loading...

بهترین مرجع مسجد غدیر باباعلی مشهد

بازدید : 28
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:33


عشق ابوذر به امام علی(ع)
اربلی روایتی را نقل می‌نماید که ابوذر، علی(ع) را وصی خود قرار بخشید و اذعان کرد: به آفریدگار عهد به امیرالمؤمنینِ بر حق وصیت کردم. به معبود پیمان وی بهاری میباشد که در وی ادب میباشد هر یکسری از شما غیروابسته شده و حقش در خلافت غصب گردیده باشد.[۳۷] ابن‌ابی‌الحدید نیز میگوید: ابوذر در ربذه به ابن رافع ذکر کرد که به زودی فتنه‌ای فیس خواهد بخشید، از آفریدگار بترسید و از علی بن ابی‌طالب(ع) هواخواهی فرمایید.[۳۸] این دوستی و علاقمندی به علی بن ابیطالب(ع) تا آن جا بود که در تشییع شبانه پیکر فاطمه زهرا(س) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کمپانی کرد.[۳۹]

در طول خلفاء
ابوذر در هواخواهی از حق امام علی(ع) بر ولایت ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد.[۴۰]

او در حین خلیفه دوم از افرادی بود که به فرمان قدمت درباره ممانعت کتابت حدیث بی‌توجه بود و می‌اذعان کرد: والله در شرایطی که شمشیری را بر دهانم نهند تا از رسول آفریدگار(ص) نقل ماجرا نکنم، تحمل بُرندگی خنجر را بر شکاف حرف پیامبر آفریدگار(ص) ترجیح خواهم بخشید.[۴۱] به جهت نقل حدیث بود که ابوذر با یکسری نفر دیگر در حین عُمَر زندانی مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۴۲]

تبعید به شام
بنابر نقل ابن‌ابی‌الحدید، انگیزه تبعید ابوذر به شام درپی رحمت مبالغ مال عموم به مروان بن حکم، زید بن اثبات و بقیه افراد بوسیله عثمان بود. او می گوید: ابوذر در کوچه و خیابان فریاد می‌زد و اعتراض میکرد تا اینکه عثمان، او‌را از مدینه اخراج و به شام تبعید مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۴۳]

او در شام به شغل های معاویه اعتراض میکرد. روزی معاویه، ۳۰۰ دینار را برایش ارسال کرد. ابوذر به آورنده پول بیان کرد: در شرایطی‌که این سهم این سال اینجانب از مال همه مردم میباشد که تا به امروز نداده‌اید، می‌پذیرم اما چنانچه مشوق میباشد نیازی بدان ندارم، و آن را پس ارسال کرد. زمانی که معاویه کاخ خضراء [سبز] را در دمشق بنانهاد ابوذر خاطرنشان کرد:‌ای معاویه! درصورتی که این کاخ از پول خداست حیله میباشد و در صورتیکه از پول خودت میباشد مسجد بابا قدرت مشهد اسراف میباشد.

به این شیوه در شام دائماً به معاویه می‌اعلام‌کرد: بخدا قسم! کارهایی را کرده‌ای که اینجانب آنها‌را نمی‌شناسم؛ بخدا قسم! این امور خیر در کتاب خدایند و خیر در سنت پیامبرش(ص)؛ اینجانب حقی را می بینم که بدون صدا میشود؛ باطلی را میبینم که زنده می‌گردد و راستگویی را میبینم که تکذیب میگردد.... تا اینکه روزی معاویه بعد از شنیدن سخنان ابوذر فرمان دستگیر او را صادر کرد و او را معاند پروردگار و معاند فرستاده معبود خواند. ابوذر نیز در جواب اظهار‌کرد: اینجانب خیر معاند خدایم و خیر معاند فرستاده خداوند، بلکه تو و پدرت معاند معبود و فرستاده خدایید، به ظواهر اسلام آوردید و کفرتان را در دل نهفتید و مطلقاً نبی خداوند(ص) تو‌را لعن کرد و یک سری توشه تو‌را نفرین کرد که سیر نشوی. معاویه اعلام‌کرد: اینجانب آن فرد نیستم. ابوذر ذکر کرد: چرا تو همو هستی؛ فرستاده معبود(ص) به اینجانب خاطرنشان کرد، در حالی که بر وی می‌گذشتم و خودم شنیدم که می‌ذکر کرد: خدایا وی [معاویه] را لعن کن و سیرش مکن مگر با خاک. در اینجا معاویه امر زندانی کردن اورا صادر کرد.[۴۴]

همینطور گفته‌اند او در شام، عموم را به فضیلت ها نبی(ص) و اهل بیت(ع) وی سفارش می کرد. معاویه، عموم را از مجالست با او نهی کرد، و به عثمان طومار نوشت و او را از ایفا و سخنان ابوذر با خبر تشکیل داد. معاویه بعد از جواب عثمان، ابوذر را به مدینه روانه کرد.[۴۵]

تبعید به ربذه
ابوذر در مدینه با عثمان دیدار کرد البته دینارهای اهدایی‌اش را نپذیرفت و به عیب گیری از حکومت او پرداخت. عثمان نیز او‌را تاب نیاورد و او را با بدترین شرایط به ربذه تبعید کرد. گستردن حالا مذاکره در بین ابوذر و عثمان و تبعید به ربذه در اکثری از کتاب ها تاریخی آمده میباشد.[۴۶]

عثمان هنگام تبعید ابوذر به ربذه امر کرد کسی اورا هم‌نشینی نکند و با وی کلام نگوید، و امرکرد مروان بن حکم او‌را از مدینه خارج نماید. به این طرز، کسی جرأت ملازمت او‌را نداشت؛ با این اکنون، امام علی(ع)، عقیل و حسنین(ع) و عمار یاسر برای همنشینی وی حاضر شدند و او‌را بدرقه نمودند.[۴۷] تعاریف امام علی(ع) از ابوذر هنگام تبعید او را می اقتدار در نهج البلاغه رویت کرد.[۴۸]

وفات
نبی(ص):
ای ابوذر! تو صرفا معاش میکنی، فقط می‌میری، فقط مبعوث می‌شوی و فقط وارد پردیس می‌شوی. به واسطه تو، اشخاصی از اهل عراق که غسل و تجهیز و دفنت را اجرا میدهند خوشبخت میگردند.

تعبیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۹۵.

ابوذر در ماه ذی‌الحجه از سال ۳۲ قمری و در طول خلافت عثمان در ربذه از جهان رفت. ابن کثیر می‌نویسد: «به هنگام مرگ جز همسر و فرزندش کسی نزد وی خلا.»[۴۹] خیرالدین زرکلی می گوید: «او در حالی از جهان رفت که در منزل‌اش چیزی عدم وجود که اورا کفن نمایند.»[۵۰] مهران بن خوش یمن نقل می‌نماید: «آن‌چه را اینجانب در منزل ابوذر دیدم بیشتر از دو درهم نمی‌ارزید.»[۵۱]

نقل گردیده‌است وقتی که همسرش ام‌ذر ناله میکرد و به ابوذر می‌اعلام کرد:

تو در کویر می‌میری و اینجانب پارچه‌ای ندارم تا تو‌را کفن کنم؛ ابوذر به او اظهار‌کرد: ناله مکن و شادمان باش. به دلیل آن که روزی فرستاده معبود(ص) فی مابین اشخاصی که اینجانب نیز بین آنها بودم فرمود: یکی‌از شما در کویر می‌میرد و جماعتی از مؤمنین او‌را به خاک می‌سپارند. هم اکنون تک تک کسانی که آن روز با اینجانب بودند در شهر و فی مابین عموم جان ودیعه‌اند و گفته نبی(ص) درباره اینجانب میباشد.[۵۲]
بعد از این، عبدالله بن مسعود و برخی از یارانش برای مثال حجر بن ادبر، صاحب اشتر، و جوانانی از انصار اتفاقاً از آنجا گذشتند، و به تغسیل و تکفین وی پرداختند و عبدالله بن مسعود بر پیکرش نماز خواند.[۵۳] طبق تاریخ یعقوبی، حذیفه بن یمان (از بزرگان صحابه) نیز فی مابین خاک سپاری کنندگان ابوذر بوده میباشد.[۵۴]

سازه بر نقل همگی منابع، قبر ابوذر در ربذه میباشد.[۵۵] حربی، دانا حنبلی قرن سوم، در کتاب المناسک آورده میباشد که در ربذه مسجدی به اسم ابوذر، صحابی فرستاده معبود(ص) وجود داشته و آورده شده، قبر ابوذر نیز در به عبارتی مسجد میباشد.[۵۶]


عشق ابوذر به امام علی(ع)
اربلی روایتی را نقل می‌نماید که ابوذر، علی(ع) را وصی خود قرار بخشید و اذعان کرد: به آفریدگار عهد به امیرالمؤمنینِ بر حق وصیت کردم. به معبود پیمان وی بهاری میباشد که در وی ادب میباشد هر یکسری از شما غیروابسته شده و حقش در خلافت غصب گردیده باشد.[۳۷] ابن‌ابی‌الحدید نیز میگوید: ابوذر در ربذه به ابن رافع ذکر کرد که به زودی فتنه‌ای فیس خواهد بخشید، از آفریدگار بترسید و از علی بن ابی‌طالب(ع) هواخواهی فرمایید.[۳۸] این دوستی و علاقمندی به علی بن ابیطالب(ع) تا آن جا بود که در تشییع شبانه پیکر فاطمه زهرا(س) مسجد غدیر بلوار معلم مشهد کمپانی کرد.[۳۹]

در طول خلفاء
ابوذر در هواخواهی از حق امام علی(ع) بر ولایت ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد.[۴۰]

او در حین خلیفه دوم از افرادی بود که به فرمان قدمت درباره ممانعت کتابت حدیث بی‌توجه بود و می‌اذعان کرد: والله در شرایطی که شمشیری را بر دهانم نهند تا از رسول آفریدگار(ص) نقل ماجرا نکنم، تحمل بُرندگی خنجر را بر شکاف حرف پیامبر آفریدگار(ص) ترجیح خواهم بخشید.[۴۱] به جهت نقل حدیث بود که ابوذر با یکسری نفر دیگر در حین عُمَر زندانی مسجد غدیر فلاحی مشهد شدند.[۴۲]

تبعید به شام
بنابر نقل ابن‌ابی‌الحدید، انگیزه تبعید ابوذر به شام درپی رحمت مبالغ مال عموم به مروان بن حکم، زید بن اثبات و بقیه افراد بوسیله عثمان بود. او می گوید: ابوذر در کوچه و خیابان فریاد می‌زد و اعتراض میکرد تا اینکه عثمان، او‌را از مدینه اخراج و به شام تبعید مسجد بابا غدیر مشهد کرد.[۴۳]

او در شام به شغل های معاویه اعتراض میکرد. روزی معاویه، ۳۰۰ دینار را برایش ارسال کرد. ابوذر به آورنده پول بیان کرد: در شرایطی‌که این سهم این سال اینجانب از مال همه مردم میباشد که تا به امروز نداده‌اید، می‌پذیرم اما چنانچه مشوق میباشد نیازی بدان ندارم، و آن را پس ارسال کرد. زمانی که معاویه کاخ خضراء [سبز] را در دمشق بنانهاد ابوذر خاطرنشان کرد:‌ای معاویه! درصورتی که این کاخ از پول خداست حیله میباشد و در صورتیکه از پول خودت میباشد مسجد بابا قدرت مشهد اسراف میباشد.

به این شیوه در شام دائماً به معاویه می‌اعلام‌کرد: بخدا قسم! کارهایی را کرده‌ای که اینجانب آنها‌را نمی‌شناسم؛ بخدا قسم! این امور خیر در کتاب خدایند و خیر در سنت پیامبرش(ص)؛ اینجانب حقی را می بینم که بدون صدا میشود؛ باطلی را میبینم که زنده می‌گردد و راستگویی را میبینم که تکذیب میگردد.... تا اینکه روزی معاویه بعد از شنیدن سخنان ابوذر فرمان دستگیر او را صادر کرد و او را معاند پروردگار و معاند فرستاده معبود خواند. ابوذر نیز در جواب اظهار‌کرد: اینجانب خیر معاند خدایم و خیر معاند فرستاده خداوند، بلکه تو و پدرت معاند معبود و فرستاده خدایید، به ظواهر اسلام آوردید و کفرتان را در دل نهفتید و مطلقاً نبی خداوند(ص) تو‌را لعن کرد و یک سری توشه تو‌را نفرین کرد که سیر نشوی. معاویه اعلام‌کرد: اینجانب آن فرد نیستم. ابوذر ذکر کرد: چرا تو همو هستی؛ فرستاده معبود(ص) به اینجانب خاطرنشان کرد، در حالی که بر وی می‌گذشتم و خودم شنیدم که می‌ذکر کرد: خدایا وی [معاویه] را لعن کن و سیرش مکن مگر با خاک. در اینجا معاویه امر زندانی کردن اورا صادر کرد.[۴۴]

همینطور گفته‌اند او در شام، عموم را به فضیلت ها نبی(ص) و اهل بیت(ع) وی سفارش می کرد. معاویه، عموم را از مجالست با او نهی کرد، و به عثمان طومار نوشت و او را از ایفا و سخنان ابوذر با خبر تشکیل داد. معاویه بعد از جواب عثمان، ابوذر را به مدینه روانه کرد.[۴۵]

تبعید به ربذه
ابوذر در مدینه با عثمان دیدار کرد البته دینارهای اهدایی‌اش را نپذیرفت و به عیب گیری از حکومت او پرداخت. عثمان نیز او‌را تاب نیاورد و او را با بدترین شرایط به ربذه تبعید کرد. گستردن حالا مذاکره در بین ابوذر و عثمان و تبعید به ربذه در اکثری از کتاب ها تاریخی آمده میباشد.[۴۶]

عثمان هنگام تبعید ابوذر به ربذه امر کرد کسی اورا هم‌نشینی نکند و با وی کلام نگوید، و امرکرد مروان بن حکم او‌را از مدینه خارج نماید. به این طرز، کسی جرأت ملازمت او‌را نداشت؛ با این اکنون، امام علی(ع)، عقیل و حسنین(ع) و عمار یاسر برای همنشینی وی حاضر شدند و او‌را بدرقه نمودند.[۴۷] تعاریف امام علی(ع) از ابوذر هنگام تبعید او را می اقتدار در نهج البلاغه رویت کرد.[۴۸]

وفات
نبی(ص):
ای ابوذر! تو صرفا معاش میکنی، فقط می‌میری، فقط مبعوث می‌شوی و فقط وارد پردیس می‌شوی. به واسطه تو، اشخاصی از اهل عراق که غسل و تجهیز و دفنت را اجرا میدهند خوشبخت میگردند.

تعبیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۹۵.

ابوذر در ماه ذی‌الحجه از سال ۳۲ قمری و در طول خلافت عثمان در ربذه از جهان رفت. ابن کثیر می‌نویسد: «به هنگام مرگ جز همسر و فرزندش کسی نزد وی خلا.»[۴۹] خیرالدین زرکلی می گوید: «او در حالی از جهان رفت که در منزل‌اش چیزی عدم وجود که اورا کفن نمایند.»[۵۰] مهران بن خوش یمن نقل می‌نماید: «آن‌چه را اینجانب در منزل ابوذر دیدم بیشتر از دو درهم نمی‌ارزید.»[۵۱]

نقل گردیده‌است وقتی که همسرش ام‌ذر ناله میکرد و به ابوذر می‌اعلام کرد:

تو در کویر می‌میری و اینجانب پارچه‌ای ندارم تا تو‌را کفن کنم؛ ابوذر به او اظهار‌کرد: ناله مکن و شادمان باش. به دلیل آن که روزی فرستاده معبود(ص) فی مابین اشخاصی که اینجانب نیز بین آنها بودم فرمود: یکی‌از شما در کویر می‌میرد و جماعتی از مؤمنین او‌را به خاک می‌سپارند. هم اکنون تک تک کسانی که آن روز با اینجانب بودند در شهر و فی مابین عموم جان ودیعه‌اند و گفته نبی(ص) درباره اینجانب میباشد.[۵۲]
بعد از این، عبدالله بن مسعود و برخی از یارانش برای مثال حجر بن ادبر، صاحب اشتر، و جوانانی از انصار اتفاقاً از آنجا گذشتند، و به تغسیل و تکفین وی پرداختند و عبدالله بن مسعود بر پیکرش نماز خواند.[۵۳] طبق تاریخ یعقوبی، حذیفه بن یمان (از بزرگان صحابه) نیز فی مابین خاک سپاری کنندگان ابوذر بوده میباشد.[۵۴]

سازه بر نقل همگی منابع، قبر ابوذر در ربذه میباشد.[۵۵] حربی، دانا حنبلی قرن سوم، در کتاب المناسک آورده میباشد که در ربذه مسجدی به اسم ابوذر، صحابی فرستاده معبود(ص) وجود داشته و آورده شده، قبر ابوذر نیز در به عبارتی مسجد میباشد.[۵۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 559
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 336
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 601
  • بازدید ماه : 601
  • بازدید سال : 2956
  • بازدید کلی : 42232
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی