اورامان یا این که هورامان، به گویش باستانی کردی میباشد. این واژه و کلمه از دو نصیب «هورا» به مضمون شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد «اهورا» و «مان» در معنای منزل یا این که مرز و بوم تشکیلشده و معنا میهن اهورایی و «مقام اهورامزدا»میدهد. ازآنجاکه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هور در اوستا معنای خورشید دارااست، هورامان، معنا منزل خورشید را هم می اقتدار برای آن در حیث گرفت. عموم بر این باورند کهاین شهر هنگامی پایتخت حکام محلی بوده و به همین عامل پسوند تخت به معنای پایتخت را به آن افزوده اند. عموم مسن حوزه از حمله آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قومی به اسم اور بهاین دیار حافظه می نمایند و میگویند در آن مجال عموم هم فریاد می مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زدند «اور! مدد!» و همین شد که اسم اورامان بدین ناحیه داده شد. جمعای دیگر این کلمه و واژه را به معنای وارد شدن ابر میدانند و معنای پر رنگ ، بالاآمده یا این که سربلند را نیز برای آن تیتر می نمایند که از کوههای مرتفع دور و اطراف روستا الهام میگیرد.پوست حیوان ها کشف گردیده در حوزه نیز به روزگار اشکانیان و سلوکیان وابستگی داراهستند و نوشته هایی به لهجه پهلوی و یونانی بر روی آنان مشاهده می شود. گویی در آن مجال ورقه ها دادوستد بر روی پوست حیوانها حک می گردیده به دلیل آنکه نوشته روی این پوست ها حکایت از معامله خریدوفروش زمین در میان دو نفر را داراست. همگی این شواهد نشانه میدهند که حوزه اورامان و روستاها، شهرها و سکونتگاه هایش عمر متعددی دارا هستند و از حیث تاریخی بسیار دارای اهمیت میباشند. گفته میشود کهن ترین نصیب اورامان تخت در شمال آن و کنار به اسم تنوره دیوا (تنور دیوو) و چشمه هانودگا صورت گرفته میباشد؛ بقیه به همین استدلال بقایایی از دیوارها و ردیفهای سنگی خشکه چین در شمال این سکونتگاه مشاهده میشود. گفته می گردد ساکنان سابق اورامان تخت، مردمی به اسم کرته یا این که کرتو بوده اند که داده ها دقیقی از آنان به دست نیامده میباشد. نزدیک به هزاره اولیه پیش از به دنیا آمدن مجموعه ای از عموم ایل گوان قدیم که از اجداد عموم هورامی گویش میباشند بهاین حوزه آمدند و مستقر شدند. آنها قبلا مستقر شمال جمهوری اسلامی ایران تا قربت کابل بودند که شاپور یکم ساسانی هنگام بستن حایل شوشتر یک سری هزار بدن از آنها را از کابل به خوزستان خواند و در آنجا بومی کرد. ابعاد عموم این ایل در خوزستان و عجم تا لرستان متفرق شدند و به جنوب کرمانشاه تا جنوب کردستان خط مش یافتند. به گذر زمان مجال آنهارا هورامی خواندند و اسم هورامان را بر محل یکجانشینی شان گذاشتند. بعضا میگویند اسم اینجا در پیمان صفویه بوسیله مصطفی قلی تعیین شدهاست.
اورامان یا این که هورامان، به گویش باستانی کردی میباشد. این واژه و کلمه از دو نصیب «هورا» به مضمون شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد «اهورا» و «مان» در معنای منزل یا این که مرز و بوم تشکیلشده و معنا میهن اهورایی و «مقام اهورامزدا»میدهد. ازآنجاکه رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد هور در اوستا معنای خورشید دارااست، هورامان، معنا منزل خورشید را هم می اقتدار برای آن در حیث گرفت. عموم بر این باورند کهاین شهر هنگامی پایتخت حکام محلی بوده و به همین عامل پسوند تخت به معنای پایتخت را به آن افزوده اند. عموم مسن حوزه از حمله آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد قومی به اسم اور بهاین دیار حافظه می نمایند و میگویند در آن مجال عموم هم فریاد می مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد زدند «اور! مدد!» و همین شد که اسم اورامان بدین ناحیه داده شد. جمعای دیگر این کلمه و واژه را به معنای وارد شدن ابر میدانند و معنای پر رنگ ، بالاآمده یا این که سربلند را نیز برای آن تیتر می نمایند که از کوههای مرتفع دور و اطراف روستا الهام میگیرد.پوست حیوان ها کشف گردیده در حوزه نیز به روزگار اشکانیان و سلوکیان وابستگی داراهستند و نوشته هایی به لهجه پهلوی و یونانی بر روی آنان مشاهده می شود. گویی در آن مجال ورقه ها دادوستد بر روی پوست حیوانها حک می گردیده به دلیل آنکه نوشته روی این پوست ها حکایت از معامله خریدوفروش زمین در میان دو نفر را داراست. همگی این شواهد نشانه میدهند که حوزه اورامان و روستاها، شهرها و سکونتگاه هایش عمر متعددی دارا هستند و از حیث تاریخی بسیار دارای اهمیت میباشند. گفته میشود کهن ترین نصیب اورامان تخت در شمال آن و کنار به اسم تنوره دیوا (تنور دیوو) و چشمه هانودگا صورت گرفته میباشد؛ بقیه به همین استدلال بقایایی از دیوارها و ردیفهای سنگی خشکه چین در شمال این سکونتگاه مشاهده میشود. گفته می گردد ساکنان سابق اورامان تخت، مردمی به اسم کرته یا این که کرتو بوده اند که داده ها دقیقی از آنان به دست نیامده میباشد. نزدیک به هزاره اولیه پیش از به دنیا آمدن مجموعه ای از عموم ایل گوان قدیم که از اجداد عموم هورامی گویش میباشند بهاین حوزه آمدند و مستقر شدند. آنها قبلا مستقر شمال جمهوری اسلامی ایران تا قربت کابل بودند که شاپور یکم ساسانی هنگام بستن حایل شوشتر یک سری هزار بدن از آنها را از کابل به خوزستان خواند و در آنجا بومی کرد. ابعاد عموم این ایل در خوزستان و عجم تا لرستان متفرق شدند و به جنوب کرمانشاه تا جنوب کردستان خط مش یافتند. به گذر زمان مجال آنهارا هورامی خواندند و اسم هورامان را بر محل یکجانشینی شان گذاشتند. بعضا میگویند اسم اینجا در پیمان صفویه بوسیله مصطفی قلی تعیین شدهاست.

نقش مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی