مناظرات سقیفه
در محل سقیفه گفتگوهای بخش اعظمی فی مابین انصار حاضر و مهاجرانی که با تأخیر به آنها ملحق شدند، تعویض شوید که هرکدام به نوبه خویش تأثیرگذار بود؛ البته بیشترین تأثیر در سخنان ابوبکر و همراهانش بود. برخی از مکالمات برقرار گردیده در آن تاریخ از اشخاص ذیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد:
سعد بن عباده: او عمدتاً در اولِ گرد هم آیی و قبل از ورود ابوبکر و همراهانش صحبت بیان کرد و اما بهخیال و خاطر ناتوانیاش بر تاثیر بیماری، سخنان او را فرزندش به جمعیت ابلاغ مینمود. اهم سخنان او عبارتند از: بیان مناقب و سوابق انصار، برتری آنها بر دیگر تیمهای مسلمان، سرویس ها این جماعت به اسلام و رسول(ص) و رضایت رسول از انصار هنگام وفات. او با این تحلیلها انصار را سزاوارخیس برای جانشینی خاطرنشان کرد و آنها را به مبادرت برای به دستگیری زمام کارها دعوت نمود و توصیه تعیین امیری از انصار و امیری از مهاجران را باخت و مسجد غدیر فلاحی مشهد عقبنشینی میدانست.[۱۱]
ابوبکر: سخنان او انتخابکننده سود این اجتماع بود. او در یکسری وهله سخنانی خلل کرد که چکیده آن ها اینگونه میباشد: امتیاز مهاجران بر انصار به عنوان مثال پیشگامی آن ها در تصدیق رسالت فرستاده(ص)، سبقت در ایمان و عبادت خداوند، ارتباط خویشاوندی و یا این که دوستی مهاجران با رسول؛ حق تقدم مهاجران برای جانشینی رسول به همین دلایل، مناقب و سوابق انصار و آمادگی و حق تقدم آن ها برای تصدی منزلت وزارت و خیر حکومت، نهی مخالفت با جانشینی مسجد بابا غدیر مشهد مهاجران.[۱۲]
حباب بن منذر: او دو یا این که سه وهله در سقیفه حرف اذعان کرد که هربار سخنانش شامل تحریک و یا این که ترساندن علیه مهاجران بهخصوص ابوبکر و قدمت بود.[۱۳] او در نوبتی گشوده هم سفارش امیری از هر خویشاوندان را مطرح مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۱۴]
قدمت بن خطاب: قدمت بیشتر سخنانِ ابوبکر را تأیید و با دلیلهایی بر آن تأکید نموده است. بعضی از این دلایل عبارتند از: قطعیت عدم مخالفت اعراب با جانشینی خانواده فرستاده، عدم قابلیت و امکان تعیین دو امیر از هر کدام از دو تیم، چراکه دو خنجر در یک غلاف نگنجند.[۱۵]
ابوعبیده جراح: او در سخنی خطاب به انصار آنانرا از تبدیل و تغییر و تحول آئین و پایه وحدت مسلمانها، نهی نموده است.[۱۶]
بشیر بن سعد: او از فامیل خزرج و انصار میباشد. او در یک سری وهله عاملهای ابوبکر و همراهانش را تأیید کرده و با الفاظی مانند خوف از آفریدگار و عدم مخالفت با یک حق مسلم، انصار را از مخالفت با مهاجران بازداشتن نموده است.[۱۷]
عبدالرحمن بن عوف: منزلت و فضیلت کسانی مانند حضرت علی(ع)، ابوبکر و قدمت را یاداوری کرده و انصار را فاقد اینگونه بزرگانی معرفی نموده است.[۱۸]
زید بن ارقم: او از انصار میباشد؛ وی در سقیفه و در مقابل ادلههای ابوبکر و عبدالرحمن بن عوف، علی(ع) را شخصی معرفی مینماید که تک تک این خصوصیتها را داراست و درحالتی که برای بیعتدریافت کردن پیشگام میشد، کسی با وی مخالفت نمی کرد.[۱۹]
مجموعههای حاضر
بیشتر گزارشهای مو جود در منابع اهلسنت پیرامون سقیفه بنیساعده از حضور و شرکت کردن سیاسی مردم مهاجران و انصار درین حادثه داراست،[۲۰] اکنون آنکه بخش اعظمی از منابع از دو مرحله بیعت با ابوبکر حافظه کردهاند که عبارتند از بیعت روز سقیفه و بیعت سایر حاضران در شهر مدینه که روز بعد از رخداد سقیفه پیش آمده و از آن با تیتر بیعت عام خاطر میگردد؛[۲۱]
به گفته ویلفرد مادلونگ، از فی مابین مهاجرین صرفا ابوبکر، قدمت و ابوعبیده در گردهمایی سقیفه حضور داشتند که قابلیت و امکان ملازمت و همراهی یکسری همراه فردی، اعضای خانواده و موالی این سه نفر نیز بدور از ذهن وجود ندارد. همینسیرتکامل بعضا دانشمندان حضور تندرست مخلوق آزادشده ابوحذیفه، را بیان مینمایند که از اولیه اشخاصی بود که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد؛ هرچند هیچیک از منابع دارای اعتبار اولیه، درباره حضور او سخنی به فی مابین نیاوردهاند. منابع درباره حضور دیگر مهاجران حتی اصحاب درجه میانگین یا این که زیر غیر از این اشخاص، سخنی به فی مابین نیاوردهاند.[۲۲] بعضا دانشمندان با استناداتی تصریح کردهاند که تعداد مهاجران حاضر در سقیفه بسیار معدود بوده میباشد.[۲۳]
دارای اسم و رسمترین انصار حاضر در سقیفه به نقل از منابع عبارتند از: سعد بن عباده، پسرش قیس، بشیر بن سعد پسرعمو و حریف سعد، اسید بن حضیر، اثبات بن قیس، براء بن عازب، حباب بن منذر.[۲۴]
ابنقتیبه با عبارت «در صورتیکه سعد یارانی برای مبارزه با آنها مییافت بدون شک باآنان نبرد میکرد.»[۲۵]، کنایهای درباره عدم اجماع انصار ناشی از نادر بودن تعداد اشخاص در اجتماع سقیفه دارااست.[۲۶]
مناظرات سقیفه
در محل سقیفه گفتگوهای بخش اعظمی فی مابین انصار حاضر و مهاجرانی که با تأخیر به آنها ملحق شدند، تعویض شوید که هرکدام به نوبه خویش تأثیرگذار بود؛ البته بیشترین تأثیر در سخنان ابوبکر و همراهانش بود. برخی از مکالمات برقرار گردیده در آن تاریخ از اشخاص ذیل مسجد غدیر بلوار معلم مشهد میباشد:
سعد بن عباده: او عمدتاً در اولِ گرد هم آیی و قبل از ورود ابوبکر و همراهانش صحبت بیان کرد و اما بهخیال و خاطر ناتوانیاش بر تاثیر بیماری، سخنان او را فرزندش به جمعیت ابلاغ مینمود. اهم سخنان او عبارتند از: بیان مناقب و سوابق انصار، برتری آنها بر دیگر تیمهای مسلمان، سرویس ها این جماعت به اسلام و رسول(ص) و رضایت رسول از انصار هنگام وفات. او با این تحلیلها انصار را سزاوارخیس برای جانشینی خاطرنشان کرد و آنها را به مبادرت برای به دستگیری زمام کارها دعوت نمود و توصیه تعیین امیری از انصار و امیری از مهاجران را باخت و مسجد غدیر فلاحی مشهد عقبنشینی میدانست.[۱۱]
ابوبکر: سخنان او انتخابکننده سود این اجتماع بود. او در یکسری وهله سخنانی خلل کرد که چکیده آن ها اینگونه میباشد: امتیاز مهاجران بر انصار به عنوان مثال پیشگامی آن ها در تصدیق رسالت فرستاده(ص)، سبقت در ایمان و عبادت خداوند، ارتباط خویشاوندی و یا این که دوستی مهاجران با رسول؛ حق تقدم مهاجران برای جانشینی رسول به همین دلایل، مناقب و سوابق انصار و آمادگی و حق تقدم آن ها برای تصدی منزلت وزارت و خیر حکومت، نهی مخالفت با جانشینی مسجد بابا غدیر مشهد مهاجران.[۱۲]
حباب بن منذر: او دو یا این که سه وهله در سقیفه حرف اذعان کرد که هربار سخنانش شامل تحریک و یا این که ترساندن علیه مهاجران بهخصوص ابوبکر و قدمت بود.[۱۳] او در نوبتی گشوده هم سفارش امیری از هر خویشاوندان را مطرح مسجد بابا قدرت مشهد کرد.[۱۴]
قدمت بن خطاب: قدمت بیشتر سخنانِ ابوبکر را تأیید و با دلیلهایی بر آن تأکید نموده است. بعضی از این دلایل عبارتند از: قطعیت عدم مخالفت اعراب با جانشینی خانواده فرستاده، عدم قابلیت و امکان تعیین دو امیر از هر کدام از دو تیم، چراکه دو خنجر در یک غلاف نگنجند.[۱۵]
ابوعبیده جراح: او در سخنی خطاب به انصار آنانرا از تبدیل و تغییر و تحول آئین و پایه وحدت مسلمانها، نهی نموده است.[۱۶]
بشیر بن سعد: او از فامیل خزرج و انصار میباشد. او در یک سری وهله عاملهای ابوبکر و همراهانش را تأیید کرده و با الفاظی مانند خوف از آفریدگار و عدم مخالفت با یک حق مسلم، انصار را از مخالفت با مهاجران بازداشتن نموده است.[۱۷]
عبدالرحمن بن عوف: منزلت و فضیلت کسانی مانند حضرت علی(ع)، ابوبکر و قدمت را یاداوری کرده و انصار را فاقد اینگونه بزرگانی معرفی نموده است.[۱۸]
زید بن ارقم: او از انصار میباشد؛ وی در سقیفه و در مقابل ادلههای ابوبکر و عبدالرحمن بن عوف، علی(ع) را شخصی معرفی مینماید که تک تک این خصوصیتها را داراست و درحالتی که برای بیعتدریافت کردن پیشگام میشد، کسی با وی مخالفت نمی کرد.[۱۹]
مجموعههای حاضر
بیشتر گزارشهای مو جود در منابع اهلسنت پیرامون سقیفه بنیساعده از حضور و شرکت کردن سیاسی مردم مهاجران و انصار درین حادثه داراست،[۲۰] اکنون آنکه بخش اعظمی از منابع از دو مرحله بیعت با ابوبکر حافظه کردهاند که عبارتند از بیعت روز سقیفه و بیعت سایر حاضران در شهر مدینه که روز بعد از رخداد سقیفه پیش آمده و از آن با تیتر بیعت عام خاطر میگردد؛[۲۱]
به گفته ویلفرد مادلونگ، از فی مابین مهاجرین صرفا ابوبکر، قدمت و ابوعبیده در گردهمایی سقیفه حضور داشتند که قابلیت و امکان ملازمت و همراهی یکسری همراه فردی، اعضای خانواده و موالی این سه نفر نیز بدور از ذهن وجود ندارد. همینسیرتکامل بعضا دانشمندان حضور تندرست مخلوق آزادشده ابوحذیفه، را بیان مینمایند که از اولیه اشخاصی بود که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد؛ هرچند هیچیک از منابع دارای اعتبار اولیه، درباره حضور او سخنی به فی مابین نیاوردهاند. منابع درباره حضور دیگر مهاجران حتی اصحاب درجه میانگین یا این که زیر غیر از این اشخاص، سخنی به فی مابین نیاوردهاند.[۲۲] بعضا دانشمندان با استناداتی تصریح کردهاند که تعداد مهاجران حاضر در سقیفه بسیار معدود بوده میباشد.[۲۳]
دارای اسم و رسمترین انصار حاضر در سقیفه به نقل از منابع عبارتند از: سعد بن عباده، پسرش قیس، بشیر بن سعد پسرعمو و حریف سعد، اسید بن حضیر، اثبات بن قیس، براء بن عازب، حباب بن منذر.[۲۴]
ابنقتیبه با عبارت «در صورتیکه سعد یارانی برای مبارزه با آنها مییافت بدون شک باآنان نبرد میکرد.»[۲۵]، کنایهای درباره عدم اجماع انصار ناشی از نادر بودن تعداد اشخاص در اجتماع سقیفه دارااست.[۲۶]

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی