شفاعت به اجازه معبود میباشد
عالمان مسلمان واقعه لحاظ دارا هستند که شفاعتِ شفاعتکنندگان و همینطور تایید شفاعت برای شفاعتشوندگان، همگی به اجازه پروردگار میباشد. آن ها به آیاتی همانند آیه ۲۵۵ سوره بقره،[۵۶] آیه ۳ سوره یونس،[۵۷] آیه ۱۰۹ سوره طه،[۵۸] آیه ۲۶ سوره نجم[۵۹] که در آنها به تحقق شفاعت به اجازه پروردگار تصریح گردیده، تمسک مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردهاند.
بعضی با استناد به آیاتی همانند آیه «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا؛[۶۰] بگو شفاعت تمامی خلقان باایمان میباشد.»[۶۱] و آیه «مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ؛ غیر از وی برای شما همراه و شفیعی وجود ندارد.»،[۶۲] شفاعت را صرفا به پروردگار تخصیص دادهاند.[۶۳] در جواب به آنها اورده شده که شفاعت برای آفریدگار میباشد؛ البته مفسران رخداد حیث دارا هستند که با اعتنا به آیه ۷۹ سوره اسراء و احادیث تحت آن،[۶۴] آفریدگار این جایگاه را که در آیه از آن با تیتر منزلت محمود خاطر گردیده، به فرستاده(ص) اعطا نموده است.[۶۵] بعضی نیز به آیاتی که در آن ها به تحقق و تایید شفاعت به اجازه آفریدگار اشاره گردیده، استناد کردهاند و گفتهاند صحت دارد که شفاعت برای پروردگار میباشد، البته خدا با اعتنا بدین آیهها، آن را به برخی از بندگان مقربش اجازه داده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]
مخالفت وهابیت با طلب شفاعت از میت
ابنتیمیه و به تبعیت از او، بعضا از وهابیون، طلب شفاعت از فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفات یا این که در غیاب آنها و بهطور کلی طلب شفاعت از غیر پروردگار را بدعت و بی دینی می دانند.[۶۷] ابنتیمیه گفته میباشد که هیچیک از صحابه، بعداز وفات فرستاده(ص) از او طلب شفاعت نکرد و هیچکدام از فقهای چهارگانه به استحباب یا این که وجوب آن فتوا نداده میباشد. ازاینرو، طلب شفاعت، عملی سوای عامل و مخالفت با متد صحابه و فقیهان میباشد.[۶۸] عبدالعزیز بن گشوده (مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی) در جواب به استفتائی گفته میباشد که شفاعت، مِلک خدا میباشد و فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعد از وفاتشان نمیتوانند دراین ملک تصرف نمایند. ازاینرو، طلب شفاعت از هر کس وفات کرده و قوی بر جاری ساختن کاری وجود ندارد، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کفر میباشد.[۶۹]
امام درست گو(ع):
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ شفاعت ما به اشخاصی که نماز را مدل بشمارند، نمی رسد.
روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۶.
سیدعلی میلانی، سخنپژوه شیعه، به روایتی از منابع اهلسنت استناد کرده و گفته میباشد که صحابه در برخی وضعیتها، از فرستاده(ص) بعد از رحلت او، طلب شفاعت میکردهاند.[۷۰] برپایه این داستان، در عصر خلافت قدمت بن خطاب، قحطی پیش آمد و بلال بن حارث، از صحابه نبی(ص)، به زیارت قبر او رفت و به وی متوسل شد که از معبود طلب باران نماید تا بهواسطه آن، امت از قحطی نجات شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یابند.[۷۱]
بهگفته جعفر سبحانی در کتاب آئین وهابیت، درخواست شفاعت از شفاعتکنندگانی که از جهان رفتهاند، از اجساد مخفی در قبور وجود ندارد؛ بلکه از ارواح منزه و زندهای میباشد که با اجساد برزخی در دنیا برزخ بهرمز میبرند و به تصریح قرآن زندهاند.[۷۲]
انکار شفاعت و جواب آن
تودهای مشروعیت شفاعت را انکار کرده و دلیلای آوردهاند که بعضی از آنها به تفصیل ذیل میباشد:
آموزه شفاعت، با اصل عدل و داد، مخالف و با دستگاه ظلم و جهل سازگار بوده و بر این شالوده، اطمینان به آن توهین به پروردگار میباشد.[۷۳] ولی به گفته آیتالله مکارم شیرازی، مجازات گنهکار عین عدل و داد میباشد و تایید شفاعت نوعی فضل و ادب و احسان می باشد، احسانی که از یک سو به خیال و خاطر قضیههای مطلوب در شخص شفاعتشونده و از سوی دیگر به خیال و خاطر آبرو و احترام و انجام با تقوا شفاعتکننده میباشد.[۷۴]
وعده شفاعت دادن به عموم، آنها را بر جاری ساختن گناه و هتک محارم الهی، جَری و بیپروا مینماید.[۷۵] گفتهاند کهاین گونه های بر آیاتی که درباره عفو وبخشش گناهان از سوی آفریدگار نازل گردیده نیز وارد میباشد، در حالی که کسی شک ندارد دراین که آیهها مغفرت، موجب بیپروایی عموم در هتک محارم الهی نمیشوند.[۷۶] همینطور آیه ها شفاعت منوط به مشیت الهی میباشد و کسی نمیتواند مطمئن باشد که شفاعت شفاعتکنندگان مشمول حالش میگردد و لذا بیپروایی در اعمال گناه تولید نمینماید؛ بلکه فقط تاثیر وعده شفاعت این میباشد که عموم را امیدوار مینماید و آنانرا از ناامیدی از بخشش الهی میرهاند.[۷۷]
شفاعت نیازمند تحول و تغییر و تحول در دانش و عزم آفریدگار میباشد؛ به این ذکر که شفاعتکننده موجب می گردد که خداوند برخلاف آنچه در اولیه عزم کرده و به آن حکم نموده، کاری ایفا دهد، ولی تغییر و تحول در دانش و عزم پروردگار، نیازمند تغییرو تحول ذات بوده و محال میباشد، براین اساس شفاعت نیز محال میباشد.[۷۸] در جواب گفتهاند که قبول شفاعت از سوی معبود به معنای تغییرو تحول در عزم وی و یا این که تحول دانش وی وجود ندارد؛ بلکه پروردگار دانش دارااست که به عنوان مثالً فلان آدم در آجل وضعیتهای مختلفی به خویش میگیرد و این دانش به تغییر تحول، به معنای تغییر و تحول در دانش وجود ندارد و لذا عزم خدا به آن موقعیتها وابستگی میگیرد، به این معنی که آن آدم در یک فرصت با اعتنا به اثاثیه و قوانینی یک وضعیت داراست و در آن درحال حاضر، پروردگار درباره وی عزم مینماید و در طول دیگری با اعتنا به اثاثیه و موقعیت دیگری، شرایط دیگری به خویش میگیرد و پروردگار نیز عزم دیگری درباره وی مینماید و این کارها نیازمند تغییرو تحول در دانش و عزم خدا وجود ندارد.[۷۹]
شفاعت به اجازه معبود میباشد
عالمان مسلمان واقعه لحاظ دارا هستند که شفاعتِ شفاعتکنندگان و همینطور تایید شفاعت برای شفاعتشوندگان، همگی به اجازه پروردگار میباشد. آن ها به آیاتی همانند آیه ۲۵۵ سوره بقره،[۵۶] آیه ۳ سوره یونس،[۵۷] آیه ۱۰۹ سوره طه،[۵۸] آیه ۲۶ سوره نجم[۵۹] که در آنها به تحقق شفاعت به اجازه پروردگار تصریح گردیده، تمسک مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کردهاند.
بعضی با استناد به آیاتی همانند آیه «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا؛[۶۰] بگو شفاعت تمامی خلقان باایمان میباشد.»[۶۱] و آیه «مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ؛ غیر از وی برای شما همراه و شفیعی وجود ندارد.»،[۶۲] شفاعت را صرفا به پروردگار تخصیص دادهاند.[۶۳] در جواب به آنها اورده شده که شفاعت برای آفریدگار میباشد؛ البته مفسران رخداد حیث دارا هستند که با اعتنا به آیه ۷۹ سوره اسراء و احادیث تحت آن،[۶۴] آفریدگار این جایگاه را که در آیه از آن با تیتر منزلت محمود خاطر گردیده، به فرستاده(ص) اعطا نموده است.[۶۵] بعضی نیز به آیاتی که در آن ها به تحقق و تایید شفاعت به اجازه آفریدگار اشاره گردیده، استناد کردهاند و گفتهاند صحت دارد که شفاعت برای پروردگار میباشد، البته خدا با اعتنا بدین آیهها، آن را به برخی از بندگان مقربش اجازه داده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد.[۶۶]
مخالفت وهابیت با طلب شفاعت از میت
ابنتیمیه و به تبعیت از او، بعضا از وهابیون، طلب شفاعت از فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفات یا این که در غیاب آنها و بهطور کلی طلب شفاعت از غیر پروردگار را بدعت و بی دینی می دانند.[۶۷] ابنتیمیه گفته میباشد که هیچیک از صحابه، بعداز وفات فرستاده(ص) از او طلب شفاعت نکرد و هیچکدام از فقهای چهارگانه به استحباب یا این که وجوب آن فتوا نداده میباشد. ازاینرو، طلب شفاعت، عملی سوای عامل و مخالفت با متد صحابه و فقیهان میباشد.[۶۸] عبدالعزیز بن گشوده (مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی) در جواب به استفتائی گفته میباشد که شفاعت، مِلک خدا میباشد و فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعد از وفاتشان نمیتوانند دراین ملک تصرف نمایند. ازاینرو، طلب شفاعت از هر کس وفات کرده و قوی بر جاری ساختن کاری وجود ندارد، رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کفر میباشد.[۶۹]
امام درست گو(ع):
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ شفاعت ما به اشخاصی که نماز را مدل بشمارند، نمی رسد.
روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۶.
سیدعلی میلانی، سخنپژوه شیعه، به روایتی از منابع اهلسنت استناد کرده و گفته میباشد که صحابه در برخی وضعیتها، از فرستاده(ص) بعد از رحلت او، طلب شفاعت میکردهاند.[۷۰] برپایه این داستان، در عصر خلافت قدمت بن خطاب، قحطی پیش آمد و بلال بن حارث، از صحابه نبی(ص)، به زیارت قبر او رفت و به وی متوسل شد که از معبود طلب باران نماید تا بهواسطه آن، امت از قحطی نجات شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد یابند.[۷۱]
بهگفته جعفر سبحانی در کتاب آئین وهابیت، درخواست شفاعت از شفاعتکنندگانی که از جهان رفتهاند، از اجساد مخفی در قبور وجود ندارد؛ بلکه از ارواح منزه و زندهای میباشد که با اجساد برزخی در دنیا برزخ بهرمز میبرند و به تصریح قرآن زندهاند.[۷۲]
انکار شفاعت و جواب آن
تودهای مشروعیت شفاعت را انکار کرده و دلیلای آوردهاند که بعضی از آنها به تفصیل ذیل میباشد:
آموزه شفاعت، با اصل عدل و داد، مخالف و با دستگاه ظلم و جهل سازگار بوده و بر این شالوده، اطمینان به آن توهین به پروردگار میباشد.[۷۳] ولی به گفته آیتالله مکارم شیرازی، مجازات گنهکار عین عدل و داد میباشد و تایید شفاعت نوعی فضل و ادب و احسان می باشد، احسانی که از یک سو به خیال و خاطر قضیههای مطلوب در شخص شفاعتشونده و از سوی دیگر به خیال و خاطر آبرو و احترام و انجام با تقوا شفاعتکننده میباشد.[۷۴]
وعده شفاعت دادن به عموم، آنها را بر جاری ساختن گناه و هتک محارم الهی، جَری و بیپروا مینماید.[۷۵] گفتهاند کهاین گونه های بر آیاتی که درباره عفو وبخشش گناهان از سوی آفریدگار نازل گردیده نیز وارد میباشد، در حالی که کسی شک ندارد دراین که آیهها مغفرت، موجب بیپروایی عموم در هتک محارم الهی نمیشوند.[۷۶] همینطور آیه ها شفاعت منوط به مشیت الهی میباشد و کسی نمیتواند مطمئن باشد که شفاعت شفاعتکنندگان مشمول حالش میگردد و لذا بیپروایی در اعمال گناه تولید نمینماید؛ بلکه فقط تاثیر وعده شفاعت این میباشد که عموم را امیدوار مینماید و آنانرا از ناامیدی از بخشش الهی میرهاند.[۷۷]
شفاعت نیازمند تحول و تغییر و تحول در دانش و عزم آفریدگار میباشد؛ به این ذکر که شفاعتکننده موجب می گردد که خداوند برخلاف آنچه در اولیه عزم کرده و به آن حکم نموده، کاری ایفا دهد، ولی تغییر و تحول در دانش و عزم پروردگار، نیازمند تغییرو تحول ذات بوده و محال میباشد، براین اساس شفاعت نیز محال میباشد.[۷۸] در جواب گفتهاند که قبول شفاعت از سوی معبود به معنای تغییرو تحول در عزم وی و یا این که تحول دانش وی وجود ندارد؛ بلکه پروردگار دانش دارااست که به عنوان مثالً فلان آدم در آجل وضعیتهای مختلفی به خویش میگیرد و این دانش به تغییر تحول، به معنای تغییر و تحول در دانش وجود ندارد و لذا عزم خدا به آن موقعیتها وابستگی میگیرد، به این معنی که آن آدم در یک فرصت با اعتنا به اثاثیه و قوانینی یک وضعیت داراست و در آن درحال حاضر، پروردگار درباره وی عزم مینماید و در طول دیگری با اعتنا به اثاثیه و موقعیت دیگری، شرایط دیگری به خویش میگیرد و پروردگار نیز عزم دیگری درباره وی مینماید و این کارها نیازمند تغییرو تحول در دانش و عزم خدا وجود ندارد.[۷۹]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی