loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 19
يکشنبه 9 دی 1403 زمان : 9:55


باعنایت به سیره وتوصیه های رسول وامامان معصوم که امورفرهنگی ، یاددادن وتربیت ، مسایل سیاسی واجرایی ، اجتماعی وحتی اقتصادی کلیه وهمه بایدبه سیرتکامل ای سازماندهی ومدیریت شوند که بشررا به مقصود آفرینش نزدیکتر سازند وزمینه ی خودشناسی ، خداشناسی ، وحرکت درمدار رضای آفریدگار را برای بشر مهیا آورند ، مدیر یک تکلیف ومسئولیت فقهی میباشد ، براساس روایاتی که از رسول نقل شد ه در شرایطی که سه نفردرجایی باهم معاش می نمایند ویاباهم برای جاری ساختن کاری مهاجرت می نمایند بایدیکی ازمیان خودرابه تیتر مسئول برگزینند.
تحقیقات آرم داده میباشد که مدیر با طرح ریزی ، پژوهش ، در دست گرفتن وسایر عمل های دیگر ، منابع متفاوت را درجهت غرض به جنبش در می‌آورد، به این رواگر مدیر منطقی ودرست ، برجهت دهی وبه کارگیری مطلوب تجهیزات ونیروها حکم کننده نباشد ، تمامی یا این که نصیب عمده ای ازمنابع هدر می رودودرواقع ، فقط با رئیس درست میباشد که ساماندهی ، هماهنگی وهمکاری ، نقش فزاینده ای به خودمی گیرید.
برخی مدیر رایک ویژگی ذاتی وعده ای آن رایک دانش ودانش نظری وبعضی آن رامهارت علمی وهنری دانسته اند وپاره ای ازافراد ، آن را نوعی فعالیت دانسته اند که جاری ساختن دادنی میباشد خیر فقطً دانستنی ، وبرخی آن را یک طریق شغل دانسته اند که ایفا دادنی میباشد خیر فقطً دانستنی ، وبرخی آن را یک طریق برای نیل به غرض میدانند ، اما به نظرمی برسد، رئیس هم علم میباشد هم مهارت وهنر ، هم دانش میباشد وهم شغل وهم شیوه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ، هم آموختنی ودانستنی میباشد هم ایفا دادنی به هرحال آنچه مسلم میباشد ، حتی در حالتی که رئیس یک غریزه ، ویژگی وتوانایی ذاتی نیز باشد می اقتدار ومی بایستی ، آن را با یادگرفتن های علمی وتمرین های علمی موردنیاز ، ارتقا بخشید.
مدیر همانند علم های دیگر ، دارنده اصول وروش هایی میباشد که آموزش وبه کاربستن آن ، مدیررا درانجام مسئولیت درست خود کمک خواهدنمود.
باعنایت به ماموریت ، هدف ها ومسئولیت های گرانقدر ، بعد ها وکارکردهای متعدد وگوناگون مسجدکه آن رابه شکل مرکزی چند‌منظوره درآورده میباشد ، مدیر مسجد کارساده وآسانی وجود ندارد ونیاز به شناخت بااصول ، مبانی نحوه وتکنیک های رئیس داراست.
بعلاوه اینک درعصرنیاز وبازگشت بشربه سوی معنویت وباتوجه به روزگار بسط وسازندگی کشورمان تحت عنوان ام القرا والگوی عالم اسلام ،باعنایت به ضرورت روزافزون شدن نقش مساجد درهدایت امت اسلامی ، می بایست کارکردهای مساجدبامدیریتی باخبر ، بصیر، شجاع ، وآشنا به ابزار وتکنیک های مدیر ، احیا گردیده وباجاذبه های معنوی وبه کارگیری روشهای علمی ، هدایتگر نسل جوان وآیندگان باشند .

تعریف و تمجید وشناخت کلمه رئیس
لغت شناسان کلمه «مدیر » راصفت فاعلی برگرفته ازمصدروبن «اداره =قوام ،نظام رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ، وتولیت ورهبری کردن» وبه معنای هر کس کاری رااداره می نماید، اداره کننده کاری یا این که موسسه ای ،گرداننده وچرخاننده دانسته اند .
دراصطلاح برای مدیر تعاریف گوناگونی ارایه شد‌ه‌است که به برخی از آن‌ها اشاره میگردد: شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
1-مدیر ، یعنی اداره کردن کارها یک سازمان
2- مدیر ،یعنی هنرانجام اموربه وسیله دیگرافراد
3- مدیر ، دانش وهنرهماهنگی کوششها ومساعی اعضای یک سازمان واستفاده ازمنابع،برای نیل به هدف ها مشخص است.
4- مدیر ،یعنی ایفا وظایف طراحی برنامه ، سازماندهی ، هماهنگی ، رابطه وهدایت.
5- مدیر ، یعنی اجرا وظایف وایفای نقش های رهبری سازمان ، منبع اطلاعاتی وعامل تصمیم آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گیری ورابط باسایرسازمان ها.
6- مدیر ، یعنی مراحل طرح ریزی ، سازماندهی ، رسیدگی وکنترل ، انگیزش ، پیوندها ، هدایت وتصمیم گیری که هماهنگی ونیل به اهداف رامیسرمی سازدومدیران برای اعمال وظایف خویش، آن رادنبال می نمایند.
7- مدیر ، مراحل کارکردن با سایرافراد وازطریق بقیه افراد واستفاده کارآمد ازمنابع محصور برای تحقق اثربخش هدف ها سازمان میباشد.
8- رئیس ، هماهنگی تمامی منابع وامکانات ازطریق فرآیندهای طراحی برنامه ، سازماندهی، هدایت وکنترل میباشد به گونه ای که هدف ها رقم خورده تحقق یابد.
9- مدیر ،فرایند اجتماعی ،طرح ریزی ، سازماندهی ، کارگزینی ،هدایت ،هماهنگی وکنترل درراستای انتخاب وفایق شدن به هدف ها سازمانی دریک دور و بر پویا میباشد.
گفتنی میباشد تمجید های بسیاردیگری نیزازمدیریت ارایه شد‌ه‌است که برای رعایت اختصار از آوردن کلیه آن ها صرف حیث میشود.
همانطورکه درتعاریف فوق مراعات فرمودید، برای یک مدیرهمواره ماموریت واهداف مشخصی مطرح میباشد که بایدبرای نیل به آنان ، نیروی انسانی ، تجهیزات وتجهیزات موجودراباحداکثر سرعت ممکن از شایسته ترین وکوتاهترین روش ، دارای انسجام ورهبری نمایدبدینسان مدیر یعنی :
«اداره نمودن یک دسته از روش طرح ریزی وسازماندهی نیروی انسانی ، تجهیزات وتجهیزات موجودبرای وصال به هدف ها معلوم»
بله تعاریف فوق برخلاف ظواهر متعدد خویش ، مدیر راسامان داده امورمربوط به نیروی کار ،امکانات ،وام ها، وبه عبارت دیگرمهندسی نیروی انسانی وتجهیزات وقراردادن هرمورد ازکارکنان درجایگاه خودوکاربردتجهیزات درجای خودبرای استحصال به هدف ها معلوم شناسانده اند.
همانطورکه می دانیدهرسازمان دارنده دونوع نیروی انسانی میباشد:
1- نیروهای ستادی یا این که نیروهای طراحی برنامه ؛
2- نیروهای صفی یا این که عامل ها اجرایی .
همینطور هرسازمان دارنده تجهیزات وتجهیزات واموال وسرمایه های مختلفی میباشد که مدیربایدباشناخت وارزیابی درست ازتوانایی های اشخاص، آن‌ها رادرپست های سازمانی متناسب ، به کارگیرد وامکانات ، امکانات وتسهیلات رامتناسب بااهداف سازمان، درمحل وجایگاه مطلوب ولازم خودقرارداده وصرف کند.
به این ترتیب ، رئیس ،نوعی دانش ، رشته ،هنروتوانایی میباشد که برا ی نیل به هدف ها سازمانی ، افرادوامکانات راباظریفت بدون نقص وباسرعت هرچه بیشتر، سازماندهی وبسیج نموده ، به کارگیرد.

رئیس اسلامی
مدیر درفرهنگ های متفاوت ،ازهدف علت ، اصول ، حالت وروش های یکسانی برخوردارنیست ،بلکه دربستر فکر وفرهنگ های متفاوت نگرش های مدیریتی ، تفاوتهای اصلی بایکدیگر پیدامیکنند.
برد انقلاب اسلامی درایران ،ایده ی «مدیر اسلامی » علاوه براستفاده ازدانش ، ابزاروتکنیک های علمی رئیس ، نکات جدیدی همانند بینایی وبینش الهی ، سلوک اخلاقی ومعنوی ، درنظرگرفتن هدف ها والای انسانی ، مدنظرقراردادن جهت گیری های کلی وشیوه های اجرایی خاصی رادربرابر مدیران قرارمیدهد تابااستفاده از آن بتوانندباقلبی سلیم ، عزمی راسخ تخصص علمی وتعهد مکتبی ، به شرف سرویس به جامعه ی اسلامی نایل گردند وبه منزلت والای رضایت وقرب حق والا دست یابند.
ایده ی رئیس اسلامی از چشمه سار زلال قرآن مهربان ، نهج البلاغه وسنت وسیره ی نبی وامام معصوم خوشه برمی گیردودر نظام ارزشی مدرسه حیات نصیب اسلام ، رویش وبالندگی مییابد.
گفتنی میباشد آیه ها قرآن ،سنت وسیره ، سرشارازمطالب فراوانی پیرامون هدف ها ، علت ،موقعیت مدیران ، اصول وشیوه های مدیر میباشد که می بایدآنها رااستخراج ،تدوین وارایه نمود.
به همین جهت افزون برتعاریف همگانی که درباره رئیس ارایه گردیده است، بعضی « مدیر اسلامی » راگونه ای خاص از مدیر دانسته ، ومدیریت اسلامی رابه صورت های زیرتعریف کرده اند:
1-مدیر هنر وعلم استفاده درست افرادوامکانات درجهت وصول به هدف ها سازمانی میباشد به گونه ای که باموازین شرع مغایریت نداشته باشد.
2- فعالیتی که قضیه ی رویش بشر به سوی الله رافراهم کند ومطابق کتاب وسنت وسیره وروش نبی وامامان معصوم وعلوم وفنون وتجارب بشری جهت وصال به هدف ها یک نظام یا این که سازمان درابعادمختلف ، همچون یک پایه ومدار وقطب فعالیت نماید، مدیر اسلامی میباشد.
دراین تعریف‌و‌تمجید که هدف ها الهی ، سیاست کاربرد نیروی انسانی ، همینطور جهت گیری شغل های سازمانی ونقش رئیس درنیل به هدف ها باتوجه به مبانی اسلامی معلوم شد‌ه‌است بزرگترین جهت گیری کلی رئیس ، سعی وحرکت براساس مقصود خلقت وعلت آفرینش عالم وانسان یعنی مورد سازی برای جنبش به سوی الله معرفی گردیده‌است وبرانطباق طرق مدیریتی با آموزه های قرآن مهربان وسیره وسنت معصومین وتجارب علمی وتکنیک های فنی بشری تحت عنوان یک لزوم رهگشا تاکیدشده میباشد ومدیر تحت عنوان مدار ومحور هرحرکت درست ، منظم وسازمان یافته شناخته شد‌ه‌است .
به همین جهت دنیا هستی وبه ویژه کره ی زمین تحت عنوان مقام رابطه وانس آدم با خدا ، ارزشی بلندمرتبه یافته میباشد ومی بایست با مدیریتی سزاوار ، تمامی بعد ها گوناگون معاش شخصی واجتماعی بشر از رابطه وپیوند عمیق با حضرت حق منتفع گرددوامور به نحوی سازمان یابدکه آدم بتواند به سیر الی الله بپردازد وبه رسیدن حق ومقام قرب نایل گرددبراین مبنا رئیس اسلامی دارنده اصول ومبانی خاصی به گستردن زیر میباشد:
اصل خدامحوری ، اصل قیمت مداری ، اصل تکیه بر خداوند، اصل خودسازی ، اصل استحصال ورضایت خدا، اصل ادای تکلیف ، اصل آخرت گرایی ، اصل ولایت مداری ، اصل عدل و داد ورزی ، اصل خیرخواهی ، اصل مراقبت حرمت وکرامت انسانی ، اصل مراقبت واستفاده صحیح از مال عموم ، اصل رعایت دستمزد دیگرافراد ، اصل اعتنا به محرومین ، اصل خحفظ عزت نفس ، اصل اعتمادبه نفس ، اصل تواضع وفروتنی ، اصل صداقت وراستی ، اصل تطابق گفتار وعمل اصل بی آلایش زیستی ، اصل وفاداری ، اصل سپرده داری ، اصل رازداری ،

مسجدازدیدگاه قرآن واحادیث اهل البیت
1-عنایت وفضیلت مسجداز نگرش قرآن سنت وسیره ی ائمه معصومین (ع)
1- مساجد ، منزل های خدادر روی زمین:
ان فی التوراه مکتوبا : ان بیوتی فی الارض المساجد ،فطوبی لمن تطهرفی بیته ثم زاربی فی بیتی وحق علی المزور ان یکرم الزائر
«خداوندمتعال میفرماید: درتورات مندرج میباشد که : مسجدها منزل های اینجانب درزمینند، خوشابرای هر کس خودرا در منزل اش منزه وتمییزکند وسپس درخانه ی اینجانب به زیارتم بیایدوحق زائر این میباشد که صاحب خانه او‌را متشخص شمارد»
امام درستگو (ع) دربیان فلسفه تعظیم مساجدمی فرماید:
«انما فرمان بتعظیم المساجد لانها بیوت الله فی الارض»
همانا به تعظیم وبزرگداشت مساجد امرشده میباشد، چون مساجد منزل های خدادرروی زمین می‌باشند»

بازدید : 19
شنبه 8 دی 1403 زمان : 9:58


آیا ورود به مسجد با این فعلا قطعا باید برای ضرورت باشد، یا اینکه قادر است برای دادن چیزی به دیگری به داخل برود و برگردد؟

جواز عبور جنب از مسحد مختص به درحال حاضر لزوم نمى باشد بلکه قادر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد است با اختیار نیز عبور کند.رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

سوال: بانوانی که عذروبهانه دینی دارند، آیا میتوانند کفش خود را در جای که جزو مسجد می‌باشد بیرون آوردند؟ آیا در آوردن کفش در مسجد بدون این که کفش را با دست جا به جا کنند، مصداق گذاشتن چیزی در مسجد هست؟

جواب: در فرض سؤال، مصداق گذاشتن چیزی در مسجد می‌باشد و جایز نیست.

سوال: من یک روز مانده به‌این که از حیض منزه بشوم از صبح تا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهدعصر لکه‌ای ندیدم و چون در مراسمی در مسجد باید شرکت میکردم، به قصد این که منزه شده ام، غسل حیض اعمال دادم، البته یکسری ساعت پس از اتمام مراسم، متوجه لکه‌های قهوه‌ای بزرگتر از یک سکه شدم؟ آیا من به خیال و خاطر رفتن به مسجد مرتکب گناه شده ام؟ اصلاً از کجا متوجه و مطمئن بشوم که از حیض منزه شده ام؟

جواب: در فرض نام برده مرتکب گناه نشده‌اید. جمعاًَ هر گاه بدانید در باطن (داخل واژن) خون نیست و منزه می باشد ــ در‌صورتی‌که چه گمان داشته باشید پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون خواهید روءیت کرد ــ می بایست غسل نمایید و عبادات را اجرا دهید، البته اگر درون واژن آلوده باشد یا اعتقاد داشته باشید پیش از مجموع شدن ده روز دوباره خون میبینید، نباید غسل نمائید و نمی‌توانید نماز بخوانید یا در مسجد توقف نمائید، بلکه باید به احکام حیض فعالیت نمائید. مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

رفتن به مسجد در پریودی نوری همدانی
از لحاظ آیت الله نوری همدانی کارهایی که در وقت حیض بر زن حرام بوده مانند توقف در مسجد و مس خط قرآن هست که تا غسل نکند بر او حلال نمی‌شود.

رفتن به مسجد در پریودی سیستانی
درین مجال رفتن به مسجد حرام است. نشستن در صحن‌ها و رواق‌های حرم امامان معصوم که مسجد نباشد انواع ندارد، البته در رواقی که ضریح در آن جای‌دارد به احتیاط واجب نمی تواند در آنجا بنشیند و می‌تواند از یک درب داخل گردد و از درب دیگری خارج شود.

رفتن به مسجد در پریودی مکارم شیرازی
ورود زنان حائض به مسجد جایز نیست. زنان در اکنون عادت زنانه حرام می باشد که در مسجد توقّف کنند و چنانچه فرش مسجد آلوده و کثیف گردد می بایست پاک سازی کرد و افراد ناآگاه را باید به‌این مسائل آشنا کرد.

ورود زنان حائض به زیرزمین مسجد
سوال: مسجدی در محل ما جای‌دارد که فعلا در تحت زمین آن به مدت۱۳ سال است نماز جماعت برگزار می شود و در بعدی که مسجد ساخته شد تحت زمین آن به عنوان سرویس بهداشتی مسجد استفاده خواهد شد، یکی‌از روحانیون گفته که چون قرار هست در آینده این محل سرویس بهداشتی گردد موقتا حکم نماز خانه را دارااست و ورود زنانی که بعد از ظهر عادت ماهانه را دارند گونه های ندارد. می خواستیم ببینیم نظر حضرت بهتر دراین مورد چیست؟ با تمرکز به اینکه از این مکان به نام مسجد حضرت سجاد(ع) مذکور میشود و تابلوی مسجد نیز داراست.

جواب:در صورتیکه به هنگام وقف تنها طبقه همکف وقف مسجد شده باشد زیرزمین و طبقات دیگر حکم مسجد ندارد البته در صورتی مقید به طبقه همکف نبوده همگی طبقات حکم مسجد دارد.

رفتن به مسجد در پریودی آیت الله العظمی صانعی
سوال:گاهى در مسجدى يك قسمت از آن به عنوان تكيه يا حسينيّه ساخته شده و زنان تصوّر مى كنند در ايّام حيض مى توانند در آن بخش باطن بشوند، آيا چنين چيزى امكان دارااست؟
جواب ـ ورود و توقّف زن حائض، در مسجد حرام است نه در غير آن، مانند حسينيّه و غيره. بنابراين، مجوز و عدم مجوز، تابع اطمينان به مسجد بودن و عدم اطمينان به آن می‌باشد و محض گفتن افراد، نمى تواند باعث تایید صلاحیت ورود زن حائض شود، با فرض اين كه زن، آن جا را مسجد مى داند و اطمينان به مسجد بودن آن دارد.

سوال: در شرایطی که فرضاً براى بقاع ائمه(عليهم السلام) طبقات بالا و پايينى ساخته گردد؛ آيا حكم حرمت توقف اشخاص جنب و حائض و نفساء در طبقات بالا و پايين مانند مساجد جارى است؟

جواب ـ آرى جارى است، چون مقبره ائمه معصومين(عليهم السلام) حكم مسجدرا دارد؛ همان گونه كه مسجد عمق وارتفاع آن كلاً مسجد هست نه فقط سطح ظاهرى آن، حرم ائمه(عليهم السلام)هم طبقاتى كه روى آنان ساخته گردد يا زير آن ها؛ حكم حرم را داراست.


لکه بینی و رفتن به مسجد

دیده شدن گونه های خون و لکه بینی جزء جدایی ناپذیر از زندگی زنان محسوب میشود و هر زنی تجربه دیدن یک یا چند نوع از آن‌ها‌را دارد. پس پی بردن احکام فقهی در چنین شرایطی امری لازم و ضروری است. زنان و دختران در این روزها بسته به حالت، بایستی از انجام برخی احکام شرعی که حرام محسوب میشود، اجتناب نمایند. به غیر از نماز و روزه و قرائت قرآن، برخی دیگر از اعمال دینی مانند رفتن به مسجد الاحرام یا مسجد فرستاده حرام، طواف و … نیز مشتمل بر احکام فقهی در این روزها می‌باشند.
حکم ورود زن مستحاضه به مسجد
کارهایی که بر حائض حرام میباشد برای مُستحاضه گونه های ندارد؛ مانند ورود به مسجد الحرام و مسجد النبی، توقف در مساجد، تلاوت سوره‌های سجده‌دار و آمیزش با همسر. برخی مراجع تاسی تایید صلاحیت این کارها را منوط به ایفا غسل‌های واجب استحاضه یا این که تمامی شغل های مورد نیاز برای نماز می دانند.
خانمی که استحاضه ( کثیره یا این که دبیرستان )‌میباشد، میتواند سوای غسل برای ختم، وارد مسجد خواهد شد؟
-آیه‌ها عظام خامنه ای و سیستانی: گونه های ندارد.

-آیت الله مکارم: رفتن به مسجد و توقف در آن، براي زن مستحاضه قليله حرام نيست و زن مستحاضه کثيره در صورتي مجاز به اين شغل میباشد که غسل هاي روزمره را جاری ساختن داده باشد.

– آیت الله شبیری: توقف در مساجد برای مستحاضه قلیله و دبیرستان گونه های ندارد و برای کثیره نیز در‌حالتی که که غسلهای واجب خویش را جاری ساختن دهد مانعی ندارد

و در صورتی‌که هنوز وقت نماز نرسیده میباشد بنابر احتیاط می بایست غسل نماید.

– آیت الله فاضل: زن مستحاضه درحال استحاضه کثیره یا این که دبیرستان می‌تواند سوای غسل، به مسجد برود و برای ختم در مسجد توقف نماید البته احتیاط مستحب میباشد که در درحال حاضر تفویض فارغ از غسل به مسجد توقف نکند.

ضمن این برای ورود زنان به مقبره امامان در طی پریودی و قرآن تلاوت در طی پریود احکامی وجود دارااست.

بازدید : 135
پنجشنبه 6 دی 1403 زمان : 9:56


مرور آیه‌ها قرآن کریم و مهربان علامت میدهد که تربیت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شرعی در همة بعدها آن همواره موردتوجه آئین مبین اسلام بوده میباشد. این برهان علت‌ای شد تا مطالعه حاضر به رسیدگی آیه‌ها قرآن مهربان در موضوع تربیت فقاهتی با محوریت دو سورة لقمان و یوسف بپردازد. نحوه اجرا تحقیق حاضر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کتابخانه "ای میباشد و با استناد ید منابع معتثبر علمی و پژوهشی اجرا گرفته میباشد. بعد از رسیدگی مطالعات اعمال گرفته در‌این زمینهء یافته‌ها را در چهار تیم هدایت اعتقادی» عبادیء اخلاقی و سیاسی_اجتماعی تقسیم‌بندی کردیم. حاصل مطالعات نماد می دهند خدا در قرآن کریم و مهربان به‌ویژه در دو سورة لقمان و یوسف بر مواقعی همانند آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد توحید و دوری از کفر» خیر به والدین دقت به معاد در مسئله هدایت اعتقادی و پیشنهاد به نماز و امربه‌پر اسم و رسم و نهی‌ازمنکر در قضیه هدایت عبادی» محبت و نازونوازش؛ اخلاص» تواضع و خضوع و خشوع» غربت از تکبر و فخرفروشیء صبرء جوانمردی, سپری شد. رازداری در قضیه هدایت اعتقادی و همینطور رئیس صحیحء خیرخواهی و حل ایرادات جامعه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در مسئله هدایت سیاسی_اجتماعی تاکید نموده است.

بازدید : 19
سه شنبه 4 دی 1403 زمان : 9:34


اداره‌تمام تبلیغات اسلامی استان طهران طرح اتفاق افتاد ملی "طواف" را با زمینه شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ارائه طرح‌های پیشنهادی و اقدامات فرهنگی بلندتر با شیوه جراحت‌های اجتماعی برگزار می‌نماید.
به نقل از خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سازمان تبلیغات اسلامی استان طهران طرح روی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داد ملی "طواف" را با مورد ارائه طرح‌های پیشنهادی و اقدامات فرهنگی شرعی رفیعتر با غرض پایش، رصد، آنالیز تخصصی، امان و هدایت طرح‌های پیشنهادی و مبادرت‌های کیفی فرهنگی در موضوعات دارنده آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد حق تقدم عرصه فرهنگ وتمدن با روش جراحت‌های اجتماعی و همینطور ارتقای انگیزشی، فکری و مهارتی فعالان بلندتر فرهنگی و امان دنیوی و معنوی با چهار شالوده محتوایی مشمول خانواده، مفاسد اخلاقی و اجتماعی، اعتیاد، بیکاری و کناره‌نشینی در بخشها محروم برگزار می‌نماید.عشق‌مندان میتوانند طرح‌های خویش را تا شنبه 18 بهمن‌ماه این سال مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به دبیرخانه روی داد در کانال‌های اجتماعی ایتا و آری به شماره ارسال نمایند و برای دریافت اطلاعات بیشتر و همینطور پاسخگویی به سؤالات در زمینه‌ی این طرح با شماره تلفن در ساعتها اداری تماس نتایج نمایند. طرح‌های برگزیده رفیعتر و مستعد حفاظت در سطح استان و کشوری درین اتفاق افتاد از جوایز نقدی منفعت‌مند خواهند شد.

بازدید : 22
پنجشنبه 29 آذر 1403 زمان : 9:06


ولایت علی(ع) به عبارتی آئین حنیف میباشد که فرمود:

«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها». مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد

پس ای رسول (یار با پیروانت) به سوی دین تمیز اسلام روی آور که فطرت الهی میباشد و عموم بر آن مفطور گردیده اند.

و ولایت علی به عبارتی بینش و طریق درست معاش میباشد که در‌صورتی‌که عموم آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن نحوه را برگزینند،خدا در روز رستاخیز، از آب گوارای آبگینه کوثر به دست علی علیه السلام سیرابشان می گرداند. «و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا».

و ولایت به عبارتی نعمتی میباشد که قطعا از آن سؤال میشود که با آن به چه شکل خلق و رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خوی کردید«ثم لتساءلن یومئذ عن النعیم ».

آلوسی، مفسر بلندمرتبه اهل سنت در تعبیر کلان روح المعانی بعداز بیان آیه شریفه «وقفوهم انهم مسئولون » و آن ها را متوقف فرمائید و ایست بدهید که مسئولیت دارا هستند وباید پاسخگو باشند، در پایین تعبیروتفسیر این آیه، اقوال گوناگونی را نقل می نماید و آنگاه سود میگیرد و می‌گوید:

«سزاوارترین و درست ترین صحبت این میباشد که در آن روز از عقاید و انجام بشر سؤال میشود و از کلیه اساسی خیس و کبیر خیس، به طبع ولایت علی کرم الله وجهه میباشد ».

و در‌این روز تبارک که یادآور نصب و انتخاب امیرالمؤمنین به شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دست خوش‌یمن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و به فرمان پروردگارش میباشد، بایستی این فطرت الهی را در دل ها زنده کرد و پرده های ظلمات و جهالت و تارهای جاهلیت و غفلت را ازدیدگان غافلان برداشت تا بر بینش حق استوار گردند و به صراط بدون واسطه الهی روی آورند و دینشان بی نقص گردد.

مفضل از امام راست گو علیه السلام میپرسد: مولای اینجانب! آیا به اینجانب فرمان میدهی که‌این روز را روزه بداریم؟

حضرت جواب می‌دهد: «ای و الله ای و الله انه الیوم الذی نجی فیه ابراهیم اینجانب النار فصام لله شکرا لله عزوجل ذلک الیوم، و انه الیوم الذی اقام فرستاده الله اءمیرالمؤمنین علما و ابان فضله و وصیته، فصام ذلک الیوم، و ذلک یوم صیام وقیام و اطعام الطعام و صله الاخوان و فیه مرضاه الرحمن و مرغمه الشیطان ».

بله، به خداوند عهد بله، به معبود پیمان! این به عبارتی روزی میباشد که خدا، حضرت ابراهیم را از حریق رها تشکیل داد، پس وی به شکرانه این لطف الهی، این روز را روزه گرفت. و همانا این روز، روزی میباشد که نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را بر عموم نصب کرد و بزرگواری و فضلش رانمایان تشکیل داد و او‌را وصی و جانشین خویش قرار اعطا کرد، پس وی هم در‌این روز، روزه گرفت و این روز، روز روزه دریافت کردن و دعا کردن و مسلمانها را اطعام نمودن و به دیدار برادران شرعی رفتن میباشد و در‌این روز، رضایت خدای رحمان به دست میاید وبینی شیطان به خاک مالیده میشود (مایوس میشود).

امام راست گو علیه السلام ایفا این روز اصلی را در چهار چیز خلاصه می نماید:

1- صیام: در بعضا احادیث وارداتی که روزه این روز موازی میباشد با صد توشه حج و صد توشه عمره. و در داستان دیگری، کفاره شصت سال گناه میباشد. پس قطعا برادران وخواهران بدین فضیلت بسیار اساسی اعتنا نمایند و قطعا آن را روزه بدارند.

2- قیام: اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات ودعا و استغفار، اطلاق می‌شود البته ممکن میباشد قیام کنایه از استقامت و پایداری درراه حق و قیام در قبال معاندان اسلام و مسلمین و جنگ با طاغوت ها و ستم پیشگان باشد.

بهر حالا خویش قیام علیه فسخ و جهاد در منش معبود، نیز یک عبادت والا میباشد بلکه از اهم فرائض و واجبات میباشد.

3- اطعام الطعام: ضیافت کردن و اطعام نمودن برادران با خدا از خصوصیت های مجموع اعیاد به ویژه این عید والا میباشد که بر آن تاکید شد‌ه‌است. و مطلقا خرسندنمودن مؤمنین، از برگزیدگان عباداتی میباشد که رضایت آفریدگار را در ادامه دارااست.

4- صله الاخوان: احسان و خیر و خوبی به برادران مؤمن و مشاهده کرد و بازدید و زیارت آن‌ها پیوسته از جاری ساختن بسیار نیکو و پسندیده میباشد اما درین روز، تاکید بر آن گردیده‌است. در قصه داراست که هر وقت با اخوی مومنی دیدار کردید، برای تبریک به اوبگویید: «اءلحمد لله الذی جعلنا اینجانب المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه علیهم السلام » قدردانی و ثنا خدای را که مارا جزء تمسک جویان به ولایت امیرمومنان ودیگر امامان سلام خدای رحمان بر آنها قرار اعطا کرد.

فرا وصال این اعیاد گران قدر اسلامی را به جایگاه شامخ البته الله الاعظم ارواحنالتراب پیشگفتار الفداء، علمای اعلام، رده معظم رهبری، ملت ایران بزرگ و مردم مسلمان‌ها و شیعه‌ها و رهروان امامان، تهنیت و تبریک پهنا نموده، از خدای والا خواهانیم مارا جزء شیعه ها و ولایت پذیران حقیقی وواقعی قرار دهد.

بازدید : 24
چهارشنبه 28 آذر 1403 زمان : 9:53


اما وقت ازروی اراده نماز عصرتا زمانی است که سایه شی ها دو برابر اندازه خود به علاوه سایه زوال شود و دراین مورد می توان به این حدیث برهان کرد.

حدیث: (( وَوَقْتُ الْعَصْرِ مَا لَمْ تَصْفَرَّ الشَّمْسُ))

ترجمه: (( پایان وقت نماز عصر تا زمانی می‌باشد که رنگ خورشید به زردی نگراییده می باشد.))ماجرا مسلم

توضیح وقت تفویض و بایستگی:

وقت اختيار يعني شخص اجازه این را دارااست تا نقطه پایان هنگامی که به عنوان مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد وقت تفویض معین شده است نماز خود را به تاخیر بیندازد و درصورتی که شخص نماز خود را به تانی بیندازد تا اینکه وقت اختیار تمام شود، وارد وقت بایستگی می‌گردد. وقت ضرورت برای اشخاصی هست که عذروبهانه ویژه ای داشته اند و نتوانسته اند در وقت سپردن نماز فرض خود را بجا بیاورند، هر که در وقت لزوم نماز خود را بجا بیاورد، نمازش اداء آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بحساب می آید اما برای اشخاصی که عذری خاصی نداشته اند این فعالیت لایق نمی باشد و حتی بعضا از علماء می گویند شخص با اعمال دادن این شغل فاسق هم میشود چون نمازش در آستانه فوت شدن قرار می گیرد و شاید شامل عده ای شود آفریدگار درباره آنها در آیه چهار و پنج سوره ماعون می فرماید: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ *الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ…: وای بر نماز گزاران* اشخاصی که نسبت به نماز خود اهمال می کنند…) و در مقابل برخی از علماء می‌گویند: رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مبحث وقت از روی میل و وقت لزوم هیچ اصل فقاهتی ندارد و فقط موردنیاز است مبنی بر اوقاتی که در نصوص فقهی نقل شده می باشد نماز خواند شود.

نماز مغرب:

شروع وقت نماز مغرب زمانی است که خورشید غروب می کند.

نقطه نهایی وقت نماز مغرب طبق رای جمهور فقهاء تا قبل از ناپدید شدن شفق قرمز‌رنگ می باشد. شفق قرمز عبارت است از بقایای پرتوهای خورشید که به رنگ قرمز رنگ در افق نمایان می گردد و هر چه بیش تر به سمت شب پیش می‌رویم، شفق کم رنگ تر شده تا اینکه به صورت کلی از دربین می رود.

عهدوپیمان مشهوری از صاحب و نیز قولی از شافعی وجود دارد که مجال قرائت نماز شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مغرب را اینگونه توضیح می دهد: برای نماز مغرب یک وقت مشخص وجود دارد و آن هم به اندازه ای است که شخص عصمت کرده و عورتش را بپوشاند و اذان گفته گردد و نماز مغرب خود را بپا داراست.

حدیث: (( وَوَقْتُ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ مَا لَمْ يَغِبِ الشَّفَقُ))

ترجمه: ((وقت نماز مغرب تا زمانی است که شفق (احمر) ناپدید نشده می‌باشد.))ماجرا مسلم

نماز عشاء:

اختلافی در این نیست که استارت وقت نماز عشاء بعداز مخفی شدن شفق میباشد ولی در اینکه رنگ شفق قرمز هست یا سفید اختلاف حیث وجود دارااست هر گاه شفقی که بعد از غروب نتیجه ها می شود به کلی ناپدید گشت می قدرت نماز عشاء را بجا آورد.

اختلاف لحاظ در ارتباط رنگ شفق:

بعضا از علماء همچون امام ابو حنیفه، مُزَنِی، مُبَرِّد و بعضی از اصحاب همچون ابوبکر صدیق، عایشه، ابوهریره، و… میگویند منظور شفق سفید می باشد و در مقابل امام شافعی، امام صاحب و مالک، ابویوسف، ثوری و از اصحاب ابن عمر، ابن عباس، عباده بن صامت و … میگویند منظور شفق قرمز‌رنگ هست و قولی از امام احمد وجود دارد که می گوید این شفق از پشت ساختمان ها به صورت سفید و در صحرا به صورت قرمز رنگ نمایان می شود.

در مذهب احناف و شوافع پایان وقت نماز عشاء هنگامی می باشد که فجر درستگو ظاهر میگردد، فجر درست گو زمانی شکل میدهد که تاریکی شب با سفیدی صبح در هم ادغام خواهد شد و این سفیدی در عرش منتشر گردد. وقول مشهوری در مذهب مالکی ها وجود داراست که پایان وقت نماز عشاء را زمانی می‌دانند که یک سوم اولیه شب به نقطه پايان می‌رسد.(شب در شرع از غروب آفتاب شروع شده و تا فجر درست گو ادامه دارااست) و رای حنابله هم بر این می باشد که وقت از روی اختیار نماز عشاء تا نقطه پايان یک سوم اول شب می‌باشد. و این یعنی تا جایی که ممکن می باشد نباید نماز عشاء را بیش یک سوم ابتدایی شب به تعقل انداخت به جز کسانی که عذر ویژه دارند. به عنوان مثال زنی که در عادت ماهیانه بوده و عادتش بعد از یک سوم اولیه شب به نقطه پایان می رسد تا طلوع فجر راستگو وقت دارااست که نماز عشاء خود را بخواند و تاجایی که میتواند ما یحتاج هست در اولین وقت ممکن بخواند.

حدیث: ((وَصَلَّى بِيَ الْعِشَاءَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ))

ترجمه: در حدیثی که جبرئیل علیه السلام تایم ها نماز های پنج گانه را برای نبی الله صلی الله علیه وسلم به صورت عملی آرم می‌دهند، او میفرمایند: ((و (جبرئیل) نماز عشاء را (تا انتهای) یک سوم اولیه شب با من خواندند))

توصیه:

سزاوار نیست که بشر مسلمان به علت وسعت اوقات نماز های فرض پنج گانه آنان را به تانی بیندازد، زیرا در اکثری از اوقات همین مکث های بی آیتم سبب فوت وقت مهم نماز می گردد و در صورتیکه این عمل تکرار شود به عادت تبدیل شده و اهمال و رخنه‌ نماز برای خداپرست بی آلایش و ریلکس جلوه می کند و این زنگ خطری هست برای عده ای که ایمانشان برایشان اساسی هست و نمی خواهند لکه تیره ای بر ورقه ی سفید ایمانشان قرار گیرد. در روایتی از امام بخاری و امام مسلم آمده می باشد که درباره بهترین اجرا از فرستاده الله صلی الله علیه وسلم سوال شد، او در پاسخ فرمودند: ((الصَّلَاةُ عَلَى وَقْتِهَا)): ((تلاوت هر نمازی سر وقت خودش))
حدیث اصلی و مربوط:

حدیث: عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَمَّنِي جِبْرِيلُ عَلَيْهِ السَّلَام عِنْدَ الْبَيْتِ مَرَّتَيْنِ، فَصَلَّى بِيَ الظُّهْرَ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ وَكَانَتْ قَدْرَ الشِّرَاكِ، وَصَلَّى بِيَ الْعَصْرَ حِينَ كَانَ ظِلُّهُ مِثْلَهُ، وَصَلَّى بِيَ يَعْنِي الْمَغْرِبَ حِينَ أَفْطَرَ الصَّائِمُ، وَصَلَّى بِيَ الْعِشَاءَ حِينَ غَابَ الشَّفَقُ، وَصَلَّى بِيَ الْفَجْرَ حِينَ حَرُمَ الطَّعَامُ وَالشَّرَابُ عَلَى الصَّائِمِ، فَلَمَّا كَانَ الْغَدُ صَلَّى بِيَ الظُّهْرَ حِينَ كَانَ ظِلُّهُ مِثْلَهُ، وَصَلَّى بِي الْعَصْرَ حِينَ كَانَ ظِلُّهُ مِثْلَيْهِ، وَصَلَّى بِيَ الْمَغْرِبَ حِينَ أَفْطَرَ الصَّائِمُ، وَصَلَّى بِيَ الْعِشَاءَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ، وَصَلَّى بِيَ الْفَجْرَ فَأَسْفَرَ» ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ: «يَا مُحَمَّدُ، هَذَا وَقْتُ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ قَبْلِكَ، وَالْوَقْتُ مَا بَيْنَ هَذَيْنِ الْوَقْتَيْنِ»

حدیث: از ابن عباس ماجرا میباشد که نبی الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «جبرئل دوبار در کنار کعبه امام اینجانب شد، نماز ظهر را هنگام زوال با اینجانب خواند و سایه زوال به اندازه حایل کفشی بود، ( سایه زوال در جای و مجال های مختلف با هم فرق می نماید و چنان که در حدیث مشخصا اورده شده در آن هنگام در مکه به‌این اندازه بوده میباشد.) و نماز بعدازظهر را با اینجانب خواند در حالی که سایه هر چیزی به اندازه خودش بود، ( ولی با به حساب آوردن سایه زوال یعنی سایه هر چیزی به اندازه خودش به علاوه سایه زوال که به اندازه سد کفشی بوده میباشد). و نماز مغرب را در زمانی که روزه دار افطار می نماید( یعنی وقت غروب)با اینجانب خواند، و نماز عشاء راهنگامی که شفق ناپدید میشود با اینجانب خواند، نماز صبح را وقتی با اینجانب خواندکه تناول کردن و نوشید ن برای روزه دار حرام میشود،(یعنی فرصت نمایان شدن فجر درستگو). و فردای آن روز هنگامی نماز ظهر را با اینجانب خواند که سایه هر چیزی به اندازه خویش آن بود، و نماز بعدازظهر را وقتی با اینجانب خواند که سایه هر چیزی دو موازی آن بود، (خواسته فرصت تفویض وقت بعد از ظهر میباشد). و نماز مغرب را زمانی که روزه دار افطار می نماید با اینجانب خواند، و نماز عشاء را (تا انتهای) یک سوم اول شب با اینجانب خواند، و نماز صبح را با اینجانب خواند (تا انگاه که هوا) پر‌نور شد.» بعد جبرئیل رو به اینجانب کرد و فرمود: «ای محمد، این وقت برای پیامبران پیش از تو هم بوده میباشد، (می قدرت اعلام‌کرد مراد این میباشد که‌این وقت ها برای پیامبران دیگر نیز جهت نماز یا این که عبادت قرار داده گردیده است، اما برای اینکه کلیه پیامبران در همگی تایم ها مطرح گردیده نماز خوانده اند، برهان مشخصی ذکر نشده میباشد) و وقت دربین این دو وقت میباشد. ( می قدرت اعلام کرد مراد از دو وقت، مجال استارت و فرصت نقطه پایان نماز هاست ).» قصه ابو داود ابن خزیمه و احمدو

بازدید : 23
دوشنبه 26 آذر 1403 زمان : 10:43


براین اساس، برای فرار و گریز از گیرودار تفاوت پندارها و دور از هرگونه تخصص‌گرایی در تعریف‌و‌تمجید فرهنگ وتمدن، با مطالعاتی که در اکثر تعاریف اعمال گشته، کارایی شد‌ه‌است تعریفی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از تمدن ارائه گردد که تا سرحد قابلیت ذکر کاملی از معنا حقیقی و واقعی فرهنگ وتمدن باشد. با این قصد و نیت تمدن عبارت میباشد از: دسته عقاید، سنت‌ها، آداب و رسوم و بها‌ها که دارنده مختصات و ویژگی ها تحت باشد: 1ــ طلبه و گزینه تایید عموم مردم باشد؛ 2ــ برای تایید و قبول آن به عامل و مجادلة علمی و زیرا و چرا نیازی نباشد؛ 3ــ محو و ساخت‌و‌ساز آن مستلزم گذر فرصت باشد؛ 4ــ در یک فرصت و جای و حالت خاص ساخت‌و‌ساز و حادث نشده باشد؛ 5ــ در بستر زایش و ساخت‌و‌ساز، دارنده علل و عامل ها گوناگون، گاهی ضد و نقیض باشد؛ 6ــ در میان دارندگان و قائلان به آن نوعی همدلی، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد همرنگی و الفت ساخت و ساز نماید (نام‌و‌نشان غیروابسته فرهنگی).[19]

تفاوت تمدن

با دقت به اینکه معنی تمدن همواره با مضمون‌ فرهنگ وتمدن یاور میباشد، بدین ترتیب جای‌جای که بحثی از تمدن یا این که فرهنگ پیش میاید، ناگزیر در کنار یک کدام از بایستی به دیگری هم اشاره‌ای رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردد. با اعتنا به تعاریف متفاوت فرهنگ وتمدن، شاید از مقایسة آن با فرهنگ وتمدن بتوان معنی آن را پر‌نور‌خیس اعلام‌کرد.

آنچه در نگاه ابتدا به حیث می آید، فقدان تمایز در بین فرهنگ میباشد و معمولاً در عبارت‌ها هم این دو به طور مترادف و هم معنی به عمل می روند؛ به ویژه در تاریخ فرهنگ جای‌جای حرف از فرهنگ میباشد منظور از آن تمدن می باشد و در محاورات سیاسی و اجتماعی نیز این دو واژه به مکان یکدیگر می‌نشینند. لکن بعد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد از دقت نظر در مییابیم که‌این دو کلمه و واژه دارنده حوزة معنارسانی مستقلی می باشند؛ اگرچه به طور وام‌گیری به مکان یکدیگر بنشینند. حتی‌در عرف نیز در تمامی جا این دو واژه به مکان یکدیگر به عمل نمی‌رود. برای مثالً در صورتی قومی از واحد سنجش نسبتاً بالایی از پرورش تولیدها صنعتی و مظاهر شهری منفعت‌مند باشد، اما از نگاه اخلاق و رفتار اجتماعی و شخصی و مناسبات انسانی فیمابین، درتوان ابتدایی قرار داشته باشد، به آن خاندان نسبتِ «با فرهنگ» داده نمی شود، در حالی که کلمة «بافرهنگ» در اینجا درست گو میباشد.[20]

با کلیه پیوستگی فرهنگ، دو تفاوت در بین آنان وجود دارااست: ابتدا آنکه فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة عملی و عینی دارااست، و فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة فرضی و معنوی؛ به سیرتکامل‌ای که هنر، فلسفه، حکمت، ادبیات و اعتقادات در قلمرو فرهنگ و تمدن میباشند، در حالی که فرهنگ بیشتر ناظر به رفع حوایج دنیوی بشر در اجتماع میباشد. می‌قدرت از جمله مجسم کرد که بشر از چوب کشتی می‌سازد یا این که از معدن فلز استحصال می‌نماید و آن را برای ساختن ابزار به عمل میبرد؛ این فرهنگ میباشد. ولی در عین درحال حاضر قدمی از این بالاتر می‌نهد؛ یعنی می کوشد تا این کشتی را به سبکی خاص و طرزی خوشگل بسازد. یا این که چیزی که از این فلز پدید میاورد، صورت هنری داشته باشد؛ این تمدن میباشد. معماری، از نگاه آنکه زیبایی و نازکی تخیلی دارااست، جزء فرهنگ وتمدن به شمار می‌رود، البته ازآنجاکه اعتقاد‌قسمت و سفت‌کنندة سرپناه می‌گردد و به آسایش معاش امداد می‌نماید، در قلمرو فرهنگ وتمدن میباشد. ضابطه، فرهنگ وتمدن میباشد در آنجا که نظم اجتماعی را موجب خواهد شد و فرهنگ وتمدن میباشد در آنجا که واجد باریک‌بینی هنری و آموخته‌های انسانی میباشد. دوم آنکه فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة اجتماعی دارااست و فرهنگ وتمدن بیشتر جنبة شخصی. فرهنگ تأمین‌کننده توسعه و گسترش بشر در هیأت اجتماع میباشد؛ فرهنگ وتمدن قبلی از این جنبه می تواند ناظر به تکامل شخصی بشر باشد.[21]

فرهنگ و تمدن به درک کردن، دریافتن، اندیشیدن، ژرف‌بینی و تدبیر به کارها ربط پیدا می‌نماید و دیررس، دیریاب، روینده، عمیق و استوار میباشد. البته فرهنگ به کارها سطحی و زودگذر و آنی معاش متعلق میباشد و بیشتر جنبة اکتسابی و تقلیدی دارااست؛ زودرس، زودیاب و معمولاً استوار و تغییرپذیر میباشد.[22]

فرهنگ وتمدن در برداشت امریکایی ــ انگلیسی مترادف و هم معنی یکدیگر به عمل میروند، در حالی که در برداشت دیگر، معنی فرهنگ وتمدن با تأکید بر جنبه‌های عقلانیت آن به عمل می‌رود، به مغایر فرهنگ که بیشتر بر مظاهر دنیوی فرهنگ وتمدن اطلاق می گردد.

کشورهای اروپایی، به ویژه آن نصیب که دوران‌ها ذیل سیطرة علمی و فرهنگی اسلام بر رمز برده، خواه ناخواه از تمدن «فراشمول» و «فراماده» اسلام متأثر شده‌اند و تعالیم اسلامی مراد یا این که ناخواسته خمیرمایه اساسی معرفت حکما و فلاسفه آنها، چه در باطن حاکمیت اسلام در آن مملکت‌ها و چه بعد از آن، را صورت داده میباشد و ازاین‌رو چشم میگردد که کانت، ماکس وبر، گوته و نیز مارکس (در اواخر قدمت فلسفی خویش) بر بعد ها دنیوی فرهنگ و تمدن نسبت به جنبه‌های عقلانیت آن تأکید کمتری داشته‌اند و بر همین اساس، فرهنگ وتمدن نیز، که وجه استخراج‌یافته و قوه‌های به‌فعلیت‌رسیده و استعدادهای به‌ثمرنشستة فرهنگ و تمدن است، از منظر این توده معنای متمایزتری یافته میباشد، در مقابل افرادی می‌باشند که فرهنگ وتمدن را با تأکید بیشتری بر بعد ها دنیوی آن مفهوم کرده‌اند.

در کنار این دو برداشت، بینش دیگری به فرهنگ و تمدن نیز میباشد و آن «فرهنگ و تمدن تاریخی» میباشد. در‌این برداشت از فرهنگ وتمدن میباشد که وجة عام آن در بشریت حیث میشود و خیر امتیازهای امنیتی یا این که حیطه‌ای، و فرهنگ و تمدن، تیم‌ای از ساخته‌ها و تجربه بشر در فرایند متفاوت است. در‌این حالت مستقل کردن فرهنگ چینی، اهل ایران، هندی، اروپایی و... از یکدیگر بی‌معناست. درین بینش فرهنگ وتمدن به معنا «تجلی وجدان جمعی خاندان خاص میباشد که از گذشتة تاریخ به به جا مانده رسیده میباشد.» و به دیگر ذکر، تمدن به معنای چه‌طور زیستن و به چه شکل اندیشیدن هر قبیله، و فرهنگ به معنای چه‌طور بودن و «هستن» بالفعل هر قبیله و به طور کلی «هستن گردآوری انسانی» میباشد که در اینگونه برداشتی هیچ‌سیرتکامل تضادی در بین فرهنگ‌ها به وجود نخواهد آمد.[23]

به صورت کلی معنی تمدن گسترده‌خیس و دیرین‌خیس از فرهنگ میباشد. انسان قبل از اینکه بر تاثیر شهرنشینی به فرهنگ و تمدن دست یابد، فرهنگی داشته میباشد و نماد‌اش همین اثرها هنری‌ای می باشد که از وی به‌دست آمده میباشد و تاریخشان به چند هزار سال قبل از شهرنشینی می رسد. بدین ترتیب، به عبارتی‌سیرتکامل که با فرهنگ بی‌فرهنگ و تمدن داریم، متمدن بی‌فرهنگ و تمدن نیز وجود داشته میباشد.[24]

فرهنگ مستلزم تمدن میباشد. چون تمدنی میتواند استوار و خالق باشد که بر فرهنگ و تمدن آن ملت پایدار باشد. به عبارت دیگر فرهنگ و تمدن بایستی پشتیبان‌ای از فرهنگ و تمدن ملی داشته باشد تا استوار و سازگار با طبع آن ملت باشد. فرهنگ و تمدن سازندة فرهنگ وتمدن میباشد، البته فرهنگ وتمدن تنها می تواند جلوه‌گاه فرهنگ و تمدن باشد خیر سازندة آن.[25]

هرچه که جامعة بشری توسعه یافته‌خیس گردیده، آمیختگی تمدن در آن بیشتر شده است. در اینگونه جامعه‌ای، تمدن از انحصار اشخاص مجرب و نابغه خارج می آید و نادر‌وبیش به همة عموم منش پیدا می‌نماید. فرهنگی که در قبل زینت شخص بوده میباشد، جنبة همگانی به خویش می گیرد و در دستور کار مناسب معاش اجتماعی به فعالیت میفتد.[26]

فرق دیگر تمدن در‌این میباشد که ممکن میباشد شی‌ای جزء تمدن یک ملت باشد، البته در عین درحال حاضر برای ملت دیگر جزء فرهنگ وتمدن آن ها باشد. برای مثال ماشین برای کشورهای اروپایی جزء فرهنگشان شد‌ه‌است و برای ملت‌های شرق تمدنشان را می‌سازد و هنوز راهی در تمدن آن‌ها بازنکرده میباشد.[27]

بر حسب روش‌های پیشرفت نیز دربین تمدن تمایز قائل گردیده‌اند: فرهنگ و تمدن به معنای «فوت‌و‌فن» فرابشری پیوسته و جمعی، و مستعد طرز‌های سرایت کردن‌پذیر و کار کشته به تکثیر جهانی میباشد و درحال حاضر آنکه تمدن به معنای «خلاقیت و آفرینندگی» به تفرق روی می دهد و مستعد شیوه‌های سرایت کردن‌پذیر و همینطور جابجایی‌پذیر وجود ندارد.[28]

در دعوا تمایز میان فرهنگ (با هر نگرشی) با چندین نگرش روبه‌رو می‌شویم: الف‌ــ فرهنگ و تمدن، وجة معنوی متعالی معاش اجتماعی آدم میباشد؛ و فرهنگ وجة دنیوی و پذیره‌گردیده‌های لمس‌شدنی جامعه؛ ب‌ــ تمدن، وجة فعال رویش و رویش تامل میباشد و فرهنگ، شکل ثبت‌شدة وجة ایستای فرهنگ وتمدن؛ ج‌ــ فرهنگ وتمدن، نوع صورت‌گیری اخلاقی، عقلی و روحی شخص و تبلور آن در تربیت‌یافتگی، اوضاع و احوال قانون ها، و آداب و رسوم اجتماعی یک فامیل یا این که اقوام منطقة خاص جغرافیایی میباشد که از دید آئین، ملیّت و گویش با هم اشتراک دارا‌هستند؛ و فرهنگ یعنی کیان والا و فراشمول فرهنگی که به مثابة لایة جوّی پهناوری همگی اقوام و ساکنان ناحیة بزرگ جغرافیایی را به طوری زیر پوشش بگیرد که همه با هر نوع اختلافی در اجزای فرهنگ وتمدن، آن کیان را پذیرفته باشند؛ مانند اسلامیت، آریایی و... .

نکتة اصلی در اینجاست که در مشرب امریکایی، تفاوت فرهنگ بیشتر از نوع «ب» میباشد؛ چون آنها اصولا و ریشة مفهومی تفاوتی فی مابین این دو نمی‌یابند و محققان آلمانی و اهل ایران عموماً به دو نوع «الف» و «ج» اعتقادوباور دارا‌هستند.[29]

با همة این‌ها، اشخاصی بوده‌اند که متمدن تحت عنوان اشتغالات معنوی و فرهنگ وتمدن تحت عنوان توسعه دنیوی مخالفت کرده‌اند که برای مثال آنان هردر میباشد. وی به انکار دوگانگی در میان شغل «دنیوی» و «معنوی» برخاست. بنابر بینش وی مصنوعات به عبارتی‌قدر جزء فرهنگ و تمدن محسوب می شوند که تامل‌ها، اعتقادات و قیمت‌ها. تمدن دربرگیرندة کلیه شغل‌های مبتکرانه انسانی میباشد، هم آنچه «جاری ساختن میدهد» و هم آنچه «می‌اندیشد».[30]

بازدید : 20
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 10:45


آئین و شریعت یک چیز نیستند، هرچند که گاهی، در بعضا مشی‌ها به یک معنی به عمل رفته‌اند. دانشِ آیین‌شناسی تطبیقی (comparative religion) که از علم‌های مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دارای اعتبار جهانی میباشد، و در اکثری از دانش کده‌های عالم درس دادن میگردد، نشانه میدهد که آیین و شریعت همسان نیستند، و در واقع اکثری از ادیان فاقد شریعت میباشند. آیاتی از قرآن مجید نیز آیین و شریعت را گوناگون معرفی نموده است، چون از یکسو تاکید دارااست که آئین کلیه پیامبران یک کدام از بوده میباشد، و از سایر سو گفته میباشد هریک از آن ها شریعتی علی‌حده داشته میباشد. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (سوره مائده، آیه ۴۸)

از دربین ادیان زنده و معروف امروز در سطح عالم، فقط دو آیین می‌باشند که نظام‌طومار مشخصی به اسم شریعت دارا هستند، یکی‌از یهودیت و دیگری اسلام، و مشابهت‌های فراوانی در بین آنها وجود داراست، تا جایی که پاره‌ای از محققان گمان کرده‌اند که شریعت اسلامی از شریعت یهودی اقتباس گردیده است، هم‌چنان‌که شماری دیگر از آن‌ها رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ریشه‌های این دو شریعت را به زمان‌هایی بسیار دورتر نسبت داده‌اند، به فرهنگ میان النهرین و حتی هند باستان، ولی زیرا این زمینه به گفت و گو کنونی رابطه مستقیمی ندارد از باز کردن آن می‌گذرم. سایر ادیان که رهروان شان به ملیاردها نفر میرسد فاقد شریعت میباشند، و کارکرد شان در معاش رهروان شان صحیح به عبارتی چیزی میباشد که دو آئین خاطر گردیده دارا هستند. یعنی نداشتنِ شریعتْ آن‌ها‌را از آئین بودن نینداخته و سبب ساز کاستی و کمبودیِ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آن ها به مثابه آئین نشده میباشد.

برای تفکیک پر‌نور‌خیس آیین و شریعت خوب میباشد این را بدانیم که آن‌چه ادیان به آنها میپردازند به چهار اساس وابستگی می گیرند: ارتباط آدم با خویش، ارتباط بشر با آدم‌های دیگر، ارتباط بشر با طبیعت و عالم هستی، و ارتباط آدم با ماورای عالم یعنی معبود و عوالم غیب.
آن‌چه به اسم شریعت میشناسیم صرفا به شالوده دوم وابستگی میگیرد، که ارتباط آدم با بشر‌های دیگر میباشد، و آن‌هم به بخشی از آن، چون اعمالی که به ارتباط آدم با آدم‌های دیگر رابطه دارااست دو سیرتکامل میباشد یکی‌از آنچه از سوی قدرتی بیرونی، از جمله حکومت و دستگاه اجرایی آن مانند دادگاه و پلیس، قابل رسیدگی میباشد و تضمین اجرایی آن حاکمیت ضابطه میباشد، و دوم آن‌چه توکل به وجدان و نیرویی درونی در بنیان آدمی دارااست و از دسترس اقتدارِ بیرونی بدور میباشد، برای مثال کریم بودن، احسان کردن، و آنچه از این قبیل میباشد، که معمولا تضمین اجراییِ بیرونی ندارد. این نصیب را به اسم کردار می شناسیم، و قسمت ابتدا را به اسم ضابطه.

شریعت در واقعیت بر موضوعاتی اطلاق میگردد که مرتبط با قلمرو ضابطه میباشد. قلمروهای دیگر که به اسم خلق و خوی، عقاید، و عبادات می شناسیم و محورهای دیگر را پوشش میدهند وابسته به آیین میباشند. همان دیگر آیین عام میباشد و شریعت خاص، و ارتباط آیین و شریعت، طبق اصطلاحات دانش منطق، ارتباط مردم و خصوص مطلق میباشد، یعنی هر شریعتی درضمن آیین می باشد، البته هر شرعی متضمن شریعت وجود ندارد.

این فرق‌گذاری امداد می‌نماید که خلال شعور ارتباط این دو، منزلت و جايگاه هرکدام را نسبت به دیگری نیز بفهمیم، چون آیین و شریعت در یک مرتبه از مداقه نیستند، بلکه آئین اصولا، دربرگیرنده کارها اثبات و استوار میباشد، و شریعت دربرگیرنده کارها متغیر و تحول‌پذیر. از زاویه دیگر، آئین امری بالاتر از چارچوب فرصت و جای میباشد و شریعت امری مقید به مجال و جای ، و از این رو آیین در موضع بلندتر می‌نشیند و شریعت در جایگاهی فروتر، و فیض این میگردد که هر گاه بین آئین و شریعت تضادی زمین‌خورد و ناگزیر شدیم یکی آن‌ دو را برگزینیم، می بایست حق تقدم را به آیین بدهیم، و خیر بر عکس.

تفاوت دیگر دربین آیین و شریعت به سرشت این دو بر می شود. شریعت زیرا‌که از فرآورده ضابطه میباشد ذاتا امری عقلانی میباشد، که در دانش اصول فقه به آن “کارها معقولة المعنی” می گویند، یعنی اموری که غرض از تشریع شان قابل فهم میباشد و رازآلود نیستند که معنی و غرض آنان را ندانیم و به حکمت تشریع آنان پی نبریم، بلکه مشخصا می دانیم که هر حکم برای چه حکمتی وضع و اوضاع گردیده‌است. آئین عمدتا ناظر به متافیزیک و عالم ماورایی میباشد، و همواره با رازآلودگی یار بوده، و قسمت‌هایی از آن عقل‌فرار و گریز میباشد، یعنی به چنگ کوچک آدمی نمی‌افتد. این دستور سبب ساز می شود که عقل در میدان شریعت فرصت فراخی برای جولان داشته باشد در حالی که در میدان آیین، به تعبیروتفسیر ایمانویل کانت، به رنج می‌قدرت جایی محصور برای آن پیدا کرد. او در کتاب آئین در محدوده عقل صرفا، ارتباط آیین و عقل را به صورت مبسوطی به مشاجره گرفته میباشد.

این صحبت را می‌اقتدار، با پاره‌ای از نمونه‌ها ،پر‌نور‌خیس اذعان کرد. موضوعاتی مانند اطمینان به معبود، معاش بعد از مرگ، و وجود عوالم غیب، که در زمره کارها عقیدتی میباشند، و موضوعاتی مانند راست اعلام کردن، خیر کردن، و یاری به یتیمان و مستمندان، که در زمره کارها اخلاقی می‌باشند، و موضوعاتی مانند نیایش و اعمال دین‌های معطوف به دستور قدسی، که در زمره عبادات می‌باشند، این کارها ربطی به مجال و جای ندارند. یعنی این سیرتکامل وجود ندارد که یک فرستاده و یا این که موسس یک آئین گفته باشد راست بیان کردن عالی میباشد، و نبی دیگری گفته باشد که راست اعلام کردن بهتر وجود ندارد. همچنان میباشد اطمینان به‌این‌که عالم هستی پوچ و بی‌مضمون‌ وجود ندارد و ایفا نیک شایسته محرک و انجام بد لایق کیفر میباشد. این کارها با گذر مجال کهنه نمی شوند و شرایط‌های مکانی و حالت تاریخی هم بر آنها سایه نمی‌افکنند. در خصوص عبادات، صورت آنها متغیر بوده اما محتوای آن ها اثبات بوده میباشد.

ولی اعمالی مانند طرز تزویج و جدایی، طرز پرداخت زکات و مالیات، و طریق جزا دادن سارق و آدم کش، و اموری مانند شراب میل کردن، و قرضه به چنگ آوردن، و مانند این‌ها از یک فرصت تا مجال دیگر متعدد بوده میباشد، و هر نبی روش و نگرش‌ای متناسب با وضعیت معاش مردمش سفارش نموده است. در صورتی‌که این احکام اموری ازلی و ابدی می‌بودند و در دانا بالا، در نزد پروردگار، به فیصله می‌رسیدند، مانند دیگر کارها جاودانی و عالم‌شمول، بالاتر از تاریخ قرار می‌داشتند.

مجموعه ابتدا کارها، طبق اصطلاحات منطق و فلسفه، کارها حقیقی وواقعی خوانده می شوند و تیم دوم به اسم کارها اعتباری و قراردادی شناخته میگردند. فرق کارها حقیقی وواقعی و کارها اعتباری از قبیل فرق کارها ذاتی و عَرَضی میباشد. موضوعات گروه در آغاز، به عنوان مثال راست اعلام کردن و خیر و خوبی کردن، ذاتا بهتر می‌باشند، و از این رو عالم‌شمول و جاودانی‌اند، و هیچ‌کسی نمی‌تواند آنها را کنسل و منسوخ نماید. اعتبار این کارها به ذات آن ها بر میشود، به سیرتکامل‌ای که در صورتی، فرضا، فقهی پیدا می شد که می‌ذکر کرد راست بیان کردن بد و لاف بیان کردن عالی میباشد، هیچ بشر عاقلی آن آئین را نمی‌به عهده گرفت. ولی گروه دوم، برای مثال شراب تناول کردن و وصلت کردن، اموری قراردادی‌اند که در هر قوانینی حکم خاصی دارا هستند، و حکمی دایمی و جاودانی به آن ها وابستگی نمی‌گیرد.

بازدید : 20
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 10:21


سایر افراد. رابطه ها شخصی اساس و پایه باهمستان میباشد. زمانی که مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد با مجال‌های ذهن‌تدبیر برای اخلاق روابطی عمیق و متعدد سروکار پیدا می کنیم، سهل و آسان‌خیس می‌اقتدار ناهمسانی‌ها را آشنایی و آنان را به فهم و تفاهم مجاورت کرد. ارتباط ها ذهن‌آگاهانه با سایر افراد فضای امنی به وجود می آورد که در آن مهارت‌ گوش دادن تقویت می‌گردد و ناسازگاری‌ها معلوم گردیده و حل و فصل می گردند. به واسطه این تعاملات، آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عموم به جستجو در باورها و قیمت‌های خودآگاهی جمعی روی میاورند یا این که آن ها را کشف می‌نمایند. ارتباط ها فردی ما این توان را دارااست که مارا به ژرفنای خودآگاهی جمعی مجاورت‌خیس نماید. متاسفانه، همین رابطه ها توان آن را دارا هستند مارا به طلاق و تبدیل شدن به مجموعه‌های مخالف هم بکشاند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد البته به امان ساخت باهمستانی ذهن‌مطلع می توانیم اقتدار قیمت‌های مقبول هر تیم را مهار کنیم و علاوه بر به رسمیت شناختن اقتدار دستورکارهای شخصی، آن‌ را به دست‌کم برسانیم.
آفریدگان. تمامی تعامل‌های ما ارتباط‌ای میباشد، حتی تعامل‌هایی که با دیگر بشر‌ها نباشد؛ مثلا رابطه ها ما با همگی جان داران، گیاهان، جانوران، اشیای طبیعی و هر چیزی که آدم‌ها اخلاق و رفتار کرده‌اند. به کارگیری از منابع دنیوی مو جود در باهمستان هم در‌این مقوله از ارتباط ها می‌گنجد. بعضا از این رابطه ها متکی به ساختارهای عینی و ملموس و منابع دنیوی میباشند – به عبارت دیگر آجر‌وگل بیرونی باهمستان. از سوی دیگر، این که به چه شکل قیمت‌ها شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و نگرش یک شخص با غرض، دیدگاه و قیمت‌های سازمان تداخل پیدا می‌نماید علامت دهنده ارتباط‌ای غیرقابل‌وصف با کائنات میباشد. این مورد در زمینه‌ی به اشتراک گذاشتن ذهن‌آگاهانه مهارت‌ها و استعدادهای خویش با باهمستان نیز درستگو میباشد.
خصوصیت‌های مهم آفریننده باهمستان ذهن‌با خبر
۱. گوش دادن ذهن‌مطلع

میان خصوصیت‌های مناسب یک خالق باهمستان ذهن‌باخبر، اولی و مهمترین خصوصیت بضاعت و توان در گوش فرا دادن میباشد. در ساختن باهمستان، مهارت گوش دادن ضروری میباشد. به مکان آن که هویدا فرض کنیم که آنچه را دیگری میگوید، میفهمیم و یا این که به مکان آن که با معدود‌دقتی یا این که جسته‌وگریخته به حرفهایش گوش دهیم، می بایست با دقت بی نقص به وی گوش بسپاریم. لازمه این نوع گوش دادن، ضمن داشتن برخی مختصات دیگر، خشوع و آلرژی میباشد. ما می بایست این را بدانیم که کلیه جواب‌ها را نمی‌دانیم – بلکه برعکس، مهیا‌ایم جواب‌هایی را که دیگری پیش روی ما می‌نهد، بشنویم.

گوش دادن با مجموع وجود، یا این که سراپا گوش شدن، یک تمرین ذهن‌آگاهانه میباشد که در آن ما از تمامی حواس خویش یاری میگیریم تا چیزی را که می‌شنویم ادراک کنیم. ممکن میباشد که با گوش دادن به واژه و کلمه‌ها به فیض‌ای برسیم، البته با تمرکز کردن به عکس العمل تنانی‌مان به سود‌ای دیگر برسیم. زمانی با آحاد وجود گوش می‌سپاریم، خویش را تماما در طی درحال حاضر قرار میدهیم و در قبال آنچه روی می دهد حضور بدون نقص داریم.

غالبا پرسیدن این پرسش که «مراد شما چیست؟» و گوش دادن ظریف با حواس بی نقص به روشنی و فهم و شعور خوب سبب ساز می گردد. اذعان میکنیم که لغات ممکن میباشد خنثی باشند، البته عکس العمل ما به آنها بی‌طرفانه وجود ندارد. هنگامی به‌این ادراک عمیق‌خیس برسیم، رفتارمان کمتر واکنشی و بیشتر مسئولانه می گردد. بنابراین عالی قادر خواهیم بود موضوع تولید مانع ها در باطن باهمستان را برچینیم یا این که از بروز آن دوری کنیم. به امداد شیوه گوش دادن با کل حواس، پل‌هایی چهت نیل به تفاهم و شمول‌گرایی می سازیم و همگان قابلیت و امکان شرکت کردن مییابند.

تک‌گویی درونی ما
یک کدام از دیگر از کارداران تاثیرگذار بر نحوه گوش دادن، تک‌گویی درونی ماست. این تک‌گویی بی‌وقفه در ذهن ما، پیوسته راجع به هر چیز که در پیرامون ما روی می دهد، تفسیر به خوردمان میدهد. اگرچه این تفسیر بر مبنای حقیقت وجود ماست، الزاما حقیقت جمعی را منعکس نمی‌نماید. در شرایطی‌که از داوری‌های و پیش‌فرض‌های پنهان در کنه آن با خبر نباشیم، ممکن میباشد بر آنچه که در سخنان دیگری می‌شنویم اثر بگذارد و قابلیت و امکان داراست که در قبال این پروسه خلاقانه حایل ساخت و ساز نماید.

البته زمانی که از تک‌گویی درونی خویش مطلع باشیم، رودرروی اثر منفی و ناخودآگاهانه آن می‌ایستیم. به عنوان مثال، ممکن میباشد که به یک اظهارنظر واکنشی غریزی علامت دهیم، ولی این را ادراک می کنیم که برخورد ما هیچ ربطی به آنچه دیگری می گوید، ندارد. به مکان آن که خشن یا این که منتقد باشیم، با بی‌طرفی سخنان اورا می‌شنویم و به مکان آن که در جواب تنها مطابق داوری‌ها و باورهای خویش کار کنیم، بها‌های بزرگتر جمعی را در لحاظ میگیریم و به فراخور آن ها برخورد نشانه می دهیم.

زمانی از آن داوری‌ها با خبر باشیم می توانیم که یا این که آن‌ها‌را نادیده بگیریم و یا این که با استعمال از آنان سوال‌هایی مطرح کنیم که مستمع را به درنگ وادارد. هنگامی ذهن‌آگاهانه از تک‌گویی درونی خویش مطلع باشیم اقتدار این را داریم که فارغ از تامین فعالیت کنیم. زمانی با مجموع حواس خویش گوش بدهیم، به مشاهده‌گرانی بی‌طرف تبدیل می‌شویم. این وضعیت دروازه ورود به خودآگاهی جمعی و شغل ذهن‌آگاهانه در خط مش ساختن باهمستان میباشد.

وقتی برای پندار ذهن‌آگاهانه
از خویش بپرسید که «هرکدام از موردها پایین چه‌گونه بر ادراک و داوری‌های اینجانب تاثیر میگذارد و اذن نمی‌دهد که به شکلی مفید و ذهن‌آگاهانه در باهمستان خویش با بقیه افراد رابطه برقرار کنم؟»

انتظارات و باورهایم
ضعف‌های ادراکی مشاهده گردیده اینجانب
تجربیات‌هایم در پیشین
بینش‌های کنونی‌ام
به واسطه ذهن‌دانایی، ما لباس مشاهده‌گر بی‌طرف را میپوشیم و در ساختن باهمستان نقشی موثرتر جاری ساختن میکنیم.

۲. رابطه ذهن‌آگاهانه

تا بدین مرحله بر چیزی تاکید داشته‌ایم که احتمالا مهمترین جنبه رابطه ذهن‌آگاهانه میباشد – گوش دادن به اعلام‌کرد‌وگوی بیرونی خویش با سایر افراد، علاوه بر اعتنا به تک‌گویی درونی خویش. این محور و پایه رابطه ذهن‌آگاهانه میباشد. البته برای اظهار کرد‌وگویی تاثیرگذار و ظریف چه چیز دیگر مورد نیاز میباشد؟ سه ادله: ادراک پر‌نور، جواب و عکس العمل مهرورزانه.

بعد از آن که شخصی کلام خویش را به نقطه پایان می رساند، مستمع ذهن‌با خبر دمی خموشی می‌نماید. درین هنگام مستمع اطلاعاتی را که اخذ کرده و هر نوع واکنشی که به آن داراست را، مدل و هنگفت می‌نماید. ادراک پر‌نور در حین این خموشی به دست میاید. این زمان، هر نوع تشویش احتمالی ناشی از تعامل را آهسته می‌نماید و قابلیت و امکان ذکر پاسخی مهرورزانه را آماده می‌سازد. (لطفا دقت نمائید که‌این لحظه بی صدا کوتاه میباشد- معمولا بیش تر از ۱۵ تا ۳۰ ثانیه وجود ندارد.)

سرنوشت این که مستمع به آنچه شنیده گردیده جواب میدهد. به حافظه داشته باشید که در طی مرحله جواب، جواب‌دهنده خلال حرف بیان کردن به‌این دقت داراست که سخنان و حرکاتش با چه واکنشی روبه‌رو می گردد. مستمع سوای حفاظت و مهرورزانه صحبت می گوید و مراقب میباشد که درباره عکس العمل‌های دیگری قضاوت نکند یا این که از سخنان وی/آنان نگهبانی نکند.

خلاصه صحبت این که رابطه ذهن‌مطلع نوعی شراکت در بین عده ای میباشد که:

هنگامی دیگری حرف میگوید با تمرکز به وی گوش می‌نمایند.
بعد از اتمام صحبت طرف مقابل شعور روشنی از شنیده‌ها دارا هستند و پاسخی را ذکر می‌نمایند.
با ناز و نوازش جواب می دهند.
در شکل نیاز همین پروسه تکرار می شود.

بازدید : 24
چهارشنبه 21 آذر 1403 زمان : 10:50


خداوند می‌فرماید چیزی را که شما انفاق می‌کنید، من عوض آن را می‌دهم:
)وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ(؛ [9]« و هر چیزی را که در راه او انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد و او بهترین روزی دهندگان است».
پرهیزکاران، انفاق کردن را کم شدن مال نمی‌دانند ، بلکه غنیمت می‌شمارند، ولی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کسانی که از معارف قرآن بهره‌ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه‌مند هستند، انفاق کردن را غرامت می‌دانند.
برای اینکه اهمیت مسئله انفاق روشن شود ، خدای سبحان برای تشویق انسان‌ها فرمود که من شخصاً صدقه را می‌گیرم؛ همچنان که در بخش زکات ، به رسولش امر کرد که از اموالشان صدقه بگیر تا مالشان پاک گردد و شخص نیز پاک شود[10] چون تا زمانی که اشخاص پاک نشوند ، نمی‌توانند از قرآن بهره‌ بگیرند: «آیا نمی دانند که تنها خداوند ، توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند ، توبه پذیر و مهربان است».[11] وقتی که مؤمن صدقه می‌دهد، درمرحله اول به دست خدا می‌رسد و روایات در این زمینه بسیار است. آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
انفاق مایه رشد آدمی است؛ همچنان که قرآن می فرماید: «مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه ای یکصد دانه باشد» که مجموعاً از یک دانه هفتصد دانه بر می‌خیزد. تازه پاداش آنها منحصر به این نیست، بلکه: «خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی در آنها و انفاق آنها را از نظر نیت و اخلاص و کیفیت و کمیت ببیند)، دو یا چند برابر می کند» و این همه پاداش از سوی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خدا عجیب نیست؛ «چرا که او (از نظر رحمت و قدرت) وسیع و از همه چیز آگاه است».[12]
در روایتی از امام باقر(ع) می‌خوانیم که به حسین بن ایمنی فرمود: «ای حسین! بخشش کن و به عوض آن از جانب خدا یقین داشته باش. پس همانا زن و مردی به بخشش در راه رضای خدا بخل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نورزند، جز آنکه چند برابر آن را در راه غضب خدا صرف خواهد کرد»[13] و حضرت صادق(ع) به فرزند خود محمّد فرمود: «نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد، کلید روزی صدقه است».[14]
درباره اینکه انفاق سبب آمرزش می‌شود، در روایتی آمده است: «هفت کس هستند که خداوند آنها را در سایه لطف خود قرار می‌دهد، در روزی که سایه‌ای جز سایه او نیست: پیشوای دادگر، و جوانی که در بندگی پروردگار پرورش می‌یابد، و کسی که قلب او با سجده پیوسته است، و کسانی که یکدیگر را برای خدا دوست دارند و با محبت گردهم آیند و متفرق شوند، و کسی که زن زیبای صاحب مقامی او را به گناه دعوت کند و او بگوید من از خدا می‌ترسم، و کسی که انفاق نهانی می‌کند به طوری که دست راست او از انفاقی که دست چپ او کرده، آگاه نمی‌گردد، و کسی که در تنهایی به یاد خدا می‌افتد و قطره اشکی از گوشه های چشم او سرازیر می‌شود».[15]
با این دیدها و هدف‌ها و دانش‌ها و بینش‌هاست که انفاق ضریب می‌گیرد، بهره‌هایی زیاد، از کارهای کم، سر می‌کشد، که عمل با این دیدها و این نیت‌ها رقم می‌خورد.[16]
این انفاق در این شکل و وسعت، نیازمند زیربنا و اساس و انگیزه نیرومندی است که بتواند این همه بار را تحمل کند و بر سر بگیرد.
فواید انفاق
انفاق، مانع هلاکت اجتماع است. (بقره/195)
سبب زیادی مال می‌شود. (بقره/261)
سبب جایگزینی مال می‌شود.(سباء/39)
روح فداکاری در انسان ایجاد می‌کند. (بقره/272)
باعث آمرزش گناهان و فزونی مال است. (بقره/268)
خداوند به انفاق انسان‌ها آگاه است. (آل‌عمران/92)
آنچه در راه خداوند انفاق ‌شده، پس داده می‌شود. (انفال/60)
باعث تقرّب به خداوند است. (توبه/99)
انفاق نزد پروردگار ثبت می‌شود. (توبه/121)
نفس را تزکیه می‌کند. (توبه/103)
انگیزه‌های انفاق
انفاق زیربناها و انگیزه‌هایی می‌تواند داشته باشد. بعضی‌ها حاتم صفت آفریده شده‌اند و بخشنده سرشت‌اند این طبیعت و فطرت آنهاست. انسان‌هایی هستند که از این سرشت و طینت و فطرت برخوردار نیستند، اما روحیه مهربان و قابل انعطافی دارند. عده دیگر در خلوت، سخاوتی و بخششی ندارند، اما آنجا که سخاوتمندانی بخشنده، نمایش می‌دهند، آنها هم بازیگر خوبی خواهند بود.
انفاق و بخششی که برای این انگیزه ها و بر اثر این عوامل به وجود می‌آید، ارزشی ندارد و قربی نمی‌آورد و حتی تمام سخاوت‌های حاتم به چیزی خریده نمی‌شود. سخاوتی ارزش دارد که برای وظیفه و با اختیار و آگاهی و عشق به حق تحقق یافته باشد. سخاوتی که از روی غریزه ها و هوس‌ها و یا حرف‌های مردم و یا جلوه‌گری باشد، ارزشی ندارد و خریداری ندارد. آنها که از سطح غریزه‌ها بالاتر آمده و از ظلمات خلق و دنیا رهیده و به ولایت حق رسیده‌اند، آنچه به جای آورند و نیاورند، خریدار دارد. بخل و بخشش آنان از روی وظیفه و به خاطر امر حق و دستور او است و این است که هر دو ارزش دارد.
انسان عجیب آفریده‌ای است. در درون او غوغاست، چه بسا خودنمایی‌ها و یا منفعت‌جویی‌ها او را از سودهای زیاد جدا کند، و چه بسا عشق شهرت و برای تعریف این و آن، از همه هستی‌اش بگذرد.
آنها که مراقب نفس خویش بوده و آن را کنترل کرده‌اند، بازی‌های آن را خوب می‌شناسند و نمایش‌های آن را خوب می فهمند و این است که فریب اعمال خود را نمی‌خورند و در محاسبه، به اعمال خود توجهی ندارند، بلکه در انگیزه اعمال دقت می کنند که گفته‌اند: «حاسبوا أنفسکم» و نگفته‌اند: حاسبوا أعمالکم. این مهم نیست که در امروز چه کارهایی کرده‌ام، مهم آن است که این کارها را برای چه انجام داده‌ام و از چه عاملی کمک گرفته‌ام.
کسی می تواند از غریزه حب به مال و دنیا و نفس آزاد شود که به عشق عظیم‌تری رسیده و به نیروی وسیع‌تر و عمیق‌تری دست یافته باشد که: )الذین امنوا اشد حبا‌الله(. آنان علاقه به خودشان را وظیفه خود می‌دانند و رسیدگی به خودشان را به خاطر دستور حق می‌دانند. اینها به آسانی می‌توانند هنگامی که محتاج‌تر و یا کم ظرفیت‌تر از خود را مشاهده کردند، مال خود را که مال خداست، به او ببخشند و حتی چند شب گرسنه بمانند.[17] زیربنای ایثار امیرالمؤمنین علی(ع) و یا آنها که قرآن به ستایش و مدحشان اشاره دارد: )وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ(،[18] همین آزادی و عشق به خداست.
آنها خود را مالک مالی نمی‌بینند که مال خداست و انسان‌هایی را می‌بینند که نسبت اینها با او یکی است. با این دید، هر که محتاج‌تر و یا کم ظرفیت‌تر است، مقدم‌تر است و با آن شناخت‌ها و با این دید و با این عشق، انفاق و ایثار اسلامی مفهوم و مشخص می‌شود و با این زیر بناست که انفاق ارزش حقیقی خود را می‌یابد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 197
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 205
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 406
  • بازدید ماه : 406
  • بازدید سال : 2761
  • بازدید کلی : 42037
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی