خواسته از این اصل در نرم افزارى تربیتى، ساخت و رویش روحیهى تعبد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در متربى میباشد، به نحوى که در وی حالتى حاکى از اطاعت متواضعانه در قبال دستورها الهى ساختوساز نماید. ثبات در هدف ها کلى و پیروى از ضوابط به یادماندنی الهى، انگیزش درونى ناشى از حضور خدا نزد شخص و استحصال آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عزت نفس از روش پشت گرمی به پروردگار و استغناء درونى از دیگر افراد، رهایى از شم تنهایى و ... بعضى از دستاوردهاى تربیتى خدامحورى و تعبد مدارىاند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
3. متربىمحورى
یکى از شاخصههاى اصلی در سنجش کارایى هر نظام تربیتى واحد سنجش واقعنگرى و تأکید آن بر متربّى میباشد. تربیت در صورتى که بر مدار نیازها و ویژگیهاى بشر باشد، نیازمند هیچسی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رتکامل فشار و نادیدهتصاحب کردن حقیقتهاى جانور در وی وجود ندارد. تربیتى که از وی استارت مىشود و در وی سیر مىنماید و به وی ختم مىخواهد شد. تربیت دینى در عین درحال حاضر که بشر را به سوى معبود سوق مىدهد، تأمینکنندهى نیازهاى اوست؛ شایان بیان میباشد که بینش تربیتى آیین دربارهى تعالىجویى بشر به سوى پروردگار، با اعتنا به توانایىها و محدودیتهاى حکم دهنده بر وى تبیین مىخواهد شد و هیچ وقت فارغ آمادگی و آمادگى وی تکلیفى بر وی زور نمىگردد.
با تاییدِ اصل متربىمحورى در یاددادن وتربیت، می بایست مواردى از قبیل رفق و مدارا، اعتنا به تفاوتهاى فردى، انجام راههاى عقلانى، آزادىبشر و تدریجى بودن تربیت، آیتم دقت قرار گیرد.
4. زندگى محورى
از آنجایى که آیین ناظر بر همگیى جوانب زندگى آدم میباشد و با نگرشى بالاتر از رفع نیازهاى موضعى و مادّى، جهتدهندهى بسیارى از درخواستهاى بشر در فرآیند زندگى فردى و اجتماعى از نگاه انتخاب و طریقى شغل و مسیر آن میباشد، تربیت بر شالوده اینگونه نگرشى نیازمند عدم انفکاک از متن زندگى میباشد. در چارچوب تربیت دینى، ترغیب به گوشهگیرى از اجتماع و تقویت روحیهى مرتاضانه در شخص، امرى تماماً غیرمتعارف میباشد (مطهرى، ج2، ص241). بهایننظر منزلت اجراى تربیت دینى و به عبارتى آزمایشگاه آن، متن زندگى و مراحل متداول آن میباشد. پوستههاى تربیتى، مانند صداقت، ایثار، سپردهدارى، عدل و دادورزى، قناعت، انفاق و... از مواردى تعیین مىخواهد شد که در مناسبات عادى زندگى جمعى مطرح و آیتم اعتنا میباشد؛ به این مضمون که از رهگذر نیازهاى غریزى، مناسبات اجتماعى، تمایلات و میلهاى طبیعى و خلاصه هر آنچه در میدان جذب و دفع رفتارهاى عادى زندگى اجتماعى قرار مىگیرد، مبادرت به آیینورزى و تربیت دینى مىگردد. آیاتى از قبیل: اعراف، 68؛ محمد، 31؛ انبیاء، 35؛ کهف، 7؛ آل عمران، 168 بر این مقاله دلالت داراهستند.
تأکید بر رویش اجتماعى یکى از اساسیترین دستاوردهاى این اصل میباشد.
5. فردمحورى
در تاملى اسلامى همواره بشر تحت عنوان شخص و خیر تیم در مدار تربیت و اصلاح قرار مىگیرد. مفاهیم و اصطلاحاتى از قبیل تهذیب، تزکیه، یاد آوری، تأدیب و ... در تمدن اسلامى، از نوعى خط مش اصلاحى و تربیتى به شخص انسانى حکایت مىنماید؛ به این ترتیب، پدیدهى تربیت در فکرى اسلامى راه و روش ورود خویش را به جامعه از روش مواجههى تربیتى با تکتک اشخاص آن هموار مىسازد. اصل فردمحورى بهاین معناست که:
1. آدم مسئول ایفا خود میباشد. قرآن دراین خصوص مىفرماید: کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ؛ هر کسى در گرو دستاورد خود میباشد (مدثر، آیهى 38)؛
2. هر شخص می بایست در مدار در اختیار گرفتن و پژوهش پروردگار و خیر دیگر دست اندرکاران (جامعه و...) باشد. به تعبیروتفسیر قرآن: وَ مَا یَلْفَظْ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ؛ و هیچ سخنى را نمىگوید مگر اینکه مراقبى مهیا نزد وی آن را ضبط مىنماید (ق، آیهى 18)؛
3. بشر به تنهایى آیتم ارزیابى قرار مىگیرد. قرآن دراین خصوص مىفرماید: وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرادى کَمَا خَلَقْنکُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ؛ و همانگونه که شمارا اولتوشه آفریدیم، اینک نیز فقط به سوى ما آمدهاید (مریم، آیهى 94).
مهمترین اثار در مراحل تربیت اسلامى از منظر فردیت عبارتاند از:
فردیت و مسئولیت:
فردیت ارتباطاى ناگسستنى دارای تعهد دارااست و مسئولیت فقط در بستر فردیت مفهوم و معنی مىیابد. در فکرى اسلامى، آدم تحت عنوان شخص، مسئول کل اجرا خود میباشد: کُلُّ امْرِىٍ بِمَا کَسَبَ رَهینٌ؛ هر کسى در گرو دستاورد خود میباشد (طور، آیهى 21)؛ یا این که در تعبیرى دیگر اورده شده میباشد که هر انسانى برایند سعى و تلاش خود میباشد: اَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ اِلاّ مَا سَعى؛ و اینکه براى بشر جز نتایج عملکرد وی وجود ندارد (نجم، آیهى 39) و خویش وی نیز اولین کسى میباشد که از فایده و ضرر اجرا خویش، منتفع مىگردد: فَمَنْ اِهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ظَلَّ فَاِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا؛ پس هرکس هدایت گردد، به بهره خویش اوست، و هرکس بیراهه رود، صرفا به ضرر و زیان خودش منحرف مىخواهد شد» (زمر، آیهى 41).
6. کارگرایى
بر هیچ کسى پوشیده وجود ندارد که آیین همواره بیش تر از آنکه متعلق به حوزهى آگاهىهاى آدم باشد ناظر بر موضع عملى وى میباشد. درحالتی که بر آگاهى نیز تأکید مىگردد، فقط به مراد منعکس شدن آن در حوزهى انجام و خوی بشر میباشد؛ براین اساس آگاهى و معرفت دینى در صورتى متشخص شخص عجین مىگردد و در وی تأثیر مىگذارد که با فعالیت وى مقرون خواهد شد؛ از اینرو، یک مربى چیره کسى میباشد که همواره با دقت به گنجایش و آمادگی متربى اورا وادار به شغل نماید.
دوری از ذهنگرایى یکى از دستاوردهاى تربیتى اصل کارگرایى میباشد.
بهخواسته پرنورشدن چگونگی تأثیرگذارى کار برروند تربیتدینى وجوانب آن، مىاقتدار گفت و گورا درقالبهاى زیر پىگیرى کرد:
فعالیت و معرفت
به صورت کلى آگاهىهاى آدم صرفا از روش تجربیات شناختى و انکشاف مقولات خارجى نتیجه ها نمىخواهد شد، بلکه از رهگذر آگاهى و فعالیت میباشد که تغییرات واقعى در خلق آدمى پدید مىآید. علاوه بر آنکه تأثیر کار بر شخص از دو جهت مثبت و منفى قابل ارزیابى میباشد. یا این که اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانا؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، در شرایطی که از پروردگار پروا دارید، براى شما وسیلهاى جهت تمایز و تشخیص و جداگانه کردن حق از فسخ قرار مىدهد (انفال / 29). خلال این آیه 69 عنکبوت و 99 حج نیز بر این مقاله دلالت داراهستند.
از طرف دیگر هر نوع فعالیت منافى با آئین مىتواند موجب کاستى در جانب شعور حقایق و کاهش اعتقاد و باور و تعهد براى شغل به آن باشد. حضرت على(ع) درین خصوص مىفرماید:
اَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِع (نهجالبلاغه، حکمت 231)؛
بیشترین جایگاهى که کوچک و عقل آدم در آن قربانى مىگردد، هنگامى میباشد که برق طمع مىدرخشد.
کار و نیّت
نقش تربیتى کار دینى از روش نیت و علت قابل ارزیابى میباشد؛ براین اساس با دقت بدینکه تأثیر شغل در تربیت مشروط به چگونگی آن میباشد و کار واپسین رینگى تحقق علت و نیت میباشد، نمىاقتدار دربین آن دو انفکاک قائل شد. خیر نیت فارغ از کار نیت واقعى میباشد و خیر کار سوای نیت قوی به تغییرو تحول بشر میباشد.
فعالیت و تست
شغلْ ابزارى براى آزمون و تست خویش و دیگر افراد میباشد. هر تعدادی نیت همواره حکم کننده بر کار میباشد، البته آنچه در بیرون ظهور مىنماید به عبارتی کار میباشد؛ از این رو، مىقدرت از روش فعالیت و تداوم آن به شرایط انگیزشى شخص نیز پىموفقیت؛ لذا فعالیت میزانى براى تست در فرایند تربیت، و ترازو سنجش پایدارى شخص مىباشد.
وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَئىٍ مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعَ و نَقْصٍ مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَْنْفُسِ و الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ و به طبع شمارا به چیزى از هراس و گرسنگى و کاهش در اموال و جانها و تولید ها مىآزماییم و مژده ده شکیبایان را (بقره، آیهى 155). همینطور آیاتى از قبیل: مائده، آیهى 165؛ آل عمران، آیهها 186 و 154؛ محمد، آیهى 31؛ عنکبوت، آیهى 2؛ انبیاء، آیهى 35؛ تغابن، آیهى 15 و انفال، آیهى 28 نیز بر این مقاله دلالت داراهستند.
7. اخلاق و رفتارمدارى
یکى از موادسازنده و هدف ها اصلی آئین، اخلاق و رفتار میباشد. هدف از کل معارف دینى و اجرا مناسک و شعایر، ساختوساز دگرگونی اخلاقى در آدم میباشد، به نحوى که در حالتیکه موادسازنده معرفتى و عبادى در آیین نتوانند در حوزهى اخلاقى تأثیر بگذارند به کمال خویش دست نیافتهاند. هنگامى که به اسلام حیث مىافکنیم درمىیابیم که پافشارى و تأکید بر نهایتها و فرجامهاى اخلاقى و عملى در پوسته زهدوتقوا، عبرتآموزى، شکرگزارى، ایمان و اعتقاد و باور، اخذ هدایت، عبادت الهى، نیل به رویش و رستگارى و... بیانکننده بها بىهمتاى عنصر کردار فی مابین دیگر عنصرها میباشد؛ به این ترتیب مىقدرت وابسته تربیت دینى را به عبارتی تربیت اخلاقى دانست. رسول(ص) فرمود: اِنّى بُعِثْتُ ِلاُتَمِمَ مَشغلِمَ الاَخْلاق؛ همانا اینجانب براى بدون نقص کردن کرامتهاى اخلاقى مبعوث گردیدهام (بحارالانوار؛ ج16، ص210). مفاهیمى از قبیل برّ و نیکى، نه، دارای شهرت، احسان، عدل، اجتناب از بی عفتی، منکر و ظلم و... حاکى از راه اخلاق و رفتار به تربیت دینى میباشد. (برخى از نشانهها دراین باره عبارتاند از: اعراف، 33 و 199؛ بقره، 78 و 195 و 263؛ آل عمران، 104 و 193 و 198؛ قصص، 77؛ هود، 71؛ مؤمنون، 96؛ اسراء، 53؛ بقره، 169 و 268؛ عنکبوت، 45 و انعام، 151).
قرآن حصول معرفت را فقط ابزارى براى نیل به دگرگونی اخلاق و رفتار مىداند؛ چه معرفت در سطح دنیاشناسى باشد و چه آگاهى از کارها غیب و چه معرفت از اتفاق ها تاریخى
خواسته از این اصل در نرم افزارى تربیتى، ساخت و رویش روحیهى تعبد مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در متربى میباشد، به نحوى که در وی حالتى حاکى از اطاعت متواضعانه در قبال دستورها الهى ساختوساز نماید. ثبات در هدف ها کلى و پیروى از ضوابط به یادماندنی الهى، انگیزش درونى ناشى از حضور خدا نزد شخص و استحصال آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد عزت نفس از روش پشت گرمی به پروردگار و استغناء درونى از دیگر افراد، رهایى از شم تنهایى و ... بعضى از دستاوردهاى تربیتى خدامحورى و تعبد مدارىاند. رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد
3. متربىمحورى
یکى از شاخصههاى اصلی در سنجش کارایى هر نظام تربیتى واحد سنجش واقعنگرى و تأکید آن بر متربّى میباشد. تربیت در صورتى که بر مدار نیازها و ویژگیهاى بشر باشد، نیازمند هیچسی شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد رتکامل فشار و نادیدهتصاحب کردن حقیقتهاى جانور در وی وجود ندارد. تربیتى که از وی استارت مىشود و در وی سیر مىنماید و به وی ختم مىخواهد شد. تربیت دینى در عین درحال حاضر که بشر را به سوى معبود سوق مىدهد، تأمینکنندهى نیازهاى اوست؛ شایان بیان میباشد که بینش تربیتى آیین دربارهى تعالىجویى بشر به سوى پروردگار، با اعتنا به توانایىها و محدودیتهاى حکم دهنده بر وى تبیین مىخواهد شد و هیچ وقت فارغ آمادگی و آمادگى وی تکلیفى بر وی زور نمىگردد.
با تاییدِ اصل متربىمحورى در یاددادن وتربیت، می بایست مواردى از قبیل رفق و مدارا، اعتنا به تفاوتهاى فردى، انجام راههاى عقلانى، آزادىبشر و تدریجى بودن تربیت، آیتم دقت قرار گیرد.
4. زندگى محورى
از آنجایى که آیین ناظر بر همگیى جوانب زندگى آدم میباشد و با نگرشى بالاتر از رفع نیازهاى موضعى و مادّى، جهتدهندهى بسیارى از درخواستهاى بشر در فرآیند زندگى فردى و اجتماعى از نگاه انتخاب و طریقى شغل و مسیر آن میباشد، تربیت بر شالوده اینگونه نگرشى نیازمند عدم انفکاک از متن زندگى میباشد. در چارچوب تربیت دینى، ترغیب به گوشهگیرى از اجتماع و تقویت روحیهى مرتاضانه در شخص، امرى تماماً غیرمتعارف میباشد (مطهرى، ج2، ص241). بهایننظر منزلت اجراى تربیت دینى و به عبارتى آزمایشگاه آن، متن زندگى و مراحل متداول آن میباشد. پوستههاى تربیتى، مانند صداقت، ایثار، سپردهدارى، عدل و دادورزى، قناعت، انفاق و... از مواردى تعیین مىخواهد شد که در مناسبات عادى زندگى جمعى مطرح و آیتم اعتنا میباشد؛ به این مضمون که از رهگذر نیازهاى غریزى، مناسبات اجتماعى، تمایلات و میلهاى طبیعى و خلاصه هر آنچه در میدان جذب و دفع رفتارهاى عادى زندگى اجتماعى قرار مىگیرد، مبادرت به آیینورزى و تربیت دینى مىگردد. آیاتى از قبیل: اعراف، 68؛ محمد، 31؛ انبیاء، 35؛ کهف، 7؛ آل عمران، 168 بر این مقاله دلالت داراهستند.
تأکید بر رویش اجتماعى یکى از اساسیترین دستاوردهاى این اصل میباشد.
5. فردمحورى
در تاملى اسلامى همواره بشر تحت عنوان شخص و خیر تیم در مدار تربیت و اصلاح قرار مىگیرد. مفاهیم و اصطلاحاتى از قبیل تهذیب، تزکیه، یاد آوری، تأدیب و ... در تمدن اسلامى، از نوعى خط مش اصلاحى و تربیتى به شخص انسانى حکایت مىنماید؛ به این ترتیب، پدیدهى تربیت در فکرى اسلامى راه و روش ورود خویش را به جامعه از روش مواجههى تربیتى با تکتک اشخاص آن هموار مىسازد. اصل فردمحورى بهاین معناست که:
1. آدم مسئول ایفا خود میباشد. قرآن دراین خصوص مىفرماید: کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ؛ هر کسى در گرو دستاورد خود میباشد (مدثر، آیهى 38)؛
2. هر شخص می بایست در مدار در اختیار گرفتن و پژوهش پروردگار و خیر دیگر دست اندرکاران (جامعه و...) باشد. به تعبیروتفسیر قرآن: وَ مَا یَلْفَظْ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ؛ و هیچ سخنى را نمىگوید مگر اینکه مراقبى مهیا نزد وی آن را ضبط مىنماید (ق، آیهى 18)؛
3. بشر به تنهایى آیتم ارزیابى قرار مىگیرد. قرآن دراین خصوص مىفرماید: وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرادى کَمَا خَلَقْنکُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ؛ و همانگونه که شمارا اولتوشه آفریدیم، اینک نیز فقط به سوى ما آمدهاید (مریم، آیهى 94).
مهمترین اثار در مراحل تربیت اسلامى از منظر فردیت عبارتاند از:
فردیت و مسئولیت:
فردیت ارتباطاى ناگسستنى دارای تعهد دارااست و مسئولیت فقط در بستر فردیت مفهوم و معنی مىیابد. در فکرى اسلامى، آدم تحت عنوان شخص، مسئول کل اجرا خود میباشد: کُلُّ امْرِىٍ بِمَا کَسَبَ رَهینٌ؛ هر کسى در گرو دستاورد خود میباشد (طور، آیهى 21)؛ یا این که در تعبیرى دیگر اورده شده میباشد که هر انسانى برایند سعى و تلاش خود میباشد: اَنْ لَیْسَ لِلاِنْسانِ اِلاّ مَا سَعى؛ و اینکه براى بشر جز نتایج عملکرد وی وجود ندارد (نجم، آیهى 39) و خویش وی نیز اولین کسى میباشد که از فایده و ضرر اجرا خویش، منتفع مىگردد: فَمَنْ اِهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ظَلَّ فَاِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا؛ پس هرکس هدایت گردد، به بهره خویش اوست، و هرکس بیراهه رود، صرفا به ضرر و زیان خودش منحرف مىخواهد شد» (زمر، آیهى 41).
6. کارگرایى
بر هیچ کسى پوشیده وجود ندارد که آیین همواره بیش تر از آنکه متعلق به حوزهى آگاهىهاى آدم باشد ناظر بر موضع عملى وى میباشد. درحالتی که بر آگاهى نیز تأکید مىگردد، فقط به مراد منعکس شدن آن در حوزهى انجام و خوی بشر میباشد؛ براین اساس آگاهى و معرفت دینى در صورتى متشخص شخص عجین مىگردد و در وی تأثیر مىگذارد که با فعالیت وى مقرون خواهد شد؛ از اینرو، یک مربى چیره کسى میباشد که همواره با دقت به گنجایش و آمادگی متربى اورا وادار به شغل نماید.
دوری از ذهنگرایى یکى از دستاوردهاى تربیتى اصل کارگرایى میباشد.
بهخواسته پرنورشدن چگونگی تأثیرگذارى کار برروند تربیتدینى وجوانب آن، مىاقتدار گفت و گورا درقالبهاى زیر پىگیرى کرد:
فعالیت و معرفت
به صورت کلى آگاهىهاى آدم صرفا از روش تجربیات شناختى و انکشاف مقولات خارجى نتیجه ها نمىخواهد شد، بلکه از رهگذر آگاهى و فعالیت میباشد که تغییرات واقعى در خلق آدمى پدید مىآید. علاوه بر آنکه تأثیر کار بر شخص از دو جهت مثبت و منفى قابل ارزیابى میباشد. یا این که اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانا؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، در شرایطی که از پروردگار پروا دارید، براى شما وسیلهاى جهت تمایز و تشخیص و جداگانه کردن حق از فسخ قرار مىدهد (انفال / 29). خلال این آیه 69 عنکبوت و 99 حج نیز بر این مقاله دلالت داراهستند.
از طرف دیگر هر نوع فعالیت منافى با آئین مىتواند موجب کاستى در جانب شعور حقایق و کاهش اعتقاد و باور و تعهد براى شغل به آن باشد. حضرت على(ع) درین خصوص مىفرماید:
اَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطامِع (نهجالبلاغه، حکمت 231)؛
بیشترین جایگاهى که کوچک و عقل آدم در آن قربانى مىگردد، هنگامى میباشد که برق طمع مىدرخشد.
کار و نیّت
نقش تربیتى کار دینى از روش نیت و علت قابل ارزیابى میباشد؛ براین اساس با دقت بدینکه تأثیر شغل در تربیت مشروط به چگونگی آن میباشد و کار واپسین رینگى تحقق علت و نیت میباشد، نمىاقتدار دربین آن دو انفکاک قائل شد. خیر نیت فارغ از کار نیت واقعى میباشد و خیر کار سوای نیت قوی به تغییرو تحول بشر میباشد.
فعالیت و تست
شغلْ ابزارى براى آزمون و تست خویش و دیگر افراد میباشد. هر تعدادی نیت همواره حکم کننده بر کار میباشد، البته آنچه در بیرون ظهور مىنماید به عبارتی کار میباشد؛ از این رو، مىقدرت از روش فعالیت و تداوم آن به شرایط انگیزشى شخص نیز پىموفقیت؛ لذا فعالیت میزانى براى تست در فرایند تربیت، و ترازو سنجش پایدارى شخص مىباشد.
وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَئىٍ مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعَ و نَقْصٍ مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَْنْفُسِ و الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ؛ و به طبع شمارا به چیزى از هراس و گرسنگى و کاهش در اموال و جانها و تولید ها مىآزماییم و مژده ده شکیبایان را (بقره، آیهى 155). همینطور آیاتى از قبیل: مائده، آیهى 165؛ آل عمران، آیهها 186 و 154؛ محمد، آیهى 31؛ عنکبوت، آیهى 2؛ انبیاء، آیهى 35؛ تغابن، آیهى 15 و انفال، آیهى 28 نیز بر این مقاله دلالت داراهستند.
7. اخلاق و رفتارمدارى
یکى از موادسازنده و هدف ها اصلی آئین، اخلاق و رفتار میباشد. هدف از کل معارف دینى و اجرا مناسک و شعایر، ساختوساز دگرگونی اخلاقى در آدم میباشد، به نحوى که در حالتیکه موادسازنده معرفتى و عبادى در آیین نتوانند در حوزهى اخلاقى تأثیر بگذارند به کمال خویش دست نیافتهاند. هنگامى که به اسلام حیث مىافکنیم درمىیابیم که پافشارى و تأکید بر نهایتها و فرجامهاى اخلاقى و عملى در پوسته زهدوتقوا، عبرتآموزى، شکرگزارى، ایمان و اعتقاد و باور، اخذ هدایت، عبادت الهى، نیل به رویش و رستگارى و... بیانکننده بها بىهمتاى عنصر کردار فی مابین دیگر عنصرها میباشد؛ به این ترتیب مىقدرت وابسته تربیت دینى را به عبارتی تربیت اخلاقى دانست. رسول(ص) فرمود: اِنّى بُعِثْتُ ِلاُتَمِمَ مَشغلِمَ الاَخْلاق؛ همانا اینجانب براى بدون نقص کردن کرامتهاى اخلاقى مبعوث گردیدهام (بحارالانوار؛ ج16، ص210). مفاهیمى از قبیل برّ و نیکى، نه، دارای شهرت، احسان، عدل، اجتناب از بی عفتی، منکر و ظلم و... حاکى از راه اخلاق و رفتار به تربیت دینى میباشد. (برخى از نشانهها دراین باره عبارتاند از: اعراف، 33 و 199؛ بقره، 78 و 195 و 263؛ آل عمران، 104 و 193 و 198؛ قصص، 77؛ هود، 71؛ مؤمنون، 96؛ اسراء، 53؛ بقره، 169 و 268؛ عنکبوت، 45 و انعام، 151).
قرآن حصول معرفت را فقط ابزارى براى نیل به دگرگونی اخلاق و رفتار مىداند؛ چه معرفت در سطح دنیاشناسى باشد و چه آگاهى از کارها غیب و چه معرفت از اتفاق ها تاریخى

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی