حوالی ساعت یک بعدازظهر از دیدار سربازان تراکوتا به هتل بازمیگردیم. گرچه ساعت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تکان قطار دوازده و نیم شب میباشد البته درصورتی که تا آن ساعت هتل را تحویل ندهیم بدون چاره میشویم کرایه دو روز را بپردازیم. بعداز صرف یک ناهار مدل (تنقلات و نسکافه) اتاق را تحویل و دو چمدان کوچکمان را در انبار هتل به ودیعت میگذاریم و با یک کوله مدل می آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زنیم به دل شهر. ازآنجاییکه اینجانب و همسرم ساعتها متعددی از روز را در دفتر میگذرانیم، مدل زندگیمان به سیرتکامل ایست که عادت به تناول کردن ناهار به صورت سنتی نداریم. یعنی در روزهای کاری هیچ گاه نمیتوانیم برای تناول کردن یک ناهار اهل ایران پسند، راز سفره توده شویم. شاید اینگونه چیزی را روزی در زمان کهولت (در صورتیکه عمری باقی بود) تجارب کنیم. این سیستم در رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سفرهایمان نیز تکرار میشود و ما در سفرها معمولا مقدار متعددی آجیل و خشکبار و بیسکویت(به مکان کنسرو) همراهمان میباشد و در حین روز با همانها خودمان را سیر نگه میداریم و قبل از رجوع و برگشت به هتل یک وعده غذای گرم تحت عنوان شام خارج می خوریم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (در چین این وعده غذایی دربرگیرنده نودل، کباب، میگو و بقیه غذاهای دریایی میباشد.)
ازآنجاییکه هتلمان در شیان یک هتل پنج ستاره میباشد، زمان را غنیمت شمرده و قبل از رخنه هتل کمی دلار چنج می کنیم. یوانهایی که از کشورایران با خویش آورده ایم در حالا آحاد شدن میباشد. از طرفی بانکهای چین به مشقت (لااقل برای ما ایرانیان) دلار چنج میکنند به این ترتیب شایسته ترین جا برای چنج دلار، هتلهای گران قدر می باشند که با بها منصفانه ای این عمل را ایفا میدهند.
از هتل با اتوبوس داخل شهری، راهی بافت تاریخی شهر میشویم. مقصد ما مسجد جامع شیان در دل بافت تاریخی میباشد. از آنجایی که شیان پنجاه هزار مسلمان دارااست، مکان تعجب وجود ندارد که مساجدی یک سری درین شهر دایر میباشد که مشهورترین آنها مسجد جامع میباشد.
چهت نیل به مسجد جامع از دل بازارچه ای سنتی عبور میکنیم که من را به خاطر بازارچه شهرهای مذهبی خودمان می اندازد. اکثر اوقات فروشندگان این بازارچه مسلمان می باشند. این را می گردد از کلاه سپید روی سرشان یا این که عفاف برخی خانمهای فروشنده فهمید.
در سردر ورودی مسجد، یک بانوی محجبه سرگرم فروش بلیت به گردشگران میباشد. زمانی میگوییم مسلمانیم پاسپورتها را نگاه میکند و سوای بلیت اذن ورود میدهد.آری صحیح در نظر گرفتن زدید بازدید از مسجد برای مسلمان ها مجانی میباشد. در صورتیکه بدانید چقدر میچسبد که یک نقطه جالب را رایگان مشاهده کنی و پنجاه یوان(بلیت دو نفر) جلو بیفتی!
از به عبارتی لحظه ورود به محوطه مسجد، احساس تعجب آور و متفاوتی را تجارب میکنیم که حالمان را به شدت عالی میکند.
برخلاف بقیه نقاط جالب که درین تعدادی روز سفرمان میان جمعیت در اکنون انفجار چین بودیم، اینجا هیچ خبری از جنجال وجود ندارد و چنان بدون صدا و آرامشی حکمفرماست که نگو و نپرس.
برای ما که یک هفته در سفریم و از همهمه و ازدحام و در صف ایستادن کلافه گردیده ایم این یک کدام از دو ساعت حضور دراین جا چنان دلچسب و خوشایند میباشد که دلم نمی خواهد از اینجا دل بکنم.
و البته برویم به سراغ مسجد و تاریخچه و معماری اش. نام مسجد که میاید ناخودآگاه تصویر یک بنای گنبدی و مناره دار در ذهنمان مجسم میگردد. ازآنجاییکه در سفرهای پیشین به آسیای شرقی (مالزی و هند) مساجد متعددی چشم بودیم، تصور میکردیم که مساجد چین هم چیزی مشابه به آن ها باشند اما بعداز ورود به مسجد جامع شیان با بنایی تماما معبدگونه غافلگیر میشویم!
بعداز عبور از سردر ورودی، حیاطهای تودرتوی پی درپی را رد می کنیم و در هر تراس با بنایی خوشگل روبرو میشویم. حتی اینجا هم از نقش اژدها بی منفعت نمانده و این جان دار مقدس افسانه ای در اطراف عرضاندام میکند.
مسجد جمعا" دارنده پنج تراس تو درتو میباشد و چهار صحن مهم داراست که هشتادوچهار حجره را در خویش مکان داده. به مانند همگی مساجد عالم، رواق و شبستان و وضوخانه نیز داراست و ساختمانی به اسم بانگ که در آن اذان گفته می گردد.
محور مهم مسجد جامع شیان برمیگردد به قرنها نخستین اسلام؛ به روایتی به سال 121 قمری. پرنور میباشد که از آن مسجد نخستین حتی آجری باقی نمانده اما از آن مجال تاکنون این جای همواره عبادتگاه مسلمان ها بوده و مساجد متعددی بر روی ریشه های آن مسجد سابق ساخته و بارها نوسازی گردیده اند.
ساختمان فعلی وابسته به عصر مینگ میباشد و در قرن چهاردهم ساخته و در قرنها هفده و هجده نوسازی گردیدهاست. نصیب اعظم آنچه امروز مانده نیز وابسته به قرنها هفدهم و هجدهم میلادی میباشد.
به جز چند گردش گر اروپایی که شیدا اماکن تاریخی خاص می باشند هیچ بنی بشری در مسجد حضور ندارد. ازآنجاییکه حسرت یک دیالوگ صحیح و حسابی با چینیها توی دلمان باقیمانده، با دیدن فرنگی ها چنان به وجد میآییم که با ولع استارت به گپ زدن با آن ها میکنیم. هرچند که آن طفلکی ها هم اینگونه احساس مشابهی دارا هستند و با دیدن غیرچینیها به وجد میآیند و واکنشهایی زیرا لبخند و چشمک و...از خویش نماد می دهند.
به صحن اساسی که میرسیم کل وجودم سرشار از شکرگزاری میگردد. ناخودآگاه مقنعه سفیدی برمیدارم بر راز میکنم و دو رکعت نماز شکر می خوانم.
حوالی ساعت یک بعدازظهر از دیدار سربازان تراکوتا به هتل بازمیگردیم. گرچه ساعت مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد تکان قطار دوازده و نیم شب میباشد البته درصورتی که تا آن ساعت هتل را تحویل ندهیم بدون چاره میشویم کرایه دو روز را بپردازیم. بعداز صرف یک ناهار مدل (تنقلات و نسکافه) اتاق را تحویل و دو چمدان کوچکمان را در انبار هتل به ودیعت میگذاریم و با یک کوله مدل می آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زنیم به دل شهر. ازآنجاییکه اینجانب و همسرم ساعتها متعددی از روز را در دفتر میگذرانیم، مدل زندگیمان به سیرتکامل ایست که عادت به تناول کردن ناهار به صورت سنتی نداریم. یعنی در روزهای کاری هیچ گاه نمیتوانیم برای تناول کردن یک ناهار اهل ایران پسند، راز سفره توده شویم. شاید اینگونه چیزی را روزی در زمان کهولت (در صورتیکه عمری باقی بود) تجارب کنیم. این سیستم در رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد سفرهایمان نیز تکرار میشود و ما در سفرها معمولا مقدار متعددی آجیل و خشکبار و بیسکویت(به مکان کنسرو) همراهمان میباشد و در حین روز با همانها خودمان را سیر نگه میداریم و قبل از رجوع و برگشت به هتل یک وعده غذای گرم تحت عنوان شام خارج می خوریم شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد (در چین این وعده غذایی دربرگیرنده نودل، کباب، میگو و بقیه غذاهای دریایی میباشد.)
ازآنجاییکه هتلمان در شیان یک هتل پنج ستاره میباشد، زمان را غنیمت شمرده و قبل از رخنه هتل کمی دلار چنج می کنیم. یوانهایی که از کشورایران با خویش آورده ایم در حالا آحاد شدن میباشد. از طرفی بانکهای چین به مشقت (لااقل برای ما ایرانیان) دلار چنج میکنند به این ترتیب شایسته ترین جا برای چنج دلار، هتلهای گران قدر می باشند که با بها منصفانه ای این عمل را ایفا میدهند.
از هتل با اتوبوس داخل شهری، راهی بافت تاریخی شهر میشویم. مقصد ما مسجد جامع شیان در دل بافت تاریخی میباشد. از آنجایی که شیان پنجاه هزار مسلمان دارااست، مکان تعجب وجود ندارد که مساجدی یک سری درین شهر دایر میباشد که مشهورترین آنها مسجد جامع میباشد.
چهت نیل به مسجد جامع از دل بازارچه ای سنتی عبور میکنیم که من را به خاطر بازارچه شهرهای مذهبی خودمان می اندازد. اکثر اوقات فروشندگان این بازارچه مسلمان می باشند. این را می گردد از کلاه سپید روی سرشان یا این که عفاف برخی خانمهای فروشنده فهمید.
در سردر ورودی مسجد، یک بانوی محجبه سرگرم فروش بلیت به گردشگران میباشد. زمانی میگوییم مسلمانیم پاسپورتها را نگاه میکند و سوای بلیت اذن ورود میدهد.آری صحیح در نظر گرفتن زدید بازدید از مسجد برای مسلمان ها مجانی میباشد. در صورتیکه بدانید چقدر میچسبد که یک نقطه جالب را رایگان مشاهده کنی و پنجاه یوان(بلیت دو نفر) جلو بیفتی!
از به عبارتی لحظه ورود به محوطه مسجد، احساس تعجب آور و متفاوتی را تجارب میکنیم که حالمان را به شدت عالی میکند.
برخلاف بقیه نقاط جالب که درین تعدادی روز سفرمان میان جمعیت در اکنون انفجار چین بودیم، اینجا هیچ خبری از جنجال وجود ندارد و چنان بدون صدا و آرامشی حکمفرماست که نگو و نپرس.
برای ما که یک هفته در سفریم و از همهمه و ازدحام و در صف ایستادن کلافه گردیده ایم این یک کدام از دو ساعت حضور دراین جا چنان دلچسب و خوشایند میباشد که دلم نمی خواهد از اینجا دل بکنم.
و البته برویم به سراغ مسجد و تاریخچه و معماری اش. نام مسجد که میاید ناخودآگاه تصویر یک بنای گنبدی و مناره دار در ذهنمان مجسم میگردد. ازآنجاییکه در سفرهای پیشین به آسیای شرقی (مالزی و هند) مساجد متعددی چشم بودیم، تصور میکردیم که مساجد چین هم چیزی مشابه به آن ها باشند اما بعداز ورود به مسجد جامع شیان با بنایی تماما معبدگونه غافلگیر میشویم!
بعداز عبور از سردر ورودی، حیاطهای تودرتوی پی درپی را رد می کنیم و در هر تراس با بنایی خوشگل روبرو میشویم. حتی اینجا هم از نقش اژدها بی منفعت نمانده و این جان دار مقدس افسانه ای در اطراف عرضاندام میکند.
مسجد جمعا" دارنده پنج تراس تو درتو میباشد و چهار صحن مهم داراست که هشتادوچهار حجره را در خویش مکان داده. به مانند همگی مساجد عالم، رواق و شبستان و وضوخانه نیز داراست و ساختمانی به اسم بانگ که در آن اذان گفته می گردد.
محور مهم مسجد جامع شیان برمیگردد به قرنها نخستین اسلام؛ به روایتی به سال 121 قمری. پرنور میباشد که از آن مسجد نخستین حتی آجری باقی نمانده اما از آن مجال تاکنون این جای همواره عبادتگاه مسلمان ها بوده و مساجد متعددی بر روی ریشه های آن مسجد سابق ساخته و بارها نوسازی گردیده اند.
ساختمان فعلی وابسته به عصر مینگ میباشد و در قرن چهاردهم ساخته و در قرنها هفده و هجده نوسازی گردیدهاست. نصیب اعظم آنچه امروز مانده نیز وابسته به قرنها هفدهم و هجدهم میلادی میباشد.
به جز چند گردش گر اروپایی که شیدا اماکن تاریخی خاص می باشند هیچ بنی بشری در مسجد حضور ندارد. ازآنجاییکه حسرت یک دیالوگ صحیح و حسابی با چینیها توی دلمان باقیمانده، با دیدن فرنگی ها چنان به وجد میآییم که با ولع استارت به گپ زدن با آن ها میکنیم. هرچند که آن طفلکی ها هم اینگونه احساس مشابهی دارا هستند و با دیدن غیرچینیها به وجد میآیند و واکنشهایی زیرا لبخند و چشمک و...از خویش نماد می دهند.
به صحن اساسی که میرسیم کل وجودم سرشار از شکرگزاری میگردد. ناخودآگاه مقنعه سفیدی برمیدارم بر راز میکنم و دو رکعت نماز شکر می خوانم.

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی