عثمان بن عفان
قدمت، گزینش جانشین خویش را به شورایی شش نفره از صحابه نبی(ص) واگذار کرد. عثمان بن عفان در سال ۲۳ق تحت عنوان سومین خلیفه بر مسند توان گرد هم آیی. شرط اصلی بیعت شورای شش نفره با وی، ضمن فعالیت به کتاب خداوند و سنّت فرستاده، پیروی از دو خلیفه ابتدا (سیره شیخین) بود؛ امری که علی بن ابی طالب از تایید آن امتناع کرد[۱۴]. ولی بنابر منابع تاریخی، عثمان چندان به شروط نام برده پایبند نماند؛ به عنوان مثال گماشتن بعضی از راندهشدگان از سوی رسول(ص) به سِمَتهای خوب حکومتی، مسلط ساختن بنی امیه بر کارها حکومتی و رحمتهای سوای قانون از بیتالمال به بعضی اشخاص و نیز اقوام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امویاش.[۱۵]
امام علی علیهالسلام
بیعت با امام علی(ع) در مسجد با حضور عموم و با شرط فعالیت به کتاب خداوند و سنّت فرستاده اعمال شد.[۱۶] وی دریافت بیعت اجباری را جایز ندانست و بر آن بود که بیعت بر مبنای تفویض میباشد و خویش را ملزم به دعوت میدانست، خیر تحمیل[۱۷] وی یاددادن آیین را یک کدام از وظایف اساسی حکم دهنده قلمداد می کرد.[۱۸] و بر آن بود که درفش ایمان را میان عموم پایدار نماید و آنها را بر حدود حلال و حرام با خبر مسجد غدیر فلاحی مشهد سازد.[۱۹]
امام حسن مجتبی علیهالسلام
شهیدشدن امام علی(ع) در سال ۴۰ قمری، اوضاع و احوال بحرانی خلافت را بغرنجخیس کرد. با وجود اقبال عموم به خلافت حسن بن علی بعد از پدرش، ولی امام علی عموم را در گزینش فرزندش مخیر کرده بود. امام حسن(ع) در یکیاز خطبههایش، خلال تفکیک آشکار خلافت از مُلوکیت(پادشاهی)، بر بایستگی انطباقِ کار خلیفه با مبنای حافظه گردیده یار و همدم با غربت از ستم مسجد بابا غدیر مشهد تأکید کرد.[۲۰]
دستگاه فرمانروایی معاویة بن ابی سفیان در شام با دستگاه خلافت پهلو میزد. این همعرضی تا فرصت خلافت امام علی(ع) با هیچسیرتکامل مخالفتی روبهرو نشده بود، ولی امام علی از به عبارتی شروع او را بیرون کرد.[۲۱] امام حسن دست به مقابله با معاویه زد، البته عاقبت راهی جز صلح با معاویه نیافت. براین اساس بعداز شش ماه خلافت، گوشهگیری و با معاویه صلح کرد. بنابه ماجرا بلاذری،[۲۲] یکی شروط امام حسن در صلحنامه، دوری معاویه از انتخاب جانشین و واگذاری انتخاب خلیفه بعداز خویش به مسلمانها بوده میباشد. اورده شده میباشد که امام با سفارش معاویه بر طبق احراز منزلت خلافت بعد از معاویه مخالفت مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۲۳]
امام حسن(ع) واپسین خلیفه از اولین زمان خلافت اسلامی و از سلسله خلفایی بود که بعد ها با تیتر راشدین، هویتی کاریزماتیک (فَرَهْمَند) یافتند. این طریقه که تصاویری پرنور از آن را در اثر ها مؤلفان سنّیمذهب قرنها متعدد بهوفور میاقتدار یافت،[۲۴] نتایجِ برخورداری از خصوصیتهایی زیرا وابستگی به رینگ صحابه ممتاز رسول(ص)، خویشاوندی نَسَبی یا این که سببی با رسول، ادب حق تقدم در اسلام و امداد فرستاده و آرمان الهیاش، و بالاخره سیره عملی (دراین مورد، خلیفه سوم را می بایست مستثنا کرد) بود که خیرفقط تفاوت معناداری بین آن ها و خلفای آجل پدید آورد، بلکه به شاخصی برای چک همت صاحبان توان در جامعه اسلامی بدل شد.
نظریاتی زیرا آرای اهل حل و عقد و اهل استخلاف، اصل شورا،[۲۵] قریشی بودن خلیفه، نقش بیعت تحت عنوان وسیلهای برای ثابت خلافت یا این که اظهار وفاداری و موافقت[۲۶]، لزوم اطاعت از حکم کننده با غرض نگهداری جماعت امت و نهی از خروج،[۲۷]، قابلیت یا این که عدم قابلیت خلع خلیفه،[۲۸]، جهاد با بُغات (عده باغی) و نظایر آن، همه برگرفته از طریق انتصاب خلفای راشدین و عملکردشان بود که تحت عنوان الگوی حکومتی مناسب به آنها استناد می شد.
عثمان بن عفان
قدمت، گزینش جانشین خویش را به شورایی شش نفره از صحابه نبی(ص) واگذار کرد. عثمان بن عفان در سال ۲۳ق تحت عنوان سومین خلیفه بر مسند توان گرد هم آیی. شرط اصلی بیعت شورای شش نفره با وی، ضمن فعالیت به کتاب خداوند و سنّت فرستاده، پیروی از دو خلیفه ابتدا (سیره شیخین) بود؛ امری که علی بن ابی طالب از تایید آن امتناع کرد[۱۴]. ولی بنابر منابع تاریخی، عثمان چندان به شروط نام برده پایبند نماند؛ به عنوان مثال گماشتن بعضی از راندهشدگان از سوی رسول(ص) به سِمَتهای خوب حکومتی، مسلط ساختن بنی امیه بر کارها حکومتی و رحمتهای سوای قانون از بیتالمال به بعضی اشخاص و نیز اقوام مسجد غدیر بلوار معلم مشهد امویاش.[۱۵]
امام علی علیهالسلام
بیعت با امام علی(ع) در مسجد با حضور عموم و با شرط فعالیت به کتاب خداوند و سنّت فرستاده اعمال شد.[۱۶] وی دریافت بیعت اجباری را جایز ندانست و بر آن بود که بیعت بر مبنای تفویض میباشد و خویش را ملزم به دعوت میدانست، خیر تحمیل[۱۷] وی یاددادن آیین را یک کدام از وظایف اساسی حکم دهنده قلمداد می کرد.[۱۸] و بر آن بود که درفش ایمان را میان عموم پایدار نماید و آنها را بر حدود حلال و حرام با خبر مسجد غدیر فلاحی مشهد سازد.[۱۹]
امام حسن مجتبی علیهالسلام
شهیدشدن امام علی(ع) در سال ۴۰ قمری، اوضاع و احوال بحرانی خلافت را بغرنجخیس کرد. با وجود اقبال عموم به خلافت حسن بن علی بعد از پدرش، ولی امام علی عموم را در گزینش فرزندش مخیر کرده بود. امام حسن(ع) در یکیاز خطبههایش، خلال تفکیک آشکار خلافت از مُلوکیت(پادشاهی)، بر بایستگی انطباقِ کار خلیفه با مبنای حافظه گردیده یار و همدم با غربت از ستم مسجد بابا غدیر مشهد تأکید کرد.[۲۰]
دستگاه فرمانروایی معاویة بن ابی سفیان در شام با دستگاه خلافت پهلو میزد. این همعرضی تا فرصت خلافت امام علی(ع) با هیچسیرتکامل مخالفتی روبهرو نشده بود، ولی امام علی از به عبارتی شروع او را بیرون کرد.[۲۱] امام حسن دست به مقابله با معاویه زد، البته عاقبت راهی جز صلح با معاویه نیافت. براین اساس بعداز شش ماه خلافت، گوشهگیری و با معاویه صلح کرد. بنابه ماجرا بلاذری،[۲۲] یکی شروط امام حسن در صلحنامه، دوری معاویه از انتخاب جانشین و واگذاری انتخاب خلیفه بعداز خویش به مسلمانها بوده میباشد. اورده شده میباشد که امام با سفارش معاویه بر طبق احراز منزلت خلافت بعد از معاویه مخالفت مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۲۳]
امام حسن(ع) واپسین خلیفه از اولین زمان خلافت اسلامی و از سلسله خلفایی بود که بعد ها با تیتر راشدین، هویتی کاریزماتیک (فَرَهْمَند) یافتند. این طریقه که تصاویری پرنور از آن را در اثر ها مؤلفان سنّیمذهب قرنها متعدد بهوفور میاقتدار یافت،[۲۴] نتایجِ برخورداری از خصوصیتهایی زیرا وابستگی به رینگ صحابه ممتاز رسول(ص)، خویشاوندی نَسَبی یا این که سببی با رسول، ادب حق تقدم در اسلام و امداد فرستاده و آرمان الهیاش، و بالاخره سیره عملی (دراین مورد، خلیفه سوم را می بایست مستثنا کرد) بود که خیرفقط تفاوت معناداری بین آن ها و خلفای آجل پدید آورد، بلکه به شاخصی برای چک همت صاحبان توان در جامعه اسلامی بدل شد.
نظریاتی زیرا آرای اهل حل و عقد و اهل استخلاف، اصل شورا،[۲۵] قریشی بودن خلیفه، نقش بیعت تحت عنوان وسیلهای برای ثابت خلافت یا این که اظهار وفاداری و موافقت[۲۶]، لزوم اطاعت از حکم کننده با غرض نگهداری جماعت امت و نهی از خروج،[۲۷]، قابلیت یا این که عدم قابلیت خلع خلیفه،[۲۸]، جهاد با بُغات (عده باغی) و نظایر آن، همه برگرفته از طریق انتصاب خلفای راشدین و عملکردشان بود که تحت عنوان الگوی حکومتی مناسب به آنها استناد می شد.

راهنمای کامل آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد، خدمات و نقش آن در توسعه فرهنگی محله