برای اشخاصی که زیاد به شمال مهاجرت مینمایند رامسر مقصد شناخت میباشد. بارها احتمالا آنجا اقامت و یا این که از این شهر دیدن کرده باشید؛ ولی تعداد یه خرده خبر داراهستند به عبارتی حوالی قلعهای وجود دارااست که از فرازش میقدرت همگی چشم انداز دریا و دشت تنکابن و کوههای رامسر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را تماشا کرد. قلعه مارکوه برفراز کوهی به همین اسم قرار گرفته و تاریخ درباره شروع به ساختش ساکت میباشد. از ظواهر بنای کنونی میاقتدار گمانه زد که به بعد از اسلام وابستگی داشته باشد. این بنای سنگی که امروز فقط ساختمان بلندهای آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مدداش باقیمانده 260 متر از آبهای آزاد فراتر میباشد و یکیاز اثر ها ملی کشور ایران به شمار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میرود. قلعه مارکوه در قبلی 600 مترمربع مساحت داشته و کاربرد آن نظامی بوده میباشد. برای بازدید از این قلعه که محلیها به آن "مَرکو" می گویند بایستی یک پلکان سیمانی با 311 پله کوتاه را پشت راز بگذارید؛ مسیری هموار که از لابهلای پرچین گلشنها، بوتهها شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و درختان انجیلی، بلوط، شمشاد و ازگیل می گذرد. پیمودن این مسیر البته بسیار سهل و آسان میباشد و حدود 15 دقیقه ارتفاع میکشد. زمانی نو پاره ای گرم گردیدهاید و برایتان پرسش می شود که تا قلعه چه قدر باقیمانده میباشد؛ ناگهان با یک ساختمان بلند بلند سنگی روبرو میشوید که با به دور زدن آن از سمت جنوب شرقی پا به محوطه مانده از قلعه میگذارید. آنچه امروز از این قلعه به مکان باقی مانده حصارهای بیرونیاش میباشد. سه عدد از ساختمان بلندهای امان را هم خواهید مشاهده کرد؛ یکی اتاقهای قلعه نیز مرمت گردیده که محل سکونت دربان این سازه میباشد. بازدید از مارکوه بیشتراز آنکه یک مهاجرت تاریخی باشد یک گردش تفریحی در طبیعت میباشد به این دلیل که امروز دیگر از شکوه قلعه چیز متعددی باقی نمانده و بیشتر اشخاصی که به دیدن قلعه مارکوه میروند تماشای مناظر از قله کوه را نصیب دوست داشتنی مسافرت خویش می دانند. از طرف دیگر مسافران شمال بیشتر به جستجوی طبیعت و هوای عالی میباشند کهاین مقصد را تعیین مینمایند.قلعه مارکوه با شماره 3484 در اسفندماه سال 1379 تحت عنوان یک تاثیر تاریخی، در فهرست اثر ها ملی مملکت به تصویب رسیده میباشد. متاسفانه نصیب متعددی از قلعه باقی نمانده و حدودا فارغ از هیچ حفظ یا این که مرمتی به حالا خویش رها شده است. امروز درحالتی که به دیدن این قلعه بروید این قسمتها را خواهید رویت کرد: 1- ورودی در بخش شمال شرقی 2- اتاق مرمت گردیده از سنگ جنازه و ملات سیمان؛ محل سکونت پاسبان فعلی سازه 3- بقایای یکسری اتاق 4- پلکان سازه که مسیر دسترسی به ساختمان بلند های جنوب شرقی و جنوب غربی را مهیا می نمایند. در سالهای اخیر رسیدگیهایی انجام یافته تا این گنجایش زیبای توریسم احیا گردد و بعد از نوسازی و تجدید بنا تحت عنوان بام رامسر گزینه بهرهبرداری قرار گیرد. امیدواریم کهاین شغل با تمرکز به نازکیهای نوسازی بناهای تاریخی و سوای جراحت زدن به قلعه موجب رونق بیشتر توریسم ناحیه باشد. وضعیت مارکوه به آن دیدهانداز بیمانندی رو به دریای کاسپین، مزارع برنج، مرکبات و گلشنهای دمنوش ،تپه ها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهای محیط و رودخانه نسارود بخشیده میباشد که میاقتدار ازین گنجایش عالی فایده گرفت. اولی اشاره بدین قلعه، در منابع مکتوب تاریخی، همچون بخش اعظمی از قلعههای کشور ایران به زمان اسماعیلیان (1) مربوط میباشد؛ عده ای که حکومتشان بر قله کوهها و قلعهها شالوده گذارده گردیده بود. مبارزان و فداییان اسماعیلی از الموت بهاین حوزه آمدند و قلعه را محاصره کردند. آنها که با کنترل الموت به راه و روش ابریشم احاطه یافته بودند با تسخیر این قلعه بر ناحیه گیلان قاضی شدند. می گویند در روزگاران قبلی فضای قلعه بهاندازهای بوده میباشد که 100 سرباز را در خویش مکان میاعطا کرد. آب موردنیاز قلعه را با دقت به کوزههای سفالی پیدا گردیده احتمالا از چشمههای بدور می آوردند. همینطور یک سرداب در اواسط قلعه پیدا گردیدهاست که پیشتر تصور می شد تونلی پنهان به یک گلشن در حوالی حاشیه دریا میباشد تا ساکنان قلعه از آن گریزو فرار نمایند. ولی ابعاد متوجه شدند تونلی در فعالیت وجود ندارد و این قسمت زیرزمینی، فقط آب انبار بوده میباشد. باطن قلعه یک چاه نیز وجود داراست. میرزا حسن خان اتکا السلطنه، از نویسندگان و جغرافیدانان معروف عصر ناصرالدین سلطان قاجار، مارکوه را از مجاورت چشم میباشد و دربارهاش در کتاب مرآت البلدان مینویسد : "در تنکابن کوهی میباشد موسوم به مارکوه و دخمههای گوناگون و شبپرههای متعددی دراین دخمهها میباشد که خویش را به انسان و لامپ میزنند و بازدارنده از دخول به دخمهها میباشند. بالای آن کوه، جایی میباشد دارای شهرت به نقاره منزل، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث میشود و تا نیم فرسخ آن صدا می رود." به حیث میبرسد آنچه اعتمادالسلطنه تعریف مینماید بخشی از معماری نظامی قلعه بوده و برای اعلام خطر کاربرد داشته که هماینک از دربین رفته میباشد. برای انتخاب عرصه و حریم قلعه بازرسیهای اولای شکل گرفت. با دقت به اشاره منابع تاریخی و تشابه ساختاری قلعه به بناهایی مانند قلعه بابک معین شد که پیشینه مارکوه به سده سوم هجری می رسد. از سوی دیگر حاصل جستجو های اول نیز حکایت از سکونت آدم از حوالی قرن 3 هجری قمری درین قلعه دارا هستند. بعضی گمانه زدهاند که شاید قلعه پیشینهای باستانیخیس داشته باشد؛ البته مستند باستانشناسی یا این که گواهی مکتوبی برای این فرضیه در مشت وجود ندارد. آنچه از منابع تاریخی می دانیم این میباشد که قلعه کاربرد نظامی استراتژیک داشته و در قرن سوم تا ششم هجری قمری و بعد توشه دیگر در قرن هشتم هجری مستعمل میباشد و آنگاه به دلایل نامعلومی ساکنانش آن را رخنه کردهاند. بعد از آن نیز قلعه برای مدام متروک ماند.
برای اشخاصی که زیاد به شمال مهاجرت مینمایند رامسر مقصد شناخت میباشد. بارها احتمالا آنجا اقامت و یا این که از این شهر دیدن کرده باشید؛ ولی تعداد یه خرده خبر داراهستند به عبارتی حوالی قلعهای وجود دارااست که از فرازش میقدرت همگی چشم انداز دریا و دشت تنکابن و کوههای رامسر مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد را تماشا کرد. قلعه مارکوه برفراز کوهی به همین اسم قرار گرفته و تاریخ درباره شروع به ساختش ساکت میباشد. از ظواهر بنای کنونی میاقتدار گمانه زد که به بعد از اسلام وابستگی داشته باشد. این بنای سنگی که امروز فقط ساختمان بلندهای آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد مدداش باقیمانده 260 متر از آبهای آزاد فراتر میباشد و یکیاز اثر ها ملی کشور ایران به شمار رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد میرود. قلعه مارکوه در قبلی 600 مترمربع مساحت داشته و کاربرد آن نظامی بوده میباشد. برای بازدید از این قلعه که محلیها به آن "مَرکو" می گویند بایستی یک پلکان سیمانی با 311 پله کوتاه را پشت راز بگذارید؛ مسیری هموار که از لابهلای پرچین گلشنها، بوتهها شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد و درختان انجیلی، بلوط، شمشاد و ازگیل می گذرد. پیمودن این مسیر البته بسیار سهل و آسان میباشد و حدود 15 دقیقه ارتفاع میکشد. زمانی نو پاره ای گرم گردیدهاید و برایتان پرسش می شود که تا قلعه چه قدر باقیمانده میباشد؛ ناگهان با یک ساختمان بلند بلند سنگی روبرو میشوید که با به دور زدن آن از سمت جنوب شرقی پا به محوطه مانده از قلعه میگذارید. آنچه امروز از این قلعه به مکان باقی مانده حصارهای بیرونیاش میباشد. سه عدد از ساختمان بلندهای امان را هم خواهید مشاهده کرد؛ یکی اتاقهای قلعه نیز مرمت گردیده که محل سکونت دربان این سازه میباشد. بازدید از مارکوه بیشتراز آنکه یک مهاجرت تاریخی باشد یک گردش تفریحی در طبیعت میباشد به این دلیل که امروز دیگر از شکوه قلعه چیز متعددی باقی نمانده و بیشتر اشخاصی که به دیدن قلعه مارکوه میروند تماشای مناظر از قله کوه را نصیب دوست داشتنی مسافرت خویش می دانند. از طرف دیگر مسافران شمال بیشتر به جستجوی طبیعت و هوای عالی میباشند کهاین مقصد را تعیین مینمایند.قلعه مارکوه با شماره 3484 در اسفندماه سال 1379 تحت عنوان یک تاثیر تاریخی، در فهرست اثر ها ملی مملکت به تصویب رسیده میباشد. متاسفانه نصیب متعددی از قلعه باقی نمانده و حدودا فارغ از هیچ حفظ یا این که مرمتی به حالا خویش رها شده است. امروز درحالتی که به دیدن این قلعه بروید این قسمتها را خواهید رویت کرد: 1- ورودی در بخش شمال شرقی 2- اتاق مرمت گردیده از سنگ جنازه و ملات سیمان؛ محل سکونت پاسبان فعلی سازه 3- بقایای یکسری اتاق 4- پلکان سازه که مسیر دسترسی به ساختمان بلند های جنوب شرقی و جنوب غربی را مهیا می نمایند. در سالهای اخیر رسیدگیهایی انجام یافته تا این گنجایش زیبای توریسم احیا گردد و بعد از نوسازی و تجدید بنا تحت عنوان بام رامسر گزینه بهرهبرداری قرار گیرد. امیدواریم کهاین شغل با تمرکز به نازکیهای نوسازی بناهای تاریخی و سوای جراحت زدن به قلعه موجب رونق بیشتر توریسم ناحیه باشد. وضعیت مارکوه به آن دیدهانداز بیمانندی رو به دریای کاسپین، مزارع برنج، مرکبات و گلشنهای دمنوش ،تپه ها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهای محیط و رودخانه نسارود بخشیده میباشد که میاقتدار ازین گنجایش عالی فایده گرفت. اولی اشاره بدین قلعه، در منابع مکتوب تاریخی، همچون بخش اعظمی از قلعههای کشور ایران به زمان اسماعیلیان (1) مربوط میباشد؛ عده ای که حکومتشان بر قله کوهها و قلعهها شالوده گذارده گردیده بود. مبارزان و فداییان اسماعیلی از الموت بهاین حوزه آمدند و قلعه را محاصره کردند. آنها که با کنترل الموت به راه و روش ابریشم احاطه یافته بودند با تسخیر این قلعه بر ناحیه گیلان قاضی شدند. می گویند در روزگاران قبلی فضای قلعه بهاندازهای بوده میباشد که 100 سرباز را در خویش مکان میاعطا کرد. آب موردنیاز قلعه را با دقت به کوزههای سفالی پیدا گردیده احتمالا از چشمههای بدور می آوردند. همینطور یک سرداب در اواسط قلعه پیدا گردیدهاست که پیشتر تصور می شد تونلی پنهان به یک گلشن در حوالی حاشیه دریا میباشد تا ساکنان قلعه از آن گریزو فرار نمایند. ولی ابعاد متوجه شدند تونلی در فعالیت وجود ندارد و این قسمت زیرزمینی، فقط آب انبار بوده میباشد. باطن قلعه یک چاه نیز وجود داراست. میرزا حسن خان اتکا السلطنه، از نویسندگان و جغرافیدانان معروف عصر ناصرالدین سلطان قاجار، مارکوه را از مجاورت چشم میباشد و دربارهاش در کتاب مرآت البلدان مینویسد : "در تنکابن کوهی میباشد موسوم به مارکوه و دخمههای گوناگون و شبپرههای متعددی دراین دخمهها میباشد که خویش را به انسان و لامپ میزنند و بازدارنده از دخول به دخمهها میباشند. بالای آن کوه، جایی میباشد دارای شهرت به نقاره منزل، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث میشود و تا نیم فرسخ آن صدا می رود." به حیث میبرسد آنچه اعتمادالسلطنه تعریف مینماید بخشی از معماری نظامی قلعه بوده و برای اعلام خطر کاربرد داشته که هماینک از دربین رفته میباشد. برای انتخاب عرصه و حریم قلعه بازرسیهای اولای شکل گرفت. با دقت به اشاره منابع تاریخی و تشابه ساختاری قلعه به بناهایی مانند قلعه بابک معین شد که پیشینه مارکوه به سده سوم هجری می رسد. از سوی دیگر حاصل جستجو های اول نیز حکایت از سکونت آدم از حوالی قرن 3 هجری قمری درین قلعه دارا هستند. بعضی گمانه زدهاند که شاید قلعه پیشینهای باستانیخیس داشته باشد؛ البته مستند باستانشناسی یا این که گواهی مکتوبی برای این فرضیه در مشت وجود ندارد. آنچه از منابع تاریخی می دانیم این میباشد که قلعه کاربرد نظامی استراتژیک داشته و در قرن سوم تا ششم هجری قمری و بعد توشه دیگر در قرن هشتم هجری مستعمل میباشد و آنگاه به دلایل نامعلومی ساکنانش آن را رخنه کردهاند. بعد از آن نیز قلعه برای مدام متروک ماند.

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی