نوحه وداع
نوحه وداع از نوحههای مجالس سوگواری شیعه ها در بعد از ظهر عاشورا یا این که شام غریبان. این نوحه، خداحافظی امام حسین(ع) از حضرت زینب و دیگر بانوان مقبره را ماجرا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مینماید.
نقل تاریخی
امام حسین(ع) بعداز شهید شدن یاران به چادر آمد و بعد از پیشنهاد اهل بیتش به خموشی، با خواهران، زنان، فرزندان و کودک ها خود وداع کرد. پیراهنی برایش آوردند و حضرت تیشرت را از یکسری جا پاره کرد تا از دستبرد سپاه کوفه مصون بماند و آن را تحت جامهها پوشید، بعد از شهید شدن امام، این تیشرت نیز مسجد غدیر فلاحی مشهد غارت شد.[۱]
امام بعداز مدتی پیکار، مجدد به سوی بقاع آمد و زنان مقبره را به طاقت دعوت کرد.[۲] آنگاه با یکایک زنان مقبره خداحافظی کردند[۳] و بعد از آن بر بالین امام سجّاد(ع) حاضر شد.[۴] وقتی که امام(ع) درگیر وداع با اهل بقعه بود به فرمان قدمت بن سعد، سپاه کوفه به خیام وی حمله ور شدند و اورا مقصود تیرهای خویش قرار دادند؛ به سیرتکاملای که بعضی تیرها چادرها را درید و موجبات وحشت اهل مقبره را آماده مسجد بابا غدیر مشهد آورد.[۵]
نوحه
این نوحه اشاره به خداحافظی امام حسین(ع) با اهل مقبره دارااست. به گزارش این مدیحه در وداع واپسین امام از حضرت زینب(س) تقاضای بلیز کهنه مینماید تا آن را پایین خرقههای خویش بپوشد. حضرت زینب که از معصومین گذشته، روایت کهنه تی شرت را شنیده بود، از آوردن آن امتناع مسجد بابا قدرت مشهد مینماید.
امام با پوشیدن بلوز کهنه بر مرکب سوار گردیده و عازم میدان میگردد، حضرت رقیه(س) با یاد آوری خبر شهیدشدن مسلم بن عقیلو دلجوئی امام از دخترش حمیده از امام تقاضا مینماید تا اورا نیز برای واپسین توشه ناز و نوازش نماید.[یادداشت ۱]
گاهی نیز گفته میگردد این تیشرت را حضرت زهرا(س) دوخته و به حضرت زینب برای اینگونه روزی داده بود.[۷]
رسیدن شیرازی:
جامه کهنه بپوشید، پایین پیرهنش
مگر که بر نکشد خصم بدمنش ز تنش
خرقه کهنه چه حاجت؟ که تحت سُمّ سُتور
تنی نماند که پوشند لباس یا این که کفنش
که اعلام کرد از بدن وی خصم برکشید خرقه؟
خرقه کی بود اورا که پاره شد، بدنش؟
خیر، جسم یوسف زهرا، چنان لگد کوب میباشد
کزو قدرت به بابا بُرد بوی پیرهنش
[۸]
عنایت مدیحه وداع
یکیاز علماء و پارسایان به اسم«میرزا یحیی ابهری» می گوید: به کربلا برای زیارت مرقد امام حسین رفتم، روزها عرفه بود، شب عید قربان از بقعه آن حضرت خارج آمدم و به خانه خویش در کربلا بازگشتم و خوابیدم ناگاه درعالم خواب شنیدم مردی می گوید: علامه مجلسی در صحن شریف درس می دهد، از وی پرسیدم در کدام جای ؟ وی با اشاره، آن جای را به اینجانب نماد اعطا کرد، به آنجا رفتم دیدم درآنجا مسجد بزرگی میباشد و جمعیت بخش اعظمی از علما حدود پانصد نفر اجتماع کردهاند و علامه مجلسی بر بالای منبراست و برای آنان درس می گوید، بعداز نقطه پایان درس، یه خرده پند کرد و بعد از ارشادوراهنمایی، خواست بیان مصیبت نماید، دراین هنگام فردی از درون حجره وارد مجلس شد و اذعان کرد: حضرت فاطمه زهرا می فرمایند: «آن مصائبی را که در برگیرنده مصیبت وداع فرزند شهیدم میباشد بخوان». علامه مجلسی به عبارتی مصیبت را خواند، بخش اعظمی اجتماع کرده و آن بیان مصیبت را شنیدند و شیون شدیدی نمودند که اینجانب در مجموع عمرم اینگونه مجلس باشکوه ناله و عزا ندیده بودم.[۹]
مثال اشعار
غلامرضا سازگار
سواره رفتی و اینجانب همرت پیاده دویدم
چه گونه دل ببرم از توای تک تک امیدم
بعد از وداع چنان تاختی به جانب میدان
که هرچه تند دویدم به مرکبت نرسیدم
نفس به سینه فرو ماند و سوخت حنجر خشکم
زپشت رمز به تو کردم نگاه آه کشیدم
همین که پیرهن کهنه را ز اینجانب طلبیدی
هزار سکو مرگ خویش از خداوند طلبیدم
هنوز اشک وداعم به چشم بود که ناگه
صدای شیون "هل اینجانب معلوم" به گوش شنیدم
به حیرتم که نهم رو به چادر یا این که که به میدان
تنها ستادم و با فغان پشت دست گزیدم
به جان مادرمای یادگار مامان زینب
تو جان به دست گرفتی اینجانب از تو دل نبریدم[۱۰]
نوحه وداع
نوحه وداع از نوحههای مجالس سوگواری شیعه ها در بعد از ظهر عاشورا یا این که شام غریبان. این نوحه، خداحافظی امام حسین(ع) از حضرت زینب و دیگر بانوان مقبره را ماجرا مسجد غدیر بلوار معلم مشهد مینماید.
نقل تاریخی
امام حسین(ع) بعداز شهید شدن یاران به چادر آمد و بعد از پیشنهاد اهل بیتش به خموشی، با خواهران، زنان، فرزندان و کودک ها خود وداع کرد. پیراهنی برایش آوردند و حضرت تیشرت را از یکسری جا پاره کرد تا از دستبرد سپاه کوفه مصون بماند و آن را تحت جامهها پوشید، بعد از شهید شدن امام، این تیشرت نیز مسجد غدیر فلاحی مشهد غارت شد.[۱]
امام بعداز مدتی پیکار، مجدد به سوی بقاع آمد و زنان مقبره را به طاقت دعوت کرد.[۲] آنگاه با یکایک زنان مقبره خداحافظی کردند[۳] و بعد از آن بر بالین امام سجّاد(ع) حاضر شد.[۴] وقتی که امام(ع) درگیر وداع با اهل بقعه بود به فرمان قدمت بن سعد، سپاه کوفه به خیام وی حمله ور شدند و اورا مقصود تیرهای خویش قرار دادند؛ به سیرتکاملای که بعضی تیرها چادرها را درید و موجبات وحشت اهل مقبره را آماده مسجد بابا غدیر مشهد آورد.[۵]
نوحه
این نوحه اشاره به خداحافظی امام حسین(ع) با اهل مقبره دارااست. به گزارش این مدیحه در وداع واپسین امام از حضرت زینب(س) تقاضای بلیز کهنه مینماید تا آن را پایین خرقههای خویش بپوشد. حضرت زینب که از معصومین گذشته، روایت کهنه تی شرت را شنیده بود، از آوردن آن امتناع مسجد بابا قدرت مشهد مینماید.
امام با پوشیدن بلوز کهنه بر مرکب سوار گردیده و عازم میدان میگردد، حضرت رقیه(س) با یاد آوری خبر شهیدشدن مسلم بن عقیلو دلجوئی امام از دخترش حمیده از امام تقاضا مینماید تا اورا نیز برای واپسین توشه ناز و نوازش نماید.[یادداشت ۱]
گاهی نیز گفته میگردد این تیشرت را حضرت زهرا(س) دوخته و به حضرت زینب برای اینگونه روزی داده بود.[۷]
رسیدن شیرازی:
جامه کهنه بپوشید، پایین پیرهنش
مگر که بر نکشد خصم بدمنش ز تنش
خرقه کهنه چه حاجت؟ که تحت سُمّ سُتور
تنی نماند که پوشند لباس یا این که کفنش
که اعلام کرد از بدن وی خصم برکشید خرقه؟
خرقه کی بود اورا که پاره شد، بدنش؟
خیر، جسم یوسف زهرا، چنان لگد کوب میباشد
کزو قدرت به بابا بُرد بوی پیرهنش
[۸]
عنایت مدیحه وداع
یکیاز علماء و پارسایان به اسم«میرزا یحیی ابهری» می گوید: به کربلا برای زیارت مرقد امام حسین رفتم، روزها عرفه بود، شب عید قربان از بقعه آن حضرت خارج آمدم و به خانه خویش در کربلا بازگشتم و خوابیدم ناگاه درعالم خواب شنیدم مردی می گوید: علامه مجلسی در صحن شریف درس می دهد، از وی پرسیدم در کدام جای ؟ وی با اشاره، آن جای را به اینجانب نماد اعطا کرد، به آنجا رفتم دیدم درآنجا مسجد بزرگی میباشد و جمعیت بخش اعظمی از علما حدود پانصد نفر اجتماع کردهاند و علامه مجلسی بر بالای منبراست و برای آنان درس می گوید، بعداز نقطه پایان درس، یه خرده پند کرد و بعد از ارشادوراهنمایی، خواست بیان مصیبت نماید، دراین هنگام فردی از درون حجره وارد مجلس شد و اذعان کرد: حضرت فاطمه زهرا می فرمایند: «آن مصائبی را که در برگیرنده مصیبت وداع فرزند شهیدم میباشد بخوان». علامه مجلسی به عبارتی مصیبت را خواند، بخش اعظمی اجتماع کرده و آن بیان مصیبت را شنیدند و شیون شدیدی نمودند که اینجانب در مجموع عمرم اینگونه مجلس باشکوه ناله و عزا ندیده بودم.[۹]
مثال اشعار
غلامرضا سازگار
سواره رفتی و اینجانب همرت پیاده دویدم
چه گونه دل ببرم از توای تک تک امیدم
بعد از وداع چنان تاختی به جانب میدان
که هرچه تند دویدم به مرکبت نرسیدم
نفس به سینه فرو ماند و سوخت حنجر خشکم
زپشت رمز به تو کردم نگاه آه کشیدم
همین که پیرهن کهنه را ز اینجانب طلبیدی
هزار سکو مرگ خویش از خداوند طلبیدم
هنوز اشک وداعم به چشم بود که ناگه
صدای شیون "هل اینجانب معلوم" به گوش شنیدم
به حیرتم که نهم رو به چادر یا این که که به میدان
تنها ستادم و با فغان پشت دست گزیدم
به جان مادرمای یادگار مامان زینب
تو جان به دست گرفتی اینجانب از تو دل نبریدم[۱۰]

راهنمای کامل آشنایی با مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد، خدمات و نقش آن در توسعه فرهنگی محله