش، ارتباط‏ای تنگاتنگ وجود داراست. ولی ایمان غیر از دانش میباشد؛ چون دانش و درک، حظ عقل، و ایمان سود قلب میباشد. بشر به مجرّد آنکه به آفریدگار و فرشتگان و پیغمبران و روز قیامت دانش پیدا کرد، نمی‏اقتدار او‌را «مؤمن» خاطرنشان کرد؛ چنانکه ابلیس تک تک این کارها را علما و ادراکا می‏دانست و حق گرانقدر او‌را «کافر» خواند، و چه بسا فیلسوفی بتواند با دلیل‏های فلسفی، شعب توحید و مراتب آن را بدیهی نماید، ولی خویش، مؤمن به خداوند نباشد؛ یعنی علمش از سکو عقل و مجموعّیت و تعقّل، به رتبه قلب و جزئیت و وجدان نرسیده باشد.85
علاوه بر آن، ایمان امری از روی اختیار میباشد، و درحال حاضر آنکه دانش ممکن میباشد به صورت غیر ازروی میل برای بشر نتیجه ها خواهد شد.86
براین اساس، می‏قدرت بیان کرد: ایمان فارغ از دانش ممکن وجود ندارد، ولی دانش فارغ از ایمان قابلیت و امکان داراست. ایمان هیچ زمان غیروابسته و مستقل از نوعی معرفت به متعلّق ایمان نخواهد بود. استناد ایمان، یا این که دلیل عقلی میباشد و یا این که عامل نقلی و گاه نیز وجدان کشفی میباشد. به عبارتی‏سیرتکامل که برای چک عامل عقلی و نقلی، میزان خاصی وجود داراست، برای مشاهده نیز ترازو ویژه‏ای، که درستی کشف را چک نماید، وجود دارااست.87
در قرآن کریم ومهربان نیز آیاتی وجود دارا هستند که بر ضرورت آشنایی و معرفت در ایمان دلالت دارا هستند؛ مانند: (لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیَی مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ) (انفال: 42) (بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَن یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ) (روم:29) (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا) (حجرات:15) (لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ یُحْیِی وَ یُمِیتُ رَبُّکُمْ وَرَبُّ آبَائِکُمُ الأَوَّلِینَ بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ یَلْعَبُونَ) (دخان: 9ـ8) و آیه ها فراوان دیگر.
علّامه طباطبائی نیز با استناد به برخی از آیه‌ها، بدین سود رسیده‏اند که دانش لازمه ایمان میباشد، البته ایمان صرف درک کردن وجود ندارد؛ یعنی صرف دانش به چیزی و اعتقاد و باور به اینکه آن چیز حق میباشد، در دستیابی ایمان کفاف نمیدهد و مالک آن دانش را نمی‏قدرت «مؤمن» نامید، بلکه می بایست ملتزم به مقتضای دانش خویش نیز باشد و طبق مؤدّای دانش، عقد قلبی داشته باشد، به سیرتکامل‏ای که اثرها عملی دانش ـ هرچند فی‏الجمله ـ از او بروز کنند. بدین ترتیب، هر که دانش دارااست به اینکه خدای گران قدر معبودی میباشد که جز وی معبودی وجود ندارد و التزام به مقتضای علمش نیز دارااست، یعنی در منزلت ایفا مراسم عبودیت و عبادت پروردگار بر می‏آید، اینگونه کسی مؤمن میباشد. البته در شرایطی که دانش سابق الذکر را داراست، البته التزام به آن را ندارد، یعنی اعمالی که آرم عبودیت باشند از وی راز نزنند، اینگونه کسی فقید میباشد، ولی مؤمن وجود ندارد.88
در مکان دیگر، با تکرار این مقاله که ایمان صرف درک کردن وجود ندارد، می‏نویسد: مجرّد فهمیدن و دانستن با استکبار و انکار می‏سازد. و زیرا می‏دانیم ایمان با انکار نمی‏سازد، سود می‏گیریم که ایمان صرف فهم و شعور وجود ندارد، بلکه قبول مخصوصی میباشد از حیطه نفس نسبت به آنچه شعور نموده است؛ قبولی که سبب گردد نفس در قبال آن، فهم و شعور و اثراتی را که اقتضا داراست تسلیم خواهد شد. علامت داشتن اینگونه قبولی آن میباشد که بقیه قوا و اعضا آدمی نیز آن را قبول نموده، مانند خویش نفس در برابرش تسلیم شوند. مثلا، اکثری از معتادان را می‏بینیم که با دانش و ادراک پلیدی و زشتی عملی، به آن فعالیت اعتیاد دارا هستند و نمی‏توانند خویش را از آن گشوده دارا‌هستند؛ چون صرفا قبح آن را فهم و شعور کرده‏اند، البته به آن ایمان ندارند. در فیض تسلیم شعور خویش نمی‏شوند. ولی برخی دیگر از همین افراد را می‏بینیم که افزون بر فهم و شعور، تسلیم هم گردیده‏اند. از این‏رو، توانسته‏اند فارغ از تفکر، دست از آن فعالیت بردارند. و این به عبارتی ایمان میباشد.89
ایمان و فعالیت
ایمان چیزی بیش تر از دانش میباشد و در ماهیت و واقعیت خویش، تسلیم و خشوع در قبال حق را به همدم دارااست و همین موجب می‏گردد تا رابطه تنگاتنگی با مقوله فعالیت داشته باشد. علّامه طباطبائی نیز بر التزام عملی به اثاثیه ایمان تأکید کرده‏اند. در اینجا ممکن میباشد این سوال مطرح خواهد شد که آیا فعالیت جزء واقعیت ایمان میباشد و یا این که از اثاثیه آن به شمار می‏آید؟ پیشینه این زمینه به صدر اسلام برمی‏شود و ـ به عبارتی‏سیرتکامل که اشاره شد ـ گردآوری‏ای از فرقه‏ها و مکاتب اسلامی، مانند خوارج و معتزله، شغل را در واقعیت و گوهر ایمان مکان دادند و در سود، کسی را که اطاعت نکند و یا این که خلاف ایمان خویش شغل کنند مؤمن نمی‏خوانند.
البته شیعه بر این اطمینان میباشد که ماهیت ایمان به عبارتی «تصدیق» میباشد و فعالیت و اطاعت جزء آن به اکانت نمی‏آید؛ چون در حالتی‌که اطاعت جزء ایمان باشد، موردنیاز می‏آید در بخش اعظمی از آیه‌ها، که شغل پارسا را به ایمان عطف نموده است، مانند (اِنَّ الَّذینَ آمَآهنگ وَ عَمِلوُا الصالِحاتِ) (بقره: 277) تکرار فارغ از منفعت انجام شده باشد. بدین ترتیب، از حیث ما، مؤمنانی که به مقتضای ایمان خویش شغل نمی‏نمایند و یا این که مرتکب گناه می‏شوند، از دایره ایمان بیرون نمی‏گردند، بلکه مؤمن گناه کار قلمداد می‏شوند.90
افزون بر وجود آیاتی که در آن‏ها شغل پارسا به ایمان عطف گردیده‌است، آیاتی نیز وجود دارا‌هستند که به نحو بهتری به طلاق فعالیت از ایمان شهید شدن می‏دهند؛ مانند: (وَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ یُظْلَمُونَ نَقِیرا) (نساء: 124)، این آیه نماد می‏دهد که کار با تقوا گاهی همدم ایمان و گاهی فارغ از آن شکل می‏گیرد و آیه (وَالْمُقِیمِینَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ) (نساء: 162) و نشانه‌ها دیگر.91
علّامه طباطبائی نیز بر این نظریه می‌باشند که کار از واقعیت ایمان بیرون میباشد؛ چون کار با نفاق گردآوری می‏گردد؛ یعنی منافقان، که حق بر وی ظهور علمی یافته، فعالیت می‏نمایند، ولی در عین هم اکنون، ایمان ندارند.92
به هر روی، صحت دارد که کار از ماهیت ایمان جداست، ولی بی‌شک، در قوّت و ضعف ایمان تأثیر بسزایی دارااست. ایمان در تاثیر مداومت در اطاعت، توانا و در تاثیر ارتکاب گناهان، ضعیف می‏گردد و همین قوّت تاثیر و ضعف آن کشف کننده از این میباشد که مبدأ تاثیر کار کشته یا این که ضعیف بوده میباشد: (إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ) (فاطر:10) (ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون.) (روم: 10) به این ترتیب، ثمره درخت ایمان فعالیت لایق میباشد و در صورتیکه ایمانی این ثمره را به توشه نیاورد، معین می‏گردد که ضعیف و یا این که بر تاثیر تکرار گناهان، نابود گردیده‌است.93
متعلّق ایمان
یکی‌از مباحث اساسی درباره ایمان، این میباشد که ایمان به چه چیزهایی تعلّق می‏گیرد؟ در بخش اعظمی از آیه ها، ایمان یا این که مؤمن به صورت مطلق آمده و متعلّق آن بیان نشده میباشد؛ مانند: (اِلاَّ الَّذینَ آمَجدیدُا وَ عَمِلوُا الصّالِحات) (بعد از ظهر:3) (مَنْ عَمِلَ صَالِحا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً) (نحل: 97) (وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ) (مائده: 57) و آیه‌ها دیگر. البته در اکثری از آیه ها، با تعابیر متعدد، متعلّق ایمان را «اللّه» بیان نموده است؛ مانند: (وَ مَن یُؤمِنِ بِاللّهِ) (تغابن:9) (مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ) (بقره: 112) (وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ) (لقمان: 22) و (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ.) (فصلّت: 30)
و در نشانه‌ها بخش اعظمی، در کنار ایمان به «اللّه»، ایمان به قیامت، فرشتگان، کتاب ها آسمانی و پیامبران نیز نام برده میباشد؛ مانند: (وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ) (بقره: 177) و (لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ) (حدید: 21) (وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ) (محمّد: 2) در بعضا از آیه ها، متعلّق ایمان را «غیب» می‏داند: (الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغِیب.) (بقره: 3)
براین اساس، متعلّق ایمان از حیث قرآن، عبارت میباشد از: اللّه، معاد، رسالت، غیب، فرشتگان، پیامبران و کتاب ها آسمانی.
مورد دیگر در مورد با متعلّق ایمان، این میباشد که از بینش قرآن، ایمان نسبت به متعلّقات خویش، بایستی مطلق باشد و تبعیض برنمی‏داراست. آیاتی در قرآن بدین مورد می‏پردازند: (أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَی أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (بقره: 85) و یا این که آیه (إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلا أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابا مُّهِینا.) (نساء: 151ـ150)
علّامه طباطبائی در تعبیر آیه اخیر می‏نویسد: مراد از «کفّار» در‌این آیه، که به خداوند و پیامبران وی بی دینی می‏ورزند، یهود و نصارا می باشند؛ یهود به حضرت موسی ایمان آورده، به حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) شرک می‏ورزند و نصارا به حضرت موسی و عیسی(ع) ایمان دارا‌هستند، البته به حضرت محمد(ص) شرک می‏ورزند. این دو طایفه بر این پندارند که به آفریدگار و به بعضا از رسولان وی بی دینی نورزیده‏اند، بلکه صرفا به بعضا از رسولان وی کافر گردیده‏اند، در حالی که‌این آیه به صورت مطلق فرموده میباشد: این‏ها به آفریدگار و به همگی رسولان وی شرک ورزیده‏اند. آنگاه برای توضیح منظور از اطلاق در آیه (إنَّ الَّذینَ یَکفُرونَ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ...)، پاراگراف (یُریدوُنَ أَن یُفَّرِّقوُا... وَ نَکفُر بِبَعضٍ) را بر آن عطف کرد. نتایج ذکر اینگونه میباشد که یهود و نصارا به آفریدگار و به کلیه رسولان وی کافرند؛ چون می‏گویند: «ما به برخی ایمان داریم و به برخی دیگر کافریم»، می‏خواهند دربین پروردگار و رسولان وی طلاق ساخت‌و‌ساز نمایند؛ یعنی به خداوند و بعضا از رسولانش ایمان آورند و به برخی دیگر از رسولانش شرک بورزند، با اینکه آن بعض نیز رسول خداست و ردّ آن ردّ خدای بزرگ میباشد.
آن‏گاه به بیانی دیگر و با عطف تعبیر و تفسیر، مقاله را پر‌نور‏خیس نموده، می‏فرماید: (یُریدوُنَ أَنْ یَتَّخِذوا بَینَ ذَلکَ سَبیلا) می‏خواهند در میان ایمان به پروردگار و تمامی رسولانش و بی دینی به معبود و همگی رسولانش راهی اواسط اتخاذ نمایند؛ یعنی به برخی از رسولان خداوند ایمان بیاورند و به بعضا دیگر کافر شوند، در حالی که صرفا یک خط مش به سوی معبود وجود دارااست و آن ایمان به وی و به تمامی رسولان اوست؛ چون فرستاده بدان ادله که رسول خداست از خویش چیزی و ازروی اختیار ندارد. پس ایمان به فرستاده آفریدگار، ایمان به خداست و شرک به وی، شرک محض به خداست.
به این ترتیب، شرک به بعضا و ایمان به برخی دیگر از رسولان به یار ایمان به خدای گران قدر، چیزی جز طلاق پرتاب کردن دربین خداوند و رسولان وی و استقلال دادن به فرستاده وجود ندارد و معنایش این میباشد که ایمان به آن نبی، هیچ ربطی به ایمان به آفریدگار ندارد؛ بی دینی به وی نیز ربطی به شرک به خدای گران قدر ندارد. در سود، این شیوه، روشی اواسط میباشد، ولی چیزی جز فکر فسخ نمی‏باشد؛ چون نمی‏اقتدار رسالت کسی را فرض کرد که ایمان و شرک وی هیچ ربطی به ایمان و شرک به خدای متعال نداشته باشد. با این ذکر، پر‌نور شد که ایمان و خضوع و خشوع در مقابل رسولی که اینگونه شأنی داراست ـ یعنی جدا میباشد و شرک و ایمان به وی هیچ ارتباطی به بی دینی و ایمان به پروردگار ندارد ـ کفر به خداست. به این روی، معبود بعداز تعریف یهود و نصارا، می‏فرماید: (اولئِکَ هُمُ الْکافِرونَ حَقّا وَأعْتَدْنَا لِلکافِرینَ عَذابا مُهیِنا.) (نساء: 151)94
براین اساس، ایمان بایستی مطلق باشد و ایمان تبعیضی هیچ سودی در‌پی نداشته، بشر را به رستگاری ابدی رهنمون نمی‏سازد. رمزّ مقاله آن میباشد که توحید در اسلام دارنده مراتب میباشد و اولی درجه و نصاب آن این میباشد که فرد کارها پایین را بپذیرد:
الف. واجب‏الوجود اختصاصی به اللّه میباشد.
ب. اللّه سازنده میباشد.
ج. ربوبیت تکوینی از آن اوست.
د. ربوبیت تشریعی مختص اوست.
ه. کسی جز اللّه، سزاوار پرستش وجود ندارد.
بعد از تایید این پنج نظریه، وی پا به عرصه توحید و اسلام نهاده میباشد و می‏تواند با سیر تکاملی خویش، در دو حوزه دانش و شغل به مراتب بالاتری از توحید نایل آید.95
اکنون چنانچه شخصی یک کدام از این پنج نظریه را نپذیرد و یا این که بعداز تایید، انکار کند، از وادی اسلام بیرون گردیده، در زمره کفّار قرار می‏گیرد. از جمله، ابلیس، که داستانش به صورت خیانتّر در قرآن اورده شده میباشد، به خالقیت اللّه96 و ربوبیت او97 و روز قیامت،98 اطمینان داشت و به فرموده امام علی(ع)، شش هزار سال معبود را عبادت کرد،99 البته صرفا به‌این استدلال که توحید در ربوبیت تشریعی نداشت، خدا اورا کافر نامید.100
اثر ها ایمان
ایمان افزون بر نجات بشر از حریق دوزخ و جهنم، اثرها و کارکردهایی نیز در حیات مادی داراست. از نشانه‌ها قرآن استعمال می‏خواهد شد که هر که به معبود و نبی وی ایمان آورد و بر طبق آن کار نماید، زنده می‏گردد، و هر که به این شکل نباشد، قهرا مرده خواهد بود: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ) (انفال: 24) در آیه دیگری، خواسته خویش را از این معاش ذکر می‏نماید: (مَنْ عَمِلَ صَالِحا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً) (نحل: 97) یعنی: خدا به بشر‏های مؤمنی که شغل های نیک ایفا می‏دهند، حیات پاکیزه‏ای می‏بخشد.

بازدید : 62
چهارشنبه 5 دی 1403 زمان : 12:05


تعصب ، جزميت و تحميل سلايق شخصي و سرخوردگي جوان از مذهب

مبلّغ پیش از تبليغ و پیش از آنکه مقاله متبوع خویش را به ذهن استفاده کننده برساند، مي‌بايست فضاي ذهني خویش را از پیش‌داوری نسبت به کاربر خويش پاك سازد و در اين مرحله تصور شخصيت مسجد بابا قدرت مشهد کافر يا منافق از طرف مقابل، تلقي ناصحيحي میباشد.

15) ديني کردن جوان ها و تبليغ دين براي آنان تنهاً در دادن داده ها ديني و وارد کردن آن‌ها به مراقبت روايات اسلامي و آيات قرآني محصور نمي‌خواهد شد، بلکه اساسی‌خیس و بالاتر از آن، بايد هنر «زيستن ديني» را به آنان ياد بخشید.

16) کسي که در جایگاه تبليغ کننده قرار مي‌گيرد، بايد طوري فعالیت نماید که کاربر و يادگيرنده مسجد بابا غدیر مشهد ، مقام و پايگاه علمي و معنوي او‌را به‌تیتر مرجع و منبع گزینه اتکاء و اطمينان بپذيرد. فارغ از خریداری نمودن چنين شرايطي و سوای دقت به ميزان قدرت معنوي، خیر اقتدار سياسي و فيزيکي، قابلیت تأثيرگذاري بر استفاده کننده بسيار ضعيف و ناپايدار خواهد بود. مسجد غدیر فلاحی مشهد

د) اپلیکیشن‌هاي فرهنگي مسجد
سلیقه، سلايق و اذهان قاطبه نوجوان ها و جواناني که معمولاً حضور فعالي در مسجد دارا‌هستند، گزینه اعتنا قرار نمي‌گيرد. با دقت به کمپانی تعداد بی‌شماری از نوجوان ها و جوان ها در مساجد، مورد نیاز میباشد، در اجراي نرم‌افزار‌ها، سليقه‌هاي آن ها مدنظر قرار گيرد؛ ولی اپلیکیشن‌ريزي سنتي موجب شد‌ه‌است تا ایده ها و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مراد‌هاي اين قشر ناديده انگاشته خواهد شد که اين فرمان موجبات دلخوري و ناراحتي آنها را آماده مي‌سازد.

مسائل و مشکلاتي که در اپ‌های فرهنگي، تبليغي و ديني مساجد وجود دارا هستند و سبب ساز ايجاد مسافت بين جوان ها و مسجد مي‌شوند، عبارتند از:

1- متنوع نبودن اپلیکیشن‌هاي مساجد و نيز طرز‌هاي تبليغ و غریبه بودن گردانندگان آن با شيوه‌هاي نوين جذب نوجوان ها و جوان ها به مسجد و در مقابل متنوع و دیدنی بودن نرم افزار‌هاي مرکزها و اماکن تفريحي اجتماعي نظير: باشگاه‌هاي ورزشي، کلوب‌ها، کافي‌نت‌ها، ماهواره و ....، بايد اذعان داشت که اپلیکیشن‌هاي بعضي از مساجد اکثر زمان ها يکنواخت، کسالت‌آور و خسته کننده میباشد؛

2- ایفا طرز‌هاي کم آب و مستبدانه در بعضي اپ‌ها و فراگیری‌هاي مذهبي و به‌کارگیری شيوه‌هاي نادرست تعليمي و درخواست اطاعت کورکورانه و بی‌قیدوشرط که موجب بي‌علاقگي و دلسردي از دين و مرکزها ديني به‌ویژه مساجد در ميان نوجوان ها و جوان ها مي‌خواهد شد؛

3- ملحوظ نداشتن شاخص‌هاي مذهبي، فرهنگي، بومي، نژادي، زباني و نيز عدم به‌کارگیری اولويت‌هاي اصلي در نرم افزار‌هاي فرهنگي-تبليغي موجب گردیده‌است تا تعدادي از اپلیکیشن‌ها و فعاليت‌هاي اجرايي براي نوجوان ها و جوان ها از نتايج مثبت و مطلوبي منتفع نباشد؛

4- کمتر مشاهده مي‌گردد که در اعمال نرم‌افزار‌هاي مذهبي و اسلامي از وجود انديشمندان و صاحب و مالک‌نظران بزرگوار مصرف شود؛ به کارگیری از اساتيد دانشگاهي و حوزوي با خبر، موجب اقبال نوجوان ها و جوان ها به مساجد شود؛

5- بسياري از مساجد نتوانسته‌اند با مخاطبان، به‌ویژه نوجوان ها و جوان ها «ارتباط فکري» برقرار نمایند، صرفا ارتباط جانور فی‌مابین به‌شکل نرم افزار‌اي و مراسم خلاصه مي‌خواهد شد که اين رابطه با پايان اپ انقطاع مي‌گردد؛

6- حکم کننده بودن اذهان عام نگر، همدم با اجراي نرم افزار‌هاي عامه‌پسند و سنتي که‌این‌سیرتکامل نرم افزار‌ها بيشتر موردپسند گران قدر‌سالان و سالخوردگان میباشد؛

7- طولاني شدن نرم افزار‌هاي اجرايي مساجد، به‌ویژه سخنراني و خطابه وعاظ، ائمه جماعات و مبلغين و نيز اقامه نماز و اجراي مراسم دعا و زيارت؛

8- فضای خالی نرم افزار‌ريزي دارای انسجام، تر و تمیز و منعطف در مساجد موجب گردیده‌است تا اکثر وقت ها مساجد ما در گیر اپلیکیشن‌هاي يکنواخت و کسل‌کننده شوند؛

9- قاضی نبودن روحيه جوان‌گرایی و تامل جواني و نادیده گرفتن سلايق و نظرها جوان ها، در نرم‌افزار‌ريزي فعاليت‌ها به وسیله مديريت مساجد؛

10- مطابقت نبودن اپ‌هاي مساجد با نيازهاي فکري و فرهنگي جوان ها و متناسب نبودن با شرايط فرصت و مسائل دچار به‌روز جامعه؛

11- فقدان تجهيزات، اثاثیه و ابزار مطلوب قابل انعطاف‌افزاري امروزی و روز در مساجد (رايانه، وسايل آموزشي و یاری‌آموزشی و ...)؛

12- در اکثر مساجد مرزو بوم، حق اولویت دستور اساسی «اپلیکیشن فرهنگي مسجد» پیش از جاری ساختن «ترويج تمدن نماز» ایفا نمي‌گيرد؛

13- عدم وجود نرم‌افزار‌هاي مجال‌بندی‌گردیده و تعریف و تمجید‌گردیده کوتاه‌مقطع، در بین‌بازه زمانی و بلندمدت در مساجد؛

توصیه‌هایی در ارتباط با رفع کاستي‌ها و نواقصات مرتبط با نرم افزار‌ريزي‌هاي فرهنگي مساجد
1- تبديل ساختار اپلیکیشن سنتي مساجد به اپلیکیشن مدون، منطقي و به‌روز؛

2- در اپلیکیشن‌ريزي فرهنگي و ديني مساجد به نيازها، علايق و سلايق نوجوان ها و جوان ها اعتنا خواهد شد؛

3- تطابق محتواي نرم افزار‌هاي فرهنگي مساجد با نيازهاي فکري جوان ها، مقتضيات فرصت، و مسائل دچار به‌روز جامعه؛

4- استعمال از رشتهّاوری آموزشي روز در اجراي نرم‌افزار‌هاي آموزشي، فرهنگي، ديني و ...، مساجد؛

5- تشکيل خزانه داده ها و راس استحضار‌رسانی و مجموعه ويژه مطالعاتي و تحقيقاتي به‌خواسته اجرا بازرسی در باب ارزيابي نرم افزار‌هاي فرهنگي مساجد؛

6- منفعت‌گيري از وجود اساتيد و صاحب و مالک‌نظران دارای شهرت دانشگاهي و حوزوي در نرم‌افزار‌هاي فرهنگي و ديني مساجد؛

7- تنوع بخشيدن به محتواي اپ‌هاي فرهنگي مساجد از حیث قضیه، شیوه و انجام؛

8- به کارگیری از شيوه‌هاي نوين آموزشي در ارائه و جابجایی مفاهيم و بها‌هاي ديني و مذهبي به نوجوان ها و جوان ها؛

9- در یادگرفتن مسائل و مفاهيم ديني به نوجوان ها و جوان ها «اصل سهل وآسان‌گیری» و «اصل میانه‌روی و ميانه‌روي» از سوي مربيان ديني و مبلغين رعايت گردد؛

10- پرهيز از اجراي اپ‌هاي يکنواخت، تکراري و خسته‌کننده؛

11- تجهيز مساجد به تجهیزات، اسباب و اثاث و ابزار فرهنگي روز دنيا از قبيل کتابخانه‌هاي تخصصي، تالار پژوهش، کامپيوتر، وسايل آموزشي و ....؛

12- طرح کردن مسائل و ایرادات نوجوان ها و جوان ها محله و اپ‌ريزي در راستاي رفع و حل اشتباهات آن‌ها؛

13- عدم «یکسونگری» در اجراي نرم‌افزار‌هاي فرهنگي مساجد؛

14- داشتن مديريت فرصت در اپلیکیشن‌هاي فرهنگي و ديني مساجد، به‌طوری‌که سعي گردد نرم‌افزار‌هاي اجرايي مساجد (سخنراني‌ها، کلاس‌هاي آموزشي، همايش‌ها، مراسم دعا و ...) کوتاه و متناسب با ظرفيت‌هاي جسمي، روحي و رواني، ويژگي‌هاي سني و ذهني مخاطبين طراحي و جاری ساختن خواهد شد تا از خستگي، دل‌زدگی و درنتیجه گريز جوان ها از اپلیکیشن‌هاي فرهنگي مساجد جلوگيري به شغل آيد؛

15- نرم‌افزار‌هاي فرهنگي و ديني مساجد براي نوجوان ها و جوان ها جالب و مفيد بوده و هنر و مهارت را به آنها بياموزد؛

16- شرکت کردن دادن نوجوان ها و جوان ها راجع‌به نرم افزار‌ريزي‌هاي فرهنگي و ديني و اجراي اپ‌ها در جذب جوان ها به مسجد مؤثر میباشد؛

بازدید : 64
يکشنبه 2 دی 1403 زمان : 10:32


توماس هابز
هابز مثلا کم عده ای میباشد که به موضوع کیفیت ساخت و ساز نظم اجتماعی پرداخته میباشد. وی ساخت‌و‌ساز و بقای جامعه و نظم اجتماعی را مبنی بر مبنا «تفاهم نامه اجتماعی» می‌داند. به حیث وی، بشر مسجد بابا قدرت مشهد موجودی «خودخواه» میباشد و فقطً عشق و علاقه مند به ارضای امیال شخصی.
هرکس در‌پی برآوردن نیازهای خویش میباشد. از سوی دیگر، منابعی که برای ارضای همگان کافی باشد، نیست. پس اشخاص بر راز دست رسی به منابع، با هم رقابت می نمایند و بر این پایه، ارتباط ها انسانی بر پایه ی اصل «رقابت» میباشد و اجبار و فریب مؤثرترین وسایل چهت نیل به آرزوها. همگان میتوانند از این وسیله استعمال مسجد بابا غدیر مشهد نمایند. براین اساس، موجبات هیاهو در جامعه آماده می‌شود. ولی همینطور ارضای امیال شخصی نمی تواند با وجود غوغا در جامعه قابلیت و امکان پذیر باشد; چون در‌این‌صورت‌، هیچ کس به منظور اش نمی‌رسد. راه‌حل آخری آن میباشد که آدم ها با یکدیگر هماوا شوند و یک تفاهم نامه اجتماعی را به وجود آورند. به این روی، در جامعه، یک توان شهریاری مورد نیاز میباشد که‌این توافق به شغل آمده بر رمز تفاهم نامه اجتماعی را حراست نماید.4 به صورت خلاصه، از لحاظ هابز، جامعه پدیده ای غیرطبیعی و یک حزم ساختگی میباشد که بر طبیعت بشر زور گردیده است. در یک واژه، «نظم اجتماعی» نظم بر طبق «جبر» میباشد.
البته ثابت مدعای هابز بسیار ایراد میباشد; زیرا آدم ها هیچ گاه به صورت ا مسجد غدیر فلاحی مشهد زروی میل در کنار هم گردآوری نشده اند تا قراردادی امضا نمایند. می بایست ذکر کرد: این فرایند طبیعتا صورت گرفته میباشد. با سپری شد مجال، بشر ها به عایدی خویش چشم اند که در معاش اجتماعی شرکت کردن داشته باشند و هیچ طراحی برنامه در شغل نبوده میباشد. «در جامعه های وحشی، این طور نبوده که عقلا نشسته باشند و با تفکر و مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تفکر به نیازمندی خویش به ضابطه پی برده باشند و آنگاه برای خویش شرایطی جعل کرده باشند، بلکه آداب و رسومی که داشتند منجر می گردیده زد خورد ها و مشاجراتی در آنها پیدا خواهد شد و قهراً همگی ناگزیر می شدند که اموری را رعایت
نمایند تا به‌این وسیله، جامعه خود را از خطر انقراض نگهداری نمایند و زیرا پیدایش آن کارها ـ همانطور که گفتیم ـ مبتنی بر درنگ واندیشه نبوده، مهم مستحکم نداشته و در فیض، همواره دست خوش نقض و ابطال بوده میباشد.»5
ب. آگوست کنت
«وفاق اجتماعی» یکی‌از مفاهیم مهم مدرسه «کارکردگرایی ساختاری» میباشد که در پندار های آگوست کنت می بایست آن را ریشه یابی کرد. اصولاً کنت درپی جواب به موضوع «چالش» در جامعه فرانسه بود که راهکار آن را در پوسته معنا «وفاق اجتماعی» می مشاهده کرد.
کنت در‌پی سنّت پرستان فرانسه بود و آنان‌را بسیار می ستود. به باور سنّت پرستان، «جامعه ای که با پیوندهای اشتراک اخلاقی همبسته نشده باشد، جز گردآوری ای از اشخاص منقطع وجود ندارد. از نگاه کنت، هر کوششی در جهت مبتنی ساختن معاش اجتماعی بر قراردادهای دربین اشخاص و یا این که مرمت جامعه بر اساس حقوق و دستمزد طبیعی شخصی، یا این که از گستاخی مایه میگیرد یا این که از دیوانگی یا این که از هر دو.»6
عبارت سابق الذکر به صراحت، لحاظ افرادی را که حقوق و دستمزد شخصی را مبنای تکوین نظم اجتماعی می‌دانند، رد می نماید و اعتقاد دارد: درونی کردن قیمت های جامعه دلیل نظم اجتماعی می گردد.
ج. دورکیم
دورکیم ریشه پدیده های اجتماعی را در فضا اجتماعی می‌جوید و خیر در بنیان آدم ها. به همین عامل، فرض هایی از نوع هابز را، که نظم اجتماعی و بقای جامعه را بر مبنا «تفاهم نامه اجتماعی» تبیین کرده است و در چک، به ریشه های سرازیر شناختی بشر مراجعه می نماید، طرد می کند و این نظر را دارد: تفاهم نامه نمی تواند تحت عنوان پایه سازمان اجتماعی و نظم در حیث گرفته خواهد شد; چون تفاهم نامه زمانی می‌تواند وجود داشته باشد که قبل از آن، جامعه سازمان یافته ای وجود داشته باشد; جامعه ای که بر طبق یک سلسله اصول و قواعد اخلاقی میباشد. به لحاظ دورکیم، عنصر اساسی تداوم حیات اجتماعی، که علی رغم تغییرات در رابطه ها ما و اشخاصی که خالق آن میباشد، استمرار می‌یابد، «نظم اخلاقی» میباشد; مشتمل بر دسته ای از قواعد که بر ارتباط ها اجتماعی حکم فرماست.7 دورکیم برای تبیین عقیده خویش، جامعه ها را به دو نوع تقسیم می نماید که از دو نوع همبستگی برخوردارند: جامعه ای با همبستگی مکانیکی8 و جامعه ای با همبستگی ارگانیکی.9 در جامعه نوع نخستین، فی مابین اشخاص آن از حیث مهارت ها، تشابه وجود داراست و همین همانندی دلیل همبستگی و در فیض، حافظ نظم اجتماعی میباشد; به دلیل آنکه در‌صورتی‌که جامعه برخی از ارکان (اشخاص) خویش را از دست بدهد هیچ خللی بر آن وارد نمی‌شود. ولی در جامعه نوع دوم، تنوع تخصّص ها وجود داراست و اشخاص از نگاه داشتن مهارت ها از یکدیگر متفاوتند. همین تنوّع دلیل تعلق متقابل و در سود، نگهداری نظم می گردد.
اعتنا به عنصر «حقوق و دستمزد» در دعوا همبستگی دورکیم عنایت داراست. دورکیم از دو نوع دستمزد کلام میگوید: حقوق و دستمزد «تنبیهی» و دستمزد «ترمیمی». حقوق و دستمزد تنبیهی در دولت ها ابتدایی کاربرد داراست که خصوصیت آن مجازات اشخاص متخلّف میباشد. البته در دولت ها توسعه یافته، به مکان مجازات اشخاص، کوشش می نمایند آنان‌را اصلاح نمایند. از این رو، حقوق و دستمزد ترمیمی مکان حقوق و دستمزد تنبیهی را میگیرد. حقوق و دستمزد نشان همبستگی میباشد. دو نوع حقوق و دستمزد حاکی از دو نوع همبستگی میباشد. «همبستگی اجتماعی پدیده ای به طور کامل اخلاقی میباشد که به خودی خویش، به مشاهده ظریف با اندازه گیری، در نمی آید... مجبور می بایست ... فرمان فرنگی، که علامت آن میباشد را بجوییم و فرمان درونی را از خط مش دستور بیرونی تحقیق کنیم و آن نشانه
چیزی جز دستمزد وجود ندارد.»10
نکته کلیدی در تبیین «نظم» از لحاظ دورکیم این میباشد که جامعه، بخصوص جامعه انداموار، دارنده هنجارهایی میباشد که آنان را از روش فرایندهای مختلف جامعه پذیری به اشخاص می‌آموزد و اشخاص آنها‌را درونی می نمایند. با برقرار شدن نظم درونی، نظم بیرونی ممکن می‌شود. به همین استدلال، دورکیم بر نظم اخلاقی بیشتر تأکید می نماید. از این حیث، بایستی اعلام کرد: در عقیده دورکیم نیز همچون هابز، جامعه خویش را بر اشخاص زور می نماید. اشخاص به جامعه احترام می‌گذارند و هنجارهای آن را درونی می نمایند. دورکیم نقش «مذهب» را در ساخت و ساز همبستگی پررنگ می نماید و زیرا تصور می کند مذهب در جامعه ریشه داراست، از این رو، اشخاص در واقع جامعه را پرستش می نمایند و به آن تحت عنوان یک مو جود مافوق احترام می‌گذارند. از نگاه دورکیم، خدایی نیست، «آنچه ما می پرستیم حقیقتاً یک نیروی ماورای طبیعی وجود ندارد، بلکه چیزی بزرگ خیس و هراس آورتر از نفس شخصی ماست.»11
کلاً، از حیث کارکردگرایان، مذهب با کارکردهای وحدت بخشی و یکپارچگی، جواب گو به سؤال های اصلی آدم، نیرویی برای تضمین قیمت های اصلی از سوی عموم و ایجاد قیمت های اصلی، به نظم اجتماعی یاری می نماید.
تضادگرایان
عقیده های مغایرت بر این نکته تأکید می نمایند که نظم حکم دهنده در دولت ها به طور تحمیلی به وجود آمده میباشد. دسته مسلّط چنان قدرتی دارا‌هستند که بتوانند نظم صوری در جامعه ساخت نمایند و در حالتی که خلق و خوی و هنجارهایی هم در جامعه وجود داراست به‌این ادله میباشد که مجموعه مسلّط اینگونه منظور میباشد. دسته مسلّط دارنده ابزاری میباشد که میتواند بها های خویش را بر جامعه حکم دهنده نماید. عقیده پردازان «ستیز» در مقابل «کارکردگرایان» موضع می‌گیرند که چرا همواره از نظم جانور پشتیبانی می نمایند و به هر طریقی که گردیده‌است، می‌خواهند وضع و اوضاع جانور را توجیه نمایند. تضادگراها بر نابرابری ها انگشت می نهند. از حیث آن‌ها، نابرابری ها نیرویی میباشد که می‌تواند نظم جان دار را به هم بریزد و روزی هم این عمل را خواهد کرد. در عقیده های «ناهمخوانی» و «ستیز» این نکته حایز عنایت میباشد که منابع اقتصادی، که همواره در مشت افرادی قرار گرفته میباشد، بازدارنده آن می‌شود که اشخاص از زمان های موازی بهره مند باشند.
برخلاف کارکردگرایان، عقیده های «ستیز» به «نظم هنجاری» دقت نمی‌کنند; چون اَشکال دیگر سازمان اجتماعی بازدارنده تحقق هنجارها می گردد. عقیده پردازان «ستیز» قشربندی را گزینش کننده ترین استدلال دانسته اند. به صورت خلاصه، می قدرت اظهار کرد: عقیده های «تضادومغایرت» در عیب گیری کارکردگرایی به وجود آمده میباشد. از نظر آن‌ها، عقیده «کارکردگرایی» از توضیح کیفیت توزیع توان و قابلیت تغییرات اجتماعی تند عاجز میباشد.
نظم اجتماعی در اسلام

بازدید : 58
سه شنبه 27 آذر 1403 زمان : 9:47


وی ضمن مخالفت با عبارت \"تفاوت رنگ\" این جمله را اینگونه مسجد غدیر بلوار معلم مشهد تصحیح می‌کند: \"تفاوت بخش مرمت شده و نصیب بازسازی نشده.\" و پیرو توضیح میدهد: کاشی‌هایی که مرمت شده فعلا بندکشی داراست این در حالتی‌که است که کاشی‌های همین نصیب پیش از بازسازی و کاشی‌های دیگر سوراخ‌هایی که بازسازی نشده به راحتی با دست برداشته میشوند. عکس‌هایی که از فاصله نزدیک از گنبد شیخ لطف الله قبلی و بعد از بازسازی گرفته شده وجود داراست و می توان آنها‌را مقایسه کرد. در آن مجال کاشی‌ها با دست قابل برداشتن و بسیاری مسجد غدیر فلاحی مشهد از آن ها فروریخته بود. رسانه ها بایستی موقعیت گنبد و نیاز آن به بازسازی را اطلاع رسانی کنند تا میزان دارایی آن فراهم خواهد شد. موقعیت گنبد بحرانی می‌باشد و با یک برف سنگین سرنوشت آن نامشخص خواهد بود.

مدیرپایگاه جهانی میدان نقش عالم در پاسخ به سوالی بر طبق اینکه چرا آحاد ترک گنبد برای نوسازی برداشته شد، تاکید می‌کند: گنبد مشکلاتی در کاشی‌ها و آجرها داشت، البته ایراد مهم گنبد زیرسازی آن بود. مسجد بابا غدیر مشهد مجموع گچ زیر سازی پوسیده شده و کاشی‌ها و آجرهای روی گنبد با دست قابل برداشتن بود. دیگر نصیب‌های گنبد نیز همین نقص‌ را دارد و کاشی‌ها و آجرها از هم جدا شده. فشار روی کاشی‌های گنبد بسیار زیاد می باشد و برهان اینکه این کاشی‌ها هنوز نریخته این می باشد که بارندگی شدید برف یا باران نداشته‌ایم؛ همچنین کاشی‌هایی که روی آیتم آجری گنبد کار شده‌اند ریشه‌های بلندی دارد و همین موضوع تا الان کاشی‌ها را از ریخته شدن نگهداری کرده است. مسجد بابا قدرت مشهد

با دیدن عکس گنبد یا تماشا آن از به دور نمی‌اقتدار قضاوت کرد
خطابخش در پی با بیان این نکته که \"برخی نکات گنبد از دور معلوم نیست\" خاطرنشان می‌کند: موقتی گنبد چین خورده هست و فشار بالایی بر آن وجود دارد. گنبد مسجد شیخ لطف الله مریض می‌باشد و نیاز به درمان دارد. با دیدن گنبد در یک روز بارانی می‌توان متوجه این خرابی‌ها در حین بارندگی شد. در او‌لین بارندگی پس از مرمت (هفته گذشته) تنها قسمتی که خیس نشده بود و نم نداشت همین نصیب مرمت شده بود.

وی درباره نرم افزار برای ادامه بازسازی بر گنبد می افزاید: نرم افزار‌ ریزی‌هایی کردیم و مرمت را به همین شکل ادامه خوا‌هیم داد. در حالتی‌که در هفته‌های آینده اعتبار به ما ابلاغ گردد عمل بازسازی دیگر رخنه‌‌های گنبد را نیز آغاز خوا هیم کرد. در هر نوسازی موقعیت خاصی را برای بازسازی‌گر در حیث می‌گیریم و در شرایطی‌که کسی حائز این شرایط نباشد قاعدتا عمل مرمت را به او نخواهیم سپرد. انجام عمل تجدید بنا‌ بناهای مهمی مانند گنبد مسجد شیخ لطف الله با مزایده ممکن نیست و قابلیت و امکان اجرای این تشریفات وجود ندارد.

مدیر پایگاه جهانی میدان نقش فقیه در نقطه نهایی از خلا بودجه گلایه می‌کند و از اسنادی میگوید که به جای پول عیب گیری با آن‌ها فعالیت می‌کنند: مشکلی برای شغل با ورقه ها نداریم، حتی همین عمل گنبد را نیز با سندها و سوای بودجه عیب گیری اجرا شد. هنوز اعتبار برای شروع دوباره بازسازی گنبد مسجد شیخ لطف الله اختصاص نیافته و به محض اینکه میزان دارایی حفاظت شد نوسازی دیگر رخنه‌‌های گنبد آغاز خواهد شد.

قضاوت درست؛ طاقت فرسا‌ترین فعالیت
قضاوت و نظریات درباره مسائل خاص و تخصصی جزء طاقت فرسا‌ترین کارها و وظیفه آن بر عهده متخصصین هست، اما این فعالیت مشقت بار، برای بعضا سهل و آسان به نظر می آید! مهم‌ترین نکته پیش از هر صحبتی درباره گنبد مسجد روضه خوان لطف الله دیدن تمام آجرها و کاشی‌های نوسازی شده آن از نزدیک است. هیچگاه نمی‌توان با نگاه گذری درباره مسئله‌ای تخصصی نظر داد شاید به همین دلیل است که بسیاری از اساتید دانشگاه و متخصصان ترجیح دادند درباره چگونگی نوسازی آن لحاظ ندهند.
از سویی دیگر، تغییر تحول رنگ و خلائی که فی مابین بخش بازسازی گردیده و رخنه‌‌های دیگر گنبد دیده میشود، ابدا قضیه‌ای جزئی نبوده که به آسانی آن را به تمیزکاری و یا این که بندکشی نسبت اعطا کرد و مطلقا بایستی توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد تا تردید ها کاملا از در بین برود. آن چیزی که درین فی مابین بارز و معین بوده نیاز مبرم گنبد مسجد روضه خوان لطف الله به تجدید بنا و نوسازی میباشد.

این گنبد مانند اکثری دیگر از گنبدها با معماری بعد از ظهر صفوی از چهارلایه تشکیل‌شده، دربین لایه اولیه (لایه درونی) با آن تقارن شاهکار و لهجه‌زد خویش و لایه پایان که نام و نشان شهر گنبدهای فیروزه‌ای میباشد؛ دو لایه دیگر مبتلا پوسیدگی و تخریب فراوان گردیده بودند که در شکل نفوذ رطوبت می‌توانست منجر تخریب گردد. همینطور احتمال فروریختن کاشی‌هایی که سوای بندکشی بر روی گنبد رها شدند محتمل میباشد.

میان هیاهوی "نوسازی" یا این که "تخریب" و مبارزه بر راز دو سوراخ تجدید بنا گردیده گنبد نباید موقعیت پوسیدگی لایه زیرین آن فراموش گردد. همینطور این انتظار می‌رود که بعداز این تجارب آلرژی‌ها نسبت به داربست‌هایی که بر روی گنبدهای فیروزه‌ای شهر سالیان متمادی میباشد که جا خوش کرده‌اند و بعد از پنج سال مجدد با به عبارتی ایرادات گذشته، داربست‌های گذشته و پیمانکاران قبل گشوده می گردند، نیز بالا رود.

بازدید : 30
سه شنبه 20 آذر 1403 زمان : 10:56


جلوگیری از گناه را زهدو تقوا گویند. زهد یک نیروى گشوده دارای درونى میباشد که در وجود بشر به وجود می‌آید و اورا در قبال ارتکاب شغل های مغایر نگهداری مى‏نماید. کمال زهدوتقوا آن میباشد که ضمن مسجد غدیر بلوار معلم مشهد غربت از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب خواهد شد. به فرد متّصف بدین صفت، متقی گفته میگردد.
تعبیر و تفسیر زهد و تقوا

زهدو تقوا، از مهم‌ترین شاخص های تربیت فقاهتی میباشد که در معارف ناب اسلامی مسجد غدیر فلاحی مشهد بسیار به آن پیشنهاد شد‌ه‌است. سازه بر همین بها و مقام، بزرگان اخلاقی و پیشروان یاددادن و تربیت اسلامی نیز به موضوع زهد بیش تر از هر چیز دقت می نمایند. درین در میان، هر یک تعریف‌و‌تمجید های گوناگونی از زهدو تقوا ارائه داده اند که «پرهیزکاری» وجه مشترک تمامی آنهاست. اکنون آنکه شهید فرزانه، معلم مرتضی مطهری که در تبیین و آشکار ساختن معارف الهی، نگرشی ژرف و ظریف داشت، با رویت کرد تیزبین و ارزیابی موشکافانه خود، این مفهوم را برای واژه مسجد بابا غدیر مشهد و کلمه زهد و تقوا، نارسا میداند. وی خلال اینکه گویش فارسی را از داشتن کلمه ای هم سنگ در قبال کلمه و واژه زهد و تقوا ناتوان معرفی می نماید، در یک تمجید توضیحی، کلمه و واژه «خویش نگه داری» را مساوی زهدو تقوا می‌داند و می‌گوید:

تقوای از معاصی، در واقع معنایش خویش نگه داری میباشد. متقی باش؛ یعنی خویش نگه دار باش. مسجد بابا قدرت مشهد خویش این، یک وضعیت روحی و معنوی میباشد که از آن، تفسیر به «اشراف بر نفس» می نمایند. اینکه آدم بتواند خویش بر خویش و در واقع، عزم و عقل و ایمانش بر خواهش ها و هوس هایش احاطه داشته باشند، به گونه ای که بتواند خودش را نگه دارااست، این نیروی خویش نگه داری، اسمش تقواست... خویش را نگه داری کردن از معصیت، لازمه اش اجتناب از معصیت میباشد و لازمه اجتناب از معصیت، خویش را از لازمه معصیت ـ یعنی خشم الهی ـ نگه داری کردن میباشد... در حالتی که بگویند «اِتَّقِ اللّه َ» معنایش این میباشد که خویش را نگه دار از اینکه گرفتار گناه شوی و بر تاثیر گناه کردن، در معرض خشم الهی قرار بگیری.

امام علی(ع): زهدوتقوا, اجتناب(ازمعصیت معبود) میباشد .

امام علی(ع): طهارت (و مصونیت از گناه) به زهدو تقوا بسته گردیده‌است .

امام راست گو(ع) :در جواب به سؤال ازمعنای زهدو تقوا, فرمود:زهد این میباشد که آفریدگار در جایی که تو‌را امر داده میباشد غایب نبیند ودر آن جا که تورا نهی نموده است , حاضر نیابد.

از امام راست گو علیه السّلام سؤال شد تقوی چیست فرمود: هر چه معبود فرمان کرده میباشد، بجای آوری و از هر چه نهی فرموده دوری کنی.

امام علی(ع): زهد و تقوا این میباشد که بشر از هر آن چه اورا به گناه می کشاند, خودداری نماید.

امام علی(ع): باتقوا کسی میباشد که از گناهان بپرهیزد.

امام علی(ع): محور زهدو تقوا, شکاف شهوت میباشد .

امام علی(ع): هر کس بر شهوت خویش مسلط باشد, با تقواست .

امام علی(ع): محور (پایه) زهد و تقوا, آزادکردن دنیاست .

نبی معبود(ص):کلیه زهد و تقوا این میباشد که آن چه را نمی دانی بیاموزی و آنچه را می‌دانی به شغل بندی .

نبی معبود(ص):عصاره زهدو تقوا در آیه ((ان اللّه یامر بالعدل و الاحسان )) میباشد .

امام رضا(ع): در قرآن پیشنهاد به زهدو تقوا و توصیه به ارحام در کنار هم آمده میباشد . بدین ترتیب در صورتی کسی به خویشاوندانش تحقیق و احسان ننماید ، پارسا محسوب نمی شود .

امام راست گو(ع) :معنا آیه شریفه«هُوَ أَهْلُ التَّقْاو وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ-سوره مدثر» این میباشد که اینجانب شایستهام تا بندگان اینجانب از اینجانب تقوی داشته باشند، و اینجانب هم آمادهام آن‌ها را بیامرزم.

در کتاب ایمان و شرک آمده که تعبیروتفسیر تقوی آن میباشد که سپری شد کنی از آنچه برای تو تصاحب کردن آن مانعی ندارد، برای احتراز از آن چه به چنگ آوردن آن گونه های دارااست، تقوی در واقعیت اطاعت از خدا میباشد، و اینکه آفریدگار را به حافظه بیاورد و فراموش نکند، و دانش داشته باشد و اعمالش آیتم قبول قرار گیرد.

زهد و تقوا؛ مصونیت، خیر محدودیت

یکی‌از مهم‌ترین لوازم دغدغه و مصیبت آدم در عالم، رفتارهای ناشایست اوست که در رهاکردن عنان نفس و ترجیح دادن مراد دل برخواست معبود ریشه داراست. انسانی که همواره درصدد برآوردن تمایلات نفسانی خود و فایده جویی از لذت های گذرای دنیاست، خویش را از کمک غیبی خداوند و از اعتنا و بازرسی های پروردگار ـ که به بندگان سزاوار خود دارااست ـ محروم ساخته میباشد. در ایرادات و مصیبت های دنیایی نیز اعتنا ویژه معبود مشتمل بر وی نخواهد شد؛ چون وی در معاش روزمره خود، خدای متعال و خشنودی او‌را به آلزامیر ودیعت میباشد. شهید مطهری با اشاره به اینکه زهدوتقوا، کلید حل ایرادات جهان و آخرت بشر میباشد، این صفت خوشگل را صرفا خط مش برون رفت از تضارب های معاش معرفی می نماید و با استناد به قرآن میفرماید:

بشر هنگامی که بصیرتی نداشته باشد، در بالا از زهد، صرفا محدودیت می‌فهمد و میگوید: در شرایطی که آدم بخواهد خودش را مقید به زهدوتقوا نماید، معنایش این میباشد که خودش را در بن بست قرار دهد، بدور خودش خطی بکشد و برای خویش، محدودیت قائل گردد. قرآن صحیح نقطه مقابل این مقاله را بیان می نماید [و نکته لطیف همین میباشد]؛ یعنی بی تقوایی میباشد که بشر را در بن بست قرار می‌دهد و تقواست که بن بست را می‌شکند... پروردگار در قرآن می‌فرماید: زهد و تقوا بن بست و محدودیت وجود ندارد؛ برعکس، زهدو تقوا نداشتن، آدم را به بن بست ها و محدودیت ها در گیر می نماید و زهد و تقوا، راهی میباشد که خداوند معلوم نموده است که در‌صورتی‌که بشر از آن روش برود، محدودیت و بن بستی برای وی وجود ندارد: «وَ مَن یَتَّقِ اللّه َ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» هر که که تقوای الهی را پیشه نماید، آفریدگار برای وی رویه خارج رفتن از تنگناها و خطاها را قرار میدهد.

بازدید : 17
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 11:17


شعر اسلامی از وجوه پررنگ هنری در فرهنگ وتمدن اسلامی به‌شمار میاید که در سه گویش عربی، فارسی و ترکی به نقط ی اوج رونق خویش رسیده میباشد. دو لهجه اصلی دیگر در شعر اسلامی، گویش اردو و بنگالی می باشند.

موسیقی
نوشتار اساسی: موسیقی اسلامی
موسیقی اسلامی در معنای آواز یا این که اجرای موسیقی در عرصه همگانی مسجد غدیر بلوار معلم مشهد یا این که محافل سری در بخشها گوناگون مسلمان‌نشین میباشد که مشتمل بر کشورهای عربی در حیطه مرکزی دنیا اسلام و خاور وسط، شمال آفریقا، کشور ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میگردد. از آنجایی که اسلام دربرگیرنده یکسری مذهب، خویشان و تابعیت میباشد مدل‌های موسیقایی متفاوت ساکن در بخش ها گوناگون صورت گرفته میباشد. بعضی ا مسجد غدیر فلاحی مشهد ز عقیده‌پردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمرده‌اند البته برخی دیگر این نکته را مشتمل بر صرفا بعضی از گونه های موسیقی می دانند. اکثر وقت ها علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در ارتباط رقص به‌ویژه رقص بانوان نیز لحاظ چیره علما بر حرمت داشتن آن میباشد. با این وجود گزارش‌هایی از رقص و آواز بانوان از سده‌های نخستین اسلامی تا کنون در همگی جامعه ها اسلامی جانور میباشد. مسجد بابا غدیر مشهد
 جستار متعلق: موسیقی سنتی اهل ایران

قالی‌بافی و منسوجات


قالی اهل ایران مثال‌ای از هنر خوشگل و باشکوه اسلامی.
نوشتار اساسی: قالی اهل ایران
قالی‌بافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی اساسی در کشورهای اسلامی به ویژه در کشور ایران و آسیای مرکزی میباشد که شهرتی جهانی دارااست.

سفالگری و کاشی‌کاری


پیاله سفالی لعاب‌دار،اسپانیا، حدود ۱۴۷۵ م


کاشی‌کاری عصر صفوی، باطن مسجد روحانی لطف‌الله، اصفهان
نوشتار اساسی: سفالگری
وسایل و تولیدها گوناگون از سفال و سرامیک در همگی بخش ها مسلمان‌نشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اول، رنگ و طرح‌های تزیینی همواره ساخت‌و‌ساز می‌گردیده است؛ از این رو تولید ها هر حوزه‌ به خیر و خوبی قابل تشخیص از جنس‌های بقیه نقاط میباشد. اکثری از نقوش تزیینی این سفالینه‌ها از اثر ها پر رنگ مسجد بابا قدرت مشهد هنری به‌شمار می آیند. همینطور کاشی‌کاری تحت عنوان پوششی دکوری برای ساختمان‌ها به‌ویژه در کشور‌ایران و آسیای مرکزی رویش شگرفی را تجربیات نموده است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند.

هنرهای نمایشی
نوشتار مهم: تعزیه
ضمن گونه های هنرهای متفاوت نمایشی مانند اکران‌های چادر‌شب بازی یا این که سایه عروسک‌ها و مانند آن ها تعزیه در جمهوری اسلامی ایران که نوعی اکران سنتی در سوک مصائب حسین بن علی میباشد یکی مثال‌های بارز هنرهای نمایشی سنتی در عالم اسلام هست.

باکس‌ای از عاج برای مراقبت قطب‌نما٬گورکانیان هند، موزه لوور
مجسمه‌سازی
مجسمه‌سازی در هنراسلامی بسیار محصور و حدوداً ممنوع بوده؛ با این وجود حدوداً در تمامی مرزوبوم‌ها و زمان‌های اسلامی به مثال‌هایی از آن برمی‌خوریم و انواعی از نقوش پررنگ نفیس و شگرف بر روی کتیبه‌های آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی و یا این که تشکیل‌شده از عاج و مانند آن همواره اعمال شد‌ه‌است.

هنرهای صناعی
نوشتار اساسی: صنعت های دستی
در کشور‌های اسلامی اشکال مختلفی از صنعت های دستی دستاوردهای فنی پیشرفته‌ای به‌دست آورده‌اند و تنوعی بی‌نظیر دارا‌هستند که یکی نمودهای هنرهای اسلامی نزد بقیه ملل به شمار میایند.

تاریخ هنر اسلامی
صدر اسلام و خلفای راشدین
در ابتدا اسلام و دهه‌های اول تأسیس حکومت اسلامی، بر تاثیر پر نمک و حرارت نخستین مذهبی و ذیل تأثیر تعالیم نبوی و خلفای نخستین، درباره آسانی و بی‌اعتنایی به تجملات و زینت‌های مادی، هنر و معماری از اقبال بهره مند عدم وجود. در‌این زمانه مدل و طرح جداگانه و درخور ذکری به وسیله مسلمان‌ها ابتکار نگردید. منزل کعبه در مکه جز حصاری از دیوارهای کوتاه و بامی از برگ نخل خلا.

بازدید : 64
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 10:55


دعوا همین سال عبادات میباشد. يکي از مقدمات عبادات اذان و اقامه میباشد. اذان چيست؟ شعار الهي میباشد. علامت اسلام میباشد. اذان معرفي مدرسه میباشد. اذان شکستن خموشی میباشد. اذان معرفي مسجد بابا قدرت مشهد مدرسه میباشد. اذان هشدار به غافلان میباشد. اذان آرم فضاي گشوده تبليغات میباشد. اذان يک عصر ايدئولوژي اسلامي میباشد. اذان نشان فضاي گشوده تبليغات میباشد. اذان يک زمان ايدئولوژي اسلامي میباشد. اذان سرود اسلام میباشد. اذان شعاري میباشد که در اولیه مي گوييم الله اکبر و در پایان مي گوييم لا اله الا الله و بين اين دو الله يک زمان تفکرات اسلامي مسجد غدیر فلاحی مشهد میباشد.

اذان گو چيست؟
اذان گو بهترين آدمها میباشد. «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهوَ عَمِلَ صالِحاوَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ» فصلت/33 اذان دعوت به خداست. چيست عالی از آدمي که دعوت نماید به سوي معبود عموم را. « وَ عَمِلَ صالِحا» مسجد بابا غدیر مشهد . و خودش هم اهل فعالیت باتقوا باشد «وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ».

کفار روي اذان خيلي حساس بودند. قرآن مي فرمايد«وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ» مائده/58. وقتي شما اذان مي گوييد. «اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِبا» دندانها و لبهايشان مسجد غدیر بلوار معلم مشهد را مي جوند. امام درستگو فرمود: «مرقبً فيها». اذان وسيله گرایش عموم به نماز میباشد. اذان اقرار به يکتا پرستي میباشد.

عَنْ أَنَسٍ عَنْهُ ص قَالَ: «مَنْ أَذَّنَ لِوَجْهِ اللَّهِ عَنْ نِيَّةٍ صَادِقَةٍ سَنَةً أَوْقَفُوهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ قَالُوا لَهُ اشْفَعْ لِمَنْ شِئْت»

(مستدرك‏الوسائل، ج‏4، ص‏21)

به موذن مي گويند. «اشْفَعْ لِمَنْ شِئْت» اي کسي که اذان مي گويي تو در روز قيامت منزلت شفاعت داري.

«إنّ الله يباحي بمن اجازه» . معبود به موذن افتخار مي کنيد.

«الموذن لايخاف الصيحه»، روزي که هستي به هم مي ريزد و همگی رنگ مي بازند در آن روز موذن متانت داراست.

َقَالَ رَسُولُ اللَّه ‏ص: «يُحْشَرُ الْمُؤَذِّنُونَ مِنْ أُمَّتِي مَعَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِين»(خصال‏صدوق، ج‏2، ص‏355) اشاره داراست که روز قيامت موذن با انبياءمحشور مي گردد. در مجاورت شهدا درجه خواهد داشت. اذان به قدري اجر داراست که يک روز گفتند يا فرستاده الله بس میباشد بس میباشد. اينقدر که براي اذان اجر گفتي عموم رمز اذان شمشیر کشي خواهند کرد.

متأسفانه اذان حلقومي در ميان ما فضايش کمرنگ میباشد. حتي طفل حزب اللهي اذان نمي گويند. اینجانب تعدادی وقت پيش در سرویس جناب آقاي ابوترابي بودم. گفتم شما يک سفارشي کن به آزاده‌ها لااقل آزاده‌ها اذان بگويند. شما زير شلاق الله اکبر گفته ايد. اينجا که فضاي جمهوري اسلامي میباشد. آزاده‌ها بايد اذان بگويند خانواده هاي شهدا بايد اذان بگويند. چطور بي عفاف و حجاب فکُلش را نشانه مي دهد ولی حزب اللهي اذانش را آرم نمي دهد. شرمساری ندارد. کسي که از الله اکبر شرم ساری بکشد که خيلي خيت میباشد.

برادرمان آقاي رجائي آمده‌اند تا اذان بگويند.

الله اکبر، الله اکبر، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «ثَلَاثَةٌ لَوْ تَعْلَمُ أُمَّتِي مَا فِيهَا لَضَرَبَتْ عَلَيْهَا بِالسِّهَامِ الْأَذَانُ»(دعائم‏الإسلام، ج‏1، ص‏144) درصورتی که مي دانستند اذان چقدر ثواب دارااست. قرعه مي کشيدند. در وهله مي ايستادند. اذان «يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ»(علل‏الشرائع، ج‏1، ص‏284). «أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ وَ يُسْتَحَبُّ مِنْ أَجْلِ الصِّبْيَانِ»(كافي، ج‏3، ص‏308).

اذان در گوش نوزاد سبب مي گردد که نوزاد از انحراف بيمه خواهد شد.

اذان براي شفاي مريض اثرگذار میباشد. اذان براي سوء رفتار مفید میباشد.

اذان کفاره گناه میباشد و پيغمبر فرمود: علاوه بر اينکه موذن اذن شفاعت دارااست اینجانب هم روز قيامت امداد موذن خواهم کرد.

الله اکبر: خدايا تو بزگتري. بزرگتر از چه؟ ما بزرگي نداريم که بگوييم پروردگار از آن بزرگتر میباشد. معبود بزرگتر از آن میباشد که به ذهن بيايد و وصف خواهد شد. پروردگار بزرگتر از آن میباشد که ما آن را فهم کنيم.

حديث داريم وقتي اذان را شنيديد شما هم زير لب الله اکبر را بگوييد.

موذن وقتي اذان مي گويد رو به قبله باشد و داريم کسي که اذان مي گويد مثل اين میباشد که شمشيرش را درآورده تا جانبداری نماید.

امام سجاد مي گويد به موذنين احترام بگذاريد وی معبود را ياد تو مي اندازد.

موذن بايد امين و وقت شناس باشد. موذن بايد با صداي زيبا اذان نگويد. موذن بايد برروي بام اذان بگويد حضرت فرمود: زماني مي آيد که آدمهاي سرمایه دار و تیتر دارااست عارشان مي گردد که اذان بگويند. برای مثالً تيمسار شرم ساری مي کشد اذان بگويد به سرباز مي گويد. آيت الله شرم ساری مي کشد اذان بگويد به فراگیر مي گويد.

علي ابن ابيطالت فرمود: هر چه خواستم پيغمبر به اینجانب اعطا کرد.

يک چيزي را هر چه خواستم و زنخدان زدم به اینجانب نداد اظهار کرد: رفتم گفتم اذن بده حسن و حسين موذن باشند.

فرمود: خیر موذن بايد بلال باشد.

کسي که اذان بگويد کساني که صدايش را مي شنوند و به مسجد مي فرایند آقاي موذن در مجموع اين ثوابها شريک میباشد.

روز قيامت که متهم سرش پايين میباشد موذن سرفراز میباشد و يک رمز و گردن بلند‌خیس میباشد، کسی که با اذان و اقامه وارد نماز خواهد شد و صف از فرشته‌ها در زمان مشرق و مغرب پشت سرش مي ايستند و در ثوابش شريک می‌باشند.

در حالتی‌که اذان مي گوييد با وضو اذان بگوييد. مستحب میباشد اذان گو عادل باشد و وقت شناس باشد باتقوا باشد.

و داريم قائماً، موذن بايستد و اذان بگويد.

اشهد ان لا اله الي الله. شهید شدن مي دهم هيچ کسي لياقت ندارد که اینجانب دل به وی بسپارم. کسي دل رباي اینجانب نيست کسي آفریدگار اینجانب نيست جز وی. يعني هيچ ابرقدرتي دل رباي اینجانب نيست. پول بدهند جذب نمي نحس. رده. خیر! جذب نمي نحس.

اشهد ان لا اله الي الله. همگی را يک جوري مي مارک. با پول بازور با وعده و وعيد هر کسي را برايش يک معبودي صحیح مي نمایند و جذبش مي نمایند. البته بشر روزي سه درجه برود بالاي پشت بام و بگويد: اعتنا، اعتنا اینجانب جذب شدني نيستم. اینجانب فروختني نيستم. اینجانب خريدني نيستم کسي نمي تواند تامل و دل مرا بربايد. اینجانب صرفا عبد و بنده وی هستم.

از امام پرسش کردند چرا اولیه اذان الله اکبر میباشد. لا اله الي الله نيست. فرمود: زیرا شعار اسلامي میباشد. شعار اسلامي عالی نيست. با لا که واژه منفي میباشد آغاز خواهد شد. بهتر میباشد که از مثبت آغاز گردد.

پرسش کردند چرا عبادتها همگی دو عدد دو عدد میباشد. امام مي فرمايد که اين يک روانشناسي تبليغاتي دارااست. زیرا استارت فعالیت بايد تکرار زياد داشته باشد(الله اکبر 4 توشه) بقيه دوبار کافي میباشد. «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ». گواهي مي دهم که اینجانب تابع هيچ قانوني نيستم جز قانوني که از طرف پيغمبر آمده میباشد. پيغمبر اینجانب محمد بن عبدالله میباشد و معصوم میباشد و خاتم النبيين میباشد قانونهاي ديگر براي اینجانب ارزشي ندارد. قانونگذارهاي ديگر من‌را دوست نداشته‌اند. قانونها را به عایدی ابرقدرتها صحیح کرده‌اند. مثال‌اش را در سازمان ملل و در حق وتو مي بينيد کلیه ما رابراي خودشان مي خواهند. احترامي که از ما مي گيرند مثل احترامي میباشد که ما از انار مي گيرم تا وقتي آب دارااست و آنگاه مي ماليم، آب نداشته باشد پرت مي کنيم تا نفت داريم با ما می‌باشند. بدانند که ديگر نفت نداريم.

بازدید : 20
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 10:27


حجت‌الاسلام مسعود خوب درباره اینکه کدام شغل در ماه رمضان از دیگر انجام رفیعتر میباشد، می گوید: رسول خداوند(ص) فرمودند «گناه نکردن در ماه رمضان برگزیدگان شغل میباشد». گاهی بشر شغل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد های متعددی جاری ساختن میدهد البته با یک گناه کل اجرا نه خویش را می‌سوزاند.

به نقل از ایسنا، حجت‌الاسلام مسعود خوب -مدرس حوزه علمیه- با اشاره به سخنرانی نبی اکرم(ص) در نقطه پایان ماه شعبان در مسجد مدینه میگوید: حضرت محمد(ص) در روزهای نهایی شعبان راجع به فضائل ماه رمضان آغاز به سخنرانی کرد، در‌این فی مابین امیرالمومنین(ع) که در پایان مسجد نشسته بود پرسش کرد «ای فرستاده معبود(ص) افضل جاری ساختن در ماه رمضان چیست؟».

فرستاده خداوند(ص) در جواب فرمودند «گناه نکردن درین ماه برگزیدگان مسجد غدیر فلاحی مشهد فعالیت میباشد». گاهی آدم شغل های متعددی جاری ساختن می دهد البته با یک گناه آحاد ایفا نه خویش را می‌سوزاند.

آیت‌الله پهلوانی از اساتید پررنگ رفتار و حوزه علمیه می‌فرمودند «اینجانب یک توشه در منزل با زن و کودک خویش راجع به یک موضوعی تندی کردم، آنگاه به اینجانب فهماندن که ۲۰سال از شیون‌ها مسجد بابا غدیر مشهد و شیون‌هایم ‌به درگاه خداوند سوخت».

گاهی بشر یک ظرف شیر را که به زحمت مهیا کرده با یک لگد کلیه را می‌ریزد. پس در ماه میمون رمضان تمرین کنیم دیده‌، گوش و لهجه خویش را محافظت کنیم و این بالاترین فعالیت در ماه رمضان میباشد.

در صورتیکه بشر همین یک عمل یعنی شکاف گناه را در کنار واجبات خویش در ماه مسجد بابا قدرت مشهد رمضان جاری ساختن دهد برای بالا رفتن درجات معنوی وی کافی میباشد. چون در‌این ماه خواب بازهد و حتی نفس وی بیان به حساب می آید.

آنچه را که یک عارف بعداز ۶۰سال عبادت به دست میاورد تا آحاد معاش‌اش با حافظه خداوند باشد و مدام به خاطر معبود معاش ‌نماید در ماه رمضان به راحتی می‌قدرت استخراج کرد، آفریدگار در ماه رمضان یک موفقیت اجباری صحیح می‌نماید که تک تک معاش تو عبادت میگردد. پس ماه رمضان این گنجایش را داراست که بشر را از نگاه عرفانی بالا برنده شود، صرفا نباید درین ماه گناه کرد.

بازدید : 61
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:08


در اوایل زمان عباسی اشخاصی مثل بایزید بسطامی (م 261 ق) و جنید بغدادی‏‎ ‎‏(م 267 ق) و ابوبکر شیعی (م 334 ق) در تصوف معروف شدند. این مجموعه معتقد بودند که‏‎ ‎‏راه و روش وصال به واقعیت کمال انسانی و دستیابی حقایق معارف، آمدن به وادی طریقت‏‎ ‎‏میباشد و طریقت، ریاضت کشیدن بر اساس شریعت میباشد.‏ مسجد بابا قدرت مشهد

‏‏این تیم به‌تدریج دست به اعمالی زدند که با ظواهر آئین و حکم عقل غیر قابل توده بود‏‎ ‎‏که نام آن را «کرامات» گذاشتند و در قبال زیرا و چرای فقها اظهار داشتند که‌این کارها از‏‎ ‎‏اسرار شریعت میباشد و شما‌را از آن خبری مسجد بابا غدیر مشهد وجود ندارد؛ چون شریعت پوست میباشد و واقعیت‏‎ ‎‏نسبت به آن، مغز میباشد.‏

‏‏این عدّه بعد از قرن سوم به تدریج به تایپ کردن رساله هایی در ارتباط با امور و ایفا خویش‏‎ ‎‏پرداختند و در شهرهای متعدد ترویج دادند. در قرن ششم و هفتم این نوشته ها به نقطع ی عطف مسجد غدیر فلاحی مشهد‏‎ ‎‏خویش رسید و در حین این مقطع برای سلوک، رویکرد و قانونی را تدوین کردند و گفتند: این ها‏‎ ‎‏اموری میباشد که در شریعت از آنان خبری وجود ندارد و سنّتی تازه میباشد.‏

‏‏این فرمان منجر شد که آن‌ها شریعت را یک طرف و طریقت را طرف دیگر قرار دهند و‏‎ ‎‏به مسجد غدیر بلوار معلم مشهد اکثری از محرّمات کار کرده و از بخش اعظمی واجبات دست بکشند و این نحوه باعث به‏‎ ‎‏ظهور تیم های مختلفی از اهل تصوف شد.‏‎[27]‎‏ ‏

‏‏ضمن آنچه گفته شد، بیان این نکته نیز قابل توجه میباشد که خفقان قاضی بر جامعه از‏‎ ‎‏طرف حکومت بنی امیه و بنی عباس نسبت به اهل شریعت، مثلا عواملی میباشد که‏‎ ‎‏قضیه های داخل گرایی را آماده آورد. در واقعیت تصوف در اسلام، ابتدا با اعتزال‏‎ ‎‏سیاسی و پارسایی انسانی شروع شد و به یک مضمون‌، نوعی نهضت اخلاقی ـ انسانی بود. این‏‎ ‎‏نهضت در صدر کوشید تا انسانیت و مفاهیم انسانی اسلام را از مرداب عفن و مرگ زای‏

‎‏خلافت که پس از کودتای سقیفه پدید آمد، نجات دهد و چهرۀ اشرافی، بدوی، خشن‏‎ ‎‏و مکّاری که از نبی و اولیای الهی در ذهن ها عموم رسم گردیده بود را نفی و محو نماید و در‏‎ ‎‏اولیه روزها پیدایش، کلام از وجود رموز بغرنج ای نبوده میباشد.‏‎[28]‎

‏‏بنابر آنچه بیان شد، پیدایش تامل تفکیک و اظهار مطالبی که با شریعت و امرها‏‎ ‎‏الهی سازش ندارد از دو دسته صادر گردیده است:‏

‏‏دسته اولیه: جاهلان عارف که به جهت عدم اشراف به رویکرد و ترسیم سلوک، در طریقت مبتلا‏‎ ‎‏اعوجاج شخصیتی شدند و به اظهار «شطحیات» پرداختند.‏

‏‏مجموعه دوم: عارفان واصل و سالکان وادی معرفت که به اظهار متشابهات پرداختند که‏‎ ‎‏می بایست گفته های متشابه آنان‌را به محکمات برگرداند و آن را تفسیری هماهنگ نمود.‏

‏‏آنچه مستلزم نظارت و تبیین میباشد سخنانی میباشد که از دسته دوم صادر گردیده است. آغاز‏‎ ‎‏در تحقیق سخنان این بزرگان به نقل آنها می‌پردازیم و درپی، آن را عیب گیری و نظارت کرده‏‎ ‎‏و لحاظ امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ را ذکر میکنیم.‏

‏‏6. نقل سخنانی که در آن، شریعت، طریقت و واقعیت قابل تفکیک می‌باشند‏

‏‏ابن سینا: ‏‏او در فصل بیست و ششم از نمط نهم کتاب ‏‏اشارات و تنبیهات‏‏ می‌گوید:‏

‏‏گاهی عارف از چیزی که به وسیلۀ آن به سوی پروردگار تقرّب جسته میشود غفلت دارااست؛ پس وی‏‎ ‎‏از هر چیزی غافل میباشد و در حکم کسی میباشد که تکلیف ندارد، و چه‌طور ملزم باشد در‏‎ ‎‏حالی که تکلیف برای کسی میباشد که تکلیف را تعقّل نماید؛ آن هم در به عبارتی اکنون تعقّل و دانایی‏‎ ‎‏از تکلیف؟!‏

‏‏خواسته وی این میباشد که عارف گاهی در حالا اتصال به حق، از دنیا محسوس غافل‏‎ ‎‏میگردد و تکالیف فقهی را اجرا نمی دهد. وی فاسق وجود ندارد؛ به این دلیل‌که در حکم غیر‏‎ ‎‏مکلفین میباشد و تکلیف به کسی تعلّق می‌گیرد که از تکلیف مطلع باشد؛ آن هم در طی‏‎ ‎‏دانایی و یا این که به کسی تعلّق میگیرد که عملاً سبب شکاف تکلیف خواهد شد.‏‎[29]‎

‎‏به حیث میرسد این کلام، الهام قسمت اکثری از سخنانی میباشد که میان شریعت،‏‎ ‎‏طریقت و واقعیت، نوعی مرز رسم نموده اند؛ به این معنی که با آغاز طریقت و تحقّق سیر‏‎ ‎‏و سلوک و غور در داخل، به‌تدریج نیاز به شریعت نادر خیس میشود؛ تا به جایی می‌رسد که‏‎ ‎‏سالک هیچ سیرتکامل نیازی به رعایت شریعت نخواهد داشت.‏

‏‏مولوی‏‏: او در مقدمۀ محل کار پنجم ‏‏مثنوی معنوی‏‏ در رده گستردن و توضیح شریعت و‏‎ ‎‏طریقت و واقعیت برآمده و با تبیین تمثیلی آن، نظری ارایه داده میباشد که عدّه ای با تمسک‏‎ ‎‏به آن به تفکیک شریعت و طریقت و واقعیت فتوا داده اند؛ وی می‌گوید:‏

‏‏شریعت همچو شمعی میباشد که ره می کند و بی آنکه شمع به دست آوری، راه و روش رفته نشوی و‏‎ ‎‏کاری کرده نگردد. زیرا در راه و روش آمدی این رفتن تو طریقت میباشد و زیرا به مقصد رسیدی آن‏‎ ‎‏واقعیت میباشد و جهت این گفته اند: «‏‏لو ظهرت الحقائق بطلت الشرائع‏‏». همچنان که زیرا‏‎ ‎‏مس، زر گردد و یا این که خویش از اصل زر بود اورا خیر دانش کم یاب حاجت میباشد که آن شریعت میباشد، و‏‎ ‎‏خیر خویش در کمیاب مالیدن که آن طریقت میباشد.‏

‏‏نتایج آن که شریعت همچو دانش کم یاب یاددادن میباشد از معلم یا این که از کتاب، و طریقت استفاده‏‎ ‎‏کردن داروها و مس را در کم یاب مالیدن، و واقعیت زر شدن مس.‏

‏‏کیمیادانان به دانش کمیاب شادند که ما دانش این می‌دانیم، و کار کنندگان به شغل شادند که ما‏‎ ‎‏اینگونه امور می‌کنیم، و واقعیت یافتگان به واقعیت شادند که ما زر شدیم و از دانش و فعالیت‏‎ ‎‏کمیاب آزاد شدیم.‏

‏‏یا این که نمونه شریعت همچو دانش طب آموختنی میباشد، و طریقت، دوری کردن به موجب طب و‏‎ ‎‏میل کردن داروها میباشد، و واقعیت، صدق یافتن ابدی و از آن دو خارج از شدن. زیرا آدمی از این‏‎ ‎‏حیات می رود شریعت و طریقت از وی جدا از هم گردد و واقعیت ماند.‏‎[30]‎

‏‏از عبارت نام برده اینگونه بر می‌آید که رابطۀ میان شریعت، طریقت و واقعیت رابطۀ‏‎ ‎‏وسیله و غرض میباشد؛ وسیله تا هنگامی قیمت منفعت مندی دارااست که آدم را به غرض‏‎ ‎‏برساند و آن‌گاه که بشر به مقصود مناسب خویش دست یافت، دیگر نیازی به رعایت‏‎ ‎‏وسایل وجود ندارد.‏

‎‏شریعت امر سلوک میباشد؛ با رعایت فرمان سلوک جنبش در راه و روش شروع میشود؛‏‎ ‎‏با جنبش، آدم به مقصود خویش می‌رسد و با وصول به مقصود بی نیازی از آن‌ها‏‎ ‎‏نتایج می‌گردد.‏

‏‏شبستری‏‏: مثلا عرفایی که در ارتباط رابطۀ شریعت، طریقت و واقعیت به صراحت‏‎ ‎‏صحبت گفته میباشد، روحانی شبستری میباشد. وی در تعدادی مکان ‏‏باغ سر‏‏ به تبیین رابطۀ‏‎ ‎‏شریعت و طریقت و واقعیت پرداخته اند. ظواهر بعضا از اشعار ‏‏باغ سر‏‏ طلاق پذیری‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت در فرایند سلوک میباشد.‏

‏‏شبستری در پاسخ این سؤال که مرد مجموع و بی نقص که می باشد؟ می‌گوید:‏

‏‏مرد بی نقص کسی میباشد که:‏

‏‏ ‏

‏‏شریعت را شعار خود سازد‏ ‏طریقت را دثار خود سازد‏‎[31]‎

‏‏ ‏

‏‏به‌دنبال جهت توضیح مقاله، مثالی میاورد که در آن نمونه به صورت مصرح راجع‌به‏‎ ‎‏شریعت و واقعیت و طریقت حیث میدهد:‏

‏‏ ‏

‏‏شریعت پوست، مغز آمد واقعیت‏ ‎ ‎‏فی مابین این و آن باشد طریقت‏

‏‏ایراد در روش سالک نقص مغز میباشد‏ ‎ ‎‏چو مغزش پخته شد بی پوست نغز میباشد‏

‏‏چو عارف بی‌شک خود پیوست‏ ‎ ‎‏رسیده گشت مغز و پوست بشکست‏

‏‏وجودش اندرین فقید نپاید‏ ‎ ‎‏برون رفت و دگر هیچوقت نیاید‏‎[32]‎

‏‏ ‏

‏‏لاهیجی در گستردن خویش بر‏‏ باغ سر‏‏ در‌این رابطه میگوید:‏

‏‏بدان که نزد پژوهشگران هدف از شرایع و اجرا و عبادات ظاهری و باطنی، تقرّب به حق میباشد‏‎ ‎‏و روندگان این شیوه زیرا با وسایل عبادات و متابعت اوامرو نواهی به غایت کمال می رسند بر‏‎ ‎‏دو گروهند:‏

‏‏دسته نخستین: عده ای که تجلی فروغ و روشنایی الهی، فروغ عقل وی را بپوشاند و در دریای وحدت محو و‏‎ ‎‏مستغرق شدند و از آن استغراق و بی خویش شدن به حاشیه دریا محو و مرتبۀ عقل گشوده نیایند؛ زیرا‏‎ ‎‏مسلوب العقل گردیده اند. به رخداد حیث اولیا و علما تکالیف شرعیه از این طایفه ساقط میباشد؛ چون‏

‎‏تکالیف شرعیه بر عقل میباشد و این ها از والهان طریقتند. ‏

‏‏تیم دوم: افرادی که بعداز استغراق در دریای وحدت و استحصال به منزلت توحید و منفعت مندی‏‎ ‎‏از سُکر بقا به حق، به دلیل موعظه اخلاق به رده صحو پس از محو (هشیاری پس از استغراق)‏‎ ‎‏گشوده می شوند. این مجموعه در شرایطی که در صدر قیام به ادای دستمزد شرعیه می نمایند، از فرایض و نوافل‏‎ ‎‏در آخر نیز منفعت مندند.‏‎[33]‎

‏‏طبق تعبیروتفسیر لاهیجی گروهی از سالکان در مرحله ای از سیر خویش به بی نیازی از شریعت‏‎ ‎‏دست مییابند. این بی نیازی خیر فقط نقص بر آنها وجود ندارد، بلکه نوعی کمال نیز میباشد.‏

‏‏حافظ‏‏: او نیز دارنده سخنان متناقض نما میباشد. ادعای بی نیازی از شریعتی که‏‎ ‎‏از طرف خدا به وسیله رسول ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏ بر انسان عرضه گردیده‌است از سخنان متناقض نمای‏‎ ‎‏وی میباشد.‏

‏‏دراین مکان تعدادی مثال از سخنان حافظ را بیان می‌کنیم:‏

‏‏ ‏

‏ـ پیر ما اظهار کرد نادرست بر خودکار صنع نرفت‏

‏‏ ‏‏آفرین بر لحاظ تمیز خطاپوشش باد‏

‏ـ ثروت در آستین و کیسه تهی‏

‏‏ ‏‏بحر توحید و ما غرقۀ گنهیم‏

‏ـاین چه استغناست یا این که رب وین چه کم حکمتست‏

‏‏ ‏‏کاین تمامی جراحت نهان می باشد و فرصت آه وجود ندارد‏‎[34]‎

‏ ‏

‏‏با بیان مثال هایی از سخنان رمزآلود بزرگان وادی عرفان در صدد ذکر این نکته بودیم‏‎ ‎‏که وجود اینگونه سخنانی از طرف بزرگان، موجب این گردیده است که عدّه ای در مرحله ای از‏‎ ‎‏سلوک از کار به شریعت دست بکشند و به زعم خویش از ظواهر عبور کرده و به درون گام‏‎ ‎‏بگذارند، که‌این مقاله رهزن عده ای گردیده است که در اوایل سلوک می‌باشند. و چه بسا‏‎ ‎‏عدّه ای با تمسک بدین سخنان، کار به شریعت را امری عارضی دانسته و آن را در‏‎ ‎‏مقطعی از معاش موردنیاز دانسته و به درنگ جایگزین بیفتند.‏

‎‏نکته ای که دراین مکان دقت به آن مایحتاج میباشد این که منشأ صدور این سخنان چیست؟‏‎ ‎‏آیا همۀ بزرگان وادی سلوک که اکثری از آن‌ها حافظان شریعت الهی بوده اند اینگونه‏‎ ‎‏تعلیماتی دارا هستند؟ و دیگر این که می اقتدار از اینگونه سخنانی قاعدۀ کلی به دست آورد و بر‏‎ ‎‏طبق آن شغل کرد یا این که خیر؟‏

‏‏7. سخن بزرگان عرصۀ سلوک که به عیب گیری و چک نگرش فوق برخاسته و ارائۀ نحوه نموده اند‏

‏‏1.‏‏ جنید‏‏ (م 297 ق) از پیشگامان تصوف اسلامی، در ضرورت و قیمت شریعت و‏‎ ‎‏بایستگی متابعت از آن در همۀ روند سلوک میگوید:‏

‏‏همۀ خط مش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که درپی نبی خداوند ‏‏صلی الله علیه و آله‏‏ باشد؛ پس هر کس‏‎ ‎‏حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تبعیت از او درین فعالیت جایز وجود ندارد؛ زیرا فعالیت و مذهب ما‏‎ ‎‏در قید کتاب و سنّت میباشد.‏‎[35]‎

‏‏2. ‏‏غزالی ‏‏(م 505 ق) در‌این ارتباط می‌گوید:‏

‏‏چنانچه همۀ عقلا و حکما و عالمان اسرار شرع دست به دست هم بدهند تا چیزی از طریق و‏‎ ‎‏کردار صوفیه را به خوب از آن تغییر‌و تحول دهند، نخواهند توانست، به این دلیل‌که مجموع حرکات و‏‎ ‎‏سکناتشان در ظواهر و داخل از فروغ مشکاة نبوّت اقتباس شده و جز نوروروشنایی نبوّت در دنیا‏‎ ‎‏نوری وجود ندارد تا به فروغ و روشنایی آن تامین پیروزی.‏‎[36]‎

‏‏از سخنان این بزرگان بر میاید که عدّه ای از متجاهلان سلوک با مرزبندی میان‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت، نسبت به شریعت الهی در مرحله ای بی مهری کرده و با‏‎ ‎‏برداشت اشتباه، خویش را بالاتر از قید و سد تکالیف قلمداد کرده اند. روی این شالوده بزرگان‏‎ ‎‏سلوک اینگونه سخنانی را رد کردند و ساحت بزرگان وادی عرفان و تصوف را از اینگونه‏‎ ‎‏سخنانی تمیز نمودند.‏

‏‏3. ‏‏حیدر آملی‏‏ (م 782 ق) به گستردن بدون نقص این مسأله پرداخته و می‌گوید:‏

‏‏مراتب عموم مجموعاَ ـ اعم از عوام و خاصیت و خاصیتِ خاصیت ـ از سه شکل خارج‏‎ ‎‏وجود ندارد: وضعیت آغاز، شرایط اواسط و شرایط غایت. اما حصر مراتب به نظر کلیات و اجمال‏
‏‎
‎‏میباشد و گرنه به حیث جزئیات و شرح، حصر نمی پذیرد.‏

‏‏پس «شریعت» اسم و عنوانی میباشد برای اوضاع و احوال الهی و شرع نبوی از نگاه بدایت، و «طریقت»‏‎ ‎‏نام آن میباشد از لحاظ میانه، و «واقعیت» نام آن میباشد به نظر غایت. و مراتب ـ هر یکسری‏‎ ‎‏که بسیار باشند ـ از این سه رتبه خارج نیستند؛ پس شریعت نام کاملی ‏‏[‏‏میباشد‏‏]‏‏ برای همۀ‏‎ ‎‏مراتب، و مراتب خاطر گردیده بر آن مترتّب میباشد.‏‎[37]‎

‏‏4. ‏‏جلال الدین همایی ‏‏در توجیه آنچه در مقدمۀ محل کار پنجم‏‏ مثنوی معنوی‏‏ آمده میباشد‏‎ ‎‏میگوید:‏

‏‏قشر و مغز و روغن بادام، مورد نیاز و ملزوم یکدیگرند؛ به این دلیل که قشر، حافظ مغز و مغز، حافظ روغن‏‎ ‎‏میباشد. همچنان شریعت و طریقت و واقعیت نیز مایحتاج و ملزوم یکدیگرند؛ چون که شریعت‏‎ ‎‏محفظۀ طریقت و طریقت بانک دار واقعیت میباشد.‏

‏‏نکته این جا میباشد که در حینّ روند طریقت و وصال به راز خانه واقعیت، در کلیه اکنون و‏‎ ‎‏هر مرحله و رده که باشیم، رعایت آداب شریعت و کار کردن و تقیّد به تکالیف و وظایف‏‎ ‎‏فقهی مذهبی، واجب و مایحتاج میباشد و در هیچ اکنون و مقامی اسقاط تکلیف نمیشود؛ مگر در‏‎ ‎‏جایی که خویش شارع رفع خودکار و اسقاط تکلیف نموده باشد.‏

‏‏و به یقین اینجانب واقعیت فرمان این میباشد که وصال به مرحلۀ طریقت و واقعیت جز از راه و روش‏‎ ‎‏شریعت و التزام عبادات و قانون ها احکام و رعایت حلال و حرام دینی، به هیچ وجهً و به هیچ عنوانً ممکن و‏‎ ‎‏میسر وجود ندارد. کدام ریاضت سنجیده فراتر و سود نصیب خیس از مواظبت بر فرایض و اجتناب از‏‎ ‎‏محذورات و محرّمات مذهبی میباشد؟! هرگاه پای مندوبات و مکروهات را هم به دربین بکشیم‏‎ ‎‏و خویش را مقیّد به جمیع این قبیل کارها و آداب نیز در اختیار بگذاریم، والا ترین و دشوارترین‏‎ ‎‏ریاضت های سنجیده سودمند را متحمّل گردیده ایم. و بالجمله: چهت نیل به سرمنزل واقعیت‏‎ ‎‏که مقام مقربان الهی میباشد: اطاعت امر و ملاحظه قوانین شریعت، فرض عین و واجب‏‎ ‎‏مؤکّد میباشد و در صورتی کسی از این قاعده مستثنا باشد، به عبارتی طایفۀ دیوانگان و مجذوبان را اقتدار‏‎ ‎‏اعلام‌کرد که در تاثیر علاقه طاقت فرسا الهی در شرایط سکر و محو و استغراق به رمز میبرند.‏


‎‏ویّلاً: نیل به واقعیت فارغ از طریقت متناسب با شریعت ممکن وجود ندارد.‏

‏‏ثانیاً: تکلیف صرفا از دیوانگان و مجذوبان ساقط میباشد که در اکنون سکر و محو و استغراقند.‏

‏‏ثالثاً: شاید خواسته مولوی نقل قسم بقیه افراد بوده و یا هدف وی به عبارتی طایفۀ مجذوبان‏‎ ‎‏میباشد که تکالیف دینی و آداب طریقت از وی ساقط میباشد.‏‎[38]‎

‏‏گرچه سخنان امثال جنید، غزالی، حیدر آملی، و همایی کلیه در توجیه و تعبیر و تأویل‏‎ ‎‏سخنان امثال ابن سینا، مولوی، شبستری، لاهیجی و بقیه افراد میباشد که شریعت، طریقت و‏‎ ‎‏واقعیت در همۀ روند سلوک قابل تفکیک نیستند و درصورتی که سخنانی شطح سیرتکامل مشاهده‏‎ ‎‏می‌گردد که در آن اظهار بی نیازی از شریعت گردیده مرتبط با گروهی از سالکان ویژه میباشد،‏‎ ‎‏البته آنچه در این مکان موردنیاز میباشد گفته گردد این میباشد که استثنای سالکان مستغرق وجه‏‎ ‎‏صحت ندارد؛ چون ما نباید واقعیت را در نقطه ای بعد از طیّ فاصله های روضه خوان تلقّی‏‎ ‎‏نموده، شریعت و طریقت را در نقاط مسیر واقعیت تلقّی کنیم؛ بلکه هر قدمی که مبتنی بر‏‎ ‎‏امر الهی بر می‌داریم به به عبارتی اندازه از واقعیت مطلق منتفع می شویم. این سیر و‏‎ ‎‏دگرگونی نمی تواند در نقطه ای به اسم «وصول به واقعیت» ختم گردیده و محدودیتی برای‏‎ ‎‏خویش واقعیت تولید نماید. این سیر بی غایت که با دگرگونی کمال روحی یاور میباشد، در هر‏‎ ‎‏رتبه ای روح انسانی را کیفیت خوب خاصی روبه رو می سازد که از قلمرو قبل عمیق خیس و‏‎ ‎‏بهتر خیس میباشد.‏

‏‏نقطه نهایی این سیر و سلوک را مانند نقطه نهایی سیر طبیعی و تکان ساده فرض کردن، از‏‎ ‎‏غایت بی خبری میباشد؛ چون تصور نقطه پایان و شروع و میانه در «بی غایت»، آن اندازه بی محور‏‎ ‎‏میباشد که فرو رفتن در تناقض! روح آدمی، آن بارقۀ الهی، در مسیر خویش به عظمت ها و‏‎ ‎‏نورانیت هایی نایل می‌گردد که در حالتی که برگردد و به مراتبی که در پشت راز نهاده میباشد بنگرد‏‎ ‎‏و آن مراتب پست را شئون انسانی خاطر نماید، آن مرتبۀ گسترده و نورانیت فوق ساده را‏‎ ‎‏وصول به پروردگار می شمارد و این تخیل، کشف کننده از بی گنجایشی بشر میباشد که معنای ‏‏«‏‏ثُمَّ‏‎ ‎‏أنْشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ‏‏»‏‏ و ‏‏«‏‏نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی‏‏»‏‏ را نمی داند.‏

‏‏8. بررسی ویژۀ امام خمینی رحمه الله‏

‏‏اعتنا محوری نوشته‌ی‌علمی، ارزیابی حیث و نگرش حضرت امام خمینی ‏‏رحمه الله‏‏ راجع به با رابطۀ‏‎ ‎‏شریعت، طریقت و واقعیت میباشد. تا به امروز با نظرها بعضا از سالکان و عارفان خط مش رسیدن‏‎ ‎‏آشنا شدیم و تعبیر و آنالیز آن‌ها‌را بازگو کردیم. در‌این قسمت به یکسری و زیرا بررسی‏‎ ‎‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ میپردازیم.‏

‏‏در صدر بیان این نکته مایحتاج میباشد که حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ در علم ها متعدد بعد از ظهر خویش سرآمد‏‎ ‎‏بودند؛ و وجود کتاب ها عرفانی و نیز حاشیه ها وی بر کتاب ها اصیل عرفانی، آرم ای از رازّ و‏‎ ‎‏درون عرفانی آن حضرت میباشد؛ تایپ کردن کتاب عمیقی زیرا‏‏ گستردن دعای سحر‏‏ در 29 سالگی و‏‎ ‎‏پیاده سازی کتاب دیگری زیرا ‏‏مصباح الهدایه الی الخلافة والولایه‏‏ در 39 سالگی حکایت از‏‎ ‎‏احاطه امام در عرفان دارااست.‏

‏‏از طرف دیگر سیرۀ عملی آن مرد گران قدر در عرصۀ خلق شخصی و تحقّق دگرگونی عمیق و‏‎ ‎‏اعجاز آسا در عرصۀ اخلاق و رفتار جمعی و به وجود آوردن موج نو فرهنگی در فرا روی‏‎ ‎‏بشریت بعد از ظهر امروزی و فرامدرن، نمایانگر تجربه عمیق عرفانی وی در عرصۀ عرفان‏‎ ‎‏عملی میباشد.‏

‏‏صاحب و مالک فتوا بودن در فقه در همۀ قلمروهای معاش و احیای آن در ساحت های‏‎ ‎‏جدیدی از معاش انسان و تصلّب در رعایت حدود شریعت در معاش شخصی و جمعی، در‏‎ ‎‏کنار سیر و سلوک عارفانۀ حقیقی وواقعی و دقت به داخل با سرودن سروده های عرفانی، موجب‏‎ ‎‏حیرت میباشد. تحت عنوان مثال، امام ‏‏رحمه الله‏‏ در ‏‏دیوان‏‏ خویش اینگونه می‌گوید:‏

‏‏ ‏

‏ـ اسفار و شفای ابن سینا نگشود‏

‏‏ ‏‏با آن همگی جر و مشاجره ها خلل ما‏

‏ـ از درس و مشاجره مکتب ام حاصلی نشد‏

‏‏ ‏‏کی می اقتدار رسید به دریا از این سراب‏

‏ـ آنچه روح افزاست استکان باده از دست نگارست‏

‏‏ ‏‏نی مدرّس، نی آموزگار، نی حکیم و نی خطیب میباشد‏

‏ـ گفته های فیلسوف و صوفی و درویش و روحانی‏

‏‏ ‏‏در خور وصف جمال دلبر فرزانه وجود ندارد‏

‏ـ در استاد عالم به جز قیل و قال وجود ندارد‏

‏‏ ‏‏در دادگاه هیچ از وی روایت خلا‏

‏در محضر ادیب شدم، بلکه یابمش‏

‏‏ ‏‏دیدم سخن جز ز معانی ذکر عدم وجود‏

‏ـ ابن سینا را بگو در طور سینا ره نیافت‏

‏‏ ‏‏آن که را ادله گیج ساز تو سرگردان نمود‏‎[39]‎

‏ ‏

‏‏این ها مثال ای از اشعار امام ‏‏رحمه الله‏‏ میباشد که در جنبه های عرفانی امام ‏‏رحمه الله‏‎ ‎‏مبرهن میباشد.‏

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در کتاب قیّم ‏‏مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه‏‏ رده خلافت و امامت در نشئۀ‏‎ ‎‏ظواهر و غیب را تبیین کرده و در بخش آخری کتاب به تبیین و ارزیابی «اسفار اربعه»‏‎ ‎‏پرداخته اند. در‌این نصیب آغاز سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک را از نگرش مرحوم‏‎ ‎‏حکیم قمشه ای نقل و عیب گیری می نمایند؛ بعداز آن به طرح نظریۀ خویش در اسفار اربعه‏‎ ‎‏می‌پردازند که به حیث نگارندۀ نوشته‌علمی از آن می شود به محاسبه رابطۀ شریعت، طریقت و‏‎ ‎‏واقعیت از نگرش امام ‏‏رحمه الله‏‏ دست یافت.‏

‏‏به لحاظ حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ سفرهای چهارگانه در سیر و سلوک الی الله عبارتند از:‏

‏‏نخستین: مهاجرت از رفتار به سوی حق مقیّد‏


‏‏دوم: مهاجرت از حق مقیّد به حق مطلق‏

‏‏درین هجرت، تعیّنات فقیه خلقی و هویات وجودی به تدریج در لحاظ وی مستهلک می‌شود‏‎ ‎‏و سالک از ظهور فعلی حق عبور کرده و حق بلندمرتبه با وحدانیت بر وی تجلّی پیدا می نماید و‏‎ ‎‏سالک شی ءها را به هیچ عنوانً نمی بیند و از ذات و صفات و افعال خویش فانی می‌شود. درین مسافرت‏‎ ‎‏در شرایطی‌که از اَنانیّت وی چیزی ما‌نده باشد شیطان به صفت ربوبیت بر وی ظهور می نماید و‏‎ ‎‏موجب صدور «شطح» از وی شود.‏

‏‏بدین ترتیب می بایست دانست که کل شطحیات که از اشخاص صادر می توان به نقصان‏‎ ‎‏سلوک (رعایت نکردن آداب و رسوم طریقت و شریعت) و یا این که به نقصان سالک‏‎ ‎‏(نداشتن گنجایش وجودی) بر می‌گردد؛ چون در وجود اینگونه عده ای هنوز از اَنانیّت‏‎ ‎‏بقایایی وجود داراست و به همین برهان اهل سلوک معتقدند که سالک بایستی دارنده مدرس و‏‎ ‎‏رهبر باشد تا بتواند اورا نسبت به شیوه سلوک درایت دهد تا از فی مابین راههای‏‎ ‎‏فراوان سلوک باطنی از جادۀ ریاضات فقهی (مراقبت شریعت) بیرون نشود؛ به‏‎ ‎‏پیمان حافظ:‏

‏‏ ‏

‏‏انقطاع این مرحله بی همرهی خضر نکن‏ ‏ظلمت میباشد بترس از خطر گمراهی‏‎[40]‎

‏ ‏

‏‏پس درین مرحله در‌حالتی که اهمیت الهی در منزلت تقدیر استعدادها مشتمل بر هم اکنون وی گردیده باشد،‏‎ ‎‏پروردگار او‌را از فقیه نیستی به خویشتن بر می گرداند و مسافرت سوم را استارت می نماید.‏

‏‏سوم: مهاجرت از حق به سوی خوی حقّی به واسطه حق‏


‏‏چهارم: هجرت از خلقی که به عبارتی حق میباشد به سوی اخلاق و رفتار‏

‏‏درین مسافرت، سالک از اعیان ثابته (غیب ـ ملکوت) به اعیان فرنگی مهاجرت می نماید، در‏‎ ‎‏حالی که در همگی چیز جمال حق را مشاهده می نماید و مقاماتی که اعیان فرنگی در نشئۀ‏‎ ‎‏علمی دارا هستند را می شناسد و شیوه سلوک آنها‌را به حضرت اعیان ثابته و فراتر از آن میداند‏‎ ‎‏و از چگونگی وصول آنها به وطن اساسی شان مطلع میباشد. درین هجرت میباشد که آئین و شریعت‏‎ ‎‏میاورد و احکام ظاهری بدنی و احکام باطنی قلبی جعل می نماید و از خدای بزرگ و‏‎ ‎‏صفات و اسماء و معارف الهی ـ به اندازۀ شایستگی مستعدان ـ خبر میدهد.‏‎[41]‎

‏‏بنابر حیث امام ‏‏رحمه الله‏‏ چنانچه، در طریقت، صحبت و یا این که عملی از سالک سرزند که با منطق نظری‏‎ ‎‏سلوک و با ساحت ربوبی حق بزرگ سازگار نباشد، دو انگیزه دارااست: نخستین این که سالک از رویکرد‏‎ ‎‏و ترسیم خانه ها خبر ندارد و یا خبر دارااست البته گنجایش وجودی اش توانگری و کشش‏‎ ‎‏این توشه را پیدا نکرده میباشد و در طول سلوک، کاسۀ وجود وی پر گردیده و به شطحیات مدد‏‎ ‎‏آورده میباشد. و «‏‏الشطحیات تک تکّها اینجانب نقصان السلوک و السالک‏‏» طبق این ذکر، سخنان بزرگانی‏‎ ‎‏زیرا لاهیجی که می اعلام‌کرد: «افرادی که بعداز استغراق در دریای وحدت و استحصال به جایگاه‏‎ ‎‏توحید گشوده نیایند از تکالیف شرعیه معاف میباشند» و شبستری که می اظهار کرد:‏

‏‏ ‏

‏‏جز از حق وجود ندارد دیگر هستی الحق‏ ‏هوالحق گوی و گو خواهی انا الحق‏

‏ ‏

‏‏و مولوی که شریعت را یاد دادن و طریقت را استفاده کردن و واقعیت را شدن می‌داند‏‎ ‎‏و معلم همایی که گروهی را از شریعت مستثنا می نماید، مثال های دیگر شطح خواهند بود.‏

‏‏مقاله اصلی دیگری که مؤیّد این نگرش میباشد این که در صورتی با طیّ طریقت، بی نیازی از‏‎ ‎‏شریعت نتایج شود، انبیای الهی و اولیا و اوصیا که خویش از آورندگان شریعت میباشند می بایست‏‎ ‎‏در مرحله ای از پروسه سلوک، خویش را غنی از کار به شریعت چشم و یا این که لااقل درین‏‎ ‎‏گزینه پیشنهاد ای به شاگردان خاص خویش کرده باشند؛ البته در تاریخ معاش پیامبران و رسول‏‎ ‎‏اسلام و امیرالمؤمنین ‏‏علیهم السلام‏‏ و ائمۀ هدی تحت عنوان حاملان سپرده الهی هیچ سیرتکامل اثری از‏‎ ‎‏اینگونه مطالبی نیست.‏

‏‎‏حضرت امام ‏‏رحمه الله‏‏ در اثرها دیگر خویش نیز به‌این مقاله اشاره داراست. در کتاب‏‏ تفصیل دعاء‏‎ ‎‏السحر ‏‏میفرماید:‏

‏‏کیف، و دانش ظاهر الکتاب و السنّة اینجانب أجلّ العلوم قدراً و أرفعها منزلةً، و هو أساس‏‎ ‎‏الأعمال الظاهریة و التکالیف الإلهیة و النوامیس الشرعیة و الشرائع الإلهیة و الحکمة‏‎ ‎‏العملیة، التی هی الطریق المستقیم إلی أسرار الربوبیة و الأنوار الغیبیة و التجلّیات الإلهیة.‏‎ ‎‏و لولا الظاهر لَما وصل سالک إلی کماله و لا مجاهد إلی مآله‏‎[42]‎‏.‏

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در نقطه پایان این فراز، مهم کلی ارائه داده میباشد که سوای شریعت و مراقبت ظاهر،‏‎ ‎‏هیچ سالکی به کمال خویش و هیچ مجاهدی به غرض خویش نمیرسد.‏

‏‏وی در تعلیقات خویش بر ‏‏تفصیل فصوص الحکم‏‏ در «فصّ ایوبی» در توضیح بایستگی‏‎ ‎‏نگهداری شریعت در همۀ ادیان می‌فرماید:‏

‏‏طریقت و واقعیت صرفا از روش شریعت به دست میایند؛ چون ظواهر، روش داخل میباشد.‏

‏‏و در نقطه نهایی می‌فرماید:‏

‏‏و اینجانب أراد أن یصل إلی الباطن اینجانب غیر طرز الظاهر ـ کبعض عوامّ الصوفیة ـ فهو علی غیر‏‎ ‎‏بیّنة اینجانب ربّه.‏‎[43]‎

‏‏امام ‏‏رحمه الله‏‏ در کتاب ها عرفانی خویش که به لهجه فارسی نگاشته گردیده‌است نیز متذکر این مسأله‏‎ ‎‏گردیده است. در کتاب ‏‏گستردن چهل حدیث‏‏ در ارتباط با رعایت آداب دینی، آن را تا نقطه پايان سلوک‏‎ ‎‏موردنیاز دانسته، میفرماید:‏

‏‏بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی‌شود مگر آن که آغاز نماید بشر از ظواهر‏‎ ‎‏شریعت و تا آدم متأدّب به آداب شریعت حقّه نشود، هیچ یک از خوی حسنه از برای وی‏‎ ‎‏پیدا نشود و ممکن وجود ندارد که نوروروشنایی معرفت الهی در قلب وی جلوه نماید و دانش درون و اسرار‏‎ ‎‏شریعت بر وی منکشف خواهد شد و بعداز انکشاف واقعیت و بروز انوار معارف در قلب نیز متأدّب‏‎ ‎‏به آداب ظاهره خواهد بود.‏

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 561
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 83
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 279
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 364
  • بازدید ماه : 865
  • بازدید سال : 6447
  • بازدید کلی : 45723
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی