برای اشخاصی که زیاد به شمال مهاجرت مینمایند رامسر مقصد شناخت میباشد. بارها احتمالا آنجا اقامت و یا این که از این شهر دیدن کرده باشید؛ ولی تعداد یه خرده خبر داراهستند به عبارتی حوالی قلعهای وجود دارااست که از فرازش میقدرت همگی چشم انداز دریا و دشت تنکابن و کوههای رامسر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را تماشا کرد. قلعه مارکوه برفراز کوهی به همین اسم قرار گرفته و تاریخ درباره شروع به ساختش ساکت میباشد. از ظواهر بنای کنونی میاقتدار گمانه زد که به بعد از اسلام وابستگی داشته باشد. این بنای سنگی که امروز فقط ساختمان بلندهای آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مدداش باقیمانده 260 متر از آبهای آزاد فراتر میباشد و یکیاز اثر ها ملی کشور ایران به شمار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میرود. قلعه مارکوه در قبلی 600 مترمربع مساحت داشته و کاربرد آن نظامی بوده میباشد. برای بازدید از این قلعه که محلیها به آن "مَرکو" می گویند بایستی یک پلکان سیمانی با 311 پله کوتاه را پشت راز بگذارید؛ مسیری هموار که از لابهلای پرچین گلشنها، بوتهها شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و درختان انجیلی، بلوط، شمشاد و ازگیل می گذرد. پیمودن این مسیر البته بسیار سهل و آسان میباشد و حدود 15 دقیقه ارتفاع میکشد. زمانی نو پاره ای گرم گردیدهاید و برایتان پرسش می شود که تا قلعه چه قدر باقیمانده میباشد؛ ناگهان با یک ساختمان بلند بلند سنگی روبرو میشوید که با به دور زدن آن از سمت جنوب شرقی پا به محوطه مانده از قلعه میگذارید. آنچه امروز از این قلعه به مکان باقی مانده حصارهای بیرونیاش میباشد. سه عدد از ساختمان بلندهای امان را هم خواهید مشاهده کرد؛ یکی اتاقهای قلعه نیز مرمت گردیده که محل سکونت دربان این سازه میباشد. بازدید از مارکوه بیشتراز آنکه یک مهاجرت تاریخی باشد یک گردش تفریحی در طبیعت میباشد به این دلیل که امروز دیگر از شکوه قلعه چیز متعددی باقی نمانده و بیشتر اشخاصی که به دیدن قلعه مارکوه میروند تماشای مناظر از قله کوه را نصیب دوست داشتنی مسافرت خویش می دانند. از طرف دیگر مسافران شمال بیشتر به جستجوی طبیعت و هوای عالی میباشند کهاین مقصد را تعیین مینمایند.قلعه مارکوه با شماره 3484 در اسفندماه سال 1379 تحت عنوان یک تاثیر تاریخی، در فهرست اثر ها ملی مملکت به تصویب رسیده میباشد. متاسفانه نصیب متعددی از قلعه باقی نمانده و حدودا فارغ از هیچ حفظ یا این که مرمتی به حالا خویش رها شده است. امروز درحالتی که به دیدن این قلعه بروید این قسمتها را خواهید رویت کرد: 1- ورودی در بخش شمال شرقی 2- اتاق مرمت گردیده از سنگ جنازه و ملات سیمان؛ محل سکونت پاسبان فعلی سازه 3- بقایای یکسری اتاق 4- پلکان سازه که مسیر دسترسی به ساختمان بلند های جنوب شرقی و جنوب غربی را مهیا می نمایند. در سالهای اخیر رسیدگیهایی انجام یافته تا این گنجایش زیبای توریسم احیا گردد و بعد از نوسازی و تجدید بنا تحت عنوان بام رامسر گزینه بهرهبرداری قرار گیرد. امیدواریم کهاین شغل با تمرکز به نازکیهای نوسازی بناهای تاریخی و سوای جراحت زدن به قلعه موجب رونق بیشتر توریسم ناحیه باشد. وضعیت مارکوه به آن دیدهانداز بیمانندی رو به دریای کاسپین، مزارع برنج، مرکبات و گلشنهای دمنوش ،تپه ها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهای محیط و رودخانه نسارود بخشیده میباشد که میاقتدار ازین گنجایش عالی فایده گرفت. اولی اشاره بدین قلعه، در منابع مکتوب تاریخی، همچون بخش اعظمی از قلعههای کشور ایران به زمان اسماعیلیان (1) مربوط میباشد؛ عده ای که حکومتشان بر قله کوهها و قلعهها شالوده گذارده گردیده بود. مبارزان و فداییان اسماعیلی از الموت بهاین حوزه آمدند و قلعه را محاصره کردند. آنها که با کنترل الموت به راه و روش ابریشم احاطه یافته بودند با تسخیر این قلعه بر ناحیه گیلان قاضی شدند. می گویند در روزگاران قبلی فضای قلعه بهاندازهای بوده میباشد که 100 سرباز را در خویش مکان میاعطا کرد. آب موردنیاز قلعه را با دقت به کوزههای سفالی پیدا گردیده احتمالا از چشمههای بدور می آوردند. همینطور یک سرداب در اواسط قلعه پیدا گردیدهاست که پیشتر تصور می شد تونلی پنهان به یک گلشن در حوالی حاشیه دریا میباشد تا ساکنان قلعه از آن گریزو فرار نمایند. ولی ابعاد متوجه شدند تونلی در فعالیت وجود ندارد و این قسمت زیرزمینی، فقط آب انبار بوده میباشد. باطن قلعه یک چاه نیز وجود داراست. میرزا حسن خان اتکا السلطنه، از نویسندگان و جغرافیدانان معروف عصر ناصرالدین سلطان قاجار، مارکوه را از مجاورت چشم میباشد و دربارهاش در کتاب مرآت البلدان مینویسد : "در تنکابن کوهی میباشد موسوم به مارکوه و دخمههای گوناگون و شبپرههای متعددی دراین دخمهها میباشد که خویش را به انسان و لامپ میزنند و بازدارنده از دخول به دخمهها میباشند. بالای آن کوه، جایی میباشد دارای شهرت به نقاره منزل، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث میشود و تا نیم فرسخ آن صدا می رود." به حیث میبرسد آنچه اعتمادالسلطنه تعریف مینماید بخشی از معماری نظامی قلعه بوده و برای اعلام خطر کاربرد داشته که هماینک از دربین رفته میباشد. برای انتخاب عرصه و حریم قلعه بازرسیهای اولای شکل گرفت. با دقت به اشاره منابع تاریخی و تشابه ساختاری قلعه به بناهایی مانند قلعه بابک معین شد که پیشینه مارکوه به سده سوم هجری می رسد. از سوی دیگر حاصل جستجو های اول نیز حکایت از سکونت آدم از حوالی قرن 3 هجری قمری درین قلعه دارا هستند. بعضی گمانه زدهاند که شاید قلعه پیشینهای باستانیخیس داشته باشد؛ البته مستند باستانشناسی یا این که گواهی مکتوبی برای این فرضیه در مشت وجود ندارد. آنچه از منابع تاریخی می دانیم این میباشد که قلعه کاربرد نظامی استراتژیک داشته و در قرن سوم تا ششم هجری قمری و بعد توشه دیگر در قرن هشتم هجری مستعمل میباشد و آنگاه به دلایل نامعلومی ساکنانش آن را رخنه کردهاند. بعد از آن نیز قلعه برای مدام متروک ماند.
بلوار رامسر که تاریخ ایجاد کرد آن به سال های به دور و بعدازظهر پهلوی اولیه باز می شود و با طراحی فوق مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد العاده خود به مانند پلی، دریا و کوه و جنگل را به هم می رساند. از آنجایی که در قدیم در انتهای این بلوار کازینو و قمارخانه وجود داشت به نام بلوار کازینو آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دربین مردم شهرت پیدا کرد، هر چندین بعد از انقلاب نام آن به بلوار مدرس تغییر داده شد. سنگ بنای ساخت این بلوار آن طور که در منابع گوناگون آمده، در سال 1310 خورشیدی و همزمان با ساخت هتل قدیم رامسر نهاده شده است و در ابتدا به عنوان خط رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عبوری رفت و رجوع و برگشت خودروها گزینه استفاده قرار می گرفت. بعد از آن در دهه پنجاه به صورت پیاده رو درآمد شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و در دو طرف این بلوار دو گذر آسفالت با کانال هدایت آب در دو طرف ایجاد شد. بعداز اعمال این تغییرات، از آن فرصت تا کنون بلوار رامسر به مانند نگینی سبزرنگ میان شهر می درخشد و به نوعی به آرم رامسر تبدیل گردیدهاست. اهمیت بلوار رامسر تا اندازه ای ست که در تاریخ 5 دی سال 1352 با شماره ثبت 1521 در فهرست اثر ها ملی کشور ایران قرار گرفت و به یکی از معدود خیابان های ثبت ملی شده مرز و بوم تبدیل شد. پیش از اینکه قدم در بلوار رامسر بگذاریم، میخواهیم به سراغ هتل قدیم و باغ ایرانی که در نصیب شمالی بلوار قراردارد برویم و سفرمان را از آنجا استارت کنیم. بلوار معلم درست رو به روی این هتل دارای اسم و رسم و باغ جلویی آن که به باغ ایرانی شهرت داراست، ایجاد شده است. ساخت بلوار به گونهای ست که در شرایطیکه باطن هتل باشید یا روی پله های هتل قدیم بایستید می توانید نمایی کلی از بلوار رامسر را تا انتهای آن مشاهده کنید. هتل قدیم بخشی از نامونشان بلوار کازینوست؛ چه وقتی که از انتهای بلوار به سمت بالا قدم می زنید و این بنای تاریخی باشکوه چشم اندازتان را شکل میدهد، چه آن فرصت که در عکس های بلوار مدرس می گردید و رد پایی از این هتل با بام شیروانی قرمز رنگش پیش چشمان تان خودنمایی می کند. مقداری که از هتل قدیم ذیل تر میاییم منظره ای سرسبز از یک باغ تبارک در مقابل مان ظاهر می شود، باغی که در گذشته سبک و سیاقی غربی داشت اما در زمان سال ها، طراحی آن تغییر تحول پیدا کرد و به طور امروزی اش درآمد. ولی این طراحی های متفاوت کمکی به این باغ نکرده و متاسفانه بخش های زیادی از درختان و فضای سبز آن از بین رفته و نابودشدهمیباشد. به هر درحال حاضر این باغ را نیز پشت سر می گذاریم، از بلوار رزاقی رد می شویم و به نخستینِ بلوار رامسر می رسیم. به بلوار استاد رسیده ایم و پیاده راهی 2 کیلومتری پیش روی مان هست تا ما را به ساحل دریای کاسپین برساند. در دو سوی این پیاده شیوه و به موازات آن خیابان های یک طرفه بلوار استاد به چشم میخورد که یکی از محبوب ترین مسیرهای ماشین سواری در رامسر است. قدم در بلوار می گذاریم و دل به مسیری سنگفرش شده می سپاریم که با درختان نخل، توسکا و شمشاد از دو سو احاطه شده است و مارا به یک پیاده روی دلچسب و خاطره انگیز می خواند. اینجا هر موقع از روز و هر زمان از سال دلبری های خاص خود را دارد. در شرایطیکه صبح ها اینجا باشید، خموشی و ادب، میهمان شما می گردد و در صورتیکه میانه روز به بلوار بیایید غرق در داد و فریاد حضور شاد و پرانرژی مردم می شوید. شب ها نیز بلوار استاد صفای دیگری داراست و بی سر و صدا شب و نوروفروغ چراغ های بلوار، جذابیت خاصی به فضای اینجا میبخشد. همان گونه که به سمت ذیل و رو به دریا قدم می زنید منظره ای از درختان پرگل، چمن های سرحال و گلکاری شده چشم انداز پیش روی تان را دیدنی تر می کند. خانه ها، ساختمان ها، باغ ها، درخت ها، پل ها یکیاز بعد از دیگری پشت رمز نهاده میشوند و در انتهای بلوار، افسون دریا بهتدریج خودش را به شما نشان می دهد. هوا سردتر میشود و بوی شن دریا کل وجودتان را پر می کند.
امروز به سراغ روستای اسفیدان در خراسان شمالی رفتیم؛ روستایی پلکانی که از منظر معماری بسیار مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مشابه ماسوله در شمال کشورایران میباشد. روستای اسفیدان در 45 کیلومتری جنوبشرقی شهرستان بجنورد قرار گرفته و طبیعت دلنشین و اختصاصی آن منجر آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شد تا در سال 1385 تیتر یک کدام از زیباترین روستاها را از آن خویش نماید. اسفیدان با حدود هشت قرن عمر در درهای سرسبز و عمیق قرار دارد که کوههای سر به فلک کشیده، دور و بر آن را اشراف نموده است. بافت تاریخی، درهها و آبشارها، قلعههای قشنگ رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و کم، آبشارهای جالب، چشمههای غران، غارها و غیره از جاذبههای جالب این حوزه به شمار می روند. درخت شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد صندل سمبل این روستا می باشد؛ تعداد این درختان در بالا 17 اصله بود که به انگیزه عدم اندیشه از التفات و ارزش آنان، در زمان ساختوساز غیر وابسته شدند و تنها دو اصله از این درختان باقی ماند. درصورتیکه گذرتان به شهرکرد افتاد و درین شهرستان بهدنبال جایی برای تفریح و سپری کردن وقت ها فراغت بودید، سفارش می کنیم به پارک ملت رمز بزنید. این پارک در خیابان حافظ واقع شدهاست و تحت عنوان مهم ترین بوستان شهر شناخته میگردد. یکیاز خصوصیتهای ممتاز این پارک را میاقتدار دیدهانداز تماشایی آن دانست، به دلیل آن که بوستان ملت شهرکرد، در حوزهای مرتفع واقع شدهاست و چشم اندازای تماشایی از شهر را پیش روی گردشگران قرار می دهد. همینطور تجهیزات خوب این پارک به عنوان مثال دستشویی، آلاچیق، فضای پیک نیک و پارکینگ هم از امتیازهای بارز آن می باشند و میتوانند فضایی دلانگیز برای گشتوگذار فراهم آورند. در این پارک زیپلاین، شهربازی و پیستهای کارتینگ و موتورسواری هم وجود دارااست که یک مجال تفریحی و هیجانانگیز برای گردشگران مهیا میاورد. به عبارتیطور که پیشخیس اشاره گردیده این روستا فی مابین درهای سرسبز قرار گرفته که از جنوبغربی به کوه آققیه و از شمالغربی به کوه اسب و از جنوبغربی به تنگه دهیرمزه محصور و دارنده جالبهایی مانند آبشارها، درهها، غارها و جاذبههای دیگری است. درپی نوشته ی علمی با برخی از این جاذبهها بیشتر آشنا میشویم. مقبره متبرکه امامزاده محمد بن باقر بن موسی بن جعفر، بنایی وابسته به فرصت صفوی یا این که قاجار میباشد که با 4 گلدسته و گنبد خویش جلوهای خوشگل به روستا بخشیده و در بین هم محلی روستا و آبادیهای محیط آیتم تکریم و احترام هست. این آرامگاه پلانی مستطیلی داراست که گنبدی با ساقه بلند، سقف آن را پوشش میدهد. بنای فوق دارنده دو حیاط میباشد که تراس شرقی پوشش قوسی با مقرنسکاری، گچبری و آینهکاری دارااست و تراس جنوبی دارنده پوششی مسطح میباشد. در بالای سردر ورودی این بقاع خطهای نستعلیق زیبای به صورت گچبری تاثیر مرحوم ملامحمدتقی اسفیدانی نقش بسته می باشد. این سازه، در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۱، با شماره ۵۹۴۲، تحت عنوان یکی از اثرها ملی جمهوری اسلامی ایران، به تصویب رسیده هست. از سایر مقبرههای مورد احترام همسایه روستا میاقتدار به بقاع روحانی محمدرضا ربانی مشهور به حاج آخوند اشاره نمود. گورستان قدیمی اسفیدان از سایر اثر ها تاریخی به مکان باقیمانده در روستا که در نوع خویش دیدنی و اعجابانگیز است میتوان به گورستانی کهن اشاره داشت. دراین آرامستان جهت گورها رو به مشرق بوده و برخی از مردهها را به طور عمودی دفن کردهاند. این گورها به صورت پراکنده در قلعه برفان ده ریز و روستای پاکدل نیز مشاهده شده است.
آن چه که در کناره ای از طبیعت زیبای مشگین شهر اردبیل انتظارمان را میکشد پلی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد آویزان میباشد که بر روی رودخانه خیاوچایی و بر روی پارک جنگلی مشگین شهر قرار گرفته میباشد. عبور از روی این پل میتواند به فراموش آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نشدنی ترین هیجان معاش تان تبدیل خواهد شد. این پل ۲ متر پهنا و با اعتنا به تعداد روزهای سال، ۳۶۵ متر ارتفاع دارااست و تحت عنوان وقت گیر ترین پل آویزان خاورمیانه شناخته میگردد. تاسیس آن در طول 80 متری منجر گردیده تا به گذرگاهی سرشار از هیجان بدل خواهد شد و علاقه مندان رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اکثری از سنین گوناگون پیدا نماید. پل آویزان مشگین شهر اول پل آویزان تفریحی کشور ایران بهحساب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میآید و ایده ایجاد کرد آن بوسیله مهندس گنجعلی بیگ مطرح گردیده است. وی با اعتنا به زیبایی دیده نواز دره سرسبز این ناحیه و با الهام از پل کاپیلانوی ونکوور کانادا مبادرت به پیاده سازی این پل کرد و اینگونه شاهکاری را به وجود آورد.این پل در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت ماه سال 1394 با حضور آقای مسعود سلطانی فر -رییس سازمان به جا مانده فرهنگی، صنعت های دستی و توریسم کشور ایران- رونمایی گردیده و توانسته به یک کدام از جاذبه های پرطرفدار اردبیل تبدیل خواهد شد. لحظاتی مختلف و سرشار از هیجان درین پل و حوالی آن چیزی میباشد که در هجرت به پل آویزان مشگین شهر قسمت شما گردد به این دلیلکه جذاب ها و تفریحاتی متنوع در اینجا وجود دارااست: 1- عبور از روی پل | نقطع ی عطف هیجان در عبور از روی شیشه شنیدن طول 80 متری این پل کافیست تا اکثری از گام گذاشتن بر روی آن پشیمان شوند؛ ولی درصورتیکه دل به دریا بزنید و بدین بنا متکی بودن نمائید میتوانید بین دره ای سرسبز قرار گیرید که رودخانه ای میان آن جریان داراست. در اینجا میتوانید از تماشای مناظر محیط در کنار قامت شکوهمند سبلان لذت ببرید و تصاویری ماندگار را در کناره ذهن تان تصویب فرمایید. از به عبارتی گام نخستین از دربین درزهای باریکی که پایین پای تان قراردارد میتوانید سرسبزی دره را ملاحظه کنید؛ البته نقط ی اوج هیجان عبور از روی این پل هنگامی میباشد که به بخش شیشه ای آن می رسید. حال میتوانید گام بزنید و از چشم انداز حیرت انگیزی که در پایین پاهای تان میبینید شگفت زده گردید. اینجا نقطه نقطع ی عطف هیجان این پل میباشد پس تا میتوانید از آن لذت ببرید.خیاوچای اسم رودخانه ای در شهرستان مشگین شهر و از سرشاخه های اصلی رودخانه قره سو میباشد. پل آویزان مشگین شهر بر فراز این رودخانه قرار گرفته و از روی دره ای می گذرد کهاین رودخانه میان آن جریان دارااست. رودخانه خیاوچای یا این که خیوچای از ارتفاعات هزار میخ، آیی قاری، دلی آلی، جنوار داغی سرچشمه میگیرد و و بعد از طی کردن دره موئیل به قره سو می پیوندد. این رودخانه مهمترین زیستگاه ماهی قزل آلای خال قرمزرنگ در استان اردبیل میباشد و عنایت به سزایی دارااست. کلیه هیجان پل مشگین شهر در عبور از آن و گذر از نصیب شیشه ای پل خلاصه نمیشود. یه خرده آن طرف خیس از پل، قابلیت تفریحی دارای هیجان به اسم زیپ لاین مهیا گردیده تا بازدیدکنندگان لذت بیشتری را دراین هجرت تجارب نمایند. زیپ لاین یک سرگرمی سرشار از هیجان میباشد که امروزه هواداران بخش اعظمی به ویژه بین جوان ها داراست. از این تفریح تحت عنوان یک ورزش تازه حافظه میگردد که منشا آن توسط حمل و نقل در بعضا کوه های آمریکای مرکزی و جنوبی گشوده می شود. دراین نواحی، اشخاص برای رفتن از یک کوه یا این که تپه گرانقدر به قسمتی دیگر، از یک کابل و معلق شدن به آن به کار گیری می کردند. اکنون شما نیز میتوانید در کنار پل آویزان مشگین شهر این هیجان را نیز تجربیات نمایید و از روی دره ای عمیق بگذرید. بعد از آنکه به نقطه پایان منش رسیدید میتوانید با عبور از روی پل مجدد به نقطه آغاز بازگردید و با یک تیر دو علامت را بزنید.پل آویزان مشگین شهر در بخشی از یک تیم توریسم به اسم ناحیه مثال توریسم خیاو تاگیردولی که با اسم نوروفروغ سبلان نیز شناخته میگردد، جایدارد که تحت عنوان مطرح ترین پروژه توریسم استان اردبیل از آن خاطر می نمایند. این موسسه تجهیزات مختلفی را در بر داراست که هرمورد میتوانند رنگی متعدد به مسافرت شما ببخشند و گشت و گذارتان را بدون نقص نمایند. این تجهیزات عبارتند از: تالارهای پذیرایی، سوییتهای اقامتی، ورزشهای هوایی، اسب و دوچرخه سواری، رستوران گردان و بازارچههای صنعت هایدستی، شهربازی و دیگر تجهیزات متعدد تفریحی.
داستانهای مختلفی برای برهان اسمگذاری روستای کندوان وجود دارااست. برخی میگویند اسم کندوان بهاین عامل بدین روستا مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اتلاق شدهاست که صورت صخرهها و حفرههای جانور در آن، کندوی زنبور عسل را در ذهن تداعی مینماید. در نظر ها دیگری آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بیان شده کهاین واژه و کلمه مرکب از دو کلمه و واژه "نماید" و "وان" میباشد. نماید در لهجه آذری و ترکی به معنای "روستا" میباشد و وان یکیاز اشکال پسوندهای جای میباشد که در لهجه گزینه استعمال قرار می گیرد. بعضا هم می گویند که واژه و کلمه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کندوان از کلمه و واژه کندن و یا این که کنده گان (برگرفته از کندوی عسل) مشتق گردیدهاست. برهان این اسمگذاری شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد نیز به وجود آب و هوای کوهستانی روستا و رویش عظیم زنبور عسل از روزگاران قدیم دراین ناحیه گشوده می گردد. در نظریات دیگری نیز آمده کندوان از واژه و کلمه کندیوان یا این که کندئوان نشات گرفته میباشد. این واژه و کلمه از سه جزء کندی+ ائو+ ان مرکب گردیده که واژه و کلمه "کندی" در معنای خویش میباشد، واژه و کلمه "ائو" منزل مضمون داده و "ان" نیز پسوند جای را نشانه میدهد. پس مجموعاَ کندوان به معنای منزلای از خویش میباشد. البته بعضا ادله اسمگذاری روستا را اینگونه ذکر کردهاند که کندوان در صدر به اسم کندوجان خوانده میگردیده که در زمان مجال تغییرو تحول صورت داده و به اسم کندوان تبدیل شدهاست. درهای ورودی: از آنجایی که ساخت حفره و محیط باطن سنگها عمل دشواری بوده و بالا بردن ارتفاع درها ممکن بود به ریزش صخرهها سبب ساز گردد، درها را بلند درست نکردهاند. ارتفاع درها عموما بین 1/5 تا 1/6 متر میباشد و عرضی 1 تا 1/3 متر دارند. برای اینکه درها بتوانند از ورود سرما، باران و برف به درون خانه دوری کنند، آنانرا در فضای داخل دیوارها ساختهاند. از آنجایی که خاک کندوان از مال آهک هست و نمیتوان برای دفع فاضلاب از چاهها بهره برد، بدین ترتیب مردم برای حل ایراد خود آبریزگاههایی تشکیل داد کردند. این آبریزگاهها فارغ کرانهای مسکونی تشکیل شدهاند و به طور اتاقکی ساخته شده با دست و دو طبقه میباشند که طبقه تحت آن محل عده شدن فاضلاب می باشد. بعضی از این آبریزگاهها دو چاه دارند و هنگامی که یکی مالامال شد، از آن استعمال نمیکنند تا خشک شود و دوباره به کار گرفته گردد. فضولات خشک شده حاصل از این فاضلابها در قبل به عنوان منبع سوخت برای تنورها و همچنین کود باغها و زمینهای کشاورزی مورد استفاده قرار میگرفت. پیش از این هر کدام از آبریزگاهها مورد استفاده مشترک یکسری خانوار بود تا اینکه با هشدارهای وزارت بهداشت، هر خانواده مجبور شد تا در کران خود، آبریزگاهی محرمانه داشته باشد. آبهای جاری در روستا، شیارهایی میان کرانها ایجاد کردند و روستائیان بر روی شیارها پلههایی از چوب ساختند. این شیارها همچنین طی زمان بارش برف و باران آبها را هدایت کرده و از تجمع آب در روستا جلوگیری میکنند. گردشگری از لهستان | تاریخ سفر خرداد 98 | تحت هیچ شرایطی بازدید از اینجا را از دست ندهید یک روستای شگفت انگیز با خانههای فوق العاده که باطن سنگها تشکیل شدهاند. این روستا، تاثیر جالبی روی شما میگذارد، هرچند بهتر هست زمانی در روستا به گشت و گذار بپردازید که توریستهای زیادی در آن نیستند. البته از آنجایی که این روستا یک جاذبه اصلی گردشگری ست همیشه توریستهای زیادی را در آن می بینید. گردشگری از سوئیس | تاریخ مهاجرت مهر 98 | و مردمی که در این دهکده زندگی میکند گورمی (بخشی از منطقه کاپادوکیه در تریکه) تبدیل به یک موزه گردیده است و دیوارهای آجری مدرن، شکل و ظاهر آن را حاد کردهاند. به کندوان بروید و از زندگی روزمره مردم بی آلایش دراین روستا شگفت زده شوید (برای مثال خشک کردن آجیلهای تازه). اگرچه هجرت از تبریز به کندوان از در میان کوهها خودش تجارب جذابی ست. گردشگری از کویت | تاریخ سفر مرداد 1398 | جادویی کندوان یکی از سه روستای صخرهای جهان است که می بایست به طبع از آن دیدن کنید. از آنجایی که ما از طریق تور از این روستا بازدید کردیم، توانستیم به درون یکی این خانهها برویم و ببینیم روستائیان چگونه زندگی میکنند. جای بسیار زیبایی بود و تاریخ غنی داشت. خانهها درون کوه حجاری شدهاند که به خودی خود بسیار شگفت انگیز است اما دیدن اینکه مردم دراین خانهها با خوشی زندگی میکنند چیز دیگری ست. مجموعاَ تجربیات جادویی بود، بازدید از اینجا را از دست ندهید.
زنوزق اسم روستایی در استان آذربایجان شرقی و در حوالی شهر زنوز است. با پشت رمز گذاشتن شهر تبریز، در میانه مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد جاده شهر زنوز، گلشنهای رنگارنگی خودنمایی مینمایند و کمی آن طرفخیس روستای سرخ رنگی خودش را از فی مابین گلشنها نشانه آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میدهد. درختان سپیدار در کنار روستا قد دانش کرده و گویی آن را به محاصره خود درآوردهاند. آنچه لذت قرار به دست آوردن درین محیط را چند موازی مینماید سنگفرش تروتمیز و منظمی میباشد که شمارا به گشتوگذار میان روستای زنوزق دعوت مینماید. با نگاهی زود گذر رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به روستا، متوجه منزلهایی می شوید که از ذیل تا بالا پیش رفته و پلهپله شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رو به آبیرنگ اسمان ساخته گردیدهاند. آنچه پیش روی شماست وسیع ترین روستای پلهپله جمهوری اسلامی ایران است که فیس ماسوله گیلان را در ذهنتان تداعی مینماید و به جهت سرخی منزلهایش، به ابیانه اصفهان همانندی دارااست. زنوزق به خیال همین ساختار و رنگش به ماسوله سرخ مشهور میباشد. کوههای شاه سنجر از شرق، روستای درق از غرب و شهر زنوز از جنوب غرب و کوهها از شمال روستا، آن را محصور کردهاند. برهان نامگذاری روستا اسم زنوزق در صدر «زنوز داغ» و ترکیبی از «زنوز» و «داغ» بوده می باشد. «زنوز» ترکیبی از «زن» در معنای شهر و «اوز» در معنای چشمهها هست؛ یعنی شهر چشمهساران. این روستا در کوهپایههای کوهی با اسم قلعه جای دارد و از اینرو کلمه و واژه «داغ» به معنای کوهستانی را به آن افزودهاند. بدین ترتیب اسم این روستا به معنای «زنوز کوهستانی» است و به گذر زمان زمان به صورتهای عامیانهتری همانند زنوزاغ، زنوزاخ و زنوزق تلفظ گردیدهاست. گشت و گذار در روستا: گام زدن در روستا و دیدن جلوههای آن در حال حاضر و هوایی خاص دارااست. منزلهای سرخ درین روستا بر دوش یکدیگر سوار گردیده و تا بالاترین نقطه ادامه دارا هستند و بافت متراکم روستا تحت عنوان راهی برای محافظت امنیت و غربت از خطرها برای ساکنانش شناخته میشود. تمامی مسیرهای روستا سنگفرش میباشند و بخشهایی از آن ساباط (معبر سرپوشیده) دارد. در گذر از مسیرهای پلکانی و لبریز شیب، دیدهتان به پنجرههای منزلها می افتد که با رنگهای آبیرنگ، سبز و قرمزآمیزی گردیدهاند. منزلهای کهن با استفاده از مصالح مستقر همانند چوب، آجر، گل و سنگ تشکیل شده؛ البته در ایجاد کرد منزلهای نو خشت، سیمان و آهن نیز رویکرد پیدا کردهاند. اتاق، دهلیز، آشپزخانه، انبار، آغل، دالان، توالت و حیاط فضاهایی میباشد که دراین منزلها به چشم میخورد و فضاهای جانور در منزلها حکایت از رشته مالک آنها داراست. تماشای پشت بامهای خوشمزه: درصورتی که در فصل تابستان گذرتان به زنوزق بیفتد سینی یا این که طبقهای والا چوبی به رنگ نارنجی رنگ بر روی پشتبامها اعتنا شمارا جلب مینماید. این طبقهای رنگین قصه خوشمزهای را برای شما قصه مینمایند. فصلتابستان فصل جلوهگری زردآلوهای رسیده بر درختان روستاست و رسیده شدن زردآلوها وصال زمان کم آب کردن میوهها و اصلاح کردن صفحه را به ساکنان خبر میدهد. شاید وجود این کاغذهای لذیذ کافی باشد تا زنوزق را تحت عنوان روستایی با پشت بامهای خوشمزه بر رمز لهجهها بیاندازد.
موزه آذربایجان در شهر تبریز یک کدام از مهمترین موزه ها و جاذبه های این شهر تاریخی و جذاب ست و اثر ها بسیار مهمی از پیشینه و فرهنگ و تمدن باستانی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کشورمان را در خود جای داده میباشد. قدمت و غنای این آثار، موزه آذربایجان را به یک کدام از مهم ترین موزه های آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مرز و بوم تبدیل و آن را به عنوان دومین موزه باستان شناسی کشورمان پس از موزه ملی کشورایران مطرح کرده است. در رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کنار اهمیت علمی و پژوهشی که موزه آذربایجان برای محققان و باستان شناسان دارد، گردشگران داخلی و خارجی نیز از این موزه به عنوان یکی از بهترین جاذبه های گردشگری تبریز خاطر کرده اند. این موزه با داشتن آثاری اختصاصی و خاص از فرصت بسیار قدیمی و تاریخی کشور ایران، گروه ای جذاب شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و به نسبت کامل از سکه های قدیمی، کتابخانه ای سه هزار جلدی و مجسمه هایی مفهومی و هنری، می تواند بسیاری از سلیقه ها را راضی و شما را به سفری در تاریخ مهمان کند. در سال های 1306 و 1307 خورشیدی، نمایشگاه بزرگی از سکه های تاریخی در مکان قبلی کتابخانه تربیت تبریز برگزار شد. بعد از برگزاری این نمایشگاه بود که نخستین جرقه ها برای ساخت و ساز موزه ای در تبریز زده شد. نقل شده است سکه های به نمایش در آمده در این نمایشگاه همان سکه هایی ست که شهرداری تبریز در جریان کشف گورستانی تاریخی در گَجیل (یک کدام از محلههای تاریخی و سابق شهر تبریز) پیدا کرده بود. پس از کشف 57 سکه نقره و 26 سکه طلا از این محل، مسوولان تبریزی به اندیشه تاسیس موزه ای برای نمایش و محافظت آن ها افتادند. نسبتاً 20 سال بعد از این حادثه و حدود دو سال پس از تاسیس دانشگاه تبریز، روز دو شنبه 13 تیرماه سال 1328، موزه دانشکده ادبیات به عنوان نخستین موزه شهر ساختوساز شد. پس از بهره برداری این موزه، اولین کارها برای تشکیل موزه ای غیر وابسته برای تبریز در سال 1335 کلید خورد. در 17 آذرماه 1335 علی دهقان، مدیریت کل وقت فرهنگ آذربایجان شرقی، انجمنی را در اداره تمدن آذربایجان پی ریزی کرد و غرض آن را پیگیری کارهای تاسیس موزه آذربایجان قرار بخشید. این انجمن مسوولیت یافتن مکانی برای احداث ساختمان موزه آذربایجان، تودهآوری اشیای تاریخی، تصمیمگیری در امر محتوای موزه و تامین بخشی از هزینههای احداث بنای موزه را برعهده داشت. اما کشف کردن مکانی مناسب به یکی دغدغه ها و مشکل های اساسی بر رمز رویه تاسیس موزه تبدیل شده بود. بالاخره با عملکرد های فراوان، قطعه زمینی در ضلع غربی محوطه مسجد کبود در اختیار اداره فرهنگ شهر تبریز قرار گرفت. در تیرماه سال 1336 دهقان از آندره گدار معمار و باستان شناس شهیر و حرفهای فرانسوی درخواست کرد تا یار با سید محمدتقی مصطفوی، مدیرکل وقت باستان شناسی مرزوبوم راهی تبریز شوند تا مسئله ایجاد موزه و محل تشکیل داد آن را مورد پژوهش قرار دهند. روز شنبه پانزدهم تیرماه سال 1336 در حضور آندره گدار و برخی از مسوولان شهری کلنگ ساخت موزه بر زمین زده شد و کارهای ابتدایی ماده سازی زمین و پی کنی شروع شد. آن گونه که در سندهای جان دار آمده است نقشه ساختمان موزه آذربایجان، طرح اولیه آندره گدار بود. این طرح توسط اسماعیل دیباج، نماینده اداره کل باستان شناسی، ترسیم شد و به تایید نهایی گدار رسید. هم زمان با انجام این کارها، علی دهقان در تیرماه سال 1336 از موزه کشورایران باستان و سید محمدتقی مصطفوی، وزیر فرهنگ و هنر درخواست کرد تا تعدادی از آثار از موزه ایران باستان به موزه آذربایجان فرستاده خواهد شد. با این درخواست موافقت شد و به دستور وی 202 قطعه از اشیای تاریخی موزه کشور ایران باستان برای نمایش در موزه آذربایجان به تبریز انتقال داده شد. این آثار را اسماعیل دیباج، رییس وقت اداره هنرهای زیبای آذربایجان از موزه جمهوری اسلامی ایران باستان دریافت کرد، به تبریز آورد و در تالار بالایی کتابخانه ملی تبریز به هم پا تعدادی از آثار اهدایی مردم به نمایش گذاشت. به این شکل مبنا های موزه آذربایجان در روز دوازدهم مرداد ماه سال 1336 در تبریز گذارده شد. خبرنامه توحید اذهان در شماره 308 خود در تاریخ دوشنبه پنج خرداد 1337 در زمینهی موزه آذربایجان این گونه نوشته است: چون ممکن میباشد اتمام ساختمان مدتی طول بکشد، بدین ترتیب آقای دهقان چندین اتاق از ساختمان کتابخانه ملی را به موزه تخصیص دادهاند و اشیا و لوازم موزه آذربایجان در آن اتاقها چیده شده است. اداره باستانشناسی یک نمونه از اثرها باستانی که در موزه تهران مکرر بوده به تبریز پیامبر و اشیایی نیز از طرف اهل یک محل به موزه اهدا شده که فعلا در ویترینهای منحصر جا دادهاند و بدین ترتیب موزه آذربایجان عملا تاسیس شده است. این خبرنامه همچنین از مردم دعوت کرد تا اثرها تاریخی و هنری خود را به موزه آذربایجان اهدا کنند: طبق تصمیم وزارت تمدن، نصف مخارج ساختمان را دولت پرداخت خواهد کرد و در سال 1337 دولت یک میلیون ریال بهاین منظور به ساختمان موزه امداد خواهد کرد. مبلغ 170هزار ریال که سال گذشته از طرف اهل یک محل جمع شده بود خرج شد و بنای ساختمان با پولی که دولت یاری کرده ادامه دارد و آرزومیباشد به زودی یک ساختمان آبرومند به نام موزه آذربایجان در تبریز ساخته خواهد شد. در حالتیکه گفتیم دولت در حیث دارد فقط نصف هزینه ساختمان را بدهد؛ نصف دیگر را باید هم محلی پرداخت کنند. لذا امیدواریم که به زودی همسایه با سعی آذربایجان و آذربایجانیان محترم پایتخت، وجه ما یحتاج را در دست کمسیون موزه بگذارند تا بنای موزه زودتر به نقطه نهایی رسد. از عموم همسایه آذربایجان انتظار میرود اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند به موزه اهدا کنند که هم در موزه عالی نگاهداری شود و هم مورد استفاده قرار گیرد. بعد از موفقیتی که تبریز در تاسیس کتابخانه ملی بهدست آورده همگی امیدوار هستند که در امر موزه هم پیروزشود.
مسیر اساسی فتح قله عینالی، جاده ای آسفالته و 3.5 کیلومتری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میباشد که شمارا در راهی پر پیچ و خم البته قشنگ و مملو از دیده اندازهای جالب به نوک کوه میرساند. جاده ای که در بخش های گوناگونِ آن می توان نمایی دیدنی از شهر دلفریب تبریز را به تماشا گردهمایی. در شرایطیکه قربت های غروب و یا این که شب آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد دراین مسیر باشید؛ می بینید که شهر با سو سوی لامپ ها دلبری می نماید و زیبایی هایش را به فیس همگی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میکشد. در مسیر هر چه که فراتر میروید دیده اندازی که از شهر و دور و اطراف آن میبینید وسیعخیس میگردد و گستره ای بزرگتر از تبریز با اسمان خراش ها و خیابان هایش ذیل پای شما قرار میگیرد؛ به نحوی که وسوسه می شوید هر چه سریعتر شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد به قله رسیده و از آنجا به تماشای شهر اولین ها بنشینید. نگران خستگی و فاصله رویکرد هم نباشید، در بخش های متعدد جاده آلاچیق هایی نصب گردیده که میتوانید در آنجا اندکی استراحت کرده و خوراکی مختصری که با خویش یار و همدم آورده اید را تمایل فرمائید. در حالتیکه هم اهل ورزش می باشید و دوست دارید در هوای تمیز کوه عینالی و منظره بی سابقه آن تندستی خویش را بالا ببرید، می توانید از وسایل ورزشی عمومی که در فواصل مختلف نصب گردیده استعمال فرمائید. بهتر میباشد بدانید برای جابجایی شل خیس سالمندان، معلولان و جانبازان به قله کوه در سال های قبلی یکسری دستگاه ون و تاکسی در پایین کوه وجود داراهستند که خیلی وا رفته میتوانند این عزیزان را به قله برسانند. هزینه هزینه کرایه آژانس برای هر نفر 1200 تومان می باشد. به غیر از جاده مهم که شل و ول ترین شیوه فتح قله عینالیست، دره ها و صخره های به نسبت مشقت بار گذر نیز وجود دارا هستند که ترفیع از آنان به امکانات و تجارب کافی نیاز داراست و فعالیت هر کسی وجود ندارد. تنی چند از این دره ها در کوه عینالی مشهورترند و کوه نوردان حرفه ای از آنان برای ترفیع به قله کوه استفاده می نمایند. یکی از آن ها، دره ایلان اوچانلار اسم داراست که در سمت جنوبی قله و ضلع شمالی پایانه نخستین تله کابین قرار گرفته و تخته سنگ های مرتفع و بلند جلوه خاصی به آن می خشیده اند. این سنگ ها همینطور محل تمرین سنگ نوردان نیز می باشد. دره دیگری که برای کوهنوردی از آن استعمال می نمایند، دره قلبه زن میباشد که مابین دکل مخابراتی و دره ای به اسم داشکسن لر واقع گردیده و برای خاک قرمز رنگ خویش دارای شهرت میباشد. دره دارای شهرت دیگر، قانلی دره می باشد که در سمت شمالی دکل مخابراتی قرار دارد و یک کدام از جالب ترین دره های عینالی به حساب می آید. دره های کهلیک بولاغی و دوه چی کهلیک بولاغی در نزدیکی شمال قله و سمت رود آجی دمنوش از سایر جای های دوستداشتنی ترفیع به سمت قله به شمار میروند. در کنار کوه عینالی، کوه دند یا این که دن داغی یا این که کوه گندم نیز یکی از اصلی ترین کوه ها و قله ها برای ترفیع است و بیشتر اشخاص حرفه ای و دلداده کوهپیمایی راهی آن می شوند. این کوه با شکوه با قله 2800 متری خویش و چشمه های «ایمام آغاجی» و «سویدلو» طبیعت گردان و گردشگران را برای صعودی جانانه و شادی بخش به سوی خویش میخواند. رود اساسی و دارای اسم و رسم آجی دمنوش از دامنه جنوبی آن عبور می نماید و راهی شهر تبریز می شود و دشت های آن را سیراب می نماید. مسیرهای متعدد وصال به کوه دند در صورتی قصد دارید در کنار کوه عینالی از کوه دند نیز دیدن فرمائید و قله آن را پایین پا بگذارید می توانید از مسیر عینالی، کهلیک بولاغی و آجی دمنوش عبور کرده و به دره دارای اسم و رسم پلنگ دره سی برسید. از آنجا راه چشمه سویدلو را در پیش بگیرید و بعد از گذر از آن خویش را بر فراز قله دند ملاحظه کنید. سلام و عرض ادب. طی این مسیر به صورت معمول یک روز ارتفاع میکشد. کوه نوردانی که نمیخواهند مسیری زمان بر را طی نمایند می توانند از تبریز سوار ماشین گردیده و کنار آبادی ونیار از ماشین پیاده شوند و از آنجا به سمت سویدولو و قله دند جنبش نمایند. *پیشنهاد اصلی چنانچه با کوه ها و محیط طبیعی فضا شهر تبریز شناخت ندارید و برای اولین بار میخواهید از این جای دیدن فرمایید به طبع و قطعا از چندین کوه نورد حرفهای یاری بگیرید و به هیچ عنوان به تنهایی و بدون راهنما شیوه ترفیع را در پیش نگیرید.
سفرمان به سمت دیار اولینها را آغاز می کنیم و راهی تبارکترین بازار سرپوشیده ایران و وسیعترین دسته مسقف و به هم پیوسته آجری دانا میشویم؛ بازاری مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قدیمی با طول یک کیلومتر که از بین حوادث و رویدادهای مختلف تاریخی گذر کرده و آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد امروز، به عنوان میراثی باارزش به دست ما رسیده هست. بازار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تبریز 6500 حجره، 40 نوع شغل و صنف، 20 راسته، 35 سرا، 25 تیمچه، 11 دالان و چندین مدرسه، مسجد، کاروانسرا و شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد خزینه دارد که تمام این نصیبها در کنار هم کاملترین سازمان اجتماعی (1) را میان بازارهای کشورایران به وجود آوردهاند. اکثر اجناسی که در بازار تبریز به فروش میرسند حال و هوایی سنتی دارا هستند و از کالاهای پیشرفته مانند وسایل کامپیوتری و ... در بازار خبری نیست. از مهمترین اجناسی که در بازار تاریخی تبریز به فروش میرسد میقدرت به فرش دستباف تبریز و آذربایجان، کیف و کفش چرم، ادویه، محصولات گیاهی و دارویی، آجیل، پارچه، شیشه و ... اشاره کرد. ثبت ملی و جهانی این بازار به دلیل ویژگیهای اساسی معماری و تجاری در سال 1354 خورشیدی با شماره 1097 در فهرست آثار ملی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید و در مرداد 1389 با شماره 1346 نامش در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت؛ مسالهای که آن را به وسیع ترین اثر ثبت جهانی شده ایران تبدیل کرد. در ادامه تلاش میکنیم کمی شما را برای خرید و گشت و گذار در بازار تبریز یاری برسانیم. البته همان گونه که گفته شد شما موقتی، در اصلی ترین بازار سرپوشیده دانا هستید و به احتمال خیلی زیاد، دست خالی از آن به خانه نخواهید رفت: بازار امیر | طلا جواهرات، جواهرات، عطر و لوازم آرایشی بازار امیر از زیباترین و مهمترین قسمتهای بازار گرانقدر تبریز به شمار میرود و بورس طلا و جواهر می باشد. این بازار از شلوغترین و پرکارترین بخشها به حساب میآید و گردشگران و تاجران بسیاری را به سمت خود میکشاند. در کل در حدود 112 مغازه درین بازار وجود دارد که 102 مغازه آن به فعالیت زرگری و جواهرفروشی و باقی دکانها به در مورد پارچه، عطر و اسباب و اثاث آرایشی مشغولند. تیمچه امیر | طلا جواهرات و جواهر قدمت این تیمچه که به بعد از ظهر قاجار بازمیگردد، دفتر کار طلا و جواهرفروشان تبریزیست و از معروفترین تیمچههای بازار محسوب میشود. این نصیب در نزدیکی میدان شهر و اولیهِ بازار تبریز قرار گرفته میباشد و طرحی هشت ضلعی با حجرههای دو طبقه دارااست. تیمچه امیر وسیع ترین گنبد آجری بازار را در دست دارد که به وسیله طاقهای مقرنس و کاربندیهای قشنگ تزیین شده است. تیمچه مظفریه | فرش دستباف از معروفترین و زیباترین تیمچههای بازار تبریز به حساب میآید. تیمچه مظفریه از مهم ترین مراکز بیزنس فرش و قالی در استان آذربایجان شرقی به شمار میرود و پر ارزشترین و زیباترین فرشهای دستباف تبریز را میقدرت اینجا پیدا کرد. البته در این نصیب از بازار، حجرهدارها به غیر از دادوستد قالی، به فعالیت طراحی و تجدید بنا انواع فرش و تابلوفرش نیز درگیر میباشند. بهتر هست این را هم بدانید که هیچ فرش ماشینی به هیچ طریقی به تیمچه مظفریه رویه ندارد. تیمچه روضه خوان کاظم | جامههای طفلگانه و زنانه تیم تیمچه شیخ کاظم در محل تقاطع راسته جدید و راسته کفاشان بازار تبریز قرار گرفته میباشد و از شمال به حجرههای قیزبستی بازار، از شرق به راسته جدید، از جنوب به راسته کفاشان و از غرب به سرای گرجیلر میرسد. بیشتر دکاندارهای این تیمچه در شغل فروش خرقههای زنانه و بچهگانه میباشند و صنف حولهداران نیز تعدادی دکانی در این قسمت در دست دارند. بازار بلورفروشان | قیزبستی بازار این بازار در قبلی محل فروش وسایل شیشهای مانند بلور در تبریز محسوب میشد. تیمچهها و سراهای آن دربرگیرنده تیمچه قندفروشان، تیمچه مظفریه، دالان بامچی لر، دالان حاج روضه خوان، دالان میرزا محمد، سرای میرزا محمد و سرای گرجیلر (جورجیلر) میگردد. بازار شیشهگر خانه | اسباب و اثاث آرایشی و اثاثیه التحریر این بازار در گذشته محل فروش شیشه محسوب می شد و مغازه های آن اغلب فعالیت شیشه سازی می کردند. بازار شیشهگر خانه دو سرا به نام های حاج رسول و میرزاعلی النقی داشت که توسط شهرداری تبریز تخریب شد و در محل آن ها بازار و پارک شمس تبریزی را ساخت. امروزه درین بازار می توانید اشکال اسباب آرایشی و اسباب التحریر را خرید نمایید. بازار شیشهگر خانه، در میان خیابان تربیت و شهدا قرار دارد. بازار کفاشان همانگونه که از نام آن بر میآید این بازار از مهمترین مکان های ساخت و ساز و عرضه کفش در تبریز محسوب می شود و دکان های آن محل دوخت و دوز و فروش اشکال کفش های دست ساز هست. به عنوان مثال بخش های گوناگون این بازار می توان به تیمچه امید، تیمچه حاج ابوالقاسم، سرای امید، سرای حاج ابوالقاسم اشاره کرد. بازار یمنی دوز یمنی به نوعی کفش محلی تبریز که به چارخ تشابه داراست، گفته میشود. بازار یمنی دوزها نیز در قدیم محل دوخت این نوع کفش ها محسوب می شد. راسته بازار از بزرگترین بازارچه های تبریز که تیمچه و سراهای متعددی را در خود جای داده است و در آن اجناس مختلفی به فروش می رسند. از این بازارچه به عنوان بازار ملی نیز خیال و خاطر می کنند.
موزه شهرداری تبریز، یکی از جاذبههای شهر میباشد که در درون کاخ شهرداری تبریز قراردارد. تاریخ مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد ساخت کاخ شهرداری به سالهای 1314 تا 1318 برمیگردد و روزگارها به عنوان دفتر اصلی شهر تبریز مورد استفاده قرار میگرفت. تا آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد اینکه در سال 1386 به مناسبت بزرگداشت یکصدمین سالگرد تاسیس اولی رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد انجمن شهر و بلدیه کشورایران در تبریز، موزه شهرداری تبریز در این عمارت استارت به عمل کرد و لقب نخستین و صرفا موزه تاریخ شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد شهرداریهای ایران را به خود اختصاص داد. جالب که بدانید خلال این، شورای اسلامی تبریز هم در بخشی از این ساختمان مستقر میباشد. زمانی به باطن موزه میروید آثاری از اولین شهرداری تبریز، شی ءها و سندها ارزشمندی که آرم فرهنگ و هنر مردم تبریز هست را خواهید مشاهده کرد. بخشی از این موزه در زیرزمین و بخشهای دیگر در طبقات اول و دوم قرار دارا هستند و تالارهای مختلفی چون تالار دوربینهای سابق، تالار حمایت مقدس، چاپ و تکثیر، فرش، هنرهای معاصر، خط و خوشنویسی، تالار حکمت و یکسری تالار دیگر را در خود جای داده است. موزه شهرداری تبریز که بعد از سرزمین چین، در ردیف اولین موزه شهرداریهای جهان نیز قرار دارد در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۷۷ با شماره ثبت ۲۰۵۵ بهعنوان یکی از اثرها ملی کشور ایران به ثبت رسید. یک کدام از بناهای زیبا، مستحکم و دیدنی شهر تبریز کاخ شهرداریست که به فرمان رضا سلطان پهلوی در محل آرامستان متروک و مخروبه کوی نوبر از سال 1314 تا 1318 و با نظارت مهندسان آلمانی ساخته شد. این کاخ از اولیهِ احداث تاکنون، به عنوان ساختمان شهرداری شهر تبریز مورد به کارگیری قرار گرفته هست. کاخ شهرداری دارای یک برج ساعت چهار صفحهای به ارتفاع 31 متر است که با طنین موزون زنگهایش، هر 15 دقیقه یکبار، گذشت زمان را به مردم یاداوری میکند. این بنا در مرکزیترین نقطه شهر جای دارد و ساعت آن مشابه ساعت برج بیگ بن لندن میباشد که نظیر آنها در دانا وجود ندارد. نمای بیرونی، داخلی، ایوان و باغچه، از جذابیتهای این عمارت هست که شما را در احساس نوستالژیک و دلنشین خود، غرق میکند. نمای خارجی این بنا از سنگ تراشیده شده و نقشه ساختمان آن شبیه به طرح یک عقاب درحال پرواز می باشد که با نمونه ساختمانهای مرزوبوم آلمان، قبل از جنگ جهانی دوم تطابق داراست. در قسمت جنوبی این کاخ موزه، محیطی دلنشین و باصفا جای دارد که از ویژگی آن میتوان به گلکاری، درختکاری و استخر آبی رنگ آن اشاره داشت. سقف عمارت با نقوش ایرانی تزئین شدهاست و همگی پنجرهها آن رنگی و خوشگل هستند. این موزه دارای تالارهای متعددیست که طبقهبندی شدهاند و به دسته خاصی از شی ها و مدارک تعلق دارند. بازدید شما از همان بخش زیرزمین که محل فروش بلیت و موزه کفش و آتش نشانی است، آغاز میگردد. در ادامه با ما همراه باشید تا با این تالارها بیشتر آشنا شوید. تالار کفش تبریز: از گذشتههای به دور کفش تبریز و جنس چرم اعلا آن زبانزد بوده میباشد. این قسمت از موزه کفشهایی را به نمایش می گذارد که با تجهیزات اول ساخته شدهاند. به دلیل کیفیت بالا و مرغوبیت کفش تبریز، این فرآورده به برخی کشورها صادر می گردد. تالار آتش نشانی (اطفائیه) تبریز: دیدنی می باشد بدانید که اولین آتشنشانی مرزوبوم در تبریز بنا گردیدهاست. دراین بخش با تجهیزات آتشنشانی کهن و روش کارایی آن آشنا خواهید شد. پس از بازدید از تالارهای طبقه زیرزمین، به ساختمان مهم بروید و از تالارهای موزه شهرداری بازدید فرمایید.
تعداد صفحات : 0

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد؛ راهنمای حضور در مراسم مذهبی و برنامههای مناسبتی