عبادت، خشوع و تذلل در قبال آفریدگار.
اهل معرفت، واقعیت و رازّ عبادت را خشوع ذاتی، تذلل و سیر از دانا ظلمات مسجد بابا قدرت مشهد به فقیه قرب، عفو وبخشش و روشنایی معرفی کردهاند. امامخمینی نیز اعتقاد و باور دارااست عبادت نوعی ثناخوانی پروردگار میباشد و هر عبادتی ثنای معبود به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای اوست.
به اعتقاد و باور امامخمینی، همه عبادات از جانب معبود، متعین و توقیفی میباشند و کسی حق ندارد از مسجد بابا غدیر مشهد پیش خویش، عبادتی تشریع و ساخت نماید، در صورتی چه عبادت، اختصاصی در افعال خاص وجود ندارد و شغل برای معبود عبادت میباشد.
مقصود از عبادت در آیهها الهی، رستگاری و زهدوتقوا مذکور میباشد. امامخمینی نیز بر این یقین میباشد که مسجد غدیر فلاحی مشهد عبادات اسراری دارا هستند که نباید از آن ها غافل شد؛ وی کل غرض عبادت را بهفعلیتوصال کمالات آدم و الهیشدن وی می داند. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
امامخمینی به اعتبارات متفاوت، برای عبادت اقسامی قائل میباشد. مثلا وی به اعتبار هدف ها عبادتکنندگان، عبادت را به سه تیم تقسیم مینماید: عبادت احرار؛ عبادت تاجران؛ عبادت عبید. چنان که با دقت به عوالم سهگانه (ملک، ملکوت و جبروت) عبادت را به سه گروه عبادات قالبی، قلبی و روحی تقسیم مینماید.
اسلام برای تکلیف آدم، اعم از عبادات و غیر عبادات، حالت عامی قرار داده میباشد؛ مانند: عقل؛ توان بر تکلیف؛ دانش ملزم به تکلیف و بلوغ؛ چنان که برای دقت تکلیف در برخی عبادات نیز قوانینی نام برده میباشد؛ مانند حرّیت، قابلیت تصرف در اموال در زکات، وسع و بازبودن منش در حج، مسافرنبودن و سالم از بیماری در روزه.
همینطور برای درستی و کمال عبادت، موقعیت و آدابی برشمردهاند. ازجمله:
اخلاص؛ حضور قلب؛ طمأنینه؛ ورع؛ دقت به عز ربوبیت و ذل عبودیت و حفظ از تصرفات شیطان.
امامخمینی همینطور به بعضا از حاصل عبادت اشاره نموده است؛ ازجمله: تقرب آدم به معبود و وصول به ضریح قدس الهی؛ دستیابی معارف و یادآوری خدا.
از سوی دیگر، یک کدام از بعدها شخصیت امامخمینی، دقت ویژه وی به مناجات و عبادت بود و اهتمام وی به عبادت، منحصر به فرد به عبادات واجب عدم وجود، بلکه از مستحبات، مانند ذکرها و نوافل غافل نمیماند و بیان و زیارت می خواند و روزمره تعدادی وهله قرآن قرائت میکرد.
مضمون
«عبادت» از ریشه «مخلوق» به دو معنای نرمی و ذلت یا این که مشقت و غلظت میباشد[۱] میباشد و «شیوه معبّد» به زمینی گفته میگردد که به واسطه بسیار پانهادن بر آن هموار شدهاست.[۲] عبادت به معنای طاعت، انقیاد و خشوع[۳] و عبودیت به معنای اظهار تذلل[۴] میباشد. برخی عبادت را غایت خشوع و تذلل در قبال کسی دانستهاند که دارنده نهایت فضیلت باشد و آن خدا میباشد.[۵] امامخمینی این تعریف و تمجید عبادت را بدون نقص نمیداند و یقین داراست شاید عبادت ـ که در فارسی از آن به پرستش و بندگی تعبیروتفسیر مینمایند ـ به معنی خویش فروتنی برای آفریننده و معبود را داشته باشد. از اینرو این نوع خضوع و خشوع که همراه میباشد با خداوندی خدا، در غیر آفریدگار بی دینی و شرک میباشد؛ ولی مطلق خضوع و خشوع، سوای باور به خداوندی پروردگار، هرچند بهنهایت فروتنی رسد، موجب بی دینی و کفر وجود ندارد، گرچه برخی اقسام آن، زیرا پیشانی به خاک گذاشتن حرام باشد.[۶] عبادت در اصطلاح اخلاقی بالاترین جایگاه خضوع و خشوع و تذلل میباشد[۷] و در اصطلاح اهل معرفت عبارت میباشد از فعل ملزم خلاف هوای نفسش به دلیل تعظیم معبود[۸] و تذلل برای خدا به قبول فرمان و نهی وی.[۹] برخی نیز آن را تعظیم معبود و انبیا(ع) و اولیا و ائمه(ع) و امتثال بایدها و نبایدها دینی دانستهاند.[۱۰] امامخمینی عبادت را مطلق ثنای حقوالا می داند.[۱۱]
از واژگان مربوط به عبادت، اطاعت میباشد. عبادت، نهایت خشوع میباشد و این ممکن وجود ندارد، مگر با معرفت آفریدگار؛ البته اطاعت، تاسی از عزم و خواست دیگری میباشد؛ حتیدر جایی که فرد این تاسی را قصد نکرده باشد؛ مثل اطاعت از شیطان.[۱۲]
پیشینه
روحیه پرستش و عبادت از دیرباز در آدمها وجود داشته میباشد؛ چنانکه در ادیان غیر آسمانی نیز پرستش زمین، عرش و اجداد آیتم اعتنا بوده میباشد.[۱۳] هر کدام از ادیان آسمانی برای عبادات خویش، طرزها و آئینهای ویژهای دارا هستند.[۱۴] در ادیان آسمانی، مانند یهود[۱۵] و مسیحیت،[۱۶] دربارهٔ کیفیت عبادت و پرستش کلام به در بین آمده میباشد.
در اسلام عبادت مداقه فراوانی دارااست. قرآن مقصود از خلقت را عبادت دانسته[۱۷] و در آیهها فراوانی، بندگان را به عبادت توصیه نموده است.[۱۸] در منابع روایی نیز بدین فرمان اصلی دقت خاصی گردیده و بابهایی به آن تخصیص یافته میباشد.[۱۹] همینطور اندیشمندان اسلامی به منزلت عبادت و التفات آن پرداختهاند و جنبههای متفاوت آن را رسیدگی کردهاند؛ چنانکه فقیهان احکام ظاهری آن را ذکر[۲۰] و اهل معرفت از التفات آن در سلوک[۲۱] و اسرار باطنی آن[۲۲] دعوا کردهاند. علمای رفتار نیز از عبادت تحت عنوان یک کدام از لوازم وصول به قرب خدا[۲۳] و معرفت وی[۲۴] خاطر کردهاند.
امامخمینی افزون بر رسیدگی احکام فقاهتی عبادات[۲۵]، به اسرار باطنی و واقعیت عبادت نیز اعتنا ویژهای کرده و دراین مورد دو کتاب جدا به اسم آداب الصلاة و رازّ الصلاة نگاشته میباشد. وی مطالبی، زیرا واقعیت عبادت،[۲۶] فطریبودن عبادت،[۲۷] حضور قلب در عبادت، رویه علم آموزی آن[۲۸] و اثرها عبادت[۲۹] را پژوهش و بعضی اسرار عبادی حج،[۳۰] روزه،[۳۱] زکات و خمس[۳۲] را ذکر نموده است. (ملاحظه کنید: اسرار عبادت).
واقعیت عبادت
حکما و اهل معرفت، واقعیت و رازّ عبادت را خضوع و خشوع ذاتی،[۳۳] تذلل[۳۴] و سیر از فقید ظلمت به فقید قرب، عفو و بخشش و نوروفروغ[۳۵] معرفی کردهاند. محمدعلی سلطانآبادی، معلم امامخمینی بر این اطمینان میباشد که واقعیت عبادت، شیوعدادن ثنای حق تا نشئه فقید دنیوی و مُلکی تن میباشد و برای هرمورد از مراتب انسانی دراین عبادت سودای برشمرده و اعتقاد دارد، همچنانکه عقل، منفعتای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب و صدر و تن نیز فایدهای از آن دارا هستند. سود تن همین عبادات و نسک میباشد.[۳۶] امامخمینی همچون معلم خویش، پاد شاهآبادی،[۳۷] اطمینان داراست عبادت نوعی ثناخوانی پروردگار میباشد[۳۸] و هر عبادتی ثنای آفریدگار به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای اوست و تمامی عبادات، حتی عبادت آدم بی نقص، دائم پایین حیا اسما و صفات حق واقع می شود، هرچند بشر بدون نقص عبادت کننده نام اعظم الله میباشد و غیر وی عبادت کننده بقیه اسما و صفات میباشند[۳۹] و از آنجاکه ثنای هر کسی فرع معرفت اوست و کسی را قدرت معرفت ذات آفریدگار وجود ندارد، پس بشر به واقعیت ثنای وی نیز نمیتواند قیام نماید[۴۰]؛ چنانکه کسی نمیتواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم و شعور نماید؛ چون آن نیز فرع بر معرفت به ذات، صفات و کیفیت رابطه دانا غیب و شهید شدن میباشد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد.
بر این محور امامخمینی در عبادات قائل میباشد کلیه عبادات از جانب خداوند، متعین و توقیفی می باشند و کسی حق ندارد از پیش خویش، عبادتی تشریع و ساخت نماید.[۴۱] ولی خدا به طاعت و عبادت بندگان نیازی ندارد[۴۲]؛ البته به سبب ساز لطف و عفووبخشش بیکرانش، باب عبادت و معرفت خویش را با وحی و الهام به انبیا(ع) به روی بندگان باز میباشد تا آنها نقصانهای خود را رفع نمایند و به مقدار ممکن، علم آموزی کمال نمایند؛ براین اساس مفتوح کردن باب عبادت یکیاز نعمتهای بزرگی میباشد که آحاد موجودات را دربر گرفته میباشد و هیچکس نمیتواند شکر آن نعمت را بهمکان آورد.[۴۳] به یقین وی، بر سالکان ضروری میباشد که به منزلت ذلت خود پی مارک و به آن همواره اعتنا نمایند و در رده عزت آفریدگار نیز بنگرند که هر چه این لحاظ قوت بگیرد، عبادت روضه خوانخیس و روح عبادت قدرتمندخیس میشود.[۴۴] همینطور بشر هر اندازه از نقصان خویش باخبر گردد، عبادتش نورانیت مییابد و آیتم اهمیت معبود خواهد بود.[۴۵]
عبادت و عبودیت
یکیاز مفاهیمی که در آشنایی واقعیت عبادت دخالت داراست معنی عبودیت میباشد. عبودیت در اصطلاح عرفانی و اخلاقی، فروتنی خاص به درگاه پروردگار[۴۶] و اظهار تذلل[۴۷] برای کسی میباشد که مستحق آن میباشد و با تکلف یاور میباشد[۴۸] و به خاصیت از سالکان وابستگی داراست؛ ولی «عبودت» وابسته به خاصیتالخواص[۴۹] و اهل اعتقاد و باور میباشد که خویش را قائم به حق در عبودیت مشاهده مینمایند[۵۰] و آن شغل بالله میباشد.[۵۱] امامخمینی نیز عبودیت را خضوع و خشوع تام و اطاعت از کسی میداند[۵۲] و واقعیت آن در قبال پروردگار نابودی در حضرت ربوبیت و القای انانیت، خودپرستی و همینطور وابستگی به عزّ قدس الهی و جدا به سوی معبود میباشد[۵۳] و در جایی که فرد از انانیت بیرون خواهد شد، به واقعیت عبودیت نایل میگردد.[۵۴] طبق برخی احادیث منسوب، عبودیت جوهری میباشد که داخل آن ربوبیت میباشد.[۵۵]
امامخمینی مانند دیگر عارفان[۵۶] عبودیت و ربوبیت را همراه یکدیگر میداند؛ بهاین مضمون که هر مقدار در عبودیت از انانیت مفقود خواهد شد، در ظل تامین ربوبیت یافت می شود و مخلوق به جایی میرسد که حقتبارک سمع و بصر و دست و پای وی میشود و تصرفات وی تصرفات حق می گردد کهاین جايگاه قرب نوافل و اولی رتبه ولایت میباشد و در مقابل، هر مقدار از عبودیت کاسته خواهد شد و ربوبیت نفس بیشتر شود، از عزت ربوبیت در آن کاسته می شود و درحالتی که آدم توانست با دستگیری اولیای الهی به کنه عبودیت رسد، به کنارهای از اسرار عبادت دست می یابد.[۵۷] به اعتقاد وی عبودیت مطلقه، اعلامرتبه کمال و بالاترین منزلت انسانیت میباشد و این منزلت مختص فرستاده خاتم(ص) میباشد و وی «عبدالله» حقیقی و واقعی میباشد[۵۸] و باقی اولیای بی نقص به تقلید از وی بهاین سکو میرسند؛ چنانکه معراج واقعی که برای پیامبر خاتم(ص) واقع شد نیز به واسطه عبودیت مطلقه بود.[۵۹]
عبادت، خشوع و تذلل در قبال آفریدگار.
اهل معرفت، واقعیت و رازّ عبادت را خشوع ذاتی، تذلل و سیر از دانا ظلمات مسجد بابا قدرت مشهد به فقیه قرب، عفو وبخشش و روشنایی معرفی کردهاند. امامخمینی نیز اعتقاد و باور دارااست عبادت نوعی ثناخوانی پروردگار میباشد و هر عبادتی ثنای معبود به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای اوست.
به اعتقاد و باور امامخمینی، همه عبادات از جانب معبود، متعین و توقیفی میباشند و کسی حق ندارد از مسجد بابا غدیر مشهد پیش خویش، عبادتی تشریع و ساخت نماید، در صورتی چه عبادت، اختصاصی در افعال خاص وجود ندارد و شغل برای معبود عبادت میباشد.
مقصود از عبادت در آیهها الهی، رستگاری و زهدوتقوا مذکور میباشد. امامخمینی نیز بر این یقین میباشد که مسجد غدیر فلاحی مشهد عبادات اسراری دارا هستند که نباید از آن ها غافل شد؛ وی کل غرض عبادت را بهفعلیتوصال کمالات آدم و الهیشدن وی می داند. مسجد غدیر بلوار معلم مشهد
امامخمینی به اعتبارات متفاوت، برای عبادت اقسامی قائل میباشد. مثلا وی به اعتبار هدف ها عبادتکنندگان، عبادت را به سه تیم تقسیم مینماید: عبادت احرار؛ عبادت تاجران؛ عبادت عبید. چنان که با دقت به عوالم سهگانه (ملک، ملکوت و جبروت) عبادت را به سه گروه عبادات قالبی، قلبی و روحی تقسیم مینماید.
اسلام برای تکلیف آدم، اعم از عبادات و غیر عبادات، حالت عامی قرار داده میباشد؛ مانند: عقل؛ توان بر تکلیف؛ دانش ملزم به تکلیف و بلوغ؛ چنان که برای دقت تکلیف در برخی عبادات نیز قوانینی نام برده میباشد؛ مانند حرّیت، قابلیت تصرف در اموال در زکات، وسع و بازبودن منش در حج، مسافرنبودن و سالم از بیماری در روزه.
همینطور برای درستی و کمال عبادت، موقعیت و آدابی برشمردهاند. ازجمله:
اخلاص؛ حضور قلب؛ طمأنینه؛ ورع؛ دقت به عز ربوبیت و ذل عبودیت و حفظ از تصرفات شیطان.
امامخمینی همینطور به بعضا از حاصل عبادت اشاره نموده است؛ ازجمله: تقرب آدم به معبود و وصول به ضریح قدس الهی؛ دستیابی معارف و یادآوری خدا.
از سوی دیگر، یک کدام از بعدها شخصیت امامخمینی، دقت ویژه وی به مناجات و عبادت بود و اهتمام وی به عبادت، منحصر به فرد به عبادات واجب عدم وجود، بلکه از مستحبات، مانند ذکرها و نوافل غافل نمیماند و بیان و زیارت می خواند و روزمره تعدادی وهله قرآن قرائت میکرد.
مضمون
«عبادت» از ریشه «مخلوق» به دو معنای نرمی و ذلت یا این که مشقت و غلظت میباشد[۱] میباشد و «شیوه معبّد» به زمینی گفته میگردد که به واسطه بسیار پانهادن بر آن هموار شدهاست.[۲] عبادت به معنای طاعت، انقیاد و خشوع[۳] و عبودیت به معنای اظهار تذلل[۴] میباشد. برخی عبادت را غایت خشوع و تذلل در قبال کسی دانستهاند که دارنده نهایت فضیلت باشد و آن خدا میباشد.[۵] امامخمینی این تعریف و تمجید عبادت را بدون نقص نمیداند و یقین داراست شاید عبادت ـ که در فارسی از آن به پرستش و بندگی تعبیروتفسیر مینمایند ـ به معنی خویش فروتنی برای آفریننده و معبود را داشته باشد. از اینرو این نوع خضوع و خشوع که همراه میباشد با خداوندی خدا، در غیر آفریدگار بی دینی و شرک میباشد؛ ولی مطلق خضوع و خشوع، سوای باور به خداوندی پروردگار، هرچند بهنهایت فروتنی رسد، موجب بی دینی و کفر وجود ندارد، گرچه برخی اقسام آن، زیرا پیشانی به خاک گذاشتن حرام باشد.[۶] عبادت در اصطلاح اخلاقی بالاترین جایگاه خضوع و خشوع و تذلل میباشد[۷] و در اصطلاح اهل معرفت عبارت میباشد از فعل ملزم خلاف هوای نفسش به دلیل تعظیم معبود[۸] و تذلل برای خدا به قبول فرمان و نهی وی.[۹] برخی نیز آن را تعظیم معبود و انبیا(ع) و اولیا و ائمه(ع) و امتثال بایدها و نبایدها دینی دانستهاند.[۱۰] امامخمینی عبادت را مطلق ثنای حقوالا می داند.[۱۱]
از واژگان مربوط به عبادت، اطاعت میباشد. عبادت، نهایت خشوع میباشد و این ممکن وجود ندارد، مگر با معرفت آفریدگار؛ البته اطاعت، تاسی از عزم و خواست دیگری میباشد؛ حتیدر جایی که فرد این تاسی را قصد نکرده باشد؛ مثل اطاعت از شیطان.[۱۲]
پیشینه
روحیه پرستش و عبادت از دیرباز در آدمها وجود داشته میباشد؛ چنانکه در ادیان غیر آسمانی نیز پرستش زمین، عرش و اجداد آیتم اعتنا بوده میباشد.[۱۳] هر کدام از ادیان آسمانی برای عبادات خویش، طرزها و آئینهای ویژهای دارا هستند.[۱۴] در ادیان آسمانی، مانند یهود[۱۵] و مسیحیت،[۱۶] دربارهٔ کیفیت عبادت و پرستش کلام به در بین آمده میباشد.
در اسلام عبادت مداقه فراوانی دارااست. قرآن مقصود از خلقت را عبادت دانسته[۱۷] و در آیهها فراوانی، بندگان را به عبادت توصیه نموده است.[۱۸] در منابع روایی نیز بدین فرمان اصلی دقت خاصی گردیده و بابهایی به آن تخصیص یافته میباشد.[۱۹] همینطور اندیشمندان اسلامی به منزلت عبادت و التفات آن پرداختهاند و جنبههای متفاوت آن را رسیدگی کردهاند؛ چنانکه فقیهان احکام ظاهری آن را ذکر[۲۰] و اهل معرفت از التفات آن در سلوک[۲۱] و اسرار باطنی آن[۲۲] دعوا کردهاند. علمای رفتار نیز از عبادت تحت عنوان یک کدام از لوازم وصول به قرب خدا[۲۳] و معرفت وی[۲۴] خاطر کردهاند.
امامخمینی افزون بر رسیدگی احکام فقاهتی عبادات[۲۵]، به اسرار باطنی و واقعیت عبادت نیز اعتنا ویژهای کرده و دراین مورد دو کتاب جدا به اسم آداب الصلاة و رازّ الصلاة نگاشته میباشد. وی مطالبی، زیرا واقعیت عبادت،[۲۶] فطریبودن عبادت،[۲۷] حضور قلب در عبادت، رویه علم آموزی آن[۲۸] و اثرها عبادت[۲۹] را پژوهش و بعضی اسرار عبادی حج،[۳۰] روزه،[۳۱] زکات و خمس[۳۲] را ذکر نموده است. (ملاحظه کنید: اسرار عبادت).
واقعیت عبادت
حکما و اهل معرفت، واقعیت و رازّ عبادت را خضوع و خشوع ذاتی،[۳۳] تذلل[۳۴] و سیر از فقید ظلمت به فقید قرب، عفو و بخشش و نوروفروغ[۳۵] معرفی کردهاند. محمدعلی سلطانآبادی، معلم امامخمینی بر این اطمینان میباشد که واقعیت عبادت، شیوعدادن ثنای حق تا نشئه فقید دنیوی و مُلکی تن میباشد و برای هرمورد از مراتب انسانی دراین عبادت سودای برشمرده و اعتقاد دارد، همچنانکه عقل، منفعتای از معارف و ثنای ربوبیت دارااست، قلب و صدر و تن نیز فایدهای از آن دارا هستند. سود تن همین عبادات و نسک میباشد.[۳۶] امامخمینی همچون معلم خویش، پاد شاهآبادی،[۳۷] اطمینان داراست عبادت نوعی ثناخوانی پروردگار میباشد[۳۸] و هر عبادتی ثنای آفریدگار به وصفی از اوصاف و اسمی از اسمای اوست و تمامی عبادات، حتی عبادت آدم بی نقص، دائم پایین حیا اسما و صفات حق واقع می شود، هرچند بشر بدون نقص عبادت کننده نام اعظم الله میباشد و غیر وی عبادت کننده بقیه اسما و صفات میباشند[۳۹] و از آنجاکه ثنای هر کسی فرع معرفت اوست و کسی را قدرت معرفت ذات آفریدگار وجود ندارد، پس بشر به واقعیت ثنای وی نیز نمیتواند قیام نماید[۴۰]؛ چنانکه کسی نمیتواند واقعیت کیفیت عبادت و ثنای خداوند را فهم و شعور نماید؛ چون آن نیز فرع بر معرفت به ذات، صفات و کیفیت رابطه دانا غیب و شهید شدن میباشد و فقط از روش وحی و الهام الهی قابل آشنایی میباشد.
بر این محور امامخمینی در عبادات قائل میباشد کلیه عبادات از جانب خداوند، متعین و توقیفی می باشند و کسی حق ندارد از پیش خویش، عبادتی تشریع و ساخت نماید.[۴۱] ولی خدا به طاعت و عبادت بندگان نیازی ندارد[۴۲]؛ البته به سبب ساز لطف و عفووبخشش بیکرانش، باب عبادت و معرفت خویش را با وحی و الهام به انبیا(ع) به روی بندگان باز میباشد تا آنها نقصانهای خود را رفع نمایند و به مقدار ممکن، علم آموزی کمال نمایند؛ براین اساس مفتوح کردن باب عبادت یکیاز نعمتهای بزرگی میباشد که آحاد موجودات را دربر گرفته میباشد و هیچکس نمیتواند شکر آن نعمت را بهمکان آورد.[۴۳] به یقین وی، بر سالکان ضروری میباشد که به منزلت ذلت خود پی مارک و به آن همواره اعتنا نمایند و در رده عزت آفریدگار نیز بنگرند که هر چه این لحاظ قوت بگیرد، عبادت روضه خوانخیس و روح عبادت قدرتمندخیس میشود.[۴۴] همینطور بشر هر اندازه از نقصان خویش باخبر گردد، عبادتش نورانیت مییابد و آیتم اهمیت معبود خواهد بود.[۴۵]
عبادت و عبودیت
یکیاز مفاهیمی که در آشنایی واقعیت عبادت دخالت داراست معنی عبودیت میباشد. عبودیت در اصطلاح عرفانی و اخلاقی، فروتنی خاص به درگاه پروردگار[۴۶] و اظهار تذلل[۴۷] برای کسی میباشد که مستحق آن میباشد و با تکلف یاور میباشد[۴۸] و به خاصیت از سالکان وابستگی داراست؛ ولی «عبودت» وابسته به خاصیتالخواص[۴۹] و اهل اعتقاد و باور میباشد که خویش را قائم به حق در عبودیت مشاهده مینمایند[۵۰] و آن شغل بالله میباشد.[۵۱] امامخمینی نیز عبودیت را خضوع و خشوع تام و اطاعت از کسی میداند[۵۲] و واقعیت آن در قبال پروردگار نابودی در حضرت ربوبیت و القای انانیت، خودپرستی و همینطور وابستگی به عزّ قدس الهی و جدا به سوی معبود میباشد[۵۳] و در جایی که فرد از انانیت بیرون خواهد شد، به واقعیت عبودیت نایل میگردد.[۵۴] طبق برخی احادیث منسوب، عبودیت جوهری میباشد که داخل آن ربوبیت میباشد.[۵۵]
امامخمینی مانند دیگر عارفان[۵۶] عبودیت و ربوبیت را همراه یکدیگر میداند؛ بهاین مضمون که هر مقدار در عبودیت از انانیت مفقود خواهد شد، در ظل تامین ربوبیت یافت می شود و مخلوق به جایی میرسد که حقتبارک سمع و بصر و دست و پای وی میشود و تصرفات وی تصرفات حق می گردد کهاین جايگاه قرب نوافل و اولی رتبه ولایت میباشد و در مقابل، هر مقدار از عبودیت کاسته خواهد شد و ربوبیت نفس بیشتر شود، از عزت ربوبیت در آن کاسته می شود و درحالتی که آدم توانست با دستگیری اولیای الهی به کنه عبودیت رسد، به کنارهای از اسرار عبادت دست می یابد.[۵۷] به اعتقاد وی عبودیت مطلقه، اعلامرتبه کمال و بالاترین منزلت انسانیت میباشد و این منزلت مختص فرستاده خاتم(ص) میباشد و وی «عبدالله» حقیقی و واقعی میباشد[۵۸] و باقی اولیای بی نقص به تقلید از وی بهاین سکو میرسند؛ چنانکه معراج واقعی که برای پیامبر خاتم(ص) واقع شد نیز به واسطه عبودیت مطلقه بود.[۵۹]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی