loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 16
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:00


علامه طباطبایی، در تعبیر آیه‌ها ۲۶ و ۲۷ سوره جن «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً؛ إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ» (داناى نهان میباشد، و كسى را بر غيب خویش باخبر نمى‌‏كند؛ جز پيامبرى را كه از وی خشنود باشد)، گفته میباشد: این آیه استثنائی بر آیاتی میباشد که دانش غیب را به معبود منحصربه‌فرد می‌نمایند و ذکر می‌نماید که پیامبران نیز به هراندازه که خداوند بخواهد، از فقیه غیب استحضار پیدا می‌نمایند. به اعتقادوباور او بر طبق آیه‌ها قرآن به پیامبران وحی میشود و وحی نیز از مصادیق غیب میباشد پس پیامبران از غیب تدبیر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارا‌هستند.[۱۰] [یادداشت ۱]

گفته‌اند بدین انگیزه برخی از علماء قبل دانش غیب پیامبران و امامان را انکار کرده‌اند و حتی امامان نیز خویش را از دانش غیب بی‌اگاهی دانسته‌اند که در ابتدا اسلام منظور از دانش غیب، دانش ذاتی بود و ادعای اینگونه علمی، به معنای ادعای ربوبیت وی بود. شاهد این مقاله را این حرف روضه خوان موءثر دانسته‌اند که نسبت‌دادن دانش به ائمه نظریه غلط میباشد؛ زیرا نسبت‌دادن دانش غیب به کسی به معنای آن میباشد که وی با توان خویش به آن رسیده میباشد، خیر آنکه آن را از کسی گرفته باشد و این برای جز معبود ممکن وجود آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ندارد.[۱۱]

دانش غیب ائمه
نوشته‌علمیٔ اساسی: دانش غیب امامان
علماء شیعه بر این باورند که ضمن رسول(ص)، دوازده امام نیز با عالَم غیب درارتباط‌اند؛ چون به اعتقاد آن ها جانشینان نبی نیز مورد نیاز میباشد دور اندیشی‌های فوق بشری داشته باشند.[۱۲] در حدیثی آمده میباشد که امام باقر(ع) در جواب به سؤالی درباره نشانه‌ها ۲۶ و ۲۷ سوره جن که می گوید: پروردگار کسی که را بخواهد از دانش غیبش باخبر می‌نماید، گفته میباشد که امام نیز از دانش غیب منفعت‌مند می گردد.[۱۳]
روایات متفاوتی نیز دراین مورد وجود دارااست که برطبق آنان امامان در حالت معمولی دانش غیب ندارند؛ ولی هرگاه بخواهند آفریدگار آن‌ها را از عالَم غیب با خبر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید.[۱۴] [یادداشت ۲]

کیفیت دانش غیب امامان
نوشته‌ی علمیٔ مهم: دانش امام
شیعه‌ها درباره ترازو دور اندیشی امامان(ع) از دانا غیب اختلاف‌حیث دارا هستند. برخی معتقدند که علم آن ها به معارف فقهی زیرا احکام و عقاید شرعی محصور میشود. بعضی نیز بر این باورند که دانش امام محدودیت ندارد.[۱۵] همینطور بعضا از علماء شیعه زیرا فضل و ادب بن حسن طبرسی، معتقدند که امامان به طور بدون واسطه به دانا غیب درایت ندارند ؛ بلکه از روش یاد دادن فرستاده(ص) به دانش غیب دست پیدا شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نمایند.[۱۶]

قابلیت و امکان رابطه آدم با فقیه غیب
بعضی از علماء مسلمان بر این باورند که آدم‌های معمولی به انگیزه دنیوی‌بودن، سنخیتی با عالَم غیب ندارند و ازاین‌رو رابطه با فقید غیب برای آنان ممکن وجود ندارد؛ ولی جمعی دیگر بر این باورند که بشر‌ خصوصیت‌ها و بضاعت‌های معنوی و روضه خوان داراست و ازین‌رو قادر است با فقیه غیب رابطه برقرار نماید.[۱۷] ملاصدرا این نظر را دارد که بشر از قوه عقل برخودار میباشد و وقتی که در ژرف اندیشی به کمال رسد، قابلیت رابطه با فقیه غیب و فرشتگان را پیدا می‌نماید و چیزهای غیرمحسوس را نیز می‌بیند.[۱۸] به نظریه قائلان قابلیت رابطه آدم‌های معمولی با فقید غیب‌، تفاوت در میان آدم‌های معمولی و پیامبران و امامان درین میباشد که آن‌ها از طرق معمولی به دانش غیب دست پیدا می‌نمایند؛‌ البته پیامبران و امامان از شیوه های غیرعادی از عالَم غیب با خبر میشوند.[۱۹]

غیب مطلق و نسبی
به گفته جوادی آملی در کتاب تسنیم، غیب دو پیمان مطلق و نسبی داراست: غیب مطلق آن میباشد که هموراه و بر تمامی پوشیده میباشد؛ مانند ذات آفریدگار که آشنایی آن برای کسی جز وی ممکن وجود ندارد. غیب نسبی به چیزی می گویند بر بعضا پوشیده میباشد؛ ولی بعضا نیز به آن دانش دارا هستند؛ مانند قیامت و ملائکه که بعضی آنها‌را مشاهده می‌نمایند.[۲۰]

بازدید : 35
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:40


محمدحسن آشتیانی(۱۲۴۸-۱۳۱۹ق) فقید و دانا شیعه . وی در نجف، دانش آموز روحانی مرتضی انصاری بود و با وفات مدرس، به طهران رجوع و برگشت و مرجع احکام فقهی عموم این شهر شد. محمدحسن آشتیانی در جایگاه رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون، به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین پاد شاه قاجار، کوشید ضمن گوشزد نمودن ضرروزیان‌های اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور خواهد شد که نهایتاً این عمل باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد. او در ۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۱۹ق/سپتامبر ۱۹۰۱م، در ۷۱ سالگی، در طهران درگذشت. بحرالفوائد فی گستردن الفرائد از اثرها مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اوست.

معاش‌طومار
میرزامحمّدحسن آشتیانی (۱۲۴۸-۱۳۱۹ق/۱۸۳۲-۱۹۰۱م)، در ۱۲۴۸ق در آشتیان بنا شده در استان مرکزی زاده شد. سه ساله بود که پدرش از جهان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رفت.[۱]

مادرش او‌را جهت آموزش قرآن، اکانت و ادبیات فارسی به مدرسه ارسال کرد. وی در ۱۲۶۱ق در حالی که نوجوانی ۱۳ ساله بود، عازم بروجرد شوید.[۲] ۴ سال نزد ملا اسدالله بروجردی(۱۲۷۱ق.)، ادبیات و فقه و اصول را خاطر گرفت و به درس دادن آن ها پرداخت و در به عبارتی سنین نوجوانی، به درس دادن مطوّل پرداخت. به موازات علم آموزی نزد ملا اسدالله بروجردی و درس دادن در مکتب علمیه این شهر، حدود ۱۸ ماه نزد سید محمد شفیع جاپلقی شاگردی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۳]

در سال ۱۲۶۵ق برای کامل شدن تحصیلات، رهسپار نجف شوید. در آنجا از درس اساتید حوزه نجف خصوصا روضه خوان مرتضی انصاری استفاده نمود. زیرا سنش نادر بود، پشت پرده می‌گرد‌همایی تا آنکه در یک کدام از روز ها بر تاثیر اظهار نظری که در درس می‌نماید، روحانی به آمادگی فوق العاده وی پی میبرد و او را به حضور فرا می خواند. او به زودی چنان در علم آموزی پیش رفت که از خاصّان درس روحانی مرتضی انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱ق/۱۷۹۹-۱۸۶۴م) به شمار آمد و به خیال و خاطر حُسن تقریر و لطف تعبیری که داشت، درس مدرس را برای دیگرافراد تقریر می کرد و به لسان الشیخ آوازه یافت و تقریرات معلم را شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نوشت.[مستلزم منبع][۴][۵]

آشتیانی بعد از وفات روحانی، به طهران آمد (۱۲۸۲ق/۱۸۶۵م). او اول فقیهی بود که پژوهش ها و تفکر‌های جدید روحانی انصاری را به‌ویژه در حرفهّ اصول، در طهران تکثیر بخشید و به همین باعث طالبان دانش از هر کناره به سوی وی روی آوردند. در طهران مسئولیت رهبری روضه خوان به دوش او به زمین خورد و وی بر دیگر فقها برتری یافت.[مستلزم منبع]

آشتیانی در ۱۳۱۱ق/۱۸۹۳م به مسافرت حج رفت. به سامرا نیز مسافرت کرد و میرزای شیرازی و طلاب این شهر از وی به گرمی استقبال کردند.[مستلزم منبع]

درس دادن در حوزه علمیه طهران
محمدحسن آشتیانی در سال ۱۲۸۱ق در حالی که به جايگاه علمی اجتهاد رسیده بود، به کشور‌ایران رجوع و بومی طهران شد.

وی در اصول فقه، مباحث نو و نکته‌های پژوهشی عمیقی را مطرح کرد. طلاب به محضرش شتافتند تا از پرتو علم وی به کارگیری نمایند. رفته رفته او بر بقیه عالمان طهران پیشی گرفت و آیتم اعتنا طبقات متعدد جامعه واقع شد.[۶] او علاوه بر تشکیل حوزه علمیه در طهران و پرداختن به درس دادن معارف شرعی، از وضعیت اجتماعی نیز غافل عدم وجود و به مسائل جامعه اعتنا داشت و درتوان تجهیزات و مقدورات، در جهت رفع اشتباهات و خلل ها عموم می کوشید. به همین استدلال، وی مقام رفیعی بین هم محلی طهران و بقیه نقاط جمهوری اسلامی ایران پیدا کرد.[۷]

ضمن اعتنا و موشکافی که در گفت و گو‌های اجتهادی داشت، دارنده ذوق وسلیقه خاص و بیانی گیرا بود و این خصوصیت بر آوازه و برتری علمی وی خاطر نشان نمود.[۸] از هنگام ورود به کشور ایران تا مجال رحلتش، مرجع احکام فقهی بود[۹] و در یک سری سال انتها قدمت، متولی و متصدی تک تک اوقافی که تولیت آن‌ها با اعلمِ علمای طهران بود، نظیر موقوفات مکتب علمیه مروی شوید.[۱۰]


مکتب علمیه مروی در طهران
ستیز با استبداد
محمدحسن آشتیانی در رده رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین سلطان قاجار در مسافرت سوم خویش به اروپا، در سال ۱۳۰۶ق،[۱۱] کوشید خلال گوشزد نمودن خسارت‌های اقتصادی این تفاهم نامه، اثر ها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد. این فعالیت باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد.

این اتفاق بدین شکل بود که هنگامی در رجب ۱۳۰۷ق/فوریه ۱۸۹۰م ناصرالدین فرمان روا قاجار (۱۲۴۷-۱۳۱۳ق/۱۸۳۱-۱۸۹۵م) امتیاز انحصار دادوستد توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی اعطا کرد، میرزاحسن به همپا علمای دارای اعتبار دیگر به مخالفت برخاست. او با سلطان و صدراعظم اذعان کرد‌وگو کرد و ضرر و زیان‌های ناشی از اعطای امتیاز را برشمرد، امّا آن ها برای شنیدن اینگونه سخنانی گوش شنوا نداشتند.

پس مخالفت ادامه یافت و عمل به صدور حکم تحریم استفاده توتون و تنباکو از طرف میرزای شیرازی کشید (ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ق/نوامبر ۱۸۹۱م). آشتیانی حکم میرزا را فی مابین عموم منتشر ایجاد کرد و در تشویق آن‌ها به مخالفت با دخالت کافران در شغل های مسلمان‌ها، عملکرد فراوان به عمل پیروزی.

زیرا فعالیت پایداری شدیدشد، فرمانروا‌ طومار‌ای به آشتیانی نوشت و به خشونت از وی خواست که برای کنسل حکم تحریم میرزای شیرازی مبادرت نماید. آشتیانی در پاسخی که برای فرمانروا ارسال کرد، به زیرکی به وی فهماند که‌این فعالیت از وی ساخته وجود ندارد و حکم میرزای شیرازی، تا‌هنگامیکه امتیاز به کلی کنسل نشود، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و نیز پادشاه را متوجه کرد که عموم از دخالت بیگانگان در کارها مرزو بوم، منزجر گردیده‌اند.

ناصرالدین سلطان قاجار در آغاز از درِ ملایمت درآمد، البته مقداری بعد از آن به خشونت گرایید و از آشتیانی خواست که در میان خروج از طهران و کشیدن علنی قلیان، یک کدام از را برگزیند و وی خروج از طهران را برگزید. تمامی علمای گرانقدر طهران خویش را مهیا ساختند تا همدم آشتیانی پایتخت را سوراخ نمایند. عموم باخبر شدند و شوریدند و به کاخ سلطنتی حمله بردند که درنتیجه ۳۰ بدن از آن‌ها کشته و زخمی شدند؛ البته توانستند از خروج آشتیانی از شهر پرهیز نمایند. عاقبت ناصرالدین‌فرمانروا تسلیم شد و امتیاز کنسل شوید.

بعد از کنسل امتیاز داخلی و فرنگی، امین السلطان از میرزای آشتیانی حکم مجوز را میخواهد که وی در پاسخ می گوید: « اوضاعِ این حکم از اینجانب وجود ندارد، تا رفعِ آن از اینجانب و به دست اینجانب باشد. جلوگیری کردن این حکم از حضرت حجت‌الاسلام (میرزای شیرازی) بوده، رفع این نهی کردن نیز موکول به جناب وی میباشد ».[۱۲]

بازدید : 20
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:31


سید حمزة بن علی بن زهره حسینی حلبی دارای شهرت به ابن‌زهره، عالم، اصولی، متکلم و نحوی، یکی‌از علمای شیعه در قرن ششم هجری قمری میباشد. او مولف کتاب شرعی غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع میباشد و به این رو اورا صاحب و مالک غنیه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می گویند.

از مشهورترین شاگردان او می‌اقتدار شاذان بن جبرئیل قمی، محمد بن جعفر مشهدی و ابن ادریس حلی را اسم پیروزی.

به دنیا آمدن و نسب
ابن‌زهره در ماه رمضان سال ۵۱۱ هجری قمری در شهر حلب متولد شد. او از سادات شریف بوده و نسبش به اسحاق بن جعفر میرسد که از این جهت به «‌اسحاقیون‌» آوازه داشتند. برخی گفته‌اند نسب ابن‌زهره با ۹ یا این که ۱۲ واسطه به امام جعفر درست گو(ع) آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میرسد.[۱]

محمدباقر خوانساری می‌نویسد: نسب سید بن زهره حلبی با دوازده واسطه به امام جعفر راست گو(ع) می رسد که تمامی از سادات بزرگوار میباشند.[۲]

میرزا عبدالله افندی اصفهانی نیز نسب ابن‌زهره را این سیرتکامل بازگو رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می‌نماید:

السید عزالدین ابوالمکارم حمزه بن علی بن أبی المحاسن زهره بن أبی علی الحسن بن أبی المحاسن زهرة بن أبی المواهب علی بن أبی تندرست محمد بن ابراهیم محمد النقیب بن علی، بن أبی علی احمد بن أبی جعفر محمد بن ابی عبدالله الحسین بن أبی ابراهیم اسحاق الموتمن بن أبی عبدالله جعفر بن محمد الصادق علیه‌السلام الحسینی الحلبی. شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
خویشان
ابن‌زهره از فامیل شریف و از سادات شیعه دوازده امامی در حلب بودند که جد اعلای آن ها از مدینه کوچ کرده و در دهکده حران در حومه حلب سکونت کرد. این خانواده همواره شعاع دانش، ادب و دیانت بوده و بخش اعظمی از محققان شیعه از آن‌ها سود کرده‌اند. ابن‌زهره از مشهورترین اشخاص این بستگان میباشد؛ تا آنجا که هرگاه «‌ابن‌زهره‌» فارغ از قرینه به فعالیت رود، غرض اوست.[۳]

منزلت علمی ابن‌زهره
ابن‌زهره در علم ها گوناگون دارنده تالیفاتی بوده که فقط یکی‌از کتابهای وی به اسم: «‌غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع‌» بجا باقی مانده میباشد. کتاب «‌غنیه‌» در زمان‌ای که رکود اصول و فقه در آن محسوس بود، شاهکاری قابل ثنا میباشد. نقّادی‌ها و مخالفت هایی که ابن‌زهره در‌این کتاب با روضه خوان طوسی نموده، مورد انتقاد آرای قدما را آماده نموده است. این کتاب دارنده سه قسمت سخن، فقه و اصول فقه میباشد.

چگونگی دعوا‌ها در «‌غنیه‌» نماد دهنده حجم اطّلاع ابن‌زهره بر اصول عامّه و خاصّه و دقّت نظرهای وی میباشد.

بعضا از آرای اصولی ابن‌زهره
ابن‌زهره در دعوا دستور اعتقاد دارد که مطلق دستور به حیث لغوی خیر مقتضی وجوب میباشد و خیر مقتضی استحباب، امّا از منظر دینی بر وجوب دلالت می‌نماید. همینطور از نظر ابن‌زهره دستور از منظر دینی بر فور دلالت داراست، امّا بالوضع خیر بر فور دلالت می‌نماید و خیر بر تراخی، برخلاف لحاظ روضه خوان طوسی.[۴]
از طریقه ابن‌زهره نهی نیز از لحاظ دینی دلالت بر حرمت دارااست، امّا نهی از شیء دلالت بر خرابی منهی عنه نمی‌نماید، برخلاف حیث روحانی طوسی.[۵]
 از نظرگاه ابن‌زهره ادات مردم برای رساندن معنای مردم حال و روز نشده‌اند؛ چون این لفظ ها هم برای رساندن معنای مردم کاربرد دارا هستند و هم برای ذکر معنای خاص. این نگرش ابن‌زهره مخالف لحاظ روضه خوان طوسی درین باب میباشد.[۶]
از بینش ابن‌زهره مضمون‌ وصف حجّت وجود ندارد.[۷]
در حجّیت خبر پی درپی ابن‌زهره سه شرط ذکر می‌نماید:
ویّلا، عدد راویان به حدّی از کثرت باشد که عادتا اتفاقشان بر کذب محال باشد، ثانیا، دانسته خواهد شد که مخبران انگیزۀ مشترکی برای ذکر لاف ندارند، ثالثا، مخبران نسبت به آن چه خبر میدهند، شبهه و تردیدی نداشته باشند.[۸]

خبر واحد از طریقه ابن‌زهره دانش آور وجود ندارد و صرفا در صورتیکه که مخبر عادل باشد ظنّ آور میباشد. همینطور از حیث ابن‌زهره عقلا تعبّد به خبر واحد روا میباشد، امّا از لحاظ دینی بر تعبّد به خبر واحد دلیلی نیست. او درین حیث موافق با سید مرتضی و مخالف بینش روحانی طوسی میباشد.[۹]
در ارتباط قیاس و اجماع نیز، او حیث دارای اسم و رسم امامیه در آن فرصت را قبول داراست.[۱۰]
کلام بزرگان
روحانی حر عاملی میگوید: وی فردی فاضل، دانا، موثق، جلیل القدر میباشد و تصنیفات متعددی دارااست.[۱۱]

علامه مجلسی اورا دانا بدون نقص حافظه می‌نماید.[۱۲]

محدث نوری می‌نویسد: حمزة بن علی بن زهرة دانا جلیل القدر که دارای اسم و رسم به «‌صاحب و مالک غُنیة‌» میباشد؛ وی، پدرش، جدش، برادرش و اخوی زاده‌اش از اکابر فقهای ما می باشند و خانواده‌شان خویشان باعظمتی در حلب می‌باشند.[۱۳]

محدث قمی میگوید: ابن‌زهره حلبی فقید فاضل جلیل القدر و عالم شناخته گردیده‌ای میباشد که دارنده تصنیفات بسیار در امامت، فقه، نحو میباشد.[۱۴]

اساتید
علی بن زهره حلبی، بابا ابن‌زهره.
السید ابوالمحاسن زهره الحلبی، جد ابن‌زهره.
أبو منصور محمد بن الحسن بن منصور نقاش موصلی.
ابوعبدالله حسین بن طاهر بن حسین، که از روضه خوان ابو الفتوح قصه نقل نموده است.[۱۵]
شاگردان
عبدالله بن علی بن زهره، اخوی ابن‌زهره.
سید محی‌الدین محمد بن عبدالله، برادرزاده‌اش.
شاذان بن جبرئیل قمی.
محمد بن جعفر مشهدی، تالیف کننده کتاب «‌المزار».
معلوم الدین سلامت بن بدران مصری مازنی.
ابن ادریس حلی، نویسنده کتاب «‌السرائر».
عزالدین ابوالحرث محمد بن حسن بغدادی.[۱۶]
اثرها و تألیفات
غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع پر اسم و رسم به الغنیة و دارای اسم و رسم‌ترین تاثیر ابن‌زهره که در سه مورد صحبت، اصول فقه و فقه استدلالی گفت و گو می‌نماید.
الاعتراض علی الکلام الوارد اینجانب حمص
الجواب عما ذکره مطران
الجواب عن الکلام الوارد اینجانب ناحیة الجبل
پاسخ المسائل الواردة اینجانب بغداد
قبس الانوار فی نصرة العترة الاخیار
پاسخ الکتاب الوارد اینجانب حمص
مسألة فی الرد علی المنجمین
مسأله تحریم فقاع
تحقیق مسأله که معبود متعال جبار وحی میباشد
پژوهش مسأله مجوز نکاح متعه
نوشته‌ای در رسیدگی مورد اندیشه و تاخیر
النکت
نقض اشکالات فلاسفه.[۱۷]
وفات
وی در رجب سال ۵۸۵ق در ۷۴ سالگی در حلب وفات یافت و در دامنه کوه جوشن در مجاورت مشهدالسقط دفن شوید.[۱۸] بر روی سنگ قبر او اینگونه آمده میباشد:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، هذه تربة الشّریف الاوحد رکن الدّین ابی المکارم حمزة بن علی بن زهرة بن علی بن محمدبن محمدبن احمدبن محمدبن الحسین بن اسحاق بن جعفر الصادق صلوات الله علیه و علی ابائه و ابنائه الائمة الطاهرین و کانت وفاته فی رجب خمس و ثمانین و خمسمائة رضی الله عنه.[۱۹]
پانویس
دائرة المعارف گرانقدر اسلامی.
خوانساری، روضات الجنات، ج۲، ص۳۷۴.

بازدید : 18
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:51


شهاب‌الدین عبدالله شوشتری (تُستری) (۹۲۰ یا این که ۹۳۰-۹۹۷ق) فقید و متکلم شیعۀ در زمان صفویه و ملقب به شهید ثالث. او آیتم احترام فرمان روا طهماسب نخستین قرار گرفت و به مشهد مهاجرت کرد. طبق ورقه ها و مدارک تاریخی، وی در مشهد، جلسات علمی برگزار میکرد و مدیر حوزه علمیه این شهر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بود.

شوشتری اثراتی در مورد حدیث و صحبت داراست و شاگردانی همانند بایزید بسطامی دوم داشته میباشد. در سال ۹۹۷ق، حکم کننده بخارا، شوشتری را بازداشت کرد و به بخارا موفقیت. او بعداز مناظرات علمی با علمای حنفی بخارا و موفقیت بر آن‌ها، به امر قاضی به قتل رسید و جسدش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سوزانده شد.

معرفی
شهاب‌الدین عبدالله بن محمود بن سعید شوشتری (تُستری) ملقب به شهید ثالث از عالمان شیعۀ قرن دهم هجری قمری میباشد.[۱] در بعضا منابع از وی با تیتر شهید رابع نیز حافظه گردیده است.[۲] به وی کنیه عَقّاب نیز رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داده‌اند.[۳]

از شهاب‌الدین شوشتری اثراتی حدیثی و کلامی باقیمانده میباشد.[۴] بعضا از اثرها شوشتری عبارتند از: «الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین»، «فی الامامة» و «الرد علی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد العامة».[۵]

بایزید بسطامی دوم و حسین بن شمس‌الدین ساعدی از شاگردان وی بوده‌اند.[۶]

معاش
شهاب‌الدین شوشتری، احتمالاً در سال ۹۲۰ یا این که ۹۳۰ق[۷] در شوشتر چشم به جهان گشود و علم آموزی علم ها سنجیده و منقول را در شیراز شروع نمود.[۸] آن گاه نزد علمای دمشق و آن‌گاه جبل‌استدلالِ لبنان رفت.[۹] مدرس وی در جبل‌دلیل را ابراهیم بن علی بن عبدالعالی میسی دانسته‌اند.[۱۰] او آیتمِ احترامِ سلطان طهماسب صفوی قرار گرفت.[۱۱] طبق سندها تاریخی، فرمان روا طهماسب به وی اجازۀ سکونت در کشور ایران را اعطا کرد[۱۲] و وی به مشهد سفر کرد.[۱۳]

سکونت در مشهد
از گزارش‌های تاریخی بر می آید که شهاب‌الدین شوشتری در مشهد، جلسات درسی و اخلاقی برگزار می‌نموده است.[۱۴] همینطور او‌را مدیریت حوزۀ علمیۀ مشهد در آن فرصت برشمرده‌اند.[۱۵] اورده شده که هنگامی فرمانروا عباس اولیه از هرات وارد مشهد شد، شهاب‌الدین شوشتری کمر او‌را تحت عنوان پادشاه کشور ایران بست و در حضور وی خطبۀ شاهى را به نام پاد شاه عباس خواندند.[۱۶] به گفتۀ محدث نوری، پادشاه عباس، در مقطعِ اقامتش در مشهد در برخی از جلسات درس شهاب‌الدین حاضر میشد.[۱۷] همینطور درین مقطع، شوشتری بعضا از اثر ها خویش را برای علمای ماوراء النهر (ازبکستان مدرن) می‌نبی میباشد.[۱۸]

دستگیری و شهید شدن در بخارا
در سال ۹۹۷ق حکم کننده اُزْبَک بخارا، مشهد را محاصره کرد و بعداز ورود به شهر و قتل‌عام عموم آن، شوشتری را بازداشت کرد و به بخارا پیروزی.[۱۹] طبق برخی گزارش‌ها، شوشتری برای محافظت جان خویش در بخارا اظهار‌کرد که سنی و شافعی میباشد.[۲۰] آورده شده شهاب‌الدین شوشتری بعد از مناظراتی که با علمای حَنَفی بخارا داشت و در گفت و گو‌های علمی بر آنان غالب شد،[۲۱] علمای بخارا به پاد شاه گفتند که عقاید وی مایۀ انحراف عوام میباشد و بایستی او‌را اعدام کرد.[۲۲] طبق منابع، به فرمان حکم دهنده بخارا او‌را با ضربات شمشیر كشتند و جسدش را در ميدان بخارا به حریق كشيدند.[۲۳]

پانویس
کریم ومهربان‌لو، «شوشتری، شهاب‌الدین»، ص۷۳۳.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸، ج۲۰، ص۲۶۹.
افندی، ریاض العلماء. ۱۴۰۱ق، ج۷ ص ۱۵۴.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، بی‌تا، ج۴، ص۱۲۸.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، بی‌تا، ج۴، ص۱۲۸.
کریم ومهربان‌لو، «شوشتری، شهاب‌الدین»، ص۷۷۳.
نجفی، «ملا عبدالله شوشتری( ۹۹۷ق) شهید بخارا»، وب سایت الاثر.
سبحانی، موسوعة طبقات الفقها، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۱۴۰.
صائب، معجم مورخی شیعه، ۱۴۰۲۲ق، ج۱، س ۵۳۱.
سبحانی، موسوعة طبقات الفقها، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۱۴۰.
زرکلی، الاعلام،: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۱۳۶.
کریم ومهربان‌لو، «شوشتری، شهاب‌الدین»، ص۷۷۳.
صائب، معجم مورخی شیعه، ۱۴۰۲۲ق، ج۱، س ۵۳۱.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸، ج۲۰، ص۲۷۰.
کریم و مهربان‌لو، «شوشتری، شهاب‌الدین»، ص۷۷۳.
شاملو، قصص الخاقانی، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص ۱۲۶؛جلالی، «سیری در آفاق حرکتهای فقاهتی و سیاسی خراسان از عباسیان، تا افشاریان»، ص۴۳.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸، ج۲۰، ص۲۷۰.
آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، بی‌تا، ج۴، ص۱۲۸.
جلالی، «سیری در آفاق حرکتهای شرعی و سیاسی خراسان از عباسیان، تا افشاریان»، ص۴۴-۴۵.
نجفی، «ملا عبدالله شوشتری( ۹۹۷ق) شهید بخارا»، وبسایت الاثر.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸، ج۲۰، ص۲۷۰.
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۴، ۱۵۲؛ نجفی، «ملا عبدالله شوشتری( ۹۹۷ق) شهید بخارا»، تارنما الاثر.
کلباسی، «پیشگفتار» در آهسته‌قسمت دل داغديدگان‌، ۱۳۸۰ش، ص۲۱.
منابع
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، قم، اسماعیلیان، بی‌تا.
افندی، عبدالله بن عیسی‌بیگ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، قم، کتابخانه همگانی حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۱ق.
جلالی، غلامرضا، سیری در آفاق تکان‌های فقهی و سیاسی خراسان از عباسیان، تا افشاریان، حوزه، شماره ۷۸، بهمن و اسفند ۱۳۷۵ش.
زرکلی، نه الدین، الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء اینجانب العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م.
سبحانی تبریزی، جعفر، تیم علمی، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسه امام درست گو(ع)، ۱۴۱۸ق.
شاملو، اما‌قلی بن داود قلی، قصص الخاقانی، وزارت فرهنگ و تمدن و پند اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۵ش.
عبدالحمید، صائب، معجم مؤرخی الشیعة، قم، مؤسسة دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۴ق/۲۰۰۴م.
مهربان‌لو، نکو، «شوشتری، شهاب‌الدین» در دانشنامه عالم اسلام، جلد ۲۷، طهران، راءس دائرةالمعارف گرانقدر اسلامی، بی‌تا.
کلباسی، مجتبی، «پیشگفتار»، در آهسته نصیب دل داغدیدگان، نوشتۀ شهید ثانی، زین الدین بن علی، قم، انتشارات روح، ۱۳۸۰ش.
استاد، محمدعلی، ریحانة الأدب فی تراجم المعروفین بالکنیة أو اللقب، طهران، خیام، ۱۳۶۹ش.
نجفی، محمدعلی، «ملا عبدالله شوشتری(۹۹۷ق) شهید بخارا»، وب سایت الاثر. تاریخ بازدید: ۱۵ آبان ۱۴۰۳ش.
نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م.

بازدید : 22
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:35


اَبوالعَبّاس عبدالله بن محمد (۱۰۵-۱۳۶ق) دارای شهرت به اَبوالعَبّاس سَفاح (حکومت: ۱۳۲-۱۳۶ق) اول خلیفه عباسی بود. سفاح اکثری از اشخاص بنی‌امیه را برای ثبت حکومت خویش به قتل رساند. او بر مجموع قلمرو بنی‌امیه مسلط شد و اشخاصی از خویشان خویش را بر آن ها حکم دهنده کرد. سفاح سعی میکرد تا آحاد معارضان حکومتش را از بین بردارد و آحاد کودتا‌هایی را که علیه وی اجرا می‌گرفت، سرکوب مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سازد.

ابو‌العباس ارتباط گرمی با علویان نداشت و برای هجران از آنان، محل اقامت خویش را از کوفه به انبار منتقل کرد. امام درستگو(ع) در بعدازظهر سفاح می‌زیست و از وی تقیه می کرد. سفاح در ذی‌الحجة سال ۱۳۶ق درگذشت و در قصر خویش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دفن شد.

به اعتقاد برخی از دانشمندان، عباسیان داستان‌هایی جعل کردند تا او‌را موعود جلوه دهند؛ از این رو ماجرا‌های نام برده در امر پیش‌بینی رسول(ص) درباره به خلافت وصال فرزندان ابن‌عباس و پیش‌گویی امام درست گو(ع) مبتنی بر خلیفه شدن سفاح، درین راستا نظارت رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده‌است.

معرفی و مقام

تصویری از به خلافت وصال سفاح در کتاب تاریخ بلعمی
ابوالعباس، عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، اولی خلیفه عباسی، دارای شهرت به سفّاح در سال ۱۰۵ق (یا این که ۱۰۴ق[۱] یا این که ۱۰۳ق[۲]) در شَرّاة شام به‌عالم آمد.[۳] زِرِکلی[۴] و گردآوری‌ای دیگر از محققان تاریخی بر این باورند که سفاح چرا که خون بخش اعظمی از بنی‌امیه را جاری شد، بدین کنیه خوانده شد‌ه‌است.[۵] اما در بعضا از نقل‌ها به سخاوت و گشاده‌دستی وی نیز اشاره شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد‌ه‌است.[۶]

به گفته محققان داده ها چندانی درباره‌ی زندگانی سفاح قبل از به خلافت رسیدنش در چنگ وجود ندارد.[۷] با این اکنون به گفته ابوالفرج اصفهانی، تالیف کننده مقاتل الطالبین، بیعت سفاح با نفس زکیه از مهم ترین اتفاق ها مرتبط با پیش از خلافت وی میباشد.[۸]

ابوالعباس ارتباط خوشایندی با علویان نداشته میباشد.[۹] امام درستگو(ع) از سفاح تقیه می کرد و اورا با تیتر امام خطاب می‌نمود.[۱۰]

نبو
تبارنامه بنی‌عباس
عباس
عبدالله
علی
محمد
سفاح
(۱۳۲-۱۳۶ق) منصور عباسی
(۱۳۶-۱۵۸ق) ابراهیم امام
مهدی عباسی
(۱۵۸-۱۶۹ق)
هارون الرشید
(۱۷۰-۱۹۳) هادی عباسی
(۱۶۹-۱۷۰)
امین عباسی
(۱۹۳-۱۹۸) مأمون
(۱۹۸-۲۱۸) معتصم
(۲۱۸-۲۲۷)
محمد متوکل عباسی
(۲۳۲-۲۴۷) واثق
(۲۲۷-۲۳۲)
مستعین
(۲۴۸-۲۵۱) معتمد
(۲۵۶-۲۷۹ق) معتز
(۲۵۲-۲۵۵) منتصر
(۲۴۷-۲۴۸) مهتدی
(۲۵۵-۲۵۶)
پیشگویی‌هایی از خلافت سفاح
بنی‌عباس
خلفا
تیتر عصرٔ سلطنت
سفاح عباسی ۱۳۲-۱۳۶
منصور عباسی ۱۳۶-۱۵۸
مهدی عباسی ۱۵۸-۱۶۹
هادی عباسی ۱۶۹-۱۷۰
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸
معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷
واثق عباسی ۲۲۷-۲۳۲
متوکل عباسی ۲۳۲-۲۴۷
منتصر عباسی ۲۴۷-۲۴۸
مستعین عباسی ۲۴۸-۲۵۲
معتز عباسی ۲۵۲-۲۵۵
مهتدی عباسی ۲۵۵-۲۵۶
معتمد عباسی ۲۵۶-۲۷۸
معتضد عباسی ۲۷۸-۲۸۹
مکتفی ۲۸۹-۲۹۵
مقتدر ۲۹۵-۳۲۰
قاهر ۳۲۰-۳۲۲
راضی ۳۲۲-۳۲۹
متقی ۳۲۹-۳۳۳
مستکفی ۳۳۴-۳۳۳
فرمانبردار ۳۳۴-۳۶۳
طائع ۳۶۳-۳۸۱
کارکشته ۳۸۱-۴۲۲
عبدالله قائم ۴۲۲-۴۶۷
مقتدی ۴۶۷-۴۸۷
مستظهر ۴۸۷-۵۱۲
مسترشد ۵۱۲-۵۲۹
منصور راشد ۵۲۹-۵۳۰
مقتفی ۵۳۰-۵۵۵
مستنجد ۵۵۵-۵۶۶
مستضی ۵۶۶-۵۷۵
الناصر لدین الله ۵۷۵-۶۲۲
ظواهر ۶۲۲-۶۲۳
مستنصر ۶۲۳-۶۴۰
مستعصم ۶۴۰-۶۵۶
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
ابومسلم خراسانی ابوسلمه ضمن • یحیی بن خالد برمکی • فضل و ادب بن یحیی برمکی • جعفر بن یحیی برمکی • حمید بن قحطبه طائی • علی بن عیسی بن ماهان • فضل و ادب بن ربیع • فضل و ادب بن سهل و آسان • طاهر بن حسین • عضدالدوله دیلمی • عیسی بن یزید جلودی
امامان هم‌بعدازظهر
امام راست گو • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی(عج)
رویدادهای اساسی
قیام محمد نفس زکیه • حادثه فخ
نبو
در منابع تاریخی اهل تسنن روایاتی درباره ادعای موعود بودن سفّاح مذکور میباشد؛ برای مثال در روایاتی از پیش‌گویی‌‌ فرستاده(ص) درباره به خلافت وصال فرزندان ابن‌عباس[۱۱] و پیش‌بینی امام درستگو(ع) از خلیفه شدن سفاح صحبت نقل شده میباشد.[۱۲] در احادیثی نیز به ظهور مردی به اسم سفاح بشارت داده گردیده که در آخرالزمان بعد از ظهور فتنه‌ها به حکومت میرسد.[۱۳]

در مقابل این گزارش‌ها، دانشمندان تاریخی معتقدند این قصه‌ها با این مقصود جعل گردیده‌اند تا اورا موعود جلوه دهند[۱۴] یا این که رده رفیعتر او‌را آرم دهند.[۱۵] به حیث آن‌ها بعضا از کنیه‌های مذکور برای ابوالعباس، مانند قائم[۱۶] و مهدی[۱۷] در همین راستا محاسبه می گردد.[۱۸]

مانند پیش‌گویی‌های نام برده که در صدد بافضیلت آرم دادن سفاح می باشند، پیش‌گویی دیگری از امام علی‌(ع) آورده شده که او‌لین خلیفه بنی‌عباس، یعنی سفاح را رئوف‌‌ترین خلیفه در میان خلفای بنی‌عباس معرفی می‌نماید.[۱۹] در‌این پیش‌گویی، امام علی(ع) از بر رمز فعالیت داخل شدن دو حکومت بر مسلمان ها خبر داده میباشد[۲۰] که بعضی حدیث‌شناسان این دو حکومت را بر خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس تطبیق کرده‌اند.[۲۱]

بازدید : 21
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:25


افول حسین
کم کم و در طی روزگار زمامداری حسین بن قاسم، به منجر خشونت و طرز طاقت فرسا گیرانه او راجع‌به حکومت، قبایل یمن از وی رویگردان شدند و یک سری توشه با او جنگیدند یا این که به پناه از رقبای وی برخاستند[۱۷] تا اینکه در ۴۰۴ق در حوزه‌ بَون، در نبردی دشوار، او را از پای درآوردند.[۱۸] جسد وی در شهر رِیده به خاک ودیعت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد.[۱۹]

جنگاوری تالیف کننده
یکی موضوعاتی که اعتنا اکثری را به خویش جلب کرده، آن میباشد که به‌این امام جوان زیدی، که حداکثر سی سال قدمت کرده، بیش تر از هفتاد تیتر کتاب و رساله منسوب شده میباشد.[۲۰] قضیه این تألیفات بیشتر مسائل اعتقادی و کلامی و تعبیر و تفسیر میباشد. برخی از آن ها آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد باقیمانده‌اند.[۲۱]

مهم ترین و مشهورترین تاثیر وی، که مخالفانش به آن ها استناد کرده‌اند، عبارت‌اند از:

المعجز الباهر فی العدل و التوحید للّه العزیزالقاهر
الرد علی اینجانب أنکر الوحی آنگاه خاتم النبیین[۲۲]
گفته‌اند او در المعجز درباره برتری حرف خویش بر قرآن اظهاراتی کرده و در الرد از سیرتکامل‌ای وحی در خواب صحبت گفته و آن را از موقعیت امام دانسته میباشد.[۲۳] در کتاب‌های مو جود او از اتهامات ذکر شده اثری وجود ندارد و ظاهراً بعضا از این اتهام‌ها برداشت‌هایی از سخنان اوست. شاید هم این مطالب از اثر ها وی حذف گردیده، به ویژه آنکه برخی اثر ها او به طور تلخیص باقی‌مانده رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲۴]

تشکیک در نوشته‌ها
ابراهیم یحیی دَرَسی حمزی یازده تیتر از تألیفات حسین بن قاسم را در تیم‌ای با تیتر تمام کتاب ها و رسائل الامام المهدی لدین اللّه الحسین بن القاسم العیانی منتشر نموده است.[۲۵]

اینکه چه گونه حسین بن قاسم که در نوجوانی یا این که اوان جوانی به امامت زیدیه رسیده و در زمانه امامت و زعامت خویش پیوسته با رقبای داخلی و معاندان فرنگی مشغول بوده، این مقدار تألیف داشته، سؤالی میباشد که بعضی پژوهشگران را واداشته تا در نسبت این رساله‌ها به وی تشکیک نمایند و احتمال دهند که او تألیفات بابا خویش را، که دارنده رده علمی و عمری زمان بر بوده، به اسم خویش دستکاری نموده است،[۲۶] اما با مراجعه به متن رساله‌های ما‌نده از حسین بن قاسم پر‌نور می‌گردد اکثری از عنوان ها نام برده رساله‌هایی خرد و مختصرند و در بعضی مورد ها نیز از بخش‌های یک رساله تحت عنوان تألیفات غیروابسته خاطر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.

حسینیه در منابع
مبنی بر منابع، وجود فرقه‌ای به اسم حسینیه ــ که نظریه محوری آنها مهدویت حسین بن قاسم و باورهای ویژه در خصوص وی بوده ــ مسلّم میباشد.

دیرین‌ترین منبعی که به طور خاص اصطلاح حسینیه در آن به شغل رفته، سیرةالأمیرین، تألیف مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵)، میباشد که در آن تفصیل درحال حاضر دو بدن از برادرزادگان حسین بن قاسم مذکور میباشد، یکی از قاسم بن جعفربن قاسم عیانی (۴۱۱ـ۴۶۸) پر اسم و رسم به شریف فاضل و دیگری برادرش محمدبن جعفر ملقب به ذوالشرفین (۴۳۰ـ ۴۷۸)[۲۷] که به ترتیب در نصفه دوم قرن پنجم زعامت زیدیه را در نصیب‌هایی از یمن برعهده داشتند. مؤلف سیرةالأمیرین درین کتاب بارها از حسینیه یا این که شیعه حسینیه، به مکان زیدیه، به کار گیری نموده است.[۲۸]

مسلّم بن محمدبن جعفر لَحْجی (زنده در ۵۵۲) نیز در کتاب أخبارالزیدیة اینجانب أهل البیت و شیعتهم فی الیمن، که تاریخ مسلّم هم خوانده میگردد، بارها حسینیه را به مکان زیدیه به شغل برده میباشد.[۲۹]

عقاید
در پژوهش عقاید حسینیه می بایست به تاریخ پیدایی حسینیه اعتنا کرد. آنچه در زمینه ی این فرقه، همچون اکثری از فرق و مذهب‌ها، یکی‌از مهم ترین و گفت و گو انگیزترین موضوعات گردیده این میباشد که آیا این فرقه و اعتقادات آن، حقیقتاً از فرد حسین بن قاسم که‌این فرقه به وی منتسب میباشد، نشئت گرفته و حسین بن قاسم نیز در حین حیاتش مروّج این عقاید بوده و اعتقادات یاران وی بعد از مرگش، در ادعاهای خویش وی در طول حیاتش ریشه داراست؟

بزرگ نمایی
آنچه بیش تر از همگی حسینیه را تحت عنوان فرقه میان زیدیه متمایز ساخته، اطمینان به مهدویت حسین بن قاسم میباشد. اعتقادات غلوآمیز دیگری نیز به آن‌ها منسوب شده[۳۰] که از آن پاراگراف میباشد:

زنده بودن حسین بن قاسم
ادعای برتری وی از فرستاده اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم
ادعای برتری سخنان او از قرآن مجید
ادعای برتری حسین بن قاسم از فرشتگان
ادعای برتری وی از پیامبران و امامان
ادعای نزول وحی بر او
دانش غیب داشتن حسین بن قاسم.
در اینکه آیا بعداز حسین بن قاسم می‌اقتدار با وی رابطه دیداری و شفاهی داشت، رهروان وی به دو تیم تقسیم شدند.[۳۱] مسلّم لحجی در تاریخ خویش[۳۲] در ماجرا‌های زیادی از حسینیه مطالبی نقل نموده است که از آنان به خیر و خوبی به کار گیری می‌گردد که حسینیه در بعدازظهر وی خیر صرفا مانعی از رابطه با حسین بن قاسم نمی‌دیدند، بلکه مدعا اینگونه دیدارهایی بودند و صحبت مدعیان دیدار حسین را یقین می‌کردند.

بازدید : 12
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:18


حالت علویان در عصر امپراتوری عثمانی
موقعیت علویان در عصر امپراتوری عثمانی را می بایست در طول سلیم نخستین و عصر‎ای که عثمانی‎ها سرعت فتوحات خویش در اروپا را کاسته و دقت خویش را به شرق آناتولی و جنوب امپراتوری خویش جلب کردند رسیدگی کرد. ارتقاء تنش در میان عثمانی‎ها با حریف اهل یک محل خویش یعنی صفویان که در غایت به نزاع چالدران و باخت هنگفت صفویه سبب ساز شد و رفتارهای مشکوک سران ممالیک در هواخواهی از صفویان، عثمانی‎ها را به‌این سود رساند که فعالیت دولت ممالیک را یکسره نموده و شام و مصر را تصرف مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نماید.

قتل عام علویان بوسیله پاد شاه سلیم
پاد شاه سلیم در سال ۱۵۱۶م به شامات حمله کرد و دولت ممالیک را ساقط کرده به‌سرعت سراسر شام و مصر را تصرف کرد. وی قبل از آنکه مصر را تصرف نماید مدتی در حلب بومی شد. در زمان وی اقلیت قابل توجهی از علویان در حلب معاش می‎کردند. پاد شاه سلیم از وجود علویان برای ثبت اقتدار خویش در شام شم خطر میکرد و نگران نگهبانی و همدستی احتمالی علویان با صفویان بود. از این رو با روحیه خشن و خون ریزی که داشت مبادرت به کشتار وحشیانه و قتل عام آنها نمود وی برای این مبادرت از علمای سنی حلب، فتوای شرک و وجوب پیکار با علویان آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را اخذ کرد.

سلیم قبلا مبادرت، آغاز حدود ۹۴۰۰ نفر از سران و بزرگان علوی را به عذر و بهانه گفتگو با آن‌ها عده کرد آن‌گاه با استعمال از فتوای علمای سنی حلب کلیه آنها‌را گردن زد و به دنبال دستور قتل عام علویان در سراسر شام را صادر کرد. در گزارش‎های تاریخی از قتل عام ۴۰ هزار علوی به دست پاد شاه سلیم حافظه گردیده است. از این رو علویان به کوهستان و جبال نصیریه گریزو فرار کردند و نزدیک به چهار قرن در حصر، انحطاط فرهنگی، اجتماعی و فقر معاش رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردند.

مدحت پاشا و خروج انحطاط وقت گیر بازه زمانی علویان
زمان انحطاط مطلق علویان تا اواخر قرن ۱۹ میلادی ادامه داشت. ولی با ظهور مدحت پاشا، صدراعظم وقت دو فرمانروا عثمانی یعنی عبدالعزیز و فرمانروا عبدالحمید دوم و یکی‌از روشنفکران عثمانی این موقعیت معدود رنگ شد. بعداز آنکه مدحت پاشا تحت عنوان والی سوریه از سوی عبدالحمید دوم مشخص شد به سوریه رفته و سرویس ها رفاهی و عام المنفعه در سوریه را شروع نموده و به جاری ساختن اصلاحات اقدام شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ورزید.

در‌این دربین علویان که یکسری قرن در محرومیت شدید به راز می‌بردند آیتم اعتنا شدید مدحت پاشا قرار گرفتند. وی کوشش کرد علویان را از انحطاط و انزوا بیرون نموده و حقوق و دستمزد تضییع گردیده علویان را احیا نماید. اگرچه مدحت پاشا نتوانست در بازه زمانی کمتر از دو سال ولایت خویش بر سوریه، به مجموع وعده‎های خویش کار نماید ولی اقدامات وی سبب به بیداری علویان گردیده و آنها‌را نسبت به دستمزد اجتماعی و حیات انسانی خویش مطلع کند.

علویان در قرن ۱۴ و ۱۵ هجری
بعد از ناکامی امپراتوری عثمانی در مبارزه جهانی اولیه و ورود متفقین به سوریه، آخر و عاقبت سوریه برای مثال بخش ها مسکونی علویان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفت.

علویان در عصر قیمومیت فرانسه

درفش دولت غیروابسته علویان سوریه در زمان قیمومیت فرانسه
در سال ۱۹۲۰م حوزه‌ جبال نصیریه تحت عنوان حوزه‌‌ای جداگانه از نصیب‌های دیگر سوریه بوسیله فرانسه شناخته شد و نظام اداری مشخصی برای آن مشخص شوید. بنابراین مسئله برای استقلال و صورت‎گیری دولت علویان لاذقیه آماده شد. در سال ۱۹۲۲م مرزوبوم‌های علویان، «دولت علویان» اسم گرفت و ژنرال بیوت تحت عنوان حکم کننده آن منصوب شد. از آن پس محاکم قضایی غیروابسته تأسیس شد که بر پایه ی مذهب جعفری با اندکی تفاوت حکم صادر می‎کرد.[۲۲]

تشکیل دولت جدا علویان
در سال ۱۹۲۵م استقلال علویان صورت دورازشوخی تری به خویش گرفت و دولت فرانسه امر استقلال بدون نقص دولت علویان را صادر کرد. دولت جداگانه علویان تا ۱۹۳۶م ادامه داشت. در‌این بازه زمانی تحولات مهمی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه علویان پدید آمد و آن جامعه منزوی به جامعه‎ای پویا که در عرصه‌های متفاوت به ویژه سیاسی تحت عنوان یکی‌از بازیگران عرصه اقتدار در حیطه به شمار می‎آمد تبدیل شد. دولت علویان در سال ۱۹۳۶م به جهت اعتراضات ملی‌گرایان سوریه و احزاب مخالف استقلال دولت علویان، از سوی فرانسه منحل و میهن علویان به سوریه ملحق شد.[۲۳]

بازدید : 22
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


زیدیه یکی فرقه‌های شیعه. رهروان آن معتقدند بعد از امامت حضرت علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و زید بن علی، امامت به هر مردی از اولاد حضرت فاطمه(س) میرسد که عموم را به امامت خویش دعوت نماید و در ظواهر، عادل، فقید و شجاع‏ باشد و مؤمنان با وی برای جهاد بیعت‏ نمایند. این فرقه در سال‌های آغازین قرن ۲ هجری قمری/هشتم میلادی از شیعه منشعب شد. یقین به قیام و نزاع از خصوصیت‌های اصلی زیدیه میباشد. زیدیان در حین تاریخ در طبرستان، مغرب، یمن حکومت تشکیل دادند. امامان زیدیه در یمن نزدیک به یازده قرن بر یمن حکومت کردند. واپسین دولت امامان زیدیه در یمن در کودتای جمهوری خواستار و سکولارها در سال ۱۹۶۲میلادی نابودشد و جمهوری یمن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تشکیل شد.

یمن اقامتگاه اساسی زیدیان در عصر کنونی (سده ۱۵ قمری) میباشد. مبتنی بر برخی منابع حدود ۴۵ درصد جمعیت یمن، زیدی مذهب می باشند. البته منابع دیگری معتقدند این جمعیت مرتبط با یمن شمالی میباشد و به وقتی‎ برمی‎‌خواهد شد که یمن به دو مرز و بوم شمالی و جنوبی تقسیم گردیده بود و بعداز اتحاد دو یمن، رهروان زیدیه حدود ۳۵ درصد جمعیت تک تک یمن را تشکیل می‎دهند. آنها بیشتر دراستان‌‎های صَتوده، حَجَّه، ذِمار و صَنعا سکونت آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارا‌هستند.

زیدیان بعد از این شورش تا دو دهه در انزوا بودند ولی رفته رفته وارد عرصه‎ های فرهنگی و سیاسی گردیده و احزاب و تشکیلات زیادی را در یمن تأسیس کردند. حرکت انقلابی انصارالله، جریان زیدیه محافظه‌‎عمل و جریان روشنفکری، جریان‎‌های فعال زیدیه در یمن به شمار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد می روند.

پیدایش
بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) بعضی از علویان، تفکر قیام مسلحانه را تحت عنوان یکی شروط امامت و دستورالعمل تقابل با ظالمان قلمداد کردند. با صورت‎‌گیری این فکر سیاسی در عصر امام سجاد(ع)، سنگ بنای زیدیه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گذارده شد.[۱][۲]

اختلاف فی مابین علویان به دو طریقه پیکار فرهنگی یا این که قیام مسلحانه علیه دستگاه اموی برمی‎‌گشت. فیض این اختلاف بعداز شهیدشدن امام زین‎‌العابدین(ع) پدیدآمد. گردآوری‌‎ای امامت امام باقر (ع) را پذیرفتند و گروهی دیگر به امامت زید بن علی اخوی امام محمد باقر(ع) معتقد و به زیدیه دارای اسم و رسم شدند. بر این پایه شیعه‌هاِ معتقد به قیام مسلحانه، زید بن علی را بعد از امام علی (ع)، حسنین (ع) و امام سجاد(ع)[یادداشت ۱] تحت عنوان امام پنجم اهل بیت (ع) می‎دانند.[۳]

در برخی از منابع از حسن مثنی تحت عنوان امام زیدیه بعد از امام سجاد(ع) مذکور گردیده است.[۴]

قیام زید بن علی
نوشته ی علمیٔ اساسی: قیام زید بن علی
بعداز آنکه حدود ۱۵ هزار نفر در کوفه با زید بن علی بیعت کردند، وی اراده خویش را برای قیام علیه هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، جزم کرد. این در حالی میباشد که شماری نیز در بصره، مدائن و خراسان با زید بیعت کرده بودند. هنوز نیرو‎های زید برای قیام ساماندهی نشده بودند که والی عراق با سپاهی به مخفیگاه او حمله کرد و زید با خروج زودتر از موعد خویش در ماه محرم از سال ۱۲۲ قمری با دویست نفری که هم پا او بودند به نبرد با سپاه اموی رفت و در ۲۴ یا این که ۲۵ محرم سال ۱۲۲ق به شهید شدن رسید.[۵] بعد از درگذشت زید، شیعیانی که معتقد به فکر قیام به سیف و خروج علیه حکم دهنده ظالم بودند، زید را تحت عنوان امام سوای نص دانسته و به زیدیه پر اسم و رسم شدند.[۶]

بازدید : 23
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:33


عبدالله بن مغیره، از اصحاب اجماع میباشد که از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) داستان نموده است. وی اهل کوفه بود و نامش در گواهی ۵۲۱ حدیث آمده میباشد. رجالیان عبدالله را توثیق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

اسم و لقب
عبدالله بن مغیره بجلی از موالی بنی‌نوفل و از همسایه کوفه بود.[۱] لقب‌اش ابومحمد و از راویان ثقه میباشد. او را از اصحاب اجماع آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد برشمرده‌اند.

برقی در کتاب رجال خویش یک‌توشه اسم او را عبدالله بن مغیره و از اصحاب امام رضا(ع) بیان نموده است و یک‌توشه با تیتر عبدالله بن مغیره مولی بنی نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خزاز کوفی و از اصحاب امام رضا(ع) از وی مذکور رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۲]

روضه خوان طوسی نیز از عبدالله با دو تیتر و از اصحاب دو امام بیان نموده است.[۳] ولی بنابر استیناف سید ابوالقاسم خویی، هر دوی این اشخاص یک نفر و به عبارتی عبدالله بن مغیره میباشد که از اصحاب اجماع به شمار می‌رود. او هم از امام کاظم و هم در حدود ۱۶ ماجرا از امام رضا(ع) شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نقل نموده است.[۴]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
شک و تردید در امامت امام رضا(ع)
عبدالله بن مغیره مدتی جز‌ء واقفیه بود. ولی بعد از مدتی از این شیوه بازگشته میباشد، کشی در کتاب رجال قصه این رجوع و برگشت را از گویش خویش عبدالله این سیرتکامل نقل می‌نماید:

اینجانب واقفی بودم، و در یکی‌از سال‌ها با به عبارتی نظریه‌، به حج رفتم. بعد از آن وقتی‌که به کنار کعبه رسیدم و خویش را به وی چسباندم، ناگهان شورشی در دلم بر پا شد، و در به عبارتی‌جا دست به دعا برداشته و گفتم:‌ خدایا! تو منظور و مناسب منرا میدانی، پس خودت منرا به شایسته ترین آئین و نظریه هدایت و ارشادوراهنمایی بنما.

پس از این دعا به دلم برات شد که سرویس امام رضا(ع) بروم، از این‌رو به مدینه و به منزل وی رفتم، آن‌گاه در زدم و به غلام آن حضرت گفتم: به مولایت بگو که مردی از اهل عراق پشت درب منزل درانتظار میباشد. بعداز آن ناگهان ندای آن حضرت را شنیدم که فرمودند:‌ای عبدالله بن مغیره! درون شد.

عبدالله میگوید: همین که وارد منزل شدم و امام(ع) نظرش بر اینجانب به‌زمین‌خورد، فرمود: پروردگار دعایت را مستجاب کرد و تورا به آیین خودش هدایت نمود. اینجانب نیز فورا گفتم: شهیدشدن میدهم که تو حجت خدایی بر اینجانب و امین خدایی بر خلقش.[۵]

وثاقت
وثوق عبدالله بن مغیره آیتم تاکید همه رجالیان میباشد؛ نجاشی برای وی دوبار وصف (ثقه) را آورده میباشد و او‌را در بزرگی، آیین و پرهیزگاری انسانی بی‌مانند تعریف کرده است.[۶]

اسم عبدالله بن مغیره در سلسله راویان ۵۲۱ حدیث آمده میباشد. وی از امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)بی واسطه قصه کرده، همینطور از اشخاصی همانند زیاد بن منذر، ابی‌داود مسترق، ابن بکیر، عبدالله بن مُسکان، جمیل بن دراج، عبدالله بن خوش‌یمن قداح و تعداد دیگری از راویان، نیز داستان نموده است.[۷]

اثرها
عبدالله بن مغیره ۳۰ جلد کتاب نوشتن نموده است که بنابر آن چه رجالیان بیان کرده‌اند، بعضی از آنان که بدین گستردن می باشند:

کتاب الوضوء
کتاب الصلاة
کتاب الزکاة
کتاب الفرائض
کتاب فی صنوف الکلام.[۸]

بازدید : 21
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:19


شفاعت به اجازه معبود میباشد
عالمان مسلمان واقعه لحاظ دارا هستند که شفاعتِ شفاعت‌کنندگان و همینطور تایید شفاعت برای شفاعت‌شوندگان، همگی به اجازه پروردگار میباشد. آن ها به آیاتی همانند آیه ۲۵۵ سوره بقره،[۵۶] آیه ۳ سوره یونس،[۵۷] آیه ۱۰۹ سوره طه،[۵۸] آیه ۲۶ سوره نجم[۵۹] که در آنها به تحقق شفاعت به اجازه پروردگار تصریح گردیده، تمسک مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرده‌اند.

بعضی با استناد به آیاتی همانند آیه «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا؛[۶۰] بگو شفاعت تمامی خلقان باایمان میباشد.»[۶۱] و آیه «مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ؛ غیر از وی برای شما همراه و شفیعی وجود ندارد.»،[۶۲] شفاعت را صرفا به پروردگار تخصیص داده‌اند.[۶۳] در جواب به آن‌ها اورده شده که شفاعت برای آفریدگار میباشد؛ البته مفسران رخداد حیث دارا هستند که با اعتنا به آیه ۷۹ سوره اسراء و احادیث تحت آن،[۶۴] آفریدگار این جایگاه را که در آیه از آن با تیتر منزلت محمود خاطر گردیده، به فرستاده(ص) اعطا نموده است.[۶۵] بعضی نیز به آیاتی که در آن ها به تحقق و تایید شفاعت به اجازه آفریدگار اشاره گردیده، استناد کرده‌اند و گفته‌اند صحت دارد که شفاعت برای پروردگار میباشد، البته خدا با اعتنا بدین آیه‌ها، آن را به برخی از بندگان مقربش اجازه داده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]

مخالفت وهابیت با طلب شفاعت از میت
ابن‌تیمیه و به تبعیت از او، بعضا از وهابیون، طلب شفاعت از فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفات یا این که در غیاب آنها و به‌طور کلی طلب شفاعت از غیر پروردگار را بدعت و بی دینی می دانند.[۶۷] ابن‌تیمیه گفته میباشد که هیچ‌یک از صحابه، بعداز وفات فرستاده(ص) از او طلب شفاعت نکرد و هیچ‌کدام از فقهای چهارگانه به استحباب یا این که وجوب آن فتوا نداده میباشد. ازاین‌رو، طلب شفاعت، عملی سوای عامل و مخالفت با متد صحابه و فقیهان میباشد.[۶۸] عبدالعزیز بن گشوده (مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی) در جواب به استفتائی گفته میباشد که شفاعت، مِلک خدا میباشد و فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعد از وفاتشان نمی‌توانند در‌این ملک تصرف نمایند. ازاین‌رو، طلب شفاعت از هر کس وفات کرده و قوی بر جاری ساختن کاری وجود ندارد، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کفر میباشد.[۶۹]

امام درست گو(ع):
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ شفاعت ما به اشخاصی که نماز را مدل بشمارند، نمی رسد.

روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۶.

سیدعلی میلانی، سخن‌پژوه شیعه، به روایتی از منابع اهل‌سنت استناد کرده و گفته میباشد که صحابه در برخی وضعیت‌ها، از فرستاده(ص) بعد از رحلت او، طلب شفاعت می‌کرده‌اند.[۷۰] برپایه این داستان، در عصر خلافت قدمت بن خطاب، قحطی پیش آمد و بلال بن حارث، از صحابه نبی(ص)، به زیارت قبر او رفت و به وی متوسل شد که از معبود طلب باران نماید تا به‌واسطه آن، امت از قحطی نجات شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یابند.[۷۱]

به‌گفته جعفر سبحانی در کتاب آئین وهابیت، درخواست شفاعت از شفاعت‌کنندگانی که از جهان رفته‌اند، از اجساد مخفی در قبور وجود ندارد؛ بلکه از ارواح منزه و زنده‌ای میباشد که با اجساد برزخی در دنیا برزخ به‌رمز میبرند و به تصریح قرآن زنده‌اند.[۷۲]

انکار شفاعت و جواب آن
توده‌ای مشروعیت شفاعت را انکار کرده و دلیل‌ای آورده‌اند که بعضی از آنها به تفصیل ذیل میباشد:

آموزه شفاعت، با اصل عدل و داد، مخالف و با دستگاه ظلم و جهل سازگار بوده و بر این شالوده، اطمینان به آن توهین به پروردگار میباشد.[۷۳] ولی به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، مجازات گنهکار عین عدل و داد میباشد و تایید شفاعت نوعی فضل و ادب و احسان می باشد، احسانی که از یک سو به خیال و خاطر قضیه‌های مطلوب در شخص شفاعت‌شونده و از سوی دیگر به خیال و خاطر آبرو و احترام و انجام با تقوا شفاعت‌کننده میباشد.[۷۴]
وعده شفاعت دادن به عموم، آن‌ها را بر جاری ساختن گناه و هتک محارم الهی، جَری و بی‌پروا می‌نماید.[۷۵] گفته‌اند که‌این گونه های بر آیاتی که درباره عفو وبخشش گناهان از سوی آفریدگار نازل گردیده نیز وارد میباشد، در حالی که کسی شک ندارد در‌این که آیه‌ها مغفرت، موجب بی‌پروایی عموم در هتک محارم الهی نمیشوند.[۷۶] همینطور آیه ها شفاعت منوط به مشیت الهی میباشد و کسی نمی‌تواند مطمئن باشد که شفاعت شفاعت‌کنندگان مشمول حالش میگردد و لذا بی‌پروایی در اعمال گناه تولید نمی‌نماید؛ بلکه فقط تاثیر وعده شفاعت این میباشد که عموم را امیدوار می‌نماید و آنان‌را از ناامیدی از بخشش الهی می‌رهاند.[۷۷]
شفاعت نیازمند تحول و تغییر و تحول در دانش و عزم آفریدگار میباشد؛ به این ذکر که شفاعت‌کننده موجب می گردد که خداوند برخلاف آنچه در اولیه عزم کرده و به آن حکم نموده، کاری ایفا دهد، ولی تغییر و تحول در دانش و عزم پروردگار، نیازمند تغییر‌و تحول ذات بوده و محال میباشد، براین اساس شفاعت نیز محال میباشد.[۷۸] در جواب گفته‌اند که قبول شفاعت از سوی معبود به معنای تغییر‌و تحول در عزم وی و یا این که تحول دانش وی وجود ندارد؛ بلکه پروردگار دانش دارااست که به عنوان مثالً فلان آدم در آجل وضعیت‌های مختلفی به خویش میگیرد و این دانش به تغییر تحول، به معنای تغییر و تحول در دانش وجود ندارد و لذا عزم خدا به آن موقعیت‌ها وابستگی میگیرد، به این معنی که آن آدم در یک فرصت با اعتنا به اثاثیه و قوانینی یک وضعیت داراست و در آن درحال حاضر، پروردگار درباره وی عزم می‌نماید و در طول دیگری با اعتنا به اثاثیه و موقعیت دیگری، شرایط دیگری به خویش میگیرد و پروردگار نیز عزم دیگری درباره وی می‌نماید و این کارها نیازمند تغییر‌و تحول در دانش و عزم خدا وجود ندارد.[۷۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 180
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 205
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 389
  • بازدید ماه : 389
  • بازدید سال : 2744
  • بازدید کلی : 42020
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی